جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
حسن المحاججة
نویسنده:
سعید عبداللطیف فوده
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
پاسخ به شبهات ناصر القفاری دربارة بدا
نویسنده:
وحید پاشایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بدا یکی از کلید ی ترین آموزه های شیعه است و فهم درست آن می تواند در زمینة باورهایی مثل خداشناسی، پیامبرشناسی و امام شناسی، همچون علم و ارادة الهی و علم غیب معصومان و پرسش های مطرح دربارة آنها راه گشا باشد. این مقاله بر آن است تا شبهات ناصر القفاری، یکی از علمای وهابی را دربارة مسئله بدا، با ادلة نقلی و عقلی به نقد کشیده، اثبات کند که استعمال بدا برای خداوند از سوی شیعیان مستلزم هیچ محذوری همچون نسبت جهل به خداوند یا برتری اهل بیت(ع) بر خالق یا غلو در جایگاه ائمه(ع) نیست. استعمال این اصطلاح، مجازی است و بدا در علم خداوند به معنای وقوع آن در لوح محو و اثبات است که تقدیرات در آن ثبت می شود و متعلق علم فعلی خداست. علم ذاتی خداوند لایزال و لایتغیر و در لوح محفوظ نزد خداوند است. همچنین غیب دانی امامان شیعه ریشه در منابع وحیانی دارد و به دلیل تفاوت بارز با علم غیب الهی در کمیت و کیفیت، مستلزم هیچ گونه برتری ایشان بر خداوند یا هیچ غلوی دربارة شخصیت ایشان نیست. داستان های تاریخی مورد استناد قفاری نیز دارای تناقض و ناپذیرفتنی اند.
جایگاه اصل علیت در الهیات اسلامی
نویسنده:
عباس ایزدپناه، اصغر آقایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این تحقیق در تلاش است تا با بررسی اجمالی موضوعات مختلف کلامی و فلسفی که با علیت رابطه‏ای مستقیم دارند، دایره بسیار گسترده این بحث را روشن کند تا در پرتو آن به اهمیت شگرف بحث علیت برسیم. روشن است که از یک سو میان مسأله علیت با مسائل کلامی‏ مانند اراده الهی، اختیار انسان و اعجاز و از سوی دیگر میان آن و برخی مسائل فلسفی و عرفانی چون قاعده الواحد و وحدت وجود، ارتباطی وثیق وجود دارد لذا شایسته است که به بحث علیت نگاهی ویژه شود تا با فهم دقیق مسئله علیت و ضرورت علی، دشواری و نکات مبهم بسیاری از این موضوعات آشکار شده و سوالات و شبهات فراوانی پیرامون آنها از میان برداشته شود.
صفحات :
از صفحه 55 تا 80
هماهنگی عقل و نقل در مسأله توحیدصفاتی از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
علی محمد ساجدی، فاطمه زارع
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پرسش اصلی تحقیق حاضر چگونگی هماهنگی میان عقل و نقل در مسأله توحید صفاتی در منظومه فلسفی ملاصدرا است. پس از تبیین هماهنگی عقل و نقل از دیدگاه صدرا، و با ذکر پیشینه ای از آراء متکلمان(اشاعره و معتزله) در خصوص رابطه میان ذات و صفات الهی وگذری نیز به آراء ابن سینا در این موضوع، به اندیشه های صدرا درباب توحید صفاتی روی آورده، برهان وی بر نظریه"عینیت ذات وصفات"را که عمدتا بر محوریت برهان صدیقین و قاعده عقلی «بسیط الحقیقه» استوار است بیان، واستناد به آیات مربوطه را معلوم نموده ایم.آیات مورد استناد همگی دال بر این است که خدا وجود محض بوده، و واجد جمیع کمالات وجود است. همچنین، با نظر به قواعد فوق، صدرا با تحلیل دقیقی نشان می دهد که کثرت اوصاف کمالی خداوند با وحدت و بساطت ذاتش همخوانی داشته، و از ناحیه کثرت صفات، کثرت و ترکیبی در ساحت قدس ربوبی پدید نمی‏آید. ادله عقلی ملاصدرا مبنی برعینیت ذات وصفات که جمعا 5 دلیل از مجموعه آثار وی استخراج، و در پی مباحث فوق مطرح شده است، همگی با کلام نورانی مولی الموحدین امام علی(ع) که؛کمال توحید را نفی صفات از او می‏داند مهر تأیید ‏خورده، و تأثیر پذیری صدرا از آموزه‏های بلند خداشناسی در نهج البلاغه و سایر جوامع روایی را نمایان می‏سازد.در پایان نیزبه تناسب بحث از صفات به ذکراقسام صفات و نیز طرح مسئله تشبیه وتنزیه جهت نشان دادن اصل امکان شناخت صفات در حدود کارایی عقل بشری همراه با ادله عقلی و نقلی صدرا پرداخته ایم.
صفحات :
از صفحه 81 تا 110
دفاع عن الكافي المجلد 2
نویسنده:
ثامر هاشم حبيب عميدي
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیة,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در اين نوشتار، كتاب دفاعٌ عنِ الكافى، تأليف ثامر هاشم حبيب العميدى، از انتشارات مركز الغدير للدراسات الإسلامية قم (۱۴۱۵ ق) به صورت اجمالى معرفى گرديده است. نگارنده كتاب سعى كرده است تا تهاجم هاى گسترده به كتاب شريف الكافى در طول تاريخ را پاسخ گويد و شبهات و اشكالات وارده بر آن را نيز مطرح و رد نمايد. العميدى، ضمن بيان جايگاه ويژه كتاب الكافى به برجستگى هاى مهم اين كتاب و نگارنده آن يعنى شيخى كلينى رحمه الله پرداخته و به بررسى اصطلاحات و مفاهيم عقلى مهم اين كتاب، در باب امامت و خلافت مى پردازد. وى همچنين ادّعاهاى علماى اهل سنّت در مورد تناقض و ضعف سند روايات مربوط به مهدويت در كتاب الكافى را مطرح و پاسخ مى گويد. در فرازهايى ديگر از كتاب، العميدى، به مباحث مربوط به بداء، تقيه، قضا و قدر، تحريف قرآن و تهمت هاى وارده از اهل سنّت را در اين زمينه ها مطرح مى كند و دلايل جاهلانه آنان را پاسخ مى گويد. وى براى پاسخ به اين ادّعاها از منابع مهم شيعى و اهل سنّت، بهره گرفته است. كتاب ارزشمند الكافى، تأليف أبو جعفر محمّد بن يعقوب بن اسحاق الكلينى الرازى (م ۳۲۰ق )از مهم ترين منابع شيعه و متقن ترين آنها بعد از قرآن، از وجهه و اعتبار خاصى در ميان علما و دانشمندان و همچنين عامه شيعيان، برخوردار است. اين اعتبار و ارزش، مديون دقّت و تتبّع شيخ كلينى، در ميان منابع دست اوّل شيعه و گزينش آنها به بهترين شيوه، و گردآورى و تنظيم و سازماندهى آنها در اين مجموعه گران قدر است. از آن جا كه هر آنچه پر اهميت باشد و از محوريت بيشترى برخوردار باشد، بالطبع، از طعن و هجمه بيشترى نيز بهره مند خواهد شد و اين هجمه ها، آن گاه فزونى خواهند يافت كه كتاب، محور و معرّف مذهب و عقايد مذهبى فرقه اى دينى باشد، لذا از هر وسيله اى، در آسيب زدن و بى اهميت ساختن آن، كوتاهى نخواهد شد. كتاب ارزشمند الكافى نيز از اين گروه از كتب است. اين كتاب، بسيار مورد تهاجم و حمله قرارگرفته است و نويسنده دانشور و گران قدرى چون ثامر هاشم حبيب العميدى، در دفاع از الكافى و پاسخگويى به شبهات و اشكالات وارد بر آن، دست به قلم برده و قسمتى از عمر خود را صرف تحقيق و تفحص در اين زمينه كرده است. ايشان قبل از دفاع عن الكافى، با بررسى در الكافى، كتاب الشيخ الكلينى البغدادى و كتابه الكافى ـ الفروع را تأليف كرده اند كه البته اين تأليف، محصول پايان نامه ايشان در دوره كارشناسى ارشد بوده است. ۱ ايشان با برخوردارى از اين پشتوانه علمى و پژوهشى در الكافى، دست به نگارش كتاب دفاع عن الكافى زده است. ما نيز در اين نوشتار، بر آنيم تا معناى توصيفى اى از اين كتاب، ارائه دهيم. كتاب دفاع عن الكافى در دو جلد نگارش يافته است كه جلد اوّل آن، ۷۶۸ صفحه و جلد دوم آن، ۷۸۹ صفحه است. جلد دوم اين كتاب، در ادامه همان جلد اوّل، در دو باب آمده كه باب سوم آن، داراى چهار فصل و باب چهارم، داراى سه فصل است. باب سوم اين كتاب، در مورد «بداء» است. در اين جا نيز ابتدا بررسى لغوى و اصطلاحى اين واژه، ارائه شده است و سپس سوء برداشتى را كه از بداء شده، آورده است. در ادامه، نويسنده، اتّهاماتى كه با محوريت بداء، بر شيعه وارد ساخته اند، يكى يكى بر مى شمرد و بدانها پاسخ مى گويد كه در اين جا، فهرستوار، به اين اتّهامات و پاسخ ها اشاره مى كنيم: از جمله آن اتهامات: ۱. بداء، عقيده يهود است. وى، با مطرح كردن اين بحث كه يهود، خود، نسخ و بداء را انكار مى كنند، دلايل ديگرى هم براى ردّ اين اتّهام، آورده است. ۲. اصل بداء را ائمّه شيعه ـ كه از آنها به رافضه تعبير مى كنند ـ، وضع كرده اند. مؤلّف در اين جا با اشاره به اين كه در نزد خود اهل سنّت، امكان تغيير قضا وقدر وجود دارد، به آن پاسخ مى دهد و براى تبيين اين كلام، به نقل دو حديث از انس بن مالك ـ كه در صحيح البخارى آمده ـ مى پردازد كه در آنها تغيير قضا و قدر، به صراحت، آمده است. در ادامه، هشت حديث ديگر از بخارى (با نقل هاى متعدّد از راويان مختلف) را يك به يك مطرح و بررسى مى كند. سپس وارد مبحث محو و اثبات در نظر مفسّران اهل سنّت مى شود و بيان مى دارد كه همه صحابه و در رأس آنها عمر بن الخطّاب، به محو و اثبات، اعتقاد داشته اند و اين مطلب را از تفسير آيه ۳۹ سوره رعد: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَآءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ»، از منابع خود آنان مى آورد. فصل دوم اين باب، با متّهم كردن شيعه به «نسبت جهل دادن به خداى تعالى» آغاز مى شود كه ابتدا اقوال آنان را مطرح مى كند و سپس در پى ردّ آنها بر مى آيد و براى اين كار، ابتدا از قرآن، سپس از سنّت (با بيان سيزده قول از معصومان) و در آخر، از قول علماى شيعى با نقل بيست قول از بيست نفر علما، دالّ بر اين كه هيچ يك، قائل به جهل خداى تعالى در قبول بداء و محور اثبات نيستند، استفاده مى كند و بيان مى دارد كه بزرگان شيعه، چون شيخ صدوق، شيخ مفيد و شيخ طوسى، بر تكفير قائلان به جهل خدا فتوا داده اند. در ادامه، عقيده شيعيان را در صفات خدا مطرح مى كند كه هر چند اين بحث فلسفى است، ولى با بياناتى روشن و روان، اين بحث را به خوبى مطرح نموده، دامن شيعه را از اين اتّهام، پاك مى كند. فصل سوم اين باب، به موضع گيرى شيعه در مورد بداء و مفهوم آن نزد شيعيان مى پردازد كه بداء را نسخ در تكوين مى دانند و اين اعتقاد را به صحابه نيز نسبت مى دهند. مطلب چشمگير اين فصل، همان بيان و نقل اعتقاد بزرگان شيعه، درباره مسئله بداء است. فصل چهارم اين باب، به بيان و بررسى احاديث در بداء، اختصاص دارد. دسته اوّل اين احاديث، در اهميّت بداء است كه به نقل پنج حديث در آن زمينه مى پردازد و در ادامه، به طرح هاى بنيادى اى چون: دلايل اعتقاد به بداء، نتيجه اين اعتقاد، قبول داشتن خداى تعالى به طور جزم و نيز آزادى انسان در انتخاب سرنوشت و... مى پردازد. دسته دوم احاديث اين فصل، شامل رواياتى در تفسير برخى از آيات قرآن است كه نويسنده، مطالبى را در اين خصوص، استنتاج و استخراج كرده و به منصّه ظهور رسانيده است. دسته سوم احاديث، در بيان و تشريح انواع «قضا» است. در اين قسمت، نويسنده، به ذكر چهار حديث مى پردازد و در ادامه، قضا را به دو دسته تقسيم مى كند: قضايى كه فقط خدا از آن اطلاع دارد و قضايى كه خدا آن را به مقرّبان نيز ياد مى دهد كه در اين قسمت، برخى از اعترافات اهل سنّت، درباره قضاى موقوف نيز آورده شده است. گونه چهارم احاديث اين فصل، در «نفى جهل از خداى تعالى» است كه در اين جا نيز چهار حديث نقل شده است. در ادامه، چند حديث ديگر درباره «بداء در امامت» آورده و مى گويد: در امر امامت، بداء نيست و امامت از قضاياى محتوم است. وى با آوردن چند روايت، اين مطلب را نقد و بررسى مى كند. باب چهارم اين كتاب، به «شبهه تحريف قرآن كريم» اختصاص دارد. در ابتداى اين باب نيز به روش گذشته، ابتدا تعريفى از تحريف (چه در لغت و چه در اصطلاح) ارائه شده است و انواع تحريف (تحريف ترتيبى، تحريف معنوى و تحريف لفظى) را برشمرده است. در ادامه، نويسنده، اين ادّعا را كه: «شيعه، قائل به تحريف قرآن است»، مورد بررسى و نقد قرار مى دهد. قائلان اين كلام مى گويند: «شيعيان معتقدند در قرآن، آياتى وجود داشته است كه به صراحت، به مسئله امامت اشاره كرده است، وليكن تحريف يا حذف شده است». العميدى، در ردّ اين اتّهام، ابتدا آياتى را كه به مسئله امامت اشاره دارند و حذف و تحريف نشده اند، بيان مى كند، مثل: آيه ۵۵ سوره مائده: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَهُمْ رَ كِعُونَ». و نيز آيه هفده سوره هود و آيه هفت سوره بيّنه و آيه ۲۴ سوره صافّات كه به اعترافات اهل سنّت، در شأن اهل بيت عليهم السلام نازل شده اند. پس از آن، به سنّت نبوى اشاره مى كند و مى گويد: «بر فرض كه هيچ آيه اى در قرآن، دالّ بر ولايت حضرت على عليه السلام نباشد، مگر در سنّت نبوى، به اين مسئله، كم اشاره شده است ؟» و بر اين مسئله، چندين شاهد ذكر مى كند. در اين ميان، تعدادى از احاديثى كه در كتب اهل سنّت، به رهبرى و امامت حضرت على عليه السلام بعد از رسول اكرم صلى الله عليه و آله اشاره دارند، مطرح كرده، كه البته اين روايات، به طور آشكار، دلالت بر امامت ندارند، بلكه از شأن و فضيلت ايشان خبر مى دهند. اتهام ديگر آن كه، ادعاى تحريف را به ائمّه شيعه نسبت مى دهند كه در جواب اين تهمت، بار ديگر از قرآن و سنّت، دلايل و شواهدى در نقض كلام آنها ذكر مى كند. نويسنده، در اين زمينه، به مناسبت، به ماجراى «وضع» و «وضّاعان» در اهل سنّت مى پردازد و به قضيه وضع در زمان صحابه و تابعيان نيز اشاره اى دارد. در پايان، چندين نمونه از حديث هاى موضوع را گزارش مى دهد و تعدادى از وضّاعان چون: ابو هريره، عمرو بن العاص، مغيرة بن شعبه و... را معرفى مى كند و به نقد و بررسى احاديث نقل شده از آنها مى پردازد. اين ادّعا را كه: «شيعه، قائل به صحّت همه احاديث در الكافى است»، تكذيب مى كند و مى فرمايد: «منشأ اين افترا، آلوسى است كه از بهتان به شيعه، دريغ نورزيده است». در ادامه، نظر عدّه اى از علماى شيعه را درباره الكافى و نظر بزرگان اهل سنّت را درباره صحيح البخارى بيان مى دارد و اين دو ديدگاه را مورد بحث و بررسى قرار مى دهد. فصل دوم اين باب، به بررسى سندى و متنى روايات تحريف اختصاص دارد كه در اين قسمت، به شكل گسترده، ۶۱ روايت را نقل كرده و بررسى سندى و متنى انجام داده است كه اين كار، به نوبه خود، از اهمّيت فقه الحديثى ويژه اى برخوردار است. فصل سوم اين باب، به تحريف در نزد اهل سنّت اختصاص دارد و انواع تحريف را در كتب آنها مطرح مى دارد: الف. تحريف آنچه متعلّق به حروف قرآن است. ب. تحريف آنچه متعلّق به كلمات قرآن است. ج. تحريف آنچه مربوط به آيات قرآن است. د. تحريف آنچه مربوط به سوره هاى قرآن است. ه. تحريف آنچه متعلّق به كل قرآن كريم است. آنان معتقدند قرآن، افزون بر بيست ميليون حرف داشته، ولى تحريف شده است كه نويسنده كتاب براى هر قسم از انواع تحريف، نقلى از كتب اهل سنّت، ذكر مى كند. در پايان كتاب، خلاصه مباحث و نتيجه گيرى كلى، در ۴۱ صفحه آمده است. نويسنده براى تأليف اين كتاب، از ۶۷۴ مأخذ مهمّ اهل شيعه و اهل سنّت، بهره گرفته است و اين، خود، هرچه بيشتر به غنا و ارزش علمى و پژوهشى كتاب افزوده است. روش و منش نويسنده در اين كتاب، اين بوده است كه مستدل و مستند سخن بگويد. به اعتقاد نگارنده، دفاع عن الكافى، كتابى است كه به خوبى توانسته است از ساحت مقدّس تشيّع دفاع كرده، دامن پاك شيعه را از بهتان ها و افتراهايى كه به ناحق و از روى كينه ورزى به شيعه و شيعيان روا مى دارند، پاك كند.
حدیث قرب نوافل، مفهوم‌شناسی و کاربرد آن در تفسیر تسنیم
نویسنده:
طاهره ناجی صدره، علی اكبر ربیع نتاج، عباس اسماعیلی زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد,
چکیده :
از برجسته‌ترین جلوه‌های عرفانی تفسیر تسنیم، استناد مکرر مفسر به حدیث قدسی «قرب نوافل» است؛ این حدیث که در بین عارفان و اهل معنا بسیار مشهور است، بر این معنا تکیه دارد که انسان در اثر انجام نوافل، محبوب خدا شده و در نتیجه، پروردگار متعال مجاری ادراکی و تحریکی او را بر عهده می‌گیرد. این پژوهش از طریق بررسی مهم‌ترین موارد استناد مفسر به حدیث مزبور و مقایسه با نوع استناد دیگر تفاسیر به‌ویژه تفاسیر عرفانی، بر آن است تا جایگاه ویژه و بدیع آن را در تسنیم به عنوان یکی از مهم‌ترین جلوه‌های روایی و عرفانی آن نشان دهد؛ جلوه‌ای که مبانی عرفان اسلامی در آن با تکیه بر سنت صحیح ارائه شده است. شرح دقیق مراد آیات، حل معضلات تفسیری و پاسخ به برخی از شبهات مربوط به عصمت انبیا و ائمه علیهم السلام به استناد حدیث قرب نوافل، از مصادیق کاربرد این حدیث در تفسیر تسنیم است.
صفحات :
از صفحه 123 تا 148
رابطه علم‌الهی و اختیار انسان در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
منصوره اشرف گنجوئی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مسائلی که فلاسفه در مورد آن اختلاف نظر داشته‌اند، علم خداوند به ذات خود و به ممکنات است. علم الهی به ماسوا در مرتبه‌ی ذات از سوی برخی مستلزم جبر در افعال انسان و منافی با اختیار او دانسته شده است. ملاصدرا با تکیه بر اصالت و تشکیک وجود و نیز قاعده‌ی «بسیط الحقیقه» اثبات می‌کند که خداوند به عنوان وجود کامل، دربردارنده‌ی جمیع حقایق هستی بوده و فاقد هیچ کمالی نیست، از طرفی چون به ذات خود عالم است، تعقل کننده‌ی جمیع ماسوا نیز می‌باشد. برخی با تکیه بر «تابعیت علم از معلوم» چنین پنداشته‌اند که علم به ماسوا در مرتبه‌ی ذات ممکن نیست. اما ملاصدرا بر این عقیده است که به علم الهی از دو بعد می‌توان نگریست؛ از یک منظر، علم الهی تابع معلومات و در نگاه دیگر متبوع آن‌هاست. او علم الهی به ماسوا در مرتبه‌ی ذات را از نوع دوم تلقی نموده و بدین ترتیب عدم سازگاری علم الهی و اختیار را رفع می‌کند. عده ای با بیان پرسش «تسلسل اراده های نامتناهی» اختیار را از انسان سلب کرده‌اند. ملاصدرا در پاسخ به آنان، ملاک فعل اختیاری را مسبوقیت به اراده ندانسته و صرف علم به فعل در نفس فاعل را برای اختیار کافی می‌داند. ملاصدرا برخلاف پندار برخی، ضرورت علّی و معلولی را ملازم با جبر در افعال انسان نمی‌داند. ویدر اثبات این مطلب برهانی متکی بر قاعده‌ی" الإضطرار بالإختیار لاینافی الإختیار" اقامه می‌کند. بنا بر این استدلال خداوند ایجاد کننده‌ی اختیار برای انسان است و در این صورت جبر لازم نمی‌آید.
قضا و قدر و سرنوشت انسان از منظر ابن سینا و فخر رازی
نویسنده:
عقیل میرفتاحی، علی مرادخانی، رضا اکبری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این مقاله دیدگاه ابن­سینا و فخر رازی را در مسئله قضا و قدر و جبر و اختیار می­کاود. دیدگاه این دو، علی­رغم اختلافات اساسی در این مسئله، در برخی بخش­ها به هم نزدیک می­شود. ابن­سینا قضا و قدر را از مراتب علم فعلی الهی تلقی می­کند. تعاریف متعدد و دیدگاه­های او برخلاف تعاریف رازی منسجم، و حاصل دو رویکرد است که باید از هم تفکیک شود؛ گاه با رویکردی فلسفی و طرح علم الهی قضا و قدر را تبیین می­کند و گاه با طرح مسئله کلامی فعل انسانی، مسئله اختیار و جبر را می­کاود. وی به رغم اینکه قضا و قدر را علم الهی می­داند، از آن جهت که منشأ حتمیت اشیا باشد، مسئله قضا و قدر را مرادف با جبر نمی­داند. وی قائل به امر بین الامرین است، و در تبیین اختیار، آن را از قدر می­داند و به عنوان جزء­العله می­پذیرد و از اختیار رقیق­شده سخن می­گوید. تعاریف فخر رازی در قضا و قدر، مشوش و گاه متناقض است؛ تعریف او گاه مرادف با جبر و گاه مرادف با اختیار است، اما آنچه از غالب تعاریف وی فهمیده می­شود، جبر رقیق­شده است.
صفحات :
از صفحه 215 تا 230