جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مکتب فارابی (Al-Farabi and His School: Ian Richard Netton)
نویسنده:
ایان‌ریچارد نتون؛ مترجم: محمدرضا مرادی‌طادی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
تهران - ایران: نشر علم,
کلیدواژه‌های اصلی :
آرمان شهر ملاصدرا؛ چیستی، ویژگی‌ها و اقتضائات
نویسنده:
سیدعبدالرئوف افضلی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
قم - ایران: مرکز بین‌المللی ترجمه و نشر المصطفی (ص),
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بحث آرمان شهر که از بحث های بسیار ارزنده و مهم در اندیشه سیاسی است، دارای کارویژه های مختلف است. ملاصدرا از ساز و کار آرمان شهر برای انتقاد از وضع سیاسی موجود و ارائه الگوی جایگزین بهره می برد. در آرمان شهر صدرا، شهروند و قانون از اهمیت فراوانی برخوردارند و جامعه بدون وجود هر یک از آنها تحقق نمی یابد؛ اما مهم تر از آنها دستگاه اجرایی است. از نظر صدرا شهر آرمانی شهری است که در آن نبی، امام یا فقیه حاکم باشد. در این شهر، افزون بر امتیازات و ویژگی های دیگری که وجود دارد، ظاهر و باطن عالم به هماهنگی می رسند و انسان با زیستن در چنین جامعه ای در مسیری که آفرینش برای او تعیین کرده است، قرار می گیرد و سعادت او رقم می خورد. نوشتار حاضر که به بیان آرمان شهر صدرا می پردازد، نقشه راهی است که در واقع دورنمایی از شهر آرمانی اسلامی، ویژگی ها و اقتضائات آن را در اختیار ما قرار می دهد و از این طریق انتظارات ما از حاکمیت اسلامی را تعیین می کند.
فراز و فرود فکر فلسفی
نویسنده:
غلامحسین ابراهیمی دینانی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
تهران - ایران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کسی که به فراز و فرود اندیشه در سخن، باور دارد، ناچار به «فراز و فرود فکر فلسفی» نیز اعتراف می‌کند. زیرا فلسفه در ذات و گوهر خود، جز اندیشیدن درباره مسائل اساسی و بنیادی مربوط به هستی، چیز دیگری نیست. «فلسفه» در واقع «فلسفیدن» است و «فلسفیدن» همان چیزی است که فعالیت فکر خوانده می‌شود. فلسفه بدون فلسفیدن، فلسفه نیست. چنان که فکر بدون فعالیت، در واقع فکر نیست. اندیشه همواره می اندیشد و اگر اندیشه نیاندیشد، اندیشه به شمار نمی‌آید. این تنها فلسفه نیست که فراز و فرود دارد، بلکه هنر نیز در نوعی از فراز و فرود، تحقق پیدا می‌کند. کثرت جلوه‌های گوناگون هنر، از وحدت ناشی می‌شوند و همه آن جلوه‌های گوناگون، در نوعی وحدت معنی پیدا می‌کنند. اندیشیدن، معدنی است که هر اندازه لایه‌های درون آن کاویده شود، لایه‌های تازه تری به ظهور می رسند
اختیار در ضرورت هستی
نویسنده:
غلامحسین ابراهیمی دینانی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
تهران - ایران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کتاب «اختیار در ضرورت هستی» با رویکرد مسئله تاریخی و بنیادین جبر و اختیار، توسط دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی به رشته تحریر درآمده است. این کتاب در آبان ماه ۱۳۹۶ توسط انتشارات موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران به چاپ رسید. دینانی در کتاب اختیار در ضرورت هستی معتقد است که بدون اختیار، نمی توان به کمال انسانی رسید اما قبل از آن باید بدانیم که اختیار چیست؛ انسان به کمال می خواهد برسد زیرا غایت اندیش است اما غایت اندیشی جز در سایه آگاهی و اختیار تحقق نمی پذیرد. این کتاب مفصل در بیش از چهارصد صفحه کوشش می کند تا به زوایای مختلف مسئله جبر و اختیار از دید دقیق فلسفی نگاه کند و سعی در حل آن دارد.
"من" و جز "من"
نویسنده:
غلامحسین ابراهیمی‌دینانی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
تهران - ایران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کتاب من و جز من به بررسی یکی از مسائل عمده و بنیادی می پردازد که انسان قبل از هر چیز دیگر با آن سروکار دارد. این مسئله به صورت های دیگر همواره در میان افراد بشر مطرح بوده است؛ با این همه به محتوای ژرف آن کمتر توجه شده است. سرنوشت شرک و توحید به بررسی درست این مسئله گره خورده است. به همین دلیل می توان گفت: اندیشیدن در مورد این مسئله از اهمیت فوق العاده برخوردار است. مادامی که انسان از «من» خود بی خبر و ناآگاه باشد، به فهم و درک درستی دست نمی یابد. حل مشکل شناخت و معرفت، به حل مسئله «من» وابسته است و مادام که این مسئله به راه حل خود نرسد، هیچ مسئله دیگری حل نخواهد شد. کلید باب معرفت، همان چیزی است که تحت عنوان«من»مطرح می گردد. معرفت به خداوند تبارک و تعالی جز از طریق معرفت جز من میسر نمی شود. زیرا انسان تنها موجود این جهان است که «من» می گوید و تنها موجودی است که سایه ممدود و خلیفه خداوند تبارک و تعالی شناخته می‌شود. اگر کسی بپذیرد که انسان سایه حق تبارک و تعالی در هستی است، به آسانی در می یابد که سایه، قبل از هر چیز دیگر از صاحب سایه، خبر می دهد و منشا پیدایش خودش را می شناسد. در این طرز تفکر، خداشناسی پیش از جهان شناسی تحقق پیدا می کند و آنچه تحت عنوان (پدیدارشناسی) مطرح می گردد جایگاهی نخواهد داشت. /// بخشی از مقدمه کتاب من و جز من: هیچ انسانی در «من» بودن خود تردید ندارد و از هر چیز دیگری آن را واضح تر و آشکار تر می داند، ولی در عین وضوح و آشکار بودن هرگز نمی تواند آن را نشان دهد و قابل مشاهده سازد. به همین دلیل برخی از اشخاص سّی مسلک و تجربه گرا برای ضمیر اول شخص، مرجع قائل نشده و می گویند: «این ضمیر فقط کاربرد زبانی دارد» این اشخاص به لوازم سخن خود توجه ندارند و نمی دانند که اگر کسی برای ضمیر اول شخص، مرجع قائل نباشد، هویت خود را از دست می دهد و حتی همین سخن را نیز نمی تواند، سخن خود بشناسد. تجربه، همیشه در مورد سوم شخص تحقق می پذیرد و کسی که فقط برای تجربه اعتبار قائل می شود، نمی تواند به مرجع ضمیر اول شخص بیاندیشد. این مسئله نیز مسلم است که اگر کسی برای ضمیر اول شخص ، مرجع قائل نباشد، خود ندارد و کسی که خود ندارد، سخن نمی گوید. سخن بدون سخن گو به همان اندازه بی معنی است که عدد چهار بدون زوج بودن، بی معنی شناخته می شود. کسی که مرجع ضمیر اول شخص را مورد انکار قرار می دهد، هرگز نمی تواند در مورد اقرار یا انکار امور دیگر سخن بگوید. زیرا اگر «من» وجود نداشته باشد، «ما» نیز وجود نخواهد داشت و آنجا که «ما» وجود نداشته باشد، «شما» نیز نخواهد بود و آنجا که «من»، «ما» و «شما» وجود نداشته باشند، از هرگونه اقرار یا انکار سخن به میان نمی آید. کسی که مرجع ضمیر اول شخص را مورد انکار قرار می دهد، نمی تواند بگوید «من» انکار می کنم! زیرا این «من» مرجع ندادر و آنجا که «من» مرجع نداشته باشد، انکار آن «من» نیز انکار نخواهد بود. با توجه به آنچه در اینجا ذکر شد، می توان گفت: مرجع ضمیر اول شخص به هیچ وجه، قابل انکار نیست و اگر ضمیر اول شخص، مرجع نداشته باشد، از مرجع ضمیرهای دیگر نیز سخن به میان نمی آید. آنچه تحت عنوان «من» و «جز من» مطرح می گردد، یک تقسیم فراگیر است و چیزی از حوزه شمول این تقسیم بیرون نمی ماند.
تجديد فى المذاهب الفلسفية و الكلامية
نویسنده:
محمد عاطف العراقى
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
شفاء المجلد 7
نویسنده:
حسین بن عبدالله ابن سینا؛ ناظر: إبراهیم مدکور؛ محققان: عبدالحلیم منتصر، سعید زاید، عبدالله إسماعیل
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مکتبة سماحة آیة الله العظمی المرعشی النجفی الکبری,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الشفاء (الطبیعیات)، كتاب گران‌سنگ شفاء را به واقع مى‌توان دائرةالمعارفي به زبان عربى، در علوم عقلى به حساب آورد كه در هر چهار قسمت منطق، رياضى، طبیعی و الهيات توانسته به طور دقيق و كامل سخن گفته و مطالب لازم را درباره‌ى هر يك از اين چهار علم شريف به صورتى منظم و قابل استفاده در اختيار مخاطب قرار دهد. اين اثر شيخ الرئيس در طول قرون مورد توجه كم‌نظير دانشمندان مسلمان و غير مسلمان واقع گرديده است كه حاكى از جايگاه علمى و منطقى آن در بين كتب علوم عقلى مى‌باشد. فعلا آنچه مورد نظر ما است بخش طبیعیات است. تقسيم‌بندى بخش طبیعیات شفا، بدين صورت است: اين بخش، مشتمل بر هشت فن است و فن اول آن، داراى چهار مقاله است كه به ترتيب مشتمل بر پانزده، سيزده، چهارده و پانزده فصل مى‌باشند؛ فن دوم آن، داراى يك مقاله‌ى ده فصلى است؛ فن سوم آن، يك مقاله پانزده فصلى دارد؛ فن چهارم آن، يك مقاله‌ى نه فصلى و يك مقاله‌ى دو فصلى دارد؛ پنجمين فن آن، دو مقاله دارد كه هر كدام داراى شش فصل است؛ فن ششم آن، از پنج مقاله تشكيل يافته است كه به ترتيب داراى پنج، پنج، هشت، چهار و هشت فصل مى‌باشند؛ فن هفتم آن داراى يك مقاله هفت فصلى است؛ هشتمين فن آن، از نوزده مقاله تشكيل يافته است كه مجموعا داراى شصت و پنج فصل مى‌باشند. فن دوم طبیعیات درباره‌ى آسمان و عالم مى‌باشد كه داراى يك مقاله‌ى ده فصلى است. فن سوم در كون و فساد است كه آن نيز يك مقاله دارد كه متشكل از پانزده فصل مى‌باشد. فن چهارم طبیعیات در افعال و انفعالات است كه يك مقاله‌ى نه فصلى و يك مقاله‌ى دو فصلى دارد. پنجمين فن، در علل كائناتى كه نفس ندارند، اعم از معادن و آثار علويه، مى‌باشد و دو مقاله دارد. فن ششم درباره‌ى نفس مى‌باشد و از پنج مقاله تشكيل يافته است. فن هفتم در مورد نبات بوده و هفت فصل دارد. آخرين و هشتمين فن كه مفصل‌ترين نيز هست، درباره‌ى حيوان است كه از نوزده مقاله تشكيل يافته است. بوعلى در نهايت، طبیعیات شفا را با فن هشتم كه اختصاص به طبايع حيوان دارد، تمام مى‌كند. مقاله‌هاى نوزده‌گانه‌ى اين فن كه هر كدام از فصولى متشكل مى‌باشند، به اين صورت هستند: مقاله‌ى اول كه سه فصل دارد، ابتدا از اختلاف حيوانات به لحاظ مأوى، مطعم، اخلاق، اعمال و اعضاء بحث كرده و در ادامه اعضاى كليه و اعضاى آليه‌ى آنها را مورد بررسی قرار مى‌دهد. در مقاله‌ى دوم، اختلاف حيوانات از جهت اعضاى ظاهرى و اعضاى باطنى مطرح است. در مقاله‌ى سوم كه سه فصل دارد، اعضاى باطنى حيوان تشريح شده و اختلاف ميان فلاسفه و اطبا در مورد آن مطرح گرديده است و نيز از استخوان‌ها، موها و پشم‌هاى حيوانات، سخن به ميان آمده است. مايعات بدن حيوان كه عبارتند از خون، شير و منى، در سومين فصل اين مقاله، مورد بحث واقع گرديده‌اند. در مقاله‌ى چهارم اين فن، دو فصل وجود دارد كه در اولين فصل آن راجع به حيوانات آب‌زى و...صحبت شده است و در فصل دومش درباره‌ى حسّ حيوان، حركات و اصواتش و همين‌طور خواب و بيدارى و نر بودن و ماده بودنش بحث گرديده است. در اين فصل، بوعلى، مدعي شده كه تمام حيواناتى كه خون دارند از حواس پنج‌گانه بهره‌مند مى‌باشند و... در مقاله‌ى پنجم نيز توليد مثل انواع حيوانات بررسی شده است. شيخ الرئيس از نوعي ماهي نام مى‌برد كه نر در ميان آنها نيست و به طريقى ديگر توليد نسل مى‌كنند و بعضى ديگر از حيوانات را ياد مى‌كند كه آنچه زاييده‌اند، عين خودشان نمى‌باشد، مانند پروانه كه زاده‌اش كرم مى‌باشد. تخم پرندگان و ماهي‌ها و مواد تشكيل دهنده‌ى آنها، همين‌طور زمان تخم‌گذارى و محل آن، موضوع دو فصل مقاله‌ى ششم مى‌باشد. اختلاف حيوانات از جهت مأوى، خوراك و اختلاف‌شان در طول عمر و اخلاق همراه با اشاره‌اى به امراض حيوانات، در مقاله‌ى هفتم مطرح است. در مقاله‌ى هشتم نيز همين مطلب ادامه يافته و قدرى توضيح بيشتر راجع به اخلاق حيوانات درنده، ماهي‌ها و پرندگان داده شده است. مراحل تكوين انسان از منى، موضوع مقاله‌ى نهم است. شيخ الرئيس، در فصل اول اين مقاله اشاره به علايم بلوغ در انسان كرده و چگونگى توليد مثل را توضيح مى‌دهد. وى بحثى نيز درباره‌ى اوج لذت جنسي كه اصطلاح ارگاسم را در موردش به كار مى‌برند، در مرد و زن دارد. مدت حمل و خون نفاس، از ديگر مطالبى است كه در اين فصل مطرح مى‌شود. احتجاجى كه جالینوس حكيم با يك فيلسوف در ارتباط با چگونگى جذب منى توسط رحم واقع گرديده، موضوع فصل دوم اين مقاله مى‌باشد. در فصل سوم بوعلى بحثى مطرح مى‌كند درباره‌ى منى نداشتن زنان كه در ادامه‌اش چگونگى تكوّن اعضاى مهم بدن از منى، تبيين گرديده است. آخرين مطلب مطرح شده در مقاله‌ى نهم، بيان احوال نوزاد و مادرش مى‌باشد كه در آن دوران باردارى در بلاد مختلف و مقايسه‌ى آن با ساير حيوانات، بحث شده است. علت سقط رحم نيز عنوان مقاله‌ى دهم مى‌باشد. در مقاله‌ى بعدى كه پانزده فصل دارد، تركيب و مركبات بدن، اعم از مزاج كلى، مزاج اعضاء، مزاج دندان‌ها، بحثى راجع به اخلاط و اصناف آن، توضيحاتى راجع به مغز و نخاع و عصب، مباحثى راجع به استخوان‌بندى و تشريح اعضاى بينايى، شنوايى، بويايى، چشايى و اعضاى ديگر سر و عضلاتشان مطرح مى‌باشد. مقاله‌ى سيزدهم كتاب كه هفت فصل دارد و اعضاى دستگاه گوارش در آن تشريح شده‌اند، به اين ترتيب مى‌باشد: بحثى در مورد دندان و دهن و...؛ تشريح اعضاى تنفس، اعم از ريه، حنجره و دريچه‌ى ريه؛ تشريح قلب و رگ‌هاى آن؛ تشريح مسير عبور؛ بحثى خاص درباره‌ى امعا؛ تشريح كبد و اعضاى كنارى آن؛ مثانه و... در مقاله‌ى چهاردهم، برخی اعضاى ديگر مانند كليه، ترقوه، كتف، دست‌ها، كمر، گردن، سينه، استخوان‌هاى سينه، پاها و اختلاف آن با پاهاى حيوانات، صورت و لب‌ها و عضلات و ماهيچه‌هاى محرك آنها توضيح داده شده است. پانزدهمين مقاله درباره‌ى احوال تولد و توالد حيوان مى‌باشد كه به مناسبت راجع به ذَكَر مرد و رحم زن نيز توضيحاتى داده است. درباره‌ى مواد تشكيل‌دهنده‌ى فرزند كه عبارت است از منى زن و مرد و درباره‌ى خون حيض، سخن گفته است. مقاله‌ى شانزدهم در تولد حيوانات از منى و تخم و چگونگى آن و همين‌طور علل عقيم بودن و تولد مؤنث يا مذكر مى‌باشد. كثرت يا قلت تخم‌گذارى حيوانات و علل آن، موضوع مقاله‌ى هفدهم مى‌باشد كه به دنبالش در مقاله‌ى هجدهم، بحثى دوباره در علت تأنيث و تذكير، مطرح كرده و اختلاف طول عمر حيوانات را بررسی كرده است و طويل العمرترين پستان‌دار را بعد از فيل، انسان - به خاطر اعتدال مزاجش - مى‌داند و در آخرين مقاله‌ى كتاب احوال ديگرى از انسان، مانند وضعيت جنين و طبيعت زن و مرد مورد تدقيق و بررسی واقع گرديده است.
فكرة الزمان عند الاشاعرة
نویسنده:
عبدالمحسن عبدالمقصود محمد سلطان
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
بينات
نویسنده:
محمد خاقاني؛ تعلیقه نویسان: حاتم اسماعیل، علی جابر، جمال توفیق؛ مقدمه نویسان: هادی فضل الله، خنجر حمیه، ابراهیم بدوی
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
حاشية على شروح الاشارات المجلد 1
نویسنده:
حسين بن محمد خوانساري؛ حاشیه نویس: جمال الدین محمد بن حسین خوانساری؛ محقق: احمد عابدی
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مرکز النشر التابع لمکتب الاعلام الاسلامی,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الحاشية على شروح الإشارات، حاشيه مرحوم آقا حسين خوانسارى بر كتاب اشارات ابن سينا و برخى از شروح و حواشى آن (شرح الإشارات خواجه نصيرالدين طوسى، شرح الشرح (معروف به المحاكمات) قطب‌الدين رازى، حاشية شرح الشرح (حاشية المحاكمات) ميرزا جان حبيب‌الله باغنوى شيرازى)، به زبان عربى است. در ذيل كتاب، حاشيه فرزند مؤلف، آقا جمال خوانسارى بر حاشيه پدرش ذكر شده است. كتاب توسط احمد عابدى مورد تحقيق قرار گرفته است. در مقدمه تحقيقى وى مطالبى درباره كتاب ذكر شده كه برخى از آنها عبارتند از: محقق خوانسارى اگرچه متأخر از صدرالمتألهين است، اما متأثر از مباحث حكمت متعاليه نيست و در اين كتاب از شيوه مشائين پيروى كرده است و فراوان از شيوه اشراقيون احتراز كرده است؛ البته وى اگرچه موافق مشايين است، اما در مسئله اثبات هيولى با آنها مخالف است. وى در اين حاشيه فراوان بر مسئله تشكيك اعتراض كرده و مدعى تشكيك را به عجز از فهم معناى كلامش نسبت داده و اين بحث از نيكوترين مباحثى است كه در اين كتاب يافت مى‌شود. بيشتر حكما قائل به عدم وجود غايت براى خداوند در افعالش هستند؛ چراكه غنى بالذات نزد آنها كسى است كه افعالش نه براى غرض و نه براى عوض است؛ اما محقق خوانسارى معتقد است كه اين عقيده مخالف شريعت اسلامى است و مباحث طولانى در اثبات غايت براى افعال خداوند متعال دارد. در بيشتر موارد اختلاف بين محقق طوسى و فخرالدين رازى، حق را به رازى مى‌دهد نه محقق طوسى. فراوان به كلمات محقق ميرزا جان باغنوى شيرازى اهتمام شده است، بلكه بيشتر اين كتاب تعليقه بر حاشيه باغنوى است؛ بلكه در بيشتر مباحث كتاب، سطر به سطر از كلمات باغنوى غفلت نشده است. شيوه محقق خوانسارى در اين كتاب جز در موارد نادر، بر عدم نقل اقوال حكماست. فرزند مؤلف، آقا جمال‌الدين خوانسارى (متوفى 1125ق) تعليقاتى بر حاشيه والدش دارد كه محقق هر مقدار از آن را كه در نسخه‌هاى مختلف خطى يافته نقل كرده است. غريب آن است كه اين حواشى در «رياض العلماء» و همچنين در «دائرةالمعارف بزرگ اسلامى» ذكر نشده است. اين حواشى اگرچه نسبت به كتاب پدرش كمتر است، اما دلالت بر آن دارد كه دقت آقا جمال و تبحرش در حكمت بيشتر از پدرش بوده است. محقق همچنين در مقدمه‌اش، نسخ خطى مورد استفاده را معرفى كرده است. شيوه تحقيقى وى بدين ترتيب است كه پس از ارزش‌گذارى نسخه‌ها به شناخت صحيح‌ترين آنها اقدام كرده است. پس از مقابله برخى از نسخه‌ها با بعضى ديگر آنچه را كه در متن صحيح است تثبيت كرده و از نقل اختلافات نسخه‌ها در تعليقات كتاب خوددارى نموده است. وى معتقد است ذكر اختلافات نسخه‌ها جز جمع تعدادى نسخه در نسخه واحد كه موجب تشويش خواننده مى‌شود فايده ديگرى ندارد. در بسيارى موارد نيز نسخه‌هاى كتاب مختلفند كه موجب تغيير در معنا مى‌شود. از آنجا كه محقق خوانسارى، عبارتى را از كتب مزبور (اشارات و شروح آن) بدون ذكر هيچ‌گونه عنوانى براى بازشناسى، نقل كرده و بر آن حاشيه زده، محقق كتاب كلمات چهارگانه ذيل را به متن اضافه كرده است: - «قال الشيخ» كه منظور كلام ابن سيناست؛ - «قال الشارح» كه منظور كلام خواجه نصيرالدين طوسى است؛ - «قال المحاكم» كه منظور قطب‌الدين رازى است؛ - «قال المحشي» كه منظور ميرزا جان باغنوى است. وى به آنچه محقق خوانسارى نقل كرده، اكتفا نكرده، بلكه غالباً جمله‌اى كامل يا سطرى از كتاب مورد نظر را ذكر نموده، به‌گونه‌اى كه امر بر خواننده مشتبه نشود. همچنين وى مصادر تمامى تعليقات را از اين چهار كتاب ذكر كرده است تا مراجعه‌كننده به‌راحتى به آن مراجعه كند. سپس عناوين نمطها و فصول را اضافه كرده تا استفاده از آن راحت باشد؛ چراكه مؤلف ننوشته كه اين كلام از كدام فصل يا نمط است و با اين افزوده محقق (كه وى آن را بين كروشه قرار داده)، مراجعه‌كننده به‌آسانى به مقصود خويش نايل مى‌گردد. در ابتداى جلد اول، فهرست مختصر مطالب و در انتهاى هر دو جلد فهرست مفصل مطالب ذكر شده است.