جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  *برای جستجوی عین عبارت , عبارت مورد نظر را درون گیومه ("") قرار دهید . مانند : "تاریخ ایران"
شرح تجريد العقائد للطوسي
نویسنده:
علامه حلي، حسن بن يوسف
نوع منبع :
کتاب , آثار مخطوط(خطی) و طبع قدیم
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
راه و ماه
عنوان :
نوع منبع :
صوت , درس گفتار،جزوه وتقریرات
کلیدواژه‌های اصلی :
متافیزیکِ وجود، در مقدمه‌ی شرح قیصری بر فصوص الحکم
نویسنده:
حسن احمدی زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
همواره یکی از مهمترین دغدغه‌های اهل فلسفه و عرفان اسلامی، تأمل در خصوص وجود و انحاء و مراتب آن بوده است، تا آنجا که ایشان، وجود مطلق را موضوع اصلی نظام فکری خود معرفی می‌کردند. در عرفان ابن عربی و اخلاف او بویژه داود قیصری نیز کلیدی‌ترین موضوع، وجود است، تا آنجا که فهم خداشناسیِ مکتب ابن عربی در سایه‌ی وجودشناسی آن، امکان‌پذیر است. قیصری در مقدمه‌ی شرح خود بر فصوص الحکمِ ابن عربی، وجود را چونان حق و حقیقت قلمداد می‌کند و تلقی متافیزیکیِ سنتی از وجود صرفاً چونان کلی‌ترین و انتزاعی‌ترین مفاهیم را نمی‌پذیرد بلکه علاوه بر این، وجود را واقعی‌ترین حقیقت و معنی‌بخش همه‌ی موجودات تلقی می‌کند. از سوی دیگر، این حقیقت، یعنی وجود، را نه محدود به طور عقل و ظرف وجود ذهنی می‌داند و نه صرفاً متعین در ظرف وجود خارجی، بلکه آن را فراتر از طور عقل و ظرف ذهن دانسته و بر این باور است که وجود چونان حق و حقیقت، جز برای خداوند، بر کسی معلوم نیست. در جستار حاضر، بر آنیم تا با توجه به نوشته‌های عرفانی قیصری بویژه در مقدمه‌ی شرحش بر فصوص الحکم، به تبیین‌های متافیزیکیِ او از وجود و تلقی‌اش از آن، به مثابه حق و حقیقت توجه کنیم و نشان دهیم که نظام وجودشناسانه‌ی قیصری در تلقی خاصی که از وجود ارائه می‌کند، به‌مانند دیگر عرفای مسلمان، چون ملاصدرا، از نظام متافیزیکیِ سنتی، بویژه در قالب ارسطوییِ آن، فاصله می‌گیرد.
صفحات :
از صفحه 7 تا 22
چیستی و جایگاه «پرسش» در آثار متقدم هیدگر
نویسنده:
احمدعلی حیدری , علی حاتمیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«پرسش هستی» مشهورترین دغدغه مارتین هیدگر در سراسر دوران حیات فکری او است. این پرسش بنا بر روایت خود او، از آغازین گام­ها تا لحظه مرگ پیوسته توجه فیلسوف فرایبورگ را به خود معطوف داشت و تمام آثار و نوشته­های او را می­توان بر زمینه این پرسش نگریست. اما فهم دامنه معنایی و ساختار صوری پرسش هستی، متوقف به درک دقیق چیستی پدیدار «پرسش» در هیدگر و نحوه ارتباط آن با هستی و انسان است. بر این اساس، مقاله حاضر بر آن است تا با طرح افق معنایی عام «پرسش» در تاریخ فلسفه، رویکرد هیدگر را به این عامل بنیادین روشن سازد تا از این طریق، در پژوهش­های دیگر، نور بیشتری بر «پرسش هستی» در آثار او افکنده شود. در این مسیر، ابتدا اهمیت، چیستی و محوریت پرسش در تاریخ فلسفه به اختصار مورد بررسی قرار خواهد گرفت و در ادامه، پس از طرح تصور هیدگر از این پدیدار در رساله هستی و زمان، نحوه تکوین این تحلیل در آثار متقدم او در چارچوبی واحد بررسی خواهد شد. در نهایت، ارتباط پرسش هستی با انسان، و گذرناپذیری آن، به عنوان ویژگی بنیادین دازاین پایان­بخش تحلیل خواهد بود.
صفحات :
از صفحه 119 تا 134
پژوهشی فلسفی درباب نقش رسانه ای هنرگرافیک بر اساس نظریه صنعت فرهنگ مکتب فرانکفورت
نویسنده:
آذر رهنما , محمد رضا شریف زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
رسانه و تأثیر آن بر فرهنگ از موضوعات موردتوجه اندیشمندان مکتب فرانکفورت بوده است. خط فکری و تحقیقیِ آنان بر اساس نقدِ وضعیت انسان معاصر از وجه خُرد و کلان به بیان نظریه‌هایی دربارۀ ظهور و نفوذ سرمایه‌داری انجامید. آنان با نگاه انتقادی سلطة نظام سرمایه‌داری در ارتباطات، فرهنگ و هنر را به شکل نظریه‌ای تحت عنوان «صنعت فرهنگ» مطرح کردند. این نظریه­ پردازان با تحلیل فرهنگ در جامعة صنعتی به این نتیجه رسیدند که وسایل ارتباط جمعی باعث درهم‌آمیختگی هنر، فلسفه و اقتصاد شده و ارزش­های فرهنگی را به شکل کالای مبادلاتی درآورده­ اند. همچنین در مطالعة هنر از دیدگاه انتقادی مکتب فرانکفورت دو نوع هنر مطرح می ­شود: هنرِ اصیل و هنرِ بازتولید پذیر و مصرفی. گرافیک به‌عنوان هنری بازتولید پذیر، علاوه بر این‌که واجد جنبۀ زیباشناسانه است، به دلیل مناسبات اقتصادیِ سرمایه‌داریِ معاصر در قلمرو رسانه سهم زیادی در تبلیغات و گسترش نظام سرمایه ­داری داشته و به‌عنوان هنری در عرصۀ رسانه در نظام اقتصادی جایگاه خود را تثبیت کرده ­است. در این پژوهش سعی شده ضمن توجه به جنبه­ های هنری گرافیک، با رویکرد انتقادی، نقش رسانه‌ایِ آن را، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل اطلاع‌رسانی و نشرِ دانش اجتماعی، در بسترِ صنعت فرهنگ بررسی کنیم.
صفحات :
از صفحه 123 تا 140
زیست جهان و امکان یک علم ایدتیک در پدیدارشناسی هوسرل
نویسنده:
زهرا رمضانلو ، حسن فتح زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
زیست­جهان به زمین و بنیان پدیدارهای بالفعل اشاره می‌کند، پیش از آن‌که این پدیدارها به ایدئال­های حاصل از انتزاع علمی تبدیل شوند. انتولوژی زیست­جهان نیز که در پی فهم ماهیت زیست‌جهان یا فهم زیست­جهان به مثابه یک آپریوری است، به دنبال بنیاد نهادن «علم کلی» مدنظر هوسرل است. هوسرل از طرفی زیست­جهان را بنیانی برای چیزها می­داند که در مقابل جهانِ به لحاظ علمی حقیقی قرار دارد، از طرف دیگر به نظر او علم ابژکتیو ریشه در زیست­جهان دارد. زیست­جهان در وحدتی انضمامی همه­شمول بوده و شامل علم، تجربه­ی حملی-زبانی و تجربه­ی پیشاعلمی است. «علم کلی» مورد نظر هوسرل باید بتواند ویژگی ایدتیک جهان را دریابد؛ چنین علمی باید خصلت آپریوری جهان را به مثابه چیزی بپذیرد که از طریق کلیت امکان‌های اساسی ساخته شده است و نه به مثابه چیزی که از طریق کثرت پدیدارهای تجربی ادراک شده است. انتولوژی زیست‌جهان معطوف به یک آپریوری است که معرف ساختار زیست‌جهان است، خصلت ایدتیک دارد و به سوی تحلیل­های ایدتیک گشوده است. همین ماهیتِ موضوع علم زیست‌جهان است که چنین علمی را هم ممکن و هم ضروری می‌کند. این علم ممکن است زیرا ساخت‌هایی کلی بر زیست­جهان حاکم هستند، و ضروری است زیرا علم زیست‌جهان معطوف به مسأله‌ی بحران معنا است که یک پژوهش نو و رادیکال را طلب می‌کند.
صفحات :
از صفحه 95 تا 121
نقش بدن زیسته در عینیت بخشی به اعیان از منظر مرلوپونتی
نویسنده:
سمیه رفیقی , محمد اصغری , محمود صوفیانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تبیین مرلوپونتی از قصدیت عملی به مثابه قصدیتی تنانه و متحرک راه را برای بیان معنای جدیدی از تقویم و عینیت می­گشاید. تحلیل او از چنین قصدیتی، ابزاری ملموس و پیشاتأملی، اما معنادار و تنانه برای داشتن جهان و اعیان قصدی فراهم می­آورد. مرلوپونتی بر این باور است که آگاهی به واسطه خصلت قصدی خود روی به سوی اعیان خود در جهان دارد. اعیان آگاهی اموری مشخص و متعین نیستند، بلکه در حوزه­ای قرار دارند که خود ذاتاً معنادار است و این معنا در مواجه سوژه با آن منکشف می­شود. آگاهی برای مواجهه با اعیان از بدن به منزله نظرگاه خود بهره می­گیرد. بر این اساس، مرلوپونتی آگاهی را در بدن قرار می­دهد و بدن را سوژه- بدنی محسوب می­کند که در جهان پیرامون خود حضور دارد و از طریق تجربه ادراکی با اعیان در تماس است. آنچه در طی این تجربه آَشکار می­شود نوعی درک پیشاتأملی از جهان محسوس به منزله جایگاه حیات عملی است. سوژه همواره به واسطه بدن خود در درون جهانی که در آن تحقیق و عمل می­کند جای دارد و در مواجهه تنانه با اعیان نامتعین، به آنها عینیت می­بخشد. این تعین­بخشی به واسطه قصدیت جنبشی و وحدت تألیفی بدن روی می­دهد. در این مقاله درصدد هستیم تا نقش بدن در این تعین­بخشی را بیشتر برجسته نماییم.
صفحات :
از صفحه 71 تا 93
نقش تمایز گردآوری/داوری در تبیین وظایف چهارگانه‌ی فلسفه از نظر رایشنباخ
نویسنده:
احمد عبادی , محمد امدادی ماسوله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هانس رایشنباخ نخستین فلسفه‌دانی است که در فلسفه‌ی علم دوره‌ی معاصر به‌طور مدوّن به ارائه‌ی تمایز میان مقام گردآوری و مقام داوری پرداخته است. تفکیک فلسفه‌ی علم از دیگر حوزه‌های مطالعاتی و انکار هرگونه منطق برای مقام کشف دو هدف اصلی وی از بیان این تمایز بوده است. پاسخ به ادعاهای اتو نوراث و چپ‌گرایان حلقه وین، ساختار سیاسی آلمان در دهه‌ی 1930 و تأسیس فلسفه‌ی علمیِ مستقل؛ انگیزه‌هایی برای طرح تمایز از سوی رایشنباخ شد. پس از رایشنباخ، خوانش‌های متفاوتی نسبت به این تمایز مطرح گشت. برخی قرائت‌ها از این تمایز، با دیدگاه نخستین و اولیه‌ی رایشنباخ هم‌سویی ندارد. او برای توضیح تمایز دو مقام، به چهار وظیفه و تکلیف اشاره می‌کند که یک وظیفه، خاصِ حوزه‌ی «روان‌شناسی» و وظایف «توصیفی»، «انتقادی» و «مشاوره‌ای» متعلق به قلمرو معرفت‌شناسی است. از دیدگاه رایشنباخ، مقام گردآوری ذیلِ وظیفه‌ی روان‌شناسی و مقام داوری در وظایف انتقادی و بخش دوم مشاوره‌ای نقش ایفا می‌کند و وظایف توصیفی و بخش نخست مشاوره‌ای بیرون از گستره‌ی مقام داوری هستند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل تمایز مقام گردآوری/داوری است که از سوی رایشنباخ مطرح شده تا تحلیلی درست از جایگاه نخستین این تمایز داشته و نیز از طریق این تمایز به تبیین و توصیف وظایف چهارگانه‌ی فلسفه بپردازیم.
صفحات :
از صفحه 141 تا 164
تبیین نسبت معرفت شناسی ابزارانگارانه ی جان دیویی و رهیافت هرمنوتیکی
نویسنده:
مهناز انصاری ، نادر شایگان فر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف این مقاله بررسی همانندی میان معرفت‌شناسی جان دیویی و رهیافت هرمنوتیکی در فلسفه است. در این مقاله تلاش بر آن است که نشان­ داده­ شود، با وجود سرچشمه‌های فکری متفاوتی که میان دیویی و هرمنوتیسین‌هایی مانند دیلتای وجود دارد، می‌توان همپوشانی‌های قابل توجهی میان رهیافت دیویی در معرفت‌شناسی و رهیافت هرمنوتیکی پیدا کرد، و نشان داد که در اساس جهت‌گیری کلی این دو رهیافت فلسفی یکی است. آنچه در به­وجود آمدن این پیوند نقشی کانونی ایفا می‌کند مفهوم «تجربه» است. از سویی دیویی با صورتبندی مفهومی از تجربه- که البته خواهیم دید با مفهوم تجربه‌گرایانه‌ی آن متفاوت است- تلاش می‌کند بدون توسل به انگاره‌های متافیزیکی و استعلایی، معرفت‌شناسی خود را بنا نهد. از سوی دیگر، در هرمنوتیکِ ویلهلم دیلتای نیز مفهوم «تجربه‌ی زیسته» جایگاهی کانونی دارد. این تطبیق آشکار می­کند که فهم این دو رهیافت از مفهوم «تجربه» تا چه حد همانند یکدیگر است و همچنین چگونه این همانندی در فهم آن‌ها از تجربه منتهی به موضع‌گیری‌های فلسفی بسیار نزدیک به یکدیگر شده ‌است، تا جایی که می‌توان رهیافت معرفت‌شناسی ابزارانگارانه­ی دیویی را هرمنوتیکی دانست.
صفحات :
از صفحه 29 تا 48
بررسی معناشناسی اخلاق نزد فارابی
نویسنده:
حسین احمدی , حسن محیطی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
معناشناسی اخلاق یکی از مباحث فلسفه اخلاق است که به بررسی و تحلیل معنایی مفاهیم و گزاره‌های اخلاقی می‌پردازد. معناشناسی متفاوت از لغت‌شناسی است زیرا معناشناسی اخلاق روی دیگر هستی‌شناسی اصطاحات اخلاقی است که سبب حل شدن بسیاری از معضلات فلسفه اخلاقی می‌شود. عمده مباحث مطرح در معناشناسی اخلاق، بررسی مفاهیم موضوع، محمول و مفاهیم مرتبط با اخلاق مانند کمال و سعادت است. این تحقیق قصد دارد با بررسی مفاهیم یادشده از منظر فارابی به نوآوری‌های فارابی دست یازد. فارابی معنای خوب اخلاقی را رابطه متناسب میان فعل و نتیجه آن قلمداد می‌کند و با تبیین خوب مطلق، نسبی‌گرایی اخلاقی را رد کرده و واقع‌نمایی خوب اخلاقی را اثبات کرده است. وی حکمت به معنای خاص را فضیلتی برخاسته از درک انسانی می‌داند که برترین چیزها را به‌واسطه برترین علم‌ها درک می‌کند. منظور از برترین علم، علم دائمی است و علم به ذات که زوال‌ناپذیر و حضوری است. فارابی به وسیله این حکمت، قرب الهی و نیاز انسان به خدا حتی در کسب کمال نهایی را تبیین می‌کند. وی با تعریف حکمت به شیوه جدید، نوع واقعیت اخلاقی و راه وصول به کمال نهایی در فلسفه اخلاق را تبیین کرده است.
صفحات :
از صفحه 7 تا 29