جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نقد و بررسی تبیین حیات بعد از مرگ براساس نظریه حدوث و قوای ادراکی نفس در ابن سینا و صدرا با استناد بر آیات
نویسنده:
پدیدآور: روح‌الله نصیری اطهر ؛ استاد راهنما: محمدرضا کریمی والا ؛ استاد مشاور: محمدعلی اخویان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مطابق آموزه های دینی، معرفت نفس هم در شناخت مبدأ و هم در فهم معاد راهگشاست و لذا نافع ترین معارف است. در این میان؛ اما نقش کلیدی در تبیین حیات بعد از مرگ را معرفت حدوث و قوای نفس عهده دار است و شاهد آن نقض و ابرام های نظری و مباحث عمیقی است که میان ابن سینا و ملاصدرا پیرامون آن صورت گرفته است. شیخ الرئیس بوعلی سینا و ملاصدرا؛ هر چند نفس را روحانیه البقاء دانسته اند؛ اما ابن سینا، نفس را روحانیه الحدوث معرفی کرده است که در حیات دنیوی، تعلق عارضی به بدن می یابد و لذا معاد روحانی یا وجود عقلی نفس بعد از مرگ را برهانی دانسته، ولی اثبات معاد جسمانی را بر عهده آموزه های دینی واگذارده است. همانگونه که تأکید شیخ الرئیس بوعلی، بر مادی بودن قوای باطنیِ مدرک جزئیات، اثبات فلسفی ادراک جزئیات پس از مرگ را نیز دشوار کرده است. ملاصدرا؛ اما نفس را جسمانیه الحدوث و حاصل تطور جوهری جسم می داند. این قول بدان روست که اساسا وی نفسیت نفس یا تعلق نفس به بدن را نحوه وجود نفس دانسته و در پرتو آن اثبات فلسفیِ ابدان برزخی و اخروی را ممکن ساخته است و با اثبات تجرد قوای باطنی، ادراکات جزئی بعد از مرگ را نیز از منظر فلسفی تبیین کرده است. این نوشتار که با شیوه اسنادی ـ تحلیلی به سامان رسیده است، علاوه بر نتایج پیش گفته، به طور عمده، انطباق و همسویی نظریه ملاصدرا در باب حدوث و قوای نفس و در پی آن تبیین حیات بعد از مرگ با تأکید بر حضور ادراکات جزئی و نیز جسمانی بودن معاد را با آیات کریمه نمایان ساخته است. از دیگر یافته های این پژوهش، احراز اتقان استنباط های ملاصدرا در تبیین موت و اَنحای آن بر مبنای حرکت جوهری نفس است که در اَسناد نقلی به اجل مسمی و معلّق تعبیر شده و در لسان صدرا با واژه موت طبیعی و اخترامی بیان گردیده است. چه اینکه بر اساس آیات کریمه، نفس، وجودی ادراکی است که در بدو پیدایش، بالقوه بوده و در حال سیرِ به سوی فعلیت و استقلال یابی با کسب علوم می باشد. این مطلب؛ اما وقتی به درستی دریافت می شود که سخن ملاصدرا در نحوه تبدیل وجود بالقوه به بالفعل با استکمال ذاتی نفس که ریشه در اتحاد عاقل و معقول دارد، مورد توجه قرار گیرد تا با فعلیت یافتن نفس در دنیا، رهایی نفس از بدن و موت طبیعی و به تعبیر قرآن کریم اجل مسمی رقم خورد و بعد از مرگ نیز حرکت جوهریِ نفس جهت تکامل برزخی، به انجام رسد. چه اینکه آیات قرآن کریم غایتِ حرکت نفس در دنیا را وقوع اجل مسمی و غایت نهایی آن را برپایی قیامت می داند. بر همین اساس ملاصدرا قوی ترین دلیل بر تحقق قیامت را حرکت جوهری نفس می داند و این مطلب در استنتاج های این نوشتار، به خوبی از آیات قرآن کریم مستفاد گردیده است.
نسبت عقل و باور دینی در فلسفه ابن سینا و اسپینوزا
نویسنده:
پدیدآور: فاطمه فرج‌پور مقدم ؛ استاد راهنما: یوسف نوظهور ؛ استاد مشاور: قاسم پورحسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نسبت میان عقل و ایمان یکی از مسائل جدال آمیز فلسفه دین محسوب می‌شود. رابطه میان عقل و ایمان همواره مناقشه برانگیز بوده است. اندیشمندان بسیاری مدعی شده اند که ایمان و عقل به هیچ وجه با یکدیگر سازگار نیستند البته در این بین خوانش های متعادل تری هم وجود دارد. در این پایان نامه به بررسی چگونگی تعامل میان عقل و باورهای دینی در فلسفه ابن سینا و اسپینوزا خواهیم پرداخت. در اینجا ما با دو نظام فکری متفاوت مواجه هستیم، از یکسو ابن سینا فیلسوفی مسلمان و از سوی دیگر اسپینوزا که به همه-‌در-خدایی اعتقاد دارد. با ملاحظه در آثار ابن سینا میتوان به وضوح تلاش وی را برای برقراری پیوند میان عقل و باور دینی مشاهده کرد. ابن سینا دغدغه آشتی دادن میان عقل و ایمان را داشته است. او هم به دستاوردهای عقلی و هم به ایمان و شریعت پایبند بوده است و ناسازگاری میان آنها نمی‌بیند. اسپینوزا به دنبال تفکیک عقل و ایمان است و از عقل گرایی حداکثری دفاع میکند. اسپینوزا قلمرو باور دینی را با قلمرو عقل از هم تفکیک میکند و با این تفکیک نشان میدهد که تعارضی بین عقل و ایمان نباید به وجود آید.
خوانش فضیلت محورانه و تطبیقی از نظریه معرفت شناسی ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
اکرم عسکرزاده مزرعه
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظریه های معرفت شناسی فضیلت محور شاخه ای از معرفت شناسی برون گرایانه است. نظریه اندیشمندانی مانند آلوین پلانتینگا، ارنست سوزا و لیندا زگزبسکی جزء این نظریه هاست. به باور ایشان عنصر فضیلت نقش بسزایی در تشکیل باور صادق دارد و افزون بر آن عناصر فرایند اعتمادپذیر، قوای معرفتی با کارکرد صحیح و اراده و وظیفه، اعتماد به دیگران و... سبب ارزشمندی باور می شوند. ابن سینا و ملاصدرا به تأثیر فضیلت، قوای معرفتی، فرایند اعتمادپذیر و اراده و وظیفه و... بر معرفت توجه داده اند. در خوانش فضیلت محورانه از معرفت شناسی ایشان می توان قرابت های بسیاری میان رأی ابن سینا و ملاصدرا و زگزبسکی یافت. نظریه ملاصدرا در مقایسه با نظریه ابن سینا همخوانی بیشتری با نظریه های معرفت شناسی فضیلت محورانه معاصر دارد. نظریه ابن سینا به رویکرد سنتی _ ارسطویی دربارۀ تعامل میان فضیلت و معرفت قرابت دارد تا معاصر. رعایت مؤلفه های اخلاقی در معرفت با مبانی فلسفی ملاصدرا سازگاری دار،د اما با برخی مبانی فلسفی وی ناسازگار است.
صفحات :
از صفحه 117 تا 131
بررسی تطبیقی و ارزیابی برهان صدیقین ملاصدرا و برهان امکان و وجوب ابن سینا و توماس آکویناس
نویسنده:
مالک عبدیان کردکندی ، غلامحسین خدری ، جلال پیکانی ، علیرضا پارسا
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
برهان امکان و وجوب را نخستین بار ابن سینا تقریر کرده و آن را برهان صدیقین نامیده است. توماس آکویناس نیز تحت تأثیر حکمای اسلامی تقریری از این برهان ارائه داده و آن را سومین راه خداشناسی خود قرار داده است. ملاصدرا پس از تقریر برهان امکان سینوی و وارد کردن انتقاداتی برآن، با تکیه بر مبانی اصیل حکمت متعالیه، تقریری تازه از برهان صدیقین طرح ریزی کرده و آن را طریقة انبیاء، عرفا و حکمای الهی دانسته است. نوشتارحاضر، ضمن ارائه تحلیلی از این سه تقریر و بررسی وجوه اشتراک و امتیاز آنها نشان می دهد که اولاً؛ هیچ کدام از این تقریرات، عاری از خطا نیستند. ثانیاً؛ برهان ابن سینا شریف تر از برهان توماس و برهان ملاصدرا نیز شریف تر از هردوی آنهاست. استدلال از ذات بر ذات و صفات، تبیین و توجیه نظام مند علیت و اثبات ارتباطی یکپارچه میان خدا با عالم برمبنای امکان فقری، اصالت و تشکیک عینی وجود و عدم نیاز به ابطال دور و تسلسل از مهم ترین وجوه امتیاز و تفوق برهان صدیقین صدرایی به شمار می روند.
صفحات :
از صفحه 105 تا 116
كاركردها و شروط ادراك‏هاي باطني از ديدگاه ابن‏ سينا و ملاصدرا
نویسنده:
سيد علي حقي ، سيد محسن حسيني
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در مقالۀ پيش‌رو، کوشيده‌ايم تا مقايسه‌اي ميان ديدگاه‌هاي ابن‌سينا و ملاصدرا درباره ادراک‌هاي باطني انجام دهيم. ازآنجاکه ابن‌سينا نفس نباتي و حيواني را جسماني مي‌دانسته، قواي ادراکي باطني را نيز جسماني و منطبع در ماده (بدن) به‌شمار آورده و براي هرکدام در مغز محلي معين کرده است؛ درحالي‌که ملاصدرا نفس نباتي و حيواني را غيرجسماني مي‌داند و بر تجرد نفس حيواني برهان اقامه مي‌کند. ملاصدرا قواي ادراکي باطني را نيز مجرد از ماده مي‌داند و محل‌هايي را که براي هرکدام در مغز مشخص شده است، صرفاً مظاهر آن قوا و محل حصول استعداد آنها در نظر مي‌گيرد. البته در ارائه تعريف، کارکردها و اثبات قواي ادراکي باطني ميان اين ‏دو فيلسوف شباهت بسياري به چشم مي‌خورد. سرانجام، ديدگاه ملاصدرا درباره ادراک‌هاي باطني به‌عنوان نظر جامع که هم جنبه‏هاي مادي ادراک را به رسميت مي‌شناسد و هم وجه غيرمادي بودن آن را دربر مي‌گيرد، معرفي مي‌شود.
رابطه نفس و قوا از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
عابدین بزرگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در ارتباط با (رابطه نفس و قوا) دیدگاه های مختلفی مطرح است که در یک دسته بندی به د و دسته تقسیم می شوند: الف: دسته ای که برای نفس، قوائی قائل نیستند: گروهی از این دسته می گویند: هر انسانی، دارای نفوس متعددی است که تمام کارهایش را به واسطه ی همین نفوس مختلف، انجام می دهد؛ لذا نیازی به قوا نیست. گروهی دیگر از این دسته، مانند فخررازی، می گویند: هر انسانی، یک نفس دارد و همین نفس، تمام کارها، غیر ار کارهای تحریکی غیرارادی، را مباشرة انجام می دهد. ب: دسته ای که قائلند انسان، علاوه بر نفس واحد، دارای قوای متعددی نیز هست: از این گروه، افرادی مانند ابن سینا می گویند: نفس، کلیات را مباشرة بدون نیاز به قوا، درک می کند و سایر کارها را با استخدام قوا انجام می دهد. گروه دیگر از این دسته، مانند ملاصدرا می گویند: قوای متعدد، مراتب و شؤون نفس بوده، وجود فی نفسه *؛ لذا نفس، تمام کارها را مباشرة انجام می دهد منتها بعضی کارها را در مرتبه ذات و بعضی دیگر از کارهایش را در مراتب قوایش انجام می دهد و برای همین گفته شد: النفس فی وحدتها کل القوی و فعالها فی فعله قد انطوی
تحلیلی از ویژگی‌های صفات افعال الاهی
نویسنده:
جعفر شانظری، مهدی منصوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
چکیده :
شناخت خداوند یا همان مبدأ هستی همواره یکی از دغدغه‌های اصلی بشر بوده است. از این‌رو بخش عمده‌ای از آموزه‌های ادیان آسمانی نیز در پاسخ به این دغدغه، به توصیف او اختصاص یافته است. اما از آن جهت که شناخت ذات او به دلایل عقلی و نقلی امکان‌پذیر نیست، حکمای الاهی و متکلمان و آموزه‌های وحیانی شناخت خداوند را در قلمرو صفات دانسته‌ و صفات الاهی را به صفات معرِّف ذات و صفات مفسر فعل الاهی تقسیم نموده‌اند. همان‌طور که صفات معرّف ذات و برگرفته از ذات کامل الاهی دارای ویژگی‌هایی است، صفات فعلی نیز که برگرفته از افعال الاهی است، دارای ویژگی‌ها و معنای خاصی است. دراین مقاله، برآنیم تا به‌لحاظ نظام معنایی، تفسیری هماهنگ و معنادار از صفات فعل ارائه داده، ویژگی‌های خاص صفات فعلی را از دیدگاه متکلمان و حکماء مورد تحلیل و بررسی قرار دهیم.
صفحات :
از صفحه 69 تا 100
تاملي هايدگري در نظرگاه ابن‌سينا و طلايه‌داران عرفان خراسان:  خطاي 2500 ساله و بحران نيهيليسم
نوع منبع :
مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
تبیین و بررسی پاسخ ابن‌سینا به شبهۀ تعارض لزوم رضایت به قضای الهی در شرور اخلاقی
نویسنده:
روح اله زینلی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از چالش‌های فراروی اعتقاد به عمومیت قضای الهی، شبهۀ تعارض لزوم رضایت به قضای الهی و لزوم عدم رضایت به شرور اخلاقی است. ابن‌سینا پاسخی در دو بخش به این شبهه ارائه کرد. در بخش نخست با تفکیک حیثیت ارتباط شرور اخلاقی با فاعل و قابل، آنها را از حیث ارتباط با قابل، شر دانسته است. در بخش دوم نیز با تفکیک امور بالذات و بالعرض، شرور را به‌صورت بالعرض مشمول قضای الهی معرفی کرد. این پاسخ تنها در صورتی شبهه را برطرف می‌کند که شرور، وجود حقیقی نداشته باشند؛ بلکه اطلاق موجود به آنها را مجازی (اعتباری) بدانیم. در این‌صورت رضایت به آنچه وجود حقیقی ندارد، ضرورت نخواهد داشت و شبهه برطرف خواهد شد. در سخنان ابن‌سینا شواهدی وجود دارد که بر اساس آنها می‌توان وی را قائل به مجازی (اعتباری) بودن شرور دانست. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که این شواهد، بر ارادۀ معنای یادشده از سوی ابن‌سینا دلالت دارند. البته در صورت عدم پذیرش این دلالت، پاسخ درخوری به این شبهه، در فلسفۀ ابن‌سینا داده نشده است.
صفحات :
از صفحه 587 تا 608
بررسی تطبیقی معنای زندگی از دیدگاه ابن‌ سینا، ملاصدرا و اروین یالوم
نویسنده:
پدیدآور: لیلا پوراکبر ؛ استاد راهنما: عین الله خادمی ؛ استاد مشاور: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر با بررسی ابعاد گسترده مسئله معنای زندگی ناظر به آراء ابن سینا، ملاصدرا و یالوم درصدد پاسخ‌ گویی به این سوال است که معنای زندگی از دیدگاه ابن ‌سینا، ملاصدرا و یالوم چیست؟ نگارنده پژوهش حاضر را در سه حوزه مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و خداشناختی و در مسائلی چون مرگ، عشق و سعادت مورد بررسی قرار داده است. اساسی‌ترین دستاوردهای این نوشتار بدین قرار است: در نظام فکری ابن ‌سینا و ملاصدرا با دو رهیافت فلسفی و عرفانی با توجه به آراء این دو متفکر در حوزه‌ های مختلف می‌ توان به پاسخ جامع و دقیقی از مسئله معنا دست یافت. ابن‌ سینا و ملاصدرا با نگاهی غایت انگارانه و الهی با تکیه بر مبانی هستی ‌شناسی، با اثبات خدا به عنوان مبدأ المبادی و غایت الغایات هدفمندی را درزندگی انسان تامین کرده و بی هویتی و وانهادگی را از انسان می‌ زدایند. در نگاه آنها هویت انسان هویتی ارتباطی و اتکایی است که در ارتباط با خدا اصالت پیدا می‌ کند. آن‌ها با تکیه بر مبانی انسان‌ شناسی و با ترسیم سیر تکاملی انسان دستورالعملی واحد و معیاری متقن جهت رسیدن به این هدف در اختیار انسان قرار می‌ دهند. این مسیر با گذر از مراتب عقل نظری و عملی و اتحاد با عقل فعال و دست‌ یابی به قرب الهی ترسیم می‌شود. فیلسوفان مسلمان با نگاهی وجودی به مرگ و با تفسیری فراطبیعت ‌گرایانه از آن، به عنوان عامل تداوم حیات و تکامل و فناناپذیری، به زندگی معنا می‌ بخشند. در نظر آنان عشق در ارتباط با مبدأ معنا آفرین است و سعادت در بالاترین درجه، سعادت عقلانی و قرب و وصال الهی است که با بالاترین درجه التذاذ و سرور و معنابخشی همراه است. یالوم به عنوان روان‌ درمان‌گر وجودی با تلفیق دو روش روان ‌درمانی و روش فلسفی اگزیستانسیالیسم، با رویکردی پوچ‌ گرایانه و الحادی، به حل مسئله معنا به عنوان یک دغدغه وجودی می‌پردازد. در نظر یالوم، جهان فاقد انسجام و هدف و در نتیجه پوچ و بی ‌معناست. او با انکار خدا و نگاهی حصرگرایانه و افراطی به انسان هویت او را هویتی استقلالی معرفی کرده که در جهان وانهاده شده تا با آزادی مطلق معنای زندگی ‌اش را بسازد. تکامل در نگاه یالوم به معنای فعلیت امکانات خاص انسانی است که ملاک و مبنا و منتهایی ندارد. یالوم نگاهی نیست انگارانه به مرگ دارد و با تفسیری طبیعت‌ گرایانه از مرگ آگاهی با اتکا بر روش‌ هایی مانند موج زدن و نجات دهنده غایی در صدد درمان مرگ‌ هراسی و پوچی است. در نگاه او عشق و سعادت در نگاهی انسان ‌گرایانه، با اتکاء بر ارزش‌ های انسانی و لذت‌های مادی تحلیل و تفسیر می ‌شود.