جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نسبت قوانین الهی و قوانین بشری با استناد به دیدگاه توماس آکویناس و خواجه نصیرالدین طوسی
نویسنده:
نویسنده:بهروز صدقی شامیر؛ استاد راهنما:احمدرضا مفتاح,مهراب صادق‌نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تأثیر"قانون" در اداره جوامع بشری در طول تاریخ همواره دغدغه اندیشمندان مسیحی و مسلمان بوده است. مسأله این است که با وجود قوانین الهی، به قوانین بشری چه نیازی هست و قوانین بشری چه نسبتی با قوانین الهی دارند و از چه جایگاهی برخوردارند؟ در این پژوهش، نسبتِ قوانین الهی و بشری با روش توصیفی و تحلیلی بر اساس نظریات دو فیلسوف و متکلم مسیحی و مسلمان، یعنی توماس آکویناس و خواجه نصیرالدین طوسی بررسی شده است. قوانین چهارگانه توماس آکویناس، یعنی قانون ابدی، قانون طبیعی، قانون بشری و قانون الهی و نیز مباحثی با عنوان قانون "وضع و طبع"، از خواجه نصیرالدین طوسی بررسی و این نتیجه به دست آمده که قوانین الهی و بشری هیچ‌گونه تقابل و تزاحمی با هم ندارند. نسبت این دو قانون، نسبت عموم و خصوص مطلق است؛ به این معنا که قانون الهی اعم از قانون بشری است. گرچه در میان متکلمان مسلمان و مسیحی، افرادی بوده‌اند که عقل را در تشخیص حسن و قبح ناتوان میدانستند و به تبع آن قوانین بشری را فاقد صلاحیت و احیاناً در مقابل قوانین الهی قلمداد میکرده‌اند، اما متکلمانی همچون توماس آکویناس و خواجه نصیر معتقدند چون عقل موهبت خدا به بشر است، هردو قانون الهی و بشری منشأ واحدی دارند. بنابراین، قوانین موضوعه بشری که از عقل موهبتی خدا صادر شده است، در همان جهت قوانین الهی قرار دارد. به عبارت دیگر، میتوان گفت عقل سلیم به طور مستقل، شایسته و معیار تشخیص حسن و قبح است و حتی میتوان عقل عملی را مستحق صدور بایدها و نبایدها به حساب آورد.
بررسی و مقایسه آرای فاضل قوشچی در مبحث امامت کتاب شرح تجرید العقائد و نظرات مقدس اردبیلی در کتاب الحاشیه علی الهیات الشرح الجدید للتجرید
نویسنده:
نویسنده:محمدمهدی قاجار کوهستانی؛ استاد راهنما:محمدحسین حشمت‌پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله امامت، نخستین مسأله مورد نزاع میان مسلمانان بعد از رحلت پیامبر اکرم است. پس از شکل گیری فرق کلامی، متکلمان هر فرقه، به شکل ضمنی و یا به شکل تألیف کتاب مستقل، به جرح و تعدیل نظرات یکدیگر پرداخته اند. از کتب مهم کلام امامیه، کتاب تجرید العقائد محقق طوسی است که در آن به طرح بحث امامت پرداخته شده است. فاضل قوشچی که از متکلمان اشعری است شرح مهمی بر تجرید العقائد نگاشته و در آن بر بحث امامت، اشکالاتی وارد کرده است. پس از او مقدس اردبیلی، یکی دیگر از متکلمان امامیه به اشکالات فاضل قوشچی پاسخ می دهد و از آراء خواجه طوسی دفاع می کند. رسالت این پژوهش که از نوع کتابخانه ای و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی است، بررسی و مقایسه آراء این دو محقق در مبحث امامت است. نتایج حاصل از بررسی این موضوع در باب امامت عامه و خاصه، پرسشی است که نگارنده به دنبال آن است. در بحث امامت عامه اولین مساله مورد نزاع، مساله دلیل وجوب امامت است که خواجه بر قاعده لطف و قوشچی بر اجماع صحابه تاکید می کند. در ادامه، بحث از لوازم امامت مطرح می شود که فاضل قوشچی اشکالاتی را به آن وارد می کند اما مقدس اردبیلی به آنها پاسخ می دهد. در بحث امامت خاصه، خواجه ابتدا به آیات و روایاتی برای اثبات امامت حضرت علی تمسک می کند، سپس به بیان فضائل حضرت علی و مطاعن خلفا می پردازد که گرچه فاضل قوشچی شبهاتی را بر آنها وارد می کند اما مقدس اردبیلی به آنها پاسخ مستدل می دهد. از مقایسه آراء این دو محقق به دست می آید که قوشچی از آراء متکلمین اشعری مذهب پیش از خود تبعیت می‌کند و همان شبهات آنان را تکرار کرده است. وی در مبحث امامت، در بسیاری از موارد، متعصبانه و به دور از انصاف، با ادله محقق طوسی برخورد می کند، ولی در مقابل، پاسخ هایی که مرحوم اردبیلی به ایشان می دهند محکم، معقول و معمولا از خود منابع اهل سنت است.
ﺑﺮﺭﺳﯽ ﺗﻄﺒﯿﻘﯽ ﻓﻠﺴﻔﻪ ﺍﺧﻼﻕ ﺁﺭاء ﺍﺑﻦ ﻣﺴﮑﻮﯾﻪ ﻭ ﺧﻮﺍﺟﻪ ﻧﺼﯿﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻃﻮﺳﯽ
نویسنده:
نویسنده:شقایق عچرش؛ استاد راهنما:علی‌محمد حسین‌زاده؛ استاد مشاور :عبدالله نیک سیرت
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلسفه اخلاق، مطالعه فلسفی در باب اخلاق است. که در پی یافتن پاسخ برای پرسش‏های ‏بنیادین در حیطه مباحث اخلاقی است. قلمرو فلسفه اخلاق، بیشتر در حوزه مسائل اخلاق هنجاری و فرااخلاق است. این پژوهش بر مبنای بررسی تطبیقی فلسفه اخلاق آراء ابن مسکویه و خواجه نصیر الدین طوسی است. ابن مسکویه که در نظریه اخلاقی خویش وامدار تفکر ارسطویی بود از نخستین فیلسوفان مسلمان است که در محیط اسلامی به طرح نظام اخلاقی همت گماشت. خواجه نصیر در اخلاق ناصری با ترجمه تهذیب الاخلاق ابن مسکویه شباهت‏های ‏زیادی با آراء وی دارد. یافته‏های ‏این پژوهش نمایانگر این است که هر دو متفکر در حوزه‌ی هنجاری بیشترین قرابت را با دیدگاه فضیلت‌گرا دارند و در حوزه‏ی ‏فرا اخلاق واقع گرا می‏باشند. در نظریات اخلاقی آنان نفس را عامل اخلاقی می‌دانند، که با اکتساب فضایل برای رسیدن به هدف غایی خود که همان سعادت تام است در تلاش است.
بررسی شناخت‌گرایی اخلاقی محقق طوسی
نویسنده:
حسین احمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
شناخت‌گرایی اخلاقی یکی از مباحث فلسفۀ اخلاق و معرفت‌شناسی اخلاق محسوب می‌شود و محقق طوسی در زمرۀ شناخت‌گرایان اخلاقی قرار می‌گیرد؛ زیرا وی اولاً به راه‌های گوناگون شناخت واقعیت هم‌چون عقل، شهرت، تجربه و وحی و الهام اشاره دارد؛ ثانیاً به حدوسط به‌عنوان معیار شناخت پرداخته است؛ ثالثاً برهان‌پذیری جملات اخلاقی عقلانی را می‌پذیرد و رابعاً به مطلق‌گرایی اخلاقی پای‌بند است؛ با توجه به شناخت‌گرا بودن محقق طوسی و این‌که تمام شناخت‌گرایان اخلاقی، وحدت‌گرای اخلاقی محسوب می‌شوند، محقق طوسی نیز در زمرۀ وحدت‌گرایان اخلاقی قرار می‌گیرد. اما به نظر می‌رسد محقق طوسی در تبیین برهان‌پذیری جملات اخلاقی، رابطۀ حقیقی میان اعطای نعم الهی و وجوب شکر را برهانی نکرده است و با ادعایی به نتیجه رسیده است که می‌توان این رابطه را نتیجۀ رابطۀ علّی ـ معلولی قلمداد کرد که میان فعل اخلاقی و نتیجۀ آن وجود دارد، یعنی هر فعل اخلاقی مانند شکرگزاری سبب سعادت‌بخشی و به کمال رسیدن انسان می‌شود و این وجوب شکرگزاری خدا مبین رابطۀ علی و معلولی میان شکر خدا و سعادت حاصل از آن برای شکرگزار خواهد بود؛ پس اگر پرسیده شود چرا شکر مُنعِم واجب است، پاسخ داده می‌شود برای کسب سعادت و کمال، این شکرگزاری واجب است.
صفحات :
از صفحه 83 تا 101
بررسی تحلیلی- تطبیقی آراء کلامی امام خمینی و فیاض لاهیجی
نویسنده:
نویسنده:رقیه حق شناس؛ استاد راهنما:مصطفی جعفرطیاری دهاقانی؛ استاد مشاور :امداد توران
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این رساله آراء کلامی امام خمینی و فیاض لاهیجی ذیل موضوعات توحید، نبوت، امامت و معاد توضیح، تبیین و سپس مقایسه شده است. اهمیت این تحقیق به سبب جایگاه این دو اندیشمند در مباحث کلام شیعی است. به طوری که امام خمینی با تأثیرپذیری از عرفان و ملا عبدالرزاق لاهیجی (فیاض) در جهت سنت کلامی ـ فلسفی شیعی ـ که خواجه نصیرالدین طوسی پرچم‌دار آن بوده است ـ مباحث خود را مطرح کرده اند. مقایسه‌ نیز در این رساله بر اساس نظریه امکان گفتگو میان متفکران است و این بحث ذیل مسائل بنیادی تشیع که در هر دو متفکر وجود دارد، ایجاد شده است. امکان گفتگو و شباهت‌های آراء این دو متفکر بر اساس تلاقی نظریه این دو متفکر در کلام و در مباحث و اصول عام تشیع است و در این رساله امکان گفتگو در معرفت‌پذیری، عصمت، محال بودن امر غیرعقلانی از خداوند و غایت و هدف داشتن خالق از خلق انسان در سعادت دنیوی (اجتماعی) و اخروی بررسی ‌شده است. ضرورت تحقیق به‌واسطه ویژگی اندیشه های کلامی و تغییرات ایجاد‌شده در آن از مدارس اصفهان تا تهران و از فیاض لاهیجی تا امام خمینی است. نتایج تحقیق چنین است که فیاض لاهیجی بیش از آنکه اندیشه های کلامی مکتب اصفهان و استادش ملاصدرا، در ترکیب شیوه‌های عقلانی، عرفانی و قرآنی را پی بگیرد، به سبب تأثیرپذیری از خواجه نصیرالدین طوسی و شرحی که بر تجریدالاعتقاد نگاشته، روش عقلانی و مشائی صِرف را در کلام برگزیده است اما از سوی دیگر، امام خمینی با تأثیرپذیری از ملاصدرا و شیوه او در جمع میان عقل و شهود و نقل، مباحث کلامی درباره موضوعات اصول دین را با تأویلات عرفانی اخذشده از عرفان نظری ابن‌عربی پیوند می‌زند. روش تحقیق تحلیل محتوای نظریات این دو متفکر و مقایسه‌ آرائشان با استفاده از منابع کتابخانه‌ای است.
سیر تطور کلام امامیه در مدرسه حلّه
نویسنده:
نویسنده:غلامعباس عشرتی؛ استاد راهنما:محمدتقی سبحانی؛ استاد مشاور :محمد غفوری نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حوزه دانشی حلّه در قرن‎های 6تا 8 هجری خودنمایی کرد و تحولات عظیمی در علوم مختلف مانند فقه، کلام و... به وجود آورد و زمینه حضور متکلمانی بزرگی مانند سدیدالدین حمصی(م600ق)، ابن‎میثم بحرانی(م699ق)، خواجه نصیرالدین طوسی(م672ق) از خارج آن منطقه جغرافیائی و برآمدن بزرگانی مانند ابن‎ادریس حلّی(م597ق)، محقق حلی(م676‎‌ق)، علامه حلی(م726ق)، فخرالمحققین(م771ق)، فاضل مقداد(م826ق) و... از همان خطه را رقم زد. مدرسه کلامی حلّه ضمن اثرپذیری از مدرسه کلامی بغداد و ری و تأثیرگذاری بر مدارس نجف و جبل عامل، خود دارای سه دوره علمی است. دوره اول در شخصیت‌هایی چون سدیدالدین و محقق حلی تجلی می‌گردد. سدیدالدین برغم بهره‌مندی از کلام بغداد اما ترتیب کلی کتاب المنقذ من التقلید خود را نیز هماهنگ با کتاب الذخیره سیدمرتضی(م436ق) قرار نداده است و این تغییرات به خوبی از تحول در ادبیات کلامی دوره اول مدرسه حلّه حکایت دارد. دوره اول را می‌توان دوره بهره‌مندی و ورود مباحث عقلی نام نهاد. این مدرسه که اساساً میراث‌دار کلام مدرسه بغداد بود، به تدریج با ورود سدیدالدین به حله، کلام و ادبیات متفاوتی به مدرسه حله منتقل شد. دوره دوم گرایش کلامی فلسفی است که در خواجه نصیرالدین و ابن‌میثم تبلور یافت و با آمدن ایشان گام بعدی مدرسه حله رقم خورد. در این گام، تلاش برای دفاع از کلام امامیه بر اساس ادبیات فلسفی مشاء صورت گرفت و خواجه ضمن بهره‌مندی از الگوی اشاعره و فخر رازی، از مبانی و امور عامه فلسفه استفاده کرد اما در امور خاص، بر اعتقادات کلامی امامیه محکم ایستادند. دوره سوم که گرایش عقلی نقلی است و در ادامه دوره دوم است در علامه حلی، فخرالمحقیین، شهید اول و فاضل مقداد خلاصه می‌گردد. در این دوره یک نهضت ترکیبی جدید کلامی که در رأس آن علامه ‌حلی است، رقم خورد و کلام امامیه با وجود بهره‌گیری از اندیشه‌های فلسفی در آثار متکلمان اما در مقابل فلسفی شدن کلام از خود مقاومت بیشتری نشان دادند و در کنار براهین عقلی، از نقل نیز در اثبات مفاهیم کلامی بهره‌مند شدند. این رساله، یک پژوهش بنیادی و روش آن توصیفی تحلیلی است که به موضوع تطور در ابعاد مختلف مدرسه کلامی حله مانند تطور در روش و رویکرد و در مواردی تطور در ادبیات و نیز تطور در مسائل و موضوعات می‌پردازد و با گزینش محورهای مشخصی در الهیات بالمعنی الاعم و الهیات بالمعنی الاخص به مقایسه اندیشه متکلمان حله در این دوره‌های تاریخی پرداخته می‌شود. مباحثی مانند علت و معلول، فعل و فاعلیت، وجوب و امکان و مبحث حدوث و قدم، از جمله مواردی هستند که به عنوان نمونه از مجموعه عناوین الهیات بالمعنی الاعم مورد بحث قرار گرفت. اما در الهیات بالمعنی الاخص یا(همان جلیل‎الکلام) که مباحث اصلی کلامی است علیرغم تغییراتی که در حوزه شناخت و دقیق الکلام به سود ادبیات فلسفی صورت گرفته اما تأثیر در این قسمت، اندک است بطوری که آراء متکلمان در آغاز مدرسه با پایان مدرسه، چندان تفاوتی نداشت در این میان مباحثی مانند وجوب نظر و معرفت، ادله اثبات صانع، انسان‎شناسی و در ذیل آن ماهیت نفس و جبر و اختیار، سرفصل و بُرشی از مباحث الهیات بالمعنی الاخص می‎باشند که تطور آن در کلمات محققان مدرسه حلّه مورد بررسی قرار گرفته است.
دامنه پاسخ گویی دین به نیازهای بشر از نگاه متفکران مسلمان در قرن دوم تاپنجم هجری با تاکید بر دیدگاه شیخ طوسی، ابن سینا و غزالی
نویسنده:
نویسنده:خلیل ملاجوادی؛ استاد راهنما:علیرضا پارسا؛ استاد مشاور :غلامحسین خدری,ناصر محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با افزایش تسلط بشر برجهان، در سایه پیشرفت علم و ظهوردیدگاه انسان محوری (اومانیستی)، سوال از چگونگی نیاز بشر به دین مطرح شد. دامنه پاسخ گویی دین به نیازهای بشر از منظر متفکران سده دوم تا پنجم هجری با تاکید بر دیدگاه شیخ طوسی، ابن سینا و غزالی بعنوان سه متفکر شاخص از علوم حدیث، فلسفه و عرفان مورد تحقیق و بررسی است. نظرات اینان بطور توصیفی و تحلیلی مورد تحقیق قرار می گیرد و روشن می شود که هرچه دامنه شرع و دین گسترده ترمی شود، از تاثیر عقل در حیات دینی فرد متدین کاسته می شود. شیخ طوسی، دین را پاسخ گوی انسان در زمینه نیازهای مادی و معنوی می داند. ابن سینا با استدلال به ضرورت وجود قانون الهی در زندگی اجتماعی و فردی، قوانین شریعت را برای نظم و تکامل و سعادت جامعه لازم می داند. غزالی ضمن تاکید به لزوم وجود قوانین شرع و سنت پیامبر برای نظم وآرامش و بقای جامعه، نبوت را برای اصلاح نفوس و تامین زمینه رشد و تعالی معنوی انسانها یک ضرورت فطری بیان می کند.این متفکران درعین تاکید به جایگاه ضروری عقل در شناخت خدا و نبوت از ماهیت و چیستی آن سخن نگفته اند و از چگونگی خطای عقل حرفی نیاورده اند. عقل از منظراین متفکران برای مقوله شناخت خدا، لازم ولی کافی نیست .در نهایت، عقل را شانی از شونات نفس دانستن، امروزه در سایه پیشرفت علم طب و پیوند عملی اعضای حیاتی و کلون کردن (شبیه سازی) هر لحظه مورد مناقشه و در معرض چالش بوده و نیازمند بازنگری درمعنی آن و ارایه تعریف جدید می باشد.دینداری در قالب عرفان وتصوف که دیانت را وابسته به فرد کامل و برجسته الهی در هرعصر، می داند، درجهان امروز، قابل دفاع تر و پاسخ گو ترسیم می شود و می تواند پویایی و به روز بودن دینداری را معنا ببخشد.
نقش بعثت نبی اکرم در تکامل عقل نظری و عملی از دیدگاه فخررازی و نصیرالدین طوسی
نویسنده:
نویسنده:سید حیات الله حسینی؛ استاد راهنما:سید محمد مظفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تلقی همگانی متدینان از ادیان توحیدی از بعثت پیامبران الهی این است که کار اصلى آن بزرگواران، راهنمایى انسان است و خداوند متعال انبیا را برای هدایت او فرستاده است. اما بلا فاصله پرسـش اساسی دیگر مطرح می شودکه انسـان چـه کاستی هایى داشته است که با بعثت پیامبران و وحى الهى برطرف مى شود؟اصولاچرا انسان عاقل نیاز به راهنمای خارجى دارد و چرا خـرد و قوای ادراکى او برای یافتن راه صحیح،کفایت نمى کند؟ دانشمندان و متکلمان بنام اسلامی، این پرسشها را از زوایای مختلفى مورد کاوش قرار داده وکوشیده اند به آنها پاسـخى مناسب دهند . محور اصلی این تحقیق پاسخ هایی دو متکلم پر اوازه جهان اسلام: فخر رازی و نصیرالدین طوسی است، که با توجه به مراتب عقل نظری و عقل عملی و نیازآنها درگذار از مراتب نقص به مراتب کمال به داده های وحیانی به این پرسش پاسخ داده اند وعقل و خـرد آدمـى منهای دین را بدون استمداد از وحی، کافی نمی دانند. تحقیق حاضرمشتمل برچهار بخش و سیزده فصل است. در بخش نخست مبادی و مقدمات بحث، مورد تحقیق قرار گرفته است. ونیز ، به عقل نظری و عملی و تعریف ها،کار برد ها و مراتب عقل عملی وعقل نظری و تعریف نبوت از منظر فخررازی و نصیرالدین طوسی، اختصاص یافته است. در بخش دوم رویکرد فخررازی در نقش بعثت نبی اکرم در تکامل عقل نظری وعملی و مبانی ایشان در این مساله موردکاوش قرار گرفته است. بخش سوم به بررسی رویکردخواجه نصیرالدین طوسی در نقش بعثت نبی اکرم در تکامل عقل نظری وعملی و مبانی ایشان در این مساله، اختصاص یافته است. دربخش چهارم ، مواضع وفاق و خلاف فخرالدین رازی وخواجه نصیرالدین طوسی در مساله مورد بحث، بیان شده و در پایان به این نتیجه رسیده است، که فخررازی ونصیرالدین طوسی عقل نظری و عقل عملی را درفهم بسیاری از مسایل مربوط به اعتقادات و فروعات عاجز می شمارند و بعثت نبی اکرم،آن دو را در وضـع قوانین برای اداره اجتماع، رساندن انسان به سعادت ابدی و کمال مطلوب ودرک احکام غیر مستقل عقلی یاری نموده واز این طریق به تکامل می رساند.
بررسی کلامی کرامات و خوارق عادات امیرالمومنین علی علیه السلام
نویسنده:
نویسنده:فاطمه صالحی؛ استاد راهنما:عباس جوارشکیان؛ استاد مشاور :سید مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
صدور معجزه از ناحیه امام نه تنها در لسان اهل بیت:مورد توجه بوده است بلکه یکی از نشانه‌های امامت را اظهار معجزه دانسته‌اند. برخی از اندیشمندان مانند شیخ بهائی و معرفت، معجزه را مختص انبیا تلقی کرده‌اند و خوارق عادت امام را کرامت نامیده اند؛ در حالی که بیشتر متکلمان نامور مانند شیخ طوسی، شیخ مفید، شیخ صدوق، سیدمرتضی و ... امام را نیز صاحب معجزه دانسته اند. معجزه و کرامت به لحاظ ماهوی، هردو خرق عادت هستند. تمایز آنها از جهت وجود ادعای منصبی الهی در معجزه است که کرامت فاقد آن است. در دلالت و کارکردهای هدایتی و تربیتی نیز معجزه نسبت به کرامت تاثیرگذارتر است. در میان منابع روایی تعداد قابل ملاحظه‌ای از نقل معجزات امیرالمومنین 7 وجود دارد که نشان‌دهنده اهتمام عالمان اسلامی در جمع آوری معجزات امام، پس از اعتقاد به آن است. مهمترین دلالت مستقیم معجزه تصدیق ادعای آورنده آن است و به تبع اثبات منصب الهی، جمیع لوازم آن منصب را اثبات می کند. در این پژوهش به روش توصیفی_تحلیلی در گستره آیات و روایات، شواهد و مویدات صدور معجزه از امام، دلالت و کارکرد آن ها تبیین گردیده است و با گردآمدن بیش از ششصد روایت، تقسیمی نوآورانه سامان یافته است. از این رهگذر مشخص شد تمامی معجزات شاخص انبیا به جز قرآن کریم توسط امیرالمومنین 7روی داده است؛ مانند خارج ساختن شتر از دل کوه، زنده کردن مردگان، اخبار از غیب، نرم کردن آهن، ردالشمس و غیره، که شواهد آن از میان آیات و روایات ذکر گردیده است. تدبر در سیره امیرالمومنین7 نشان می‌دهد وجود شریف آن حضرت جامع همه فضائل و کمالات انبیا است که در مقایسه‌ای تطبیقی افضلیت در نسب، نسل، تولد، تکریم و تجلیل الهی و سایر جنبه های شخصیتی ایشان تبیین گردیده است.
تبیین میزان سازگاری الهیات بالمعنی‌الاعم و بالمعنی‌الاخص (ابن‌سینا) وتأثیر آن بر کلام خواجه نصیردرمسأله "توحید";و"خالقیت"
نویسنده:
نویسنده:خسرو محسنی نسب؛ استاد راهنما:رضا رسولی شربیانی؛ استاد مشاور :محمدرضا مرادی,علیرضا پارسا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نظام الهیاتی ابن‌سینا به‌مثابه زیر نظام حکمت سینوی در دو قلمرو الهیات بالمعنی‌الاعم و الهیات بالمعنی‌الاخص تدوین و تکوین یافته‌است، شیخ در امور عامه، احکام «موجود بما هو موجود»، اعم از واجب و ممکن را تبیین نموده و به‌لحاظ شرافتِ وجودِ «واجب‌تعالی» قلمرو الهیات بالمعنی‌الاخص را به ‌شکل ویژه و اختصاصی مورد بررسی قرار داده‌است. بدیهی است در چنین رویکردی که وجود واجب‌تعالی، وجه مشترک بین الهیات بالمعنی‌الاعم و الهیات بالمعنی‌الاخص تلقی می‌گردد، می‌توان سازگاری و یا ناسازگاری نظام الهیاتی ابن‌سینا را رصد نمود. این مطلب به‌صورت مبسوط و مستوفی در روند تدوین رساله مورد تجزیه و تحلیل و داوری قرار گرفته‌است. نگارنده بر آن است که نظام الهیاتی ابن‌سینا به ‌لحاظ شاکله‌ی «تکثرگرایی حداکثری» و عدم ارتقاء به‌سطح «وحدت تشکیکی» در تبیین مسائِل مربوط به «وجود» و «وحدت» واجب‌تعالی، علی‌رغم توفیقاتی که در اثبات واجب و احکام تقسیمی «موجود بما هو موجود» کسب نموده از انسجام درونی صد درصدی برخوردار نبوده و بعضاً ناسازگاری‌هایی در آن مشاهده می‌گردد. تقابل و تعامل فلسفه و کلام اسلامی ماجرایی پرفراز و نشیب داشته‌است. از یک سو ما شاهد تکفیر فلاسفه توسط متکلمان و محدثان بوده و از سویی دیگر شاهد گشودن دروازه‌های کلام بر روی فلسفه بوده‌ایم. تعامل خلاق فلسفه و کلام را در آثار ابن‌سینا و خواجه نصیرالدین طوسی به‌روشنی می‌توان مشاهده نمود. ما در این نوشتار مواضعی را که خواجه در محدوده‌ی دو مسئله کلامی یعنی «توحید» و «خالقیت» از اندیشه‌های فلسفی ابن‌سینا متأثر بوده و متناظر با آن مواضعی را که مقلّدانه تحت سیطره و گفتمان حکمت سینوی قرار نداشته ‌است، به ‌تفکیک بیان می‌نماییم و با اتکاء به روش «تطبیقی-تحلیلی و گاهی انتقادی» و به‌ استناد آثار برجسته‌ی خواجه و شیخ‌الرئیس، نشان خواهیم داد که بیشترین تأثیرپذیری کلام خواجوی از حکمت سینوی در مسئله توحید و خداشناسی و کمترین آن در مسأله خالقیت بوده‌است.