جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 290
مقایسه غایت شناسی در اخلاق فلسفی و اخلاق عرفانی با تاکید بر آراء بوعلی و ابن عربی
نویسنده:
محمد رسول روزبه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی غایت اخلاق در دو رویکرد فلسفی و عرفانی در مکتب اخلاق اسلامی و با تاکید بر دیدگاه دو اندیشمند بزرگ فلسفه و عرفان یعنی ابن سینا و ابن عربی می پردازد و درصدد مقایسه دو دیدگاه و جستجوی نقاط مشترک و نقاط اختلافی دو دیدگاه و تعیین نقاط ضعف هر دیدگاه و نسبت آن ها با دیدگاه اسلامی است . در این پژوهش به آراء سایر اندیشمندان فلسفه و عرفان نیز اشاره شده است ولی ساختار کلی رساله بدنبال بررسی آراء دو اندیشمند فوق الذکر است .
رویکرد ارسطو به مساله سعادت و مقایسه آن با سعادت در آیات و روایات اسلامی
نویسنده:
رضوان میردهقانی فیروزابادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سعادت چیست؟ و راه رسیدن بدان کدام است؟ اینها سوالاتی است که نظریه های اخلاقی بسیاری در صدد پاسخ گویی بدانها برآمده اند. در مکتب ارسطویی سعادت فعالیت عقلانی منبعث از فضیلت است که وی با نگاهی محدود و مادیگرایانه منحصراً آن را در دنیای مادی جستجو می کند. این سعادت با کسب فضایل اخلاقی و عقلانی که هر کدام حد وسط دو رذیلت بوده و محور آنها لذات و آلام است حاصل می شود.ارسطو جزء عقلانی نفس را شریفترین جرء انسان می داند که برترین فضیلت یعنی حکمت و فرزانگی مخصوص آن است و به تبع آن برترین فعالیت نیز برای آن می باشد که آن تأمل است. و با اعتقاد بر این که سعادت برترین فعالیت مطابق عالی ترین فضیلت است آن را حیات تاملی تعریف می کند. البته ارسطو در کسب سعادت عمر طولانی اصالت خانوادگی و مواردی از این قبیل را موثر دانسته و در این مسیر انسانرا نیاز مند دوست واقعی می داند. اما سعادت از منظر آیات الهی محدود به دنیای مادی نبوده و حقیقت آن در سرای آخرت معنا می یابد. بعبارتی این دنیا مقدمه ایست برای دنیای معنوی و زندگی ابدی آن که اگر آدمی در این دنیا مطابق دستورات الهی زندگی نماید حتماً به این سعادت نایل خواهد آمد. در اسلام جهت کسب سعادت حقیقی برنامه‌ای جامع و کامل از جانب خداوند در قرآن کریم توسط آخرین پیامبرش محمد (ص) در اختیار انسان قرار داده شده است و از او خواسته شده تا به مدد عقل خویش در برابر وحی الهی سر تسلیم فرود آورده و به این برنامه همگانی که سرلوحه آن ایمان بوده و سپس ترک معاصی و زدودن رذایل، توبه، انجام فرایض الهی و آراستن خود به فضایل می باشد عمل نماید، تا اینکه در سایه الطاف الهی طعم سعادت را که در این سرا سلامت جسم و جان، آرامش و انبساط خاطر و در آن سرا رستن از قهر الهی و دوزخ، رسیدن به بهشت و در اوج خود مقام قرب الهی است بچشد. در روایات اسلامی پس از بیان شرط اساسی ایمان جهت سعادتمندی بیشتر بر تهذیب نفس و اخلاق و زدودن رذایل و کسب فضایل برای ترک معاصی و انجام فرایض الهی تأکید شده است. ماهیت سعادت در روایات نیز همچون آیات بیان شده است که در رسیدن بدان عقل به کمک وحی یا ریگر قابل اعتمادی برای انسان می باشد. بنابراین با مقایسه سعادت مطرح در اسلام و سعادت ارسطویی، مزایای سعادت اسلامی همچون همگانی بودن، جامع بودن، منسجم بودن، محدود به دنیای مادی نبودن و ارائه الگوی عینی در راه رسیدن به سعادت در این مکتب و داشتن راهنمایانی همچون پیامبران که متصل به وحی الهی هستند و ... نمایان شده و به تبع آن اشکالات سعادت ارسطویی ظاهر می گردد.
فلسفه بعثت انبیاء از دیدگاه امام علی (ع)
نویسنده:
شبیه حیدر حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع بحث در تاریخ اسلام از اهمیت خاصی برخوردار است، و برای هدایت بشر و جامعه اسلامی فواید گوناگونی دارد که اینجا تعدادی از فواید آن در آینه سخنان حضرت امیرالمومنین بیان شده است: الف- نشان دادن راه سعادت، هر انسان همواره دنبال سعادت و خوشبختی است. لذا یکی از اهداف بعثت واقعی انبیاء بازگو کردن راه سعادت است. ب-غفلت زدایی انسان تحت تاثیر اوضاع قرار میگیرد و زود از هدف خویش غافل می شود یکی از اهداف بعثت انبیاء بر طرف کردن این غفلت ها است. ج-یادآوری نعمتهای الهی، یکی از خدمات انبیاء آن است که نعمتهای الهی را همواره به یاد انسان می آورند. د-شکوفا کردن فطرت خداجویی انسان انسانها فطرتا خداجو و خداشناس هستند. اما در اثر عواملی این فطرت از کارایی باز می‌ماند انبیاء این فطرت را شکوفا می‌سازند. ه-تکمیل فضائل اخلاقی هر چند ریشه فضائل اخلاقی در نهاد همه انسانها تعبیه شده است اما در صورتی که پیامبران نبودند بسیاری از این فضائل به فراموشی سپرده می‌شد. و-شکوفا کردن تفکرات عقلی: امام علی (ع) تفکرات عقلی انسان را به گنجی تشبیه می‌کند که خود او از آن خبر ندارد و انبیا او را از وجود این گنج با خبر می‌سازند. ز-تشکیل حکومت و برقراری عدالت،‌ چون وجود حکومت برای جلوگیری از هرج و مرج و اقامه عدالت در جامعه لازم و ضروری است زیرا پیامبر الهی فقط به ارائه قانون و شریعت اکتفا نمی‌کند بلکه وظیفه او در صورت امکان تشکیل حکومت هم است. نکته در خور توجه آن است که برای شناخت اهداف بعثت از دیدگاه امام علی (ع) می‌توان به سخنان ایشان در توصیف جهان قبل و بعد از بعثت پیامبر گرامی اسلام مراجعه کرد. نکته دیگر آن است که جهت تحقق بخشیدنبه اهداف بعثت یک سری شرایط و وخصوصیات برای پیامبر و نماینده الهی ضروری است.
مقایسه آرای ارسطو و غزالی در باب رابطه میان فضیلت و سعادت
نویسنده:
لیلا شیرخانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پرسش مهم فیلسوفان باستان علاوه بر پرسش از ماهیت فضیلت وچگونگی حصول آن ، این بود که آیا فضایل برای انسان سودمندند؟یعنی آیا فضایل سعادت انسان را به دنبال دارند یا خیر؟پرسش آنها در واقع پرسش از ارتباط میان سعادت وفضیلت بود ، بدین معنی که آیا برای سعادت کسب فضایل امری واجب و گریز ناپذیراست یا خیر؟ ارسطو برای حصول سعادت کسب فضایل را تنها شرط لازم می دانست. وی به دو نوع فضیلت قائل بود : فضایل عقلانی و فضایل اخلاقی . فضایل عقلانی شامل حکمت نظری وحکمت عملی است وفضایل اخلاقی مشتمل بر فضایل اصلی چهارگانه حکمت ، شجاعت ، عفت وعدالت است که نیاز به هدایت عقل عملی دارد. ارسطو خیرنهایی و سعادت برای آدمی را به نوعی فعالیت نفس در انطباق با فضیلت می‌داند ، البته درانطباق با بهترین وکامل‌ترین فضیلت . به دیگر سخن ارسطو خیرکامل و اعلی را نوعی فعالیت نظری می‌داندکه درآن نفس در باب حقیقت به تامل می‌پردازد و این فعالیت بازنمودی از فعل الهی است . سعادت از دیدگاه ارسطو جز از راه کسب فضایل میسر نمی‌گردد . در واقع فضایل ارسطویی ریشه در عقل صرف‌دارند ، و ابزاری جهت دستیابی به یک زندگی خوش و شکوفندگی انسانی در این عالم هستند . غزالی علی رغم تاثیر پذیری اش از ارسطو ، در بحث از ماهیت فضیلت وسعادت و نیز ارتباط میان این دو از ارسطو فاصله گرفته است . تبیین غزالی در این خصوص برخلاف ارسطو مبتنی برعقل صرف نبوده و اساس آن را وحی و شریعت شکل می‌دهد . از این رو فضایل اخلاقی نزد غزالی منحصر به فضایل فلسفی نبوده و شامل فضایل دینی و صوفیانه نیز می‌شود . غزالی به نحوی متفاوت از ارسطو از فضایلی به نام فضایل توفیقی نام می برد . فضایل توفیقی متناظر با فضایل فلسفی به چهار فضیلت هدایت ، رشد ، تسدید وتایید الهی تقسیم می شوند . فضایل فلسفی و فضایل توفیقی ابزاری جهت دستیابی به سعادت هستند ، البته فضایل فلسفی مشروط به فضایل توفیقی می‌باشند . مفهوم سعادت در نظر غزالی مشتمل بر دو وجه سلبی و ایجابی است . وجه ایجابی به ماهیت واقعی سعادت مربوط می شود . مشخصه اصلی و اختلاف دیدگاه غزالی با ارسطودر ماهیت سعادت "خیراعلی" می باشد . سعادت از نظر ارسطو صرفاً دنیوی است حال آنکه از نظر غزالی سعادت اخروی عالیترین سطح سعادت می‌باشد ، حتی اگر غزالی برخی فضایل دنیوی را هم سعادت نام می‌نهد تنها از حیث نقشی است که در تحصیل سعادت اخروی ایفا می‌کنند . نوشتار حاضر به بررسی تشابهات وتمایزات موجود در تبیین ارسطو و غزالی از ماهیتفضیلت و سعادت و ارتباط این دو با یکدیگر می پردازد.
رابطه‌ی لذت و سعادت از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
عمران هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
لذت و سعادت دو تا از اولی ترین و طبیعی ترین تمایلات انسان است. به همین دلیل لذت گرایی و سعادت گرایی دو مکتب مهم فلسفی اخلاقی در طول تاریخ تفکر بوده است. در میان فلاسفه‌ی مسلمان نیز این دو به عنوان عوامل و محرکات فعل اخلاقی مورد توجه بوده است. ملاصدرا به عنوان قله‌ی اوج فلسفه‌ی اسلامی نیز در آثار خود به تشریح به این موضوع پرداخته است. این تحقیق به بررسی رابطه‌ی بین لذت و سعادت از دیدگاه ملاصدرا می‌پردازد با این توضیح که برخی فلاسفه لذت را از سعادت متمایز و جدا دانسته‌اند اما در آثار ملاصدرا تعبیری که در تعریف و تبیین لذت و سعادت به کار رفته است بیانگر رابطه‌ی عینیت و یگانگی این دو است. البته او لذت را دارای مراتب مختلف در موجودات و قوای مختلف می‌داند اما لذت اختصاصی انسان را که لذت عقلی است با سعادت یکی می‌داند که عبارت است از ادراک عالی ترین وجودات که برای انسان ممکن است. ملاصدرا در تعریف لذت و سعادت از مبانی و ابتکارات فلسفی خود کمک می‌گیرد. او عالم وجود را سلسله مراتبی از پست ترین موجودات مثل جمادات تا عالی ترین وجودات یعنی عقول مفارقه و در آخرین مرتبه عقل محض و ذات وجود مطلق باری تعالی می‌داند. از نظر او لذت زمانی حاصله می‌شود که یک موجود یا یک قوه‌ی وجودی آنچه را که مقتضای ذات خود است به نحو کامل ادراک کند. به عنوان مثال لذت قوه‌ی باصره‌ی انسان در دیدن مناظر زیبا و لذت قوه‌ی سامعه در شنیدن صداهای گوش‌نواز است. از نظر او حقیقت انسان که او را از سایر موجودات متمایز می‌کند عقل اوست بنابراین لذت حقیقی و اختصاصی انسان در آن است که این قوه‌ی عاقله متعلَق خود یعنی وجودات عقلی را ادراک نماید. حال به هر میزان این ادراک کامل‌تر صورت گیرد و مدرک نیز متعالی‌تر باشد لذت و سعات حاصل بیشتر خواهد بود. و این حالت زمانی حاصل می‌شود که انسان عقل خود را با تعلیم و تزکیه به صرافت و کمال کامل برساند تا توان ادراک معقولات صرف و محض در آن بوجود بیاید. بنابراین از آنجا که برترین وجودات معقول ذات باری تعالی و اسماء و صفات او می‌باشد لذت و سعادت حقیقی انسان در ادراک خداوند می‌باشد. این حالت همان است که در تعابیر دینی و عرفانی با قرب حق، رضوان و جنت از آن یاد می‌کنند و راه وصول به آن رسیدن به مرتبه‌ی ایمان (کمال عقلی یا عقل بالفعل) از طریق عمل صالح (رفع موانع رشد عقل) می‌باشد.
رابطه سعادت و لذت از منظر جان استوارت میل و ابن سینا
نویسنده:
مریم قاسمی اوزان علیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مهم فلسفه اخلاق که ذهن اندیشمندان اخلاق را به خود مشغول داشته است، مفهوم سعادت و رابطه آن با لذت است و با توجه به جایگاه این موضوع در فلسفه اخلاق در این نوشتار سعی شده است "رابطه سعادت و لذت از منظر جان استوارت میل و ابن سینا" مورد بررسی قرار گیرد. در ابتدا به کلیاتی از بحث همچون سعادت و لذت و جایگاه آن در دوره یونان باستان و مدرن و فلسفه اسلامی اشاره شده است. در فصل دوم به طور مجزا به نظریه جان استوارت میل پرداخته شده است. وی که صاحب مکتب سودگرایی یا منفعت عمومی است از مدافعان مکتب لذت گرایی هستند و لذت را یگانه مطلوب آدمیان معرفی می کند، و معتقد است معیار لذت سعادت بخش، سود و منفعت عمومی است، و این سود و نفعی که به جامعه می رسد در نهایت منجر به سعادت افراد آن جامعه خواهد شد. جان میل برخی از لذتها، یعنی لذت های مربوط به روح، برتر و گرامی تر از لذت های دیگر یعنی جسمانی می داند. در فصل بعدی به دیدگاه ابن سینا به طور مبسوط پرداخته شده است. او سعادت را به خیر مطلوب لذاته، غایت مطلوب و مفارقت از ماده و رسیدن به عقل فعال می داند و سعادت را مفهومی می داند که به فضیلت های مختلف عقلی و اخلاقی منحل می شود. شیخ الرئیس بحث سعادت را از بهجت و لذت شروع مینماید و لذت را در حقیقت دریافتن و رسیدن به چیزی از آن جهت که پیش دریافت کننده کمال و خیر سعادت است، می داند و با تقسیم لذت به عقلی و حسی، برتری لذات باطنی و عقلی را بر لذات حسی ثابت می نماید و معتقد است انسان به بهجت و سعادتی می رسد که برای نفس کامل انسا نبعد از فنای بدن ثابت می شود. و در پایان قصل به تطبیق موضوع مورد بحث ـرابطه سعادت و لذت- از منظر این دو فیلسوف بزرگ پرداخته شده است. در این فصل به امور مشترک و اختافات این دو نظریهاشاره شده است.هر دو اندیشمند معتقدند سعادت غایت مطلوب و عین لذت است و لذات عقلانی برتر از لذات حسی هستند. ولی جان میل لذت را در سود تعریف می کند و ابن سینا لذت را امری ملائم با ادراک می داند و اینکه جان میل خوشبختی و سعادت غایی را در این جهان امکان پذیر ولی ابن سینا او را در عالمی دیگر م یداند.
بررسی جایگاه اعتدال در قرآن و روایات
نویسنده:
رسول ظرافت
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع این پایان نامه "بررسی جایگاه اعتدال در قرآن و روایات" است ، که مبتنی بر نظریه اعتدال ارسطویی است و از مسایل اخلاقی است که وارد حوزه مسایل فلسفی شده است وچنانکه گفته اند سقراط پای اخلاق را به فلسفه باز کرد. این نظریه به عنوان قاعده ای عام که حد وسط آن فضیلت و دو طرف آن افراط و تفریط و رذیلت می باشد ؛ علما و دانشمندان بسیاری به آن پرداخته اند و عده ای هم آن را مورد نقد جدی قرار داده اند. بنابر این پی بردن به جایگاه آن از دیدگاه اسلام - که در دو منبع غنی قرآن کریم و روایات باید تحقیق نمود-می تواند نسبت به این مسئله مهم روشن نمایی نموده و در دو مرحله علمی و عملی راه گشای ما باشد. از آنجایی که مشهور است دین اسلام، دین معتدلی است می بایست با تحقیق در آیات و روایات به دست آورد که آیا این اعتدالی که اسلام می گوید با آن نظریه اعتدال ارسطویی یکی است و یا متفاوتند؟ در فصلی که نظریه اعتدال از ارسطو بیان می شود نقدهای وارده بر آن هم ذکر می شود و همچنین در دو فصل آیات و روایات به بحث اعتدال در آفرینش،اعتقاد،اخلاق ، رفتارهای فردی و اجتماعی پرداخته می شود که در تمام ابعاد جایگاه آن روشن گردد. در بحث آیات یکی از آیات مشهور و مورد بحث آیه "وجعلناکم امه وسطا " و در بحث روایات ،حدیث "خیر الامور اوسطها " مورد بررسی قرار می گیرد . در انتها می توان چنین نتیجه گرفت که بین نظریه اعتدال ارسطو با آموزه های دین اسلام رابطه عموم و خصوص من وجه است و در بعضی موارد با هم مشترکند .
سعادت در حکمت اشراق و مشاء (مطالعه موردی افلاطون، ارسطو، فارابی، سهروردی)
نویسنده:
اکبر عروتی موفق
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله سعادت به عنوان يکي از مباحث اصلي اخلاق و فلسفة اخلاق، از بنيادي‌ترين و قديمي‌ترين مباحث فلسفي بشر است. تمامي انسان‌هاي صاحب انديشه پيوسته در جستجوي آن بوده و هستند. به همين جهت اکثر فلاسفه و انديشمندان در طول تاريخ سعي نموده‌اند تا در نظام فلسفي خود جايي براي بحث از آن باز نموده و ابعاد و زواياي مختلف آن را از ديدگاه خود مورد بررسي قرار دهند .در اين رساله ديدگاه حکمت اشراق و حکمت مشاء (افلاطون ،ارسطو ، فارابي و سهروردي) در باره سعادت در محدوده سئوالات پژوهشي ارائه شده در اين رساله يعني روش-شناسي بحث از سعادت، ماهيت سعادت، مؤلفه‌هاي دروني وعوامل بيروني سعادت و رابطه عوامل الاهياتي و متافيزيکي با سعادت، مورد بررسي قرار مي‌گيرد. سعادت در هر دو ديدگاه فعاليتي عقلي است اما در باره دخالت عناصر دبگر در چيستي سعادت و نيز در تفسيري که از فعاليت عقلي دارند، داراي اختلاف مي‌باشند.از نظرافلاطون سعادت آدمي در معرفت عقلي و لذت بدني و حسيبي ضرر ، مشروع و معتدل است. ارسطو يودايمونيا (سعادت) را با بهره‌گيري از برهان کارکرد، فعاليت اخلاقي و نظري(تأمل) مي‌داند. البته در باره تفسير نظريه ارسطو دو ديدگاه وجود دارد: جامع که دراين رساله از آن دفاع مي‌شود و غالب(عقل گرايانه)که در اين رساله رد مي‌شود.از نظر فارابي سعادت حقيقي، غايت نهايي انسان بوده و فضيلت‌هاي نظري، فکري، خلقي و صناعات عملي لازمة آن مي‌باشد. فارابي از ديدگاهي در باره سعادت دفاع مي‌کند که امروزه در فلسفة اخلاق معاصر به ديدگاه غايت جامع معروف است. از نگاه سهروردي سعادت حالت و وضعيت خوبي است که در نهايت انسان را به سوي بهشت جاوداني هدايت مي‌کند. از نظر او سعادت قصوي تشبه به مبادي عاليه است و از جمله نتايج آن اتصال عقلي به عالم علوي است.برخلاف ارسطوکه معتقد بود سعادت را در همين جهان بايد جست و جو کرد، از نظر فارابي و سهروردي سعادت قصوي در آخرت متحقق مي‌شود.
نظام اخلاق فضیلت مدار ابن مسکویه و سهم آموزه های دینی در شکل گیری آن
نویسنده:
زهره توازیانی، زهرا آقاجری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
تحلیل و مقایسه آراء اخلاقی ارسطو و ابن مسکویه
نویسنده:
هادی میرصانع
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تاریخ تفکر اخلاقی در اسلام دانشمندان و متفکران بزرگی داشته است. اما به نظر می رسد مسکویه مهمترین و تأثیر گذارترین متفکر اخلاقی در جهان اسلام می‌باشد. وی که تحت تأثیر افلاطون، ارسطو، نو افلاطونیان و فیلسوفان مسلمان پیش از خود از جمله کندی و فارابی و ... بوده بر متفکران پس از خود مثل خواجه نصیر طوسی، غزّالی و ... تأثیرات مهمی گذاشته است.اما آیا نظام اخلاقی مسکویه یک نظام ارسطویی است؟ آیا اخلاق مسکویه علاوه بر عناصر تفکر ارسطویی دارای عناصر غیرارسطویی نیز هست؟ تفکر اخلاقی مسکویه دارای چه عناصری است؟ پرسشهای فوق ما را بر آن داشت تا در این زمینه، تحقیق کوتاهی انجام داده و با تطبیق میان نظام اخلاقی ارسطو و مسکویه، ویژگی های فکری- اخلاقی هریک را مورد کنکاش قرار دهیم. البته شایان ذکر است که مسکویه علاوه بر اینکه از ره آورد تفکر فلسفی در حوزه اخلاق تأثیر پذیرفته از منابع فکری دیگری مثل قرآن و سنت و نیز میراث فکری گذشتگان در فرهنگ ها و ملل دیگر بهره برده است. در این رساله برآنیم تا با تطبیق آراء اخلاقی ارسطو و مسکویه به بررسی عناصر نظام اخلاقی هر دو دانشمند پرداخته و میزان تأثیر ارسطو و نیز منابع فکری دیگر را بر مسکویه مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
  • تعداد رکورد ها : 290