جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی تفاوت منش درویش و صوفی در اندیشه‌ی حافظ
نویسنده:
رسول بستام
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درویش و صوفی در متون گوناگون عرفانی تعریف خود را دارند و تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، اما حافظ نگاهش با همه متفاوت است و با بررسی‌های صورت گرفته روشن شده است که در دیوان حافظ مرز دقیق و ظریفی میان این دو وجود دارد و درویش با توجه به مصادیقش مورد احترام است و صوفی هم با توجه به چهره‌ای که حافظ از آن ترسیم می‌کند مورد نکوهش است. پس از مطالعه و کاوش در منابع و خود دیوان حافظ‌ این گونه برداشت می‌شود که حافظ با اسم صوفی و درویش مخالفت یا موافقتی ندارد؛ بلکه به اعمال و رفتار آنها، دید انتقادی دارد و به همین سبب درویش را تأیید می‌کند و صوفی و زاهد را به دلیل ریاکاری آنها مورد نکوهش قرار می‌دهد. در پایان مقایسه‌ای میان ابیاتی از دیوان شعر سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و حافظ، صورت گرفت که حاصل آن پی بردن به این موضوع بود که زبان حافظ نسبت به دو شاعر دیگر پیچیده‌تر و چند وجهی است. هدف پژوهش، نشان دادن تفاوت‌هایی است که حافظ با به کار گیری فنون ادبی مختلف و زبانی طنز‌آمیز، ایجاد کرده است.
بررسی مقایسه‌ای مضامین عرفانی حجم سبز سپهری و اسرار خودی اقبال لاهوری
نویسنده:
عفت ماموربرآبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحران اساسی بشر در جهان امروز، فاصله گرفتن از معنویت و فقدان ارزشهای اخلاقی و سرگشتگی انسان است. کشور‌هایی که مثل ایران از فرهنگ پر‌بار و گرانقدر ارزشهای معنوی و اخلاقی سرشارند، نباید دغدغه فقدان معنویت را داشته باشند؛ زیرا اندیشمندان بزرگ، آثار گرانسنگی به جا گذاشته‌اند که می‌تواند در همه‌ی شوون و سطوح زندگی کارساز باشد . این پژوهش بررسی و واکاوی دو اثر ارزشمند دوران معاصر است که می‌توانند بر افراد و جامعه تأثیر سازنده‌ای داشته باشند. مضامین عرفانی و اخلاقی کتاب حجم سبز سهراب سپهری با مثنوی عرفانی اسرار خودی، اقبال لاهوری مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. معرفی اجمالی شخصیت و جامعه اقبال و سپهری و دیدگاههای هر کدام برای شناخت بهتر از انسان،جهان و آفریدگار متعال هستی، محور اساسی این پژوهش است و سعی شده است که از نکات و موضوعات، تکراری و غیر مربوط خودداری گردد، تا نتایج دقیقتری به دست آید. اقبال لاهوری در اسرار خودی با بیانی عـارفانه ا‌نسان مسلمان آسیایی شرقی را در برابر دسیسه‌های غـرب آگاه و بیدار می‌سازد و ضمن توجه او به داشته‌های خویش، راه کمال را به او نشان می‌دهد. سپهری نیز در حجم سبز توا‌نسته است ا‌نسان سرگشته را به ساحل آرا‌مش رهنمون شود و از طریق ارزشهای معنوی و عرفانی به کمال مطلوب متوجه سازد.
پراگماتیسم (عمل‌گرایی) در آثار سعدی
نویسنده:
عبدالواحد ریگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع تحقیق حاضر ، معرفی روش فلسفی عملگرایی و پرداختن به برخی از مهمترین مسائل نظری که در این روش مطرح می شود و نیز یافتن مستنداتی برای وجود عملگرایی در آثار سعدی و تاثیر عوامل سیاسی ، اجتماعی و دینی دوره ی سعدی بر اندیشه ی وی است . فرضیه ی مورد استفاده در این زمینه این است که ، در آثار سعدی ، عملگرایی که برگرفته از زندگی واقعی انسان ها و واقعیت اجتماعی عصر ویاست ، دیده می شود . با توجه به این که نوع تحقیق نظری است ، روش انجام آن کتابخانه ای می باشد . این پژوهش در چهار فصل تنظیم شده است . فصل اول ، کلیات که اختصاص به معرفی این شیوه ی فلسفی و نیز شرح حال ، آثار و تاثیر عوامل محیطی ، سیاسی ، اجتماعی دوره ی سعدی بر شعر او دارد . در فصل دوم ، به آزادی اراده و انسان گرایی به عنوان دو موضوع اصلی شیوه ی عملگرایی و جایگاه این دو موضوع در آثار سعدی پرداخته شده است . در فصل سوم ، به دین و آموزه های دینی در پراگماتیسم و آثار سعدی ، پرداخته شده است . فصل چهارم ، بیان عملگرایی در عرفان سعدی ، پیوستگی علم وعمل ، واقع بینی در آثار سعدی و در نهایت مطرح کردن عملگرایی به عنوان راهی میانه در تفکر است . واقع بینی ، تاکید بر زندگی واقعی انسان ها ، توجه به مطلوب های فردی واجتماعی ، رعایت حد وسط و میانه روی ، انسان گرایی و تاکید بر محوریت انسان و اهمیت اعتقادات مذهبی و دینی در زندگی ، مهمترین ویژگی های عملگرایی سعدی هستند . و برای هر یک از این ویژگی ها مستنداتی از آثار سعدی ارائه شده است . نتیجه ی تحقیق این است که سعدی در افکار ، اندیشه ها و آرای خویش ، تا حد زیادی عملگرا بوده است .
بررسی و تحلیل رمزهای صبا، آهو و نافه در ادبیات عرفانی با تأکید بر شعر عطار، مولوی و حافظ
نویسنده:
نسرین موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در یک نگرش عمیق و ژرف‌بینانه به ادبیات فارسی، به‌ویژه ادبیات عرفانی به‌نظر می‌رسد: رمز و رمزگرایی یکی از ویژگی‌ها و مختصات سبکی متون عرفانی ادب فارسی است و رمز یکی از عناصر و سازکارهای مهم القای معانی در ادبیات عرفانی به‌شمار می‌رود. شعرای عارف برای پنهان نگه داشتن اسرار و معانی بلند عرفانی از بیگانگان به عالم عرفان، سعی کرده‌اند مفاهیم ذهنی و تجارب درونی خود را در قالب رمز به راز آشنایان عرصه عرفان ارائه نمایند و معانی بسیار عمیق و ارزشمند را در قالب آن پنهان نمایند؛ چنان‌که شعرای عارف برجسته‌ی عرصه ادب فارسی یعنی عطار، مولوی و حافظ نیز سعی کرده‌اند با بهره‌گیری از رمز معانی بسیار ارزشمند اسلامی و دینی را به مشتاقان معرفت دینی و تشنگان عرفان اسلامی عرضه نمایند و جام دل آنان را با شراب معرفت لبریز کنند. روش این پژوهش ، توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای ـ اسنادی است و کل پژوهش مشتمل بر پنج فصل است. عمده‌ترین نتایج آن به این شرح می‌باشد: ژرف ساخت فکری ـ معرفتی رمزهای صبا، نافه و آهو در شعر عطار، مولوی و حافظ در پیوند با قرآن کریم به‌ویژه داستان حضرت سلیمان با بلقیس است و به‌عبارتی زیر متن رمزهای مذکور داستان حضرت سلیمان و بلقیس است. هدهد شعر عطار در شعر مولوی در صورت نی و در شعر حافظ در قالب باد صبا جلوه‌گری می‌کند و صبا در کل پیک عاشق و معشوق و در رمز روح و نفحه الهی و روحانیبه تصویر کشیده می‌شود. آهو نیز در شعر عطار رمز سالک، در شعر مولوی انسان کامل و در شعر حافظ معشوق معنوی و به‌عبارت دقیق‌تر همان «من روحانی» انسان است. نافه در شعر عطار الهامات ربانی، در شعر مولوی کنایه از علم واقعی و ذاتی مرد کامل و ولی راه‌دان و در شعر حافظ عمدتاً به این معنی و بعضاً من شاعر است که از آهوی خود (معشوق) دور افتاده است.
بررسی تطبیقی مضامین عاشقانه در اشعار مولانا و جان دان
نویسنده:
شیوا زارعی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عشق ودیعه ای است الهی که در وجود انسان نهاده شده و با ذات و فطرت وی عجین شده است. انسان پیوسته به دنبال معبود و معشوق حقیقی بوده است و راه رسیدن به کمال و سعادت را در عشق می داند، زیرا خداوند آدمی را خلق کرده است تا عاشق باشد.از آنجا که عشق، مفهومی فرا مرزی و جهانی دارد و در زمان و مکان نمی گنجد بر آن شدیم تا با روش تطبیقی به واکاوی اشعار عاشقانه مولانا جلال الدین بلخی از ایران و جان دان از انگلستان پرداخته، همگرایی ها و واگرایی های هر کدام را بررسی نماییم و بدین ترتیب راهی را برای هرچه روشن تر شدن گوشه هایی از تاریخِ جهانیِ عشق پیش پای خوانندگان قرار دهیم. نتایج پژوهش نشان داد که مولانا و جان دان شاعرانی هستند که با وجود فرهنگ و مذهب متفاوتشان، بر پایه ی عرفان شعر می سرایند. این دو عشق به خداوند را بالاترین مرتبه عشق بیان می کنند و برای آن ارزش بسیاری قائل هستند.
بررسی مردم‌گرایی و نوع‌دوستی در متون منثور عرفانی قرن پنجم تا آغاز قرن هفتم هجری
نویسنده:
زهرا عباسی تودشکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عرفان اسلامی مبتنی بر اعتقادات اسلامی و سرشار از آموزه های اجتماعی و اخلاقی است که نگاه تک بعدی و یک جانبه گرایانه به آن بیانگر عدم شناخت عرفان ناب اسلامی است . لذا اين پژوهش به بررسی عرفان اجتماعی و شناخت جنبه های مردمی آن در متون منثور عرفانی قرن پنجم تا قرن هفتم هجری مي پردازد و اخلاق اجتماعی عرفا را در بینش عرفانی و سیر و سلوک عملی شان بررسی می کند .این رساله با بررسی عزلت و نفي تداوم آن در سير و سلوک عرفا آن را مقدمة ورود عرفاني عارف به جامعه می داند و با تبیین اهداف اجتماعی عزلت ، حقیقت تازه ای از عرفان اسلامی را بیان می کند و در ادامه با بررسی مبانی صحبت و هم نشینی ، جنبة دیگری از عرفان اجتماعی را نشان می دهد و با این مقدمه به بررسي جنبه هاي اجتماعي عرفان ؛ يعني شفقت به خلق ، حسن خلق و مدارا ، فتوت ، عفو و بخشش ، ايثار ، هدايتگري و غیره در متون عرفانی می پردازد و گستردگي عرفان ناب اسلامي و تأثير مردم گرايي و نوع دوستي را در رسيدن به قرب الهي بیان می کند . اگر چه هدف کلی اين رساله اثبات حضور مؤثر عرفا در جامعه و نقش آن در تقرب به خدا و شناخت جايگاه ارزشمند خلق در بينش عرفا است اما علاوه بر آن با بیانی روشن ، پرده از چهرة حقیقت عرفان اسلامی بر می دارد و آن را در متن جامعه به نمایش می گذارد و حقانیت عرفان اسلامی را در مقابل عرفان های نو ظهور نشان داده و به شناخت عرفان واقعی کمک می کند . هم چنین مباحث اخلاقی و مردمی مطرح شده در این رساله در زمینة حل مسائل روانی به خصوص روان شناسی مثبت مؤثر خواهد بود و به رشد مفاهیمی بنیادی روان شناسی مثبت ، چون مثبت اندیشی ، هدفمندی ، بخشش و نوع دوستی ؛ در جامعة معاصر ، کمک خواهد کرد .
وحی از دیدگاه شهید مطهری و نصر حامد ابوزید
نویسنده:
مجید ابراهیمی سه گنبد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درباره‌‌ی ماهیت وحی دو دیدگاه متفاوت وجود دارد: 1- دیدگاه گزاره‌ای که براساس آن وحی مجموعه‌ای از حقایق است که در احکام یا قضایا بیان گردیده است. 2- دیدگاه تجربه‌ی دینی که براساس آن، وحی آموزه‌ای الهی نیست، بلکه تفسیر تجلّی باطنی و ترجمان تجربه‌ی دینی پیامبر است. این دیدگاه بر مواجهه‌ی پیامبر با خدا تأکید می‌کند و سرشت وحی را همین مواجهه می‌داند. شهید مطهری معتقد است پیامبر(ص) در فرایند وحی دارای صعود و نزول می‌باشد. پیامبر در حالت صعود روح، حقایق و پیام‌هایی را از جانب خدا دریافت می‌کند، آنگاه این حقایق در مراتب وجود پیامبر تنزّل کرده و به شکل امری حسی درمی‌آیند و معنای نزول وحی همین است. وی الفاظ و معانی قرآن را الهی و وحیانی می‌داند. در مقابل ابوزید وحی را فاقد سرشت زبانی می‌داند، پیامبر معنا را از جبرئیل دریافت کرده، به آن صورت زبانی می‌بخشد. وی می‌گوید کلام‌الله به پیامبر وحی شده است؛ اما آنکه از کلام‌الله تعبیر می‌کند و به آن ساخت عربی می‌دهد پیامبر است. در این نوشتار سعی گردیده دیدگاه‌های شهید مطهری و نصرحامد ابوزید در مسائلی مانند ماهیت وحی، نقش پیامبر در فرایند وحی، رابطه‌ی وحی با واقعیت و فرهنگ زمانه، و شباهت‌ها و تفاوت‌های دیدگاه‌های ایشان، مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد.
تحقیق در مفاهیم نور و وجود و بنیانهای فلسفه هنر بر پایه مبانی زیبایی‌شناسی حکمت اشراق
نویسنده:
مصطفی سپهوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله به، بیان تاُثیرات اندیشه وهستی شناسی سهروردی وشهود عرفانی و خاستگاه «نور» در اندیشه سهروردی، تبیین معنا و مفهوم نور در حکمت اشراق، تبیین اصالت نور در اندیشه سهروردی، شرح صفات نورالانوار و نسبت او با دیگر مراتب هستی، تقسیمات مختلف نور، ارتباط انوار با یکدیگر و کاوش در مراتب حقیقت، فعل هنری وفاعلیت هنرمند ،نقش قوه ی خیال درآفرینش اثرهنری،زیبایی شناسی وفلسفه اشراق و مصادیق وگستره مفهومی نوردرهنراسلامی پرداخته ایم ودر جمع بندی نهایی درقالب هنرمتعالی وبرپایه ی زیبایی شناسی حکمت اشراق تحقیق نموده ایم.
تعامل اصحاب امام علی (ع) با خلفای سه‌گانه
نویسنده:
مهدی فرهودفر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
امام علي‌ (ع) به علت شخصيت والا و تاثير‌گذار در تاريخ اسلام و نيز توجه و تاکيد ويژه پيامبر (ص) بر لزوم پيروي مسلمانان از علي (ع) بعد از رحلت ايشان (احاديث يوم الانذار، پيمان مؤاخاه و برادري، غدير خم و....)؛ همواره مورد مودت و حمايتاصحاب خاص رسول اکرم (ص) بوده‌است. اصحابي که برخي از آنان در منابع تاريخی اهل سنت و شيعه به عنوان دوستان رسول اکرم (ص) از آنان نام برده شده است. از آنجايي که امام علي (ع) حدود سي سال بعد از رحلت رسول اکرم (ص) در رمضان المبارک سال چهلم هجري در محراب مسجد کوفه (بنا به فرموده پيامبر (ص) توسط اشقي الاخرين) به شهادت رسيده است و در طي اين سي سال در جامعه اسلامي حضور داشته و نزديک پنج سال هم حکومت کرده است، بديهي است که داراي ياران و هواداران بسياري بوده است. ما در اين تحقيق برآنيم در مورد آن دسته از اصحاب امام علي (ع) بحث کنيم که دوران حيات پيامبر (ص) را درک کرده‌اند، و در دوره خلافت خلفاي سه‌گانه در شمار بزرگان و تاثير گذاران تاريخ اسلام بوده‌اند، و ليکن بنا به احاديثي که خود از پيامبر (ص) نقل مي کردند، خلافت را حق مسلّم علي (ع) مي‌دانستند، در نتيجه به پيروي از امام و مقتداي خويش با خليفه انتخابي در سقيفه بني ساعده قبل از بيعت امام علي (ع) بيعت نکردند. تعدادي از آن اصحاب سعي کردند با موعظه و نصيحت خليفه اول، خلافت را به اهل بيت پيامبر (ص) و به امام علي (ع) برگردانند، اين افراد به اصطلاح مورخين، شيعيان مذهبي و مخلص علي (ع) بودند. از طرفي ديگر عده‌اي، شيعيان سياسي علي (ع) بودند و براي حفظ منافع خويش از او حمايت مي‌کردند، ما در اين رساله برخی از شيعيان سياسي علي (ع) را نام می‌بريم؛ ولي به بحث و بررسي اين افراد نخواهيم پرداخت. ما برآنيم اصحاب خاص امام علي (ع) و شيعيان مذهبي و مخلص او را معرفي کنيم و سوابق درخشان تاريخي آنان را در زمان حيات رسول خدا (ص) و عصر خلفای سه‌گانه ذکر کنيم، سپس به مواضع و واکنش‌های آنان در جريان‌های بعد از رحلت پيامبر اکرم (ص) و سقيفه بنی ساعده بپردازيم. همچنين به بررسی علل و ميزان تعامل و همکاری آنان با خلفاي سه‌گانه و شرکت آنان در فتوحات و امارات و علل اين مشارکت‌ها و همچنين اعتراض‌ها و تقابلات آنان و علل اين مخالفتها با خلفاي سه‌گانه ‌بپردازيم.
تبیین وجودی معرفت با نظر به آراء ملاصدرا و هیدگر
نویسنده:
حسین زمانیها
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تبیین وجودی معرفت، پژوهشی است در باب بنیانهای پیشین معرفت بشری. معرفت بشری، مبتنی بر نوعی حضور و دادگی پیشین اشیاء است؛ اما فهم چگونگی این دادگی پیشین و حضور اشیاء محقق نمی‌شود مگر در پرتو فهم ساختار وجودی انسان و نسبت آن با حقیقت وجود به عنوان بنیان همه ظهورات و تعینات موجودات به منزله متعلقات شناسایی. لذا تبیین وجودی معرفت تلاشی است در جهت فهم این نسبت و چگونگی ابتناء معرفت بر چنین نسبتی. از نظر هیدگر، رابطه معرفتی(رابطه سوبژه‌‌ـ ابژه)، به هیچ وجه بنیان و اساس ارتباط و تعامل انسان با عالم نمی‌باشد. عالَم اولین بار از طریق معرفت بر انسان مکشوف و گشوده نمی‌شود، بلکه انسان واجد نوعی گشودگی پیشین به عالَم است که بنیان خود معرفت نیز بر این گشودگی و انکشاف پیشین استوار است. انسان پیش از آنکه بخواهد نسبت به عالم معرفت پیدا کند در عالم حضور دارد، انسان به هیچ وجه موجودی فرو بسته و محصور نیست بلکه همواره در بیرون از خود، در حقیقت وجود قیام دارد. لذا هیدگر از نام دازاین که بیانگر استعلاء و برونخویشی انسان به سوی وجود است برای نامیدن این نحوه از وجود استفاده می‌کند. از نظر هیدگر در تاریخ متافیزیک غرب، که وی آن را سیر بسط و تثبیت سوبژکتیویسم می-داند، به دلیل غفلت از این رابطه پیشین اگزیستانس یا همان نحوه وجود انسان با حقیقت وجود، و اصل قرار دادن رابطه معرفتی،با نوعی گسست و شکاف عمیق بین انسان و عالَم مواجه می‌شویم که اوج این شکاف را می‌توان در اندیشه دکارت مشاهده کرد. در نتیجه در این سنت امکان وصول به اشیاء فی نفسه در معرفت بشری به سؤالی جدی و چالش بر انگیز تبدیل می‌شود. ملاصدرا نیز در فلسفه خود به هیچ وجه رابطه معرفتی را اصل و بنیان قرار نداده از نظر وی رابطه معرفتی منبعث از نوعی ارتباط وجودی بین عامل معرفت و متعلق معرفت است. وی حتی از این نیز فراتر رفته و اصولا علم و معرفت را نحوه‌ای از وجود و یا عین وجود می‌داند. از نظر وی همانگونه که حقیقت وجود دارای مراتب و درجات متفاوت است، متناظر با آن معرفت و علم نیز دارای مراتب متفاوتی است. در معرفت بشری علم به عنوان نحوه‌ای از وجود، چیزی جدای از وجود انسان و ساختار وجودی وی نبوده و لذا وی علم را نه نوعی ارتباط و اضافه بلکه آن را نوعی اشتداد و کمال وجودی برای انسان می‌داند. از نظر ملاصدرا معرفت بشری ریشه در ساختار وجودی انسان و وابستگی و تعلق وجودی وی به کمال و وجود مطلق دارد.وجود انسان با وجود سنگ، چوب و سایر موجودات در این حقیقت متمایز است که وجود انسان برخلاف سایر موجودات در خود فروبسته و محدود نبوده و همواره به سمت بیرون از خویش التفات دارد. این برونخویشی و التفات وجودی که ریشه در وجود تعلقی انسان دارد، بنیان دادگی و ظهور اشیاء در معرفت بشری است. در فلسفه ملاصدرا می‌توان به نوعی رابطه ماقبل معرفتی بین انسان به عنوان موجود مقید با وجود مطلق و نامحدود اشاره کرد؛ که رابطه معرفتی خود مبتنی بر چنین رابطه پیشینی است. به همین دلیل، هر چند ملاصدرا با پدیده‌ای به نامسوبژکتیویسم مواجه نبوده، امابا نظر به آراء وی می‌توان به نقد سوبژکتیویسم از منظری جدیدپرداخت.