جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
مستندات قرآنی مولفه های امامت در حدیث حضرت رضا (ع)در مرو
نویسنده:
محمد ابراهیم اخوان دردشتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از آنجا که از سویی پیامبر خدادر طول 23 سال رسالت خویش، بارها بر این امر تأکید فرمودند که تنها راه هدایت پس از ایشان، کتاب خدا و عترت ایشان یعنی اهل بیت × است؛ و از سویی دیگر شرط رهایی از مردن به مرگ جاهلیت، شناخت نسبت به امام هر زمان است که :« من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه »هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.لذا به منظور فهم بهتر قرآن کریم و نیز فهم کلی تر دین خدا و یافتن راه نجات، معرفت نسبت به امام و مقام امامت، ضروریِ اعتقادِ هر مسلمانِ مومن است.بی شک در این رابطه از مهمترین و با ارزش ترین اسناد امام شناسی، حدیث زیبا و پر مغز امام ابوالحسن الرضا ×به "عبد العزیز بن مسلم" دربار? مقام امام است. حدیثی که در آن نه تنها دریافت، بلکه توصیف حتی شأنی از شوون مقام امامت را، فراتر از عقول پرّان عالمان و موجب حیرت حکما معرفی شده است؛ این مقام جایگاهی است که جز به انتخاب و انتصاب از جانب خدای متعال، در هیچ فرد دیگری محقق نمی شود. در این پژوهش، سعی شده است تا عبارات نورانی این حدیث شریف، از لابه لای آیات قرآن، در روشنای احادیث نورانی اهل بیت و نشانه های قرآن یابیده شود و صحه ای بر حدیث نبوی گذارده شود که هر کدام از آن دو ـ یعنی قرآن و اهل بیت ×_ از دیگری خبر می دهند و از هم جدا نخواهند شد.واژگان کلیدی: قرآن کریم، امام معصوم ×، علم، عصمت، انتصاب الهی، حجت، وارث، هدایت
گستره قرآن در عرصه مبانی علوم انسانی (با تأکید بر جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و علوم تربیتی)
نویسنده:
حسین نقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رجوع به قرآن با رویکرد تفسیری نشان می دهد قرآن کریم در عرصه مبانی علوم انسانی ورودی حداکثری دارد. هستی ماوراء ماده (مفاهیمی مانند غیب، عرش، ملائکه، جن و ...)، خداشناسی توحیدی (توحید در خالقیت و ربوبیت)، پیوند دین و دنیا و دنیا و آخرت به عنوان مهم‏ترین مبانی هستی شناختی؛ وجود مستقل و تجرد روح، پیوند روح و بدن، اختیار، تأثیرپذیری توأمان فرد و جامعه از یکدیگر، فطرت، کرامت و خلافت انسان و قرب الهی به عنوان مهم ترین مبانی انسان شناختی و امکان معرفت مطابق با واقع، عدم انحصار ابزار، روش، قلمرو و انواع معرفت در محدوده تجربه یا عقل، معرفت شهودی و وحیانی، معرفی قلب به عنوان مهم ترین ابزار کسب معرفت، معرفی شرایط (همچون ایمان و تقوا) و موانع (همچون گناه و غفلت) کسب معرفت، معرفی خداوند به عنوان معلِّم معرفت، حق محوری و رد نسبی گرایی و کثرت گرایی معرفتی به عنوان مهم‏ترین مبانی معرفت شناختی علوم انسانی است که قرآن کریم بیان می کند. قرآن کریم در اکثریت قریب به اتفاق موارد، مبانی علوم‏انسانی موجود را رد می کند؛ اما صحت معرفی مبانی قرآنی کشف شده به عنوان مبانی علوم انسانی و همچنین نحوه تأثیرگذاری مبانی قرآنی بر نظریات علوم انسانی موجود، مسائلی هستند که سعی شده در هر بخش با ذکر مثالها و نمونه هایی از نظریات جامعه شناسی، روان شناسی، علوم تربیتی و حتی اقتصاد بدان پرداخته شود.
نقد و بررسی دیدگاه‌ها و شبهات مربوط به خاتمیت از دیدگاه آیات و روایات و عقل (نقل و عقل)
نویسنده:
محسن یاراحمدی قرایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مهم‌ترین و بنیادی‌ترین آموزه‌های اسلامی، مساله خاتمیت است، مساله خاتمیت و این‌که پیامبر اسلام (ص) آخرین پیامبر الهی است از مسائلی است که همه مسلمین از هر گروه و مذهبی به آن معتقدند و نه تنها دانشمندان بلکه فرد فرد توده‌های مردم مسلمان نیز با آن آشنا هستند و به اصطلاح از «ضروریات اسلام» است که هر کس مختصر معاشرتی با پیروان این مکتب داشته باشد به زودی در می‌یابد که آنان پیامبر اسلام (ص) را آخرین پیامبر الهی می‌دانند، آیات و روایات فراوانی، اسلام را به عنوان آخرین دین الهی و پیامبر اکرم (ص) را به عنوان پایان‌دهنده سلسله پیامبران معرفی کرده‌اند. ارتباطی که این مساله با مسائلی مانند امامت و رهبری و جاودانگی و جامعیت دین دارد، اندیشمندان اسلامی را بر آن داشته است تا در اطراف رازها و اسرار این حقیقت دینی، تاملات بیشتری داشته باشند. شبهاتی که در این پایان نامه به بررسی آنها پرداخته شده است به شرح ذیل می‌باشد: الف) شبهات بخش اول (تشکیک در ادله خاتمیت): 1ـ خاتم النبیین در آیه 40 سوره مبارکه احزاب دلالت بر ختم نبی دارد نه ختم رسل (فرق بین نبی و رسل). 2- تاویل خاتم به انگشتر، زینت، مهر تصدیق (شبهه اول). 3ـ حدیث پیامبر(ص( که فرمودند : من اولین انسان و نخستین پیامبر هستم (شبهه دوم). 4ـ نبی شدن ابراهیم فرزند پیامبر در صورت زنده ماندن (شبهه سوم). ب) شبهات بخش دوم (استدلال بر استمرار نبوت با تکیه بر آیات قرآن): 1ـ استدلال به آیه 35 سوره مبارکه اعراف مبنی بر تداوم ارسال رسول (شبهه اول). 2ـ استدلال به آیه 15 سوره مبارکه مومن مبنی بر تداوم ارسال رسول (شبهه دوم). 3ـ استدلال به آیات 47 و 49 سوره مبارکه یونس و حدیث پیامبر مبنی بر استمرار ارسال رسول بعد از پیامبر(ص) (شبهه سوم). 4ـ دلالت تعدای از آیات قرآن ]نبأ،28 ـ ق،41 و 42ـ مطففین،6ـ فجر،22ـ انعام،158[ مبنی بر استمرار ارسال رسول بعد از پیامبر(ص) (شبهه چهارم). همچنین در بحث عقلی خاتمیت به نقد نظریات اقبال لاهوری، سروش و مجتهد شبستری با تاکید بر آراء ونظریات شهید مطهری پرداخته شده است.
بررسی تأثیر کتاب عبقات الانوار در کلام شیعه امامیه معاصر
نویسنده:
محسن فتحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کتاب عبقات الانوار تألیف علامه میر حامد حسین هندی، از مهمترین کتب کلامی شیعه در موضوع امامت خاصه می باشد که مع الأسف در عصر حاضر مهجور و متروک مانده است. این کتاب از اهمیت ویژه ای در بین کتب کلامی شیعه در دفاع از حقانیت امامت ائمه علیهم السلام برخوردار است. در این پایان نامه تأثیر این کتاب ارزشمند را بر کلام شیعه امامیه بررسی می نماییم، تا جایگاه کتاب مشخص و از مهجوریت اش کاسته شود. در ابتدا شرح حال مختصر از مولف و کتاب را بیان داشته و بعد از ذکر سبکها و روشهای میر حامد حسین در تدوین عبقات الانوار، تأثیر این روشها را در کلام شیعه بررسی می نماییم. چون ملاک بارز هر مکتب کلامی، کتب آن مکتب است، لذا در بررسی تأثیر عبقات الانوار از چند منبع مهم شیعه استفاده نموده ایم. این منابع شامل: الغدیر علامه امینی، المراجعات سید شرف الدین و آثار علامه عسکری است. علت انتخاب این منابع، شهرت و اهمیت آن، بعد از تألیف عبقات، در بین کتب کلامی شیعه در موضوع امامت خاصه است. نحوه کار بدین صورت است که روشهای عبقات الانوار را در این کتب بررسی و تأثیر عبقات را بر آن استخراج نموده ایم. و از هر کتاب برای این تأثیرات، نمونه ای در جهت اثبات تأثیر، ذکر نموده ایم. نتیجه کار بر این شد که روش جدید مولف عبقات الانوار، تأثیر بسیاری بر کتب کلامی شیعه در موضوع امامت خاصه داشته است. مولفان این سه منبع، بیشتر به روش عبقات الانوار توجه نموده و از آن اثر پذیرفته اند.
بررسی تطبیقی دیدگاه ابن سینا و مولوی درباره رابطه جسم و روح
نویسنده:
زهرا غلامی قاراب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این نوشتار، پژوهشی است در برخی آثار عرفانی ابن سینا و مثنوی مولانا در جهت نشان دادن دیدگاه عرفانی آن دو در تبیین رابطه روح و جسم.آثار عرفانی مورد نظر در رابطه با ابن سینا عبارتند از رسائل تمثیلی (حی بن یقظان، رساله الطیر، سلامان و ابسال) و نیز قصیده عینیه. و در مورد مولانا، علاوه بر آراء صریح وی، آراء غیر صریح وی ضمن مشهورترین بخشهای مثنوی که شامل «نی نامه»، «داستان پادشاه و کنیزک» و «داستان طوطی و بازرگان» می باشد، مورد بررسی قرار می گیرند.این پژوهش نشان خواهد داد که ابن سینا و مولانا هر دو در آن آثار تلویحا به مضامینی از قبیل: اسارت روح در زندان تن و دنیا پس از هبوط از عالم بالا، فراموشی، بیداری، دیدار با پیر غیبی و .... اشاره داشته اند و این مضامین گنوسی بوده و مربوط به دیدگاه گنوسی که دارای سابقه تاریخی در اندیشه بشری است می باشند.به جهت کم رنگ بودن شخصیت و اندیشه شناخته شده عرفانی ابن سینا در طول اعصار گذشته، بخشی از این نوشتار به ارتباط ابن سینا و عرفان اختصاص یافت.
بررسی و تحلیل تطبیقی نگرش‌های مولانا و نیچه بر اساس روایت‌های تمثیلی و رمزگانی
نویسنده:
مجید هوشنگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درحوزه‌ی تحلیل‌های ادبی، از ابتدای قرن نوزدهم رویکردهای متفاوتی در میان تحلیلگران و ناقدین ادبی شکل گرفت که خوانش تطبیقی از مهمترین آن رویکردها می‌باشد. این روش تحلیل مبتنی بر دو خاستگاه اصلی، به شیوه‌ی نقد تطبیقی فرانسوی و آمریکایی تقسیم می‌شود که در این تحقیق، شیوه‌ی تحلیل تطبیقی با روش آمریکایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.زبان عرفان به واسطه‌ی ارتباط با ابعاد معرفتی و اساطیری خاص و غیرمتعارف، از جامعه‌ی رمزگانی و تمثیلی ویژه‌ای بهره می‌گیرد که علاوه بر خاصیت ابهام زایی، به فرم هنری و ادبیت نزدیک می‌شود که اصلی‌ترین ویژگی آن به شمار می‌رود. جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی نیز به عنوان عارفی شاعر، این زبان رمزگانی و تمثیلی را در تبیین اندیشه‌های عرفانی در آثار خود به کار می‌برد که مجموعه‌ای از طرح‌های هنری و روایات ادبی رمزی و نمادین را بوجود آورده است. از سویی، فریدریش ویلهلم نیچه، فیلسوف، شاعر، آهنگساز بزرگ آلمانی بود، که از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفه‌ی امروزی بر مبنای سوالات بنیادینی درباره‌ی بنیان ارزش‌ها و اخلاق بوده‌است. نوشته‌های وی سبک تازه‌ای در زبان آلمانی محسوب می‌شد؛ نوشته‌هایی تمثیلی و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری اگزیستانس که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی‌ها می‌نامید. لذا روش او در بیان اندیشه و تفکر، او را به عارفان شرق بویژه مولوی نزدیک می‌نماید.تلقی همسان از انسان در سه بُعد اساسی و بنیادین وجودی، به همراه شناخت و تعریف همسو از زبان و تفکر و ظهور دغدغه‌های اگزیستانسی مشابه در هر دو متفکر، به استفاده‌ی مشترک از زبان تمثیل و رمز و جهان نشانه‌شناسی منطبق بر یک رویکرد در آثار هنری نیچه و مولوی منتهی می‌شود. لذا این تحقیق در ابتدا سعی در ارائه‌ی تعریف درست از نظام اندیشگانی این دو متفکر دارد و پس از استخراج یک سیستم مشترک، به تعریف مشترک هر دو از انسان، وجود و عدم، حرکت استعلایی و امر قدسی و... می‌پردازد؛ و در نهایت به تأثیر این همسانی‌ها در مجموعه آثار تمثیلی این دو شاعر اندیشمند می‌پردازد.
بررسی و مقایسه‌ی بگودگیتا و منطق‌الطیر با تأکید بر مسأله‌ی عشق و معرفت
نویسنده:
فریده اسدزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عشق و معرفت از مهم‌ترین مباحث و مسائل عرفانی هستند که در بسیاری از متون سنت‌های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند. در اندیشه‌ی اسلامی و هندویی نیز در بسیاری از آثار عرفانی از جمله در دو منظومه‌ی منطق‌الطیر و بگودگیتا به عنوان راه‌ها و منازل وصول به حق تبیین شده‌اند. در این دو منظومه از مفاهیم مختلفی برای تبیین راه‌ها و منازل وصول به حق سخن به میان آمده است، این مفاهیم بنا به گزارش منطق‌الطیر عبارتند از هفت وادی که عشق و معرفت از اساسی‌ترین آن‌هاست. در بگودگیتا نیز سه طریق عمل، معرفت و عشق راه‌های وصول به حق شمرده شده‌اند. راه عشق در منطق-الطیر همان راه بهکتی و راه معرفت همان راه جنانه در بگودگیتا می‌باشد. در این دو منظومه‌ی عرفانی علی‌رغم وجود اختلاف در پاره‌ای از مسائل، در باب عشق و معرفت تعارض بنیادینی به چشم نمی‌خورد. این مسأله از آنجا ناشی می‌شود که اولاً غایاتی که در عرفان عملی و سیر و سلوک مطرح است با دغدغه-های ذاتی بشر تناسب تام و تمام دارد. ثانیاً میزان سازگاری عرفان عملی مندرج در بگودگیتا و منطق-الطیر با نظام‌های عرفان عملی خارج از خودش انطباق بسیار دارد. پژوهش حاضر درصدد است دو مفهوم عشق و معرفت را دربگودگیتا و منطق‌الطیر مورد بحث و بررسی قرار داده و وجوه تشابه و موارد اختلاف آن‌ها را ترسیم نماید.
عناصر پایداری ارتباط میان فردی در قرآن و روایات
نویسنده:
زینب گلاب‌بخش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ارتباطات میان فردی، از جمله گسترده‌ترین و اجتناب ناپذیرترین ارتباطات انسانی است و در این بین، آنچه از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار بوده و مورد تحقیق قرار گرفته است؛ عناصر پایداری ارتباطات میان فردی است که با توجه به آموزه‌های اصیل اسلامی، در قرآن و روایات بررسی شده است. روش تحقیق ما در این نوشتار، توصیفی تحلیلی بوده و از بین حجم گسترده روایات معصومین : پیرامون نحوه ارتباطات انسانی، عناصر پایداری ارتباط تحت مبنا و اصول پایداری ارتباط، بیان شده است. مبانی ارتباطی مانند فرآگرد بودن ارتباط، عملکردی بودن، نظام وارگی و هدفمندی و... و مبانی انسان‌شناسی مانند دلبستگی انسان، وابستگی ذاتی انسان، کرامت انسانی، ظرفیت‌های انسانی و ... از جمله مبانی پایداری ارتباط میان فردی در این تحقیق بیان شده است.بر اساس مبانی ذکرشده، اصول پایداری ارتباط بیان شد و تحت این اصول، عناصر پایداری ارتباط مانند گزینش دوست، آزمایش دوست، ادای حقوق متقابل، اهل حلم و صبر، کنترل کلام، رعایت انصاف، سودمند و مفید بودن، حفظ و رعایت حریم، محبت قلبی، اعلام محبت، درک محبت، اهل احسان بودن، حسن خلق، گذشت از لغزش‌ها، پوشاندن عیب، عذرتراشی و پذیرفتن عذر، حسن ظن، از دل آیات و روایات، استخراج شده است. این مبانی، اصول و عناصر پایداری، همه نتیجه نوع دیدگاه اصیل انسان الهی به جهان و انسان بوده و با دیدگاه انسان مادی، به جهت تفاوت در نگرش ها، متفاوت بوده است. تفاوت در جهان بینی انسان الهی و مادی؛ تفاوت در هدف، انگیزه، نیت و نوعو محور ارتباطات انسانی را به دنبال دارد و پایداری یا ناپایداری ارتباط میان فردی را موجب می‌شود.
«سیر تحوّل کرامات اولیا در مقامات عرفانی»(با تأکید بر اسرارالتّوحید، کلمات‌النّور، مقامات خواجه عبدالله انصاری و مقامات ژنده‌پیل)
نویسنده:
ناهید حیدری رامشه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در اوّلین و قدیمی‌ترین و معتبرترین منابع تصوّف، بخشی به تعریف و توضیح و ذکر شواهدی از کرامات اولیاء اختصاص داده شده است. کراماتِ منقول در کتب صوفیّه در ادوار مختلف تاریخی، به علل گوناگون با تحوّلات روایی، لفظی و معنایی همراه بوده است؛ چنان‌که در دوره‌های اوّلیّه عرفان اسلامی دارای تعبیراتی ساده و محتوایی نسبتاً باورپذیر است، ولیکن با گذر زمان و به موازات تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی، این کرامات نیز از سادگی، باورپذیری و حقیقت‌مانندی و حالت تمثیلی دوره‌های نخستین، به اغراق، غلوّ، مُحال‌گویی، استعاره‌پردازی و حتّی افسانه‌پردازی در ادوار سپسین می‌گراید. این گرایش از حدود نیمه دوم قرن پنجم پرنگ‌تر و برجسته‌تر می‌گردد؛ تا این‌که در قرن ششم به اوج خود می‌رسد؛ به‌گونه‌ای که گاه، جای هیچ توجیهی در آن باقی نمی‌ماند. در این نوشتار بر ‌آنیم تا با تأکید بر دو متن کلماتُ‌النّور فی مقامات شیخ أبی‌طیفور (= دفترِ روشنایی بایزید بسطامی) و اسرارالتّوحید فی مقامات شیخ أبی سعید، به منزله میراث بازمانده از سنّت عرفانی قرن چهارم و پنجم و دو اثرِ طبقات‌الصّوفیّه انصاری و مقاماتِ ژنده‌پیل، به مثابه میراث عرفانی قرن ششم و آمیخته به انواع کرامات و «با تکیّه بر وجهِ غالب» ، ضمن ملاحظه تحوّلی که به مرور زمان، در طول چندصدسال، در لفظ و معنی قصّه‌های کرامت رخ داد، چرایی و چگونگی سیر این تحوّل را ضمن تفصیل علل، اسباب و ریشه‌های آن بررسیم. بدون تردید تحولات سیاسی و آشفتگی‌های اجتماعی، حاکمیت چندین‌ساله ترکان سلجوقی و به تبع آن انحطاط شدید علوم عقلی و رکود خِردگرایی در ایرانِ قرن ششم، با نزول محتوایی و لفظی کرامات منقول در مقامات عرفانی ارتباطی تنگاتنگ و پیوندی ناگسستنی دارد.
انسان از نظرگاه کنفسیوس و منسیوس
نویسنده:
رقیه دلبندرواسجان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از دغدغه‌های وجودشناختی انسان، علم به خود و تبیین عقلانی آن است. به همین سبب، در ادیان گوناگون، تبیین-های نظام‌مند بسیار متنوعی دربارۀ انسان وجود دارد. ادیان چین باستان و حکمای مربوط به آنها نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌ و در پی انسان‌شناسی بوده‌اند. پژوهش حاضر با بررسی تحلیلی آراء کنفوسیوس و منسیوس سعی کرده است بخشی از تاریخ تفکر چین باستان به‌ویژه انسان‌شناسی آن را روشن کند. از این‌میان، تبیین‌های این دو حکیم در باب مسائل وجودی آدمی به ویژه سرشت او بسیار قابل توجه‌ و مکمل یکدیگرند. کنفوسیوس پیوسته بر نیک بود فطرت آدمیتأکید کرده است، لکن این منسیوس بوده است که به تعالی و مفهوم سازی هرچه بیشتر آن همّت گمارده است. منسیوس در تکمیل تعالیم استاد خود بر وجود سرآغازهای چهارگانه در سرشت آدمی و نقش آن در حیات انسان متمرکز می شود. با وجود این، هردو حکیم ارتباط مطلوب انسان با کائنات و جامعه را مورد پردازش قرار داده و از این رهگذر برنامۀ کامل و منظمی را برای کمال حیات آدمی پی ریزی می کنند. هم‌چنین برای این منظور نقش تائو یا طریقه را که نزد اکثر متفکران جایگاه عمده ای راداراست و نیز تقدیر را که سرنوشت نوع انسانی را مشخص می کند، برجسته‌تر می‌کنند.منسیوس نیز در تأکید بر ضرورت نقش انسان در اجتماع و نیز شرح تقریباًروان‌شناختی و اخلاقی آراء کنفوسیوس، حاکم وحکومت نیک خواه را وارد صحنه می کند. با وجود این، هردو حکیم چینی اشاره ای اندک به عالم ماوراء داشته و بحث وبررسی کامل آن را برعهده ی متفکران دیگر مکاتب واگذارده اند. پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی و با استناد به منابع موجود کتابخانه‌ای انجام یافته است.