جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی تطبیقی دیدگاه ابن سینا و مولوی درباره رابطه جسم و روح
نویسنده:
زهرا غلامی قاراب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این نوشتار، پژوهشی است در برخی آثار عرفانی ابن سینا و مثنوی مولانا در جهت نشان دادن دیدگاه عرفانی آن دو در تبیین رابطه روح و جسم.آثار عرفانی مورد نظر در رابطه با ابن سینا عبارتند از رسائل تمثیلی (حی بن یقظان، رساله الطیر، سلامان و ابسال) و نیز قصیده عینیه. و در مورد مولانا، علاوه بر آراء صریح وی، آراء غیر صریح وی ضمن مشهورترین بخشهای مثنوی که شامل «نی نامه»، «داستان پادشاه و کنیزک» و «داستان طوطی و بازرگان» می باشد، مورد بررسی قرار می گیرند.این پژوهش نشان خواهد داد که ابن سینا و مولانا هر دو در آن آثار تلویحا به مضامینی از قبیل: اسارت روح در زندان تن و دنیا پس از هبوط از عالم بالا، فراموشی، بیداری، دیدار با پیر غیبی و .... اشاره داشته اند و این مضامین گنوسی بوده و مربوط به دیدگاه گنوسی که دارای سابقه تاریخی در اندیشه بشری است می باشند.به جهت کم رنگ بودن شخصیت و اندیشه شناخته شده عرفانی ابن سینا در طول اعصار گذشته، بخشی از این نوشتار به ارتباط ابن سینا و عرفان اختصاص یافت.
بررسی و تحلیل تطبیقی نگرش‌های مولانا و نیچه بر اساس روایت‌های تمثیلی و رمزگانی
نویسنده:
مجید هوشنگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درحوزه‌ی تحلیل‌های ادبی، از ابتدای قرن نوزدهم رویکردهای متفاوتی در میان تحلیلگران و ناقدین ادبی شکل گرفت که خوانش تطبیقی از مهمترین آن رویکردها می‌باشد. این روش تحلیل مبتنی بر دو خاستگاه اصلی، به شیوه‌ی نقد تطبیقی فرانسوی و آمریکایی تقسیم می‌شود که در این تحقیق، شیوه‌ی تحلیل تطبیقی با روش آمریکایی مورد استفاده قرار می‌گیرد.زبان عرفان به واسطه‌ی ارتباط با ابعاد معرفتی و اساطیری خاص و غیرمتعارف، از جامعه‌ی رمزگانی و تمثیلی ویژه‌ای بهره می‌گیرد که علاوه بر خاصیت ابهام زایی، به فرم هنری و ادبیت نزدیک می‌شود که اصلی‌ترین ویژگی آن به شمار می‌رود. جلال الدین محمد بلخی معروف به مولوی نیز به عنوان عارفی شاعر، این زبان رمزگانی و تمثیلی را در تبیین اندیشه‌های عرفانی در آثار خود به کار می‌برد که مجموعه‌ای از طرح‌های هنری و روایات ادبی رمزی و نمادین را بوجود آورده است. از سویی، فریدریش ویلهلم نیچه، فیلسوف، شاعر، آهنگساز بزرگ آلمانی بود، که از مشهورترین عقاید وی نقد فرهنگ، دین و فلسفه‌ی امروزی بر مبنای سوالات بنیادینی درباره‌ی بنیان ارزش‌ها و اخلاق بوده‌است. نوشته‌های وی سبک تازه‌ای در زبان آلمانی محسوب می‌شد؛ نوشته‌هایی تمثیلی و پر از ایجاز، آمیخته با افکاری اگزیستانس که نیچه خود روش نوشتاری خویش را گزین گویی‌ها می‌نامید. لذا روش او در بیان اندیشه و تفکر، او را به عارفان شرق بویژه مولوی نزدیک می‌نماید.تلقی همسان از انسان در سه بُعد اساسی و بنیادین وجودی، به همراه شناخت و تعریف همسو از زبان و تفکر و ظهور دغدغه‌های اگزیستانسی مشابه در هر دو متفکر، به استفاده‌ی مشترک از زبان تمثیل و رمز و جهان نشانه‌شناسی منطبق بر یک رویکرد در آثار هنری نیچه و مولوی منتهی می‌شود. لذا این تحقیق در ابتدا سعی در ارائه‌ی تعریف درست از نظام اندیشگانی این دو متفکر دارد و پس از استخراج یک سیستم مشترک، به تعریف مشترک هر دو از انسان، وجود و عدم، حرکت استعلایی و امر قدسی و... می‌پردازد؛ و در نهایت به تأثیر این همسانی‌ها در مجموعه آثار تمثیلی این دو شاعر اندیشمند می‌پردازد.
بررسی و مقایسه‌ی بگودگیتا و منطق‌الطیر با تأکید بر مسأله‌ی عشق و معرفت
نویسنده:
فریده اسدزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عشق و معرفت از مهم‌ترین مباحث و مسائل عرفانی هستند که در بسیاری از متون سنت‌های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند. در اندیشه‌ی اسلامی و هندویی نیز در بسیاری از آثار عرفانی از جمله در دو منظومه‌ی منطق‌الطیر و بگودگیتا به عنوان راه‌ها و منازل وصول به حق تبیین شده‌اند. در این دو منظومه از مفاهیم مختلفی برای تبیین راه‌ها و منازل وصول به حق سخن به میان آمده است، این مفاهیم بنا به گزارش منطق‌الطیر عبارتند از هفت وادی که عشق و معرفت از اساسی‌ترین آن‌هاست. در بگودگیتا نیز سه طریق عمل، معرفت و عشق راه‌های وصول به حق شمرده شده‌اند. راه عشق در منطق-الطیر همان راه بهکتی و راه معرفت همان راه جنانه در بگودگیتا می‌باشد. در این دو منظومه‌ی عرفانی علی‌رغم وجود اختلاف در پاره‌ای از مسائل، در باب عشق و معرفت تعارض بنیادینی به چشم نمی‌خورد. این مسأله از آنجا ناشی می‌شود که اولاً غایاتی که در عرفان عملی و سیر و سلوک مطرح است با دغدغه-های ذاتی بشر تناسب تام و تمام دارد. ثانیاً میزان سازگاری عرفان عملی مندرج در بگودگیتا و منطق-الطیر با نظام‌های عرفان عملی خارج از خودش انطباق بسیار دارد. پژوهش حاضر درصدد است دو مفهوم عشق و معرفت را دربگودگیتا و منطق‌الطیر مورد بحث و بررسی قرار داده و وجوه تشابه و موارد اختلاف آن‌ها را ترسیم نماید.
عناصر پایداری ارتباط میان فردی در قرآن و روایات
نویسنده:
زینب گلاب‌بخش
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ارتباطات میان فردی، از جمله گسترده‌ترین و اجتناب ناپذیرترین ارتباطات انسانی است و در این بین، آنچه از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار بوده و مورد تحقیق قرار گرفته است؛ عناصر پایداری ارتباطات میان فردی است که با توجه به آموزه‌های اصیل اسلامی، در قرآن و روایات بررسی شده است. روش تحقیق ما در این نوشتار، توصیفی تحلیلی بوده و از بین حجم گسترده روایات معصومین : پیرامون نحوه ارتباطات انسانی، عناصر پایداری ارتباط تحت مبنا و اصول پایداری ارتباط، بیان شده است. مبانی ارتباطی مانند فرآگرد بودن ارتباط، عملکردی بودن، نظام وارگی و هدفمندی و... و مبانی انسان‌شناسی مانند دلبستگی انسان، وابستگی ذاتی انسان، کرامت انسانی، ظرفیت‌های انسانی و ... از جمله مبانی پایداری ارتباط میان فردی در این تحقیق بیان شده است.بر اساس مبانی ذکرشده، اصول پایداری ارتباط بیان شد و تحت این اصول، عناصر پایداری ارتباط مانند گزینش دوست، آزمایش دوست، ادای حقوق متقابل، اهل حلم و صبر، کنترل کلام، رعایت انصاف، سودمند و مفید بودن، حفظ و رعایت حریم، محبت قلبی، اعلام محبت، درک محبت، اهل احسان بودن، حسن خلق، گذشت از لغزش‌ها، پوشاندن عیب، عذرتراشی و پذیرفتن عذر، حسن ظن، از دل آیات و روایات، استخراج شده است. این مبانی، اصول و عناصر پایداری، همه نتیجه نوع دیدگاه اصیل انسان الهی به جهان و انسان بوده و با دیدگاه انسان مادی، به جهت تفاوت در نگرش ها، متفاوت بوده است. تفاوت در جهان بینی انسان الهی و مادی؛ تفاوت در هدف، انگیزه، نیت و نوعو محور ارتباطات انسانی را به دنبال دارد و پایداری یا ناپایداری ارتباط میان فردی را موجب می‌شود.
«سیر تحوّل کرامات اولیا در مقامات عرفانی»(با تأکید بر اسرارالتّوحید، کلمات‌النّور، مقامات خواجه عبدالله انصاری و مقامات ژنده‌پیل)
نویسنده:
ناهید حیدری رامشه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در اوّلین و قدیمی‌ترین و معتبرترین منابع تصوّف، بخشی به تعریف و توضیح و ذکر شواهدی از کرامات اولیاء اختصاص داده شده است. کراماتِ منقول در کتب صوفیّه در ادوار مختلف تاریخی، به علل گوناگون با تحوّلات روایی، لفظی و معنایی همراه بوده است؛ چنان‌که در دوره‌های اوّلیّه عرفان اسلامی دارای تعبیراتی ساده و محتوایی نسبتاً باورپذیر است، ولیکن با گذر زمان و به موازات تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی، این کرامات نیز از سادگی، باورپذیری و حقیقت‌مانندی و حالت تمثیلی دوره‌های نخستین، به اغراق، غلوّ، مُحال‌گویی، استعاره‌پردازی و حتّی افسانه‌پردازی در ادوار سپسین می‌گراید. این گرایش از حدود نیمه دوم قرن پنجم پرنگ‌تر و برجسته‌تر می‌گردد؛ تا این‌که در قرن ششم به اوج خود می‌رسد؛ به‌گونه‌ای که گاه، جای هیچ توجیهی در آن باقی نمی‌ماند. در این نوشتار بر ‌آنیم تا با تأکید بر دو متن کلماتُ‌النّور فی مقامات شیخ أبی‌طیفور (= دفترِ روشنایی بایزید بسطامی) و اسرارالتّوحید فی مقامات شیخ أبی سعید، به منزله میراث بازمانده از سنّت عرفانی قرن چهارم و پنجم و دو اثرِ طبقات‌الصّوفیّه انصاری و مقاماتِ ژنده‌پیل، به مثابه میراث عرفانی قرن ششم و آمیخته به انواع کرامات و «با تکیّه بر وجهِ غالب» ، ضمن ملاحظه تحوّلی که به مرور زمان، در طول چندصدسال، در لفظ و معنی قصّه‌های کرامت رخ داد، چرایی و چگونگی سیر این تحوّل را ضمن تفصیل علل، اسباب و ریشه‌های آن بررسیم. بدون تردید تحولات سیاسی و آشفتگی‌های اجتماعی، حاکمیت چندین‌ساله ترکان سلجوقی و به تبع آن انحطاط شدید علوم عقلی و رکود خِردگرایی در ایرانِ قرن ششم، با نزول محتوایی و لفظی کرامات منقول در مقامات عرفانی ارتباطی تنگاتنگ و پیوندی ناگسستنی دارد.
انسان از نظرگاه کنفسیوس و منسیوس
نویسنده:
رقیه دلبندرواسجان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از دغدغه‌های وجودشناختی انسان، علم به خود و تبیین عقلانی آن است. به همین سبب، در ادیان گوناگون، تبیین-های نظام‌مند بسیار متنوعی دربارۀ انسان وجود دارد. ادیان چین باستان و حکمای مربوط به آنها نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌ و در پی انسان‌شناسی بوده‌اند. پژوهش حاضر با بررسی تحلیلی آراء کنفوسیوس و منسیوس سعی کرده است بخشی از تاریخ تفکر چین باستان به‌ویژه انسان‌شناسی آن را روشن کند. از این‌میان، تبیین‌های این دو حکیم در باب مسائل وجودی آدمی به ویژه سرشت او بسیار قابل توجه‌ و مکمل یکدیگرند. کنفوسیوس پیوسته بر نیک بود فطرت آدمیتأکید کرده است، لکن این منسیوس بوده است که به تعالی و مفهوم سازی هرچه بیشتر آن همّت گمارده است. منسیوس در تکمیل تعالیم استاد خود بر وجود سرآغازهای چهارگانه در سرشت آدمی و نقش آن در حیات انسان متمرکز می شود. با وجود این، هردو حکیم ارتباط مطلوب انسان با کائنات و جامعه را مورد پردازش قرار داده و از این رهگذر برنامۀ کامل و منظمی را برای کمال حیات آدمی پی ریزی می کنند. هم‌چنین برای این منظور نقش تائو یا طریقه را که نزد اکثر متفکران جایگاه عمده ای راداراست و نیز تقدیر را که سرنوشت نوع انسانی را مشخص می کند، برجسته‌تر می‌کنند.منسیوس نیز در تأکید بر ضرورت نقش انسان در اجتماع و نیز شرح تقریباًروان‌شناختی و اخلاقی آراء کنفوسیوس، حاکم وحکومت نیک خواه را وارد صحنه می کند. با وجود این، هردو حکیم چینی اشاره ای اندک به عالم ماوراء داشته و بحث وبررسی کامل آن را برعهده ی متفکران دیگر مکاتب واگذارده اند. پژوهش حاضر به روش توصیفی – تحلیلی و با استناد به منابع موجود کتابخانه‌ای انجام یافته است.
جلوه‌های دنیا و آخرت در شاهنامه فردوسی
نویسنده:
زهرا هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دو موضوع عمده‌ی دنیا و آخرت در این رساله بررسی شده است و در اهمیت و ارتباط دنیا و آخرت این نکته کافی است که دنیا به عنوان مزرعه‌ی آخرت معرفی شده است. معاد نیز یکی از اصول ادیان توحیدی محسوب می‌گردد و در دین اسلام هم یکی از اصول جهان بینی به شمار می‌آید. ایمان به دنیای پس از مرگ شرط مسلمانی است که هر کس آنرا انکار کند از زمره‌ی مسلمانان خارج است. از این رو بحث در مورد دو مقوله‌ی دنیا و آخرت بسیار حائز اهمیت است. شاعران و نویسندگان در ادوار مختلف ادب فارسی نیز از این امر غافل نبوده و در آثار منظوم و منثور خویش به آن پرداخته‌اند. از جمله‌ این شاعران، فردوسی شاعر بلند آوازه و حماسه سرای ایران است که در جای جای شاهنامه به ‌این امر پرداخته است. این رساله نشان می‌دهد که فردوسی در شاهنامه تا چه ‌اندازه به امور دنیا و آخرت توجه داشته و کدام یک در شعر وی جلوه‌ی بیشتری یافته است. در فصل اول مقدمه و کلیات آمده وفصل دوم به زندگی و فکر فردوسی اختصاص یافته است. فصل سوم بیان‌گر دنیا و آخرت از دیدگاه سایر ملل و ادیان آسمانی می‌باشد و در فصل چهارم دنیا در شاهنامه و در فصل پنجم آخرت در شاهنامه بررسی شده است. نتیجه‌ی حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که فردوسی با دیدی روشن بینانه آدمی را از دوستی دنیا و مکر و حیله‌ی آن برحذر می‌دارد؛ چون از دید او دنیا سرای ناز و نوش نیست؛ بلکه آکنده از درد و رنج است؛ فردوسی به دنبال ترویج عزلت از دنیا و تبلیغ رهبانیت مسیحی نمی‌باشد؛ بلکه در شاهنامه کار و فعالیت و کوشش و جوشش و رزم، در کنار بزم و شادی به وضوح دیده می‌شود و آدمی را به تحرک و جنبش وا می‌دارد. فردوسی چنان که آدمی را از دوستی و دل سپردن به دنیا برحذر می‌دارد، وی را به بهره‌گیری از زندگانی و دنیای گذران برمی‌انگیزاند. او به مسأله‌ی مرگ و حیات اخروی نیز با دیدی حکیمانه نگاه می‌کند. وی معتقد است که مرگ ادامه‌ی زندگی و مکمل و مرتبه‌ی کمال هستی آدمی است که اگر مرگ نباشد رشته‌ی هستی می‌گسلد و نظام زندگی دچار یک نوع از هم پاشیدگی و بی‌نظمی می‌شود.
معنای زندگی از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
علیرضا دهقانپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پاسخ به پرسش چیستی «معنای زندگی» جز از راه شناخت انسان ممکن نیست. معنای زندگی به هر سه معنای هدف، ارزش و کارکرد زندگی، در راستای وجود انسان، استعدادها و توانایی‌های اوست. ملاصدرا انسان‌شناسی را اصل و پایه‌ی همه‌ی معارف و پرسش‌های بنیادین می‌داند که بدون آن دیگر شناخت‌ها کامل نخواهد بود. انسان در میان سایر موجودات از امتیازات خاصی برخوردار است که منشأ آن، نفس ناطقه و عقل است. بنابراین ساختار وجودی انسان، ترکیبی از بدن و عقل است. انسان جامع طبیعت و ماوراء طبیعت است. جزء طبیعی انسان اگر زیر پوشش تدبیر عقل قرار نگیرد انسان را از کمال خود باز می‌دارد. عقل از بدن به منزله‌ی شرط حضور در طبیعت و به منزله‌ی ابزار، بهره‌برداری می‌کند. انسان به دلیل برخورداری از درک عقلی، به دنبال کشف حقیقت و معنای زندگی حرکت می‌کند. معنای زندگی انسان تابعی از وجود او و متناسب با وجود اوست. اگر وجود مختص انسانی، به قوه‌ی عقلی اوست، معنای زندگی نیز در رابطه با قوه‌ی عقلی مشخص می‌شود. قوه‌ی عقلی دو بعد نظری و عملی دارد. انسان در مقام عقل، خالی از غایت و هدف نیست. هدف ایده‌آل زندگی در نزد عقل، معرفت خداست. از این‌رو در صدد شناخت خدا و افعال او برمی‌آید. در این مسیر او به شناخت خود و جهان که فعل تکوینی خدا هستند می-پردازد و سفرهای علمی و عملی چهارگانه را تنظیم می‌کند. این حرکت ارادی و وجودی انسان، وقتی به غایت می‌رسد که انسان به اراده و اختیار، تحت فرمان عقل به سوی خدا گام بردارد و در کنار او قرار یابد. ارزش زندگی انسان نیز در سایه‌ی ارتباط او با خدا و حرکت به سمت او تعیین می‌شود. بر اساس حرکت جوهری و ثابت نبودن مرتبه‌ی وجود انسان، بر خلاف دیگر ممکنات، انسان جایگاه معینی در مراتب وجود ندارد و از پایین‌ترین مقامات تا بالاترین درجات می‌تواند سیر داشته باشد. ملاصدرا ارزش انسان و زندگی او را در گرو رضایت الهی، کرامت انسانی، فطرت، عشق و جاودانگی می‌داند. کارکرد زندگی، با نقش عمده-ی انسان در عالم هستی که نقش خلافت الهی اوست معین می‌شود. جانشینی انسان از خدا که با حقایقی همچون ولایت، امانت، وساطت در خلقت، غائیت خلقت و ... همراه است، جایگاه انسان را در دار هستی تعیین می‌کند. انسان اشرف مخلوقات است آفرینش عالم به خاطر اوست. نقطه‌ی مقابل این معنا، پوچی است؛ هر چند مادی‌گرایی و شکاکیت از عوامل اصلی پوچی است اما عواملی همچون مرگ و شرور از علل سوق به سمت پوچی است که در حکمت متعالیه نه تنها پوچی را نتیجه نمی‌دهند، بلکه از عوامل معناساز زندگی و از راه‌های رشد و تعالی انسان به شمار می‌روند. علم‌زدگی که از عوامل پوچی شمرده شده نه ثمره-ی علم بلکه نتیجه‌ی کم ظرفیتی انسان و توقف در مراحل پایین عقل می‌باشد و در حکمت متعالیه که جمع برهان و عرفان و قرآن است هرگز جایی ندارد.
نقد نظریات متکلمان و حکماء درباره شمولیت اراده خداوند نسبت به اراده انسان‌ها از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
زیبا بشیری گودرزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله اراده و شمولیت اراده خداوند نسبت به اراده انسان، یکی از کهن‌ترین مسائل کلامی و فلسفی... می‌باشد که اندیشمندان درباره آن اختلاف نظر فراوانی دارند. گروهی اراده را غیر از قدرت و صفت تخصیصی می‌دانستند، یعنی هرگاه دو مقدور در عرض هم بر نفس عرضه شوند و شخص قادر به انجام هر دو باشد، در اینجا اراده مخصص یکی از آن دو برای انجام است و با تأکید بر آیات و روایاتی که درباره قضاء و قدر وجود داشت، طرفدار عقیده جبر شدند و خداوند را خالق افعال انسان دانستند، اشاعره از این دسته بودند. گروهی دیگر اراده را علم، شوق، میل... در نظر گرفتند، و با توجه به برخی آیات دیگر و برای دفاع از عدل خداوند، انسان را خالق افعال خود دانستند، معتزله از این گروه بودند. گروهی دیگر از حکماء از جمله ابن‌سینا، اراده را همان علم به نظام اصلح در نظر گرفتند، و در رابطه با شمولیت اراده خداوند، نظریه «لاجبر و لا تفویض» را انتخاب کردند و با مطرح ساختن فاعل «قریب و بعید» به دفاع از توحید افعالی و اختیار انسان در افعالش برخاستند، اما ملاصدرا با توجه به اصول و مبانی فلسفی خود،‌ چون «اصالت وجود و تشکیک آن»، تفسیر جدیدی از اراده و توحید افعالی ارائه نمود.
منشأ، تنوع و ساختار آموزه‎ی آفرینش در اندیشه اسلامی
نویسنده:
زهره رستگار
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مهم‌ترین مباحث مطرح شده در اندیشه اسلامی نحوه‌ی آفرینش جهان است. برخی از مستشرقان بر آنند که مسلمانانِ سده‌های نخست در این مسئله بینش روشنی نداشتند و آنان نظریه‌ی خلق از عدم را از طریق ترجمه‌ از منابع خارج از جهان اسلام اخذ نموده‌اند؛ زیرا در قرآن داوری روشنی در این باره نشده است. به رغم این مدعا نظریه‌ی آفرینش از عدم اولین بار در خود قرآن با به کار گیری واژه‌هایی چون، خلق، ابداع و فطر مطرح شده است؛ واژه‌هایی که نزدیک‌ترین معانی آن‌ها نفی ماده پیشین و بی‌سابقه بودن آفرینش الهی است. این دیدگاه مورد توجه و تأکید معصومان علیهم السلام هم واقع شده است. ایشان با تفکیک میان خلق من لا شیء و خلق لا من شیء، وجود ماده قبلی و نیز خلق از لا شیء را نفی نموده و بر آفرینش لا من شیء تأکید کرده‌اند و بدین سان شبهه‌ی ارتفاع نقیضین را هم از بین برده‌اند؛ چون نقیض من شیء من لا شیء نیست بلکه لا من شیء است.در کنار مکتب اهل بیت(ع) پاره‌ای دیگر از مکاتب کلامی نیز به این مسأله توجه کرده‌اند. اکثر اشعری‌ها قائل به حدوث زمانی عالم بودند و برخی از معتزلیان که از یک طرف با اندیشه دینی خلق از عدم مواجه بودند و از طرف دیگر با اندیشه فلسفی یونانیِ قدم عالم، برای جمع میان آن دو قائل به شیئیت برای عدم شدند. این نظریه اندیشه اصل نخستین فلاسفه پیش سقراطی را به یاد می‌آورد؛ گرچه معتزله بر خلاف فیلسوفانی چون آناکسیماندروس، اعتقاد به قدم عالم نداشتند و آن را حادث و مخلوق می‌دانستند. بنابراین، هرچند تأثیر منابع برون دینی در تلقیِ پاره‌ای از متکلمان معتزلی را نمی‌توان انکار کرد، نادیده گرفتن نصوص قرآنی و روایات نبوی و علوی اشتباهی بزرگ است.