جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
خداشناسی در آراء کلامی شیخ کلینی
نویسنده:
علاء تبریزیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پایان نامه در بردارنده اعتقادات شیخ محمد بن یعقوب کلینی پیرامون خدا شناسی می‌باشد و شیوه‌ای که در این أثر دنبال شده است شیوه تقطیع و تنظیم داده‌های حدیث أهل بیت: جهت دستیابی به تصویری کامل و فراگیر از معارف حدیثی موجود در کتاب کافی می‌باشد .این اثر تقریباً دربردارنده صدها فیش حدیثی مربوط به خدا شناسی می‌باشد که از أحادیث کتاب کافی گرفته شد است، و در واقع تبیین کننده آرای کلامی شیخ کلینی میباشد و این اعتقادات در چهار فصل أساسی مربوط به کلیات و شناخت خداوند و صفات خداوند و أفعال خداوند ارائه داده شده است.و مهمترین موضوعاتی که در این أثر تبیین شده است موضوعاتی از قبیل اهمیت خداشناسی و بیان راه‌کارها و شیوه‌های شناخت خداوند و تبیین صفات ذاتی، فعلی، خبری، ثبوتی، سلبی خداوند و بررسی نحوه صدور فعل از خداوند و بیان تعامل خداوند با اشیاء و تبین چهل و هشت فعل از افعال الهی و بررسی موضوع جبر و تفویض و نقش خداوند در أفعال انسان می‌باشد.
مبانی احکام اخلاقی از نظر ویتگنشتاین
نویسنده:
حیدر خادم شاهزاده احمدی استاد راهنما: محمدحسین مهدوی‌نژاد استاد مشاور: ناصر محمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحث درباره ماهیت عالم و زبان، دنیای‌تصویر و ویژگیهای آن و دیدگاه ‌منطقی از مباحث مطرح شده در مبانی‌معرفتی آثار ویتگنشتاین‌ است. در این ‌تحقیق ‌سعی شده با عنایت به این ‌مبانی و نظریه ‌تصویری زبان، مبانی ‌احکام و اخلاقی در دوره نخست حیات فلسفی او از چند منظر، وجودشناسی، معرفت‌شناسی، دلالت‌شناسی و زبان‌شناسی مورد بررسی قرار گیرد. در این دوره ویتگنشتاین به صراحت وجود ارزشهای‌اخلاقی را در جهان پیرامون‌ انکار می‌کند و صدق و کذب گزاره‌های‌اخلاقی را فرع بر معنا داری آنها می‌داند و مباحث متافیزیک‌ و اخلاق و... را فراتر از زبان و آنها را امری ‌رازوارانه‌ می‌داند.در دوره دوم حیات‌فلسفی او با استفاده از کتاب پژوهش‌ها و مقایسه آن با دوره اول و با عنایت به نظریه‌ابزاری زبان و توجه به کاربرد کلمات برای شناخت معنای آنها و با تأکید بر تنوع کاربرهای زبان و کثرت ‌بازی‌زبانی معتقد است که‌ بازیهای مختلف زبانی از صورت‌های‌زندگی گوناگون سرچشمه می‌گیرد و هر صورت زندگی‌ دارای زبان خاص خود است. دراین تلقی اخلاق و گفتار دینی هم یک‌بازی مستقل با زبانی واحد است، که در یک صورت‌زندگی بیان شده و قواعد و منطق خاص خود را دارد. با توصیفی ‌که از مبانی احکام اخلاقی‌ ویتگنشتاین به عمل آمد نگاه ناشناخت‌گرایی او را مطرح ساختیم. درست است که فلسفه اخلاق ویتگنشتاین‌ ناشناخت‌گرایانه است ولی‌ باید اشاره کرد که از نوعی اقناع و حجیت ‌اخلاقی برخوردار است و همواره می‌توان انتظار پیامدهایی چون دعوت اخلاقی، توافق اخلاقی، عقلانیت‌ اخلاقی و از همه مهمتر سازواری ‌اخلاقی را داشت.
تبیین و نقد آراء یوسف دره حداد در شبهه نصرانیت دعوت پیامبر(ص)
نویسنده:
رحیمه کنعانی چافی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یوسف دره حداد ، کشیش و مستشرق لبنانی آثار زیادی در زمینه قرآن، اندیشه های اسلامی و ارتباط آنها با مسیحیت، نگاشته است. وی قرآن را برگرفته از نصرانیت می داند و مبنای اندیشه او بر پایه «دیدگاه اقتباس» است که دیگر مستشرقان نیز بدان پرداخته اند. هدف پژوهش حاضر تبیین و نقد آراء حداد در شبهه نصرانیت دعوت پیامبر(ص) می باشد. این پژوهش با روش تحلیل اسنادی انجام شده و روش تحلیل داده هاکیفی است. جامعه تحقیق متنی و شاملفصل چهارم کتاب «القرآن دعوه النصرانیه» می باشد که به صورت هدفمند و در راستای سوالات تحقیق انجام گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اندیشه جمع شریعت موسی(ع)و عیسی(ع) در قرآن و تبلیغ قرآن برای نصرانیتی که معتقد به جمع این دو شریعت است، مقدمات حداد برای فهم متشابهات قرآن را تشکیل می دهد. نتیجه این نگاه آن است که حداد برخی آیات مکی قرآن را سندی بر پیوستن حضرت محمد(ص) به نصاری و همراهی نصاری در دعوت قرآنی با ایشان می داند. همچنین وی بابه استناد برخی آیات مدنی ادعا می کند که پیامبر(ص) و دعوت او نصرانی بوده و نصاری نیزبه همراه او به این اسلام نصرانی ایمان آورده اند. آنچه که موجب شده حداد قائل به نصرانیت دعوت پیامبر(ص) شود، تفسیر به رأی، تأویل نا به جای آیات، بی توجهی به آیات مکمل بحث، نگاه خلاف قرآن به وحی و ادعای خلاف تاریخ در همراهی وسیع نصاری با دعوت قرآنی است.
نقد و بررسی برخی شبهات یوسف دره حداد در خصوص اعجاز قرآن کریم با تاکید بر کتاب "نظم القرآن و الکتاب، معجزه القرآن"
نویسنده:
علیرضا حیدری؛ استاد راهنما: محمدعلی رضایی اصفهانی استاد راهنما: محمدرضا ضمیری استاد مشاور: محمدحسن زمانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع این رساله نقد برخی شبهاتی است که «یوسف دره حداد»درکتاب«نظم القرآن والکتاب،معجزة القرآن»درانکاراعجازقرآن مطرح کرده است واز روش توصیفی، تحلیلی وانتقادی بهره گرفته ایم.باعنایت به این که قداست قرآن واثبات نبوت پیامبراعظم(ص)منوطبه وحیانی ومعجزه دانستن این کلام الهی است برخی دشمنان قرآن بویژه مستشرقان باعلم به این مطلب،برای رسیدن به اهداف خود، باپیش فرض «غیر وحیانی وغیرالهی بودن» قرآن واردبحث شده اند.وبخش وسیعی ازتحقیقات خودرا درجهت اثبات این مدعا متمرکزنموده وسعی کرده اند باطرح شبهاتی درجهت زیرسوال بردن معجزه جاوید پیامبراکرم(ص)، نبوت آن حضرت را منکرشوند تادرنتیجه دین اسلام اعتبارخود را ازدست دهد.دره حداد نیزیکی ازاین مستشرقان است.ازجمله اهّم مبانی وی این است که پیامبراکرم(ص)مصلح اجتماعی ونابغه عصرخود بوده وقرآن کریم محصول اندیشه بشری آن حضرت است که درتعامل با محیط وفرهنگ زمانه،بابهره گیری ازکتب مقدس «تورات وانجیل» شکل گرفته است. وی سعی می کند با استناد به آیاتی ازقرآن که دلالت برتصدیق وتفصیل تورات وانجیل دارد وهمچنین شباهت دربسیاری ازاخباروقصص قرآن وعهدین مدعای خود را اثبات نماید.حال آن که اشتراک ادیان الهی درکلیاتی همچون توحید،نبوت،معاد،عبادت،عقلانیّت واخلاق ازیک سو، نشانه ی پایه ونسخ ناپذیربودن این معارف است وازسوی دیگر،نشانه آن است که همه ادیان الهی منشاء واحدوخاستگاه الهی دارند.لذاانکاراخبارغیبی«قصص قرآن» واقتباس ازعهدین باتوجّه به تفاوت آنهادرمحتوا،اهداف و واقع گرایی قصص قرآنی نقض می شود.مبنای وی درخصوص تحریف آیات قرآن «نقیصه،زیادت»نیزباتوجه به اجماع مسلمین درانکارهرگونه تحریف درآیات قرآن، رد می شود.ادعای انکاراعجازادبی قرآن باتاکید وی به غیروحیانی بودن الفاظ قرآن وغیرقابل فهم بودن آیات،نیزمنطقی نیست؛ زیرا قرآن کتابی است که درهمه جوانب« لفظ ومعنا» وحیانی بوده وبرای همگان قابلفهم می باشد.ازاین رومدعیّات وی درانکاراعجازقرآن براساس تفسیرهای نادرست بوده ومبتنی برهیچ دلیل ومنطقی نیست.
پژوهشی تطبیقی درباره دیدگاه‌های نواندیشان معاصر پیرامون وحی و تجربه نبوی (عبدالکریم سروش و نصر حامد ابوزید)
نویسنده:
فائزه طلوع برکاتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قرآن کریم به عنوان کلام الهی، همواره منبع اصلی معرفت دینی مسلمانان و مورد اهمیت و توجه آنان بوده است. اندیشمندان مسلمان، هرکدام از منظری خاص به این متن الهی نگریسته و به تحلیل ماهیت آن، به عنوان وحی پرداخته اند. دکتر عبدالکریم سروش و دکتر نصر حامد ابوزید نیز از جمله اندیشمندانی هستند که در دوره های اخیر، در پی حل مشکل رکود تمدن اسلامی، نظریه تجربه دینی بودن وحی را ارائه کرده اند.از آنجا که نظریه های کلامی عمدتا ریشه در مبانی فلسفی پیشین دارند؛ برای نقد روشمند آن ها باید ریشه های آنان را کاوید، لذا پژوهش حاضر به توصیف نظریه این دو اندیشمند درباره سرشت وحی، و سپس به کندوکاو در ریشه های فلسفی این نظریات پرداخته است و در نهایت نشان می دهد که نظریه هر دو اندیشمند وامدار رویکرد هرمنوتیک فلسفی گادامر است؛ علاوه بر آنکه سروش از نگاه سوبژکتیویستی کانت و پوپر و نظریه زبانی ویتگنشتاین، و ابوزید از نظرات زبان شناسی و معناشناسی جدید و نظریه گفتمان فوکویی نیز بهره برده است.
روش شناسی تفسیر الکاشف
نویسنده:
محمد محمدی نسب
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهتفسیر الکاشف تألیف محمدجواد مغنیه از علمای لبنان در قرن معاصر است که مفسر سعی دارد قرآن را بر اساس نیازهای جامعه و نسل جوان تفسیر نماید. ویژگی این تفسیر گرایش تربیتی و هدایتی آن است. مرحوم مغنیه با مبنا قرار دادن الهی بودن متن قرآن، توجه به قرائت صحیح، حجت بودنظواهر و پذیرش قواعدی چون توجه به سیاق آیات، نسخ برخی آیات و ارجاع متشابهات به محکمات، به تفسیرقرآن پرداخته است .مرحوم مغنیه در موارد بسیاری از تفسیر خود از روش تفسیر قرآن به قرآن استفاده کرده است و همه قرآن را در حکم کلام واحد می داند که برای پی بردن به مفهوم و مراد واقعی در هر آیه باید به آیات مشابه آن مراجعه کرد.ایشان، همچنین، رجوع به کلام اهل بیت? را قبل از هر چیز در تفسیر لازم می داند.مغنیه از روش عقلی نیز در تفسیر آیات استفاده نمودهاست.مهمترین گرایش این تفسیر، گرایش اجتماعی است که مولف سعی در حل مشکلات عصر خود و جستجوی پاسخ آنها از لابلای آیات قرآن دارد. البته گرایشهای دیگری مانند گرایش ادبی، کلامی، علمی و تقریبی نیز در این تفسیر وجود دارد .درباره گرایش علمی، علامه مغنیه(ره) معتقد است قرآن کتاب هدایت و سعادت بشر است و هر آنچه دراین باره لازم بوده، در قرآن آمده است. اما قرآن کتاب علمی نیست و تلاش برای ایجاد ملائمت بین قرآن و علم جدید صحیح نمی باشد، البته کمک گرفتن از حقائق علمی برای فهم بعضی آیات اشکال ندارد.این تفسیر از تفاسیر ترتیبی و منظم است و روش مفسر این است که در آغاز، واژه های مشکل را معنا می کند و سپس اعراب و نکات ادبی را بیان می کند. پس از آن با کمک آیات دیگر و احادیث اهل بیت ? به معنا و پیام آیات می پردازد. بحثهای تاریخ یا اعتقادی یا اخلاقی را پیرامون آیات مطرح می نماید. ایشان اعتقادی به تناسب آیات و سور و پیوند آنها به دلیل نزول تدریجی آیات، ندارد. جناب مغنیه در مورد نقل اسباب نزول و حوادث تاریخی بسیار محتاطانه عمل می نماید و تنها به نقل موارد یقینی و قطعی اکتفا می کند.
راهکارهای قرآن برای تحقق سبک تربیتی مبتنی بر تکریم شخصیت
نویسنده:
سمیه کرمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از‌جمله سبک‌های تربیتی قرآن، سبک تربیتی مبتنی بر تکریم شخصیت است. با راهکارهای قرآنی این سبک تربیتی تحقق می‌پذیرد. سعادت انسان در گرو تربیت قرآنی است. انبیا هدف خود را تعلیم و تزکیه معیّن کرده‌اند. یکی از شیوه‏های مهم تربیت و هدایت «شخصیت دادن» به افراد است چنان‌که تحقیر و کوچک‌شمردن انسان زمینه دنیاپرستی و گرایش به امور پست و یکی از عوامل مهم انحراف اوست. هرکس از افراد ملاک منش و شخصیت ایده‌آل خویش را در چیزی به اشتباه یا به واقعیت می‌جوید، بعضی‌ها داشتن ثروت، شوکت، مقام و لباس و... را ملاک تکریم‌شخصیت خود می‌دانند؛ اما قرآن تکریم شخصیت فرد را به تقوا، پرهیزگاری، پاکدامنی و دانش می‌داند. تکریم شخصیت از مباحث مهم در حوزه انسان‌شناسی است؛ در علوم مختلف مانند: فلسفه، عرفان، کلام، فقه و... مورد بحث است. تکریم شخصیت با عنوان کرامت انسان درمنابع دینی وجود دارد. در کتاب‌های دیگر هم، به عنوان یکی از روش‌های تربیتی مورد بحث است. جایگاه تکریم شخصیت در رویکرد قرآنی، رفیع‌ترین جایگاه است. منابع استفاده شده در پایان‌نامه، کتابهای تربیتی مرتبط با موضوع تحقیق وکتابهای تفسیری، کتابهای فهرست موضوعی تفاسیر و فرهنگها، منابع الکترونیکی و... است. روش تحقیق، روش توصیف و تحلیل محتوا است. از ابتکارهای تحقیق، جدید بودن موضوع و ساختار آن است. تحقیق شامل پنج فصل است. در فصل اول عنوان تحقیق، سوالات و مباحث مربوط به آن تفهیم شده است. در فصل دوم عواملی که باعث حقارت شخصیت فرد می‌شود، تحت عنوان آسیب‌شناسی آمده است. فصل سوم مربوط به تکریم‌هایی است که به خاطر انسان بودن فرد صورت می‌گیرد. فصل چهارم عهده‌دار تکریم‌هایی است که به فرد مومن به خاطر ایمانش به او از جانب خداوند اعطا می‌شود. در فصل پنجم برخی افراد تکریم شده معرفی ‌گردیدند و این خود یک راهکار ملموس برای ترویج و تحقق این نوع از سبک تربیتی است. ست.
بررسی جلوه های زیبایی شناختی صحیفه سجادیه
نویسنده:
حسن خلف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش با این پیش‌فرض که متون دینی از سازوکارهای متون ادبی برای اثرگذاری بر دل و جان مخاطب بهره می‌گیرند، به توصیف و تحلیل مؤلفه‌های زیبایی‌شناختی صحیفه سجادیه می‌پردازد. از میان عناصر متعددی که ناقدان به واسطة آن‌ها به نقد و بررسی آثار هنری می‌پردازند، سه عنصر تصویرپردازی، موسیقی و آشنایی‌زدایی را برگزیدیم و با ذکر شواهد متعدد از هر یک از این مؤلفه‌ها در صحیفه سجادیه به نقد و بررسی این اثر پرداختیم و به این نتیجه رسیدیم که امام سجاد () هنگامی‌که در صدد انتقال مفاهیم دینی و انتزاعی هستند، به جهت ملموس و محسوس نشان دادن این مفاهیم برای خواننده، آن‌ها را در قالب تصاویر هنری همچون تشبیه، استعاره، کنایه، تمثیل، کنایه و... ارائه می‌دهند. گاهی نیز انتقال معنای کلام را از طریق موسیقی کلام به انجام می‌رسانند. به عبارت دیگر، به کارگیری عناصر موسیقایی کلام همچون تکرار حروف و کلمات، سجع، جناس، ردّ العجز علی الصدر و... در صحیفه سجادیه، الهام‌گر معنای کلام است و همان چیزی را که خواننده با خواندن متن می‌یابد، موسیقی ناشی از این فنون به او القا می‌کند.آشنایی‌زدایی یکی دیگر از شگردهایی است که امام سجاد () در صحیفه سجادیه به کار گرفته و از این رهگذر، هم به زیبایی کلام خود پرداخته و هم لذت درک ادبی و تأمل مخاطب را فزونی بخشیده است. مهمترین جلوه‌های آشنایی‌زدایی که در صحیفه مورد بررسی قرار دادیم، عبارتند از: آشنایی‌زدایی ترکیبی، آشنایی‌زدایی واژگانی و آشنایی‌زدایی معنایی. در مبحث آشنایی‌زدایی ترکیبی به مواردی همچون، تضمین نحوی، تقدیم و تأخیر، حذف و اضافه، التفات و... پرداختیم و دریافتیم که این فنون نقش زیادی در تقویت معنا و اعطای معنای جدید به کلام دارد. و با بررسی آشنایی‌زدایی واژگانی به واژگانی که از معنای اصلی خود عدول کرده‌اند پرداختیم. و در آشنایی‌زدایی معنایی به بررسی راه‌کارهایی که سبب ناآشنا نمودن معنای کلام برای خواننده می‌شود، پرداختیم.این راه‌کارها ‌عبارتند از: تشبیه، مجاز و استعاره، کنایه، پارادوکس و مشاکله.
ترجمه و نقد کتاب «الادب و الاسطوره»
نویسنده:
حسین سادات
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , ترجمه اثر , نقد کتاب
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش با ترجمه ی کتاب«الادب و الاسطوره» در صدد است به معرفی موضوع اسطوره و رابطه ی آن با ادبیات بپردازد. رویکرد اصلی ما در ترجمه ی کتاب رویکردی ارتباطی و معنایی بوده است با این حال سعی گردیده است به متن اصلی وفادار بماند. و با توجّه به متن اصلی آن،در پنج بخش نوشته شده است: در بخش اوّل تکیه کلام بر روی زاویه ی تئوری اسطوره است و به تعریف های اسطوره از دیدگاه های مختلف دانشمندان نوگرای غربی پرداخته شده است، در این بخش دو رویکرد در مورد اسطوره بیان می شود:یکی این که اسطوره با وجود منشعب شدن نمادهای گوناگون از آن،خود یک نماد ثابت است.دوّم این که اسطوره یک نماد پویا و مترقّی است که محدود به فرهنگ یا زبان یا قوم خاصّی نیست.چهار بخش دیگر این پژوهش،تکیه بر رویکرد دوم در بخش اوّل دارد و آن،نگاه به اسطوره از زاویه ی جدید و پیشرفته است.در این چهار بخش، نویسنده ضمن بیان دیدگاه های مدرنیسم در مورد اسطوره،به بیان و توضیح برخی از آثار و نوشته های دانشمندان نوگرای غربی و عربی پرداخته و دیدگاه های آنان را با ذکر شواهدی با هم مقایسه نموده است. نویسنده در یکی از این بخش ها به بیان دیدگاه شاعر اسطوره ساز و مدرن عرب، محمود درویش پرداخته است. علاوه بر این، نویسنده در اشاره به نمادهای کهن چشم پوشی نکرده و به مقایسه ی نمادهای انسانی و طبیعت پرداخته است و با بیان آثاری در این زمینه،به تحلیل آن پرداخته است.
تحلیل و بررسی مبادی اجتهاد با تأکید بر دیدگاه فقهاء معاصر
نویسنده:
وحید هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اجتهاد از دیر باز دارای اهمیت فراوانی در حوزه احکام اسلام بوده است، زیرا اجتهاد به عنوان یکی از مهمترین راه کار های استخراج نظریات عملی اسلام در حوزه احکام و حقوق شرعی است. بررسی مبادی و مقدمات اجتهاد نیز به واسطه تاثّر مقدمه از ذی المقدمه دارای اهمیت فراوانی است، تا جایی که در عصر جدید بررسی مبادی علوم، خود به شکل علمی مستقل درآمده است. لغویون و اصولیون در معنای لغوی و اصطلاحی اجتهاد اختلاف نظر هایی دارند. به طور کلی اجتهاد به معنای سعی و تلاش برای تحصیل حجت شرعی است. از آنجایی که شناخت تکلیف شرعی و وظیفه عملی دارای ارزش و اهمیت به سزایی است، لذا اجتهاد نیز دارای اهمیت قابل توجهی است. از طرفی اجتهاد دارای مبادی و مقدماتی است که علوم دیگری متکفل بحث از آن ها و برررسی آن ها می‌باشند، اما بر فقیه لازم است پیش از ورود به مباحث اجتهادی آنها را فراگیرد. مبادی در اصطلاح در دو معنای عام و خاص به کار می‌رود. در معنای عام هر گونه مطالبی که قبل از ورود به یک علم نیاز به طرح و بررسی داشته باشد، مانند رؤوس ثمانیه و غیر آن را شامل می شود و در معنای خاص برخی از علوم مقدماتی برای ورود به علم هستند. از طرفی دیگر مبادی در دو حوزه مبادی تصوری و تصدیقی قابل بررسی است. مبادی یا مقدمات علمی اجتهاد، به سلسله دانش هایی گفته می‌شود که فراگیری آنها، برای مجتهد، جهت استنباط احکام لازم است. همانطور که از فقهاء تایید کرده اند؛ اجتهاد در عصر ائمه معصومین (ع) متوقف بر مقدمات علمیه نبوده است و اجتهاد در استفاده و کسب کلام معصوم خلاصه می‌شده و نهایتا برخی از قواعد عرفی مانند حمل مطلق بر مقید، ظاهر بر اظهر و غیره مورد نیاز واقع می‌شد اما اجتهاد در عصر غیبت و پس از آن به شناخت علومی برای استنباط حکم شرعی متوقف است؛ و این علوم مقدمات اجتهاد نامیده می‌شود. برخی از مبادی اجتهاد عبارتند از: علوم عقلی همچون فلسفه و منطق و کلام و اصول فقه، علوم نقلی همچون احادیثو تفسیر قرآن ، علوم ادبی همچون صرف، نحو، معانی و بیان. این نوشتار به بحث و بررسی مبادی اجتهاد و حیطه نیاز به آن ها در اجتهاد می‌پردازد. از یک منظر کلی علوم با یکدیگر رابطه دارند و لذا نمی توانند به صورت کاملا مستقل رشد و پیشرفت چشمگیری داشته باشند. اما گاهی برخی از علوم با یکدیگر تمایز موضوعی کلی داشته و در یکدیگر تاثیر ندارند. یکی از مهترین نمونه ها تمایز فقه و فلسفه است زیرا فقه به امور تشریعی و فلسفه به امور تکوینی می پردازد. علوم دیگری مانند منطق و کلام و اصول فقه و نیز تفسیر قرآن و علوم حدیثی و علوم ادبی از جمله علومی هستند که تاثیر آن ها در اجتهاد غیر قابل انکار است. در این نوشتار به ذکر مبانی و مثال هایی از تاثیرات این علوم در حوزه های مختلف در اجتهاد پرداخته شده است.