جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
The Mystics of Islam
عنوان :
نویسنده:
Reynold A Nicholson
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
کلمات طاهر: شرح استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی بر کلمات قصار باباطاهر عریان
نویسنده:
تهیه و تنظیم: پویان پروین‌اردبیلی، امیر اسماعیلی، حسین کریم‌آبادی؛ ویراستار: محمدعلی توکلی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , شرح اثر , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
تهران - ایران: نورسخن,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
موسوعة مصطلحات التصوف الاسلامی
نویسنده:
رفيق العجم
نوع منبع :
مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بيروت: مكتبة لبنان ناشرون,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
تتوجه هذه الموسوعة الموسومة بعنوان "موسوعة مصطلحات التصوف الإسلامي" مع مثيلاتها في "سلسلة موسوعات المصطلحات العربية والإسلامية" نحو سبر معظم المصطلحات والألفاظ وجمعها، أو على الأقل إعطاء نماذج مصطلحية تغطي الجزء الأعظم من مصطلحات المتصوفة. وانصب الجهد على أن يكون هذا العمل جمّاعاً يغطي أوسع قطاع من أقطاب التصوف، وعلى امتدد فترة زمنية طويلة. ولعل هذا العلم سيسهم في تنظيم ثروة مصطلحية من الموروث الثقافي، ويشرّع الأبواب والمجالات أمام السالك والباحث والمحلل للاطلاع على عمل إبداعي فذّ وفكر حالم واسع الخيال، وتجربة متميزة، وفلسفة خاصة، ونظرة إلى الإنسان والله والعالم واللغة، قام بها أولياء وعلماء وأقطاب وأصحاب طرق سمّوا بالمتصوفة، وبضعهم أقرب إلى المتفلسفة والحكماء المشرقيين. وهذا العمل المعجمي المعدّ في هذه الموسوعة اعتمد على الأرجح أسهل الطرق وأيسرها، مما يسمح للقارئ أن يتناول مفاهيم التصوف ومصطلحاته بسرعة ودقة ليؤوّل ويمتد فكره في فضاء واسع من فضاءات التراث. ومما لا شك فيه أن هذه الثروة المصطلحية قد أغنت جوانب عدّة في دلالات الألفاظ ووسعت المدلولات وخصّبتها وحمّلت الألفاظ ومعاني جديدة ومبتكرة. وتعمد مصطلحات التصوف إلى تزويد حياتنا اليومية بزاد مصطلحي أخلاقي وقيمي، ولا سيما أن الأخلاق تخدم المجتمعات كافة على الرغم من الفروق الزمنية والحضارية فيما بين حقب المجتمع الواحد، إذ الأخلاق كما يرى علماء الاجتماع أبطأ ما يكون في التغيّر والتحول. ولا عجب في ذلك فقد امتدت هذه المصطلحات وأينعت على مدى فترة طويلة خصبة بدءاً برابعة العدوية وصولاً لبعض ألفاظ أولياء الفرق الكبرى كالأحمدية والقادرية والنقشبندية وغيرها. وتمّ الاكتفاء في هذا المعجم من هؤلاء المتأخرين بالذين كتبوا تعريفات واصطلاحات واتّبعوا هذه الفرق، لأن الهدف جمع المصطلحات فقط. ولا غرابة من القول بعد انتقاء هذه المصطلحات أن هذه الألفاظ والتعريفات عبّرت تعبيراً واسعاً عن تلك التبديات والمعارف والإشراقات والإلهامات الخصبة الغنية من تلك التي تمظهرت في وجدان أولياء الصوفية وعلماء الطريق والسلوك. وهي في تعبيرها أغنت اللغة والفكر، على الرغم من خروجها عن المألوف. ومن ثم جاءت الكثير من شروح أولياء التصوف تحت المصطلح الواحد متشابهة متقاربة، مع إضافة عبارة دقيقة أو لفظة رقيقة. فعمد واضع هذا المعجم إلى ترك ذلك ليتمكن الباحث من تبين كل ذلك، والتعرف على الخلفيات والأبعاد الوجدانية والمعرفية التي حكمت ونطقت واستلهمت. لقد جهز هذا العمل وفرة خصبة من المضامين والتعريفات الصوفية والآراء والتبديات، وتمّ ترتيب المصطلحات تبعاً لمنهجية التعريف بكل مصطلح وإيراد مضمونه وفقاً لقائله ونقلاً حرفياً عنه، من غير مسّ أو تحوير في كلام الصوفي والعارف. وهذا العمل يساعد الباحث على تناول المادة التصوفية بشكل ميسر، بعيداً عن الجهد في التفتيش والتقميش والمرجعة، تهيئة للدراسة اللغوية أو التحليلية. ويضاف إلى ذلك أن جمع المصطلح هذا يعني إمتلاك مخزون كبير من المعلومات المنظمة تسوّغ المصطلح بأفكاره وآفاقه للدخول في عملية الترجمة السليمة، وهي أمل المستقبل وجسر عبور اللغة العربية نحو المعاصرة، باعتماد التجوّز والمقايسة والتفعيل بين مخزون الدلالة القائمة، والدلالة الحادثة الوافرة. ولا ضرورة من التكرار بأن المصطلح الصوفي قد أغنى اللسان العربي في ميدان الشعور والفلسفة والأخلاق والدين ولغة الوجدان والشعر. أما بالنسبة لتنظيم المصطلحات الصوفية فقد تمّ اختيار المصطلحات الصوفية ذات التعريفات الحاملة لأبعاد وجدانية والتي تحمل آراء وصوراً وتبديات، تنم عن العمليات الفكرية التي تحصلت بعقل وقلب المتصوفة، وهي بنفس الوقت تغني العربية وترفدها برافد مهم. واستبعدت الشروح والألفاظ المتعلقة بالتداخلات الفقهية والمجادلات الكلامية أو الردود بين طرق التصوف، بالإضافة إلى ذلك حصر التعريف بالمفاهيم الأساسية لجعله مستقلاً بيناً، وحذف التطويل والاستطراد والاعتراض. كذلك الأمر في التعريفات الطويلة ذات الشرح المستفيض والمحتوية على عدة أفكار كما استوفي كل مصطلح تفريعاته من التي اعتمدها المتصوفة، إذ أدرج المصطلح الرئيسي ثم أدرجت الفروع عليه. أما بالنسبة لنظم المصطلحات وترتيبها فقد تمّ ترتيب المصطلحات بحسب لفظها وكما هو رسمها، جاءت المصطلحات أو ما سمي رؤوس الموضوعات نكرة مراعاة لنظام الحاسوب الآلي وتسهيلاً عليه. وأرفق كل شرح وتعريف للمصطلح بإشارة إلى اسم العالم أو الولي الصوفي، المؤلف، واسم الكتاب مرمزين. وكان الحرص أن تأتي معظم المصطلحات أسماء وليس أفعالاً، باستثناء البعض، كما تم اختيار مسند للمصطلحات في الأجنبية ثم اختياره من بين المصطلحات، لأن الكثير منها له المعنى العربي الإسلامي أو التخيّلي في نفسية المتصوف، مما يستحيل إيجاد المقابل له في الأجنبية لاختلاف بين اللغة والذهنيات.
بررسی اندیشه‌های عرفانی محوی و جنبه‌های تأثیرپذیری آن از عطار نیشابوری
نویسنده:
محمد محمدی تلوار
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ملا محمد محوی یکی از شاعران و عارفان توانای پارسی‌گوی کُرد در نیمه‌ی دوم قرن سیزدهم و اوایل قرن چهارده هـ. ق است که دیوان اشعار او سرشار از اندیشه‌های عرفانی والایی همچون حال و مقامات عرفانی، فنا و بقای الهی، ترک هستی موهوم مجازی، وحدت وجود، اندیشه‌های حلّاج و ... است.محوی، شاعر بزرگ کُرد، از اندیشه‌های عرفانی عطار نیشابوری متأثر بوده است و در باب مضامین و اندیشه‌های عرفانی و صوفیانه از جهات بسیاری اشتراک داشته است. محوی برای بیان قدرت عشق و گذر کردن از مرحله‌ی تصوُّف عابدانه و روی آوردن به عرفان عاشقانه از داستان شیخ صنعان در منطق‌الطیر و دیوان عطار کمک می‌گیرد. به علاوه وی در زمینه‌ی مضامین عارفانه‌ی دیگری همچون فنا و بقای الهی، مجاهده با نفس، عشق محوری، شریعت مداری، احتراز از دنیا، رهایی از عقل مصلحت بین، نقد زهّاد ریاکار و زهدگرایی خشک، عزلت از خلق و ... با عطار نیشابوری دارای اشتراکات و شباهت‌های قابل توجّهی است و در این پژوهش سعی شده است که با روش ادبیات تطبیقی، شباهت‌ها و اشتراکات عرفانی محوی و عطار بیان شود.
بررسی تفاوت منش درویش و صوفی در اندیشه‌ی حافظ
نویسنده:
رسول بستام
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
درویش و صوفی در متون گوناگون عرفانی تعریف خود را دارند و تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، اما حافظ نگاهش با همه متفاوت است و با بررسی‌های صورت گرفته روشن شده است که در دیوان حافظ مرز دقیق و ظریفی میان این دو وجود دارد و درویش با توجه به مصادیقش مورد احترام است و صوفی هم با توجه به چهره‌ای که حافظ از آن ترسیم می‌کند مورد نکوهش است. پس از مطالعه و کاوش در منابع و خود دیوان حافظ‌ این گونه برداشت می‌شود که حافظ با اسم صوفی و درویش مخالفت یا موافقتی ندارد؛ بلکه به اعمال و رفتار آنها، دید انتقادی دارد و به همین سبب درویش را تأیید می‌کند و صوفی و زاهد را به دلیل ریاکاری آنها مورد نکوهش قرار می‌دهد. در پایان مقایسه‌ای میان ابیاتی از دیوان شعر سلمان ساوجی، خواجوی کرمانی و حافظ، صورت گرفت که حاصل آن پی بردن به این موضوع بود که زبان حافظ نسبت به دو شاعر دیگر پیچیده‌تر و چند وجهی است. هدف پژوهش، نشان دادن تفاوت‌هایی است که حافظ با به کار گیری فنون ادبی مختلف و زبانی طنز‌آمیز، ایجاد کرده است.
بررسی تطبیقی اندیشه‌ی عرفانی عطار در منطق‌الطیر و مایستر اکهارت
نویسنده:
لیلا امینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عطار نیشابوری و مایستر اکهارت هر دو عارف‌اند و یکی از مشخصه‌های عارفان ترک دنیا به شوق دیدار حق است؛ و عبادت آنان، تنها به خاطر این است که خداوند شایسته‌ی عبادت است؛ برخلاف زاهدان که ترک تعلق آنان برای رسیدن به نعمت‌های بهشتی است. عطار ریاضت را راهی موثر برای مبارزه با تمایلات نفسانی می‌داند؛ در‌حالی که اکهارت آن را تنها راه رسیدن به سعادت نمی‌داند. دعا در اندیشه عارفان وحدت‌وجودی همچون اکهارت جایگاهی ندارد؛ زیرا آنها فاصله‌ای بین خود و خدا نمی بینند؛ امّا عطار برخلاف اعتقاد به وحدت وجود دعا می‌کند؛ زیرا در مقام توبه است و عارف واصل نمی باشد. همچنین در منطق‌الطیر دعای عارفان برآورده نمی‌شود و نظر لطف بیشتر شامل حال گناه‌کاران می باشد. عطار چهار گروه را پیوسته مبتلا به رنج از جانب خدا می داند، در حالی که اکهارت تمام بشریت را به دلیل پسر خدا بودنشان گرفتار این رنج‌ها می داند. این دو عارف علل اصلی مبتلا شدن دوستان حق به رنج و بلا را امتحان الهی، داشتن فواید رنج می‌دانند و عطار هر‌گونه تعلق به ماسوای حق را برابر بانازل شدن عذاب الهی می‌داند. عطار و اکهارت در زمینه‌ی وحدت وجود عقیده‌ای نزدیک به هم دارند و شناخت حق را تنها با شناخن نفس میسر دانسته و در واقع منطق‌الطیر سیر سالکان در خویش است که در نهایت به شناخت خدا می‌انجامد. در نظر این دو تنها خدا دارای هستی می‌دانند زیرا مخلوقات وجودی عاریتی دارند.
بررسی و تحلیل رابطه‌ی عرفای مسلمان و یهودی و مسیحی براساس متون برجسته‌ی منثور عرفانی
نویسنده:
صدیقه حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
داد و ستد فرهنگی و فکری میان اقوام و حتی صاحبان مکاتب فکری، از دیرباز تاکنون مورد توجه بوده است. در تقاطع این مواجهه‌ی فرهنگی، تضارب آرا و عقاید عرفانی شرق و غرب محملی است که با وجود اشارات بسیار محققان، نیاز به بازنگری و واکاوی دارد.این پژوهش به شیوه‌ی توصیفی-تحلیلی بر آن است که با تکیه بر متون برجسته‌ی منثور عرفانی و با بررسی روایات مربوط به گفتگو و مصاحبت عرفای مسلمان و دو آیین یهودی و مسیحی، کیفیت تأثیر و تأثر پیروان این مشارب عرفانی را بررسی و تحلیل کند. از نتایج این پژوهش می‌توان به میزان و گستره‌ی تأثیرگذاری عرفای اسلامی بر عرفای مسیحی اشاره کرد. غنای اندیشگانی و آموزه‌ای عرفان اسلامی به عنوان کلان روایت فرهنگی، عامل اصلی توجه عرفای غیر مسلمان به آن‌ها برای نشاندن عطش‌های ناشی از ضعف‌های معنوی و معرفتی خویش است؛ اگرچه تأثر عرفای مسلمان از عرفای یهودی و مسیحی در ایجاد برخی استحسانات مکتب صوفیه چون خرقه‌پوشی، برخی از اشکال ریاضت‌کشی و ... از گرایش عرفای مسلمان به ظواهر مکاتب عرفانی پرده برمی‌دارد.
درآمدی برکرامات عارفان و ویژگی‌های ساختاری آن براساس اسرارالتوحید و تذکره‌‌الاولیاء
نویسنده:
نغمه دادور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
"کرامت" در میان صوفیّه از مفاهیم کلیدی است که از همان ابتدا مورد بحث و مناقشۀ بسیار قرار گرفته است. این واژه در اصطلاح به معنای کارهای خارق‌العاده‌ای است که از اولیاء و مشایخِ عرفان سرمی‌زند و خالی از دعوی نبوّت است. در این پایان‌نامه نخست براساس شباهت‌های ساختاری قصّه‌های عامیانه و آنچه در متون صوفیّه به عنوان کرامت می‌شناسیم، تعریفی واحد از آنها زیر عنوانِ "قصّه‌های کرامت" ارائه شده‌است. سپس در دو متن اسرارالتوحید و تذکره‌‌الاولیاء، به تجزیۀ ساختاری این قصّه‌ها پرداخته و آنها را از لحاظِ زمان، مکان، زاویۀ دید، پیشۀ اشخاص قصّه، شخصیّت‌پردازی، پایان‌بندی، عملکردهای اشخاص قصّه و ... مورد بررسی قرار داده‌ایم تا بتوانیم به نتایجی کلّی در آنها دست یابیم.در فصل‌های بعد به تحقیق در محتوای "کرامت" پرداخته و ضمن بازگشایی شباهات و تفاوت‌های آن با مفاهیمی چون سحر و اعجاز و ارهاص، نظریّات موافق و مخالف را دربارۀ آن طرح کرده‌ایم. پس از آن نیز در فصل ششم، نزدیکی‌های برخی اقسام آن را با خرافات نشان داده‌ایم. در پایان هم ضمن درج فهرستی از خلاصۀ این قصّه‌ها در دو اثر مورد بررسی، جداول و نمودارهای حاصل از تجزیۀ ساختاری این قصّه‌ها ارائه شده‌است.
بررسی و تحلیل رمزهای صبا، آهو و نافه در ادبیات عرفانی با تأکید بر شعر عطار، مولوی و حافظ
نویسنده:
نسرین موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در یک نگرش عمیق و ژرف‌بینانه به ادبیات فارسی، به‌ویژه ادبیات عرفانی به‌نظر می‌رسد: رمز و رمزگرایی یکی از ویژگی‌ها و مختصات سبکی متون عرفانی ادب فارسی است و رمز یکی از عناصر و سازکارهای مهم القای معانی در ادبیات عرفانی به‌شمار می‌رود. شعرای عارف برای پنهان نگه داشتن اسرار و معانی بلند عرفانی از بیگانگان به عالم عرفان، سعی کرده‌اند مفاهیم ذهنی و تجارب درونی خود را در قالب رمز به راز آشنایان عرصه عرفان ارائه نمایند و معانی بسیار عمیق و ارزشمند را در قالب آن پنهان نمایند؛ چنان‌که شعرای عارف برجسته‌ی عرصه ادب فارسی یعنی عطار، مولوی و حافظ نیز سعی کرده‌اند با بهره‌گیری از رمز معانی بسیار ارزشمند اسلامی و دینی را به مشتاقان معرفت دینی و تشنگان عرفان اسلامی عرضه نمایند و جام دل آنان را با شراب معرفت لبریز کنند. روش این پژوهش ، توصیفی ـ تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای ـ اسنادی است و کل پژوهش مشتمل بر پنج فصل است. عمده‌ترین نتایج آن به این شرح می‌باشد: ژرف ساخت فکری ـ معرفتی رمزهای صبا، نافه و آهو در شعر عطار، مولوی و حافظ در پیوند با قرآن کریم به‌ویژه داستان حضرت سلیمان با بلقیس است و به‌عبارتی زیر متن رمزهای مذکور داستان حضرت سلیمان و بلقیس است. هدهد شعر عطار در شعر مولوی در صورت نی و در شعر حافظ در قالب باد صبا جلوه‌گری می‌کند و صبا در کل پیک عاشق و معشوق و در رمز روح و نفحه الهی و روحانیبه تصویر کشیده می‌شود. آهو نیز در شعر عطار رمز سالک، در شعر مولوی انسان کامل و در شعر حافظ معشوق معنوی و به‌عبارت دقیق‌تر همان «من روحانی» انسان است. نافه در شعر عطار الهامات ربانی، در شعر مولوی کنایه از علم واقعی و ذاتی مرد کامل و ولی راه‌دان و در شعر حافظ عمدتاً به این معنی و بعضاً من شاعر است که از آهوی خود (معشوق) دور افتاده است.
بررسی عشق و محبت در آثار احمد غزالی در مقایسه با عین‌القضات
نویسنده:
داود بسطام
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
احمد غزالی عارفی است متفاوت از بسیاری از عرفای پیشین. وجه تمایز وی به سبب محوریت عشق در عرفان بوده است؛ عشق در عرفان به مانند بذری است که ابتدا توسط صوفیان خراسان از قبیل بایزید بسطامی، ابوالحسن خرقانی و... کاشته و بعدها در کتب احمد غزالی شکوفا شد. اگر بخواهیم تصوف احمد غزالی را به عنوان مهمترین شاخص آن بگوییم باید آن را مظهر عشق بخوانیم.به عقیده‌ی او، حقیقت عشق از جمله اموری است که فقط از طریق ذوق می‌توان به آن دست یافت. واژه‌ها از اینکه بتوانند معنای واقعی عشق یا حقیقت مربوط به آن را بیان کنند قاصرند و زبان از گفتن آن الکن است.وجه تمایز احمد غزالی در این است که او از عشق به‌گونه‌ای سخن می‌گوید که چه عاشق خدا باشد، چه انسان، فرقی نمی‌کند و چه معشوق خدا باشد یا انسان باز تفاوتی ندارد، صرفا از مراتب عاشقی و معشوقی به طور مطلق بحث می‌شود. محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و می‌تواند در حوزه‌هایی غیر قابل تصور ظهور کند. او کلمه‌ی مجاز هم در مورد عشق انسانی بیان نمی‌کند، آن را حق می‌داند و تفاوت را در راستای شدت و ضعف می‌بیند. وی عاشقی است اهل صحو؛ همچنان‌که عشق در تمام عرفان وی به عنوان یک ویژگی بارز درخشان است، افراد را به پیروی از شرع و برپایی امور شرعی فرا می‌خواند.شرایط اجتماعی غزالی به گونه‌ای است که زمینه را برای ایجاد عشق و محبت و ایجاد میل و رغبت به سوی آن ایجاد می‌کند.او می‌خواهد بگوید انسان در این جهان چه وضعی دارد و چه باید بکند. انسان را برای بندگی خلق کرده‌اند. این جهان به خودی خود غایت نیست. مرحله‌ای است که خود را برای رفتن به مراحل بالاتر باید آماده کرد یا به عبارتی مرحله‌ای است که باید در آن برای آخرت بذر پاشید. انسان باید از زندگی دنیا برای آخرت استفاده کند. در این جهان چند روز به او مهلت داده‌اند که حتی عمر نوح هم داشته باشد در برابر جهان باقی ناچیز است. از او خواسته‌اند به غیر از خدا به چیز دیگری نیندیشد، ولی دلبستگی او به امور دنیوی انسان را به جایی می‌رساند که از انجام گناه ابایی ندارد و باعث حجاب بین او و آن جهان می‌شود که برای آغاز سفر معنوی خود باید این حجاب را بردارد. او سعی می‌کند که امید انسان را به دنیا قطع کند. انسان در این دنیا وضع معلومی ندارد و تکلیفش هم معلوم نیست، آمدنش به اختیار نبوده، مدتی در آن می‌ماند و بعد با اکراه اینجا را ترک می‌کند.عین‌القضات همدانی (525-492 میانه ه.ق)، حکیم، نویسنده، شاعر، مفسر قرآن، محدث و فقیه که به زبان‌های فارسی، عربی و پهلوی میانه آشنایی داشت و در عین حال در عرفان و تصوف در بالاترین جایگاه قرار داشت نیز اینطور استنباط می‌کند که خدا به ذات خود عشق می‌ورزید و آن را دوست داشت که همان وحدت ذات است. خواست که این عشق و محبت به ظهور رسد؛ «یحبهم» (مخلوقات را خلق کرد و در میان آنها محبت را پدید آورد، در نتیجه آنها هم به خدا عشق ورزیدند)، «یحبونه» (محبت خدا در دل‌هایشان قرار گرفت که می‌توان آن را کثرت در عین وحدت نام نهاد چون از عالم مخلوق به سمت خالق حرکت می‌کند.) همدانی عارفی است که عشق مجازی را پرتوی از عشق واقعی می‌داند و در این زمینه سخنانی نیز بیان کرده است. وی معتقد است انسان می‌تواند همواره برای رسیدن به نهایت کمال از عشق به مخلوق شروع کند. این اعتقاد او زمینه‌ای برای گسترش و ترویج پیدا کردن این عقیده در دوره‌های بعدی شد. وی در حالی که انسان را به عشق ورزیدن به محبوب و معشوق واقعی تشویق می‌کند، از عشق مجازی هم نیز دم می‌زند. در این زمینه نیز پیروانی به دست می‌آورد که از نظر عقیده با عین‌القضات نظری یکسان دارند. او مسیر را هموار می‌کند تا اینکه بسیاری از افراد دیگر قدرت بیان این موضوع را در نگارش خود داشته باشند. اگر آنها هم چیزی در این مورد به زبان می‌آورند نشأت گرفته از وجود اوست که مسیر را برایشان آماده ساخته است. عین‌القضات همدانی رسیدن به معشوق را آسان نمی‌بیند، ولی عقیده دارد که می‌توان از عشق مجازی به راه‌حل این مشکل دست یافت. او حضرت محمد(ص) را به عنوان یکی از این عشق‌های مجازی معرفی می‌کند که نماینده خداست برای رسیدن به حقیقت. او پیامبر را نماینده‌ای از جانب خدا می‌داند که باید از این عشق شروع کرد و به ذات اقدس الهی رسید. باید از وسیله استفاده کرد. او خداوند را بسان خورشیدی می‌داند که بشر توان نگاه مستقیم به آن را ندارد، مگر از طریق مدد جستن از وسیله‌ای دیگر برای رسیدن به مقصود و بهره بردن از این منبع نور. او پیامبر را همان وسیله توصیف می‌کند که می‌توان با آن به معشوق نگاه کرد؛ به عبارت دیگر پیامبر بهترین دستاویز برای رسیدن به عشق لایتناهی پروردگار است.