جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تربية الروحية
نویسنده:
کمال حیدری
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
کاظمین/عراق: مؤسسة الإمام الجواد علیه السلام للفكر والثقافة,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
اخلاقنا
عنوان :
مدرس:
نوع منبع :
درس گفتار،جزوه وتقریرات , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
کاظمین/عراق: مؤسسة الإمام الجواد علیه السلام للفكر والثقافة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
چنان که می دانیم علم اخلاق در پی دست یافتن به قواعدی می باشد که به کار بستن آنها موجب نیل به خیر و سعادت می‎شود، البته اخلاق، تنها یک سلسله احکام و دستور‎العملهایی که باید در عمل به کار بسته شود، نیست و شامل مطالعۀ نظری و فلسفی (اخلاق نظری) هم می‎گردد. هدف اصلی اخلاق نظری، کشف بنیادهایی است که همه کردارهای انسانی باید برآن استوار گردد تا به کمال مطلوب نائل گردد. از همین رو، کتاب «أخلاقنا» در موضوع اخلاق نظری و عملی و بیان اصول و مبانی ریشه ای آن، در ابعاد مختلفی همچون قرآنی، روائی، فلسفی و عرفانی تدوین شده است. لازم به ذکر است که اثر حاضر در غالب کتاب درسی به نگارش در آمده است. به عنوان نمونه، به برخی از دروس این اثر اشاره می کنیم: درس اول: معنی اخلاق و اهمیت آن برای طلاب علوم دینی درس دوم: اخلاق فردی و اجتماعی در زندگی انسان درس سوم: بُعد قرآنی اخلاق درس چهارم: اخلاق در بُعد روائی آن درس پنجم: بُعد فلسفی اخلاق درس ششم: اخلاق در بُعد عرفانی آن درس هفتم: تغییرپذیری اخلاق به حسب زمان و مکان
کشف الغطاء عن وجوه مراسم الاهتداء
نویسنده:
محمد حسن بن معصوم قزوینی؛ محقق: محسن أحمدي
نوع منبع :
کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم : کنگره بزرگداشت محققان ملا مهدی و ملا احمد نراقی,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
كشف الغطاء عن وجوه مراسم الاهتداء (في علم الأخلاق) كه نام ديگر آن «الغرة الغراء» است، تأليف محمدحسن قزوينى، متوفاى 1240ق، به زبان عربى و در موضوع اخلاق مى‌باشد. تأليف كتاب، در روز دوشنبه 12 شوال سال 1210ق، پايان يافته است. علامه تهرانى، درباره اين كتاب گفته است: «اين كتاب، ارمغانى است كه مانند آن تصنيف نشده است... مولى حسينقلى همدانى، آن را بسيار ثنا مى‌گفت و شاگردان خويش را به مطالعه آن امر مى‌فرمود...». مرحوم نراقى، صاحب «جامع السعادات» از مؤلف، مى‌خواهد كه وى كتاب مزبور را مطالعه نموده و آن را نقد و بررسى و منقح نمايد. مؤلف، آن را مطالعه مى‌كند و از جهاتى نيكو و جامع مى‌يابد، ولى به دليل وجود اشكلاتى، همچون حشو و اطناب و تطويل در آن، خود به تأليفى مستقل كه به عقيده وى، خلاصه‌اى است نافع به حال خردمندان (كه از ميان كلمات بزرگان حكمت و ائمه اطهار گزيده شده و به‌صورت موجز و روشن با اسلوبى نيكو تنظيم گرديده)، همت مى‌نهد. ساختار متن كتاب، مشتمل بر ده باب و يك خاتمه است. ابواب يادشده، مجموعا، در 128 فصل، و 10 مقام بيان شده‌اند. برخى از اين فصول، مفصل و داراى مطالب و مباحث فراوان و برخى، بسيار مختصر و كوتاه و در عين حال، داراى مطالب دقيق و عميق است. گزارش محتوا كتاب، از جمله كتب اخلاقى است كه مطالب و مباحث اخلاقى ر ا به‌صورت بسيار دقيق و منظم بيان نموده است. براى آشنايى با مطالب و مباحث كتاب، مختصرى از ابواب و فصول آن، مورد بررسى قرار مى‌گيرد: باب اول، در رابطه با مقدمات است و در آن، ضمن نه فصل، مباحثى همچون تقسيم حكمت به علم و عمل و بررسى هركدام، آشنايى اجمالى با نفس و قواى آن، نفوس نباتى و حيوانى و انسانى و قواى هركدام، مراتب گوناگون اجسام طبيعى از جهت قابليت پذيرش صور شريفه و تأثر از مبادى عاليه، تخلى از رذائل اخلاق و... مطرح شده است. باب دوم، پيرامون فضايل اخلاقى است. حكمت، شجاعت، عفت و عدالت از جمله مواردى است كه توضيح داده شده است. مؤلف، بيان مى‌كند كه هركدام از اين فضائل، داراى انواعى است. براى حكمت، هفت نوع، براى شجاعت، يازده نوع و براى عفت و عدالت هركدام، دوازه نوع وجود دارد. باب سوم و چهارم، از مختصرترين ابواب كتاب است كه مطالب آن دو، مجموعا در پنج فصل بيان گرديده است، به شرح زير: تهذيب اخلاق، اشرف جواهر است؛ لزوم حفظ اخلاق معتدل؛ لزوم تفحص از عيوب نفس؛ امراض نفسانى، انحراف از اخلاق معتدل است و راه‌هاى معالجه امراض نفسانى. باب پنجم، پيرامون معالجات مختصه به رذايل قوه عاقله و ذكر فضايلى كه مقابل اين رذايل است، مى‌باشد. اين باب، در دو مقام ذكر شده است. مقام اول، پيرامون رذايل اخلاقى و شيوه معالجه آنها؛ رذايلى مانند جربزه، جهل، وسواس، مكر و حيله. مقام دوم، در مورد فضايل اخلاقى است. اين مقام در سه فصل و چهار مقصد بيان شده است. يكى از فصول مهم اين باب، پيرامون تفكر است كه مؤلف اين گونه بيان مى‌كند: «از جمله فضايل قوه عاقله، تفكر است. تفكر عبارت است از سير باطنى از مبادى؛ يعنى آيات آفاق و انفس، به غايات؛ يعنى معرفت حكمت و قدرت و عظمت مبدع آنها» باب ششم، در مورد معالجه رذائل غضبيه و ذكر فضايل مقابل آن است. اين باب نيز مانند باب قبل، در دو مقام ذكر شده است. مقام اول، ذكر رذايل و معالجه آنهاست. برخى از رذايل بيان‌شده، عبارت است از: عجله، انتقام، كبر و سوء خلق. مقام دوم، معظم فضايل غضبيه را نقل مى‌نمايد؛ فضايلى مانند رجاء، وقار، حلم، عفو و انصاف. هريك از اين رذايل و فضايل، در يك فصل ذكر شده و توضيح داده شده است. باب هفتم، پيرامون علاج رذايل قوه شهويه و ذكر فضايل مقابل آن است. دو مقام اين باب عبارت است از: 1. ذكر رذائل قوه شهويه و معالجه آنها؛ 2. معظم فضائل قوه شهويه. باب هشتم، درباره رذائل و فضائلى است كه مى‌تواند به هر سه قوه مذكور يا دوتا از آنها مربوط شود. برخى از صفاتى كه در اين باب ذكر مى‌شود، عبارت است از: حسد، سخن‌چينى؛ مسخره‌كردن؛ مزاح؛ دروغ؛ توريه؛ نفاق؛ صدق؛ صبر و حيا. باب نهم، درباره فضائل و رذائل عدالت است. اين باب، در دو مقام و هر مقام، مشتمل بر دو مقصد و هر مقصد، داراى چند فصل است. يكى از صفات رذيله اين باب، ايذاء مؤمن است كه مؤلف، آن را اين گونه آغاز مى‌كند: «ايذاء مؤمن، بلكه ايذاء مسلمان و اهانت به او، از محرمات است و موجب هلاكت و نابودى است. خداوند بلندمرتبه مى‌فرمايد: «و آنان كه مردان و زنان باايمان را به خاطر كارى كه انجام نداده‌اند، آزار مى‌دهند، بار بهتان و گناه آشكارى را به دوش كشيده‌اند» و در حديث نبوى است كه مى‌فرمايد: «كسى كه مؤمنى را اذيت كند، مرا اذيت كرده است و كسى كه مرا اذيت كند، خدا را اذيت كرده است» باب پايانى كتاب، پيرامون عبادات است. مؤلف، در اين باب، آيات و روايات فراوانى را ذكر نموده است. يكى از فصول مهم اين باب، اخلاص است خاتمه كتاب، پيرامون محبت خداوند است. مؤلف، ابعاد و زواياى مختلف محبت الهى را بيان مى‌نمايد و شرح و توضيح مى‌دهد.
آراء أهل المدینة الفاضلة ومضاداتها
نویسنده:
محمد بن محمد الفارابی؛ شارح: علي بوملحم
نوع منبع :
کتاب , شرح اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
الهلال,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
آراء أهل المدينة الفاضلة و مضاداتها اثر ابونصر فارابی(۲۵۹-۳۳۹ق) کتابی است که به شرح و بیان دیدگاه‌های نویسنده در زمینه آرمان‌شهر اسلامی پرداخته شده است. فارابی در این اثر سعی کرد اصول منطقی و عقلانی زندگی بشری را با مبانی مذهبی که بدان سخت معتقد بود درآمیزد و طرحی نو برای اداره جوامع بشری دراندازد‌؛ بنابراین‌ فارابی‌ در همان قرون اولیه اسلامی‌ به‌ دنبال‌ آرمان شهری است که اسلام نوید آن را داده و اصول آن را پایه‌گذاری نموده است ولی حکام به‌ظاهر مسلمان‌ از‌ آن‌ فاصله گرفته‌اند. به همین دلیل افکار او‌ در‌ مورد مدینه فاضله خصوصاً حکومت فضلا و دانشمندان بر چنین جامعه‌ای به رویاگرایی تعبیر شده است. تحقیق کتاب به قلم علی بوملحم صورت گرفته است. ساختار کتاب با مقدمه محقق آغاز و مطالب در سی‌وهفت باب، سامان‌دهی شده است. گزارش محتوا ابواب کتاب را می‌توان به دو بخش عمده فلسفی و سیاسی اجتماعی، به شرح زیر تقسیم نمود که در واقع، بخش‌ نخست‌‌ مقدمه‌ای است بر بخش دوم: بخش فلسفی: الف) خدا و صفاتش: کتاب بدون هیچ‌ مقدمه‌ای‌ و مستقیماً‌ درباره بحث پیرامون الهیات آغاز می‌شود. فارابی در این کتاب در صدد ارائه براهینی بر‌ وجود‌ خدا بر نمی‌آید و وجود خداوند را به‌عنوان امری بدیهی می‌پذیرد و او‌ را‌ «موجود‌ اول» می‌نامد؛ یعنی‌ موجودی که سبب وجود دیگر موجودات است و از هر نقصی خالی است‌. او‌ قدیم‌ و ازلی است و وجودش به ذات خود اوست و او را صورتی مادی نیز نیست؛ زیرا صورت‌ جز‌ در ماده تحقق پیدا نمی‌کند و اگر او‌ را‌ صورتی‌ بود لازم می‌آمد که ذات او مرکب‌ از‌ ماده و صورت باشد و در نتیجه او مرکب می‌بود موجود اول همچنین به‌سوی‌ غایتی‌ در حرکت نیست و اگر چنین‌ می‌بود‌ آن غایت‌ علت‌ و علت‌ حرکت آن به شمار می‌رفت. موجود اول، یکی‌ است و میان او و دیگر‌ موجودات‌ تباین وجود دارد و وجود او‌ خاص‌ خود اوست و او را ضدی نیست. موجود اول را‌ نه‌ می‌توان تعریف کرد و نه برای او‌ حدی‌ قائل‌ بود‌؛ زیرا‌ او بسیط تام‌ است‌ و جسم نیست؛ اما درباره ارزش شناخت‌، نسبت‌ به موجود‌ اول باید گفت: شناخت ما با مرتبه کمال آن چیزی که بدان می‌اندیشیم‌ تناسب دارد و ازآنجاکه موجود اول کمال مطلق است و عقول ما به ماده مرتبط‌ است‌، پس‌ نمی‌توانیم حقیقت او را تعقل‌ کنیم و تعقل درباره حقیقت او امکان‌پذیر نیست مگر آنکه عقول خود را ‌‌تماماً‌ از ماده مجرد کنیم ب) صدور موجودات از او: وجود همه موجودات بی‌شک تابع‌ وجود‌ اول‌ است و پدید آمدن موجودات از او ناشی از فیض اوست و این‌ فیض، قدیم است. این‌ فیض نه چیزی از موجود اول می‌کاهد و نه کمالی را به او می‌افزاید‌. از موجود اوّل موجود ثانی فایض می‌شود و این موجود ثانی نیز جوهر است و مادی نیست. او عقل خالص است که‌ هم‌ خود را و هم موجود اول را تعقل می‌کند و از این تعقل دوگانه سایر عقول و افلاک هفت‌گانه ثابت و متحرک پدید می‌آیند که عبارتند از: زحل، مشتری، مریخ، خورشید، زهره، عطارد و ماه‌. این‌ عقول ازآنجاکه مادی نیستند پس ضدی ندارد ج) انسان: عناصر قابل کون فساد در انسان با عقل که همان ملکه‌ است‌، تلاقی‌ می‌کند. عضو اصلی در جسم انسان قلب است. قلب مرکز‌ احساس، تخیل و شهوت است و آن سرچشمه حرارت حیوانی است که از ناحیه او در دیگر اعضا پراکنده می‌شود‌، همچنان که‌ آن‌ سرچشمه روح حیوانی است که این حرارت را جابه‌جا‌ می‌کند‌. پس از قلب، دماغ است، دماغ عضوی است‌ که طبیعتی سرد و مرطوب دارد و وظیفه آن ملایم‌ کردن‌ حرارت‌ حیوانی و پراکنده کردن آن در اعضای مختلف متناسب‌ با نیاز آن‌ها است. به نظر فارابی، اعضای بدن به‌گونه‌ای سامان یافته‌اند که‌ برخی‌ پیرو‌ برخی دیگرند و این چیزی است که مراحل شکل‌گیری جنین‌ آن را اثبات می‌کند؛ زیرا قلب‌ نخستین‌ عضوی است که در جنین شکل می‌گیرد و پس از آن دماغ است‌ و سپس‌ کبد‌ و طحال و آن‌گاه دیگر اعضا. در اینجا فارابی در دیدگاه و نظریه‌های پزشکی قدیم درباره مراحل شکل‌گیری‌ جنین‌ تردید‌ روا می‌دارد بخش سیاسی- اجتماعی (مدینه فاضله و نقطه مقابلش): انسان جز در جامعه نمی‌تواند باقی بماند و به بدترین کمالات دست یابد جوامع بشری بر دو گونه‌اند: برخی از آن‌ها کامل و برخی دیگر غیر‌ کامل‌اند‌. جوامع کامل نیز بر سه گونه بزرگ (آباد)، میانه (امت) و کوچک (مدینه) تقسیم می‌شوند. جوامع غیر کامل عبارتند از: روستا، محله، کوی و منزل. فارابی معتقد است خیر برتر و کمال نهایی به‌ مدینه‌ (شهر‌) می‌رسد، نه اجتماعی که کمتر و ناقص‌تر از آن است. مدینه فاضله همانند پیکری کامل و تام است که اعضای آن برای تحقق بخشیدن به زندگی و حفظ آن با یکدیگر همکاری‌ می‌کنند‌. همان‌گونه که هریک از اعضای پیکر آدمی را بر دیگر مرتبتی است و همگی تحت فرمان یک رئیس‌ -که همان قلب است- قرار دارند و شهر نیز باید این گونه باشد‌ و همان‌گونه‌ که‌ قلب نخستین عضوی است که‌ در‌ بدن‌‌ شکل می‌گیرد و سپس آن (قلب) سبب شکل‌گیری و پدید آمدن سایر اعضا می‌گردد و سامان‌دهی اعضا با قلب است، رئیس شهر نیز این‌گونه‌ است‌ و او‌ باید کامل‌ترین عضو شهر باشد و نخست او باید‌ استقرار‌ یابد تا بتواند شهر را نظم بخشد و آن را سامان‌دهی کند. رئیس شهر کسی است که انسانیت در او‌ به‌طور‌ کامل‌ تحقق یافته، عقل او تمام معقولات را به‌ دست آورده‌ باشد و عقل بالفعل (عقل مستفاد) شده باشد. عقل مستفاد عقلی است میانه عقل فعال و عقل هیولانی که‌ همان‌ عقل‌ بالقوه خالی از هرگونه معقولی است. قوه‌ مخیله رئیس باید به‌گونه‌ای باشد که بتواند آنچه را که عقل فعال بر آن پرتو‌ می‌افکند‌، بپذیرد‌ و آن را به زبانی‌ محسوس بازگوید. این شخص به‌واسطه چیزهایی که‌ از‌ عقل‌ فعال به عقل منفعلش افاضه می‌شود، فیلسوف است و فیلسوف به‌واسطه آنچه از او‌ به‌ قوه‌ مخیله‌اش افاضه می‌شود و نیز به‌واسطه آنچه وی از رویدادهای حال و آینده با‌ نیکوترین‌ زبان بازگو می‌کند، پیامبر است و چنین کسی رئیس شهر، امت و جامعه بزرگ‌آباد‌ فاضله‌ است‌. رئیس مدینه فاضله دارای دوازده ویژگی است. برخی از این ویژگی‌ها به جسم اختصاص‌ دارد‌ و این ویژگی‌ها عبارتند از اینکه: خوش فهم باشد، آنچه را که می‌فهمد به‌خوبی‌ حفظ‌ کند، باهوش و زیرک باشد، خوش‌بیان باشد، دوستدار تعلیم و یادگیری باشد. برخی دیگر از ویژگی‌های او‌ هم‌ به اخلاق مربوط می‌شود. ویژگی‌های اخلاق رئیس عبارتند از اینکه: آزمند نباشد‌، دوستدار‌ راستی‌ باشد، نفس او بزرگ باشد، از امور ناپسند و پست دوری گزیند، دوستدار عدالت باشد و عزم‌ و اراده‌ای‌‌ نیرومند‌ داشته باشد. گردآمدن چنین ویژگی‌هایی در یک نفر امری دشوار است و جز‌ در‌ مواردی اندک و یا یکی پس از دیگری یافت‌ نمی‌شود؛ بنابراین هرگاه در زمانی چنین فردی یافت‌ نشد‌ شرایع و قوانینی که از سوی این رئیس اول وضع شده، مورد عمل‌ قرار‌ خواهد گرفت و در این صورت، رئیس دوم‌ که‌ جانشین‌ رئیس اول شده کسی است که در‌ او‌ باید شش شرط وجود داشته باشد: حکیم باشد، حافظ قوانینی که رؤسای اول‌ وضع‌ کرده‌اند باشد، قدرت ادراک و استنباط‌ او‌ درباره‌ موضوعاتی‌ که‌ در‌ مورد آن‌ها از پیشینیان حکم و قانونی‌ باقی‌ نمانده، قوی و نیکو باشد، اندیشه‌ای نیکو داشته باشد، قدرت‌ ارشاد و هدایت او‌ از‌ راه گفتار نیکو باشد، از صنایع‌ نظامی و صناعت جنگی برخوردار‌ باشد‌ نطقه مقابل مدینه فاضله، مدینه‌های غیر فاضله هستند. فارابی‌ مدینه‌های‌ غیر فاضله را به چهار قسم‌ بزرگ‌ زیر‌ تقسیم‌ کرده‌ است: مدینه جاهله و آن‌ مدینه‌ای است که مردم آن سعادت حقیقی را نمی‌شناسد و بر این باورند که هدف نهایی از‌ زندگی‌ تندرستی‌، توانگری و بهره‌گیری از لذات مادی و پیروی از‌ هواهای‌ نفسانی‌ است‌ و اینکه‌ نزد‌ مردم ‌ ‌از احترام برخوردار باشند و آنان را بزرگ شمارند. مدینه فاسقه و آن مدینه‌ای است که مردم آن سعادت را می‌شناسند و به وجود خدا آگاهی دارند، اما رفتار‌ آنان‌ همان رفتار مردم مدینه‌های جاهله است. مدینه مبدله و آن مدینه‌ای است که آرا و اندیشه‌های مردم آن ابتدا همان آرا و اندیشه‌های مردم مدینه فاضله‌ بوده، اما پس از آن این‌ آرا‌ و اندیشه‌ها به آرا و اندیشه‌های نادرست و فاسد تغییر یافته است. مدینه ضاله و آن مدینه‌ای است که مردم آن درباره خدا و عقل فعال عقیده فاسد و نادرستی دارند. رئیس چنین‌ مدینه‌ای از‌ کسانی‌ است که می‌پندارد به آنان وحی می‌شود و حال‌آنکه این‌چنین نیست. سرنوشت ساکنان این شهرها و مدینه‌ها نیز از نظر فارابی باهم متفاوت است‌. وی‌ بر این باور است که‌ هر‌ نفسی که‌ حقیقت را دریابد، یعنی از موجود اول، فیض، عقول ثانی و عقل آگاه شود، جاودانگی را به دست آورده است و اگر بر پایه‌ این‌ اندیشه‌ها و آگاهی‌ها رفتار کند‌، از‌ نفوس فاضله‌ای خواهد بود که به سعادتی جاودانه می‌رسد؛ اما اگر این حقیقت‌ را در نیابد سرنوشتی جز نابودی و نیستی در انتظارش نخواهد بود؛ بنابراین نفوس مردمان مدینه‌های دیگر در بدبختی جاودان خواهند بود .
طرائف الحکم المجلد 2
نویسنده:
میرزا احمد آشتيانی
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دار الکتب الاسلامیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
این کتاب شامل روایاتی کمیاب از سخنان معصومین علیهم السّلام است که توسط آقا میرزا احمد آشتیانی گردآوری شده و در مجموعه ‌ای به نام«طرائف الحکم» در اختیار علاقه‌ مندان قرار داده شده است. مؤلف با تأسی به فرمایش حضرت امیر علیه السّلام که فرمودند:« إن هذه النفوس تمل کما تملّ الأبدان، فابتغوا لها طرائف الحکمة» این نام را برای کتاب خویش برگزیده است. کتاب شامل روایاتی در باره عقل و علامات آن، فضیلت علم، حدیث عقل و جهل، صفات کمالیه خداوند، صفات جلالیه و جمالیه، اجمالی از مباحث توحید، فتنه‌ های آخر الزمان، اصحاب حضرت قائم ( علیه الصلاة و السلام)، وظایف شیعیان در زمان غیبت، علامتهای قیام حضرت، مناقب و روایاتی در باب تقوی و اخلاق و غیره می ‌باشد. کتاب دارای دو جلد می ‌باشد. این اثر توسط عده‌ ای از فضلاء به فارسی ترجمه شده است و جلد اول توسط انتشارات کتاب‌ فروشی صدوق برای سوّمین بار در سال ۱۳۶۲ شمسی و جلد دوم آن برای دومین بار در سال ۱۳۸۶ هجری قمری به چاپ رسیده است.
تنبيه الخواطر و نزهة النواظر
نویسنده:
مسعود بن عیسی ورام؛ مقدمه نویس: محمدصادق بحر العلوم
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
عراق/ نجف: المکتبة الحیدریة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
تَنبیهُ الخَواطِر و نُزهَةُ النَّواظِر معروف به مجموعه وَرّام کتابی با موضوع مواعظ و حِکَم اخلاقی تألیف وَرّام بن ابی فراس حلّی (درگذشت ۶۰۵ق) که به زبان عربی نوشته شده و ترجمه‌هایی از آن به فارسی نیز موجود است. موضوع این کتاب اخلاق است. و آن مشتمل بر دو جزء است که هر دو با نظمی تقریبی فصل‌بندی شده‌اند. جزء نخست شامل ۶۶ عنوان مستقل است ولی مؤلف برای مطالب جزء دوم عناوینی مشخص نکرده است. مضامین عمده کتاب عبارت است از مواعظی در اخلاق عملی همچون سفارش به زهد و تهذیب اخلاق، بر شمردن صفات رذیله و شیوه‌های درمان آنها، ذکر فضائل و راه کسب آنها، مطالبی درباره آداب معاشرت و دیگر جزئیات زندگی، فصول متعددی درباره مرگ و حیات اخروی و وصف قیامت. در جزء دوم، خطبه‌هایی از پیامبر(ص) و امامان و مناظره‌های شیعیان نیز آورده شده است. در جزء اول، تأثیر احیاء علوم الدین غزالی بر کتاب آشکار است به حدی که می‌توان این جزء را گزیده‌ای از آن کتاب دانست. ورّام در بسیاری موارد نوشته‌های غزالی را عیناً یا با اندک تغییری ذکر کرده بی‌آنکه نامی از وی ببرد. به طور کلی رویکرد مؤلف را می‌توان اخلاق زاهدانه مبتنی بر قرآن و سنت دانست که با وسعت نظر خاصی همراه شده؛ چنان‌که در کنار احادیث و سخنان بزرگان دین، از شاهان و بزرگان ایرانی و صوفیه و اهل حکمت نیز سخنان و حکایاتی آورده است.
فضائل و الأضداد
نویسنده:
محمد بن ميرزا مهدي شيرازي؛ مصحح: محمدحسین اعلمی حائری
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
بنی الأساسیة في علم الأخلاق
نویسنده:
محمد جبر
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
سوریه/ دمشق: دار المعرفة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
البنى الأساسية في العلم الأخلاق اثر عربى دكتر محمد جبر، در موضوع فلسفه اخلاق و مبانى اساسى آن مى‌باشد. كتاب با مقدمه مؤلف آغاز و مطالب بدون تبويب يا تفصيل خاصى، ارائه شده است. در مقدمه، مطالبى پيرامون فلسف اخلاق و مبانى آن مطرح شده است. نویسنده معتقد است كه مشكلات گذشتگان پيرامون شناخت اخلاق، با مشكلات ما بسيار تفاوت دارد و تغييرات و دگرگونى‌ها در تعابير اخلاقى در عصر ما بسيار وسيع‌تر از گذشته مى‌باشد. متن، پيرامون فلسفه اخلاق و مبانى اساسى در علم اخلاق است. نویسنده، سه مطلب اساسى را پيرامون فلسفه اخلاق ذكر نموده و شرح داده است. اين موارد بدين ترتيب است: سياق تاريخى اخلاق؛ اخلاق و علم؛ معيارى واحد برای اخلاق. نویسنده، در ابتدا به توضيح و شرح پيرامون سير تحولات اخلاق پرداخته و بيان نموده است كه علم اخلاق با ساير علوم تفاوت دارد. به نظر وى، ماده اساسى اخلاق مدركات حسى نيست و اساس اخلاق در ذات است. مؤلف بر اين نظر و عقيده است كه اخلاقى كه با دين مرتبط باشد، قائم بر وصاياى دينى و الهى و قوانين اخلاقى مى‌باشد و هم‌چنين قوانين دينى، اخلاقى و مدنى دائماً از طرف خداوند به انسان رسيده است، هر چند انسان اين مطالب را نداند و به آن آگاهى نداشته باشد. وى بيان نموده كه قوانين دينى و الهى كه از خداوند به انسان رسيده، داراى حكمت‌هایى است و ادراكات بشرى قادر بر دريافت تمامى حكمت‌ها نيستند. نویسنده در بخشى ديگر، پيرامون رابطه اخلاق و علم مطالبى را ذكر نموده و شرح و توضيح داده است. وى ذكر كرده كه وقتى كه اخلاق مشروط به رابطه‌هاى اجتماعى است، اين سوال پيش مى‌آيد كه آيا اين روابط اجتماعى مختلف مستدعى راه‌هاى مختلفى از برای اخلاق است يا يك راه واحد برای اين روابط مختلف وجود دارد. نویسنده، برای توضيح اين مطلب چهار راه از روابط اجتماعى را بيان نموده. نظر نهایى مؤلف در اين مورد وجود راه واحد و پابت است. مطلب بعدى در مورد محتويات بنيادى و اساسى اخلاق است. مؤلف، پيرامون مقوله «ضمير» توضيحاتى ذكر نموده و معتقد است ضمير در واقع، ضوابط شخصى مى‌باشد كه برای سير و سلوك انسان، محبوب و مطلوب است. ضمير، عبارت است از معرفت و شناخت خير و شر و چيزى است كه برای انسان، مسؤليت اخلاقى را در پى دارد. نویسنده، نظرات مختلف را در زمينه ضمير اخلاقى ذكر نموده كه بدين ترتيب است: تفسير تجربى؛ تفسير تطورى و تفسير وضعى. از ديگر مطالبى كه نویسنده پيرامون آن توضيح داده، در مورد معتزله و اصول فكرى و اخلاقى آنان است. يكى از نظرات مهم معتزله در زمينه اخلاق، اعتقاد به همراه بودن ايمان با عمل صالح است. نویسنده، عمل صالح را در حقيقت يك فعل انسان دانسته و آن را يك مقوله اجتماعى معرفى نموده است. ايمان داشتن به اين عمل نيز فعل انسان به شمار مى‌آيد. وى پيرامون اين مطالب توضيحات مختصرى را ذكر نموده است. آخرين مطلبى كه بيان شده، در مورد اين است كه آيا امر به معروف و نهى از منكر در نزد معتزله داراى مقياس واحد و ثابتى است يا معيار ثابتى را نمى‌توان برای آن در نظر گرفت. نویسنده نظر معتزله را اين گونه بيان نموده كه امر به معروف تابع مامورٌ به است. اگر مامورٌ به واجب باشد، امر به معروف، واجب است و اگر مستحب باشد، امر به معروف مستحب است. اما نهى از منكر به صورت كلى و در هر صورت، واجب است و علت آن، اين است كه تمام منكرات تركش واجب و لازم است، چون منكرات، همراه با قبح و زشتى است.
ذریعة إلی مكارم الشریعة
نویسنده:
حسین بن محمد راغب اصفهاني؛ محقق: ابویزید عجمی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: منشورات الشریف الرضی,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
الذريعة إلی مكارم الشريعة، اثر ابوالقاسم، حسين بن محمد بن مفضل، معروف به راغب اصفهانى (520ق) است كه به بررسى مباحث مربوط به علم اخلاق و احوال نفس آدمى پرداخته است. امام محمد غزالى آن را پيوسته همراه خود مى‌داشته و آن را تحسين مى‌كرده است. حتى برخى بزرگان شيعى متأخر، مانند مرحوم خوانسارى، صاحب «روضات الجنات»، پس از مقايسه «الذريعة» راغب با «اخلاق ناصری» خواجه نصير‌الدين طوسى، نگاشته راغب اصفهانى را از نگاشته خواجه نصير برتر دانسته‌اند. راغب هدف خود از نگارش اين كتاب را مباحثى اعلام مى‌كند كه با توجه بدانها، مى‌توان در طهارت و پاكيزگى نفس كوشيد. راغب، كتاب «الذريعة» را در هفت فصل تنظيم نموده و هر فصل را بر ابواب چندى مشتمل ساخته است. اما فصول هفت‌گانه اين اثر به ترتيب عبارتند از: - در احوال انسان و قوايش و فضيلتش، مشتمل بر 35 باب؛ - در عقل و علم و نطق و آنچه بدان تعلق دارد و آنچه با آن در تضاد است، مشتمل بر 44 باب؛ - در آنچه به قوه شهويه تعلق دارد، مشتمل بر 15 باب؛ - در آنچه به قوه غضبى متعلق است، مشتمل بر دوازده باب؛ - در عدالت و ظلم و محبت و بغض، مشتمل بر 13 باب؛ - در آنچه به صناعت‌ها و مكاسب و جود و بخل تعلق دارد، مشتمل بر 22 باب؛ - در ذكر افعال و انواع افعال، مشتمل بر 6 باب. روش راغب در بيان مباحث خود آن است كه در بيشتر ابواب و فصول در تشريح احوال نفس آدمى، از آيات قرآن كريم و احاديث نبوى و ائمه شيعى و روايات منقول از آنها بهره گرفته و در برخى از ابواب، به اشعار و ضرب‌المثل‌ها و تشبيهات مناسب نيز اشارات متعددى كرده است. در مقدمه، وى اشاره به آياتى دارد كه خداوند رحمان ضمن آنها، حد اعلاى آدمى را به‌مثابه اشرف موجودات عالم معين فرموده است. نكته قابل توجه در اين مقدمه و در ابواب مختلف كتاب، استناد راغب به سخنان حضرت على و حضرت امام حسين(ع) و از جمله سخن على(ع) در حكمت 137 «نهج‌البلاغة»، خطاب به كميل بن زياد است؛ آنجا كه مى‌فرمايد: «مات خزان الاموال و هم الاحياء و العلماء باقون ما بقى الدهر اعيانهم مفقودة و آثارهم في القلوب موجودة»؛ «اى كميل، گردآورندگان مال، در عين زندگى، مرده‌اند، لكن دانشمندان تا دنيا دنياست زنده‌اند، پيكرهايشان خاک و ناپيدا و لكن آثار ايشان در دل‌ها پابرجاست». راغب به شكلى وسيع از اشعار بسيارى از شعراى شيعى نيز بهره جسته است، از جمله از اشعار شريف رضى. همچنين در موارد متعددى، احاديث روايت‌شده در كتاب اصول كافى از رسول خدا(ص) را نقل كرده است و اين مطلب بر توجه او به آموزه‌هاى شيعى دلالت مى‌كند. راغب در مباحث اين كتاب از شيوه‌اى منطقى و روشن پيروى كرده است. او آدمى را موجودى ميان بهايم و ملائك برشمرده است، چرا كه شهوات جسمانى آدمى مانند خوردن و نوشيدن و جماع، به بهايم مى‌ماند و قواى روحانى‌اش به ملائك. در «الذريعة» وقتى از «جهل» بحث مى‌شود، بلافاصله از مصاديق آن سخن به ميان مى‌آيد. وى بحث را از پايين‌ترين درجه جهل آغاز كرده و به بالاترين نقطه كه جهل صرف است رسانده است. او جهل را داراى چهار مرتبه دانسته است: - جهلى كه در آن، انسان، درست را از نادرست تشخيص ندهد؛ - آنكه شخص به فاسد بودن رأى و كارش اعتقاد دارد، اما ترتيب اثر نداده و براى اصلاح آن قدمى برنمى‌دارد؛ - آنكه به امر فاسدى معتقد است، ولى به خاطر سوء سريره و از روى بى‌عقلى و نسنجيدن سطح و عمق كار، بى‌گدار عملى را انجام مى‌دهد؛ - فساد كارى را مى‌داند، عمق فساد را نيز مى‌شناسد، اما به خاطر تن دادن به دنيا و حب آن، اعم از رياست‌طلبى و غيره ذلت نفسانى را مى‌پذيرد، سپس با توجيهات ظاهراً منطقى، فساد خود را توجيه مى‌كند. اين سخن «الذريعة» با مبحث جهل در «مفردات» اختلاف مصداقى دارد. جهل در كتاب «مفردات»، بر اساس گفته خداوند تعالى در قرآن تنظيم شده، ليكن در «الذريعة» بر اساس اسلوب كلامى تبيين گرديده است؛ بنابراين، مصاديق جهل در «مفردات» راغب با آنچه در كتاب «الذريعة» از آن بحث شده است قطعاً تفاوت دارد، ليكن روشى كه مؤلف در دو كتاب با دو موضوع و دو هدف مختلف به كار برده است، يك‌سان مى‌باشد. نكته مهم اينكه ما در اين كتاب در ظاهر اخلاق مى‌بينيم و در باطن زبان‌شناسى. در بين نكات اخلاقى يك چيزهايى است كه مردم هنوز نمى‌دانند؛ مثلا مردم نمى‌دانند حليم كيست، چه كسانى به اين درجه بزرگ مى‌رسند. تعريف دقيقى راجع به چنين افرادى در اين مسئله نشده است، اما بيان شيرين و آوردن روايات و اشعار عربى و امثال عربى به‌قدرى اين مسئله را جا انداخته است كه به نظر مى‌رسد اگر يك عالم بخواهد مسئله حلم را تعريف كند بايد ابتدا اين كتاب را بخواند. روش كتاب در باب وقار، صبر و... نيز همين گونه است. به نظر راغب، طهارت نفس، شرط اصلى در خليفة اللهى آدمى و نقطه كمال عبادات اوست و بدون طهارت نفس، آدمى فاقد صفت خليفة اللهى است. راغب با استناد به سخن رسول خدا(ص)، «عقل» را نخستين جوهرى كه خداوند رحمان به آدمى عنايت فرموده، دانسته است و آنگاه با ذكر بيتى از ديوان منسوب به اميرمؤمنان، على(ع)، از اقسام دوگانه عقل سخن به ميان آورده و منازل عقل را برشمرده، از جلالت عقل و شرف علم سخن گفته است. از ديگر مباحث اين كتاب، بحث از وجوب بعثت انبياء، بحث از ايمان و اسلام و تقوى و بر، انواع جهل و بيان كليه اختلافات موجود ميان مردم در اديان و مذاهب مى‌باشد. در مورد اخير، راغب كليه اختلافات ميان پيروان اديان و مذاهب را در اين چهار مرتبه حصر كرده است: - اختلاف بين اديان نبوى و خارجى، مانند ثنويه و دهريه در مسائلى همچون توحيد، حدوث عالم و سازنده متعادل آن؛ - اختلاف ميان اهل اديان نبوى، با توجه به پيامبرانشان، مانند اختلاف مسلمانان و يهود و نصارى؛ - اختلاف ميان پيروان يك دين در اصول آن، مانند اختلاف قدريه و مجسميه؛ - اختلاف ميان پيروان يك دين در مسائل فرعى، مانند اختلاف شافعيان و حنفيان. از ديگر مباحث جالب توجه راغب، حصر انواع معلومات و تلاش در راه طبقه‌بندى علوم است. از نظر راغب، علوم بر سه قسمند: - علوم متعلق به لفظ؛ - علوم متعلق به لفظ و معنى؛ - علوم متعلق به معنى، دون لفظ. به نظر راغب گاهى علوم عملى، سنن و سياسات ناميده مى‌شوند و گاهى هم شريعت خوانده شده و زمانى هم احكام شرع و مكارم آنها را شامل مى‌گردند. فصل سوم، درتوصيف چيزهايى كه به قوه شهويه تعلق دارند، همچون حياء، وفاء، مشاوره، كتمان سر، تواضع و كبر، فخر، عجب، عفت، قناعت و زهد بحث كرده است؛ همچنان كه در فصل چهارم با بحث از مفاهيم صبر و مدح، شجاعت، فزع و جزع، سرور و فرح، عذر و توبه، حلم و عفو، غبطه و منافسه و حسد، از متعلقات قوه غضبيه سخن گفته است. در فصل پنجم هم، در باب انواع عدالت و محبت، ظلم و غيره بحث شده است. نكته قابل توجه ديگر، تلاش راغب در تقسيم دوتايى بسيارى از اين مفاهيم است؛ چنان‌كه محبت را بر دو قسم طبيعى-مشترك در انسان و حيوان - و اختيارى-مختص انسان - مى‌داند. در فصل هفتم، صناعات را به دو قسم علمى و عملى تقسيم كرده است. مؤلف، نگاشته خود را با خاتمه‌اى در چرايى و چگونگى به كار گرفتن آموزه‌هاى اين اثر و با سلام و درود بر رسول خدا(ص) و آل او و اصحابش به پايان رسانيده است.