مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
الهیات جدید مسیحی الهیات قدیم مسیحی
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1228
توماس آکوئینی و فلسفه
نویسنده:
محمد ایلخانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبائی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در تبیین اندیشه توماس عده ای آن را نمونه اعلای فلسفه مسیحی و فلسفه جاویدان خوانده اند و عده ای دیگر نیز او را متکلمی کامل نامیده اند و بر هماهنگی کامل میان عقل و ایمان در آثار او تاکید کرده اند. در این مقاله، سعی شده تا نشان داده شود که اندیشه توماس را نمی توان یک فلسفه دانست و اصطلاح فلسفه مسیحی برای آن مناسب نیست. توماس سعی کرد مسیحیت پولسی - یوحنایی را، علی رغم تقابلی بنیانی، با تفکر مشائی جمع کند و بر مبنای فلسفه ارسطو، با کمک آراء ابن سینا و ابن رشد، تفسیری مشائی و تک معنایی از آن ارائه کند. در این راستا از نظریه غالب که بر رازورزی مسیحی تاکید می کرد، دور شد و به همین دلیل است که از همان ابتدا مورد نقد طرفداران جریان اخیر، به خصوص فرانسیسیان، قرار گرفت. هر چند که خود ایشان نیز بر مبنای فلسفه های نوافلاطونی به تبیین مسیحیت پرداختند.
صفحات :
از صفحه 7 تا 26
بررسی و نقد الهیات لایب نیتس
نویسنده:
صالح حسن زاده
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبائی,
چکیده :
فلسفه لایب نیتس و تصور وی درباره خدا از حوزه های فلسفی و الهیات مسیحی، فلسفه اسپینوزا و فلسفه دکارت متاثر است. همچنین لایب نیتس از بعضی مکالمات افلاطون هم تاثیر پذیرفته است. در عین حال، شان کلامی آثار لایب نیتس از آثار دکارت و اسپینوزا بیش تر است و فلسفه او مانند فلسفه مالبرانش خدامحور است. به نظر لایب نیتس، علت فاعلی و علت غایی در جهان طبیعت توسعه و تداوم علیت خداوند است. لایب نیتس با این تفکر به قاعده «لا موثر فی الوجود الا الله» نزدیک می شود. لایب نیتس در نظریه هماهنگی پیشین بنیاد علیت ماشینی را تحت علیت غایی قرار می دهد. لایب نیتس برداشت دکارت از خدا را مورد حمله شدید قرار می دهد و آن را به خدای اسپینوزا تشبیه می کند که اصل چیزهاست و نوعی قادر مطلق است که با طبیعت اولیه نامیده می شود و فاقد اراده و فاهمه است. موجود کامل دکارت آن خدایی نیست که ما تصور می کنیم و به او امیدواریم، یعنی خدای عادل و عاقل که هر ممکنی را برای خیر مخلوقاتش انجام می دهد. خدایی ساختگی مثل خدای دکارت برای ما هیچ تسلای دیگری جز تسلای صبر از روی جبر باقی نمی گذارد. اسپینوزا هر تصور یا تعریفی از خدا را به عنوان موجودی عاقل و صاحب اراده رد می کند. به باور وی، خدا از طریق اراده آزاد عمل نمی کند. اراده و عقل با طبیعت خدا همان نسبت را دارند که حرکت و سکون. از این رو، جهان یک نظم و نظام مکانیکی و ریاضی است و به هیچ معنا انسانی، هدفمند و اخلاقی نیست. هر چیز مطابق با قانون عینی و انعطاف ناپذیر علت و معلول رخ می دهد. لایب نیتس با انتقاد شدید از نگرش اسپینوزا به خدا می گوید: خدا یک ذهن، یک شخص و یک جوهر معین است، اما در عین حال کامل ترین جوهرهاست، خدا، مناد منادهاست که با نظم ریاضی دقیق خود، اعمال و تاثیرات ظاهری منادها را هماهنگ می سازد. لایب نیتس بعد از فراز و فرودها، سرانجام یک طبیعت، یعنی جوهر منفرد یا «مناد منادها» را به عنوان موجود کاملا متعالی یا خدا معرفی می کند که به حکم ضرورت اخلاقی مجبور است بهترین جهان ممکن را بیافریند. آیا لایب نیتس در نهایت به فلسفه اسپینوزا – که آن را به شدت رد می کرد- نزدیک نشده است؟ جبر و ضرورت اخلاقی لایب نیتس با ضرورت و جبر طبیعی اسپینوزا چه تفاوتی دارد؟ در این مقاله تلاش کرده ایم: 1- الهیات لایب نیتس را تبیین کنیم. در الهیات لایب نیتس نکات بدیعی وجود دارد که توجه بیش تر به دکارت در مراکز فلسفی ایران مانع دریافت آنها شده است.2- برخی از آراء لایب نیتس را در الهیات با نظران افلاطون، ارسطو، دکارت، مالبرانش و اسپینوزا تطبیق و مقایسه کنیم.3- الهیات لایب نیتس را از برخی جهات و در حد گنجایش مقاله مورد نقد و داوری قرار دهیم.
صفحات :
از صفحه 91 تا 119
گفتمان عقل و دین در توصیف خدا در قرون وسطی
نویسنده:
محمد اکوان ,مریم کاتوزی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
چکیده :
دوران قرون وسطی، با وام گیری از فضای فکری یونان باستان و همچنین بهره گیری فراوان از آموزه های مسیحیت، ترکیبی بی بدیل از آمیزش دین و فلسفه ارائه داد که در نوع خود یگانه بود. اینکه فلسفه چه واکنشی در مقابل ورود آموزه های دینی در مقولات مورد بحث خود داشته و دین چه میزان به باورهای فلسفی استناد می کرده است، موضوعی است که در این مجموعه، به جد بررسی شده است. حضور دینی قدرتمند، چون مسیحیت، با جهت دادن به افکار عمومی و باورهای دینی مردم، در نوع نگاه و تعریف آنها از فلسفه تاثیر گذاشته و متقابلا فلسفه نیز با عرضه اندوخته های عقلانی خود به دین، آن را وادار به تطبیق پذیری با خود کرده است. این که در این میان هر یک به چه میزان از دیگری تاثیر پذیرفته و بر آن تاثیر گذاشته است، مبحثی است که به تفصیل به آن پرداخته خواهد شد اما آنچه مسلم است آن است که این دو حوزه در تماس مستقیم و تنگاتنگ با یکدیگر بوده و حتی با وجود انکار یکدیگر، وابستگی و پیوند شدیدی دارند. درست است که دین بر فلسفه تاثیر گذاشته و محدوده و قلمرو حرکتش را محدود کرده است، اما فلسفه نیز با ورود به حوزه آموزه ها و تفاسیر دینی، آنها را بسیار متحول نموده است.
صفحات :
از صفحه 113 تا 136
علامه طباطبائى و آموزه گناه نخستین!
نویسنده:
مصطفی آزادیان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نوشتار حاضر به بررسى يكى از عقايد مهم در آيين مسيحيت مى‌پردازد. بدين منظور، ابتدا نظريه گناه نخستين را مورد كاوش قرار داده، آن‌گاه از منظر علامه طباطبائى‌ رحمه الله به نقد و بررسى آن مى‌پردازد. اعتقاد به گناه اوليه و ذاتى، از اعتقادات مهم و اساسى مسيحيان به شمار مى‌آيد. مطابق اين اعتقاد، نژاد انسانى وارث گناه آدم است و انسان‌ها نه به خاطر بدى اعمال خودشان، بلكه تنها بدين دليل كه از تبار آدم‌اند، ذاتا گناه‌كار به دنيا مى‌آيند. اهميت اين آموزه تا آن‌جا است كه بدون آن، كفاره بودن مسيح و اين تصور كه او «آدم بعدى» است، نامعقول جلوه مى‌كند. اما مقصود از گناه ذاتى آن است كه انسان‌ها «بدون ترس از خدا، بدون تكيه بر او و با ميل شهوانى متولد مى‌شوند.» از اين‌رو، ما انسان‌ها «در شهوات پست غرق شده‌ايم، از نيكى و صلاح متنفريم، متمايل به شرارت‌ها هستيم و هيچ عمل صالحى را در خودمان نمى‌توانيم انجام دهيم يا درباره آن فكر كنيم. ما با گذر عمر، پندار، گفتار و رفتار پليد به وجود مى‌آوريم، همان‌طور كه درخت فاسد ميوه فاسد مى‌آورد. بنابراين، ما با طبيعت خود تحت غضب خدا و در معرض مجازات عادلانه قرار داريم.»
مسیح (علیه ‏السلام) در عهد عتیق
نویسنده:
محسن پورمحمد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
اصل نبوت براى معتقدان به تورات و تلمود امرى مسلم است. اساس ايمان دانشمندان يهود اين است كه خداوند اراده و خواست خود را به وسيله سخنگويانى از ميان خود مردم، كه پيامبر خوانده مى‌شوند، به انسان‌ها اطلاع داده است. در مقابل، انسان‌ها موظف و مكلف به انجام خواست و اراده او هستند. كلمه «نبوت» در كتاب مقدس داراى معانى متفاوتى است. در قاموس كتاب مقدس چنين آمده است: «نبوت لفظى است كه مقصور از آن اخبار از خدا و امورات دينيه به تخصيص اخبار از امور آينده است.» اين كلمه به معناى سخنگو و بازگوينده سخن هم به كار رفته است. علاوه بر آن، در مورد جادوگران و مزدبگيرانى كه مى‌توانستند آينده افراد را حدس بزنند نيز استعمال شده است. در متون قديمى‌تر عهد عتيق، «نبوت» بيش‌تر به معناى برانگيختن، الهام گرفتن و انذار دادن است، ولى در متون بعدى به معناى فرمان دادن و بيش از همه، به معناى پيش‌گويى و اخبار از آينده است، به گونه‌اى كه نبوت و پيش‌گويى با هم آميخته شده‌اند. اين پيشگويى‌ها سبب جلب اعتماد مردم به نبى مى‌شد و نبى نيز از همين عامل براى جلب مردم به خداشناسى و ايجاد ترس از ارتكاب گناه و تقويت روحيه مؤمنان بهره مى‌گرفت. بعضى از پيشگويى‌ها آميخته‌اى از وعد و وعيد و يا به صورت تفسير عباراتى بود كه بر توى و نيكوكارى دلالت مى‌كرد. در این مقاله به موضوعات زیر پرداخته می شود: يكتاپرستى؛ بشارت به منجى؛ اوضاع دشوار پيش از ظهور حضرت مسيح (عليه السلام)؛ زمان ظهور حضرت مسيح (عليه السلام)؛ جهان در عصر ظهور حضرت مسيح(عليه السلام)؛ عيسى مسيح (عليه السلام)، پسر انسان و پيامبر الهى.
وحى و استدلال‏پذیرى
نویسنده:
محمدباقر سعیدى روشن
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آيا نمى توان از وحى انتظار استدلال داشت؟ شايد طرح چنين سؤالى در محيطى كه فرهنگ اسلامى بر آن حاكم است كمى اعجاب برانگيز باشد؛ اما بايد توجه داشت كه در عالم مسيحيت، به رغم ظهور برخى متفكران مستقل در قرون وسطى و عصر عقل گرايى جديد، همواره تفوق و برترى وحى بر عقل مورد پسند و حمايت و گاهى نيز شعار نفى عقل و بى نقشى آن مورد توجه و اذعان بوده است. گاهى نسبت به نقش وحيانى پيامبران (عليهم السلام) گفته مى شود: وحى پيامبران (عليهم السلام) همان مكاشفات و تجارب پيامبرانه ايشان است كه در متون مقدس منعكس شده و فاقد هرگونه استدلال مى باشد. به عبارت ديگر، آنان مشاهدات و حالات شخصى خود را در قالب مفاهيم ذهنى عرضه كرده اند و در متن مشاهده، كه تجربه وجدانى و علم حضورى است، استدلال بى مورد مى باشد. در خارج از آن صحنه و واقعه وحيانى نيز سخنانشان عادى است، نه متنى مقدس. از اينرو، ما نبايد از متون وحيانى انتظار استدلال داشته باشيم. در این مقاله به بررسی پاسخ پرسش مزبور پرداخته می شود.
آریوس و آریانیسم در سنت مسیحی: زمینه ها، پیامدها
نویسنده:
حسین کلباسی اشتری، سارا قزلباش
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پرديس فارابی دانشگاه تهران,
چکیده :
ظهور پدیده ای به نام «شوراهای کلیسایی» در تاریخ مسیحیت، تماماً یا عمدتاً به منظور مقابله با بدعت ها و ایجاد وحدتی نسبی در پیکرۀ جوان جامعۀ مسیحی بوده است؛ به ویژه آنکه در سده های اولیۀ میلادی، مجموعۀ متنوعی از اقوام و به تناسب آن، مجموعه ای از گرایش ها و فرقه های دینی و شبه دینی وجود داشته اند. مطالعه و تحلیل زمینه ها و اسباب شکل گیری نخستین شورای کلیسایی در تاریخ مسیحیت موسوم به شورای نیقیه از مهم ترین ابواب و مقاطع تاریخ و الهیات مسیحی به شمار می رود؛ شورایی که هم ناظر به حل منازعات و مناقشات پایه در اعتقادات مسیحی بود و هم خود زمینۀ تکوین تحولات بعدی در این سنت را رقم زد. به منظور حفظ وحدت دینی و سیاسی امپراتوری روم شرقی در سدۀ چهارم، هرچند اعلام موضع در خصوص آرا و عقاید آریوس (256 - 336م) و اعلام بدعت آمیز بودن عقاید وی، تنها یکی از مقاصد شورای نیقیه به حساب می آمد، در عین حال مهم ترین آنها نیز محسوب می شد، به گونه ای که پس از انتشار «اعتقادنامۀ آتاناسیوس» و موضع گیری صریح شورا علیه آریوس، جنبش موسوم به «آریانیسم» به مثابۀ رخداد مهمی در تاریخ مسیحیت آثار و تبعات خود را بر جای گذاشت. در این مقاله، ضمن بررسی عقاید آریوس- به ویژه بر محور چیستی و ماهیت شخص دوم تثلیث - واکنش دیگر جریان های نافذ آن دوره به ویژه دیدگاه رسمی کلیسای ارتدوکس شرق را تحلیل و ضمن آن تحولات پیرامونی و بعدی این جریان را نیز بازگو خواهیم کرد.
صفحات :
از صفحه 653 تا 686
بررسی تطبیقی اندیشۀ اخلاقی ارسطو و خواجه نصیرالدین طوسی
نویسنده:
حسین کلباسی، مجتبی الهیان، الهام محرابی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پرديس فارابی دانشگاه تهران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ظهور پدیده ای به نام «شوراهای کلیسایی» تماماً یا عمدتاً به منظور مقابله با بدعت ها و ایجاد وحدتی نسبی در پیکره جوان جامعه مسیحی بوده است؛ به ویژه آنکه در سده های اولیه میلادی، مجموعه متنوعی از اقوام و به تناسب آن، مجموعه ای از گرایش ها و فرقه های دینی و شبه دینی وجود داشته اند. مطالعه و تحلیل زمینه ها و اسباب شکل گیری نخستین شورای کلیسایی در تاریخ مسیحیت-موسوم به شورای نیقیه- از مهم ترین ابواب و مقاطع تاریخ الهیات مسیحی به شمار می رود؛ شورایی که هم ناظر به حل منازعات و مناقشات پایه در اعتقادات مسیحی بود و هم خود زمینه تکوین تحولات بعدی در این سنت را رقم زد. به منظور حفظ وحدت دینی و سیاسی امپراتوری روم شرقی در سده چهارم، هر چند اعلام موضع در خصوص آرا و عقاید آریوس (256-336م) و اعلام بدعت آمیز بودن عقاید وی، تنها یکی از مقاصد شورای نیقیه به حساب می آمد، در عین حال مهم ترین آنها نیز محسوب می شد، به گونه ای که پس از انتشار «اعتقادنامه آتاناسیوی» و موضع گیری صریح شورا علیه آریوس، جنبش موسوم به «آریانیسم» به مثابه رخداد مهمی در تاریخ مسیحیت آثار و تبعات خود بر جای گذاشت. در این مقاله، ضمن بررسی عقاید آریوس به ویژه بر محور چیستی و ماهیت شخص دوم تثلیث- واکنش دیگر جریان های نافذ آن دوره به ویژه دیدگاه رسمی کلیسای ارتدوکس شرق را تحلیل و ضمن آن تحولات پیرامونی و بعدی این جریان را نیز بازگو خواهیم کرد.
صفحات :
از صفحه 379 تا 406
روش شناسى زبان عرفان و عارفان مسیحى
نویسنده:
علی فلاح رفیع
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی,
چکیده :
هرچند تأملات فيلسوفانه درباره مباحث زبانى سابقه ديرين در تاريخ تفكر فلسفى داشته است، اما از اواخر نيمه اول قرن بيستم با اقبال به فلسفه زبانى، اهتمام فكرى ـ پژوهشى به اين مبحث در شاخه هاى گوناگون علوم بشرى، بيش از پيش، در دستور كار فيلسوفان قرار گرفت. از اين رو، تحليل هاى موشكافانه درباره كاركردهاى زبان در نزد عارفان توجه آن دسته از فيلسوفانى را به خود جلب كرد كه از يك سو، تعلق خاطر به مباحث زبانى داشته و از سوى ديگر، داراى مشربى عرفانى بودند. نوشتار حاضر تأملى است در كاركرد زبان نزد سه تن از فيلسوفان عارف مسلك مسيحى، يعنى: ديونوسيوس، ژان اسكات اريژن و مايستر اكهارت. ديونوسيوس (قرن 6) از زمره اولين فيلسوفانى است كه با طرح كلام سلبى و سكوت مطلق در حوزه الهيات شهرت يافت. وى با طرح مباحث زبان شناختى در عرصه عرفان، راه را براى فيلسوفان ديگرى همچون ژان اسكات اريژن (810ـ877) گشود. اريژن را مى توان ادامه دهنده سنت عرفانى نوافلاطونى در جهان مسيحى دانست. پارادوكس نفى خالق و مخلوق، كلام مضاعف و سير نزولى و صعودى از جمله مباحثى بود كه اريژن براى تبيين كاركرد زبان در حوزه عرفان مورد بررسى عقلانى قرار داد. در ادامه اين مقال به مايستر اكهارت (1260ـ1327) از متألهان نام آشنا در حوزه عرفان مسيحى مى پردازيم. اكهارت از معدود عارفانى است كه با طرح نظريات نوظهورى چون تجلى ازلى در ذات، استعاره غليان و تولد سعى مى كند از يك سو، به تفسير كتاب فلسفى مشرب انجيل يوحنا بپردازد و از سوى ديگر، كاركرد زبان عارفان و سخن آنان را از ذات الهى تبيين كند.
نقش خدا در نظام معرفت شناسی دکارت و اوگوستینوس
نویسنده:
سیدمصطفی شهرآیینی ,مریم غازی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی,
چکیده :
در نظام فلسفی دکارت، خدا نقشی محوری ایفا می کند. برای تضمین اعتبار معرفتی که تامل گر دکارتی به دست می آورد، اثبات وجود خدای غیرفریبکار ضروری است. به عقیده دکارت، وجود چنین خدایی را نه به واسطه حواس- که گاه ما را می فریبد و اعتمادپذیر نیست- بلکه باید به نحو شهودی، یعنی به نحو پیشینی، اثبات کرد. با توجه به این نکته، شیوه روی گردانی اوگوستینوس از حواس برای تامل درباب خدا، راهگشای دکارت در کشف اصول اولیه فلسفه خود، بدون توسل به حواس بود.برای بررسی نقش خدا در کسب معرفت نزد دکارت و اوگوستینوس، باید به این نکته توجه داشت که برای اوگوستینوس، همانند افلاطون، کلیات معقول را اصل و اساس عالم واقع می داند که در پرتو اشراق الهی از آنها آگاه می شویم. در واقع، اوگوستینوس خدا را نوری می داند که بدون او شناخت برای انسان ناممکن است، در حالی که به نظر دکارت، اساس عالم واقع، امور ریاضی یعنی جزئیات معقول است که نه در خدا بلکه در ذهن انسان جای دارد و متعلق شهود قرار می گیرد و نقش خدای غیرفریبکار، جز تضمین اعتبار همین معرفت شهودی نیست. با این حال، دکارت در اثبات وجود این خدای غیرفریبکار از تقسیم بندی مراتب ادراک در نزد اوگوستینوس بهره می برد.در مقاله پیش رو با توجه به همین تقسیم بندی به تفاوت نقش خدا و میزان دخالت فرد در کسب معرفت در نزد این دو متفکر می پردازیم.
صفحات :
از صفحه 95 تا 118
  • تعداد رکورد ها : 1228