جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تاريخ الفلاسفة
نویسنده:
تالس ملطی؛ مترجم: عبدالله حسین
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مصر/ قاهره: مکتبة الثقافة الدینیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
تاريخ الفلاسفة، اثر طالیس ملیطی (طالس ملطی)، کتابی است با موضوع تاریخ فلسفه (فلسفه یونان) که سید عبدالله حسین، آن را از فرانسه به عربی ترجمه کرده است. در این اثر شاهد معرفی بیست‎وشش نفر از فیلسوفان یونان باستان از زمان طالیس (طالس) تا زنون (زینون) هستیم. کتاب، دارای مقدمه و محتوای مطالب ضمن فصول متعدد است. مترجم در مقدمه پس از خطبه‎ای که در آن حمد الهی کرده و بر پیامبر اسلام(ص) و خاندان ایشان(ع) درود ‎فرستاده، می‎نویسد: چون همت وزیر اعظم مصر (آن عزیز مفخم و صاحب عزّت والا که امثال کسری و قیصر از کار او عاجزند)، به احیای ممالک اسلامی و اخراج آنها از حوزه جهالت به حوزه دانش تعلق گرفت، تمام تلاشش را در این راه به‎کار گرفت و گروهی را به سرزمین‎های فرنگ فرستاد و آنان انبوهی از لغات و فنون و علوم فرنگیان را فراگرفتند و مترجمان همواره این علوم را ترجمه می‎کنند و من هم از کسانی هستم که فرانسوی را آموخته‎ام و ازاین‎رو سعی کردم همتم را در کسب رضایت او بگمارم و شروع به ترجمه تاریخ فلاسفه یونان کردم که در فرنگ کتاب مهمی است. وی متذکر می‎شود که در هنگام ترجمه این اثر، در مدرسه زبان‎ها در ازبکیه مشغول بوده است و در حل مشکلات کتاب و نوشتن ترجمه از مدیر آن مدرسه کمک می‎گرفته است. این ترجمه، همچنین به تصحیح مدرسین آنجا هم رسیده است. سید عبدالله حسین در بخش توضیح درباره طالس ملطی می‎نویسد: او در سال اول از المپیاد سی‎وپنج؛ یعنی ششصدوچهل سال قبل از میلاد مسیح به دنیا آمد (زیرا مدت زمانی المپیاد هر چهار سال یک بار بوده است) و در المپیاد پنجاه‎وهشت از دنیا رفت. وی نودودو سال عمر کرد. طالس از نوادگان قورموس بن اوجنور، از اهالی شهرهای صور شام بود و علت انتقال اجداد وی به ملط که بعدها زادگاه طالس شد، ظلم و ستم حاکمان آن شهرها بود. وی سپس به سفرهای علمی طالس، تولی منصب قضاوت در ملط، سفر به مصر، آموختن علوم متفاوت از قسیسین در آن دیار، به‎ویژه هندسه و ستاره‎شناسی و... می‎پردازد. طالس، پس از بازگشت از مصر به ملط، کنج عزلت گزید و درباره ستارگان و هیئت و... اندیشه کرد. وی همسری اختیار نکرد. البته برخی هم معتقدند وی در اواخر عمر همسری اختیار کرد. وی در علم هیئت تا جایی پیشرفت کرد که می‎توانست حدس بزند که چه سالی میوه‎های درختان بیشتر است و چه سالی قحطی خواهد آمد. وی در یک سال، تمامی میوه‎های زیتون را قبل از رسیدن روی درخت خرید و آن سال آن درختان بار فراوانی دادند. وی سود زیادی برد، ولی از آنجا که اهل طمع نبود آن سود را میان تمامی تاجران شهر ملیطه تقسیم کرد. طالس، همواره خدا را به‎خاطر سه چیز شکر می‎کرد: - اینکه خداوند وی را از ذوی‎العقول قرار داده، نه از بهائم؛ - اینکه مرد است، نه زن؛ - اینکه از رومیان است، نه از بربرها. از نظر طالس، عالم نه اول دارد و نه آخر [یعنی ازلی و ابدی است] و در تمامی زمان‎ها بر همین حالتی که الآن دارد بوده است. او از میان رومیان، اولین کسی است که قائل به غیر فانی بودن ارواح؛ یعنی ازلی و ابدی بودن آنها شده است. او معتقد بود، بزرگ‎ترین اشیا، مکان است؛ زیرا تمام موجودات را در بر گرفته است. قوی‎ترین انگیزه از نظر طالس، حاجت است؛ زیرا انسان برای برآورده ساختن حاجتش هر مشقتی را بر جان می‎خرد و سریع‎ترین اشیا، عقل است؛ زیرا در طرفة‎العینی می‎تواند دور جهان بچرخد. نویسنده درباره افلاطون می‎نویسد: او در سال اول از المپیاد هشتادوهشت به دنیا آمد و در سال اول المپیاد متمم صدوهشت از دنیا رفت و هشتادویک سال عمر کرد. به او لقب الهی می‎دادند و از مشهورترین خانواده‎های اثینا بود؛ او از طرف پدرش اریسطون، به قدروس منسوب بود و از جهت مادرش بیریقتبون، به سولون. ابتدا وی را ارسطوقلیس نام نهادند، ولی هنگامی که بزرگ شد و صاحب قدی بلند و هیکلی درشت و پیشانی عریض و شانه‎های پهنی شد، او را افلاطون نامیدند و به این نام مشهور شد. وی سپس از سفرهای او و آموزش‎های علمی‎اش یاد می‎کند. افلاطون در مدت زندگی‎اش مجرد زیست، ولی همواره عفت و قناعت پیشه می‎کرد. او کم می‎خندید و بر نفسش مسلط بود... او طبعی سودایی داشت و بسیار اهل اندیشه و تأمل بود. وی شاگردان زیادی داشت و از جمله آنان هستند: اسبوسیس بن اخته، بوتونه همسر اوریمندون، زنقراطس قلسدونی و ارسطو و... افلاطون به آموختن هندسه بسیار اهمیت می‎داد و آموختن این علم را برای آموزش فلسفه لازم می‎دانست. او بر سردر آکادمی نوشته بود: کسی که در هندسه مهارت ندارد به اینجا وارد نشود. از نظر نویسنده، کتاب‎های افلاطون را به اعتباری می‎توان به سه دسته تقسیم کرد: - دسته اول، در رد شبهه‎های سوفسطائیان؛ - دسته دوم، در چگونگی آموزش جوانان؛ - دسته سوم، آثاری که مختص کسانی است که به سن رجولیت رسیده‎اند. از لحاظ دیگر، این آثار به دو دسته تقسیم می‎گردند: - بخش اول، مخاطباتی که آنها را از خودش حکایت می‎کند؛ - بخش دوم، آنچه از زبان دیگر فلاسفه، مانند سقراط و زنون و غیره حکایت می‎نماید. افلاطون، اندیشه‎هایش را از عقاید سه تن از فیلسوفان گردآوری کرده است؛ وی در طبیعیات و محسوسات از هرقلیتس، در ماوراء طبیعیات و عقلیات از فیثاغورث و در قوانین و آداب از سقراط پیروی کرده است. بنا بر قول لوطرقس، افلاطون به سه اصل اعتقاد دارد: اله و ماده و ادراک؛ اله شبیه عقل العقول است، ماده شبیه سبب اول تولد و فساد است و ادراک همچون جوهری روحانی قائم به ذات اله است... برخی معتقدند که افلاطون، خداوند حقیقی را می‎شناخته است و این امر یا به علت قوت ذهن او بوده، یا به دلیل اینکه به کتاب‎های عبرانی‎ها دسترسی پیدا کرده بوده است. نویسنده این امر را نمی‎پذیرد و اعتقاد افلاطون به آلهه سه‎گانه والا، متوسط و سفلی را برای این امر شاهد می‎آورد.
شفاء المجلد 4
نویسنده:
حسین بن عبدالله ابن سینا؛ ناظر: إبراهیم مدکور؛ محققان: أحمد فؤاد إهواني، محمد سلیم سالم، عبدالرحمن بدوی
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مکتبة سماحة آیة الله العظمی المرعشی النجفی الکبری,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الشفاء مهم‌ترين و جامع‌ترين اثر ابن سينا، به زبان عربى است كه در آن چكيده آراى فلاسفه بزرگ قديم يونان و شارحان مدرسه اسكندريه و افلاطونيان و نوافلاطونيان و... در همه علوم عقلى، اعم از منطق، طبیعیات، رياضيات و الهيات فراهم آمده و مورد تحليل و نقد و بررسى علمى قرار گرفته است. اين كتاب، با آن‌كه به‌طور پراكنده و در بيش از ده سال، در حالات و شرايط كاملا متفاوت و پرفراز و نشيب، نوشته شده است و با آن‌كه بخش اعظم آن، بدون دست‌رسى به منابع و تنها با تكيه بر حافظه، تأليف گرديده است، از عالى‌ترين دقايق و تحليل‌هاى علمى و فلسفى برخوردار است. بخش منطق شفا كه در اين مقاله مورد نظر ماست، از جامع‌ترين آثار درباره علم منطق مى‌باشد و در چهار جلد رحلى، به زبان عربى، به چاپ رسيده است. كتاب شفا، مشتمل بر فنون طبیعیات، منطق، الهيات و رياضيات است؛ به اين صورت كه مباحث هر علمى به فنونى و مباحث هر فنى به مقالاتى و مباحث هر مقاله‌اى به فصولى تقسيم شده و در هر فصل، مسائل، با حوصله و تفصيلى كه شايسته آثار علمى است، بدون تكرار و اطناب، مورد بررسى قرار گرفته است. بخش منطق اين كتاب در نه فن تنظيم شده است به اين صورت: 1- فن اول، مشتمل بر دو مقاله‌ى چهارده فصلى و چهار فصلى؛ 2- فن دوم، مشتمل بر هفت مقاله‌ى شش، پنج، چهار، پنج، شش، شش و چهار فصلى؛ 3- فن سوم، مشتمل بر دو مقاله‌ى ده و پنج فصلى؛ 4- فن چهارم، مشتمل بر نه مقاله هفت، چهار، پنج، شش، پنج، شش، سه، سه و بيست و چهار فصلى؛ 5- فن پنجم، مشتمل بر چهار مقاله‌ى دوازده، ده، نه و ده فصلى؛ 6- فن ششم، مشتمل بر هفت مقاله‌ى ده، شش، چهار، سه، پنج، يك و چهار فصلى؛ 7- فن هفتم، مشتمل بر دو مقاله‌ى چهار و شش فصلى؛ 8- فن هشتم، مشتمل بر چهار مقاله‌ى هفت، نه، هشت و پنج فصلى؛ 9- فن نهم، مشتمل بر هشت فصل. شيخ الرئيس در مبسوطترين اثر خود؛ يعنى شفا كه قصد همراهى با حكماى مشاء را داشته، خود را ملزم كرده تا حد امكان از مخالفت با ايشان بپرهيزد. در تأليف اين كتاب تا حد زيادى از طريق ارسطو پيروى كرده است؛ به گونه‌اى كه مى‌توان بخش منطق شفا را شرحى بر ارغنون ارسطو دانست و چنان‌كه خود او در مقدمه آن گفته است، در ترتيب مطالب از ترتيب كتاب‌هاى صاحب منطق(ارسطو) پيروى كرده است. شيخ الرئيس در پايان كتاب سفسطه از منطق شفاء، سخن خود ارسطو را نقل مى‌كند كه او در باب قياس از پيشينيان خود جز قوانين مجمل و ضوابط غير مفصل، چيزى به ارث نبرده و اين او بوده است كه با رنج فراوان و كوشش بسيار، ضروب هر قياس و شرايط انتاج آن را بيان داشته است. آن‌گاه ابن سينا پس از نقل سخن ارسطو، خود، مى‌گويد: «اى گروه دانش‌پژوهان و انديشمندان درباره آنچه اين مرد بزرگ گفته تأمل كنيد كه آيا بعد از او تا به امروز كه نزديك به هزار وسى‌صد سال مى‌گذرد، كسى آمده است كه بر آن خرده گيرد و يا ثابت كند كه در سخن او نقصى هست ويا بر آن چيزى بيفزايد؟ خير آنچه ارسطو آورده، كامل و ميزان صحيح و حق صريح مى‌باشد». ناگفته نماند كه پيروى ابن سينا از ارسطو، هرگز مقلدانه نبوده كه فقط به شرح و تفسير كلام او اكتفا كند، بلكه چنان‌كه خود او تصريح فرموده، هيچ مطلب قابل توجهّى در آثار پيشينيان نبوده مگر آن‌كه آن را در اين كتاب گرد آورده است، احكام و مطالبى كه در كتب قدما در جايگاه شايسته خود قرار نداشته به جايگاه شايسته‌اش انتقال داده، اگر در مطالب گذشتگان خلل و نقصانى ديده با فكر و نظر خود بر آنها افزوده و تكميل كرده و بر خلاف عادت منطقيان، مطالب بى‌ارتباط با اين علم و مرتبط با فلسفه اولى را از منطق حذف و در فلسفه اولى مطرح كرده است و به اين ترتيب مهم‌ترين نقش را در تنظيم، تبيين و تكميل منطق و فلسفه ارسطويى ايفا نموده است. جلد چهارم کتاب مشتمل بر موضوعات زیر می باشد: - سوفسطيقا يا سفسطه كه در آن از شناخت مغالطه و اقسام آن و كيفيت مقابله با هر قسم، بحث شده است. - ريطوريقا يا خطابه كه در آن از فايده خطابه، اغراض اوليه خطيب، تحسينات و اختيار الفاظ براى تعبيرات و... سخن گفته شده است. - بوطيقا يا شعر كه در آن از تعريف شعر، انواع صنعت‌هاى شعرى، اغراض كلى شعرا، مناسبت تعداد ابيات با اغراض و... بحث شده است.
فلسفة في العصر المأساوي الإغريقي
نویسنده:
فريدريش ویلهلم نيچه؛ مقدمه نویس: میشل فوکو؛ مترجم: سهیل قش
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
تراجيديا و الفلسفة
نویسنده:
والتر كافمن؛ مترجم: کامل یوسف حسین
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
مجلة المعرفة العقلية المجلد 1
نویسنده:
اسعد تمیمی، احمد منصوری، سعد بخاتی، سعد غری، فلاح عابدی، عدنان حسینی، محمد ناصر، محمد علی؛ ناظر: ایمن مصری
نوع منبع :
کتاب , مجموعه مقالات
منابع دیجیتالی :
مجلة المعرفة العقلية المجلد 3
نویسنده:
محمد ناصر، سعد غری، فلاح عابدی، عدنان حسینی، محمد علی؛ ناظر: ایمن مصری
نوع منبع :
کتاب , مجموعه مقالات
منابع دیجیتالی :
شفاء المجلد 10
نویسنده:
حسین بن عبدالله ابن سینا؛ ناظر: إبراهیم مدکور؛ محققان: أب قنواتی، سعید زاید، محمد یوسف موسی، سلیمان دنیا
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مکتبة سماحة آیة الله العظمی المرعشی النجفی الکبری,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
الشفاء(الالهيات)، بخشى از كتاب گران‌سنگ شفاى بوعلى است. اين كتاب، به زبان عربى و حاوى مباحث فلسفه اعلى يا الهيات بالمعنى الاعم مى‌باشد. تأثير اين بخش از شفاء، نه تنها در شرق كه در غرب نيز بسيار شگفت‌انگيز بوده است؛ بگونه‌اى كه متفكرين غربى، آن را مقدم بر ساير اجزاى شفاء، به زبان لاتينى ترجمه كرده‌اند. كتاب، مشتمل بر ده مقاله به ترتيب هشت فصلى، چهار فصلى، ده فصلى، سه فصلى، نه فصلى، پنج فصلى، سه فصلى، هشت فصلى، هشت فصلى و پنج فصلى است. در مقاله اول، از موضوع فلسفه اولى و منفعت و مرتبه و نام اين علم و اجمالى از آنچه در اين علم مورد بحث قرار مى‌گيرد و... سخن گفته مى‌شود. در مقاله دوم، از جوهر و اقسام آن، جوهر جسمانى و... و عارى نبودن ماده جسمانى از صورت و... و تقديم صورت بر ماده در مرتبه وجود و... بحث مى‌شود. در مقاله سوم، مباحثى در مورد وضعيت مقولات نه‌گانه و عرضيت آنها و واحد و تحقيق واحد و كثير و عرض بودن عدد و درباره علم و عرض بودن آن و... مطرح مى‌شود. در مقاله چهارم، متقدم و متأخر و حدوث و قوه و فعل و قدرت و عجز و تام و ناقص و... بررسى مى‌شود. در مقاله پنجم، از امور عامه و كيفيت وجود آنها و چگونه بودن كليت براى طبايع كلى و تفاوت بين كل و جزء با كلى و جزيى و تفاوت بين جنس و ماده و... سخن به ميان مى‌آيد. در مقاله ششم، درباره اقسام علل و احوال آنها و حل اشكال بر معيت هر علتى با معلولش و... بحث مى‌شود. در مقاله هفتم، درباره هوهويت و اقسام آن و غيريت و خلاف و اصناف تقابل و مثل و مبادى تعليميات و... بحث مى‌شود. در مقاله هشتم، سخن از تناهى علل فاعلى و قابلى و علل غايى و صورى و اثبات مبدأ اول و صفات اوليه واجب‌الوجود و... به ميان مى‌آيد. در مقاله نهم، صفت فاعلى مبدأ اول و اثبات دوام حركت و كيفيت صدور افعال از مبادى عاليه و... بررسى مى‌شود. در مقاله دهم، درباره مبدأ و معاد و الهامات و منامات و دعاهاى مستجاب و بلاهاى آسمانى و احوال نبوت و... سخن گفته مى‌شود. نسخه حاضر در برنامه، داراى مقدمه‌اى است ارزنده از دكتر ابراهيم مدكور. در آغاز اين نسخه، فهرست موضوعات و در پایان آن، فهرست مصطلحات ذكر شده است. نسخه حاضر در برنامه، داراى مقدمه‌اى است ارزنده از دكتر ابراهيم مدكور. در آغاز اين نسخه، فهرست موضوعات و در پایان آن، فهرست مصطلحات ذكر شده است.
تجلی جهان‌بینی اسلامی و حکمت ذوقی در حکمت سینوی
نویسنده:
احمد بهشتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این نوشتار نخست، نگاهی کوتاه دارد به لحاظ محتوا و روش به فلسفه مشّاء. آنگاه این سؤال را مطرح میکند که آیا حکمت سینوی عیناً همان فلسفه مشّاء است یا با آن اختلاف دارد؟ با پذیرش اختلاف، این سؤالات مطرح میشود که آیا فلسفه افلاطونی است یا فلسفه نوافلاطونی یا عیناً جهان‌بینی اسلامی است که در آثار شیخ الرئیس در قالب فلسفه تجلی یافته است؟ پاسخ نگارنده این است که متأثر است از جهان‌بینی اسلامی و گرایش است به سوی اشراقیت و گامی آغازین است در راه تأسیس حکمت متعالیه.
صفحات :
از صفحه 7 تا 26
کتاب الحروف
نویسنده:
ابونصر الفارابی؛ محقق: محسن مهدی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: دارالمشرق,
چکیده :
«کتاب الحروف» نوشته ابو نصر فارابی که بسیاری آن را تفسیری بر ما بعدالطبیعه ارسطو می دانند، متضمن برخی آراء زبان شناختی اوست که در میان زبان شناسان به طور دقیق شناخته و معرفی نشده نیست. فارابی در این کتاب به طرح و بحث راجع به اصطلاحات فلسفی پرداخته و این اصطلاحات را از یک منظر مشترک و با یک هدف مشترک بررسی کرده است. وی معتقد است الفاظ و اصطلاحات فلسفی در میان یونانیان طی یک مسیر طبیعی از معانی عرفی برای دلالت بر معانی فلسفی در میان یونانیان طی یک مسیر طبیعی از معانی عرفی برای دلالت بر معانی فلسفی به فلسفه راه یافته اند. با ورود فلسفه به عالم اسلام، لازم است اهل فلسفه با نظر به آن معانی عرفی ابتدایی در زبان یونانی و یافتن معادل یا مشابه آنها در زبان عربی مناسبت ترین الفاظ و اصطلاحات را برای دلالت بر معانی فلسفی بیابند تا بتوانند فلسفه را به بهترین نحو بیان کنند. مجموع مباحثی که فارابی در این کتاب اعم از مباحث زبانی در باب دوم و همچنین شرح اصطلاحات فلسفی در دو باب دیگر کتاب، نشان می دهد که او در کتاب الحروف در صدد انجام این کار است. کلمه حروف در کتاب الحروف ایهام دارد و هم به معنای حروف الفباست و هم بخش بزرگی از اقسام کلمه و الفاظ داله (همان که نحویان یونان آن را ادوات و نحویان عرب آن را حروف معنی می نامند) است. کتاب الحروف دارای سه فصل تحت عناوین «حروف، اسماء و مقولات»، «ظهور الفاظ، فلسفه و دین» و «حروف پرسشی» است. فصل اول کتاب در واقع نوعی دستور زبان فلسفی است. در این رویکرد تناظر صورت‏ های زبانی و معانی آنها و ارائه تحلیل‏ های فلسفی در تبیین این تناظر از اهمیت ویژه ‏ای برخوردار است. موضوع اصلی فصل دوم چگونگی شکل‌ گیری و تکامل زبان هاست. در این فصل، موضوع تقدم و تأخر فلسفه و دین و چگونگی ظهور الفاظ به تفکیک در زبان روزمره و زبان علم بررسی می ‏شود. به ‏این ‏ترتیب فارابی تصویر واقع‏ گرایان ه‏ای از ظهور و تکامل زبان‏ ها در ارتباط با شکل‌ گیری علوم به‏ دست می‏ دهد. تصویری که طبیعت گرایی و قراردادی بودن زبان را هر دو با هم در بر دارد. فصل سوم کتاب با توجه به گفتمان‏ های علم، فلسفه و گفتگو، چگونگی طرح پرسش در این سه بافت را مطرح نموده و در این میان حروف پرسشی «ما»، «کیف» و «هل» بررسی می ‏شود. معلم ثانی در فصل سوم الحروف به شرح و بسط موارد کاربرد برخی حروف پرسشی در دو گونه عمومی و علمی زبان می پردازد. اگرچه بحث فصل آخر کتاب به حروف پرسشی مربوط است، اما در باطن فارابی مبحثی گفتمانی را بیان می‌ کند و انواع بافت های کاربردی برخی از حروف پرسشی را بر می شمارد.