جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 29
تاريخ الوعي
نویسنده:
مونيس بخضرة
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: الدار العربية للعلوم ناشرون - منشورات الاختلاف - مؤسسة محمد بن راشد,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
.
تبیین و بررسی رویکرد هگل نسبت به رابطۀ علم و دین
نویسنده:
حسن مهرنیا
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده دیرزمانی است که میان برخی از دانشمندان و متکلمان غربی نزاع سختی در باب حوزه و قلمرو و همچنین اعتبار و وثاقت علم و دین درگرفته است. در طول سده‌های گذشته، هر یک از این دو قلمرو از اینکه دیگری را به‌مثابۀ یک دانش و معرفت واجد حقیقت در نظر بگیرند، طفره رفته‌اند و دلایل فراوانی در رد و محکومیت دیگری ارائه کرده‌اند. از این‌رو در نوشتار حاضر ضمن تأکید بر این نکته که پیشرفت علمی جوامع بشری لزوماً با سکولاریسم ارتباطی ندارد، با نظر به کل نظام فکری هگل، دیدگاه وی در زمینۀ رابطة علم و دین بررسی خواهد شد. به باور هگل، معرفت و آگاهی بشر بر اساس یک سیر دیالکتیکی تاریخی پیوسته در حال تکامل بوده و متناسب با بسط و پیشرفت آن، علم و دین نیز توأمان و با تناظر یک‌به‌یک دچار تحول و پویایی شده‌اند. به بیان دیگر، او با اشاره به مراحل چهارگانة تکامل تمدن‌ها و مراتب استکمال ادیان در بستر تاریخ، بر این باور است که در هر دوره‌ای از تاریخ جهان، میان علم و دین آن زمان، تعامل و ارتباط نزدیکی وجود داشته و این دودر هیچ دوره‌ای به هیچ عنوان در تباین با هم نبوده‌اند. گرچه کامل‌ترین نوع تعامل میان علم و دین و مصداق تام و اتمّ این رابطه از نظر وی در مسیحیت پروتستان و دورة ژرمنی وجود داشته است. از این‌رو بر اساس رویکرد تعاملی و آشتی‌گرایانة هگل، علم و دین دو ساحت متفاوت تجلیات روح مطلق هستند و در طول تاریخ به‌صورت مشترک و به‌موازات هم به تعالی آگاهی بشر مدد رسانده‌اند.
صفحات :
از صفحه 633 تا 650
بررسی انتقادات هگل از تجربۀ دینی شلایرماخر
نویسنده:
نادر صمیمی، رضا گندمی نصرآبادی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تجربۀ دینی به‌عنوان یک نظریۀ به‌نسبت منسجم‌، نخستین بار توسط شلایرماخر مطرح شد. او تجربۀ دینی را به «احساس وابستگی به امر مطلق» تعریف کرد. شلایرماخر گوهر دین را شهود و احساس می‌داند که بی‌نیاز از وساطت مفاهیم عقلی است. از جمله آثار و نتایج تجربۀ دینی شلایرماخر را می‌توان شخصی کردن عنصر اساسی دین‌، ترویج رویکرد سلبی دربارۀ شناخت ذات و صفات خدا‌، در نظر گرفتن احساس به‌عنوان منبع شناخت و امکان حصول شناخت بی‌واسطه دانست. بر اساس نظر هگل‌، محتوای دین و فلسفه یک چیز است و هر دو مراحلی از آگاهی روح هستند. به‌نظر وی تنها با اندیشه می‌توان به وجود خدا و ذات الهی پی برد. هگل با تکیه بر نظر خود مبنی بر عدم امکان آگاهی بی‌واسطه‌، تجربۀ دینی و شهودگرایی شلایرماخر را نقد می‌کند و الهیات مبتنی بر احساس را ناتوان از توصیف و تبیین صحیح دین و خدا می‌داند‌. شاه بیت انتقادهای هگل بر تجربۀ دینی مورد نظر شلایرماخر عدم امکان شناخت بی‌واسطه و انتقاد به شخصی بودن عنصر دینی در تجربۀ دینی‌، ناتوانی آن از شناخت ذات خدا‌، عدم توجه به یگانگی قوای ذهنی و انتقاد از در نظر گرفتن احساس به‌عنوان منبع شناخت است.
صفحات :
از صفحه 287 تا 309
تراژدی در فلسفه هگل
نویسنده:
مریم‌السادات اوشلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اين نوشتار به بررسي نظريه ي تراژدي هگل که به نحو مبسوط در کتاب درسگفتارهاي زيبايي‌شناسي وي آمده است، مي‌پردازد. هگل بر اساس اصول ديالکتيکي خود، تراژدي را ذيل درام، درام را ذيل شعر و شعر را ذيل هنرهاي رمانتيک که يکي از سه گانه‌هاي تاريخ هنر است، دسته بندي مي‌کند؛ هنري که‌‌ همان زيبايي مصنوع است و در حکم بهترين تجلي محسوس مطلق. بر همين اساس از نخستين اهداف اين نوشتار بررسي جايگاه زيبايي شناسي و هنر در نظام فلسفي هگل و پس از آن، بررسي جايگاه شعر، درام و تراژدي در اين نظام است.در گام بعد نگارنده از نگاه هگل، به پرسش اصلي تراژدي چيست، پاسخ مي دهد. در جايي که ديگر انديشمندان با نظر به مخاطب تراژدي سعي در تبيين آن داشتند، هگل توجه خود را به ماهيت تراژدي معطوف کرده و با محور قرار دادن تصادم و آشتي تراژيک، اين ژانر ادبي را مورد بازخواني قرار داده و آن را گونه‌اي از شعر دراماتيک معرفي مي‌کند که در آن تصادم ميان دو موضع رخ مي‌دهد؛ دو موضعي که هر يک به تنهايي و به طور في نفسه اخلاقاً موجه‌اند، اما از آنجايي که اعتبار موضع مقابل را تصديق نمي‌کنند، به راه خطا مي‌روند. اين برخورد و تصادم نهايتاً با آشتي تراژيک منحل مي‌شود و در اين آشتي نه يک اصل اخلاقي بلکه يک جانبه نگري و جزئيت آن اصل اخلاقي نقض مي‌شود. هگل در مسير فلسفه ورزي خود در باب تراژدي، فيلسوفانه برخي از آثار خلق شده در اين گونه ي ادبي را به بررسي مي‌نشيند. به تفاوت‌هاي ميان تراژدي يونان و تراژدي مدرن مي‌پردازد و در حاليکه تراژدي يونان را با ويژگيهايي نزديک‌تر به اصل تراژدي، معرفي مي‌کند، اين شائبه را در ذهن مخاطب ايجاد مي‌کند که گويي تراژدي مدرن تنها صورت انحرافي تراژدي است. گام آخر در اين نوشتار ارائه ي تحليلي است از نظريه ي تراژدي هگل. نظريه ي تراژدي هگل، به دليل نگاه متفاوت او به موضوع، از طرفي مورد اقبال قرار گرفت و از طرف ديگر مانند هر نظريه ي فلسفي ديگري از نقد و خرده گيري اخلافش، مبرا نماند. ولي با اين همه تأثيري که اين نظريه بر گفتمان ادبي بعد از خود گذاشت، غير قابل انکار است.
جایگاه  ((دیگری)) در اندیشه هوسرل و خدایگان و بنده هگل
نویسنده:
مهدی فرقانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله جایگاه «دیگری» در مبحث خدایگان و بنده هگل و فلسفه ی هوسرلمورد بررسی قرار گرفته است و سعی شده است اهمیت مفهوم «دیگری» برای این دو فیلسوف آشکار شود. در فصل مربوط به هگل، سیر تکامل آگاهی و پیشرفت آن به سوی خودآگاهی و رابطه میان خودآگاهی ها محورهای اصلی پژوهش می باشند که در نهایت هگل تنها راهی که برای تکامل روح می یابد پذیرش «دیگری» است به عنوان موجودی همانند خود نه بیشتر و نه کمتر و نزاع میان خودآگاهی ها که در قالب خدایگان و بنده شکل میگیرد سرانجام به به تعامل میان این دو ختم میشود.در فصل مربوط به هوسرلابتدا سعی شده است شناختی کلی از سیر تکامل فلسفه وی ارائه شود و سپس به بررسی تفکرات این فیلسوف در باب مبحث «دیگری»که در کتب آخر این فیلسوف بویژه در تاملات دکارتی آورده شده پرداخته شده است. هوسرل نیز همانند هگلبرای «دیگری» جایگاهی اثر گذار در فلسفه اش قائل است.برای هوسرل پذیرش «دیگری» به عنوان ضامن اطمینانی است برای صدق معرفت و شناختما و راهی است برای جلوگیری از سقوط در ورطه یخودتنها انگاری و ایده آلیسم صرف که فلسفه هوسرل را همواره تهدید میکند. در فصلی دیگر به اشتراکات این دو فیلسوف در باب مبحث «دیگری» پرداخته شده است و در انتها اثر گذاری این دو فیلسوف بر متفکران بعد از خودشانپیرامون مبحث «دیگری» بررسی شده است.
سوبژکتیویسم دکارت: نقطه عزیمت فلاسفه عصر جدید
نویسنده:
سیمین اسفندیاری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبایی,
چکیده :
در مقاله حاضر، ابتدا به توضیح مختصر «کوگیتو» دکارت و تاثیر آن در اصالت و قوام بخشی انسان پرداخته می شود. در واقع، دکارت با تاسیس اصل «کوگیتو» و تفسیر آن به عنوان بنیاد تزلزل ناپذیر هستی، یگانه «سوژه» حقیقی را «من» انسانی از آن جهت که فکر می کند، می داند. بر اساس تلقی دکارت، انسان به مثابه ماشینی است که برخورداری از نفس او را از سایر موجودات ممتاز می سازد. این وجه ممیزه، یعنی نفس، که ذات آن اندیشه است، همان است که در کل تفکر عصر جدید به صورت های مختلف مورد تامل قرار گرفته است. به علاوه، همین اصل مشهور دکارت، یعنی «می‌اندیشم، پس هستم» است که «سوبژکتیویسم» را در دل نظام فلسفی خود قرار می‌دهد؛ برای همین، «سوبژکتیویسم» یکی از مباحث اساسی و مهم فلسفه غرب است که در مراحل تکاملی آن، علاوه بر دکارت در عصر جدید، فلاسفه ای چون کانت و هگل آن را از لحاظ معرفت شناسی بررسی کرده اند. بالاخره به اندیشه «خودگرایی» به عنوان حد افراطی «سوبژکتیویسم» پرداخته می شود که البته دکارت از اینکه از سوبژکتیویته او برداشتی خودگرایانه به معنای ایدئالیستی شود، می گریزد.
صفحات :
از صفحه 113 تا 128
مفهوم خدا از دیدگاه هگل (براساس کتاب کوئینتین لاوئر)
نویسنده:
زهره جمشیدی‌کیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هگل به‌عنوان يكي از بزرگترين فلاسفه همواره محل بحث بوده است و پيچيدگي انديشۀ وي و زبان دشواري كه براي بيان اين انديشه‌ها به‌كار برده است، نه تنها فهم فلسفۀ وي را دشوار ساخته بلكه امكان تفسيرهاي مختلف و گاه كاملاً متفاوت را به هگل‌شناسان و منتقدان وي مي‌دهد. كوئينتين لاوئر تفسيري ويژه از هگل در آثار متعدد خود ارائه داده است. يكي از مهمترين آثار وي كتاب مفهوم خدا از ديدگاه هگل است كه در آن تلقي هگل از خدا بر مبناي «منطق» خاص وي تفسير شده است. اين كتاب مبناي پژوهش ما در اين رساله واقع شده است. لاوئر در اين اثر، پس از اينكه مرتبط بودن دين و فلسفه در انديشۀ هگل را پيش‌فرض خود قرار مي‌دهد، با در اختيار گرفتن معناي منحصر به‌فردي كه هگل از «مفهوم» مد نظر داشته آغاز كرده و با استناد به قطعاتي از كتاب علم منطق و حواشي بعدي هگلبر آن، تلاش كرده است تفسير منطقي خود را مستند ارائه كند كه بر طبق آن بايد خداي مد نظر هگل را از راه منطق او فهميد. پس از آن، وي درباره خدا به‌مثابه روح و امر نامتناهي، براهين اثبات وجود خدا، و اينكه آيا مي‌توان هگل را متهم به همه‌خدا‌انگاري كرد يا نه، بحث مي‌كند؛ و در نهايت به‌تفصيل به ارتباط خاصي كه ميان فلسفه و دين مي‌توان دريافت، مي‌پردازد.رسالۀ حاضر بر مبناي ترجمه دو فصل نخست كتاب مفهوم خدا از ديدگاه هگل، مقدمه‌اي تحليلي دربارۀ الهيات هگل به‌دست مي‌دهد.
آشتی فرد و اجتماع: جامعه‌ی مدنی و دولت در نظر هگل
نویسنده:
میثم پورافضل
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این رساله سعی شده است تا با محوریت مفهوم «آشتی»، فلسفه‌ی سیاسی- اجتماعی هگل بازخوانی شود. علت انتخاب این مفهوم به عنوان مدخل این رساله آن است که به واقع، وظیفه و غایت فلسفه از نظر هگل، «آشتی» و رفع شکاف‌ها و رخنه‌هایی است که در طی تاریخ پدیدار می‌شوند. در فلسفه‌ی سیاسی، این شکاف در شکل «تقابل و نزاع میان فرد و اجتماع ظهور» می‌کند. پس ابتدا باید چیستی و چگونگی این شکاف را شرح داد و سپس نشان داد چگونه می‌توان این گسست را از میان برداشت.برای این کار، ابتدا خاستگاه تاریخی مفهوم آشتی، با توجه به رویدادهای زمانه‌ی هگل و به ویژه انقلاب فرانسه، بیان شده و سپس، خاستگاه نظری «آشتی» و مسئله‌ی «مناقشه‌ی نظر و عمل» و پاسخ هگل به آن، با توجه به فیلسوفانی همچون روسو، کانت و نیز سنت رومانتیسیسم آلمان بررسی شده است. در ادامه، با ورود به فلسفه‌ی سیاسی هگل، نزاع فرد و اجتماع و منشاء آن در انسان‌شناسی و فلسفه‌ی سیاسی هگل تصویر شده و در آخر، راه‌حل هگل برای «آشتی فرد و اجتماع»، یعنی نظریه‌ی دولت هگل بر اساس کتاب فلسفه‌ی حق، آمده است.
نسبت میان آگاهی و آزادی در فلسفه هگل
نویسنده:
کاوه خورابه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله شناختو به تبع آن نظریه‌ی شناخت ، هماره مسئله‌ای مهم برای اذهان فلسفیِ فیسلوفانی بوده است که بر آن بوده‌اند تا با مواجهه با جهان واقعیت بیرون فرایند شناسایی و تعامل آن را با ذهن یا سوژه‌ی اندیشنده دریابند. لذا در فرایند شناخت همواره با دو سوی «واقعیت» موجود و ذهن کنشگرِ آماده برای شناسایی روبه‌روییم. از این لحاظ ، شناخت واقعیت، نحوه و نوع شناخت آن درنهایت بستگی به درک صریح واقعیت دارد . بنابراین به نظر می‌رسد در فرایند شناخت آنچه مقدم بر شناخت می‌گردد همانا مسئله هستی‌شناختی واقعیت موجود است.به عبارت دیگر تاریخ فلسفه همانا تعامل سوژه‌ی اندیشنده با جهان بیرون بوده است. به نظر هگل فیلسوفان همواره میان شناخت و واقعیت فاصله انداخته اند و از این رو شناخت را چونان ابزار و رسانه ای به منظور دستیابی به حقیقت و واقعیت در نظر گرفته‌اند.هگل با نقد این نگرش ها بر آن است تا با در نظر داشتِ شناختبه مثابه علم به تعریفی نوین از آن دست یابد.او با رد دو پاره ساختن واقعیت موجود از سوی کانت به دو حوزه‌ی پدیداری و ناپدیداری،گذار شناخت از مرحله آگاهی طبیعی تا دستیابی به شناخت مطلق را که از ابتدابا امر مطلق سرو کار دارد ،ممکن می سازد. در این میان آزادی خود را به مثابه مقوله ای بنیادین در فرایند مسیر آگاهی تثبیت می‌کند.اینکه هگل را فیلسوف آزادی لقب داده‌اند به این معنا است که آزادی در ذات و کنه تفکر او قرار گرفته است و حذف این مقوله از تفکر او به معنای طرد و نفی فلسفه‌ی او خواهد بود.هگل آزادی را عالی‌ترین و والاترین محتوا و مضمونی می‌داند که هر سوژه یا کنشگری می‌تواند آن را در خود به وجود آورد؛ به عبارت دیگر هگل منزل‌گاه و سرنوشت نهایی روح را آزادی می‌داند، بنابراین آنگاه کهروح در مراحل گذار آگاهی ره می‌پوید، منزل‌به منزل با آزادی مواجه می‌گردد و هرآینه در می یابد که در رویارویی با اشکال مختلف آگاهی میان او و آزادی هیچ امر بیگانه‌ای وجود نخواهد داشت. لذا آزادی همانا خودآگاهی است به این معنا که دستیابی به آزادی واقعی برای انسان میسر نمی‌شود مگر با وقوف به این امر که جهان همانا خود اوست. هدف اصلی هگل نشان دادن این است که آزادی عبارت است ازگذر آگاهی به خودآگاهی و سپس نایل شدن به دانش مطلق که در آن به جهان به‌مثابه خود نگریسته می‌شود. پرسش بنیادین در این پژوهش همانا چگونگی نمود این مفهوم آزادی در خلال گذر ازمنزلگاهای متعدد آگاهی تا شناخت مطلق است.
زمان و مکان در معرفت شناسى کانت و هگل
نویسنده:
ابوالحسن غفاری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه اموزشی و پژوهشی امام خمینی,
چکیده :
اهميت مباحث معرفت شناسى (اپيستمولوژيك) بر كسى پوشيده نيست. در فلسفه جديد، معرفت شناسى به حدى مهم است كه به جرأت مى توان گفت: فلسفه غرب بيش تر شأن معرفت شناسانه دارد تا هستى شناسانه (آنتولوژيك). اعتقاد بر اين است كه كانت نخستين فيلسوف غربى بوده كه در معرفت شناسى، بيش از ديگر فلاسفه دوره جديد بحث نموده است، به گونه اى كه موضوع فلسفه را از وجودشناسى به معرفت شناسى تبديل كرده است. بنابراين، از زمان او تاكنون فلسفه غرب شأن معرفت شناسى گرفته است. در اين مقاله، به بخشى از دستگاه عظيم و عريض كانت و بخش هايى كه هگل از آن ها متأثر گرديده، پرداخته شده است.
  • تعداد رکورد ها : 29