مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
الماهیة النوریة (وابسته اخص نور)(حکمت اشراق) النوریة (وابسته اخص نور )(حکمت اشراق) انوار اشراقی انوار مشاهدی نور تام نور عارض نور غنی نور فقیر نور مجرد نور ناقص
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 39
اصالت نور و تحقق تبعی ظلمت در اندیشه سهروردی
نویسنده:
محمود هدایت افزا، عباس شیخ شعاعی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه فرهنگی تحقیقاتی إسراء,
چکیده :
شیخ اشراق در برخی آثار خود ـ علاوه بر نور ـ بر تحقق ظلمت در عالم خارج نیز تصریح نموده است. در نوشتار پیش رو ضمن اشاره به تلقی سهروردى از نور و ظلمت، مقوله‌بندى اشراقی موجودات، تصریحات شیخ اشراق بر تحقق تبعی ظلمت، پیشینه تفکر وى و توجه به معانی مختلف مفاهیم «اصیل» و «اعتباری»؛ نسبت بین نور و ظلمت در اندیشه شیخ اشراق و فرآیند تطبیق این دو بر مفاهیم وجود و ماهیت مورد تحلیل قرار گرفته است. در این راستا مشخص گردیده که معنای نور نزد سهروردی، أخص از معنای وجود نزد ملاصدرا است و به همین دلیل گاه از سوی صدرا و برخی شارحان وی نسبت تناقض‌گویی به سهروردی داده مى‌شود؛ اما لحاظ معانی وجود و ماهیت در اصطلاحات شیخ احسائی و تطبیق آن بر نور و ظلمت سهروردی، تفسیر نوینی از «اصالت وجود» در پیش روی ما قرار مى‌دهد که در پرتو این نگرش، نظام فلسفی سهروردی، قدرى منسجم‌تر و پویاتر به نظر می‌رسد. در این تفسیر نور یا وجود «موجود بالذات» و ظلمت یا ماهیت، «موجود بالتبع» ـ و نه بالعرض ـ به شمار مى‌رود.
صفحات :
از صفحه 143 تا 172
استعارۀ وجود به مثابۀ نور در فلسفۀ ملاصدرا
نویسنده:
وحید خادم زاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
لیکاف با نقد دیدگاه ارسطویی دربارۀ استعاره، نظریۀ شناختی استعاره را پایه‌گذاری کرد. با فرض پذیرش نظریۀ شناختی استعاره، مفاهیم انتزاعی مطرح در فلسفۀ اسلامی نیز به‌واسطۀ استعاره‌های مفهومی قابل فهم می‌شوند. این استعاره‌ها اغلب به صورت ناخودآگاه از سوی فلاسفه مورد استفاده قرار گرفته‌اند. وجود به‌عنوان یکی از مهمترین پایه‌های فلسفۀ ملاصدرا به‌واسطۀ استعاره‌های متعددی مفهوم‌سازی می‌شود. استعارۀ «وجود نور است»، تجربۀ متعارف ما از پدیدۀ محسوس نور را در قالب مجموعه‌ای از توصیفات وارد متافیزیک صدرایی کرده و جهت مفهوم‌سازی وجود به‌کار می‌گیرد. استعارۀ مذکور در متافیزیک و معرفت‌شناسی صدرایی نقش به‌سزایی دارد. تشکیک وجود مبتنی بر این استعاره قابل فهم می‌شود. همچنین بر اساس این استعاره، وجود متصف به ویژگی «ظاهر بذاته و مظهر لغیره» می‌شود.
صفحات :
از صفحه 19 تا 34
حجابهای نورانی و ظلمانی از دیدگاه امام خمینی (ره) و محی الدین بن عربی
نویسنده:
لیلاسادات حجازی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی تطبیقی احکام نور و وجود در حکمت اشراق و حکمت
نویسنده:
جمیله فاطمی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این مقاله ضمن مقایسه دو اصطلاح نور و وجود در فلسفه اشراق به مسایل ذیل پرداخته شده است: 1- مساوقت یا عدم مساوقت نور و وجود در فلسفه اشراق 2- تبیین استدلالهای سهروردی درباره بساطت نور و غنای آن از تعریف و بیان تحلیل ملاصدرا در باب استدلالهای شیخ اشراق. 3- بیان توجیه سهروردی در باب تشکیک انوار و تحلیل تناقض بین اعتبارات وجود و تشکیک انوار. 4- ارائه دو نوع تقسیم بندی انوار در مکتب اشراق و بیان اشکالات این دو نوع تقسیم بندی از دیدگاه ملاصدرا. 5- تقابل نور و ظلمت در حکمت الاشراق. 6- نحوه ادراک حقیقت نور.
صفحات :
از صفحه 69 تا 78
جایگاه نور در حکمت اشراق
نویسنده:
سید محمد علی دیباجی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
شیراز: دانشگاه شیراز,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
زبان فلسفی شیخ اشراق، زبان نمادها و استعار ه های اشراقی است. در این<br /> میان واژه ی نور از ویژگی خاصی برخوردار است. نور و واژه ی مقابل آن ظلمت، با<br /> ظرفیت معنایی زیاد خود بسیاری از معانی ناظر به خار ج و اعتبارات مربوط به آن<br /> در فلسفه ی رسمی (مشایی) را در خود جای داده است؛ معانی وجود، شیئیت،<br /> حقیقت و واقعیت در نور و معانی عدم، امکان، ماهیت و اعراض در ظلمت قابل<br /> اندراجند، اما آن چه در این جا مهم است دو مسأله است، اول این که با توجه به<br /> دیدگاه مشهور سهروردی – که وجود را از اعتبارات ذهن دانسته – آیا مراد او از<br /> نور یک معنای اعتباری (یعنی ساخته ی ذهن) است؟ و به همین ترتیب در معنای<br /> ظلمت نیز این سؤال تکرار می شود؛ دوم این که آیا نور تنها استعاره ای ناظر به<br /> معنای واقعیات خارجی است یا در مورد فاعل شناسا و جریان شناسایی (یعنی<br /> علم) هم به کار رفته است؟<br /> این مقاله ضمن بررسی معانی و کاربردهای نور به این دو مسأله پاسخ گفته<br /> است: در پاسخ سؤال نخست این مطلب مورد بحث قرار می گیرد که نور نزد<br /> سهروردی ظهور واقعیت است و نه تصور یا مفهوم واقعیت. و پاسخ سؤال دوم این<br /> است که نور با دو لحاظ هستی شناختی و معرفت شناختی مورد توجه سهروردی<br /> بوده و به همین دلیل شناخت (یعنی علم) و فاعل شناسا (یعنی نفس آدمی) هم با<br /> همان نور تعریف می شوند.
صفحات :
از صفحه 1 تا 20
بررسی و نقد نظریه اشراقی علم الهی
نویسنده:
مهدی عباس زاده
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نوشتار حاضر در صدد ارائـه تصـويری از سـیر تكـاملی تبيـین نظريـه اشـراقی علـم الهـی ـ آنگونه كه از سوی شهاب الـدين سـهروردی (شـيخ اشـراق) مطـرح شـده اسـت ـ و بيـان نقدهای صدرالمتألهين و نيز برخی ملاحظات نگارنده بر اين نظريـه اسـت. سـهروردی در بحث از علم الهی، طی سه گام مشخص، از رويكرد مشـائی بـه نظريـه اشـراقی علـم الهـی منتقل می شود. اين سه گام را می توان به ويژه در سه اثر اصلی او: تلويحـات، مطارحـات و حكمه الاشراق ملاحظه كرد. سهروردی بر اين باور است كه علم خدا، بـه ذات خـودش و به مخلوقات تعلّق می گيرد و از سنخ «علم حضوری» است. او علم حضوری خـدا بـه ذات خود را از طريق حضور ذات خدا برای ذاتش و علم حضوری خدا به مخلوقـات «در مقـام فعل» را از طريق اضافه اشراقی توجيه می كند؛ اما از علم الهی به مخلوقات «در مقـام ذات » (يا علم قبل از معلوم) غافل می شود. به همين لحـاظ نظريـه اشـراقی علـم الهـی، اگرچـه از جهاتی، نسبت به نظريه مشائی علم الهـی پيشـرفت قابـل تـوجهی را نشـان مـی دهـد، لكـن نقدهايی بر آن وارد است كه از سوی صدرالمتألهين در كتاب مهم او با عنوان تعليقات بـر شرح حكمه الاشراقِ قطب الدين شيرازی مطرح شده است و فلاسفه اسلامی بعدی نيز گاه تقريرات جديدی از آن ارائه داده اند. ملاحظـات ديگـری نيـز قابـل طـرح انـد كـه بـه نظـر می رسد در آثار سهروردی بی پاسخ مانده اند.
صفحات :
از صفحه 89 تا 106
بررسی رابطه معرفت با بصیرت در آیات و روایات
نویسنده:
فاطمه شکری بهین
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
به طور طبیعی علم اولین گام در رسیدن به آگاهی و رهایی از جهل و کوردلی و زدودن زنگار غفلت از روح انسان است ـ و گاه با عوامل دیگری جایگزین می‌شود ـ و به ایمان و معرفت عمیق منجر می‌شود. یعنی انسان از راه علم و با بحث و استدلال به باور و ایمان می‌رسد آنگاه برای پذیرش معرفتی از نوع برتر که بصیرت و روشن ضمیری و شناخت و آگاهی و رهایی واقعی از جهل است، آماده می‌شود.آنچه در این پژوهش نامه منعکس است، حاصل بررسی علمی برای روشن شدن ربط مفاهیم علم و معرفت با بصیرت است و یافتن راه‌های حصول و تقویت بصیرت و نیز اسباب از بین رفتن و تضعیف آن در قرآن و روایات است. در فصل کلیات پژوهش نامه، مفاهیم دخیل و نزدیک به موضوع فوق و نیز مباحث نظری کلی و در فصل دوم راه‌های حصول و تقویت و در فصل سوم موانع و تضعیف کننده‌های بصیرت بررسی شده‌اند. برآمد این پژوهش علاوه بر آشکار شدن این راه‌ها و موانع این واقعیت است که بین علم و معرفت با بصیرت تلازم و عینیت برقرار نیست بلکه بصیرت نوعی خاص از روشن ضمیری است که گاه بدون علم حاصل می‌شود و گاهی با علم نیز به دست نمی‌آید.
روش شناسی توصیف نزد شیخ اشراق
نویسنده:
سید عباس ذهبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها : دانشگاه معارف اسلامی,
چکیده :
شیخ اشراق به عنوان یک حکیم هستی‌شناس، هستی را ذومراتب می‌بیند و براساس همین رتبه‌بندی توصیفات متنوعی نیز ارائه می‌کند. این توصیف‌ها هم از لحاظ طولی متنوع‌اند و هم از لحاظ عرضی. بدین معنا که مثلاً توصیفات کشفی شهودی او اگرچه در عرض توصیفات تحلیلی منطقی او قرار می‌گیرند اما خود دارای یک نظام طولی و مترتّب برهم اند. بر این دو مورد توصیفات تجربی حسی و توصیفات تاریخی اسطوره‏ای را نیز باید افزود تا مجموعا ًبه چهار ضلعی انواع توصیفات او بتوان رسید. از طرف دیگر اگر چه قدما توصیف را متعلق به «مطلب هل» و تعریف را متعلق به «مطلب ما» می‌دانستند و آن دو را کاملاً جدا از هم مطرح می‌کردند اما در تفکر شیخ اشراق بین مقام تعریف و مقام توصیف اختلاف چندانی وجود ندارد. اولاً به دلیل آنکه موضعگیری او در بحث تعریف با رویکرد منطق دانان مشائی متفاوت است و ثانیاً به جهت آنکه توصیف‌های شیخ اشراق نیز ویژگی خاص خود را دارند به گونه‌ای که نمی ‏توان آنها را در تقسیم‌بندی‌های رایج جای داد .
مراتب خلقت از دیدگاه آیات و روایات
نویسنده:
حسین اترک
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مطابق آیات و روایات، عالم تکوین در دو بخش عالم انوار و عالم اجسام خلق شده است. عالم اجسام متوقف و وابسته به عالم انوار و عالم انوار مدبر آن است. اولین مخلوق خداوند، نور وجودی حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله است که همه چیز از آن‌پیدا شده و اصل عالم خلقت است. تعابیر مختلفی چون عقل، نور، روح و قلم درباره آن به کار رفته است. انوار حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام ، فاطمه علیهاالسلام ، ائمه اطهار، انوار 124 هزار پیامبر، عرش، کرسی، لوح، بهشت و انوار مؤمنین از نور وجودی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آفریده شده است. آب اولین مخلوق در عالم اجسام است که با واسطه از نور پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله خلق شده و از آن تمام این عالم ماده در شش روز از ایام ربوبی پدید آمده است.
صفحات :
از صفحه 28 تا 57
کارکرهای نظریه_ی مثل در فلسفه افلاطون و شیخ اشراق
نویسنده:
فاطمه بنی اسدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در طول سیر تاریخ فلسفه و حکمت، طرح نظریه‌ی "مُثل" از جانب افلاطون، نخستین نغمه‌ای بود که قلمرو هستی را از محدوده‌ی عالم محسوسات به عالم ماوراء محسوسات گسترش داده و دایره‌ی دید بشر را از تنگنای ادراکات حسی به عالم لایتناهی ادراک معقولات بسط داد. از سوی دیگر توجه کامل حکمای اسلامی به اندیشه " مُثل" و دفاع از آن از سوی برخی از حکما مانند سهروردی، انگیزه‌ای شد تا این اندیشه مورد توجه و بررسی قرار گیرد. افلاطون "مُثل" را متعلَّق اصلی علم می‌دانست و چون طبق نظر وی "مُثل" حقایق عینی‌اند، برای مُثل از حیث هستی‌شناسی، جایگاهی خاص قائل است. از سوی دیگر سهروردی نظریه‌ی عقول عرضیه را که برگرفته از "مُثل" افلاطونی است، جهت تبیین صدور کثرات مادی ارائه کرده است. وی عقول عرضیه را سلسله ای از انوار مجرد می‌داند که در انتهای عقول طولیه واقع شده و در عرض هم‌اند و از نظر وی ادراک نفس از طریق شهود عقول عرضیه،صورت می‌گیرد. در این پژوهش در پی‌آنیم درباره‌ی معنا، اثبات، ویژگی‌های مُثل و بررسی جایگاه مُثل در نظام هستی شناسی و معرفت شناسی این دو حکیم به بررسی بپردازیم.
  • تعداد رکورد ها : 39