جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی دعاوی ناسازگاری قرآن با دانش تجربی بشر
نویسنده:
روح‌الله نجفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر 16 مورد از مهم ترینتقابل های ادّعا شده میان قرآن و علم را گزینش نموده و به بررسی تفصیلی آنها می پردازد. گزاره های مزبور عبارتند از آفرینش شش روزه آسمان ها و زمین ، هفتگانه و طبقه طبقه بودن آسمان ها ، امکان شکاف برداشتن آسمان ، امکان افتادن آسمان بر زمین ، حرکت خورشید در فلک ، غروب خورشید در چشمه ای داغ یا گل آلود ، رجم شیاطین واجنّه با شهاب های آسمانی ، ریزش تگرگ از کوههایی در آسمان ، مسطّح انگاشتن زمین ، ساکن انگاشتن زمین ، تقدّمخلقت زمین بر آسمانها، وجود زمین های هفت گانه، زوجیّت همه موجودات، استقلال خلقت انسان از دیگر انواع، اختصاص جنسیت دانی جنین به خداوند و خروج منیّ از میان کمر و استخوانهای سینه.» (8 گزاره نخست به آسمان و اجرام آسمانی،4گزاره بعد به زمین و 4 گزاره پایانی به موجودات زنده ارتباط می یابند. ) در مورد گزاره هایی از این سنخ، برخی برآنند که خداوند برای ابلاغ وجا انداختن پیامخود از باورهای علمی معهود در نزد مخاطبان اولیه وحی بهره برده است. هر چند که پاره ای از این باورها با واقعیت امر تطابق نداشته اند. برخی دیگر نیز بر آن شده اند که اساساً خداوند از آسمان برای انسان کتابی فرو نفرستاده است، بلکه این انسان بوده که در زمین به جستجوی حقیقتی غایی و مطلق برآمده و در این راه به تجارب و آموزه هایی متعالی - والبته خطاپذیر- دست یافته است.به باور این قلم، منزّه دانستن قرآن از گزاره های کاذب وخلاف واقع ، پیامد منطقی تصدیق آن به عنوان کلام باری است. در نتیجه دو پیش فرض یاد شده در ترازوی قرآن باوران وزنی ندارند.با این همه از تلاش برای بازسازی فهم عرفی مخاطبان اولیه وحی گریزی نیست. چرا که خداوند در قرآن با ذات خود نجوا نمی کند، بلکه با انسان سخن می گوید. اگر خداوند با انسان سخن می گوید، نمی تواند بیرون از تاریخ بایستد و سخن بگوید. چرا که هیچ زبانی فرا تاریخی نیست، بلکه ارتباط زبانی در یک بافت تاریخی و در یک زمان ومکان معین قابل تعریف شدن است. ارتباط زبانی به معهودات ذهنی مخاطب تکیه دارد و فرایندی کاملاً دوسویه است . بدینسان قرآن مبین از الفاظ وجملات خود، معانی یا مصادیقی را اراده نمی فرماید که امکان فهم آن برای مخاطبان مستقیمش وجود نداشته باشد. از دیگر سو ممکن است که ملاحظه ظرف تاریخی نزول وپیشینه و زمینه آموزه های قرآن ، حلّ تقابل های مطرح شده را با دشواری روبرو سازد. برخی بر این باورند که هر گاهعلم قطعی با ظاهر آیه ای موافق نباشد، می توان از ظاهر آن دست کشید و تأویل آن را معتبر شمرد. راقم این سطور، بدون داوری در صحت یا سقم این مبنا ، استفاده از آن را در صورت ضرورت و برای برونشد از اشکال های مفروض ، متعیّن دانسته است.
ترجمه و تحقیق کتاب درآمدی کوتاه بر فلسفه، کلام و عرفان اسلامی نوشته ماجد فخری
نویسنده:
محمد بخشی فعله
نوع منبع :
رساله تحصیلی , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این رساله ترجمه و تحقیقی است از کتابی انگلیسی با عنوان فلسفه کلام و عرفان اسلامی درآمدی کوتاه که توسط پروفسور ماجد فخری به نگارش در آمده است. هدف کتاب این است که خواننده را با فلسفه کلام و عرفان آنگونه که در بافت اسلامی توسعه یافتند و بر هم تکامل و تعامل از آغاز تا انجام با اشاره به ریشه های یونانی و یونانی مابی فلسفه اسلامی بپردازد. ایشان به گونه ای موجز و در عین حال کافی و وافی جریانات اشخاص نوشته ها مفاهیم و مسایل اصلی فلسفی کلامی و عرفانی و مناسبات درونی میان آنها را برجسته کرده و به بررسی برخوردها و مشاجرات میان گروه های مخالف و مدافع فعالیت فلسفی پرداخته است. از امتیازات دیگر این کتاب پرداختن به این موضوع ها می باشد: توسعه فلسفه نظام مند در اسلام، کلام، عرفان و توسعه تصوف، تعامل اسلام با فلسفه و الهیات غربی، جریانهای معاصر فکری جهان اسلام. پروفسور ماجد فخری فیلسوف و متفکر لبنانی استاد ممتاز و بازنشسته دانشگاه جورج تاون واشینگتن می باشد که اینک ساکن ایالات متحده آمریکاست. عمده تخصص ایشان در زمینه تاریخ فلسفه اسلامی و همچنین فلسفه اخلاق است. کتاب معروف ایشان سیر فلسفه در جهان اسلام است که توسط جمعی از مترجمان به فارسی ترجمه شده است. در این تحقیق علاوه بر ترجمه کتاب که تلاش ما در آن ارائه ترجمه ای روان و در عین حال دقیق بوده است برخی توضیحات و تعلیقات را در جهت تکمیل نمودن مباحث کتاب به آن افزوده ایم. در مواردی نیز که کاستی و نقصی در مطالب کتاب مشاهده می شد و بررسی و نقد آنها پرداخته ایم. در پایان نیز واژه نامه انگلیسی-فارسی که در برگیرنده اصطلاحات فلسفی، کلامی و عرفانی به کار رفته در کتاب است تنظیم کردیم.
فرضیه تعاون بین علم و دین
نویسنده:
محمد شمص
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پایان‌نامه از یک مقدمه و خاتمه و از چهار فصل تشکیل شده است : در مقدمه به اهمیت موضوع و روش تحقیق اشاره کرده‌ایم، آنگاه در فصل اول به مساله ماهیت دین می‌پردازیم و در آن به بحث پیرامون معنای لغوی و اصطلاحی غربی و اسلامی دین و نیز مسائل و مشکلات و نارسائیهایی که در تعریف به آن برمی‌خوریم، می‌پردازیم. و در پایان ذکر می‌نمائیم که مراد ما از دین در این رساله چه می‌باشد. اما فصل دوم به بحث پیرامون ماهیت علم می‌پردازد که در این فصل ما به بحث پیرامون معانی علم و تعاریف و تقسیمات و انواع آن و تمایزات علوم و نیز بعضی ویژگیها و نارسائیهایی که روش علمی بدانها برمی‌خورد، می‌پردازیم، و آنگاه ذکر می‌کنیم که مراد ما از علم در این پایان‌نامه چیست . فصل سوم که خود از سه گفتار تشکیل می‌شود: -1 گفتار اول: این گفتار نسبتهای ممکن بین علم و دین را مطرح می‌نماید که عبارتند از: -1 اتحاد -2 تغایر -3 تداخل -2 گفتار دوم: به بحث پیرامون مبادی عمومی معرفتی این نسبتها می‌پردازد. که عبارتند از: -1 انتظارات ما از دین -2 انگاره و تصور ما از علم -3 زبان وحی و علم -3 گفتار سوم: این گفتار مبانی معرفتی خاص مربوط به این نسبتها را در نزد غریبان و مسلمانان بررسی می‌نماید. فصل چهار: که خود از سه گفتار تشکیل می‌شود: گفتار اول: بعد از بیان خلاصه‌ای از سیر تاریخی در جهت ارتباط و پیوستگی بین علم و دین به تفصیل پیرامون معانی همکاری علم و دین و ابعاد آن بحث کرده‌ایم که عبارتند از: -1 دین به علم جهت می‌دهد -2 تاثیر و تاثر متقابل -3 دین راه هدایت است -4 علوم جدید ریشه در دین دارند -5 الهیات طبیعی -6 الهیات لیبرال -7 الهیات طبیعت -8 علم و دین مکمل هم هستند. گفتار دوم: در این گفتار ما به ذکر بعضی از مصادیق هماهنگی بین علوم جدید و دین اسلامی پرداخته‌ایم. گفتار سوم: در این گفتار به بحث پیرامون تعارض و انواع آن و بعضی از اموری که توهم تعارض علم و دین را به وجود می‌آورند می‌پردازیم. اما در خاتمه: اشاره داشته‌ایم که علم سبب داشتن دختری (ناباب) به نام تکنولوژی معجزه نخواهد کرد و نکته دیگر که دین اساس فطرت است .
رابطه علم‌الهی و اختیار انسان در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
منصوره اشرف گنجوئی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مسائلی که فلاسفه در مورد آن اختلاف نظر داشته‌اند، علم خداوند به ذات خود و به ممکنات است. علم الهی به ماسوا در مرتبه‌ی ذات از سوی برخی مستلزم جبر در افعال انسان و منافی با اختیار او دانسته شده است. ملاصدرا با تکیه بر اصالت و تشکیک وجود و نیز قاعده‌ی «بسیط الحقیقه» اثبات می‌کند که خداوند به عنوان وجود کامل، دربردارنده‌ی جمیع حقایق هستی بوده و فاقد هیچ کمالی نیست، از طرفی چون به ذات خود عالم است، تعقل کننده‌ی جمیع ماسوا نیز می‌باشد. برخی با تکیه بر «تابعیت علم از معلوم» چنین پنداشته‌اند که علم به ماسوا در مرتبه‌ی ذات ممکن نیست. اما ملاصدرا بر این عقیده است که به علم الهی از دو بعد می‌توان نگریست؛ از یک منظر، علم الهی تابع معلومات و در نگاه دیگر متبوع آن‌هاست. او علم الهی به ماسوا در مرتبه‌ی ذات را از نوع دوم تلقی نموده و بدین ترتیب عدم سازگاری علم الهی و اختیار را رفع می‌کند. عده ای با بیان پرسش «تسلسل اراده های نامتناهی» اختیار را از انسان سلب کرده‌اند. ملاصدرا در پاسخ به آنان، ملاک فعل اختیاری را مسبوقیت به اراده ندانسته و صرف علم به فعل در نفس فاعل را برای اختیار کافی می‌داند. ملاصدرا برخلاف پندار برخی، ضرورت علّی و معلولی را ملازم با جبر در افعال انسان نمی‌داند. ویدر اثبات این مطلب برهانی متکی بر قاعده‌ی" الإضطرار بالإختیار لاینافی الإختیار" اقامه می‌کند. بنا بر این استدلال خداوند ایجاد کننده‌ی اختیار برای انسان است و در این صورت جبر لازم نمی‌آید.
دیدگاه ابن‌سینا و ملاصدرا در تعیین موضوع فلسفه و تمایز آن از سایر علوم
نویسنده:
نرجس عمرانیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
علم بودن یک علم مرهون انسجام مسائل و انسجام مسائل در گرو عاملی وحدت آفرین است؛ اغلب حکما این عامل را موضوع علم می‌خوانند و موضوع را ملام تمایز علوم از یکدیگر دانسته‌اند. موضوع فلسفه یکی از مباحث مهم و کلیدی فلسفه می‌باشد؛ به طوری که با تعیین موضوع فلسفه، حوزه فعالیت این علم و چگونگی مسائل آن شخص می‌شود. پرسش از چیستی فلسفه، متعلق به حوزه علم‌شناسی است. موضوع هر علم چیزی است که در آن از عوارض ذاتی آن بحث می‌شود؛ به تعبیر دیگر، محمولات مسائل علم از عوارض ذاتی آن هستند. لذا بین موضوع هر علم و مسائل آن رابطه تنگاتنگی برقرار است. موضوع فلسفه و بررسی مسائل آن همواره مور توجه فیلسوفان اسلامی در دوره‌های مختلف بوده است. اکثر فلاسفه اسلامی درباره موضوع فلسفه نظر یکسانی دارند؛ اما در مورد مسائل مطرح شده در آن اتفاق نظر ندارند و بعضاً مسائلی را در فلسفه وارد می‌کنند که مربوط به علمی دیگر بوده و سنخیتی با موضوع فلسفه ندارد. ازمیان فیلسوفان اسلامی شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا و صدرالمتألهین شیرازی، دو چهره برجسته این علم می‌باشند که دارای نظام فکری منسجم می‌باشند طبق دیدگاه این دو، موضوع فلسفه "موجود بما هو موجود" است و مسائل آن نیز از عوارض ذاتی وجودند که در رساله حاضر به این موضوع پرداخته شده است. برای اثبات موضوعیت "موجود بما هو موجود" برای ما بعد الطبیعه باید این نکته اثبات شود که محمول همه مسائل فلسفی از عوارض ذاتی "موجود بما هو موجود" است. اما نه تنها دلیلی بر اثبات این مطلب نیست، بلکه پاره‌ای از مسائل موجود در آثار این دو فیلسوف منطقاً از مسائل این فن بشمار نمی‌آیند؛ از جمله مباحث نفس، معاد، نبوت و امامت. تطبیق قواعد منطقی علم‌شناسی بر همه‌ی آن چه به عنوان مسائل فلسفی مطرح است، بسیار چالش‌برانگیز است؛ چراکه در مقام تعریف، مسائل فلسفی باید از عوارض ذاتیه "موجود بما هو موجود" باشند اما در مقام تحقق به مشکل برخورده و به نظر می‌رسد در برخی از مسائل فلسفی این نکته رعایت نشده است لذا شکافی میان مقام تعریف و مقام تحقق فلسفه به وجود می‌آید که باید برای پرکردن این شکاف تلاش‌هایی انجام شود. ازجمله اینکه در حوزه عملکرد، فلسفه و کلام اسلامی باید از هم جدا باشند، زیرا این دو، دو علم متفاوت با موضوع، مسائل، روش و غایت متفاوت می‌باشند و اگر بخواهیم فیلسوفانه به اثبات عقاید خود بپردازیم، می‌توان آنرا در علمی جداگانه یا در فلسفه‌های مضاف بررسی کرد لذا هیچ منعی به نظر نمی‌رسد که حوزه‌های گوناگون فلسفی را با شعاع‌های متفاوت و تعریف شده و با قراردادن موضوعات متفاوت و التزام به قاعده عوارض ذاتیه به فلسفه‌های اخص و اعم دست یافت.
علم شناسی فلسفی ملاصدرا
نویسنده:
مریم فخرالدینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
علم‌شناسی فلسفی، نگاهی وجودشناسانه به علم است که در آن، مباحث مربوط به علم، عالم و معلوم از آن حیث که وجود دارند، مورد بررسی قرار می‌گیرند. این نوع رویکرد به مسأله‌ی علم، در فلسفه‌ی ملاصدرا که مبتنی بر اصالت وجود است، جایگاه ویژه‌ای دارد و باعث شده که نظر صدرا در مسائل متعدد حوزه‌ی علم، متفاوت از فلاسفه‌ی پیش از او باشد. در این پایان‌نامه با بررسی تعریف علم و اقسام آن از نگاه ملاصدرا تلاش شده است مبانی فلسفی صدرا که در ارائه‌ی نظرات او نقش داشته‌اند، روشن شود. ملاصدرا براساس تعریف خود از علم و اقسام آن، تمام هستی را دارای شعور و ادراک معرفی می‌کند و حتی علم در جسمانیات را ثابت می‌نماید. علاوه بر مبانی هستی‌شناسی ملاصدرا، مبانی انسان‌شناسی او نیز تفاوتی عمده با سایرین دارد و صدرا براساس شناخت خود از نفس انسان و رابطه‌اش با علم، تبیین جدیدی از نحوه‌ی پیدایش ادراکات مختلف در نفس ارائه می‌دهد. همچنین نظرات ملاصدرا در حوزه‌ی علم، او را در تبیین علم خداوند به ماسوا، معرفت انسان به خداوند و اثبات غایتمندی هستی و سریان عشق در همه‌ی مراتب آن یاری نموده است؛ مسائلی که بی‌شک، حل نمودن آن‌ها بدون بهره‌گیری از ابداعات صدرالمتألهین در حوزه‌ی هستی‌شناسی علم، بسیار دشوار و شاید غیرممکن باشد. البته پس از بررسی نظرات ملاصدرا در مسائل وجودشناسانه‌ی علم و مباحث معرفت‌شناختی، بخصوص در رابطه با وجود ذهنی‌، تصور و تصدیق و کلیات، به نظر می‌رسد با وجود ابتکارات ملاصدرا در این مسائل نمی‌توان انتظار داشت که نگاه وجودشناسانه‌ی ملاصدرا تأثیر بسزایی در رویکرد معرفت‌شناسی او داشته باشد، زیرا براساس تفاوت نوع نگاه در این دو حوزه، رویکرد ملاصدرا نیز به مسائل مذکور مطابق با جایگاه بحث و با توجه کامل به این تفاوت‌ها بوده است. اگر چه توجه به همین حیثیت‌های متفاوت علم از جهت وجود یا حکایتگری‌اش، خود، عامل ابتکارات ملاصدرا در مسائل مذکور بوده است.
فعالیت های فرهنگی  امام علی(علیه السّلام)در دوران 25ساله ی پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)
نویسنده:
مریم رضایی فیجانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فعالیت های فرهنگی امام علی (علیه السلام) در دوران 25 ساله پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) به عنوان موضوع پایان نامه مشخص شده است .فعالیت های امام در این دوران به گونه ای است که نمی توان آنان را نادیده گرفت ،بلکه به عنوان یک فعالیت اثر گذار باید در نظر گرفته شود.این پایان نامه دارای شش فصل می باشد .در فصل اول به کلیات پرداخته است .فصل دوم زمینه های فعالیت فرهنگی امام علی (علیه السلام) در دوران قبل از رسالت تا رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از جمله گستردگی علم امام، تربیت یافتگی امام در نزد پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) وشایستگی های علمی امام و... مورد تدقیق وبررسی قرار گرفته وتبیین وتشریح گردیده است.انواع فعالیت های فرهنگی امام در حوزه های مختلف چون تفسیر قرآن ،جمع آوری قرآن ،مشاوره به خلفا، مناظره با اندیشمندان دیگر ادیان و....در فصل سوم بطور جداگانه آورده شده است.موانع فعالیتهای فرهنگی امام علی (علیه السلام) از مباحث دیگر است که در فصل چهارم مورد بررسی ،وبه طور جداگانه به مصادیق آن پرداخته شده است.در فصل پنجم به پیامدهای فعالیت فرهنگی امام با موضوعاتی چون امام علی (علیه السلام) پایه گذاروحدت اسلامی ،حافظ اسلام ومحور علومقرار گرفتن ایشاناشاره می کند.برخی از یافته های این فصول عبارتند از :1-به این نتیجه رسیدیم که امام علی (علیه السلام) علم خودرا از خزانه ی غیب الهی یا از تعلیمات پیامبر که آن نیز از مبداوحی سرچشمه می گرفت دریافت کرده بود وهمچنین بیانات پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در باره امام ،موقعیت حضرت علی (علیه السلام) را از نظر معنویت واز نظر اخلاص در دین به خوبی روشن می سازد.2-امام در این دوران به انجام خدمات علمی واجتماعی بسیاری موفق شد که تاریخ نظیر آن را برای دیگران ضبط نکرده است .3-با بسته شدن با ب معارف دینی ونهی از ژرف اندیشی راه برای انجام فعالیت های امام کم رنگ شد وامام کمتر می توانست به فعالیت های خود آزادانه عمل کند .4-امام توانستند ثمرات مفیدی را به جامعه اسلامی هدیه کنند که از جمله حفظ اساس اسلام ووحدت مسلمین بود .
بررسی رابطه علم، قدرت و اراده خداوند با اختیار انسان
نویسنده:
عبدالصمد معتمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع تحقیق حاضر رابطه علم، قدرت و اراده خداوند با اختیار انسان از دیدگاه اشاعره، معتزله و امامیه است. در این تحقیق تلاش شده است که دیدگاه این سه مکتب را از منظر کلامی مورد بررسی و تبیین قرار دهیم. اشاعره بر اساس توحید در ربوبیت و خالقیت معتقدند که افعال و کردار و گفتاری که از انسان سر می‌زند به قدرت و اراده خداوند است. قدرت و اراده انسان در آن هیچ تاثیری ندارد و تنها با فعل متقارن هستند بدون اینکه در ایجاد آن موثر باشند به طوری که افعال و اعمال انسان را در واقع خدا انجام داده و انسان ظرف صدور فعل اختیاری است. لذا به صورت مجازی انجام فعل به انسان نسبت داده می‌شود. لازمه این اعتقاد اسناد ظلم به خداوند است به این معنا که خداوند انسان را به ارتکاب گناهان مجبور کرده و در عین حال به خاطر آن گناه او را مجازات می‌نماید و این اسنا ظلم به خداوند استو حال اینکه خداوند عادل مطلق است و به هیچ بنده‌ای کوچکترین ظلم و ستمی را روا نمی‌دارد. تحقیق حاضر به تشریح دیدگاه‌های کلامی سه مکتب اشاعره، معتزله و امامیه درمقوله نسبت بین قدرت، علم و اراده الهی با اختیار انسان‌ها می‌پردازد و میزان تأثیر قدرت، علم و اراده خداوند متعال در اختیار آدمی از منظر این مکتب کلامی را تجزیه و تحلیل می‌کند. نویسنده برآن است تا نشان دهد انسان نه مختار است و نه مسلوب‌الاختیار، بلکه فعل اختیاری آدمی در عین این‌که فعل اوست، فعل خدا نیز محسوب شده و هیچ منافاتی بین آن‌ها وجود ندارد. به دیگر سخن، نه جبر لازم می‌آید و نه تفویضی در کار است. بدین منظور در چهار فصل دیدگاه‌های اشاعره، معتزله و امامیه را در این زمینه شرح می‌دهد. ابتدا کلیاتی از تحقیق و مفهوم واژه‌های علم، قدرت، اراده، جبر، اختیار، تفویض و امر بین‌الامرین و... سپس نسبت بین علم خدا و اختیار انسان بیان می‌شود. نگارنده در این زمینه اقسام و مراتب علم الهی همچون: علم به ذات خویش، علم به همه اشیا قبل و بعد از ایجاد و ادله علم به احوال موجودات قبل از آن‌ها را بررسیده و علم ذاتی، علم فعلی و سایر مراتب علم باری‌تعالی را از منظر اشاعره، معتزله و امامیه مطرح می‌سازد و دیدگاه‌های آنان را درباره رابطه علم خدا با اختیار انسان ذکر و تجزیه و تحلیل کرده است. نویسنده در فصل سوم به رابطه بین قدرت خداوند با اراده و اختیار انسان اشاره کرده و ضمن بررسی قلمرو قدرت خدا، عمومیت و عدم تناهی این قدرت، دیدگاه‌های اشاعره، معتزله و امامیه را در نسبت بین قدرت خدا و اختیار انسان‌ها شرح می‌دهد. وی سپس ادله امامیه را تقویت کرده و شبهه‌های وارد شده در این زمینه را پاسخ می‌گوید. نگارنده در فصل چهارم با اشاره به رابطه اراده خداوند متعال با اختیار انسان و ضمن تبیین مفهوم اراده و حقیقت آن در مورد خداوند و تفاوت اراده و مشیت الهی، نسبت بین اراده الهی و اختیار انسان را از دیدگاه اشاعره، معتزله و امامیه بررسیده و دلیل‌های عقلی و نقلی امامیه درباره عدم منافات اراده الهی با اختیار انسان در صدور افعال را فراروی خوانندگان می‌نهد. آن‌گاه به جمع‌بندی تحقیق و نتایج حاصل از تطبیق دیدگاه‌های این سه مکتب کلامی می‌پردازد.
امامت و خلافت از منظر نهج البلاغه با تاکید بر نقد شبهات
نویسنده:
معصومه دولت ابادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
جایگاه ویژه امامت و خلافت به لحاظ اهمیت آن در راهبری اجتماعی، هدایت‌گری معنوی و وحدت جامعه و نیز نقش محوری آن- به لحاظ تئوریک- در مسایل تفسیری و روایی، کلامی و تحلیلی، فقهی، عرفانی، تاریخی و سیاسی بر کسی پوشیده نیست. این آموزه از دیرباز مورد توجه دانشمندان با مشرب‌های گوناگون همراه با نقد و نظر بوده است.هدف از این تحقیق، اولا کشف رابطه معنایی امامت و خلافت در نهج البلاغه، ثانیا ارائه جایگاه امامت ائمه شیعه علیهم السلام در نهج البلاغه با رویکرد روایی همراه تحلیل‌های عقلی و نقلی است. ثالثا تحقق بخشی اصالت امامت در ضرورت وجود امام، نص بر آن، علم و عصمت امام ازنهج البلاغه و سایر منابع اصیل می‌باشد. رابعا گردآوری شبهات، ناظر به نهج البلاغه از منابع قدیم و جدید، و سپس نقد و ارزیابی و ارائه پاسخ‌های مستدل و منطقی به آنهاست. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات بر اساس فیش‌‌برداری کتابخانه‌ای و جمع‌آوری اطلاعات از منابع و اسناد دست اول، و همچنین استفاده از لوح‌های فشرده و نرم‌افزارهای تخصصی در این زمینه و نیز مراجعه به پایگاه‌ها و سایت‌های موافق و مخالف در موضوع بحث بود. امامت و خلافت هرچند در لغت متفاوتند اما هر دو بر یک واقعیت دلالت دارند. و دو عنوان منطبق بر یک مصداق‌اند. در متن برآمده از نهج‌البلاغه، امامت رکن رکین دین و از اصول و ضروری مذهب تشیع به شمار آمده است. و با توحید و معاد پیوند معنادار و منطقی دارد. ضرورت هدایت تکوینی و مرجعیت دینی و احیا و پاسداری از سنت نبوی ایجاب می‌کند زمین هیچگاه از وجود حجت خدا و خلیفه الهی بر مردم خالی نباشد که واسطه فیوضات ربوبی بر بندگان فراهم آورد. در اندیشه علوی، امامت و خلافت مقام وراثت، وصایت و اصطفای الهی است که امام را به سلسله انبیا و اوصیا متصل می‌کند و برخاسته از انتصاب الهی و حق امام علی(ع) و فرزندان آن حضرت است. این احقیت از حکمت حق تعالی و سپس از کمالات ذاتی نشات می‌گیرد که مهمترین آنها علم خاص و ملکه عصمت امام است. امام‌علی(ع) در اثبات حقانیت خود به جانشینی پس از رسول‌خدا(ص) به نص و نصب، شایستگی‌ها و فضائل خود استناد فرمودند. از سوی دیگر انتقادها از همان ظهور اولیه یعنی رحلت پیامبر اعظم(ص) و نادیده انگاشتن اصل جانشینی امام علی(ع) در جریان سقیفه از طرف مخالفان مطرح شد که امروزه در بعضی سایت‌ها و در آثار نوشتاری و گفتاری، بعضی روشنفکران شبهات در شکلی جدید احیا و تبلیغ می‌شود. حال آن که امامت بر سه پایه اصلی نصب ونص، علم خاص و ملکه عصمت مبتنی است و شبهات تردیدها در هر سه حوزه قابل ابطال است.
دیدگاه مکاتب قم و بغداد درباره ی عصمت، علم و غلو و بازخورد آن در مطالعات حدیثی
نویسنده:
روح‌الله شهیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مکتب نصّ گرای قم و مکتب عقل گرای بغداد با توجه به اختلاف روش و منبع تحقیق، در نظام امامت پژوهی، زیر شاخه ها و ملازمات آن به ویژه علم و عصمت و غلو اختلافات و تمایزهایی دارند. این اختلافها در تبیین و ارزیابی روایات نیز ثاثیر داشته است. قمیان بر پای? احادیث و نصوص معتقد بودند که امام محور تعادل عالم تکوین و تشریع است و در راستای ایفای این نقش از منابع علم متعدّدی چون توارث، تحدیث، توسّم و فراست بهره می برد و علوم مختلفی را چون علم به دین، رخ دادهای آینده، باطن افراد و غیره در اختیار دارد. امّا بغدادیان از منظر عقلی، امام را لطفی در راستای تقرّب بندگان به طاعت خداوند می دیدند و بر این اساس منابع علم امام را نوعاً به توارث فرو کاسته و علم او را به حوز? احکام و سیاست ویژه می ساختند. پذیرشِ روایات منابع و گستره های علم امام و فهمِ ظاهر گرایان? آنها از سوی قمیان و عدم پذیرش برخی از روایات منابع علم، تخصیص روایات عامّ علم امام به حوز? احکام، حمل روایات دالّ بر آگاهی امام از آینده، بواطن و ... بر معجز? امام و نه یک صفت ضرور و همیشگی برای امام از سوی بغدادیان، بازخورد مبانی کلامی پیش گفته در مطالعات حدیثی دو مکتب است. در مسأل? عصمت نیز هر چند قمیان امام را از عیوب ظاهری و گناه معصوم می شمردند ولی سهو در اعمال عبادی را بر او جایز می دانستند. بغدادیان هم در عین باور به عصمت امام از گناه و برخی از عیوب ظاهری، او را مطلقاً از سهو در عبادات مبرّا می دانستند. هر دو مکتب روایات منافی با عصمت امام از گناه را باطل انگاشته یا آن را به گونه ای توجیه و تأویل می نمایند ولی در موضوع عصمت امام از سهو، قمیان افزون بر پذیرش صدور روایات سهو النبی، در موجّه ساختن آن نیز سعی بلیغ دارند ولی بغدادیان این روایات را نقد و ردّ می کنند. هر دو مکتب باور به الوهیّت و ربوبیّت ائمه را از شاخصه های غلو در ذات می دانند و در نقد یا توجیه روایاتی که به صراحت بر این امور دلالت دارند، می کوشند. امّا در تعیین مصداق روایاتی که لازم? معنایی آنها به چنین غلوی می انجامد، همداستان نیستند. پذیرش روایاتِ عوالم پیشا خلقتی و توجیه مسائل مختلف با بهره گیری از آن و قبولِ روایات سهو النبیّ از سوی قمیان و ردّ پاره ای از روایات مربوط عالمهای پیش از آفرینش، متّهم کردن راویان ناقلِ آنها، تأویل پاره ای دیگر از این روایات وردّ احادیث سهو النبیاز سوی بغدادیان نمونه ای از این اختلاف است. افزون بر این بغدادیان ثابت ماندن تعداد روزهای ماه رمضان را از شاخصه های غلات می دانند، حال آنکه قمیان این روایات را نقل کرده و در صدور آن شکّی به خود راه نمی دهند. تعیین مصداق راویان غالی بر اساس معیارهای پیش گفته نیز از موارد اختلاف میان قمیان و بغدادیان است. بغدادیان بحث غلو در صفات را نیز به غلو در ذات افزوده اند و معتقدند ضروری و همیشگی دانستن علم امام به رخ دادهای آینده، باطن افراد، زبانها و... معتقد باشد، غلو است و منابعحدیثی در بردارند? این مطالب را نقد می کنند، حال آنکه قمیان روایات دالّ بر این علوم را به راحتی پذیرقته، منابعدر بردارند? آن را مورد استناد قرار می دهند و جزء باورهای بنیادین ایشان است. قمیان و بغدادیان اباحی گری را شاخص? عملی غلات می دانند ولی در برابرمستند آن، یعنی احادیثی که اصل دین را معرفت اهل بیت و دشمنان آنها می دانند، عملکردی متفاوت دارند. قمیان با اعتقاد به اصالت باطن در دین و ملازم? جدایی ناپذیر ظاهر با آن، این روایات را می پذیرند، امّا بغدادیان این روایات و مآخذ آن را ردّ می کنند.