جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نسق أفلاطون في الفلسفة اليونانية
نویسنده:
د. سعدية بن دنيا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
لقد كان أفلاطون يبحث في مجالات الطبيعة كلها ويرى في الماهيات المعقولة الموضوع الجوهري الحقيقي للعلم، فنظرية المثل كانت المنطلق والأساس الفكري الذي شيد من خلاله نسقه الفلسفي، ذلك أن القول بوجود عالم مفارق هو طريق لتحصيل المثل العقلانية، وهو نفسه طريق إلى الحقيقة المطلقة لا بالنسبة إلى نظريتي الوجود والمعرفة فحسب بل إلى نظرية الأخلاق أيضا. وهذا دليل قاطع على التناسق الكبير بين جميع عناصر الفكر التي انصهرت وتفاعلت داخل البناء الفلسفي الأفلاطوني.
صفحات :
از صفحه 112 تا 131
صورت جوهری
عنوان :
نویسنده:
سیدحسن احمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه شهید بهشتی,
چکیده :
عنوان بحث در این مقاله صورت جوهری است. این مقاله تحلیلی است مبتنی بر کتاب زتا. ارسطو این اصطلاح یعنی صورت جوهری را به کار نمی برد، اما ما آن را صورت جوهری می نامیم. بحث صورت در فلسفه ارسطو یکی از مهم ترین مباحث فلسفی به شمار می رود، زیرا موجودیت هر چیزی به صورت آن است نه هیولای اولی، زیرا هیولای اولی چیزی است بالقوه و یک شی منحاز و مستقل نیست و نمی تواند مشارالیه «این» قرار گیرد. اما صورت یک شی منحاز و مستقل است و می تواند مشارالیه «این» قرار گیرد و صورت است که به هیولای اولی تشخص می دهد. از میان اقسام جوهر، صورت مهم ترین آنها تلقی می شود، چون مرحله فعلیت است در این مقاله نیز بحث می شود که ما در مورد صورت جوهری هم واژه «this» به کار می بریم و هم واژه «such» را. این مقاله نشان می دهد که به کار بردن هر دو واژه مزبور در مورد صورت، درست است. لازم به یادآوری است که واژه «this» در مورد جزیی و واژه «such» در مورد کلی به کار می رود.
صفحات :
از صفحه 1 تا 23
حکمت مشرقی ابن سینا از منظر هانری کربن
نویسنده:
اعظم قاسمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران : دانشگاه امام صادق (ع) ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هانری کربن، ابن‌سینا را فیلسوف سلف سهروردی و از این جهت وی را پیشگام حکمت مشرقی می‌داند و بر این باور است حکمت مشرقی ابن‌سینا برای انسان معاصر، کارآمد و رهگشاست. وی با این هدف که چشم‌اندازهای سینوی را بگشاید، نخستین متفکری بود که در این راه قدم نهاد. به زعم وی فلسفه سینوی در شرق با حفظ نفوس فلکی به راه خود ادامه داد و نقادی غزالی تأثیری بر این حکمت نداشت. کربن با دغدغه‌های مختلفی در فلسفه غربی روبرو بود و بر این باور بود که حکمت مشرقی می‌تواند پاسخی به این بحران‌ها باشد. به همین دلیل معتقد به برتری فلسفه سینوی یا اشراقی بر مکتب ابن‌رشدی بود. وی اظهار می‌کند روشی را که با آن می‌توان حکمت سینوی را امروزی کرد را می‌توان «درونی‌سازی» نامید. با الهام از فرشته‌شناسی سینوی است که نفس با تحولی که در خود ایجاد می‌کند از این عالم مادی فراتر می‌رود و وارد عالم مثال می‌شود و این گونه است که عالم خیال یا عالم مثال به عنوان عالم رمزها اعتبار دوباره‌ای می‌یابد و انسان معاصر نیز می‌تواند در تجربه آن دخیل شود.
صفحات :
از صفحه 22 تا 40
روش شناسی و الگوشناسی افلاطون با تأکید بر رساله «تیمایوس»
نویسنده:
حسن عبدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
افلاطون مطالب برخى از رسائل فلسفى خود مانند رساله تیمایوس را «اورتوس میتوس» (mythos ortos) و «ایکوس لوگوس» (logos eikos) نامیده است. از نظر روش شناسى، این سؤال مطرح مى شود که مراد افلاطون از این دو تعبیر چیست؟ پاسخى که این مقاله به دو پرسش مذکور داده این است که وى از آن نظر که مایه اصلى برخى رساله هایش را اسطوره تشکیل داده و این اسطوره در خلال گفت وگوها و بر پایه روش دیالکتیکى به نحوى خالص و ناب مى گردد، از آن به «اورتوس میتوس» (داستان راست) (right Myth) تعبیر مىکند؛ و از آن نظر که ـ به هر حال ـ مى توان توجیهى براى محتواى این رساله ها یافت و به این طریق به «لوگوس» تقرّب یافت آن را «ایکوس لوگوس» (سخن راست نما) مى نامد. نکته ظریفى که از این مطلب به دست مى آید آن است که در نظر افلاطون، نه تنها رابطه میان این دو ـ به اصطلاح ـ رابطه «تقابل» نیست، بلکه مى توان گفت: اصولا «میتوس» در طول «لوگوس» قرار مى گیرد؛ یعنى «میتوس» راهى براى رسیدن به «لوگوس» است. در زمینه الگوشناسى افلاطون نیز در اینکه از نظر وى «مُثُل»، الگو و سرمشق تبیین ها از جمله تبیین چگونگى پیدایش و دگرگونى جهان هستند، تردیدى وجود ندارد. تنها این مشکل باقى مى ماند که در تطبیق تبیین ها بر الگوها، مشکلات و تنگناهایى به چشم مى خورد و البته افلاطون هیچ گاه تسلیم محال بودن ارائه تبیین کامل نشده، بلکه دیگران را به تلاش براى طرح تبیین کامل و ایده آل تشویق کرده است.
ادراک حسی افلاطون در نظام پارمنیدسی
نویسنده:
سیدابراهیم موسوی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبایی,
چکیده :
برای مدت‌ها رابطۀ ادراک حسی با معرفت از نظر افلاطون به نحوی بر اساس تفکر ارسطویی یا تفکر افلوطینی توجیه می‌شد، اما به‌تازگی آراء دیگری در این باره مطرح است که در آن دریافت اصلی خود افلاطون محل مداقه قرار می‌گیرد. این دیدگاه هنگامی جدی‌تر می‌شود که در مواردی همچون رسالۀ تئه‌تتوس (184 الف تا 187) ملاحظه می‌کنیم که افلاطون برخلاف نظر ارسطو و افلوطین نقشی را برای ادراک حسی در معرفت قائل نیست. هدف از این مقاله برجسته ساختن همین رویکرد است که با ارجاع به مکالمات افلاطون به پیش می‌رود. بدین ترتیب، چنین وجهۀ نظری از سوی افلاطون محور مهمی را در معرفت‌شناسی او ‌شکل می‌دهد که به نظر می‌رسد با تفاسیر قدیم و حتی جدید مغایرت دارد. ما در اینجا بیش‌تر بر وجه سلبی معرفت افلاطونی تأکید می‌کنیم و به وجه ایجابی آن چندان نمی‌پردازیم، هر چند در پی تأکید بر وجه سلبی وجه ایجابی معرفت‌شناسی افلاطونی نیز تا حدودی بررسی می‌شود.
صفحات :
از صفحه 9 تا 26
امر تراژیک، شاخصۀ فلسفی تراژدی
نویسنده:
علیرضا محمدی بارچانی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبایی,
چکیده :
از نظر ارسطو اجزای کیفی تراژدی شامل میتوس (پیرنگ)، سیرت، گفتار (بیان)، اندیشه، منظر نمایش و آواز است. او سه جزء میتوسِ هر تراژدی را دگرگونی (peripeteia)، بازشناخت (Angenorsis) و واقعه دردانگیز/ فاجعه (catastrophe) برمی شمارد که سبب هلاک یا رنج قهرمان تراژدی می شود. ارسطو در نگرش منتقدانه خود به تراژدی در پی یافتن شاخصه های فلسفی آن است. مطالعه تراژدی های یونان بوستان به ما نشان خواهد داد «امر تراژیک»، «حس تراژیک زندگی» یا «عنصر تراژیک» حاکم بر جهان تراژدی، قهرمانان تراژیک را در سیطره خود قرار داده است. در این راستا با ارایه نظرات میشل ویینی، کلیفورد لیچ، ماکس شلر، جفری برتون، آرتور شوپنهاور، گئورگ لوکاچ، لوسین گلدمن، والتر کاوفمن، هاینتس کیندرمن، و ورنر یگر درصدد تبیین امر تراژیک به عنوان مهم ترین شاخصه فلسفی تراژدی برخواهیم آمد و آنگاه با توجه به نظرات جورج اشتاینر، گیلبرت موری، ورنر یگر، جرالد الس، و کلیفورد لیچ وجوه تراژیک در تراژدی های آیسخولوس را نشان خواهیم داد و درخواهیم یافت امر تراژیک به عنوان هسته و جوهره اصلی تراژدی از سوی آیسخولوس راهی است برای رسیدن قهرمان تراژیک به شناخت تراژیک، یعنی «رنج بردن برای آموختن». و با «تحلیل فلسفی امر تراژیک» نشان خواهیم داد که تراژدی نویسان به تراژدی به عنوان فرمی نمایشی در زمینه ای دراماتیک می نگریسته اند، یعنی زمینه ای که ارکسترا (صحنه نمایش) را همچون جهان تلقی می کند، جهان نمایش. همچنین تلاش خواهیم کرد تا آشکار سازیم تراژدی نویس، افزون بر جنبه دراماتیک، از منظر فلسفی هم به تراژدی نگریسته است و «امر تراژیک» در نگرش فلسفی، به محدودیت، فرجام ناگوار، زجر و رنج قهرمان تراژیک و دستیابی اش به فقدان و شناختی رنج آور معنا می شود، لذا دو انگاره تراژیک بودن جزئی جهان و تراژیک بودن کل جهان را در پایان بررسی و تحلیل خواهیم کرد.
صفحات :
از صفحه 79 تا 103
در آمدی بر عالم مثال یا صور معلقه
نویسنده:
عبدالرضا جمال زاده
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ساوه: دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه,
چکیده :
متفکران و حکماء یونانی، اسلامی و هندی بر وجود عوالم گوناگون اذعان دارند اما حکمایی مانند ابن سینا، محقق داماد، ملاعبدالرزاق لاهیجی و میرفندرسکی وجود عالم مثال یا مثل معلقه را منکر شده اند. در عصر اسلامی حکمایی مانند شیخ اشراق، ملاصدرا و سبزواری بر اثبات آن و لزوم وجود آن به غایت پا فشاری نموده اند. این حکیمان معتقدند که بین عالم عقلی که عالم مجردات محض و عالم حسی که عالم مادیات محضه است، عالمی است که موجودات آن عالم، مقدار و شکل دارند اما ماده ندارند بنابرین مجردات محضه، مجردند از ماده و مقدار هر دو، و مادیات محضه متلبسند به ماده و مقدار هر دو، و موجودات عالم مثال از ماده مجردند اما به مقدار متلبسند. این عالم را عالم مثال و خیال منفصل و عالم برزخ می گویند. نظام عقلی، احسن نظام های ممکن و اتقن آنها است، آنگاه نظام مثالی که ظل نظام عقلی است قرار دارد. تثبیت نظام مثالی از مناظر گوناگون هستی شناسی، معرفت شناسی و دین شناسی اهمیت خاصی دارد. بر وجود عالم مثال ادله فراوانی از جمله قاعده امکان اشرف ارائه شده است.
صفحات :
از صفحه 1 تا 18
بازخوانی هستی شناختی و معرفت شناختی دیدگاه مثل
نویسنده:
محمود صیدی، عسگر دیرباز
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نظریه مثل مهم ترین دیدگاه فلسفی افلاطون بوده و در ضمن تمثیل غار مطرح گردیده است. او تلاش بسیاری در تبیین این نظریه و اقامه براهینی بر اثبات آن نموده با وجود این دیدگاه او در زمینه براهین اثبات و محسوساتی که دارای مثال اند دچار کاستی است. در پژوهش حاضر اثبات گردیده که انتقادات ارسطو، ابن سینا و علامه طباطبایی به این نظریه صحیح نیوده و دیدگاه آگوستین، آنسلم و کانت در مورد آن ناقص بوده و با انتقادات اساسی مواجه هستند. شیخ اشراق و در پی او ملاصدرا به عقول عرضی بودن مثل معتقد بوده و هر نوعی از انواع مادی را دارای مثال می دانند. نظریه مثل با قواعد فلسفی متعالیه و نه اشراق قابل اثبات است. این نظریه ارتباط تنگاتنگی با هنر، زیبایی شناسی، سیاست، حقوق، اخلاق، تعلیم و تربیت، معماری و علوم رایانه دارد.
معرفت و باور در جمهورى 7ـ5 (2)
نویسنده:
گیل فاین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‌سره,
چکیده :
معرفت شناسى سابقه اى ديرينه دارد. گرچه با ظهور فلسفه جديد غرب مركزيت و محوريت يافته است اين سابقه كهن، بيش تر و برجسته تر از هر كس، نزد افلاطون يافت مى شود. افلاطون در رساله هاى متعددى از معرفت بحث كرده، به طورى كه رساله تئتتوس كاملا به اين موضوع اختصاص يافته است. او همچنين در رساله هاى منون، فايدون و بالاخره جمهورى ـ كتاب هاى پنجم الى هفتم ـ درباره معرفت سخن گفته است. در رساله تئتتوس از ماهيت و چيستى معرفت بحث كرده است و از اين لحاظ كه همه تعريف هاى ارائه شده در آن رد و نفى شده اند و روى اين نكته تأكيد شده است كه معرفت چه چيزهايى نيست، بحث سلبى افلاطون در معرفت شناسى خوانده و ناميده مى شود. مباحث معرفت شناسى اين رساله در قالب مقاله جداگانه اى به قلم نگارنده اين سطور ارائه مى شود، اما بحث معرفت شناسى افلاطون در جمهورى به اين موضوع پرداخته است كه معرفت به چه چيزهايى تعلق مى گيرد و بالاخره چون متعلق معرفت ـ يعنى مُثُل ـ در قالب قضيه ايجابى معرفى شده است، اين بحث، بحث ايجابى افلاطون در معرفت شناسى خوانده مى شود. مقاله حاضر كه ترجمه فارسى مقاله Knowledg and Belief in Republic V - VII اثر «گيل فاين» مى باشد که به اين بحث مى پردازد.
آفرینش عالم از منظر فیلون و ابن عربی
نویسنده:
طاهره حاج ابراهیمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه علامه طباطبایی,
چکیده :
ظهور و آفرینش عالم از نظر فیلون و ابن عربی حاصل تحقق اراده خداوند یکتاست. هر دو متفکر که از سویی به ذات آفرینشگر متعال معتقدند و از سویی دیگر از نیای فکری مشترک، یعنی افلاطون و افلاطون گرایی تاثیر پذیرفته اند، می کوشند تا چگونگی آفرینش عالم کثیر توسط خداوند واحد متعال و منزه را تبیین کنند. از نظر ایشان فرایند خلقت مراتب و مراحلی دارد، و برای توضیح این موضوع، هر دو متفکر با نگرش ها و اصطلاح های خاص خود به آن پرداخته اند. این نوشتار در پی آن است تا نشان دهد چگونه این دو اندیشمند تاثیرگذار بر تاریخ تفکر بشری در تبیین خلقت عالم از چشم انداز های مشترکی برخوردارند.
صفحات :
از صفحه 123 تا 138