جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تحلیل انتقادی بنیان‌های فلسفی نظریه‌پردازی ارتباطات، از منظر حکمت صدرایی
نویسنده:
سید محمد علی غمامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
با وجود آنکه دوره‌ی جدید را عصر شکوفایی اطلاعات و ارتباطات می‌نامند اما انسان عصر جدید با بحران ارتباطی جدی‌تر و عمیق‌تری نسبت به گذشته مواجه شده است. جنگ‌ها، تجاوز‌ها و خشونت‌ها در این عصر در مقیاسهای «انبوه» و «جهانی» رخ می‌دهد. اگر بخواهیم آن را در قالب فلسفه‌ی نظریات ارتباطات مورد بررسی قرار دهیم شاید دو تعبیر «شکست ارتباط» از جان لاک و «خودتنها انگاری» از هوسرل، بینش و ادبیات فلسفی مناسب‌تری برای پرسش این رساله فراهم کنند. این پژوهش در پاسخ به این پرسش است که «ارتباطات در غرب چگونه نظریه‌پردازی شده که جهان مدرن را با بحران «تنهایی» و «شکست ارتباط» مواجه کرده است؟نوآوری این تحقیق در پاسخ به این سوال، توجه به خاستگاه نظریه ارتباط است. خاستگاه نظریه ارتباطات با تحلیل سه دانش‌واژه‌ی «اراده»، «عقل» و «کلمه» در اولین ارتباط انسان تبیین شده است. از نظر اندیشمندان غربی میان اراده و عقل با کلمات شکافی غیرقابل جبران پدید آمده است. ملاصدرا نیزبه خاستگاه ارتباط انسانی اهتمامی جدی دارد و نسبت اراده، عقل و کلام را با نظر به آیه‌ی شریفه‌ی «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُون» تبیین می‌کند.در این پژوهش پنج رساله‌ی فلسفی تأثیرگذار در حوزه ارتباطات از چهار حوزه‌ی معرفتی یونانی، انگلیسی، آلمانی و فرانسوی انتخاب شد؛ «گرگیاس افلاطون»، «رتوریک ارسطو»، «جستاری در باب فاهمه‌ی بشریِ جان لاک»، «تأملات دکارتی ادموند هوسرل» و «درباره گراماتولوژی ژاک دریدا». پس از «روش‌شناسی بنیادین»، مبتنی بر روش «‌تحلیل تطبیقی نامتوازن»، به شناسایی و «استنطاق» متون حکمت متعالیه پرداخته شد و از همین منظر به نقد جریان نظریه‌پردازی ارتباطات در غرب پرداخته شد.نتیجه آنکه سه ساختار مفهومی و سه کنش اصلی در ارتباط شناسایی شد: خود – دیگری، گفتار- نوشتار، معنا – نشانه در محور ساختاری و دیالکتیک، لاجیک و رتوریک (شیوه‌ی گفتگویی، شیوه‌ی استدلالی و شیوه‌ی سخنورانه. دلیل اصلی شکست ارتباط در تفکر مدرن، گرفتار شدن ارتباط در قالب این دوگانه‌های - اساسا جدا از همدیگر - است که یا در «تقابل» با همدیگر قرار دارند یا در «تعادل». کنش ارتباطی به هر میزان که به نشانه‌ها نزدیکتر باشد از معنا فاصله بیشتری دارد و دچار وانمایی، ابزارگرایی و خشونت می‌شود و به هر میزان که به معنا نزدیک شود دچار عرفان‌مآبی، بی‌قانونی و انفعال می‌گردد. به هر میزان که انسان به دیگری توجه کند از هویت خود فاصله می‌گیرد و به هر میزان که خود را در نظر داشته باشد به خودخواهی و خودمحوری بیشتری دچار خواهد شد. در میان دیالکتیک، لاجیک و رتوریک نیز همین تقابلها و تعادلها وجود دارد که به تفصیل به آنها پرداخته شده است. در نظریه‌پردازی ارتباطات در غرب، این دوگانه‌ها در وضعیت «متقابل» و «متعادل»، «سکولار» می‌شوند اما حکمت متعالیه نشان می‌دهد که دوگانه‌ها در نسبتی «قوسی» و «متعالی»، «قدسی» می‌شوند. صدرالمتالهین با تبیین قوس صعود و نزول کلام، به جای سه کنش دیالکتیک، لاجیک و رتوریک، یک سیر از کلام ابداعی تا تکوینی و تشریعی را تشریح می‌کند که در آن، جهت‌گیری ارتباط به سمت خود، عین جهت‌گیری به سمت دیگری است و در همان حال به سمت خدا جهت‌گیری دارد و دوگانه‌های ارتباطی به جای «تعادل» و «تقابل» به «تعالی» و «توحید» بازمی‌گردند.
استحاله تناسخ در فلسفه اسلامی و اعتقاد به رجعت
نویسنده:
ارشدریاحی علی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
در این مقاله ابتدا رجعت با ادله نقلی اثبات شده و سپس در بحث تناسخ، مهم ترین ادله استحاله آن با تحلیل نقادانه بررسی شده است. این ادله با دقت در مقدمات و لوازم آن ها، به وسیله اشکال هایی ابتکاری مورد نقد قرار گرفته و این نتایج به دست آمده است که اولا: هیچ یک از این ادله با نظریه رجعت تنافی ندارد؛ ثانیا: از پنج دلیل استحاله تمام اقسام تناسخ. دلیل اول (بر اساس نظریه حرکت جوهری یا اتحاد عاقل و معقول) استحاله تمام اقسام تناسخ را اثبات می کند، ولی دلیل دوم تنها تناسخ مطلق را ابطال می نماید و دلیل پنجم (بر اساس نظریه اتحاد عاقل و معقول) تنها قادر به ابطال برخی از اقسام تناسخ است. دو دلیل دیگر باطل است. دلیل اول از دو دلیل استحاله تناسخ نزولی تنها برخی از آرای قائلان به این نوع تناسخ را ابطال می کند. دلیل دوم استحاله تناسخ نزولی و دلیل استحاله تناسخ صعودی، هر دو، باطل اند.
صفحات :
از صفحه 9 تا 27
مقایسه نگرش ابن سینا و ملاصدرا درباره اتحاد عاقل و معقول
نویسنده:
منیره سیدمظهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 65 تا 84
بررسی تطبیقی تعقل از نظر ابن‌سینا و ملاصدرا
نویسنده:
ناهید قهرمان‌دوست
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تعقل یا به عبارتی تصور معانی کلی و وصول به مجهولات از معلومات تصوری و تصدیقی از جمله افعالی است که مختص انسان است. این عمل توسط قوه ای به نام عقل انجام می‌گیرد.قوه ای که مختص انسان است و معانی مجرد را ادراک می‌کند.از نظر ابن سینا و ملاصدرا فرآیند تعقل برای نفس ناطقه، به دو طریق متفاوت حاصل می‌شود؛ به گونه ای که ابن سینا ادراک عقلی را قبول صوری که از هر جهت مجرد از ماده است، تعریف می‌کند. از نظر او مراتب مختلف ادراک از ادراک حسی گرفته تا ادراک عقلی، با میزان و مرتبه ای از تجرید همراه است و در این میان ادراک عقلی یا همان تعقل از بالاترین میزان تجرد برخوردار است. اما از نظر ملاصدرا ادراک معقولات به دنبال تجرید آنها از ماده صورت نمی‌گیرد، بلکه نفس در مرتبه ادراک صورعقلی به مشاهدهمعقولات می‌پردازد و با آنها اتحاد پیدا می‌کند.از نظر این دو فیلسوفنفس به عنوان فاعل تعقل در این فرآیند از دو جایگاه متفاوت برخوردار است. ابن سینا بر این عقیده است که نفس هم چون آینه ای است که صور معقولات را در خود می‌پذیرد و آنها را منعکس می‌کند. به عبارت دیگر از نظر او نفس تنها قابل و پذیرنده معقولات است و به آنها متصف می‌شود. این در حالی است که ملاصدرا نفس را خلاق و آفریننده می‌داند و معتقد است صور معقوله از نشئات وجودی نفس ناطقه هستند. عقل فعال رکن مهم دیگر این فرآیند است. ابن سینا و ملاصدرا هر دو بر این عقیده هستند که این عقل به عنوان عاملی خارجی در به فعلیت رساندن نفس بالقوه انسانی نسبت به معقولات مطرح می‌شود که عقل هیولانی را به فعلیت می‌رساند و معقولات بالقوه رابرای او بالفعل می سازد.نگارنده در این تحقیق بر آن است که چگونگی حصول فرآیند تعقل برای نفس ناطقه را از دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا بررسی کرده وهم چنین به بیان جایگاه نفس و عقل فعال به عنوان دو عامل اساسی در فرآیند تعقل بپردازد.
امکان سنجی تطبیق انسان شناسی صدرایی و انسان در فلسفه های اگزیستانس (با تأکید بر اندیشه های یاسپرس و سارتر)
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان عربی، معصومه سادات سالک
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پرديس فارابی دانشگاه تهران ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«وجود» و «تقدم وجود بر ماهیت» عباراتی کلیدی در فلسفۀ صدرایی و فلسفه های اگزیستانس هستند که در نظر اول امکان بررسی تطبیقی و برقراری برخی تشابهات در زمینۀ انسان شناسی را به ذهن متبادر می کنند. صحت این فرضیه در بررسی دقیق تر واژه های «انسان»، «وجود انسانی» و نیز ملاحظۀ روش در فلسفۀ اگزیستانسیالیسم ملحدانه (به نمایندگی سارتر) و خداباور (به نمایندگی یاسپرس) پیگیری می شود و طرح هرگونه تطبیق در تحلیل مفهوم، روش، غایت، مبانی و خاستگاه های این دو مشرب فلسفی سنجش خواهد شد. این در حالی است که خصیصۀ اصلی اگزیستانسیالیسم که انسان به عنوان محور و حتی غایت در آن مطرح شده، ارجاع به امور عینی با کاربست شیوۀ پدیدارشناسانه است که در واقع نوعی واکنش به فلسفه های انتزاعی به شمار می آید. در حالی که در انسان شناسی صدرایی، محوریت انسان به سمت غایت قرب الهی جهت گیری شده و در تبیین سازوکار فلسفی این انسان شناسی، شیوۀ انتزاعی مبتنی بر مبناگرایی و وزن دادن به داده های انتزاعی ذهن به عنوان پیش فرض پذیرفته شده است. در انسان شناسی عرفانی که ملاصدرا متأثر از آن بوده، انسان محور عالم است و عالم در خدمت اوست. اما با این تفاوت عمده با مکاتب اگزیستانس که محور بودن انسان و شأن و منزلت او، به واسطۀ ارتباط او با حق تعالی است.
صفحات :
از صفحه 429 تا 462
تطابق ذهن و عین در معرفت شناسی صدرایی و کانتی
نویسنده:
محمدکاظم علمی سولا، طوبی لعل صاحبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله عینیت یکی از عمیق ترین مسائلی است که همواره ذهن عموم متفکران را متوجه خود ساخته است. دو فیلسوف برجسته اسلامی و غربی، ملاصدرا و کانت، این مساله را به نحو عمیق تری مورد کنکاش قرار داده اند. این جستار در صدد بیان این موضوع است که مسائل پیرامون معرفت در نظرگاه ملاصدرا تنها بر مبنای اصول هستی شناختی وی (ذو مراتب بودن هستی و به نحو اخص نفس انسان) و ابداعات خاصی که بر محوریت اتحاد عاقل و معقول مبتنی است از قابلیت توجیه بیشتری برخوردار است و در این راستا چگونگی و نتایج بدیع و عمیق این راه حل هستی شناختی و مقایسه آن با راه حل معرفت شناختی کانت را پی می گیرد.
مساله اتحاد عاقل و معقول در چنبره تعالی تفکر سینوی
نویسنده:
مصطفی مومنی، علیرضا کهنسال، مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسألۀ اتحاد عاقل و معقول یکی از مسائل مهم و بحث ­انگیز در طول تاریخ تفکر فلسفی بوده است که برخی از در انکار و برخی از سر اقبال بر آن وارد شده ­اند. ابن سینا از کسانی است که دو نگاه به این مسأله داشته است و از یکی به اثبات آن پرداخته است و از نگاه دیگر به انکار آن. حال آنچه مطرح می­ گردد این است که آیا در آرا این فیلسوف بزرگ تذبذب و تناقض وجود دارد؟ در پاسخ به این سؤال، پاسخ­های گوناگونی ارائه شده است. آنچه نگارنده بر آن است این است که با تفکیک این دو نگاه به مسأله، تناقض مورد توهم بر طرف می­ گردد. این دو نگاه یکی نگاه مشایی به مسأله و دیگری نگاه متعالی به آن است. نگارنده به «تعالی در تفکر سینوی» قائل بوده و بر آن است که در گذار شیخ از تفکر مشایی به تفکر متعالیه، نگاه ابن سینا به مسائل تعالی یافته است. یکی از این موارد مسألۀ اتحاد عاقل و معقول است. در این مقاله شواهدی از آثار ابن سینا بر این مطلب ارائه شده و شیخ از قائلان به اتحاد عاقل و معقول تلقی شده است.
صفحات :
از صفحه 77 تا 93
مبانی، ادله و نتایج اتحاد عاقل و معقول در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
حمیده عابدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسأله اتحاد عاقل و معقول از جمله مساﺋل مهم فلسفی است که سرنوشت درک بشر از خالق در مقام فعل را روشن می نماید. بر طبق این اصل، هر فکر و یا هر عملي که مورد ادراک عالِم قرار می‏گیرد، نابود نمی شود؛ بلکه به عنوان جزئي از وجود آدمي، در روز قيامت وارد صحنه محشر مي‌شود. بر اساس ره‌آورد حکمت متعاليه، بحث از اتحاد عقل و عاقل و معقول، همان اتحاد علم و عالم و معلوم است؛ چرا که ملاصدرا با اصول مُتقَن ثابت نمود که مطلق ادراک، شامل مرحله حس، وهم و خيال، همه در مسأله اتحاد عاقل و معقول، داخل هستند.ملاصدرا با استمداد از خداوند و مبانی حکمت متعالیه، با ادله مستحکم همچون برهان تضایف و برهان ماده و صورت، توانست به حل مسأله اتحاد عاقل و معقول بپردازد. در پژوهش حاضر، تلاش شده است تا با بررسی مفاهیم کلیدی عقل و عاقل و معقول و تطبیق آن از منظر صدرا، نتایج عمیقی که از این مسأله به دست می‏آید مورد مداقه قرار گیرد. مواردی نظیر: کیفیت ادراکات انسانی، سیر استکمالی نفس، تبیین مسأله تجسم اعمال، کثرت نوعی انسان و کیفیت حشر نفوس انسانی با روشی توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع اولیه، واکاوی و بیان می شود.
ساختار تحلیل زبانی نظریات فلسفی ملاصدرا
نویسنده:
سعید انواری، فائزه کلباسی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این مقاله با به‌کارگیری روش تحلیل زبانی در بررسی آرای فلسفی ملاصدرا، نشان داده شده است که الگوی زبانی واحدی را می ­توان بر تمامی نظریات فلسفی وی منطبق کرد. بدین منظور بر اساس دو نظریۀ زبانی در مورد ساختار معنایی لفظ مشتق، نشان داده شده است که هنگامی که وی نظام فلسفی خویش را بیان می­ کند، نظریات فلسفی وی با الگوی زبانی بساطت معنایی مشتق انطباق دارد و هنگامی که بر مبنای قوم به دفاع از نظریات خویش می­ پردازد، از الگوی زبانی ترکب معنایی مشتق استفاده می­ کند. الگوی زبانی ارائه‌شده در این مقاله، بر آرای فلسفی ملاصدرا در مباحث زیر تطبیق داده شده ­اند: پاسخ به اشکال اعتباری بودن وجود، موضوع حرکت، اتحاد عاقل و معقول. همچنین نشان داده شده است که اگر نخست نظریۀ زبانی بساطت مشتق را بپذیریم و سپس به سراغ مباحث فلسفی برویم، در پذیرش نظریات فلسفی ملاصدرا نیازمند دلیل نخواهیم بود. همچنین برای مخالفت با نظریات فلسفی ملاصدرا حتماً باید به نظریۀ ترکب معنایی مشتق قائل باشیم.
صفحات :
از صفحه 19 تا 34