جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1364
حاجت یا عدم حاجت اثبات وجود خدا به استدلال از نظر : الوین پلانتینجا ، جورج ماوردس ، نیکولاس ولترستوف ، سید محمدحسین طباطبائی ، شیخ مجتبی قزوینی
نویسنده:
مجتبی جعفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هرگاه با این مطلب مواجه می‌شویم که برخی فلاسفه امروز دنیا معتقدند شناخت خدا نیازمند استدلال نیست اولین مطلبی که به ذهن خطور می کند اینست که این اعتقاد با دیدگاه اسلام در مورد خداشناسی فطری منطبق است. از طرفی اختلاف اندیشمندان در تعریف و کیفیت فطرت این سوال را ایجاد می کند که منظور فلاسفه جدید با کدام یک از تفاسیری که از فطرت مطرح شده است انطباق دارد اما این تنها فلاسفه غربی نیستند که خدا را بی نیاز از استدلال می‌دانند، بلکه در عالم اسلام نیز گروهی که تحت عنوان مکتب تفکیک شناخته می شوند همین اعتقاد را دارند این مطالب را در کنار این سخن علامه طباطباثی که قرار دهیم که معتقد است قرآن وجود خدا را بدیهی می داند ولی در عین حال وی برای اثبات او ادله ای را مطرح می کند موجب این سوال می شود که اولا اگر وجود خداوند نیازمند استدلال نیست چرا اندیشمندان مسلمان از جمله خود آقای طباطبائی اقدام به استدلال کرده‌اند وثانیا آیا منظور این سه دسته از فطری بودن خدا یکی است یا نه ؟ این واقعیت منشأ اصلی این تحقیق بوده است. نتیجه کار این بود که بین این سه دیدگاه تفاوت فراوانی است و این سه گروه با یکدیگر اختلاف مبنایی از قبیل اختلاف معرفت شناختی و منطقی دارند و برای حل مشکل ناچار باید به مبانی آنان پرداخت. پس ار بررسی معلوم شد اشکال فلاسفه مکتب معرفت‌شناسی اصلاح شده این است که در معرفت شناسی برونگرا هستند. در واقع لازمه معرفت شناسی برونگرا این است که علم یقینی وجود ندارد و باید به احتمال و تخمین بسنده کرد اما اشکال مکتب تفکیک این است که اصلا معرفت شناسی مدونی ندارد و به همین دلیل سخن آنان از انسجام لازم برخوردار نیست در این میان بهترین دیدگاه از آن علامه طباطبائی است که هم به هستی شناسی پرداخته و هم به معرفت شناسی و نیز خداشناسی فطری را با خدا شناسی عقلی جمع نموده است و هر یک را در جای خود ضروری و لازم دانسته است. اما از خلال مطالب فوق روش این تحقیق نیز روشن شد در این تحقیق از روش مقایسه‌ای بهره‌مند شده‌ایم و در این راستا به تحلیل منطقی و ارزیابی دیدگاه‌های مختلف پرداخته‌ایم.
مبانی  انسان شناسی از دیدگاه قرآن و مقایسه آن با مبانی اومانیسم در غرب
نویسنده:
کبری عبدالهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
با نگاهی به تاریخ جهان به این حقیقت پی خواهیم برد که انسان برای وصول به رستگاری، رفاه و فرجام نیک با شتاب فراوان تلاش کرده، تا جایی که پیشرفت معرفت و دانش بشری، فلسفه‌ها، مکتب‌ها و ایسم‌های گوناگونی را در همین راستا پیش روی بشریت قرار داده است. اومانیسم یکی از رویکردهایی است که مدعی نجات انسان است. انسان گرایی به طور کلی و بدون تصریح کافی، جریان فکری است که در آن به تاکید بر ارزش‌های خاص انسانی در برابر ارزش‌های مادی، اقتصادی، فنی و یا ارزش‌های دینی و فوق مادی پرداخته می‌شود.انسان گرایی، از دیدگاهی دیگر، اعتقاد به رستگاری انسان تنها از طریق کاربرد نیروی انسانی است. به طور قطع به همان اندازه که طرز تفکر راجع به انسان و سرنوشت او تنوع می‌یابد همان قدر نیز انسان گرایی، صوری گوناگون می‌یابد.برخی از مواضع اومانیسم خالص را می‌توان چنین خلاصه کرد:1-انکار خدا؛ 2-اصالت انسان؛ 3-آزادی مطلق؛ 4-ذهن و خرد انسان، خاستگاه معرفت است نه تجلی‌گاه معرفت؛ 5-انسان میزان و معیار همه چیز است؛ 6-اصالت لذت و نفی هرگونه ریاضت جسمانی. در مقابل، دین اسلام، دین کامل است. دین در نزد خداوند تعالی، اسلام است و اسلام تمام شئون و نیازهای واقعی مربوط به انسان را ملاحظه و براساس آن، شرافت انسانی را رعایت کرده است. این دین برتر و تنها آیین ناب، انسان را خلیفه خدا در روی زمین می‌داند.بالاخره «انسان موجودی است برگزیده از طرف خداوند، خلیفه و جانشین او در زمین، نیمه ملکوتی و نیمه مادی دارای فطرتی خدا آشنا، آزاد مستقل، امانت‌دار خدا و مسئول خویشتن و جهان مسلط بر زمین و آسمان، ملهم به خیر و شر وجودش از ضعف و ناتوانی آغاز می‌شود، و به سوی قدرت و کمال سیر می‌کند و بالا می‌رود. اما جز در بارگاه الهی و جز با یاد او آرام نمی‌گیرد.» لذا اسلام برای انسان ارزش والایی قایل است و هیچ تضادی بین اصالت اسلام و اصالت انسان از دیدگاه اسلام وجود ندارد.
نقش دین در زندگی از نگاه امام علی (ع) در نهج‌البلاغه
نویسنده:
آسیه مقدم صادقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر با عنوان « نقش دین در زندگی از نگاه امام علی(ع)در نهج البلاغه »، ابتدابه بررسی معانی واژه های کلیدی «دین» و «زندگی» در لغت و اصطلاح پرداخته، سپس با بیان اقسام دین و زندگی، رابطه آنها را مورد بحث قرار می دهد. آنچه مسلّم است، ضرورت وجود دین در زندگی است. درست است که انسان، چه دین دار و چه بی دین، در این دنیا چند صباحی زندگی کرده و بالاخره عمر او پایان یافته و به دیار باقی خواهد شتافت، امّا مهم این است که زندگی دنیوی در مقایسه با زندگی جاودان اخروی، بسیار کوتاه بوده و انسان را به آرزوها و آرمان های طولانیش نخواهد رساند.بنا براین باید از دنیا به عنوان پلی برای رسیدن به زندگی جاودان آخرت گذر کرد. انسان عاقل و متفکّر، با قدری تأمّل، می فهمد که در این شرایط، برای رسیدن به خوشبختی حقیقی، تنها راه، استفاده بهینه از عمر و زندگی است.این تحقیق با اشاره به جایگاه نهج البلاغه و اهمیّت آن، خصوصیت ویژه زمان امیر مومنان علی7و تصویری از شخصیت ایشان، به شناخت دین حقیقی و دین در واقعیت و عینیت در نهج البلاغه پرداخته، و مسائل مربوط به دین از جمله: آگاهی و تفقّه در دین، اساس دین، ارکان دین، نمونه هایی از ارزش های دین و آفت های دین را مورد بحث و بررسی قرار می دهد. به عنوان نمونه این که آنچه در نهج البلاغه اساس دین شمرده شده، عبارت است از: شناخت خداوند سبحان و معصومین:. همچنین ارکان چهارگانه دین عبارتند از: نظام عقاید، نظام عبادی، نظام اخلاقی و نظام حقوقی، که هرکدام به طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته است. همان طور که در بحث ارزش های دین، فقط ده نمونه از این ارزش ها از نهج البلاغه استخراج شده و نظر مولا علی(ع) درباره آنها بیان شده است. جا دارد که بقیه ارزش های دین نیز از زبان گویای امام علی(ع) در نهج البلاغه مورد توجّه واقع شود. چرا که نهج البلاغه درس زندگی است ونقش دین در زندگی در آن بسیار پررنگ دیده می شود. با تقسیم آفت های دین به آفت های درون دینی و برون دینی، نقش هرکدام از آنها در زندگی مورد بررسی واقع شده و تأثیر عوامل مختلف از جمله: عوامل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در دین، به طور مختصر توضیح داده شده است.در این پژوهش، زندگی فردی و اجتماعی در نهج البلاغه و هدف از زندگی، سعادت فردی و اجتماعی، ارکان و عوامل سعادت یا شقاوت فرد و جامعه مورد تحلیل واقع شده و بیانات حضرت علی7 در این رابطه عنوان شده است.از همه مهم تر درباره مسوولیّت های فردی، اجتماعی و حکومتی انسان ها و نقش هرکدام در سعادت و سلامت دینی فرد و جامعه، بحث هایی مطرح شده که هرکدام به نوبه خود می تواند در زندگی انسان تأثیر بسزایی داشته باشد و انسان را به سرمنزل مقصود و کمال مطلوب راهنمایی کند.آنچه مسلم است در این تحقیق، فرصت بهره مندی از تمامی سخنان امیر مومنان علی(ع) درباره مسائل مذکور، وجود نداشت، ولی امیدوارم که همه خوانندگان این پایان نامه، با مراجعه به نهج البلاغه، از تمامی خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار آن حضرت به حدّ کافی استفاده نموده و به سعادت دنیوی و اخروی دست یابند. ان شاء الله.
تطور معرفت اضطراری در مدرسه کلامیه امامیه در بغداد( از نوبختیان تا شیخ طوسی)
نویسنده:
علی امیرخانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: انجم کلام اسلامی حوزه,
چکیده :
معرفت اضطراری که باور جمهور امامیه در دو مدرسه کلامی کوفه و قم بود، به تدریج در مدرسه کلامی بغداد دچار تحول گردید. بررسی سیر تاریخی تطور معرفت اضطراری در بغداد حاکی از آن است که از نوبختیان، ابو سهل نوبختی همه معارف را نیازمند استدلال و در نتیجه کسبی می دانست، ولی ابومحمد با آن که همه معارف را اضطراری نمی داسنت، درباره معرفت الله به جواز اضطراری و اکتسابی بودن آن معتقد بود. در فاصله نوبختیان تا شیخ مفید، تنها از ابوالقاسم کوفی عبارت مجملی از نگاشته های او به جا مانده که ظهور در اضطراری بودن معرفت دارد. سرانجام دردوران شیخ مفید و سپس سید مرتضی و شیخ طوسی، معرفت اضطراری به صراحت انکار شد و معرفت اکتسابی و عقلی مورد تاکید قرار گرفت.
صفحات :
از صفحه 23 تا 40
نگرشی بر فلسفه و عرفان
نویسنده:
لطف الله صافی گلپایگانی
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت علیهم السلام,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کتاب «نگرشی بر فلسفه و عرفان» نوشته آيت الله لطف الله صافی گلپایگانی، كتابی است كه بيشتر به علم كلام و فلسفه اسلامی می پردازد. مباحث متعددی نظير معرفت و خداشناسی، بررسی مسالك عرفانی، خدا در كتاب و سنت، مسأله وحدت وجود، پیرامون مسأله وحدت وجود، بررسى مسالک فلسفى و عرفانى، بررسى تطبیقى مسالک فلسفى و مسالک به اصطلاح عرفانى با هدایت هاى الهى قرآنى، راجع به تکفیر اشخاص، حدیث متعمقین در آخر الزمان، اصطلاحات خاص حکما و عرفا از مهمترين مباحث مطرح شده در اين كتاب ارزشمند است.
بررسی انتقادی دیدگاه‌های متفکرین غربی قرن بیستم پیرامون سرمدیت خداوند
نویسنده:
محمدعلی لطفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مباحث مهم فلسفه دین معاصر غربی، سرمدیت خداوند و چگونگی ارتباط او با جهان زمان‌مند می‌باشد. تا پیش از قرن اخیر، عمده گرایش اندیشمندان خداباور توحیدی به بی‌زمانی خداوند بود، اما امروزه زمان‌مندی خداوند به خاطر هم‌خوانی با کتاب مقدس پیروان بیشتری دارد. البته در مقابل نقدهای این گروه بر بی‌زمانی، برخی متفکرین تقریرهای جدید از دیدگاه سنتی مانند سرمدیت استمراری، شبه زمان‌مند و نگرش غیر استمراری به آن را مطرح کرده‌اند. دسته‌ای نیز نگاهی جامع‌گونه به این مسئله دارند و با تفسیر خاص خویش خداوند را هم بی‌زمان و هم زمان‌مند قلمداد می‌کنند. در هر حال، نقطه مشترک همه این گرایش‌ها، مبنا بودن ماهیت ایستایی-پویایی زمان برای آن‌ها است که در بیان نگرش‌ها از ویژگی‌های این دوجنبه زمان استفاده کرده‌اند. البته نباید از نقش فیزیک نوین در این نظریات غافل بود. مهم‌ترین ادله پیروان فرازمانی، کمال وجودی خداوند، مخلوق بودن زمان و رفع شدن چالش علم پیشین الهی و اختیار انسان می‌باشد. علم خداوند به زمان حال و فاعلیت او در جهان نیز، دلایل گرایش به زمان‌مندی هستند و مورد تأیید نظریه‌های جامع هم می‌باشند. البته جامع‌گراها تفسیر و یا نحوه‌ای خاص از بی‌زمانی را نیز به خداوند نسبت می‌دهند. اگر براساس فلسفه اسلامی به مسئله بنگریم، خداوند، بی‌زمان و سرمدیت وصفی عدمی است که از مقایسه او با جهان زمان‌مند انتزاع می‌شود. در فلسفه اسلامی، جهانِ مادی -و زمان به عنوان بخشی از آن-، قدیم است. وجود زمان با حرکت و تغییر گره خورده که البته در این تغییر، ثبات دارد. ولی ذات خداوند ثابت است و در هرگونه تفسیر و تعبیر از ذات او باید تغییرناپذیری او را ملاحظه کرد. یکی از این ملاحظات تفکیک میان ذات و فعل و صفات مربوط به آن‌ها است. هر گونه تغییر و تحولی، منسوب به مقام فعل او می‌شود، در عین اینکه ذات او سرمدی باقی می‌ماند.
فلسفه زندگی در مکتب رواقیون و علامه طباطبایی
نویسنده:
مجتبی شاکری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
به طور کلی می توان گفت که مکاتب فلسفی به سعادت بشر می اندیشند، و هدف زندگی را رسیدن به سعادت می دانند اما در تعریف و مصداق سعادت نظرهای متفاوتی وجود دارد. بعضی از مکاتب سعادت را به دنیا محدود کرده اند و رسیدن به لذت مادی را اوج سعادت بشر دانسته اند و بعضی از مکاتب گرایش به رهبانیت و دنیاگریزی را سعادت بشر دانسته اند و بعضی از مکاتب همچون مکتب ارسطو راه اعتدال در زندگی را، لازمه رسیدن به سعادت دانسته اند و آن ها اعتقاد دارند سعادت در شرایط دوری از افراط و تفریط حاصل می شود.مکتب رواقی، به عنوان یک مکتب اخلاقی که مبانی جهان شناختی کاملا ماتریالیستی دارد، فلسفه و هدف زندگی را در زندگاني مطابق با طبیعت می داند؛ بدین معنا که این مکتب معتقد است: اگر انسان مطابق با طبیعت زندگی کند، به سعادت خواهد رسید و نباید از اتفاق‌هاي ناگوار که به وسیله طبیعت ایجاد مي‌شود، شکوه نمايد و انسان باید بداند که طبیعت می‌تواند آنچه رابه او بخشیده است، باز پس گیرد.همچنین مکتب علامه طباطبایی ـ که برگرفته از قرآن مجید و معارف اهل بیت است ـ با استفاده از مبانی جهان شناختی، بر سعادت فردی و اجتماعی تاکید می کند؛ این مکتب، معتقد است که انسان باید اهدافی همچون: کسب علم، عبادت، خدمت به خلق را در جهت رسیدن به خدا داشته باشد. بنابراین، چون در این مکتب، همه چیز در نهایت به سوی خداوند باز می‌گردد انسان بايد، اهدافی را که در جهت بازگشت متعالی به سوي خداست را دنبال ‌کند.این دو مکتب ازجنبه تقدیرگرایی و اینکه منشا آفرینش جهان خدا است، تشابه دارند و وجه افتراقات این دومکتب این است که در مکتب رواقی اصالت با ماده است وخداوند و جهان مادی هستند و در مکتب علامه طباطبایی اصالت با روح است و خداوند از هرگونه ویژگی مادی مبرا است و در بحث فلسفه زندگی هیچگونه تشابهی ندارند.
مقنعة
عنوان :
نویسنده:
محمد بن محمد مفيد
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: كنگره جهانی هزاره شيخ مفيد,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کتاب «المقنعة» تألیف شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان بغدادى (۳۳۶- ۴۱۳ هجرى) از بزرگان علمای شیعه در قرن چهارم هجری است. اين كتاب مهمترين اثر شيخ مفيد در فقه مى‌ باشد. این كتاب فتوایی در دو بخش تدوین شده است: بخش نخست مربوط به اصول اعتقادی است. در این قسمت مؤلف راجع به توحید و صفات حق تعالی، وجوب اعتقاد به انبیا و رسل، وجوب اعتقاد به امامت، ولایت اولیاء الله، وجوب اعتقاد به معاد، وجوب معرفت و عمل به شریعت اسلام و وجوب نماز بحث می كند. بخش دوم مربوط به فروع فقهی است كه از باب طهارت شروع شده و به باب وکالت خاتمه می یابد.
تعلیقات نقض جلد 1
نویسنده:
جلال الدین محدث ارموی
نوع منبع :
کتاب , حاشیه،پاورقی وتعلیق , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انجمن آثار ملی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
«تعلیقات نقض» تألیف میر جلال الدین حسینى اُرموى معروف به محدث ، مجموعه تعلیقات ایشان بر کتاب «نقض» از آثار قرن ششم هجرى است که در دو مجلد منتشر شده است. کتاب مشتمل بر 224 تعلیقه مى باشد که 93 تعلیقه آن در جلد اول و مابقى در جلد دوم آمده است. نویسنده پس از پایان تعلیقات در جلد دوم کتاب بخش مختصرى را با عنوان «استدراکات» افزوده است. این کتاب همانند کتاب نقض تنها به مباحث کلامى نپرداخته و به تناسب مطلب، مباحث و موضوعات گوناگونى را گرد آورده و مورد نقد و نظر قرار داده است. به عنوان نمونه برخى از عناوین تعلیقات عبارت است از : 1.کتابخانه هاى تشیع. (جلد اول) 2.فرقه لاسکیان. (جلد اول) 3.حسن صباح و مرزبان تاج الملک. (جلد اول) 4.در رواة و ثقات أئمه علیهم السلام. (جلد اول) 5.در ترجمه علمائى که در کتاب نقض یاد شده، در104 صفحه. (جلد اول) 6. دوران خلافت بعد از پيامبر (ص). (جلد دوم) 7.شعراء متقدمان و متأخران از تازیان و پارسیان، در 154 صفحه. (جلد دوم) 8.استدلال بر وجوب معرفت امام زمان به بیانى که مورد قبول همه مسلمانان است. (جلد دوم)
علم خداوند به جزئیات از دیدگاه حکمت متعالیه و بررسی آن در آیات و روایات
نویسنده:
زهرا رسولی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
یکی از مسائل مهمی که در بحث خداشناسی از جایگاه ویژه ای برخوردار است مسأله علم خداوند به جزئيات عالم هستي (ماديات) قبل از آفرینش و در مقام ذات و همینطور بعد از خلقت و در مقام فعل می باشد. در این پژوهش به بررسي علم خداوند به جزئيات از ديدگاه حكمت متعاليه و آیات و روایات پرداخته شده است.در ابتدا،مبادی تصوري و تصديقي مسأله علم مانند ماهيت و اقسام علم بیان شد و معلوم گردید که ماهیت و حقیقت علم از نگاه فیلسوفان حكمت متعاليه،از سنخ وجود است و از مقولات ماهوی نیست و از آنجا كه نظريه حكمت متعاليه تكامل يافته و مبتنی بر حكمت مشاء و اشراق است، لذا در ادامه به تبيين ديدگاه ابن‌سينا و شيخ اشراق پرداخته شد.از نگاه ابن سینا،علم الهی به جزئیات به وسیله صور مرتسمه و به نحو کلی است و از نظر شيخ اشراق، علم خداوند به موجودات مادی به وجود عینی آنها تعلق می گیرد. پس از بررسي و ارزيابي اين دو ديدگاه توسط صدرالمتألهين، ديدگاه وي كه علم اجمالي خداوند در عين كشف تفصيلي در مقام ذات است مطرح گرديد، ايشان اين نظريه را به دو طريق تبيين و اثبات مي‌كند: يكي شيوه‌ي فلاسفه است كه در آن از قاعده‌ي «بسيط الحقيقه كل الاشياء» استفاده كرده است و ديگري طريقه عرفاست، كه علم پيشين الهي را در مقام ذات به نحو تفصيلي تبيين و مبرهن مي‌سازد.سپس رأي نهايي صدرالمتألهين در ارتباط با علم خداوند به موجودات در مقام فعل بيان گردید.در محتوای آیات قرآن و روایات ائمه علیهم السلام تصریح به علم خداوند به جزئيات قبل و بعد از آفرینش شده ولی تبیینی که مبتنی بر اصولی مانند اصول فلاسفه باشد،دیده نشد اما در ارتباط با ویژگیهای علم الهی،وجوه مشترک زیادی همچون ذاتی بودن،حضوری بودن، اکتسابی نبودن،مطلق و نامتناهی بودن،عدم شباهت میان علم خدا و موجودات و... میان نظرات فیلسوفان حكمت متعاليه و محتوای آیات و روایات وجود دارد. کلید واژه ها:علم خداوند، جزئيات، علم حضوری، قاعده «بسيط الحقيقه كل الاشياء»، حکمت متعالیه، علم الهی در آیات، علم الهی در روایات.
  • تعداد رکورد ها : 1364