جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
علم دینی: مقایسه ی نظریه های دکتر گلشنی و آیه الله جوادی آملی
نویسنده:
سیده مرضیه فاخری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علم دینی، چیستی، امکان و چگونگی راهیابی به آن یکی از مباحثی است که به‌خصوص در دهه‌های اخیر بسیار مطرح گردیده است. در این اثر، به مقایسه ی نظریه ی آیت الله جوادی آملی و دکتر گلشنی پرداخته شده است. آیت الله جوادی آملی ابتدا جایگاه عقل و علم یقین آور را به عنوان محصول عقل، در هندسه ی معرفت دینی تبیین می کنند و چنین علمی را چون پرده از فعل خداوند برمی دارد، الهی می شمارند. بدین صورت میان علم و دین از اساس تعارضی باقی نمی ماند، مگر اینکه دانشمندان ملحد بخواهند نتایج غیرتجربی از آن بگیرند. سایر تعارضات نیز ظاهری و قابل حل است. ایشان ایراد علوم حاضر را در منقطع دیدنِ علل مادّی از علل غیرمادّی آن ها می دانند که باید رفع شود و نهایتاً راهکارهایی برای اسلامی کردن علوم بیان می کنند. دکتر گلشنی نیز باتوجه به تاریخ علم، تأثیر مبانی متافیزیکی در آن را قابل توجه می دانند و معتفدند جهان بینی توحیدی، با هدایتِ این مبانی، مسیر علم را به سمت الهی شدن تغییر می دهد. از نظر ایشان، اسلام توصیه به فراگیری علوم کرده و مجاری معتبر ادراکی بشر را شناسانده است. دکتر گلشنی نهایتاً، وحدت جهان بینی حاکم بر حوزه و دانشگاه را لازمه ی جبران مافاتِ دوری این دو فضا از هم می شمارند و راهکارهایی برای رسیدن به آن ارائه می دهند. این دو نظریه علاوه بر اختلاف در ادبیات، شباهت های زیادی دارند و می توانند مکمّل باشند. نگارنده، پس از تبیین و نقد هرنظریه می کوشد با توجه به ادبیاتِ هر نظریه به نقدها پاسخ دهد. نهایتاً، با مقایسه ای میان دو نظریه، وجوه اشتراک و افتراق آن دو بیان شده است.
معنای زندگی در فلسفه افلاطون
نویسنده:
پروانه اقایی طوق
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دغدغ? «معنای زندگی» یکی از اساسی ترین دغدغه های آدمی است که از اعماق وجود او برمی-خیزد. یکی از حوزه های مرتبط با «معنای زندگی»، مقول? «جهان بینی» است که از سه بُعد «هستی شناسی» و «انسان شناسی» و «اخلاق» تشکیل یافته است. هر فردی براساس جهان بینیِ خاص خویش به پرسش از «معناداری» یا «بی معنایی» زندگی پاسخ می دهد. مقول? «معنای زندگی» را می توان در سه رویکرد «هدف» و «ارزش» و «فاید?» زندگی مورد بررسی قرار داد. معنای زندگی در فلسف? افلاطون به هر سه رویکرد فوق قابل اطلاق است. هدف اصلی این پایان نامه، بررسی معنای زندگی در فلسف? افلاطون و تعیین موضع گیری خاص او نسبت به مقول? «معنای زندگی» است. دست یابی به این مهم، در گروِ نیل به جهان بینی خاص افلاطون امکان پذیر است. بنابراین ابتدا سه نظری?«هستی شناسی» و «انسان شناسی» و «اخلاق» افلاطون مورد بررسی قرار گرفته تا در پرتو آن بتوان به دیدگاه او نسبت به معنای زندگی نیز دست یافت.
علم خداوند درحکمت متعالیه با تاکید بر شرح منظومه‌ی حاج ملاهادی سبزواری
نویسنده:
الهام مالک ایمچه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علم بی نهایت خداوند بر ذات خداوند و بر مخلوقات خود و اثبات آن بصورت صحیح و عاری از نقص، انگیزه ی اصلی نگارنده در نگارش این رساله می باشد.حکمت متعالیه بهترین و کاملترین دیدگاه ها را در خصوص علم خداوند برمخلوقات ارائه کرده است. برای بحث در موضوع علم خداوند لازم است. که به عنوان پیش درآمد مباحثی مانند «اشتراک معنوی مفهوم وجود» و «اصالت وجود» اثبات گردد.سپس به معنای لغوی و تعاریف اصطلاحی «صفت» و «علم» پرداخته شود و اثبات عینیت صفات خداوند با یکدیگر و همچنین اثبات عینیت صفات خداوند با ذات خداوند یکی دیگر از مباحثی است که باید اثبات شود.از نظر ملاصدرا علم قابل تعریف نیست چون علم امری بسیط است و مرکب از جنس و فصل نیست.اقسام علم از قبیل علم حصولی و علم حضوری، علم فعلی و علم انفعالی، علم اجمالی و علم تفصیلی نیز در این رساله تشریح گشته است.علم خداوند به ذات خداوند، و علم خداوند به غیر خداوند یعنی مخلوقات، که هدف اصلی از نگارش این رساله می باشد بطور مبسوط در این رساله مطرح گشته است.روش بحث ما همان روش ملاصدرا است که مبتنی بر قرآن و احادیث و استدلال و شهود قلبی است.همچنین در این رساله دیدگاه های حکما و دانشمندان مختلف درباره ی علم خداوند آمده و نقد شده است.از نظر حکمای حکمت متعالیه خداوند به ذات خود و به مخلوقات خود علم حضوری دارد و علم خداوند قبل از ایجاد مخلوقات به نحو اجمالی در عین تفصیلی می باشد. در صورتی که فلاسفه ی مشاء و اشراق به علم تفصیلی خداوند قبل از ایجاد مخلوقات قایل نیستند.در عالم هستی، نظام احسن هستی حاکم است چون نشأت گرفته از علم نامتناهی خداوند می باشد.مراتب علم خداوند تبارک و تعالی در حکمت متعالیه آخرین مبحثی است که رد این رساله به آن پرداخته شده است.
بررسی موضوع التقاط در قرآن و حدیث با رویکردی بر نظریات شهید مطهری
نویسنده:
صلاح‌الدین غلامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
نگارنده در اين تحقيق پس از معنا شناسي التقاط و بيان گونه هاي آن تلاش نموده است، عوامل پيدايش، پيامدها و راهکار هاي مقابله با اين جريان فکري مخرب رابا تکيه بر آيات قرآن و احاديث معصومين عليهم السلام، مورد واکاوي قرار داده و از اين رهگذر مسلمين را متوجه خطري نمايد که خواسته يا ناخواسته کيان معرفت اسلامي را در معرض تلاشي و انهدام قرار مي دهد. به آنان معرفت و شناخت نسبت به اين خط فکري ويرانگر ارزاني دارد و در آن ها هوشياري و انگيزه ي جهاد و مبارزه با آن پديده ي خطرناک فرهنگي که حيات فردي و اجتماعي آنان را به مخاطره مي اندازد و عزت و سيادتشان را به تاراج مي برد، ايجاد نمايد.
مقایسه میان دو مفهوم مُثُل افلاطون و فروهر زرتشتی
نویسنده:
زینب شریعت نیا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در مورد چگونگی پیدایش هستی و خلفت انسان پیوسته بین الهیون و مادیون چالش‎های فلسفی بزرگی وجود داشته است که از دوران یونان قدیم و حتی قبل از آن تا به امروز ادامه یافته است. پژوهش حاضر کاوشی در راستای بررسی دو مفهوم کلیدی؛ مُثُل افلاطون و فروهر زرتشتی است. یکی از مسائل بنیادی در فلسفه افلاطون، نظریه‌ی مُثُل اوست. این نظریه کوششی برای تبیین هستی و نظریه پردازی در خصوص منشأ آن است. وی معتقد است هر امری از امور عالم چه مادی باشد مانند حیوان، نبات و جماد؛ چه معنوی باشد مانند شجاعت، عدالت و غیره اصل و حقیقتی دارد که سرمشق و نمونه‌ی کامل اوست و با حواس درک نمی‌شود بلکه تنها عقل آن را درمی‌یابد. به طور کلی فلسفه افلاطون براساس تمیز دادن میان واقعیت با صورت ظاهر یا « بود » و « نمود » است. از سوی دیگر بر طبق جهان‌بینی زرتشتی، اهورامزدا عالم ماده را از روی صور روحانی پاک آفریده است که فروهر خوانده می‌شود. در باطن هر یک از موجودات جهان این روح مینوی « فروهر » به ودیعه نهاده شده است. به طور کلی آنان ارواح خارجی و ازلی هستند که از آغاز آفرینش نگهداری و پاسداری جهان به آن‌ها وابسته است. مهم‌ترین هدف نگارنده از نگارش رساله‌ی پیش‌رو با عنایت به ساختار کلی نظریه‌ی مُثُل در فلسفه افلاطون و فروهر در آموزه‌های زرتشتی مقایسه تحلیلی و تطبیقی میان این دو مفهوم بوده و در این راستا بر منابع اصلی یعنی کتب افلاطون و کتاب مقدس زرتشتیان « اوستا » و دیگر کتب دینی آنان تکیه شده است.
عدل در جهان بيني توحيد
نویسنده:
محمد محمدی ری شهری
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
وضعیت نشر :
قم: یاسر,
چکیده :
مولف این کتاب در سال ۱۳۵۴ ش. در حوزه علمیه قم (مدرسه کرمانیها) اصول عقاید اسلامی تدریس میکرد، در طی چند درس درباره «عدل الهی» به سوالهای مزبور پاسخ داد. این درس ها در سال ۱۳۵۵ ش به نام «عدل از دیدگاه تشیع» چاپ شد. سپس در سال ۱۳۵۸ پس از بررسی مجدد مطالبی بدان افزوده گردید و به نام « عدل در جهان بینی توحیدی » منتشر شد. مطالب کتاب مذکور در سه بخش تنظیم شد که عبارتند از: بخش اول: عدل الهی در اسلام، بخش دوم: عدل الهی در تاریخ اسلام می باشند. بخش سوم: فلسفه مصیبتها
تحليلی تازه از تعامل معناشناسی و تفسير قرآن به قرآن با الهام از ديدگاه ايزوتسو
نویسنده:
حامد ساجدی، ابوالفضل ساجدی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«معناشناسي»، از علوم نوپا در دنياي غرب است كه از زيرشاخه‌هاي زبان‌شناسي به شمار مي‌آيد و به دنبال فهم بهتر معناي سخن است. اين علم در پي كشف سازوكارهاي معنا با روشي علمي‌است. يكي از اين نگاه‌هاي نو و كارآمد، نگاه معناشناسانة قرآن‌پژوه ژاپني، توشيهيكو ايزوتسو، است. وي با به‌كارگيري معناشناسي قومي‌در متن قرآن، عملاً گونه‌اي از تفسير «قرآن به قرآن» را عرضه كرده است. با اين حال، ديدگاه وي دچار كاستي‌ها و ابهاماتي است. در واقع، وي تنها گام‌هاي اوليه را آغاز كرد و اكنون لازم است قدم‌هاي بعدي و تكميلي طي شود. مقالة حاضر با روش «تحليلي ـ توصيفي» درصدد رفع نقاط ابهام اين فرضيه و بسط و تكميل آن است تا با رسيدن به يك معناشناسي تكامل يافته، بيشتر و دقيق‌تر تفسير قرآن را ياري كند. نوشتار پيش رو پس از پيرايش مباني معناشناسي قومي‌، از دو عنصر «نسبيت زباني» و «ترجمه‌ناپذيري» به مباحث «روش‌شناختي» مي‌پردازد. ايزوتسو از تأثير جهان‌بيني متكلم در فهم معناي واژگان سخن گفته است. در ادامه، نشان مي‌دهد كه مي‌توان جهان‌بيني متكلم را به پنج ساحت تقسيم كرد تا تعامل جهان‌بيني و زبان بهتر و دقيق‌تر فهم شود. در مجموع، مي‌توان گفت: توجه به پنج جهان‌بيني قرآني را بايد در فهم واژگان اين كتاب دخيل دانست: جهان‌بيني تصديقي در عرض معناي واژه؛ جهان‌بيني تصديقي در طول معناي واژه؛ جهان‌بيني ترسيمي؛ جهان‌بيني تصوري؛ و جهان‌بيني لفظي.
صفحات :
از صفحه 5 تا 26
اندیشه سیاسی سید جعفر کشفی
نویسنده:
عبدالوهاب فرانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
.1 نقطعه آغازین و همچنین اندیشه سیاسی کشفی عقل و جهل است . او با تاویل که از رویات باب عقل و جهل اصول کافی دار معتقد است که عقل به عنوان صادر اول، نخستین مخلوقی است که از کتم عئم پایه به عرصه وجود نهاد و با یک فاصبه تاخر زمانی موهوم از قوس وجوب و قدم پروردگار حدوث یافته است . این عقل که در احادیث اسلامی نیز به روح محمدی و روح علوی خوانده می‌شود در اندیشه کشفی، همان شرع اما در لباسی دیگر است ، .2 در جهان‌شناسی او جهان، عرصه گشت و بازگشت (دیار و اقبال) عقل و مواجهه آن با جهل است عقل به عنوان صادر اول طی دو فرمان با مخلوقات اتصال برقرار می‌کند. در آغاز، عقل فرمان یافت تا از اصل خود جدا شده و با نزول در عالم به سوی مخلوقات روی کند. از این حرکت ، وجهه ظاهری عقل به وجود آمد که با "نبوت و تنزیل" مطال‌بقت دارد. فرمان دومی عقل را وادار می‌کند تا به اصل خویش بازگردد. این حرمت ، مجهه ظاهری عقل را به وجهه باطنی آن باز می‌گرداند که با "ولایت تاویل" مطابقت دارد. این ادبار و اقبال عقل که از هبوط حضرت آدم آغاز و تا پایان دنیا فرجام می‌یابد در کنار ستیز همیشگی‌ای با جهل، سرنوشت محتوم جهان و تاریح بشریت است ، .3 افزون بر این، تحلیل واقه‌گرایانه کشفی از ماهیت انسان در کنار اختلاط نامتمایز عقل و جهل در سراسر عصر نبوت (از هبوط آدم تا ظهور حضرت حجت -عج-) دلنگرانی‌های او را از سرنوشت آدمی دو چندان کرده است . در منظر او، آدمی مقسم نیروهای خیر و شر است که در جمع مختلط عاقلان و جاهلان به طبیعیات روی می‌آورد و بدیت ترتیب از غایتمندی زندگی باز می‌ماند. مجموعه این مسایل کشفی را واداشته تا بدین سوال: که آدمی در سایه چه دولتی و در جمع چه مدینه‌ای به سعادت می‌رسد؟ پاسخ دهد. به باور او تنها در مدینه الهیه به رستگاری می‌رسد، مدینه‌ای به سعادت می‌رسد، مدینه‌ای که "دولت عقل بر آن حکم می‌راند" دولت حقه اولیه، امامت ائمه، ریاست جکمت و بالاخره به رستگاری می‌رسد، مدینه‌ای که "دولت عقل" بر آن حکم می‌راند، دولت حقه اولیه، امامت ائمه، ریاست حکمت و بالاخره ریاست افاضل، گونه‌هایی از دولت که در عصر نبوت می‌توانند ثمره اخرویه و بقائیه را بر حیات اهل مدینه مترتب سازند. دولت حقه ثانویه نیز که در عصر ولایت بر پا می‌گردد کامل‌ترین دولتی است که ابناء عقل در پناه آن به بالاترین فضایل انسانی دیابند، .4 در غیر ریاست افاضل، حاکم دینی یا عین عقل است و یا متصل به آن، و در ریاست افاضل نیز سلطان به علت تعلق خاطری که به اجرای احکام عقل و شرع دارد مورد الهامات و الطاف غیبیه وقع می‌گردد و بدین طریق با صادر اول مرتبت می‌شود.
مناسبات دین و علوم انسانی از منظر شهید مطهری
نویسنده:
محمود موسوی درچه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
موضوع این رساله مناسبات دین و علوم انسانی از دیدگاه استاد مطهری می‌باشد . اکنون در جامعه علمی ما، تفاسیر و تلقی‌های گوناگونی از «هویت» علوم انسانی اسلامی وجود دارند که حتی گاه، با یکدیگر متعارض هستند. بنابراین، می‌باید به عنوان یک گام بنیادی در مسیر طراحی و ترسیم «مناسبات دین و علوم انسانی »، بتوانیم به طور دقیق به این مسأله بپردازیم. در این زمینه استاد مطهری از جمله کسانی هستند که با مجهز ساختن خویش به علوم روز و نیز تحقیق درباره اسلام و تعالیم حیات بخش آن و فهم دقیق آن، در برابر انبوه تهاجمات و شبهات مختلف ایستادگی کرد و با منطق و استدلال به مبارزه با افکار الحادی، التقاطی و متحجرانه پرداخت و اسلام را بدور از هرگونه تحریف و بدعت و کژاندیشی معرفی کرد.این رساله در سه فصل سامان یافته است. در فصل اول از این رساله بعد از بیان سوالات اصلی و فرعی و ضرورت و پیشینه موضوع، به تعریف انسان و دین و علم و علوم انسانی می‌پردازیم. زیرا نگاه ما به علوم انسانی و مناسبات آن با دین بستگی به نگاه ما و تعریف ما از این موضوعات دارد. در ادامه در بخشی از این فصل به جایگاه ویژه استاد مطهری در اندیشه معاصر و مناسبات مکتب استاد با علوم انسانی اشاره خواهد شد.در فصل دوم به صورت کلی از رابطه علم و دین و رابطه انسان و ایمان دینی و همچنین مسأله فطرت انسان و تکامل انسان و قلمرو دین و پویایی دین از دیدگاه استاد مطهری بحث می‌کنیم.اما در فصل سوم به صورت جزئی وارد بحث اصلی مناسبات دین و علوم انسانی می‌شویم و رابطه دین و علوم انسانی فردی (اخلاق، تعلیم و تربیت، روانشناسی) و رابطه دین و علوم انسانی اجتماعی (تاریخ، جامعه شناسی، سیاست، مدیریت، اقتصاد، حقوق) را از دیدگاه استاد مطهری به بحث می‌گذاریم. رساله حاضر در صدد است تا از دیدگاه استاد مطهری به نزاع و کشمکش دین و علوم انسانی که بعضیها به آن قائلند، پایان دهد.
تحلیل مناسبتِ نظریه نسبیتِ اینشتاین و معرفت‌شناسیِ قرنِ بیستم
نویسنده:
امیر نعیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نظریه‌ی نسبیتِ اینشتاین برای بسیاری از اندیشمندانِ معاصر دستمایه‌ی سنجش‌گری‌های فلسفیِ متنوعی قرار گرفت. بخشِ عظیمی از این سنجش‌گریها به مواجه‌ی نسبیت با فـلسفه‌ی کانت مربوط مـی‌شود، مواجهه‌ای که توجهِ فیلسوفان و فیزیکدانانِ فراوانی را به خود جلب کرده است. رساله‌ی حاضر تلاشی است برای نمایاندنِ بخشی از مواجه‌ی مذکور از طریقِ پی‌گیریِ نقدهایی که توسطِ کسانی مانندِ رایشنباخ، کارناپ، گودل، هایزنبرگ و خودِ اینشتاین، بر فلسفه‌ی کانت وارد آمدند، کسانی که همگی نقطه‌ی عزیمتِ خود را نسبیت قرار دادند و با تکیه بر آن به نقدِ فلسفه‌ی کانت پرداختند. نقدهای مذکـور در این رسـاله جملگی صبغه‌ی معرفت‌شناختی دارند و این مسأله بی‌ارتباط نیست با محوریتِ معرفت‌شناسی در نظامِ فلسفیِ کانت. نظریه‌ی نسبیت نه تنها در قیاس با فیزیکِ نیوتنی نگرشی نو به جهان است، بلکه این نگرشِ تازه با تجدیدِ نظر در شیوه‌ی نگریستن به جهان نیز همراه است، و از همین جهت است که قابلیتِ مواجهه با فلسفه‌ی کانت را پیدا می‌کند. هایزنبرگ نسبیت و فیزیکِ جدید را مستلزمِ تفسیری نو از امرِ پیشینیِ کانتی می‌داند و بر آن است که معنا و دامنه‌ی کاربردپذیریِ امرِ پیشینی بایستی با نظر به تجربه تعیین شود. کارناپ با ابتنای بر نسبیت، تفکیک میانِ هندسه‌ی فیزیکی و هندسه‌ی ریاضی را می‌پذیرد و از این راه به نقدِ احکامِ ترکیبیِ پیشینیِ کانت می‌پردازد و این احکام را از درجه‌ی اعتبار ساقط می‌داند. رایشنباخ نیز بر ناسازگاری میانِ نسبیت و فلسفه‌ی کانت تأکید می‌کند و رفعِ این ناسازگاری را منوط به اعمالِ اصلاحاتی در فلسفه‌ی کانت می‌داند؛ اینکه کانت بایستی دست از امرِ پیشینی به‌عنوانِ مبنایی برای تشکیلِ اصولِ همیشه صادق بردارد و به این قناعت کند که امرِ پیشینی مقومِ مفهومِ عین است، هرچند این تقویم‌کنندگی نیز به یک طریقِ منحصربفرد صورت نمی‌گیرد. اینشتاین نقشِ مهمِ مقولاتِ فاهمه در فرایندِ شناخت را می‌پذیرد، اما بجای اینکه همچون کانت آنها را ساختارهای پیشین و متصلّبِ فاهمه بداند، از آفریده شدنِ این مقولات توسطِ ذهن سخن می‌گوید، آفرینشی که نتیجه‌ی صرفِ ادراکاتِ حسی نیست، ولی اعتبارِ خود را مرهونِ همان ادراکات است. گودل در این میان وضعی خاص دارد. وی بر آن است که نظریه‌ی نسبیت گواهی برای آموزه‌های کانت دربابِ مفاهیمِ زمان و مکان فراهم آورده است و از این جهت می‌توان نسبیت را مؤیدِ فلسفه‌ی کانت به‌شمار آورد، بااین‌همه او نیز معتقد است برای اینکه کانت بتواند با نسبیت و فیزیکِ جدید همراه شود لازم است از برخی مدعیاتِ خود عدول کند، مدعیاتی مبنی بر اینکه علومِ طبیعی می‌باید محدود به حدودی باشند که توسطِ صورِ پیشینیِ ادراک فراهم آمده است. مطابقِ رأیِ گودل، کانت برای اصلاحِ این مسأله بایستی دست از فرضِ ناشناختنی بودنِ شیءِفی‌نفسه بردارد. درمجموع، انتقاداتِ مذکور در این نقطه موافق به‌نظر می‌رسند که نظریه‌ی نسبیت با امرِ پیشینی، آنچنانکه کانت آن را تعریف کرده بود، سازگار نیست، و هرچند نمی‌توان نقشِِ آن را در فرایندِ شناخت نادیده گرفت، اما به‌منظورِ همراهی با نظریه‌ی نسبیت باید آن را از نو تعریف کرد. محتوای کلِ رساله را از این منظر نیز می‌توان نگریست که علومِ طبیعی چگونه و تا چه اندازه می‌توانند ما را به تأمل دربابِ مفروضاتِ فلسفی‌مان وادار کنند.