جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
Nietzsche V3, V4
نویسنده:
مارتین هایدگر؛ ویراستار: دیوید فارل کرل
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
HarperSanFrancisco,
رهیافت فلسفی چالش شرور در معنا داری زندگی انسان
نویسنده:
معصومه اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
چکیدهزندگی انسان همواره در معرض پرسش های مختلفی به وسیله فیلسوفان قرار داشته است. از جمله سوالات و دغدغههای فلسفی پیرامون زندگی انسان، مساله معناداری، هدفمندی و غایت در زندگی انسان است. از زمان یونان باستان که تاریخفلسفه از آن زمان به دست ما رسیده است یکی از مفاهیم عمده و مهم در فلسفه، بحث از غایت، هدف و معنا بوده است. ازنظر ارسطو پی بردن به ریشه و علل امور منوط به کشف علل چهارگانه اشیاء است. که یکی از آن علل چهارگانه، علت غاییاست. مادامی که غایت و هدف یک موجود آشکار نگردد در واقع هنوز علم ما به آن موجود کامل نشده است. حال در موردانسان همواره این یک دغدغه و پرسش مهمی بود که زندگی اش دارای چه هدف و معنایی است. در این زمینه متفکراننظرات متفاوتی دارند. که عده ای قائل به معناداری زندگی انسان شدند و در توجیه این قول از خودشناسی، اعتقاد دینی وایمان به خدا کمک گرفتند. در مقابل عده ای از فیلسوفان و متفکران با ذکر چالش هایی در زندگی انسان و ارائه دلایلی معناداری زندگی انسان را رد کردند. از جمله چالش های مهم در مقابل مدافعان معنا داری زندگی انسان مساله شر است. اساسابحث شرور و معنا داری زندگی انسان یکی از جنجالی ترین و مهمترین مباحثی است که طی قرون و اعصار متمادی موردتحلیل و بررسی متفکران دینی و غیردینی واقع شده و در جریان پر تلاطم تاریخ بشر تبدیل به شبهات و چالش های بسیاریشده است که ذهن آدمی را درگیر و او را نسبت به وجود آفریننده ی هستی همچنین ارزشمندی و غایتمندی زندگی اینجهانی بسیار دغدغه مند ساخته است. در این پژوهش سعی شده است با مراجعه و مطالعه منابع اصلی به جا مانده از اینموضوع و کتب شارحان و مفسران آنها و هم چنین مطالعه مقالات نوشته شده در ارتباط با موضوع پژوهش به تحلیل وبررسیمسأله معناداری زندگی انسان و چالش شرور بپردازد. هدف در این پژوهش که در پنج فصل گردآوری شده است ،پرداختن بهمسأله مذکور وجایگاه آن در فلسفه وهم چنین پیامد کلامی آن درمورد معرفت خداوند از نظر فلاسفه ودانشمندان اسلاموغرب است.این پژوهش شامل بررسی ، شرح و بسط مسأله ی معنا داری زندگی انسان و همچنین مسأله ی چالش برانگیزشرور که اذهان متفکرین و فلاسفه را درگیر خود ساخته می باشد . این که آنها چگونه و با چه دلایلی مسأله ی معناداری راثابت کرده اند و تأثیر چالش شرور بر آنرا چگونه تشریح کرده اند و به آن چه پاسخ هایی داده اند. . در این پژوهش سعی بر آناست به این پرسش که : آیا ناظم و آفریننده ی جهان همان خدای ادیان توحیدی است ؟ و آیا زندگی همراه و سرشار از رنج وآلام در این جهان ، ارزش و غایتی را دنبال می کند و دارای معناست یا خیر ، پاسخ دهیم؛ و به این نتیجه برسیم که با نقشیکه دین در معنا داری زندگی ایفا می کند شرور نمی توانند چالشی علیه آن محسوب شوند.واژه های کلیدی: شر – معنا– زندگی– خدا– انسان– دین
خدا و معنای زندگی از دیدگاه علامه طباطبایی و تدئوس متز
نویسنده:
زینب کریمی قدوسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
تحلیل و ارزیابی مبانی نظریه جعل معنای زندگی، با تاکید بر تفکر اسلامی
نویسنده:
نفیسه حفیظی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اگر جعل معنای زندگی را به این معنا در نظر بگیریم که معنایی عینی برای زندگی وجود ندارد و انسان خود به زندگی معنا می بخشد (ذهنی گرایی)، آنگاه مساله‌ی پژوهش حاضر شناسایی مهمترین مبانی دیدگاه جعل معنای زندگی (مشخصا نظریه ریچارد تیلور و دیوید ویگنز) و نیز تحلیل و ارزیابی آنها با تاکید برتفکر دینی خواهد شد. از خلال بررسی دیدگاه این دو فیلسوف دو گونه نظریه‌ی جعل معنای زندگی بدست می‌آید؛ جعل تمام عیارتیلور، با نفی ارزش و معنای واقعی، سرچشمه معنا را انسان می‌داند. ویگنز با نقد رویکرد ذهنی‌گرای تیلور معنای زندگی را ترکیبی از امری مکشوف و کوشش صاحب زندگی می‌داند(جعل محدود). وی این دیدگاه را بر پایۀ نوعی نگاه پدیدارشناسانه به اخلاق، بنا می‌سازد که به موجب آن ارزش اخلاقی نه کاملا مستقل از سوژه و علایق و حساسیت های آن است نه بریده از واقعیت. حساسیت های انسانی در محدوده ی زبان اخلاق تاثیرگذار بوده، توافق بر آنها معنای احکام اخلاقی را تثبیت می‌نمایند لکن صدق احکام اخلاقی مبتنی بر واقعیت است. در مواردی که علایق و حساسیت های انسان با جهان سازگار گردد و منظر انسانی پرده از ویژگیهای عینی بردارد، می توان گفت معنا امری مکشوف – مجعول است در غیر این صورت، حساسیت ها و علایق، تا حد زیادی تعیین کننده ی ارزش و معنا می‌گردند؛ در این موارد به جعل (ذهنی گرایی معقول) و نه تعهدی معلق آنگونه که جعل تمام عیار تیلور می‌گوید، روی می‌آوریم. این پژوهش با تبیین اهم مبانی ارزش شناختی دیدگاه جعل، مهمترین چالشهای جعل گرایی تمام عیار را ناشی از ناواقع گرایی اخلاقی به عنوان مبنای اصلی این دیدگاه و مهمترین چالش جعل محدود را نسبیت گرایی اخلاقی می‌داند.
نیچه، مرگ خودخواسته یا وعظ مرگ؟
نویسنده:
قائمی معصومه, عباسی بابک
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
فریدریش نیچه فیلسوفی است که به دفعات از معنای مرگ سخن می گوید و در آثارش مشخصا به «مرگ خودخواسته» می پردازد. هم چنین می توان از برخی جملات او دعوت مستقیم انسان به مرگ را استنباط کرد؛ این دعوت نه از سر انکار خواست زندگی (به نحوی که شوپنهاور مطرح می کند) بلکه در نتیجه آمیختن آن با ایده های نوظهور دیگری نظیر «خواست قدرت» و یا «ابرانسان» مطرح می شود. ابرانسان نور امیدی است که بر انسانیت مورد عنایت نیچه می تابد و از این رو نمونه عالی خواست قدرت و پذیرنده نظریه «بازگشت ابدی» اوست. در این مقاله ابتدا از ابرانسان و رابطه آن با مرگ خودخواسته سخن می گوییم تا در مقابل بتوانیم انتقاد نیچه از باورهایی که نشانگر نفی ارزش زندگی هستند را درک کنیم. به عقیده نیچه اگر اندیشیدن در باب مرگ با تفکر هستی محور در هماهنگی کامل باشد ارزشمند خواهد بود در حالی که «واعظان مرگ» فیلسوفانی هستند که تنها به یک بعد زندگی (رنج) توجه می کنند؛ اگرچه در پایان خواهیم دید که وی نتوانسته است راهی مشخص و کاربردی را در راستای این هماهنگی ترسیم کند و بنابراین پس از نیچه نیز تفکر در خصوص بی معنایی زندگی و خودکشی به عنوان نتیجه منطقی تجربه پوچی ادامه می یابد.
صفحات :
از صفحه 81 تا 102
معنای زندگی از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
علیرضا دهقانپور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پاسخ به پرسش چیستی «معنای زندگی» جز از راه شناخت انسان ممکن نیست. معنای زندگی به هر سه معنای هدف، ارزش و کارکرد زندگی، در راستای وجود انسان، استعدادها و توانایی‌های اوست. ملاصدرا انسان‌شناسی را اصل و پایه‌ی همه‌ی معارف و پرسش‌های بنیادین می‌داند که بدون آن دیگر شناخت‌ها کامل نخواهد بود. انسان در میان سایر موجودات از امتیازات خاصی برخوردار است که منشأ آن، نفس ناطقه و عقل است. بنابراین ساختار وجودی انسان، ترکیبی از بدن و عقل است. انسان جامع طبیعت و ماوراء طبیعت است. جزء طبیعی انسان اگر زیر پوشش تدبیر عقل قرار نگیرد انسان را از کمال خود باز می‌دارد. عقل از بدن به منزله‌ی شرط حضور در طبیعت و به منزله‌ی ابزار، بهره‌برداری می‌کند. انسان به دلیل برخورداری از درک عقلی، به دنبال کشف حقیقت و معنای زندگی حرکت می‌کند. معنای زندگی انسان تابعی از وجود او و متناسب با وجود اوست. اگر وجود مختص انسانی، به قوه‌ی عقلی اوست، معنای زندگی نیز در رابطه با قوه‌ی عقلی مشخص می‌شود. قوه‌ی عقلی دو بعد نظری و عملی دارد. انسان در مقام عقل، خالی از غایت و هدف نیست. هدف ایده‌آل زندگی در نزد عقل، معرفت خداست. از این‌رو در صدد شناخت خدا و افعال او برمی‌آید. در این مسیر او به شناخت خود و جهان که فعل تکوینی خدا هستند می-پردازد و سفرهای علمی و عملی چهارگانه را تنظیم می‌کند. این حرکت ارادی و وجودی انسان، وقتی به غایت می‌رسد که انسان به اراده و اختیار، تحت فرمان عقل به سوی خدا گام بردارد و در کنار او قرار یابد. ارزش زندگی انسان نیز در سایه‌ی ارتباط او با خدا و حرکت به سمت او تعیین می‌شود. بر اساس حرکت جوهری و ثابت نبودن مرتبه‌ی وجود انسان، بر خلاف دیگر ممکنات، انسان جایگاه معینی در مراتب وجود ندارد و از پایین‌ترین مقامات تا بالاترین درجات می‌تواند سیر داشته باشد. ملاصدرا ارزش انسان و زندگی او را در گرو رضایت الهی، کرامت انسانی، فطرت، عشق و جاودانگی می‌داند. کارکرد زندگی، با نقش عمده-ی انسان در عالم هستی که نقش خلافت الهی اوست معین می‌شود. جانشینی انسان از خدا که با حقایقی همچون ولایت، امانت، وساطت در خلقت، غائیت خلقت و ... همراه است، جایگاه انسان را در دار هستی تعیین می‌کند. انسان اشرف مخلوقات است آفرینش عالم به خاطر اوست. نقطه‌ی مقابل این معنا، پوچی است؛ هر چند مادی‌گرایی و شکاکیت از عوامل اصلی پوچی است اما عواملی همچون مرگ و شرور از علل سوق به سمت پوچی است که در حکمت متعالیه نه تنها پوچی را نتیجه نمی‌دهند، بلکه از عوامل معناساز زندگی و از راه‌های رشد و تعالی انسان به شمار می‌روند. علم‌زدگی که از عوامل پوچی شمرده شده نه ثمره-ی علم بلکه نتیجه‌ی کم ظرفیتی انسان و توقف در مراحل پایین عقل می‌باشد و در حکمت متعالیه که جمع برهان و عرفان و قرآن است هرگز جایی ندارد.
معنای زندگی از دیدگاه استیس و هاپ واکر
نویسنده:
پویازاده اعظم
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
معنای زندگی فوری ترین مساله است (آلبر کامو). آدمی برای زیستن در جهان نیاز به یک «برای» دارد. اگر این «برای» نباشد، او نمی داند نیروهای خود را به کدامین سمت و سو معطوف دارد و عمر خود را مصروف چه چیزی بکند. اما همه سخن بر سر این است که این «برای» را از کجا می توان آورد؟ آیا این «برای» در دل نظام خلقت حک شده است و باید به جستجویش رفت؟ اگر چنین باشد آیا راه جستجوی آن، کتب دینی و مذهبی است؟ و یا اصلا این «برای» عینیتی ندارد و امری کاملا وابسته به شخص (subjective) است و هر کس خود باید یک «برای» برای زندگی خود تعریف کند؟
صفحات :
از صفحه 43 تا 56
مقایسه نظر غزالی و یاسپرس در مورد مرگ‌اندیشی
نویسنده:
الهام خازنی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر به منظور تبیین دیدگاه دو فیلسوف مر‌گ-اندیش، یعنی غزالی، متفکر قرن پنجم هجری و یاسپرس، متفکر قرن بیستم میلادی تدوین شده‌است. غزالی، مرگ‌اندیشی را نتیجه اندیشیدن به زندگی و محدودیت‌های آن می‌داند و معتقد است نوع نگرش افراد به مرگ، تعیین کننده شیوه و سبک زندگی آنان است. او بر این باور است که تنها به واسطه اندیشیدن به مرگ است که می‌توان به زندگی اخلاق مدار و هدفمند دست یافت و در این میان با توسل به معرفتی که حاصل از شناخت مبدأ و معاد است به کمال رسید. یاسپرس نیز مرگ‌اندیشی را ثمره تلاش انسان برای کشف رموز هستی و نیل به حقیقت خود می‌داند و آن را به عنوان یکی از موقعیت‌های مرزی و اسرار آفرینش در نظر گرفته و معتقد است که تنها با کشف حقیقت مرگ بر اساس ایمان است که می‌توان به معنای بودن و هستی نایل شد و زندگی اصیل را بنا کرد.
نظریه و الگوی قرآن شناخت معناداری زندگی در گذار تفسیری از سوره‌های حمد، انشراح، مسد، ‌عصر،‌ فلق و ناس
نویسنده:
زهرا افتخاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
معناداری زندگی، نسبت‌یابی اختیار خلاق آدمی با جهت اصیل حیات، یعنی خدای سبحان و به طور معیّن، اسماء فعل به مثاب? اوصاف مطلوب و خواستنیِ زیستِ از سرِ اختیار، است که در شخصیّت‌های الگویی یعنی حضرات اولیای‌الهی تبلور می‌یابد. در فصل مشترک تحلیل، انسان با رسیدن به الگوی رشد و هدفدارسازی تمامیّت زندگی خویش به چرایی‌ها و مبتنی بر این چرایی‌ها، به چگونگی‌های آن خودآگاه شده و تمامی عرصه‌ها و از جمله دشوارترین برهه‌های زندگی را در متن این هدفداری و جهت‌داریِ هماهنگ هستی و زندگی، راهبری می‌کند. معنادرمانی دارای دو سطح است:1-در سطح آسیب‌شناختی، طبیعت و درمان «روان‌نژندی‌ها» مورد توجّه است. 2ـ و در سطح کمال‌گرایی، عبور از سطح «هنجاریِ» متعارف به سوی زندگیِ برتر و آرمان رشد است. به درستی چگونه می‌توان از سطح روان‌نژندی حیات به سطح برینِ آن راه سپرد؟ پژوهش حاضر در راستای نظریه‌پردازی معنای زندگی بر مدار اصل جهت‌داری به سوی جهت برترین حیات، یعنی اصل«عبودیّت» در ادب تفسیریِ سوره حمد و به مدد سوره‌های منتخبی از قرآن‌کریم، به تبیین تفسیری این دو لای? تحلیلی نظریه معنا‌د‌اری زندگی، پرداخته است. در سطح آسیب‌شناسی یعنی تحلیل بحران معنا، فراز آغازین سوره عصر و سور? مسد و در سطح کمال‌نگری فرازی از سوره حمد و نیز فراز پایانی سوره عصر و سوره‌های انشراح و معوّذتین، مستند تحلیل بوده است.
نقش عقل فعال در مراحل مختلف حیات انسان از منظر ابن‌سینا و ملاصدرا
نویسنده:
فاطمه زارع
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عقل فعال، موجودی برتر از عالم طبیعت، عاری از ماده و احکام آن، قائم به نفس، غیر ذی وضع، و فعلیت صرف است. این عقل، به عنوان آخرین عقل از عقول عشره از منظر ابن سینا و آخرین عقل از عقول طولی بی شمار از منظر ملاصدرا، افعال و وظایفی را در عالم کون و فساد ایفاء می کند. عقل فعال از سوی ابن سینا و ملاصدرا، به عنوان حلقه ی ارتباط بین مجردات و مادیات، مبدأ صدور کثرات جهان مادی و کد خدای عالم تحت القمر مطرح شده ویکی از برجسته ترین نقش های آن،ارتباط با نفس ناطقه به عنوان کامل ترین موجود عالم ماده می باشد. نفس ناطقه، متشکل از دو بعد روحانی و مادی (نفس و بدن) است و به جهت بعد روحانی اش، ارتباط برجسته ای با عقل فعال دارد و این عقل، در تمام مراحل حیات آدمی، از حدوث نفس تا مفارقت آن از ماده و حتی پس از آن، در استکمال نفس، نقش بی واسطه و با واسطه دارد. اولین نقش و وظیفه عقل فعال در ناحیه حدوث نفس است. به گفته هر دو فیلسوف، وقتی مزاج بدن مستعد دریافت نفس گردید، نفس ناطقه از جانب واهب الصور بر آن بدن افاضه می گردد. دومین وظیفه و نقش عقل فعال، در ناحیه قوای نفس به ویژه نقش عقل فعال در تعقل و فعلیت مراحل عقل نظری است. سومین نقشی که عقل فعال دارد، نقشی است که در مسأله نبوت و نزول وحی بر عهده می گیرد. از نظر هر دو فیلسوف، این عقل یکی از ارکان نبوت و وحی است تا آنجا که عنوان ملک وحی را می پذیرد. عقل فعال، تنظیم کننده ارتباط نفس ناطقه با عالم غیب خواه در خواب و یا در بیداری می باشد. چهارمین نقشی که عقل فعال در ارتباط با نفس ناطقه بازی می کند، در مسأله بقای نفوس بعد از مرگ است که از نظر ابن سینا این بقاء، ناشی از اتصال نفس با عقل فعال است که مربوط به نفوس کامل در علمو عمل می باشد و نفوس کامل به بقای عقل فعال که علت آنها است، باقی می مانند. از نظر ابن سینا، نفوس ناقصی که در مرحله عقل هیولانی مانده اند، با تعلق به نفوس فلکی مراحل تکامل خویش را طی می کنند، اما ملاصدرا بر اساس مسلک متعالیه معتقد است که نفوس ناقص به عالم خیال تعلق می گیرند و نفوس کامل هم متحد با عقل فعال و باقی به بقای علت خود (عقل فعال) هستند. ابن سینا و ملاصدرا در هر یک از مراحل مذکور، وجوه اشتراک و نیز اختلاف نظر هایی دارند که به تفصیل در رساله به تبیین و شرح آن خوهیم پرداخت.