مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 147
خدا در اندیشه افلاطون و ارسطو
نویسنده:
صفیه رکوفیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در حالی که جامعه یونان باستان گریبان‌گیر عقایدی خرافی در باب حقیقت عالم و خدایان اسطوره‌ای و انسان‌وار بوده، از قرن پنجم قبل از میلاد مسیح و با ظهور اندیشمندانی که در ابتدا تلاششان تبیین امور و تغییرات عالم پیرامون بوده، دچار تحول تدریجی شد و سیر تفکر بشری به سوی رسیدن به یک اصل و منبع واحد برای هستی موجودات به پیش رفت، تا حدودی که نظرگاه بشر از امور مادی فراتر رفت و تحلیل‌ها از حقیقت از یک عنصر مادی و یا شبه آن به اموری ماورائی و ثابت در فلسفه افلاطون ارتقاء یافت.افلاطون با طرح نظریه مُثُل و قرار دادن مثال خیر در رأس همه امور مادی و مجرد و آوردن توصیفاتی متعالی برای آن شایسته‌ترین موجود برای خدا بودن را به تشبیه و توصیف در آثارش به خصوص به خصوص جمهور ترسیم نمود. اما نام خدا را مستقیم و بدون شائبه بر آن نگذاشت و هر چند جنبه‌ای از فعلی خدا در عالم را تحت عنوان دمیوژد در تیمائوس معرفی می‌نماید، اما با این حال تحت تاثیر افعال جامعه یا به اقتضای فهم خوانندگان آن روز آثارش باز هم از خدایان سخن رانده و چهره افلاطون الهی در نظر متألهان را تا حدودی خدشه‌دار نمود.اما ارسطو با فاصله گرفتن از تعابیر عرفانی و گاه شاعرانه به تبیین منطقی نظام عالم پرداخته و خدا را محرک نخستین و علت حرکت فلک اعظم دانسته و برای نخستین بار اصل و مبدأ فلسفی عالم را خدا معرفی کرد! اما چون دغدغه اصلی او الهیات نبود از پرداختن به چگونگی ذات و صفات و افعال او کوتاهی نمود و انتقادات بسیاری را متوجه خود نمود، از این جهت که خدا در آثار او عالم به اشیاء و خالق و یا مدبر و هادی معبود نمی‌باشد با خدای ادیان ابراهیمی متفاوت است. همان‌گونه که مثال خیر افلاطون نیز با وصف خالقیت و ربوبیت و معبودیت نیامده است، اما به هر حال واضح است که خدای فلسفه افلاطون و ارسطو با خدایان انسان‌وار اسطوره‌ها فاصله بسیار دارد و می‌توان تبیین‌هایی بسیار نزدیک به خدای فلسفه اسلامی را از عبارات آنان برداشت نمود.
بررسی تطبیقی نظریه میمسیس در فلسفه افلاطون و ارسطو و تاثیر آن در درام
نویسنده:
مصطفی بصیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی و  نقد تطبیقی دیدگاه معرفت شناسانه جان لاک و شهید مطهری و دلالت‌های آن بر روی تربیت عقلانی
نویسنده:
روح‌الله دوستداری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مباحث مهم در قلمرو فلسفه و الهیات، موضوع معرفت شناسی است و در سال های اخیر نیز نه تنها از اهمیت آن کاسته نشده بلکه روز به روز بر دامنه مباحث آن افزوده شده است. معرفت‌شناسی پژوهش درباره پرسش‌هایی درباره امکان معرفت و چیستی و ماهیت، دامنه، محدودیت و منابع معرفت است و در آن امور مربوط بهمعرفت مورد تحقیق قرار می گیرند. در عرصه تعلیم و تربیت هم یکی از مبناهای اصلی، مبنای معرفت شناسی است و با توجه به آن سایر فعالیت های تربیتی شکل می گیرد. در پژوهش حاضر مبانی معرفت شناسی از دیدگاه جان لاک و مرتضی مطهری (به عنوان نمایندگان تفکر غربی و شرقی) و دلالت های هر کدام از این دیدگاه در تربیت عقلانی مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از روش تحلیل مفهومی و تحلیل اسنادی به این سوالات پاسخ داده شد: 1- نقاط اشتراک و افتراق دیدگاه معرفت شناختی استاد مطهری و جان لاک کدامند؟ 2- دلالت هایتربیتی دیدگاه معرفت شناسی استاد مطهری و جان لاک برای تربیت عقلانی کدامند؟ برای یافتن پاسخ سوالات ابتدا دیدگاه های جهان شناختی و انسان شناختی هر دو متفکر بررسی شده و برای تعیین مبانی معرفت شناسی، ملاک و معیار شناخت، ضرورت شناخت، امکان شناخت، ابزار شناخت و تعریف دانش و حقیقت بررسی و ضمن بیان شباهت ها و تفاوت های هر دو دیدگاه با هم دیگر، به توضیح دلالت های آن در تربیت عقلانی پرداخته شده است.
بررسی مسأله شر از دیدگاه ریچارد سوئین برن
نویسنده:
محمدصادق بحرینی زارج
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسأله شر یکی از غامض ترین و پیچیده ترین موضوعاتی است که در برابر اندیشه دینی و اندیشمندان دینی قرار دارد و قرون متمادی است که انسان با این موضوع درگیر است. البته مسأله شدن موضوع شر به سده های اخیر بازمی گردد و بیشترین علت آن هم دست آویز قرار دادن شر برای انکار وجود خالق هستی توسط ملحدین می باشد. به راستی چرا خدایی که قادر مطلق است و عالم مطلق و خیر محض است اجازه می دهد تا جهان چنین شروری را در خود جای دهد؟ در این نوشتار این موضوع بر اساس دیدگاه فیلسوف انگلیسی پروفسور ریچارد سوئین برن به بررسی این موضوع پرداخته است و سعی نموده تا نظرات این استاد بازنشسته دانشگاه آکسفورد را تا حدی بیان نماید. سوئین برن شر را به دو بخش اخلاقی و طبیعی تقسیم می کند و می گوید که اراده خدا بر ان است که آدمی معرفت بیاموزد و عشق بورزد و اختیار داشته باشد که خود از میان خوب و بد از میان خیر و شر هر کدام را که می خواهد برگزیند. شخصیت خود را آنگونه که مایل است پرورش دهد و برای همنوعان خویش مفید باشد. برای اینکه همه این امور محقق گردند وجود شر در عالم ضروری است و به اعتقاد سوئین برن درحقیقت خداوند نمی تواند بدون وجود شر اینها را ممکن سازد.
تأثیر تهذیب نفس بر معرفت از دیدگاه علامه طباطبایی و ابن مسکویه
نویسنده:
زهرا حاجیوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آنچه که در این نوشتار مورد ارزیابی قرار می گیرد، بررسی و تبیین دیدگاه علامه طباطبایی و ابن مسکویه پیرامون امکان، میزان و کیفیت تأثیر تهذیب نفس بر معرفت می باشد که این معرفت شامل انواع معارف حسی، عقلی، شهودی و وحیانی است. هدف این پژوهش شرح و بسط نظرات این دو شخصیت در باب رابطه بین تزکیه و معرفت و چگونگی تاثیر تهذیب نفس بر کسب آگاهی‌های متعالی می باشد. علامه طباطبایی و ابن مسکویه هر دو اهمیت بسیار زیادی برای تهذیب نفس قائل اند و هدف از تهذیب نفس را رسیدن به سعادت فردی و اجتماعی می دانند و معتقدند که کسب کمالات و اتصاف انسان به فضائل و تصفیه نمودن جوهر نفس از رذائل اخلاقی از پایه‌های مهم کسب معرفت به شمار می رود. نفس انسان در ذات خود، قابلیّت و شأنیّت رسیدن به مقام قرب و معرفت الهی را داشته و تنها در اثر موانعی چون رذایل، لذائذ، تعلقّات و شهوات که همه ریشه در مادیات دارند، از این معرفت و تعالی بازمی‌ماند. علامه طباطبایی و ابن مسکویه تأثیر گناه بر معرفت را در بعضی انواع معارف بررسی کرده و معتقدندکه طریق دستیابی به معرفت ، تصفیه و تزکیه دل از آلودگیهای گناهان و رذائل اخلاقی می باشد.. علامه بر این باور است که منظور از معرفت نفس، معرفت شهودی آن است که شرع کیفیت رسیدن به آن را بیان کرده است و آن با دل کندن از مادیات و توجه کامل به سوی خداوند حاصل می شود. هم? افراد در حد سع? وجودی خود می‌توانند به این معرفت دست یابند و هر قدر که در تصفیه و تهذیب نفس بکوشند به همان میزان از این معرفت بهره می برند.
بررسی تطبیقی آراء علامه جعفری و آیت‎الله جوادی آملی در خصوص حیات طیبه و جنبه‎های تربیتی آن
نویسنده:
صدیقه چراغی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر تلاشی است برای تبیین ماهیت انسانی که معمای اعصار و قرون بوده و هست . چراکه شکوفایی معرفت و تأمل در اسرار به ودیعه نهاده شده در وجود او مهمترین رسالت قرآن کریم و انبیاء الهیمی باشد . سرشار بودن وجود آدمی از استعدادهای بالقوه زمینه ی صعود و سقوط او را حتمی می سازد . علامه جعفری و آیت الله جوادی آملی صاحب نظرانی هستند که انسان شناسی انسان را راهگشای خدا شناسی او دانسته و معتقدند آدمی با حذف موانع و ایجاد هماهنگی بین «انسان آن چنان که هست » و «انسان آن چنان که باید » می تواند زمینه ی تحقق حیات طیبه و انسانی را فراهم سازد . پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که این دو متفکر در خصوص ماهیت انسان و حیات طیبه چگونه می اندیشند و چه راهکارهای تربیتی را می توان بر اساس اندیشه هایشان ارائه نمود . این دو متفکر دین را عامل معنادار شدن زندگی بشر می دانند و معتقدند شخصیت انسانی با بر خورداری از مدیریت آگاهانه و آزادی تصعید شده در اختیار ، در جریان زندگی می تواند به کمالات عالیه ارتقاء یافته و خود خواهی ها و آشفتگی هایش را در شئون زندگی نیز تعدیل نماید . تحقق این حیات از منظر علامه جعفری در همین زندگی طبیعی با رعایت اصول و ویژگی ها و مولفه های آن امکان پذیر می باشد و آن را حیات معقول می خواند . اما از دیدگاه آیت الله جوادی آملی طیب بودن محصول طبیعت نیست و امری فرا طبیعی است که آن را حیات متألهانه خوانده و به بیان شاخصه های آن می پردازد . بر اساس دیدگاه این دو متفکر برخی از راهکارهای تربیتی پیشنهادی برای تحقق حیات طیبه عبارتند از : پرورش فطرت و روح حقیقت جو ، تعدیل احساسات خام ، پرورش خیرخواهی ، تصعید احساسات بر اساس عقل سلیم ، هماهنگی بین عقل و دین ، مراقبت اخلاقی از خود وخانواده ، توجه به کرامت ذاتی که محدودیت سنی و نوعی ندارد ، محوریت محبت و تواضع در حیات انسانی .
راه های شناخت فضایل و رذایل اخلاقی (با توجه به دیدگاه حضرت امام خمینی (ره))
نویسنده:
فرهاد قبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با توجه به دیدگاه حضرت امام، انسان موجودی است که با اختیار، راه خود را انتخاب می‌کند. او در این حرکت اکتسابی ضروری است در صراط مستقیم باشد و در این سفر معنوی به دنبال معیارهایی باشد که شناخت صحیحی از راه و هدف و شناخت خوبی و بدی اخلاقی، داشته باشد، گاهی اشتباهات و غفلت‌ها در مسیر کمال و شناخت آن، ایجاد شده که انسان را از حرکت در راه مستقیم خارج می‌نماید،‌‌ حال باید با توجه به راه‌هایی که ممکن است، به شناخت صحیح دست یابد و با توانایی‌های خود از این خطرات رهیده و نجات یابد. توانایی‌های انسان همان وسایل کمال انسان است که به وسیله آنها شناخت خوبی‌ها و بدی‌ها ممکن می‌شود، این استعدادهای خدادادی در انسان به دو نوع درونی و بیرونی تقسیم می‌شود. با تبیین مبانی شناخت فضایل و رذایل اخلاقی، می‌توان حدود صفات اخلاقی را بیان کرد و راه‌های مختلف را فراروی محققین و علمای اخلاق قرار داد؛ این سیر مباحث و جدیت در آن می‌تواند استحکام مبانی اخلاق اسلامی را روشن کند و نیز می‌تواند چراغ راهی باشد که انسان را در شناخت چگونگی رسیدن به خوبی‌ها یاری رساند.راه شناخت فضایل و رذایل، بیان شیوه‌های مختلف در علم اخلاق اسلامی است. مباحث مبنایی در علم اخلاق، جزء مباحثی است که در دوره جدید بیشتر مورد تحقیق دانشمندان این علم قرار گرفته است. راه شناخت فضیلت و رذیلت جزء مباحث فلسفه اخلاق است که طرح دقیق آن بسیار ضروری می‌نماید.شناخت فضایل و رذایل، با توجه به مبانی انسان شناسی و جهان‌بینی اسلامی است. راه‌هایی که انسان می‌تواند در حدود و مسیر آن به این امر نایل بیاید، یکی راه فطرت و محوریت سرشت عمومی انسان، برای شناخت صحیح فضیلت و رذیلت است. میزان نورانی فطرت در انسان در دو جهت بینش و گرایش، می-تواند هادی و راهنمای انسان باشد. راه دیگر راه عقل و قوه تفکر انسان است که می‌تواند ما را در شناخت حقایق اخلاقی و رفتاری راهنمایی بنماید. راه آخر راه ذکر است که ما آن را به عنوان یکی از محورهای رسیدن به شناخت مطرح کرده‌ایم. این راه، همان راه «معرفت نفس» است و مسیر فضیلت و رذیلت را برای یک انسان سالک و مسافر معنوی مورد توجه قرار می‌دهد. توجه به این مسیر می‌تواند مسیر اخلاق را به عرفان، نزدیک کند
بررسی تطبیقی عشق از دیدگاه مولوی و امام خمینی (ره)
نویسنده:
زهرا سلطانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در باب ماهيّت عشق سخن بسيار گفته شده و پژوهش‌هاي فراوان انجام شده است، اما هرگز نمي‌توان ادعا كرد كه سخن گفتن در اين خصوص به پايان رسيده است و از آنجا كه عشق نقش كليدي و مهمي در تكامل وجودي انسان دارد و در حقيقت تمام كاينات را در سير به سوي كمال به پويه و جنبش در مي‌آورد، در نتيجه جاي بحث بسيار دارد كه چگونه بزرگاني چون مولوي ، امام خميني و ... از اين گوهر در تكامل وجودي خويش بهره بردند.عالم هستي بر اساس عشق حق به خويشتن پديد آمده، و اين عشق غايت هستي است و در تمام كاينات ساري و سبب حركت و جنب و جوش و تكاپو شده است. در مصاف بين عقل و عشق اين عشق است كه پيروز اين نبرد است چرا كه عقل از درك و حكم دربارة حقايق فوق حواس و ادراكات بشري ناتوان مي‌باشد و عشق با بهره‌گيري از ديدة ربّاني به نظاره حقيقت جهان نشسته است.انسان به سبب علمي كه از وحي ناشي است از ملايك به لطيفة معرفت ممتاز گشته است و عشقي كه در وجود انسان هست از همين معرفت سرچشمه گرفته و سبب امتياز انسان از كاينات شده است.هدف از اين پژوهش اين است که به تبيين ديدگاه امام خميني و مولوي در عشق پرداخته شود و شباهت ها و تفاو هاي ديدگاه آنها مورد تطبيق و بررسي قرار گيرد تا ميزان نزديکي انديشه امام و مولوي در خصوص عشق معلوم گردد. بر اين اساس، اين پژوهش به چهار فصل تقسيم شده است و سعي گرديده به فرضيات آن پاسخ داده شود. در فصل اول كه كليات عشق ومحبت است از مباحثي چون معناي لغوي و اصطلاحي عشق، انواع و مراتب عشق، عشق در منابع اسلامي و سير تحول اشعار عاشقانه سخن به ميان آمده است. در دو فصل مربوط به عشق از ديدگاه مولوي و امام خميني ديدگاههاي هر كدام از آنها را در خصوص تعريف عشق و رابطة بين عقل و عشق، عشق و جهان آفرينش ، عشق و معرفت ، عشق و عبادت و فطري بودن عشق مورد بررسي قرار داده و در نهايت در فصل چهارم به تطبيق ديدگاههاي اين دو عارف بزرگ پرداخته شده است . در اين تحقيق از روش اسنادي - کتابخانه اي استفاده شده؛ ابتدا بر اساس طرح تحقيق به مطالعه کتب مولانا و امام خميني (ره) در حدي که مرتبط به اين پژوهش مي شد مخصوصاًآثار منظوم آنها و نيز آثار ديگري در اين زمينه پرداخته شد و سپس ديدگاههاي مولوي وامام خميني (ره) در مورد عشق در بخشهاي جداگانه مورد بررسي قرار گرفت و در پايان ديدگاههاي اين دو عارف بزرگ با هم تطبيق داده شده است . باتوجه به تعداد وحجم زياد آثار مولوي وامام خميني بيشترين تلاش خود را بهآثار منظوم آنها معطوف نموده ايم .
تصوير خدا در نگاه ابن‎‌سينا و ابن‌عربي
نویسنده:
زهرا بهرامی آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بدون شک اساسي ترين و کليدي ترين مباحثي که در نظام هاي معرفتي مطرح مي گردد، در ارتباط با مبدأ هستي و تبيين معرفت و تصويري صحيح از اوست. در اين خصوص ديدگاه هاي زيادي از سوي متفکران ارائه گشته و هر فرقه و مشرب با نظر به مبادي و مباني عقلي خاص خود، به طرح نظريه پرداخته است. به ديگر سخن، در يک برآيند کلي، طيف وسيعي از ديدگاه هاي عقل گرايانه تا شهود گرايانه وجود داشته است که نماينده ي عقل گرايي، فلاسفه و نماينده نگاه شهود گرايانه، عرفا محسوب مي شوند. در اين پژوهش، کوشش شده است تا خدا در دو نظام معرفتي مهم، يعني مکتب فلسفي عقلاني ابن سينا و مشرب عرفاني ابن عربي بررسي گردد. به عبارتي، بحث ميان رئيس فلسفه استدلالي مشاء - ابن سينا- و مدون عرفان نظري - شيخ اکبر محي الدين بن عربي- است. خدايي كه از طريق روش مشائي ابن سينا شناخته مي‌شود، تفاوت جوهري با خدايي كه از طريق مشرب شهودي ابن عربي شناخته مي‌شود، دارد و اين اختلاف ريشه در مباني اعتقادي آنان دارد. خدا در نگاه ابن سينا در مقام اثبات و مباحث معرفت‌شناختي يکي از مصاديق مطلق وجود مي‌باشد، براي او وجود خدا بديهي نيست و نيازمند به اثبات آن است و در نظام وي شک در مورد خدا، امري معقول مي‌باشد، اما خدا نزد ابن عربي با توجه به نگاه وحدت وجودي‌اش، يكي از مصاديق وجود نيست، بلكه تنها مصداق وجود است ووجود مطلق لابشرط است که مقيد به هيچ قيدي، حتي قيد اطلاق نيست و خداي او عين وجود است، نه اينکه وجود، مقسمي باشد براي خدا و مخلوقات، و در نظام عرفاني ابن عربي، شک در وجود خدا، شک در اصل وجود است که امري محال است و قطعاً به سفسطه مي انجامد. خداي كه از طريق مشرب مشائي ابن سينا شناخته مي‌شود، از آن جهت كه خدايي است مفهومي، نمي‌تواند رابطه‌ي وجودي با انسان برقرار كند، لذا پيوندي با موجودات عالم از جمله انسان ندارد، بنابر اين، خداي ابن سينا بيگانه با موجودات از جمله انسان است. در حاليکه، خداي ابن عربي آشنا ترين آشناي انسان و بلکه خود حقيقي انسان است. ديدگاه‌هاي فوق، هر يک ناشي شده از مباني و مبادي عقلي خاص خويش است، به عبارتي، ديدگاه ابن سينا ناشي از مباني عقل گرايانه و مشرب استدلالي صرف اوست و ديدگاه ابن عربي ناشي از مباني اصلي شهود گرايانه است که ريشه در اعتقاد او به وحدت وجود دارد. لذا، مي توان گفت، اختلاف اساسي و جوهري ميان خداي فلسفي ابن سينا و خداي عرفاني ابن عربي دارد و تصوير خدا نزد ابن سينا غير از تصوير او نزد ابن عربي است.
تبین نسبت بین شناخت و عمل در حوزه اخلاق از منظر اندیشمندان مسلمان (خواجه نصیرالدین طوسی، فیض کاشانی، مهدی نراقی) و دلالتهای آن برای تربیت اخلاقی (اهداف، اصول، روشها)
نویسنده:
لیلا قربانزاده کلنگستانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این تحقیق درحیطه تربیت اخلاقی ،به منظور بررسی رویکرد های مختلف به تربیت اخلاقی از نظر به کارگیری شیوه های ایجاد تعهد والزام درونی درافراد نسبت به حفظ ارزشهای اخلاقی می باشد. با توجه به این هدف، رویکردهای مختلف به تربیت اخلاقی درساحت اندیشه اسلامی وازنگاه سه متفکر مسلمان ،خواجه نصیرالدین طوسی بارویکرد عقلی-فلسفی،فیض کاشانی با رویکرد دینی-عرفانی وعلامه مهدی نراقی با ترکیبی ازهرسه رویکرد (عقلی، دینی،عرفانی) به منظور درک بهترکیفیت ارتباط بین شناخت وعمل اخلاقی مورد بررسی و با توجه به چگونگی این نسبت دلالتهای تربیت اخلاقی ازمنظر آنان استنباط گردیده است.روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی ومنابع اصلی تحقیق، اخلاق ناصری تألیف خواجه نصیرالدین طوسی ، محجه البیضاء تألیف فیض کاشانی وجامع السعادات تألیف عالم ربانی علامه مهدی نراقی بوده است. براساس یافته های تحقیق ،تربیت اخلاقی دارای ابعاد شناختی،عاطفی وعملی می باشد و بین این ابعاد ارتباط متقابل برقراراست.شناخت وبینش صحیح درتحریک اراده ونهایتاً صدورعمل اخلاقی موثراست وچنانکه این ارتباط توسط انگیزه ای قوی چون نیروی ایمان حمایت گردد اراده جهت انجام عمل اخلاقی تقویت شده وانجام عمل وتکرارآن نیز ضمن تأثیر دراستواری وثبات اراده ،سبب تعالی شناخت وایمان می گردد وبدین جهت با تقویت مبدءمعرفتی ومبدءمیلی بازدرتحکیم اراده تأثیر گذار خواهد بود.ضرورت پرورش بعد شناختی ورشد قوای فکری متربیان به منظورتشخیص وداوری درست دراموراخلاقی که ازدیدگاه خواجه نصیربه شدت مورد تأکید قرار دارد ، یکی ازعوامل موثر در تحریک اراده وبرانگیختن اعضا نسبت به انجام فعل اخلاقی محسوب می شود. ضرورت پرورش بعد عاطفی نیز درتربیت اخلاقی که ازدیدگاه فیض بیش ازسایرابعاد مورد توجه قراردارد ،به منظور تقویت اراده ازطریق ایجاد انگیزه های معنوی قابل توجه می باشد. فراهم نمودن زمینه التزام به وظایف اخلاقی به منظورایجاد عادات مطلوب نیزازعوامل مهم تحکیم اراده درتربیت اخلاقی است که مورد توجه وتأکید خواجه نصیرو فیض قراردارد.ازآنجا که ابعاد فوق هریک دربروز وکیفیت ظهور سایر عوامل موثرمی باشد،لذا لازمه موفقیت یک برنامه تربیتی درزمینه اخلاق رشد وپرورش ابعاد شناختی ، عاطفی وعملی است که ازدیدگاه مهدی نراقی لزوم توجه به هرسه بعد مشهود است.
  • تعداد رکورد ها : 147