جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 41
حسن و قبح در فلسفه اخلاق جی. ای. مور. و محقق طوسی(ره)
نویسنده:
محمدحسین موسوی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از دیرباز حسن و قبح دو عنوانی بودند که در علومی مانند: فلسفه، کلام و اصول مورد بررسی قرار می‌گرفتند. امروزه با طرح مباحث جدید، فلسفه اخلاق نگاه جدیدی به این دو عنوان دارد. از آنجا که دو عنوان مذکور در حوزه غربی و اسلامی مطرح است ، بحث تطبیقی این مساله مفید واقع خواهد شد. جی. ای. مور انگلیسی و محقق طوسی(ره) موضوع حسن و قبح را در فلسفه خود بررسی نموده‌اند و این پایان نامه به تطبیق آراءآنها می‌پردازد. دو عنوان مذکور در محورهای وجودشناسی و معرفت‌شناسی و منطقی قابل تطبیق است .
بررسی اندیشه‌های کلامی فیاض لاهیجی
نویسنده:
حمید عطایی نظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ملاّعبدالرزّاق لاهیجی (م 1072 ق) متخلّص به فیّاض، یکی از بزرگترین متکلّمان در طول تاریخ کلام اسلامی و برجسته ترین متکلّم شیعی در دوران متأخّر بوده است. او با نگارش آثار ارزشمند کلامی، نقش بسیار مهمّی در دفاع از عقاید تشیّع و تقویت ایمان دینی مردم ایفا نمود.بررسی های انجام شده در آثار کلامی وی نشان می دهد که اگر چه نظرها و دیدگاه های لاهیجی در بسیاری از موضوعات کلامی مطابق و موافق دیدگاه های عرف متکلّمان شیعه است؛ لکن با وجود این او در برخی از مسائل مانند: فاعلیّت الهی، حسن و قبح عقلی و معجزات پیامبر(ص) دارای آراء و اندیشه هایی خاصّ و متفاوت با دیگر متکلّمان بوده است. فیّاض از جمله متکلّمانی بود که پس از تأسیس مکتب کلام فلسفی به دست خواجه نصیر الدین طوسی(م 672 ق) از وی پیروی نمود و آثار خود را به شیوه مرسوم در سنّت کلام فلسفی به نگارش درآورد. لاهیجی در نگاشته های خودش در صدد بر آمد که همانند خواجه و حتّی بیش از او، با استفاده از اصول، قواعد و اصطلاحات فلسفه مشّاء، به تقریر و تبیین مباحث کلامی بپردازد و از این حیث تأثیر فراوانی بر فرایند فلسفی شدن علم کلام در تشیّع داشت. در واقع جریان فلسفی شدن کلام شیعه که از زمان خواجه نصیر آغاز شده بود، بار دیگر توسّط فیّاض و با نگارش آثار کلامی متعدّد با رویکرد و صبغه فلسفی نه تنها احیا شد، بلکه به اوج شکوفایی و اعتلای خود دست یافت.پایبندی و تقیّد شدید نسبت به حکمت مشّاء و به ویژه آراء و اندیشه های ابن سینا، استقلال فکری، آگاهى عمیق به افکار و عقاید فِرَق و مذاهب کلامی، ‏آشنایی کامل با عرفان و تصوّف و برخورداری از گرایش ها و تفکّرات عرفانی را می توان از ویژگی ها و مشخّصات فکری لاهیجی بر شمرد که به طور مشخّص بر نحوه تقریر و نگارش وی از مباحث کلامی تأثیر گذار بوده است.
بررسی تطبیقی سعادت و شقاوت از دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی و امام خمینی (ره) و رابطه آن‌ها با طینت
نویسنده:
رقیه احمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
سعادت و شقاوت مسأله چندتباری است ودرحوزه های مختلف حدیث،تفسیر،فلسفه،کلام،اخلاق وفلسفه اخلاق موردبحث است. هر انسانی به حکم فطرت، طالب سعادت و از شقاوت گریزان است. به رغم تمام اختلاف‌هایی که در تفسیر سعادت و شقاوت و جود دارد، می‌توان گفت، سعادت واقعی انسان همان کمال و غایتی است که انسان برای وصول به آن آفریده شده است .از دیدگاه اسلام آن غایت نهایی، خیر مطلق است که مقصود و غایت حرکت همه موجودات عالم است. بنابراین هدف نهایی از اعمال، گفتار و رفتار اختیاری انسان وصول به خیر مطلق است. در این رساله نقطه نظرات دو اندیشمند گران‌قدر اسلامی، خواجه و امام بررسی و تفاوت و تشابه آن‌ها تبیین شده است. این دو متفکر بزرگ بر این باورند که حقیقت سعادت همان قرب الی الله است و برای رسیدن به این مقام عظیم باید از دنیا گذشت. انسان در پر تو وحی، استعدادهای نهفته فطرت خود را شکوفا ساخته وبا استفاده از نعمت‌ها و ابزاری که خداوند در این جهان در اختیارش قرار داده به کسب کمالات می‌پردازد که محل بروز و ظهور آن در جهان آخرت است هدف از آفرینش هم رسیدن به آن مقام بلند مرتبه است. تأمل و دقت در گفتار و نظرات ایشان درباره سعادت و شقاوت بسیار متأثر ازنحوه نگرش‌های فلسفی و دینی هر دو متفکر بوده است و به خاطر تعلق به فضای فکری، فرهنگی مشابه، همسانی در نظریاتشان فراوان دیده می‌شود.
بررسی تطبیقی دیدگاه فخر رازی، خواجه نصیرالدین طوسی و ابن تیمیه در مسأله رویت خداوند متعال
نویسنده:
محمد سرداری اردکان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اندیشه رویت از دیرباز در دین یهود مطرح بوده و سپس این بحث به حوزه اندیشه دین اسلام نیز سرایت نمود و مورد اختلاف متفکرین اسلام واقع شد. مشکل اصلی این است که آیا خداوند دارای جهت و مکان است یا خیر؟ مجسمه قائلند خدا جسم است و صورت و هیئت دارد و حرکت میکند. مشبهه و کرامیه نیز خدا را دارای جسم میدانند . اما نه مانند اجسام حادث، دست، چشم و وجه داشتن را به صورت حقیقی به او نسبت میدهند. و میگویند خداوند دارای جهت است و استواء‌بر عرش دارد و بر بالای عرش است عده ای همین را دال بر امکان رویت گرفته اند. اشاعره رویت خداوند را در آخرت جایز شمرده اند و برای خدا دست وجه و چشم قائلند اما بدون کیفیت و برای مدعای خویش به برخی آیات و روایات تمسک جسته اند. فخر رازی که از متفکران اشعری است در این مساله به اسلاف خویش اقتدا نموده و قائل به امکان رویت خداوند درآخرت است. سلفیه معتقدند خدا دارای جهت بوده و در دنیا امکان رویت خداوند وجود دارد. ابن تیمیه هم به امکان رویت خداوند در دنیا معتقد است. پیروان مکتب تشیع از جمله خواجه نصیر الدین طوسی خداوند را منزه از این امور دانسته و معتقدند دیدن خداوند به چشم سر و دریافت به قوه عقل، برای احدی ممکن نیست. چشم عقل نیرومند تر از چشم سر است و انسان با چشم عقل چیزی هایی را می بیند که با چشم سر قادر به دیدن آنها نیست و به طریق اولی ادراک بصری با آن همه ضعفی که دارد. ممکن نخواهد بود. اما آنچه در احادیث ماثوره در باره لقاء پروردگار آمده است عنایت به صفای باطن و دست یافتن به ضمیری تورانی برای تماشای جمال حق به چشم دل است. در این نوشتار با دلائل منطق، عقلی و نقلی دیدگاه رازی و ابن تیمیه نفی و دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی اثبات شده است.
بررسی و نقد عالم ذر از دیدگاه متکلمان اولیه شیعه
نویسنده:
محمدحسین سیفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این تحقیق پیرامون بررسی و نقد دیدگاه متکلمان اولیه شیعه در باره عالم ذر می باشد که از ابتدا یکی از مسائل مهم و پر بحث کلامی بوده است، می باشد.که بحث از حقیقت این موضوع و وجود داشتن یا نداشتن عالم ذر(عالمی قبل از خلقت انسان در دنیا ) بدون شک یکی از مباحثی است که شاید کمتر کسی به آن فکر نکرده باشد. ودر این تحقیق دیدگاه های ارزشمند و متنوعی مورد بررسی قرار گرفت که هر کدام دارای نقاط ضعف و قوتی خاص خود بوده که البته به دست آوردن دیدگاه یک شخص خاص در میان آثار کلامی او گرچه کار دشواری نبود(گرچه همین کار نچندان دشوار در مورد بعضی بزرگان مثل خواجه نصیر الدین بسیار سخت بود) ولی بررسی و نقد هر دیدگاه و جواب به اشکالات مطرح شده بر آن دیدگاه کار آسانی نبود .در این تحقیق به دیدگاه محدث و متکلم بزرگ شیخ صدوق که بر اساس نص روایات قائل به خلق ارواح قبل از بدن ها و وجود عالم ذر بوده اند پرداخته و ایرادات و اشکالات بر نظریه ایشان و جواب هایی که موافقان با نظر ایشان به اشکالات داده اند مطرح و در ادامه به دیدگاه شیخ مفید که در تفسیر این آیه نظریه تمثیل را مطرح می کنند،پرداخته شد و همچنین ایرادات و اشکالات این نظریه و پاسخ هایی که به آنها داده شده است. دیدگاه سوم دیدگاه سید مرتضی می باشد که که تا مقداری از بحث با استاد خویش همراه می شود ولی این مسأله را مربوط به عده ای از فرزندان بنی آدم (فرزندان کفار) می داند .سپس دیدگاه شیخ طوسی مطرح می شود که ایشان ایه شریفه را به نوعی تأویل می برند و می فرمایند این بیان در حقیقت مربوط به دنیا است و اقرار خداوند همان اقراری است که توسط دو حجت خدا یعنی عقل و انبیا در طول زندگی انسان از او گرفته می شود که این دیدگاه هم مورد بررسی قرار گرفته است و در خاتمه نیز قول مختار که همان قول مرحوم علامه طباطبایی باشد به اختصار بیان شده است که عالم ذر مربوط به جنبه ملکوتی افراد بوده است نه جنبه مادی و دنیایی آنها.
بررسی تطبیقی و تحلیلی آموزه‌های سه اندیشمند مسلمان امام محمد غزالی، خواخه نصیرالدین طوسی و استاد شهید مطهری
نویسنده:
زینب امیدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
به منظور بررسی« بررسی تطبیقی و تحلیلی آموزه های سه اندیشمند مسلمان غزالی ، خواجه نصیرالدین طوسی و شهید مطهری » تحقیقی با روش بردی و کندل و با رویکرد تطبیقی انجام شد. گزاره های اصلی این تحقیق ناظر بر این موضوع بود که:1ـ دیدگاه غزالی درمورد ارکان تربیت (هدف ،برنامه،روش،اصول ،معلم ودانش آموز)چیست؟2ـ دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی درمورد ارکان تربیت (هدف،برنامه،روش،اصول ،معلم ودانش آموز) چیست؟3ـ دیدگاه شهید مطهری درمورد ارکان تربیت(هدف ،برنامه،روش،اصول ،معلم ودانش آموز)چیست؟4ـ وجوه تفاوت و تشابه میان دیدگاه های غزالی ، خواجه نصیرالدین طوسی وشهید مطهری براساس روش مقایسه ومطالعات تطبیقی معمول یعنی روش بردی و کندل کدامست؟با استفاده از روش بردی در چهار محور توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه بررسی های لازم انجام شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که:هرسه دانشمند هدف غایی تعلیم و تربیت را نزدیکی به خدا می دانند.اصول وروشهای تربیتی تقریباً مشابهت دارند و صاحبنظران متفاوت ، اصول و روشهای تربیتی مشابهی را مد نظر داشته اند. گرچه برخی در این امر دقت عمل بیشتری داشته اند و جزئی تر و دقیق تر این مطلب را مورد بررسی قرار داده اند.هرسه دانشمند مسلمان اصولی مانند تدرج،تفرد(وجود تفاوتهای فردی)، اصل کرامت ذاتی انسان، اصل تغییر پذیر بودن اخلاق، توام بودن علم و عمل، الگو سازی و معاشرت، اصلاح شرایط محیطی،تعقل و اعتدال و روشهایی مانند تمرین و تکرار ، مراقبه و محاسبه، خودسازی، پرورش جسم، تغافل، کار و فعالیت، عادت، مهر و محبت، تفکر و تعقل، وعظ و نصیحت، امربه معروف و نهی از منکر، تقلید،الگوسازی، تاکید بر عمل، تلقین، تشویق و تنبیه را مد نظر داشته اند.در مورد برنامه هم می توان گفت ، گرچه هر سه دانشمند تقسیم بندی متفاوتی از علوم ارائه دادند و مواد درسی پیشنهادی آنها کمی متفاوت بود ولی هرسه اندیشمند قرآن و احادیث را در برنامه شان مدنظر داشتند. تفاوتی که در این بین وجود داشت این است که غزالی مخالف معماری و علوم طبیعی و فلسفه بود ولی خواجه نصیر به علوم طبیعی و فلسفه اهمیت می داد و از نظر مطهری هم بعضی علوم در بعضی دوره ها ممکن واجب کفایی شود و در برخی دوره ها نشود و با فلسفه، علوم طبیعی و هنر مخالفتی نداشت..از نظر هرسه اندیشمند معلم جایگاه والایی دارد و متعلم باید به او احترام بگذارد. معلم باید دیندار و عاقل باشد و بتواند سخن را درست به شاگردان انتقال دهد.و نیتش برای خدا باشد و با شاگردان مهربان باشد.متعلم هم باید سعی کند درست معلم و علمی که می خواهد بدست آورد را انتخاب کند.
نقش حکومت در رشد و اعتلای مردم از دیدگاه اسلام با تکیه بر اندیشه سیاسی امام خمینی (س)
نویسنده:
مریم صفری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
حکومت به عنوان عالیترین نهاد جوامع بشری متناسب با اهدافی که می‌پذیرد، نقشی موثر در تمامی ابعاد زندگی انسان‌ها ایفا می‌کند. حکومت‌ها در جامعه نقش‌های گوناگونی چون نقش‌های رفاهی، تربیتی، میانجیگری و...را می‌پذیرد که مهم ترین آنها نقشی است که در تربیت، رشد و اعتلای انسان ها ایفا می‌کند. لذا ما در این پژوهش به بررسی و تحلیل نقش حکومت در رشد و اعتلای انسان ها از منظر اسلاممی‌پردازیم تا دریابیم که حکومت اسلامی تا چه میزان در رشد و تعالی شخصیت انسان موثر واقع می‌شود؛ برای انجام این کار با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و باروش توصیفی-تحلیلی منابع اصلی اسلام و دیدگاه اندیشمندان اسلامی و همچنین امام خمینی(س) را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهیم.به استناد پژوهش انجام شده درمی‌یابیم که دین مبین اسلام هدف اصلی خود را رستگاری وسعادت انسان عنوان می‌کند و حکومت را کارآمدترین ابزار تحقق این امر می‌داند. در حقیقت فلسفه وجودی حکومت در اسلام ساختن انسان کامل و تربیت وی به عنوان خلیفهخداوند است و این هدف جز از طریق تعلیم، تربیت و تزکیه انسان ها ممکن نخواهد بود. در نتیجه اصلی-ترین کارکرد و نقش حکومت اسلامی تعلیم و تربیت انسان ها در جهت رشد و تعالی آنها به سوی کمال است.امام خمینی(س) با طرح نظریه ولایت فقیه و تحقق آن در قالب جمهوری اسلامی تلاش می‌نماید تا هدف عالیه اسلام یعنی رساندن انسان به مقام خلیفه اللهی را محقق نماید.
مقایسه عقل کلامی و فلسفی در بحث مبدأشناسی از منظر سید مرتضی، قاضی عبدالجبار و محقق طوسی
نویسنده:
مصطفی سلطانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اندیشمندان در وجود حقیقتی به نام عقل که ابزار تمییز است، اتفاق نظر دارند. و به دلیل پیچیدگی بحث در باره آن، علوم مختلف معانی متفاوت از ماهیت عقل را اراده می‌کنند،آنگونه که گویا هیچ وجه جامعی میان معانی عقل نیست، نام گذاری اشتراک واژه عقل به «اشتراک اسمی» از سوی صدرالمتألهینو عنایت به معنا و موارد اطلاق آن نزد اصحاب مکاتب، شاهدی بر این ادعا است، پژوهش پیرامون ماهیت عقل درعلم کلام و فلسفه و راهبرد آن در مبداءشناسی با تحلیل و توصیف دیدگاههای سیدمرتضی، خواجه نصیرالدین و قاضی عبدالجبار تلاشی در راستای حل این مشکل خواهد بود. ثمره تلاش پژوهشگر این رساله این است که عقل کاربرد‌های زیادی در فلسفه دارد، اما دو معنا از معانی آن از جمله عمده ترین و شایع ترین کاربرد عقل در فلسفه است: الف) عقل به عنوان مرتبه‌ای از هستی که موجودی ذاتا و فعلا مجرد است؛ ب) عقل به عنوان قوه‌ای از قوای نفس که غالبا در کتاب النفس مورد بررسی قرار می‌گیرد. یافته‌های ما حاکی از آن است که معنای دوم از عقل نزد فلاسفه همان معنای مراد متکلمین از عقل است، از این رو عقل کلامی و فلسفی در مباحث مبدءشناسی تفاوت جوهری ندارند. عنایت به آراء سه اندیشمند مورد نظر، رهین این معنا است که علم کلام و فلسفه به توانمندی عقل در تبیین و تحلیل مسائل مبداءشناسی باور دارند، هرچند عقل فلسفی که خواجه نصیرالدین گرایش بیشتری به آن دارد، از توانمندی و نقش آفرینی استوارتری برخوردار بوده است.در این پژوهش تلاش شده است تا با بررسی برخی مباحث جزئی در مبداءشناسی و تمرکز بر موضوعات خاص مثل برهان حدوث و برهان امکان و وجوب وبحث از صفاتی که صبغه عقلانی داشته به توصیف و تحلیل اندیشه‌های سه متفکر مورد نظر در اثبات مبدء و صفات خداوند پرداخته و از این راه هدف را دنبال نمودیم.
زمان در فلسفه ارسطو، ابن سینا و خواجه نصیرالدین طوسی
نویسنده:
مرضیه سپهوند
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
زمان از پیچیده‌ترین مسائل فلسفی است به‌گونه‌ای که فیلسوفان، هرکدام تعریفی متفاوت از آن ارائه کرده‌اند. در این نوشتار سعی شده است «زمان» از دیدگاه سه فیلسوف بزرگ مشاء ارسطو، ابن‌سینا و خواجه‌نصیرالدین طوسی تبیین و بین نظریه‌های ایشان مقایسه شود. به رغم این‌که گروهی از معاصران ارسطو منکر وجود زمان بوده‌اند، وی زمان را به‌عنوان یک امر حقیقی، عینی، دارای ارتباط ناگسستنی با حرکت و درعین‌حال متمایز از حرکت پذیرفته است. معلم اول زمان را مربوط به امور طبیعی و مادی می‌داند؛ و امور نامتحرک را خارج از زمان تلقی می‌کند. وی زمان را «مقدار حرکت از حیث تقدّم و تأخر» تعریف کرده است. زمان از نظر وی یک امر عرضی غیر قار است که به‌تدریج موجود می‌شود. ارسطو «آن» را مرز مشترک و مای? وحدت هر دو قسم زمان یعنی گذشته و آینده می‌داند و «آن» را از بخش‌های زمان به‌حساب نمی‌آورد. شیخ‌الرئیس، به پیروی از معلم اول، زمان را مقدار حرکت به لحاظ تقدّم و تأخر می‌داند که اجزای آن در وجود قابل اجتماع نیست. وی براهین متعددی برای اثبات وجود زمان اقامه کرده است. ابن سینا در کتاب شفاء بحث زمان را در قسمت طبیعیات و مبتنی بر «حرکت» و «تقدم و تأخر» بیان کرده، اما در اشارات این بحث را در قسمت الهیات و از راه «حدوث و قدم» اثبات می‌کند. ابن‌سینا دلایل منکرین زمان را بیان کرده و به آن‌ها پاسخ داده و وجود زمان را از طریق ماهیت آن مستدل ساخته است. شیخ، مانند ارسطو، زمان را عین تجددمی‌داند که بدون حرکت موجود نبوده و قائم به آن است. خواجه نصیر، در شرح بر اشارات، مانند شیخ، وجود زمان را از راه «حدوث» اثبات کرده، زمان از نظر وی مقدار حرکت به لحاظ تقدّم و تأخری است که ذاتی زمان بوده و به‌صورت متصل و به تدریج حادث می‌شود. پس دیدگاه طوسی در بحث زمان به‌طور کامل شبیه نظریه شیخ است. آرای هر سه فیلسوف موردتحقیق دربحث زمان نزدیک به هم و در بسیاری موارد مشابه است، اختلاف بین آن‌ها بیشتر در نحو? استدلال و استفاده از تقریرهای متفاوت است. هر سه فیلسوف زمان را در طبیعیات و در رابطه با حرکت تعریف کرده‌اند. گردآوری مطالب این تحقیق به روش کتابخانه‌ای و روش پژوهش آن توصیفی تحلیلی است.
بررسی تطبیقی آراء ابوالحسن اشعری، قاضی عبدالجبار معتزلی و خواجه نصیرالدین طوسی پیرامون مساله تکلیف
نویسنده:
مهدی اصغری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این نوشتار با بررسی دید گاههای سه مکتب عمده ی کلامی ( اشعری،معتزلی، شیعی)درباره ی تکلیف ،به بررسی مبانی و اطوار گوناگون این بحث می پردازد وکوشش می کند با مطالعه وکنکاش در آراء سه متکلم بزرگ –ابوالحسن اشعری، قاضی عبد الجبار معتزلی وخواجه نصیر الدین طوسی –به تبیین ومقایسه ی نظریاتآنها پیرامون تکلیف بپردازد. در بحث تکلیف میان متکلمین عدلیه( قاضی عبد الجبار و محقق طوسی) با اشعری اختلاف هست؛ ودلیل این اختلاف هم ،متفاوت بودن روش معرفت شناسانه ی متکلمانیاد شده می باشد. امامیه با تاکید بر روش عقل گرایانه وبرون متنی واشاعره با در پیش گرفتن روش نص گرایانه ودرون متنی وتعبدبه متون دینی به بحث ونظر در این خصوص پرداخته اند.لغت تکلیف از " کلف " اخذ شده است وبه فعلی اطلاق می شود که، در انجام آن سختی ومشقت داشته باشد.در هر فعل تکلیفی سه موضوع مشهود است:1- تکلیف کننده یا مکلـ?ف 2- تکلیف پذیر یا مکلـَف 3- فعل تکلیفی . مصداق واقعی مکلـ?ف پروردگار متعال می باشد و تکلیف در واقع" امر واراده ی" او می باشد. این امر واراده ناظر به مصالح مکلـَف است و مکلـَف با وجود سختی انجام فعل ، آن را انجام داده ومستحق ثواب می گردد ؛ تعبیر متکلمین از این مساله "تعریض به ثواب" می باشد. رسیدن به ثواب ، منفعت بزرگی است که مکلـَف بواسطه ی آن مورد مدح وستایش واقع می شود.البته این مساله ( تعریض به ثواب واستحقاق ) مورد توجه اشعری نمی باشد.در مورد ضرورت وجود تکلیف این مساله مطرح شده که، خداوند به جهت عادل بودن وحکیم بودن، لازم است انسان را به اموری که تکلیف نام دارد، مکلـَف نماید؛ چون در غیر این حالت خداوند مرتکب قبیح شده است.در مساله ی حاضر خواجه وقاضی اتفاق نظر دارند اما اشعری بایسته بودن تکلیف را قبول ندارد.در مورد محاسن تکلیف کار کرد های مختلف فردی واجتماعی ذکر شده است.حسن تکلیف بی ارتباط با بحث حسن وقبح نیست ؛ خواجه وقاضی علاقه مند حسن وقیح عقلی هستد ، یعنی حسن وقبح افعال ذاتی است ودر نهاد پدیده ها موجود است ،اما اشعری بر خلاف این معتقد به حسن وقبح شرعی هست، یعنی شرع حسن وقبح افعال را تعیین می کند.اعتقاد به حسن وقبح شرعی باعث یک نظریه ی متفاوت در بین اشاعره شده است ،این مساله جایز بودن تکلیف کافر و تکلیف فوق توان مکلـَف ( ما لا یطاق) است ،اما قاضی وخواجه مخالف این نظر می باشند.در واقع یکی از شروط تکلیف که، توانمند بودن مکلف است با این شرط نقض شده است.
  • تعداد رکورد ها : 41