جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
نقد نظریه شریعت صامت: بررسی انتقادی مقالات قبض و بسط شریعت
نویسنده:
حسین غفاری
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , کتابخانه عمومی
"من" و جز "من"
نویسنده:
غلامحسین ابراهیمی‌دینانی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
تهران - ایران: مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کتاب من و جز من به بررسی یکی از مسائل عمده و بنیادی می پردازد که انسان قبل از هر چیز دیگر با آن سروکار دارد. این مسئله به صورت های دیگر همواره در میان افراد بشر مطرح بوده است؛ با این همه به محتوای ژرف آن کمتر توجه شده است. سرنوشت شرک و توحید به بررسی درست این مسئله گره خورده است. به همین دلیل می توان گفت: اندیشیدن در مورد این مسئله از اهمیت فوق العاده برخوردار است. مادامی که انسان از «من» خود بی خبر و ناآگاه باشد، به فهم و درک درستی دست نمی یابد. حل مشکل شناخت و معرفت، به حل مسئله «من» وابسته است و مادام که این مسئله به راه حل خود نرسد، هیچ مسئله دیگری حل نخواهد شد. کلید باب معرفت، همان چیزی است که تحت عنوان«من»مطرح می گردد. معرفت به خداوند تبارک و تعالی جز از طریق معرفت جز من میسر نمی شود. زیرا انسان تنها موجود این جهان است که «من» می گوید و تنها موجودی است که سایه ممدود و خلیفه خداوند تبارک و تعالی شناخته می‌شود. اگر کسی بپذیرد که انسان سایه حق تبارک و تعالی در هستی است، به آسانی در می یابد که سایه، قبل از هر چیز دیگر از صاحب سایه، خبر می دهد و منشا پیدایش خودش را می شناسد. در این طرز تفکر، خداشناسی پیش از جهان شناسی تحقق پیدا می کند و آنچه تحت عنوان (پدیدارشناسی) مطرح می گردد جایگاهی نخواهد داشت. /// بخشی از مقدمه کتاب من و جز من: هیچ انسانی در «من» بودن خود تردید ندارد و از هر چیز دیگری آن را واضح تر و آشکار تر می داند، ولی در عین وضوح و آشکار بودن هرگز نمی تواند آن را نشان دهد و قابل مشاهده سازد. به همین دلیل برخی از اشخاص سّی مسلک و تجربه گرا برای ضمیر اول شخص، مرجع قائل نشده و می گویند: «این ضمیر فقط کاربرد زبانی دارد» این اشخاص به لوازم سخن خود توجه ندارند و نمی دانند که اگر کسی برای ضمیر اول شخص، مرجع قائل نباشد، هویت خود را از دست می دهد و حتی همین سخن را نیز نمی تواند، سخن خود بشناسد. تجربه، همیشه در مورد سوم شخص تحقق می پذیرد و کسی که فقط برای تجربه اعتبار قائل می شود، نمی تواند به مرجع ضمیر اول شخص بیاندیشد. این مسئله نیز مسلم است که اگر کسی برای ضمیر اول شخص ، مرجع قائل نباشد، خود ندارد و کسی که خود ندارد، سخن نمی گوید. سخن بدون سخن گو به همان اندازه بی معنی است که عدد چهار بدون زوج بودن، بی معنی شناخته می شود. کسی که مرجع ضمیر اول شخص را مورد انکار قرار می دهد، هرگز نمی تواند در مورد اقرار یا انکار امور دیگر سخن بگوید. زیرا اگر «من» وجود نداشته باشد، «ما» نیز وجود نخواهد داشت و آنجا که «ما» وجود نداشته باشد، «شما» نیز نخواهد بود و آنجا که «من»، «ما» و «شما» وجود نداشته باشند، از هرگونه اقرار یا انکار سخن به میان نمی آید. کسی که مرجع ضمیر اول شخص را مورد انکار قرار می دهد، نمی تواند بگوید «من» انکار می کنم! زیرا این «من» مرجع ندادر و آنجا که «من» مرجع نداشته باشد، انکار آن «من» نیز انکار نخواهد بود. با توجه به آنچه در اینجا ذکر شد، می توان گفت: مرجع ضمیر اول شخص به هیچ وجه، قابل انکار نیست و اگر ضمیر اول شخص، مرجع نداشته باشد، از مرجع ضمیرهای دیگر نیز سخن به میان نمی آید. آنچه تحت عنوان «من» و «جز من» مطرح می گردد، یک تقسیم فراگیر است و چیزی از حوزه شمول این تقسیم بیرون نمی ماند.
بررسی تطبیقی مسأله‌ی معرفت در مثنوی معنوی مولوی و اوپانیشادها
نویسنده:
اصغر منصوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
معرفت در مثنوی مولوی و اوپانیشادها یکی از پراهمیّت‌ترین مفاهیم است. ماهیت این مفهوم در تفکّر عرفانی از سنخ شهود و مکاشفه است نه ظنّ و استدلال.معرفت شهودی در مثنوی مولوی و اوپانیشادها نقش بسیار مهمّی در رسیدن انسان به نجات دارد، برخلاف معرفت ظاهری (معرفت فروتر) که به امور و مسائل سطحی این جهان مادی مربوط است و در نهایت نتیجه آن گمراهی و سمساره است. به هر حال در مثنوی مولوی و اوپانیشادها رسیدن به نجات یک نوع تحوّل معرفت‌شناختی است که در ساحت تفکّر رخ می‌دهد نه در دنیای بیرون از خود انسان.لذا در هر دو سنت معرفت به دو گونه معرفت برتر (پارا جنانه) و معرفت فروتر (اَپارا جنانه) در جریان است که در قسمت معرفت برتر عوامل و موانعی در جریان سلوک پیش روی سالک قرار می‌گیرد. در هر دوی این آثار سالک طریق، با خودشناسی، پیروی از اولیاء حق، تهذیب و ریاضت تن و... قدم در وادی معرفت راستین می‌گذارد و در مقابل ممکن است صفات ناپسندی همچون؛ حرص، تکبر، خشم، غرور، پایبندی به امور دنیایی و بسیاری دیگر او را از چنین معرفتی بازدارند.بنابراین در هر دو سنّت برخلاف کثرت وجوه تشابه، وجوه اختلاف ناچیزی به چشم می‌آید از جمله؛ تفاوت در نوع ریاضت‌ها، کیفیت ذکر، نگرش بر شریعت در مقابل طریقت و غیره.از این رو پژوهش حاضر می‌کوشد با رویکردی مقایسه‌ای، معرفت و مسائل پیرامون آن را در سه فصل؛ معرفت در مثنوی معنوی مولوی، معرفت در اوپانیشادها، تطبیق و تحلیل، و در قالب وجوه تشابه و اختلاف گزارش‌های این دو متن، بدون هیچ‌گونه همانند سازی مورد بحث و بررسی قرار دهد.
بررسی و مقایسه‌ی بگودگیتا و منطق‌الطیر با تأکید بر مسأله‌ی عشق و معرفت
نویسنده:
فریده اسدزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عشق و معرفت از مهم‌ترین مباحث و مسائل عرفانی هستند که در بسیاری از متون سنت‌های مختلف مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند. در اندیشه‌ی اسلامی و هندویی نیز در بسیاری از آثار عرفانی از جمله در دو منظومه‌ی منطق‌الطیر و بگودگیتا به عنوان راه‌ها و منازل وصول به حق تبیین شده‌اند. در این دو منظومه از مفاهیم مختلفی برای تبیین راه‌ها و منازل وصول به حق سخن به میان آمده است، این مفاهیم بنا به گزارش منطق‌الطیر عبارتند از هفت وادی که عشق و معرفت از اساسی‌ترین آن‌هاست. در بگودگیتا نیز سه طریق عمل، معرفت و عشق راه‌های وصول به حق شمرده شده‌اند. راه عشق در منطق-الطیر همان راه بهکتی و راه معرفت همان راه جنانه در بگودگیتا می‌باشد. در این دو منظومه‌ی عرفانی علی‌رغم وجود اختلاف در پاره‌ای از مسائل، در باب عشق و معرفت تعارض بنیادینی به چشم نمی‌خورد. این مسأله از آنجا ناشی می‌شود که اولاً غایاتی که در عرفان عملی و سیر و سلوک مطرح است با دغدغه-های ذاتی بشر تناسب تام و تمام دارد. ثانیاً میزان سازگاری عرفان عملی مندرج در بگودگیتا و منطق-الطیر با نظام‌های عرفان عملی خارج از خودش انطباق بسیار دارد. پژوهش حاضر درصدد است دو مفهوم عشق و معرفت را دربگودگیتا و منطق‌الطیر مورد بحث و بررسی قرار داده و وجوه تشابه و موارد اختلاف آن‌ها را ترسیم نماید.
معرفی و شناخت محدثات شیعی در قرن اول هجری (با توجه به نقل آثار ایشان در منابع شیعی)
نویسنده:
فرناز منتظری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در کتب رجال و تراجم معمولا پس از ذکر نام و معرفی مردانی که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) به نقل روایت پرداخته اند، از بانوانی نام برده شده است، که به نقل احادیثی از معصومین (علیهم السلام) پرداخته اند و در بعضی از مواقع ایشان را در زمره اصحاب معصومین (علیهم السلام) معرفی نموده اند. در کتب رجالی فریقین در میان هر طبقه از روات به نام و شرح حال تعدادی از این بانوان بر می خوریم، که منسوب به حب اهل بیت (علیهم السلام) می باشند. رساله حاضر به بررسی شرح حال تعدادی از این بانوان که در قرن اول زیسته و از دوستداران اهل بیت علیهم السلام بوده اند، پرداخته و با تقسیم بندی این افراد بنا بر اینکه از کدام معصوم به نقل روایت پرداخته اند، روش متفاوتی برای معرفی آنها در پیش گرفته است، که منجر به شناخت بیشتری در مورد این افراد می شود. در ضمنِ نقل شرح حال این بانوان، که بسته به میزان اطلاعات در منابع موجود کم و زیاد می شود، فضایل این بانوان نیز نقل می شود تا به جهات امتیاز و برتری آنها نسبت به دیگر محدثات مسلمین اشاره شده و فعالیتهای ایشان در زمینه خدمتگذاری به اهل بیت (علیهم السلام) (حجت های زمانشان)، و دفاع از حقوق ایشان هم اشاره شود. همچنین تحت عنوان «احادیث» به بررسی کمی روایات فرد پرداخته می شود، در ضمن اینکه اطلاعاتی از قبیل کسانی که او از ایشان روایت نقل نموده، کسانی که از او روایت نقل نموده اند و موضوعات احادیث فرد به همراه ذکر نمونه ای از احادیث راوی، در اختیار خواننده قرار داده می شود.سعی شده است که در این رساله در عین معرفی، ذکر شرح حال محدثات شیعه در قرن اول هجری، ذکر موضوعات احادیث آنها و نمونه ای از آن احادیث، به شرح فضایل این بانوان عالی قدر نیز پرداخته شود، تا رساله حاضر علاوه بر فایده تاریخی، متضمن نکاتی اخلاقی و کابردی نیز باشد و بانوی فرهیخته امروز با مطالعه این شرح حالها به نکاتی مثبت در مورد اصول خدمتگذاری به امام عصر ( عجل الله تعالی فرجه ) پی برده، با روش دینداری فعال، که مورد تائید معصومین علیهم السلام بوده است، نیز آشنا شود. به این ترتیب در رساله حاضر تعداد 49 نفر از بانوان فعال در عرصه نقل حدیث شناسائی شده و مورد بحث قرار گرفته اند.
بررسی مفهوم نعمت در قرآن و حدیث
نویسنده:
مریم میرزائی قلم‌خانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نعمت خوشگواریِ زندگی و نیکو بودنِ حال و مرحمت و به معنی، احسان و نیکی است که خداوند بر بندگانش عطا فرموده است: «وَ ما بِکُمْ مِنْ نِعْمَهٍ فَمِنَ اللَّه» (نحل/53) و غیر قابل شمارش است «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» (ابراهیم/3). هیچ کسی نمی‌تواند به تنهایی آن را به بنده دهد. نعمت، تنها شامل جنس انسان، موجودات ناطق (جن و انس و ملک) و موجودات با شعور می‌شود؛ زیراکه موجود متنعم با شعور قدرت تشخیص امور سودمند از زیانبار را دارد و غیر او، فاقد چنین تمییز و تشخیصى است. نعمت‌ها دو نوع دنیوی و اخروی هستند که به دو نوع معنوی و مادی تقسیم می‌شود. نعمت‌های مادی دنیا مانند آفرینش، خانواده، تملکات مادی، آسمان‌ها و زمین و هرآن‌چه در آن‌هاست و موارد فراوان دیگر، کم یا زیاد در اختیار هم? بندگان قرار می‌گیرد. از نعمت‌های معنوی دنیا مانند هدایت، نصرت و الطاف الهی و موارد فراوان دیگر، انسان‌ها با توجه به اعمال خود می‌توانند بهره‌مند شوند. البته اهل ایمان و عمل صالح تنها بهره‌مندان از نعمت‌های اخروی هستند. به دلیل این‌که خداوند حکیم است از اعطای این نعمت‌ها به انسان نیز اهداف فراوانی مانند معرفی خود، هدایت و بیداری انسان، آزمایش و یا سنت استدراج را دارد. انسان‌ها در قبال این نعمت‌ها موظف می‌شوند که اصول دین را بپذیرند و سپاس نعمت‌ها را به جا آورند و به دیگران نیز کمک کرده، از ناسپاسی، نافرمانی و حسدورزی خودداری نمایند. برخی از بهره‌مندان وظایف خود را به خوبی انجام داده و سپاس نعمت را به جا می‌آورند، لیکن برخی دیگر ناسپاسی نموده و بر خلاف وظیفه عمل می‌کنند. خداوند نیز با توجه به عملکرد هریک از این دو گروه آنان را به جزای اعمالشان می‌رساند. علاوه بر این انسان‌ها با عملکرد خود می‌توانند نقش مهمی در بقا و زوال نعمت‌های الهی داشته باشند. یکی از مهم‌ترین نعمت‌های الهی بر انسان‌ها که وسیل? هدایت آنان و زمینه بهره‌مندی هرچه بیشتر از نعمت‌های مادی و معنوی و دنیوی و اخروی را ایجاد می‌کند، بر اساس روایات نعمت وجود معصومان (ع) به ویژه نعمت ولایت آنان است که کامل‌ترین مصداق نعمت در قرآن است.
تأملی در شبهه‌ «انحصار علم ارزشمند در علوم دینی و بی‌ارزش تلقی شدن علوم تجربی»
نویسنده:
ایرج محبوبی، حیدرعلی رستمی، عبدالرضا زاهدی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
برخی از منتقدان[i] با استناد به آیه:﴿أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیلِ ساجِداً وَ قائِماً یحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هلْ یستَوِی الَّذینَ یعلَمونَ والَّذینَ لَا یعلَمونَ إِنَّما یتَذَکرُ أُولُوا الْأَلْبابِ﴾[ii] و سایر آیات و احادیث مدعی شده‌اند که: علم ارزشمند و نافع از دیدگاه قرآن و اسلام منحصر در علوم دینی است. با نگرش درآیات و روایات معلوم می‌گردد که هدف قرآن بیان جزئیات تمام علوم بشری نیست و علم ارزشمند را منحصر در علوم دینی نمی‌داند، آیات قرآن و احادیث پیامبر (ص) نه‌تنها به همۀ علوم ازجمله علوم تجربی توجه کرده‌اند، بلکه تذکر داده‌اند که هنگام مطالعات تجربی به آفریدگار طبیعت، آسمان و... نیز توجه کنید که جمع بین ایمان و علم مطلوب است و با همدیگر منافاتی ندارند. در این مقال و مجال درصدد پاسخ‌گویی به شبهه مطرح‌شده با استناد به آیات و احادیث با بهره‌گیری از منابع معتبر هستیم.
صفحات :
از صفحه 67 تا 87
عدالت در فلسفهء افلاطون
نویسنده:
زهرا مصطفی‌زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پایان‌نامه حاضرکوششی برای ارائه گزارشی روشن از عدالت در فلسفه افلاطون است. در ابتدا اجمالاً از پیشینه بحث عدالت در فرهنگ یونانی و متفکران پیش از افلاطون بحث شده، سپس به عدالت از جنبه هستی شناسی و معرفت شناسی و جنبه اخلاقی و سیاسی نظر کرده‌ایم. از جنبه هستی‌شناسی، عدالت جزو مُثل و حقایق است که نسبت به محسوسات از برترین مرتبه هستی برخوردارند. و از جنبه معرفت شناسی چون بالاترین علم، شناخت به بالاترین حقایق است، مُثل و مِن جمله عدالت و عادل بودن را که افلاطون شرط شناخت مُثل (یا شناخت واقعی) می‌داند مورد بررسی قرار داده ایم. افلاطون شناخت مُثل را ضامنِ معرفت نظری و شرط لازم براینیل به سعادت فردی و جمعی بشر می‌داند. در وهله بعد به جایگاه عدالت در اخلاق فردی پرداخته وآن را در ارتباط بانفس و اجزاء نفس بحث کرده ایم. سپس از فرد به جمع توجّه نموده و بحث عدالت را درشهر و طبقات آن و عللِ شایستگی فیلسوف- پادشاهِ افلاطون را برای حکومت بررسی کرده‌ایم.