جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 32
ساختار «برهان سینوی» و نقد و بررسی ادله آن
نویسنده:
ذهبی سیدعباس
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
طرح مباحث خداشناسی و الهیات بالمعنی الاخص در فلسفه اسلامی اهمیت خاصی دارد. در این میان، مساله اثبات وجود خدا از اهمیت بیشتری برخوردار است و محوریت دیگر مسایل خداشناسی را به خود اختصاص می دهد. جایگاه و نقش ابن سینا و تاثیر او در حکیمان بعد از خودش از یک طرف و شهرت برهان سینوی در اثبات وجود خدا از طرف دیگر، تاملی دوباره دراین استدلال را می طلبد تا با تحلیل ادله آن، نقاط قوت و ضعف آشکار گردد، اشکالات دوازده گانه قابل طرح بر آن تبیین شود، صحت و سقم اشکالات مطرح شده و پاسخ های آن مورد تحلیل و بررسی قرارگیرد تا در پرتو آن، بتوان درست و نادرست بودن ادعای ابن سینا و صدر المتالهین را درباره نامیدن این برهان به برهان (صدیقین) مورد داوری قرارداد و این نزاع تاریخی را حل نمود.
صفحات :
از صفحه 179 تا 199
بررسی آرای فلسفی و کلامی ابوالبرکات بغدادی
نویسنده:
حسن غفوری فرد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ابوالبرکات بغدادی از فیلسوفان قرن ششم هـ-ق است وی در کتاب خود المعتبر انتقادات زیادی را به ارسطو و فیلسوفان مشائی خصوصا ابن سینا وارد می‌کند. از این رو وی بعنوان فیلسوف منتقد محسوب می شود.زمان نزد ابوالبرکات برخلاف مشائیان مقدار وجود است نه مقدار حرکت.وی همچنین زمان را قدیم و نامتناهی می داند. بغدادی نفس را قوه ی حالّ در بدن می داند که بوسیله آن، افعال خود را باشعور و معرفت انجام می دهد. از نظر او وجود نفس، بدیهی است. وی نفس را جوهری غیر جسمانی و حادث می داند. در بحث صفات خداوند، محوریت اصلی به صفت واجب الوجود بودن خداوند بر می گردد وی نورالانوار را شایسته خداوند می داند.ابوالبرکات خداوند را عالم به جزئیات و علم را از مقوله اضافه می داند.او همچنین خداوند را دارای اراده های متجدد و متعدد می داند. ابوالبرکات ثابت می‌کند که عدم زمانی هیچ تاثیری در خلق و ایجاد ندارد. و عالم مخلوق قدیم الهی است. وی قاعده الواحد را هر چند رد نمی کند ولی نظریه مشائیان را نمی پذیرد و خود در این باره نظری? جدیدی ارائه می دهد.در نظر ابوالبرکات قضا آن امر کلی است که در علم ازلی یا حرکت افلاک می باشد.و قدر تقدیر و تعین آن قضا برموجودات است.
عدم و احکام مرتبط با آن در نگاه ابن‌سینا و ملاصدرا
نویسنده:
زهرا حسن‌زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
وجود، تنها چیزی است که می توان برای آن مصداقی واقعی یافت و در مقابل وجود، عدم است که هیچ مصداق و محکی ای در خارج ندارد و تنها در ذهن است که می توان برای آن، مصداقی در نظر گرفت، زیرا مفهوم آن در ذهن موجود است، به تبع احکام و لوازم مربوط به وجود، عدم نیز احکامی دارد که هرکدام از این احکام در فلسفه و منطق، جایگاه مخصوص به خود را دارند. برخی مواضعی که می توان در آنها به احکام عدم پرداخت عبارتند از: مواد ثلاث، حدوث و قدم، اعاده معدوم، هیولا، مسئله شرور و ... در مبحث مواد ثلاث، به موازات هر یک از مفاهیم سه گانه وجوب و امکان و امتناع، احکامی مرتبط با عدم وجود دارد. حکمی که ابن سینا و ملاصدرا در ارتباط با عدم در زمینه وجوب صادر کرده اند این است که « درساحت ربوبی، عدم راه ندارد.» این دو فیلسوف در زمینه امکان نیز احکامی را مرتبط با عدم ذکر کرده اند، از جمله عدمی بودن مفهوم امکان، مسبوق به عدم نبودن وجود مفارقات، عدم تناقض در این قضیه که ماهیت از حیث ذاتش نه موجود است و نه معدوم و ... درباره ماده امتناع نیز هر دو فیلسوف به اختصار احکامی را صادر کرده اند. ابن سینا و ملاصدرا درباره این مسئله که حادث، مسبوق به چه نوع عدمی است، به اظهار نظر پرداخته و حدوث را به دو قسم زمانی و ذاتی تقسیم کرده اند. در بحث اعاده معدوم، هر دو فیلسوف، اعاده معدوم را ممتنع دانسته و معتقدند معاده جسمانی اعاده جسمهای معدوم شده دنیوی نیست. این دو فیلسوف معتقدند که هیولا قوه محض است و به همین علت به عدم بسیار نزدیک است. تنها تفاوت هیولا با عدم در این است که هیولا نحوه ای از وجود را دارد که همان قوه محض بودن است، اما عدم هیچ گونه وجودی ندارد. ابن سینا و ملاصدرا شر را عدمی دانسته و بر این عقیده اند که شر عدم ملکه است. احکام عدمی دیگری که دو فیلسوف در آنها با هم، اتفاق نظر دارند، عبارتند از احکامی در زمینه منطق، چگونگی علم به معدوم و عدم امتیاز و عدم علیت میان اعدام. ابن سینا و ملاصدرا در هر یک از احکام مذکور، وجوه اشتراک و نیز اختلاف نظرهایی دارند که به تفصیل در رساله به تبیین و شرح آن خواهیم پرداخت.
بررسی تحلیلی الزامات فلسفی منطق موجهات با تاکید بر ذات‌گرایی
نویسنده:
عطاالله هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
محور اصلی این پایان‌نامه بررسی نسبت میان منطق موجهات و آموزه فلسفی-متافیزیکیِ ذات‌گرایی است. منطق صوری موجهات مبتنی بر سمانتیک استاندارد کریپکی، در معرض این اتهام قرار دارد که متعهد به آموزه‌ی فلسفی ذات‌گرایی است و پژوهش حاضر ضمن ارایه توضیح مختصری از مفاهیم رایج در متافیزیک موجهات، به بررسی این امر می‌پردازد.در ذیل این بررسی، برخی از تقریرهای متنوع از ذات‌گرایی شرح داده شده‌اند. ذات‌گرایی ارسطویی یکی از مهم‌ترین این تقریرها محسوب می‌شود. استدلال شده است که این قسم از ذات‌گرایی قابل تطبیق با منطق موجهات نیست. کواین، از مهم‌ترین چهره‌های منطقی و فلسفی معاصر،مدعی التزام منطق موجهات به ذات‌گرایی است و هم منطق موجهات و هم ذات‌گرایی را مورد انتقادات گوناگون قرار داده است. در این پژوهش استدلال‌های کواین مورد شرح و تفصیل واقع شده‌اند و برخی از پاسخ‌های مهمی که به این انتقادات مطرح شده‌، مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند. نقد و بررسی برخی از تقریرهایی از ذات‌گرایی که بر مبنای منطق موجهات خصوصا وجه شیءای(De Re) پی‌ریزی شده‌اند، نیز بخشی از این رساله را تشکیل می‌دهد.در نهایت کوشیده‌امتا نشان دهم که منطق موجهاتِ مبتنی بر سمانتیک استاندارد کریپکی، ملزم به پذیرش ذات‌گرایی است و البته ذات‌گرایی (حداقل در برخی تقریرهای آن)آموزه‌ی فلسفی معنادار و قابل دفاع است.نشان داده‌ام که برخی از پاسخ-هایی که به انتقادات کواین علیه موجهات و ذات‌گرایی، مطرح شده‌اند، توانایی حل مشکلات مطرح شده در انتقادات کواین را دارند اما این پاسخ‌ها متکی بر پیش فرض‌هایی هستند که در فلسفه کواین قابل پذیرش نیستند؛ لذا نمی‌توان در نظام فلسفی کواین، جایی برای منطق موجهاتِ مبتنی بر سمانتیک کریپکی و آموزه فلسفی ذات‌گرایی گشود.
بررسی فلسفی عینیت و ضرورت در تاریخ
نویسنده:
مسعوده فاضل یگانه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عينيت و ضرورت از جمله مباحث مطرح در فلسفه تاريخ است که فيلسوفان تاريخ، پيرامون آن، نظرات متعددي دارند. عليت در تاريخ، هدفمندي تاريخ و اينکه آيا گزاره‌هاي تاريخي قابل صدق و کذبند يا نه، از جمله مباحثي هستند که ما در اين پايان نامه براي اثبات عينيت و ضرورت در گزاره‌هاي تاريخي به بررسي آنها با بهره گیری از تحقیقات کتابخانه ای پرداخته ايم. حوادث و رويدادهاي تاريخي نه براساس تصادف، بلکه براساس قوانين و روابط علي و معلولي جريان دارند و بر آنها ضرورت حکم فرماست، البته ضرورتي که منافات با اختيار بشر ندارد، بلکه اين اختيار از جمله علل ناقصه آن روابط است.وجود این قوانین ،حاکی از هدفمندی تاریخ است و شناخت اين قوانين ،‌ما را در رسيدن به هدف ياري مي رساند و قادر خواهيم شد که براي آينده برنامه ريزي دقيق تري داشته باشيم .بايد توجه داشت که عدم شناخت قوانين، دليل بر عدم وجود قوانين نيست، بلکه همانطور که پديده‌هاي طبيعي، هرچه پيچيده تر باشند، کشف قانون براي آنها مشکل تر است، حوادث تاريخي نيز اين چنين هستند و وظیفه مورخ کشف قوانین حاکم بر تاریخ است که با تحلیل وتفسیر وقایع تاریخی به دست می آید.اهم اين قوانين را قرآن کريم در اختيار ما مي‌گذارد و از ما مي‌خواهد که در آنها تأمل کنيم. ديگر قوانين را مي‌توانيم به کمک تجربه و غور در رويدادهاي تاريخ با درس گرفتن از رهنمودهاي قرآن، به دست آوريم.
علیّت از دیدگاه ابن‌سینا و ابن‌رشد
نویسنده:
زهرا ثوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علیّت یکی از اساسی‌ترین مسائل فلسفی است که همواره فکر بشر را به خود مشغول کرده است و آغاز علیّت به تاریخ اندیشه بر‌می‌گردد. ما در این پژوهش ابتدا به تعریف علیّت و سپس به نظرات مختلف در باب تصدیق علیّت و لوازم آن از دیدگاه دو فیلسوف مشائی ـ ابن‌سینا و ابن‌رشد ـ پرداخته‌ایم. ابن‌سینا در تعریف علیّت در الهیات علت را افاده‌کننده‌ی وجود می‌داند ولی در طبیعیات علت را مبدأ حرکت می‌داند و معتقد است که علت تقدم ذاتی بر معلول دارد و وجود علت اولی از وجود معلول است. از این رو با دو مبنا علیّت را تعریف می‌کند: مسأله‌ی وجود و ماهیت و امکان ذاتی. ابن‌رشد علیّت را از طریق حرکت تعریف می‌کند، او در دلیل عنایت بر هماهنگی اجزاء عالم تأکید دارد و این حرکت و هماهنگی موجودات به صورت خروج از مرحله‌ی قوه به مقام فعل صورت می‌گیرد. از این رو مبنایی که او برای علیّت می‌آورد خروج از قوه به فعل است. ابن‌سینا در باب تصدیق علیّت در اشارات و تنبیهات به بداهت عقلی قائل است، به این دلیل که هر کس آن را انکار کند، زباناً با عقل مخالفت کرده است ولی باطناً آن را می‌پذیرد ولی در الهیات شفا قائل به اثبات است. در داوری میان نظر ابن‌سینا میان بداهت و اثبات نتیجه می‌گیریم که قائل به بداهت عقلی است و استدلال را از سر تنبیه آورده است. ابن‌رشد نیز معتقد است که اگر علت‌ها و معلول‌ها را انکار کنیم عقل را انکار کرده‌ایم و شناخت در مرتبه‌ی گمان باقی می‌ماند. ابن‌رشد نیز بر عقلی بودن علیّت تأکید دارد و به نظر می‌رسد برهان حرکت را برای توضیح آورده است. ابن‌سینا قاعده‌ی ضرورت علی را تحت عنوان «الشی ما لم یجب لم یوجد» بیان می-کند و معتقد است که شی ممکن تا به مرحله‌ی وجوب نرسد به وجود نمی‌آید. از نظر ابن‌رشد ضرورت علی براساس طبیعت اشیا است و معلول فعل متناسب با طبیعت است که از ضرورت علی به عنوان قانون طبیعی یاد می‌کند. ابن‌سینا اصل سنخیت را در دو حوزه‌ی عالم طبیعت و عالم الهی می‌پردازد و قاعده‌ی الواحد را می‌پذیرد ولی ابن‌رشد از طریق مناسبت میان طبیعت و فعل به اثبات سنخیت می‌پردازد و قاعده‌ی الواحد را نمی‌پذیرد.
اعیان ثابته از دیدگاه ابن‌عربی و امام‌خمینی (س)
نویسنده:
حسین سهیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله علم پیشین حق به مخلوقات به عنوان یک معضل در معارف توحیدی مطرح بوده است. مشکل متفکران از یک سو در علم خداوند به جزییات ، وحدت اطلاقی و بساطت ذاتی حق و از سوی دیگر در کثرت موجود میان عالم و معلومات بود که مستلزم اتصاف حق به صفات امکانی از قبیل : حدوث ، انفعال ، ترکیب ، محدودیت و .... و اجتماع صفات وجوبی و امکانی می شد. عرفا با طرح نظریه اعیان ثابته کوشش نموده اند ، تا این مشکل را حل نمایند. ان ها معتقد بودند که اعیان ثابته در عالمی به نام عالم ثبوت تحقق دارند. این عالم در ازل و قبل از پیدایش اشیاء با فیض اقدس در مرتبه واحدیت و حضرت علمی تقرر یافته است. خصوصیت این عالم این است که نه موجود است و نه معدوم ، بلکه اضافی و نسبی است. در این صورت ذاتا اثر خارجی و عینی ندارد تا به سبب ان ذات حق متکثر و منفعل شود. به این ترتیب علم ازلی و پیشین حق به اشیاء تبیین می گردد. این پایان نامه به بررسی مقایسه ای نظریه اعیان ثابته و مسائل پیرامون ان از دیدگاه ابن عربی و امام خمینی پرداخته است.
خدا در اندیشه فارابی و سهروردی
نویسنده:
قاسم امجدیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بحث از وجود و اسماء و صفات خداوند متعال و چگونگی پیدایش و خلقت موجودات، أهم مسائل فلسفی است و از جمله بحثهائی است که تمامی فیلسوفان اعم از شرقی و غربی آن را مورد بحث قرار دادهاند.رساله حاضر با ترسیم فضای فکری فیلسوفان یونانی و رومی ماقبل و ما بعد سقراط و همچنین عقاید فلاسفه و متکلمین مسلمان در مسئله خداوند تا ظهور فارابی، نگاه فارابی و سهروردی در وجود و صفات حقتعالی را مورد بررسی قرار میدهد.فارابی بعد از بیان چگونگی شناخت خداوند با دو مقدمه نفی تسلسل ـ با برهان«أسد و أخصر» و «طرف و وسط» ـ و نفی دور، وجود خداوند را با دو برهان « امکان و وجوب» و «برهان نفی ماهیت از خداوند» مستدل ساخته و با بحث صفات ثبوتی و سلبی، صفات خداوند را برمیشمرد فارابی در ضمن صفات سلبی خداوند أحدیت و توحید خداوندی ـ یعنی توحید ذاتی، صفاتی، افعالی و عملی(فردی و اجتماعی) ـ و نفی ضد و ماهیت را مستدل ساخته و در پایان با شرح اسماء ذاتی و صفاتی خداوند، بیان میدارد که خداوندِ عالم، حکیم، ظاهر و باطن را سزاوار است که چه بنامیم.سهروردی هم که شناخت خداوند را متکی بر خودآگاهیِ اشراقی و شهود میداند علاوه بر برهان «إن شبه لِم» به اقامه شش برهان دیگر در قالب برهان إن با دو مقدمه نفی تسلسل ـ از طریق برهان تطبیق ـ و نفی دور به اثبات وجود خداوند پرداخته است. او جهت دفع شبهه تعدد قدماء تمامی صفات حقیقیه جز علم و حیات را به همراه صفات زاید از خداوند نفی کرده در حالی که صفات اضافی را در حق خداوند پذیرفته و آنها را به اضافه مبدئیت ارجاع میدهد سهروردی ضمن اشاره به أحدیت و توحید با اقسام چهارگانهاش که از صفات سلبیه خداوند هستند، بیان میدارد که مبدأ صفات سلبیه خداوند سلب امکان میباشد.رساله حاضر در پایان جهت تکمیل مطالب و دفع برخی شبهات، أهم مسائلِ مورد بحث را از نگاه فارابی و سهروردی مورد تطبیق قرار میدهد.
استفاده کاربردی علامه طباطبائی از قواعد محالات در حل مسائل فلسفی
نویسنده:
زکیه آذرمهر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قواعد محالات در فلسفه یکی از پر کاربرد ترین قاعده‌های مباحث فلسفی و از ارکان ضروری شناخت محسوب می‌شود که با ارجاع به وجود شناسی مجوز ورود به مباحث فلسفی یافته و فیلسوفان با این قاعده‌ها توانسته‌اند به بسیاری از پرسشهای کلامی و فلسفی پاسخ دهند. قاعده‌های مهم محالات که پژوهش حاضر به آنها پرداخته عبارتند از: قاعده «استحاله اجتماع مثلین»، قاعده «استحاله تناقض»، قاعده «استحاله دور»، قاعده «استحاله تسلسل»، قاعده «استحاله علیه کل شیءِ لِنفسه»، قاعده «استحاله انفکاک معلول از علت تامه»، قاعده «استحاله توارد العلتین علی معلول واحد»، قاعده «استحاله ترجیح بلامرجح»، قاعده «استحاله اعاده معدوم»، قاعده «استحاله انتقال الاعراض». که علامه‌طباطبائی از این ده قاعده در حل مباحثی نظیر تجرد نفس ناطقه و علم حضوری آن به خود، اثبات واجب‌الوجود و صفاتش، افعال واجب‌الوجود و معاد استفاده نموده است. او با این کار نشان داده که قاعده‌های محالات قابلیت این را دارند که در حلّ بیشتر معضلات فلسفی به کار گرفته شوند. در راستای همین هدف در ابتداء برای ایضاح مفهومی محالات مراد از محال و کاربرد آن روشن شده است و سپس کاربرد این محالات در حل مسائل فلسفی از آثار علامه‌طباطبائی اخذ و گزارش شده است.
بررسی تطبیقی تقریر علامه طباطبایی و آکوئیناس از برهان امکان و وجوب
نویسنده:
معصومه سالاری راد، محمدحسین مهدوی نژاد
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: دانشگاه اصفهان,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مساله وجود خدا از جمله مباحث مهمی است که از دیرباز ذهن بشر را به خود مشغول نموده است. در حوزه فلسفه دین، فلاسفه به انحای مختلف به اثبات وجود خدا پرداخته‌اند. برهان امکان و وجوب از جمله براهین جهان‌ شناختی است که با رویکرد پسینی به اثبات خدا می‌پردازد. در حوزه فلسفه غرب، توماس آکوئیناس تحت تاثیر فلاسفه اسلامی، تقریری از این برهان ارائه نموده‌است. در فلسفه اسلامی تحت عنوان برهان صدیقین از آن یاد می‌شود و یکی از مهم‌ترین افرادی که به آن پرداخته است، علامه طباطبایی(ره) می‌باشد. در این نوشتار ضمن ارائه تحلیلی از این دو تقریر، پس از بیان عناصر محوری‌اشان به بررسی سازگاری درونی و بیرونی و مطابقت آن‌ها با واقعیت پرداخته می‌شود و در نهایت مقایسه‌این دو تقریر در قالب بیان تفاوت هایشان ذکر می‌گردد. بررسی تطبیقی این تقریرها، نتایج و پیامدهای ارزنده‌ای علی الخصوص در حیطه داوری براهین اثبات وجود خدا دارد.
صفحات :
از صفحه 73 تا 88
  • تعداد رکورد ها : 32