جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 68
ماهیت گزاره‌های حقوقی و ارتباط آن با واقعیت از دیدگاه مکتب حقوق طبیعی و اندیشه اسلامی
نویسنده:
علی صدری اتابک
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مکتب های حقوق طبیعی، اثباتی ( تحققی ) و واقع گرا، از جمله مکتب ها و نحله های حقوقی است که از سوی اندیشمندان در هر دوره ای برای یافتن پاسخی مناسب در خصوص چیستی و چرایی حقوق ظهور یافته و سپس راه را برای ورود دیگر نحله ها و مکتب ها باز گذاشته اند. مکتب های مبتنی بر حقوق طبیعی، عموماً بر این اصل استوار هستند که رابطه ای وثیق بین حقوق و اخلاق وجود دارد و پایه آن بر این فرض استوار است که قانون ناعادلانه، قانون واقعی نیست. در مقابل، مکتب های اثبات گرایی درصدد هستند تا حقوق به وسیله و براساس قواعد اجتماعی یا رویه های عملی تعریف شود؛ به گونه ای که برخی از هنجارها را به عنوان شناسایی کند. بنابراین اثبات گرایان سعی دارند بین « قانون » و « اخلاق » تفکیک قائل شوند. معتقدان به مکتب حقوق طبیعی می گویند: منظور از « طبیعت » همان « طبیعت انسانی » و جایگاه انسان در طبیعت است، از نظر آنان، از « هست ها »، باید ها و الزام ها را می توان اقتباس کرد. البته منطقاً تمایز بین حالت « هست » - مربوط به طبیعت بشر یا هر چیز دیگری در نظم طبیعی – و حالت « باید » مهم است. زیرا گزاره های حقوقی همچون مالکیت و زوجیت تصورات اعتباری هستند. و تصور اعتباری مبتنی بر تصدیق اعتباری است و اما تصدیق حقیقی متشکل از تصورات حقیقی است، یعنی تصور حقیقی و اعتباری از لحاظ منشاء درست عکس یکدیگرند؛ بنابراین دربارۀ این مسئله که گزاره های حقوقی از جنس توصیف « هست » می باشند یا از جنس تکلیف « باید » و یا حداقل در این که گزاره های حقوقی ناظر بر مقام واقعیت خارجی هستند و از آن ناشی می شوند یا که اعتبار محض هستند در بین مکاتب فلسفۀ حقوق اختلاف نظر است. مکتب حقوق طبیعی بر نظر نخست است و سایر مکاتب به ویژه مکاتب اثبات گرایی به معنای اعم طرفدار نظر دوم هستند. در بین علمای اسلامی نیز نظریه های متفاوتی در مورد رابطۀ قضایای حقیقی و اعتباری وجود دارد که از آن میان علامۀ طباطبایی و شاگردش شهید مطهری معتقد است که بین اعتباریات و حقایق رابطۀ تولیدی و استنتاج منطقی وجود ندارد. اما بیشتر اصولیان و عده ای از حکمای قدیم و تعداد قابل توجهی از متفکران حال حاضر معتقدند که بین اندیشه های حقیقی و اعتباری رابطۀ منطقی و تولیدی برقرار است.در اندیشه های اسلامی نیز اصول حقوق طبیعی ( فطری )، به عنوان « مستقلات عقلی » مورد گفتگو است. و به کاربردن این اصطلاح رابطۀ حقوق طبیعی را با مباحث فقهی و فلسفی نشان می دهد. علاوه بر این مباحث مطرح در علم اصول فقه همانند مواردی چون، برخی از مباحث الفاظ، حجیت، مستقلات و استلزامات عقلی نیز بعضاً از جنس مباحث فلسفۀ حقوق هستند. بنابراین در این رساله حاضر ماهیت گزاره های حقوقی و رابطه آنها با واقعیت و چگونگی طرح آنها در مکتب حقوق طبیعی با توجه به مبانی مطرح در فلسفۀ اسلامی و علم اصول فقه از حیث احکام و آثار مترتب بر آنها مدنظر است.
خلا زمان در تئاتر ژان ژنه
نویسنده:
بلوکی مهتاب
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
مفهوم زمان در تئاتر ژان ژنه مفهومی دو گانه است: زمان ساکن ناواقعیت که همانا زمان باز و توهم می باشد، به قصد تعلیق، با زمان واقعی در تقابل است. در واقع، زمان ناواقعیت برای ژنه زمان حال نمایشی است که توهم تئاتری را برجسته می سازد. بنابراین، تمامی القائات به گذشته و آینده به سرعت توسط این زمان حال تام که ارزش زمانی مطلق را کسب می کند، جذب می شوند. با در نظر گرفتن این نکته که زمان حال مورد بحث ناواقعیت پنهان در پس نمایش را تقویت می کند، شخصیت ها نیز در همین زمان به سر می برند چرا که بستر مناسب را جهت گسترش رویاها و توهماتشان فراهم می سازد. از سوی دیگر، به دلیل ادغام آن با گذشته و آینده، زمان حال به صورت مقیاسی از تعلیق زمان در می آید و با ابدیتی این همانی می کند که در آن گذشته، حال و آینده از یکدیگر تفکیک پذیر نیستند. زمان خطی توسط این تراکنش زمانی به تعلیق در می آید تا از تئاتر ژنه، تئاتر خلا زمان بسازد.
صفحات :
از صفحه 105 تا 118
بررسی فلسفی عینیت و ضرورت در تاریخ
نویسنده:
مسعوده فاضل یگانه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عينيت و ضرورت از جمله مباحث مطرح در فلسفه تاريخ است که فيلسوفان تاريخ، پيرامون آن، نظرات متعددي دارند. عليت در تاريخ، هدفمندي تاريخ و اينکه آيا گزاره‌هاي تاريخي قابل صدق و کذبند يا نه، از جمله مباحثي هستند که ما در اين پايان نامه براي اثبات عينيت و ضرورت در گزاره‌هاي تاريخي به بررسي آنها با بهره گیری از تحقیقات کتابخانه ای پرداخته ايم. حوادث و رويدادهاي تاريخي نه براساس تصادف، بلکه براساس قوانين و روابط علي و معلولي جريان دارند و بر آنها ضرورت حکم فرماست، البته ضرورتي که منافات با اختيار بشر ندارد، بلکه اين اختيار از جمله علل ناقصه آن روابط است.وجود این قوانین ،حاکی از هدفمندی تاریخ است و شناخت اين قوانين ،‌ما را در رسيدن به هدف ياري مي رساند و قادر خواهيم شد که براي آينده برنامه ريزي دقيق تري داشته باشيم .بايد توجه داشت که عدم شناخت قوانين، دليل بر عدم وجود قوانين نيست، بلکه همانطور که پديده‌هاي طبيعي، هرچه پيچيده تر باشند، کشف قانون براي آنها مشکل تر است، حوادث تاريخي نيز اين چنين هستند و وظیفه مورخ کشف قوانین حاکم بر تاریخ است که با تحلیل وتفسیر وقایع تاریخی به دست می آید.اهم اين قوانين را قرآن کريم در اختيار ما مي‌گذارد و از ما مي‌خواهد که در آنها تأمل کنيم. ديگر قوانين را مي‌توانيم به کمک تجربه و غور در رويدادهاي تاريخ با درس گرفتن از رهنمودهاي قرآن، به دست آوريم.
بررسی هستی‌شناسانه و شناخت‌شناسانه برهان صدیقین علامه طباطبایی (خوانش، تحلیل و نقد)
نویسنده:
عبدالرضا باقی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از برهان صدیقین چندین خوانش ارایه شده است. درمیان اندیشمندان پسین، یکی از مهمترین خوانش‌ها ازعلامه طباطبایی است که با نگرشی وجودی عرضه شده است. مفاد خوانش وتقریر ایشان نسبت به دیگرخوانش‌های فلسفی، به مرز عرفان نزدیکتر می‌شود؛ چه اینکه در نگاه عارف نیز پذیرش خدا اولین اصل و مفروض اصلی تمام مباحث عرفانی است. در این نوشتار تلاش شده است با توجه به اینکه خوانش علامه دارای لایه‌های هستی‌شناسانه و شناخت‌شناسانه مهمی می‌باشد، درآغاز اصل برهان با تکیه به آثار ایشان نقل و سپس در هفت گام مورد فهم و تحلیل قرار می‌گیرد و در ادامه برخی از نقدهایی را که گام‌ها و لایه‌های پیش‌گفته را نشانه رفته است، شناسایی و آورده شده است و سرانجام نقدهای یادشده، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است و از نزدیکی برهان یادشده به عرفان و رویکردعلامه در خوانش برهان، دفاع شده است.
صفحات :
از صفحه 97 تا 114
مفهوم واقعیت در نگرش ویتگنشتاین
نویسنده:
محسن دنیوی، غلام حسین مقدم حیدری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده بررسی هر مفهومی در اندیشه ویتگنشتاین، ربط وثیقی به تاملات او درباره «زبان» دارد. بررسی مفهوم واقعیت نیز از این قاعده مستثنا نیست. به خصوص که واقعیت نزدیکترین مفهوم به زبان، به عنوان عنصر کلیدی در اندیشه ویتگنشتاین است و شاید بتوان سوال اصلی او را در هر دو دوره تاملاتش اینگونه صورت بندی نمود که «زبان چگونه واقعیت را برای ما بازمی نمایاند؟». در این مقاله تلاش کرده ام با اشاره ای مختصر به چارچوب فکری ویتگنشتاین، به نسبت زبان، ذهنیت(تفکر) و واقعیت بپردازم و با مقایسه ویتگنشتاینی که در رساله منطقی-فلسفی دیده می شود با ویتگنشتاین دوم که در پژوهشهای فلسفی بروز یافته است، به بازسازی مسیر رفته شده در رساله از واقعیت به نظریه ای در باب زبان پرداخته و در نهایت به این سوال بپردازم که آیا می توان از نظریه کاربردی معنا یا زبان به مثابه کاربرد به تصویری از واقعیت در اندیشه ویتگنشتاین متاخر رسید؟ این مسیر به دو راهی واقع گرایی و ضدواقع گرایی ویتگنشتاین ختم می شود که به نظر می رسد هر دو تلقی در مورد ویتگنشتاین قابل تطبیق نیست و نوعی نسبی گرایی در مواجهه با مفهوم واقعیت را می توان در اندیشه ویتگنشتاین دید که تا حد زیادی معناشناختی و در لایه هایی نیز وجودشناختی است، اما هیچگاه به واقع گرایی حداکثری ختم نمی شود.
صفحات :
از صفحه 89 تا 106
تبیین نظریه‌ی خلقت از دیدگاه صدرالمتألهین و علامه طباطبایی
نویسنده:
مطهره میرزایی‌پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چگونگی خلقت جهان از جمله مسائلی است که همیشه مورد تفکر و تحقیق فلاسفه قرار گرفته است و نظریه‌هایی در این زمینه از ایشان ارائه شده است. از جمله فیلسوفانی که به این مسئله پرداخته‌اند، صدرالمتألهین و علامه طباطبایی هستند که هر دو تابع یک مکتب و دارای روشی واحد هستند. پژوهش حاضر در پی تبیین فلسفی مسئله‌ی خلقت از دیدگاه این دو فیلسوف است. نتیجه‌ای که حاصل شده است این است که صدرالمتألهین با استفاده از اصل اصالت و وحدت وجود و قاعده‌ی الواحد و امکان اشرف و با تأثیر از عرفا، وجود منبسط را صادر نخستین معرفی می‌کند و عقل را ماهیت وجود منبسط می‌داند که بر اثر میزان شدت وجود حاصـل می‌شود و به همین ترتیـب سایر عقول بر اثر شدت و ضعف مرتبه‌ی وجودی حاصل می‌شوند و ملاصدرا علاوه بر عقول طولی قائل به عقول عرضی نیز می‌باشد. علامه طباطبـایی نیز بر اساس نظریـه‌ی صدور و به پیروی از ابن سینا عقل اول را صادر نخستین معرفی کرده و قائل به بی‌شمار عقل در سلسله‌ی طولی عقول است و همچنین به وجود عقول عرضی هم معتقد است، اما نظر علامه برخلاف دیگر فیلسوفان ماقبل خود با هیئت بطلمیوسی و افلاک پیوندی ندارد.
نسبت حقیقت و هنر در فلسفه نیچه
نویسنده:
زهرا خیریّه
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از آنجا که هنر و حقیقت در فلسفه نیچه از جایگاهی ویژه برخوردارند و او تقریباًٌ در تمامی آثارش به بررسی این دو مفهوم پرداخته، لذا هدف اصلی در این رساله مشخص نمودن نسبت میان حقیقتهنر در هر سه دوره‌ی تفکر او می‌باشد.ب: مبانی نظری شامل مرور مختصری از منابع، چارچوب نظری و پرسش‌ها و فرضیه‌ها:پرسش اساسی مطرح شده در این رساله این است که حقیقت و هنر در دوره های تفکر فلسفی نیچه چه نسبتی با یکدیگر دارند.پ. روش تحقیق شامل تعریف مفاهیم، روش تحقیق، جامعه‌ي مورد تحقیق، نمونه‌گیری و روشهای نمونه‌گیری، ابزار اندازه‌گیری، نحوه‌ي اجرای آن، شیوه‌ي گردآوری و تجزیه و تحلیل داده‌ها:هر بخش از رساله به بررسی یک دوره از تفکر نیچه اختصاص داده شده است. با توجه به اینکه هنر و حقیقت، دو مفهوم کلیدی در این رساله می‌باشند، لذا در هر بخش، در فصل‌هایی جداگانه به توضیح و بررسی هر یک از این دو مفهوم پرداخته ایم.در این رساله روش تحقیق و گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است.ت. یافته‌های تحقیق:نیچه در دوره میانی اندیشه اش قائل به هیچگونه نسبتی میان حقیقت و هنر نمی باشد، امّا در نخستین و واپسین دوره های تفکر خویش هنر را برتر از حقیقت می‌داند- با ذکر این نکته که در تعاریفی که او از هنر و حقیقت در این دو دوره ارائه کرده، اختلافاتی اساسی و قابل توجه وجود دارد.ث. نتیجه‌گیری و پیشنهادات:هنر، در اندیشه نیچه از جایگاهی ویژه برخوردار است، آنچنان که می‌تواند نجاتبخش انسان در برابر هراس‌های زندگی باشد. امّا آیا واقعاً هنر چنین توانی دارد؟ شاید که چنین باشد. بد نیست گاهی در زندگی خویش هنرمند باشیم.
تأویل از نگاه ملاصدرا و علامه طباطبائی
نویسنده:
فاطمه رضایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این رساله «تأویل» از دیدگاه دو فیلسوف بزرگوار ملاصدرا و علامه طباطبایی مورد بررسی قرار گرفته است. هر دو فیلسوف به این مسئله رویکرد جدیدی داشته که مطابق با دیدگاههای قرآنی و عرفانی و فلسفی آنهاست. تفسیر و تأویل متون در اندیشه ملاصدرا کاملاً متأثر از وجود شناسی و انسان شناسی اوست. وی راه رسیدن به تأویل متون را توجه به حقیقت وجود آدمی می داند. به گونه ای که انکشاف هر یک از مراتب و عوالم هستی و بطون قرآن در گرو انکشاف مراتب و درجات وجود آدمی است. علامه نیز تأویل را متوجه حقیقت قرآن دانسته که از سنخ الفاظ و معانی و مفاهیم نیست، بلکه از سنخ وجود عینی و خارجی است. «تأویل» از نظر ملاصدرا و علامه طباطبایی جنبه معرفت شناختی داشته و دارا ی یک پشتوانه «وجود شناسی» است و هر دو فیلسوف «تأویل» را به همه امور تعمیم داده و آن را ارجاع ظاهر به باطن و دریافت باطن امور تلقی نموده اندو ضمن اثبات اعتبار معرفتی «تأویل» از آن به عنوان یک روش برای کشف حقیقت استفاده کرده اند. هر دو فیلسوف شناخت باطن امور را جز از طریق کشف و شهود ممکن نمی دانند و معتقدند تنها انسان کامل است که به تأویل همه امور واقف است.
ویتگنشتاین و "دید کلی »
نویسنده:
مالک حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه آزاد اسلامی,
چکیده :
یکی از عناصر بسیار مهم در تفکر ویتگنشتاین « دیدِ کلی » (Übersicht)است. این مفهوم در روش فلسفیِ ویتگنشتاین به اصطلاح متأخر اهمیتی خاص می یابد و همراه با مفاهیمی دیگر، روش بدیع ،« دیدِ کلی » او را شکل می دهد. در مقاله ی حاضر قرار است با گزارش سخنان ویتگنشتاین درباره ی این رکنِ روشِ فلسفی او معرفی شود و اهمیت آن در فلسفه ورزی مطلوب ویتگنشتاین روشن گردد.
صفحات :
از صفحه 107 تا 120
پارادایم یا مبنا؛ امکان، گونه‌ها و نقش آن در معرفت
نویسنده:
محمد حسین‌زاده یزدی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
از پایه‌ای‌ترین و مهم‌ترین مسائل روش‌شناسی که پیوند تنگاتنگی با معرفت‌شناسی دارد این مسئله است که پارادایم‌ها، به معنای مبانی، چه نقشی در معرفت و دستیابی به واقعیت دارند؟ آیا مبنایی بر دیگر مبانی یا پارادایم‌ها برتری دارد و می‌توان بر پایة این برتری آن را بر دیگر پارادایم‌ها ترجیح داد؟ بدین‌سان، در این پژوهش، با تأکید بر نادرستی آموزة چهارچوب و نامعقول بودن آن، تمایز میان چهارچوب‌ ذهنی و مبنا و نیز ویژگی‌های‌شان را وامی‌کاویم و امکان پذیرش پارادایم‌ها به معنای مبانی را بررسی می‌کنیم و به پژوهش در این مسئله می‌پردازیم که پارادایم‌ها، به معنای مبانی، چه نقشی در معرفت و دستیابی به واقعیت دارند. در پایان، گونه‌های پارادایم‌ (مبنا) را بررسی می‌کنیم. مهم‌ترین دستاورد این اندیشه‌ورزی این است که از هر مبنایی ویژه، دیدگاهی متناسب با آن برمی‌خیزد. مبانی، به‌ویژه مبانی معرفت‌شناختی، نقشی ژرف در نظریه‌های ما دارند. آیا پیامد این تکثر، شکاکیت در روش‌شناسی علوم است؟ در این وضعیت، کدام شیوة پژوهش را برگزینیم؟ پایان‌بخش این نوشتار کاوش و تلاش برای یافتن راه‌حل این مسئلة دشوار است
صفحات :
از صفحه 144 تا 169
  • تعداد رکورد ها : 68