جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی تحلیلی خاستگاه، پیشینه‌ی تاریخی، باورها و آداب و رسوم شیطان‌پرستی
نویسنده:
احمدرضا ملک‌زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شيطان پرستي مدرن توسط «آنتوان لاوي » با تأسيس كليساي شيطان در سال 1966 ميلادي ، به طور رسمي بنيان نهاده شد . شيطان پرستي يك جريان ضد ديني است كه از طرفي به دليل داشتن جذابيت هاي كاذب و ازطرفي به خاطر مدرنيته، شكل گيري و نهادينه شدن مؤلفه هاي آن به سرعت گسترش يافت و در سرتاسر جهان با اقبال روبرو شد . مضامين دين گريزانه ، آزادي هاي بي حد و مرز ، جذابيت هاي جنسي و موسيقي هيجان انگيز، شيطان پرستي را به عنوان يك جريان نوظهور در سطح جهاني مطرح كرده است. آموزه ها و بنيان هاي عقيدتي و اخلاقي شيطان پرستي با جادو گري ، سنت كاباليسم ، عقايد فراماسونري و انديشه هاي مدرنيته پيوند خورده اند . ارتباطي كه در انديشه ها ،آداب و مناسك، موسيقي و نمادهاي شيطاني قابل پيگيري و رديابي است . ولي تا به حال چندان به آن توجهي نشده است . روند شكل گيري شيطان پرستي را بايد تا تمدن مصر باستان دنبال كرد و پس از آن بايد سير تاريخي آن را در سنت كاباليسم ، جنگ هاي صليبي و شكل گيري شهسوران معبد و همچنين فراماسونري و عصر مدرن بررسي كرد . این جریان ضد دینی برخلاف جریان های نوظهورجدید مبارزه برای محو آموزه های دینی را ازلفافه های شبه دینی خارج ساخته است واین امر رابه طورعلنی دنبال می کند.همین امرمی تواند حساسیت های جوامع دینی را برای شناسایی آموزه ها ومقابله باآن برانگیزاند.مقابله ای که با وجود جذابیت های جنسی شیطان پرستی مشکل خواهد بود.عده ای نفوذ شیطان پرستی درجوامع دینی واسلامی راتنها درحیطه ی نمادها وموسیقی شیطانی می داننداما با بررسی مبانیفکری این جریان مشخص خواهد شد که باورهای شیطانی به صورت بسیارکند وتدریجی درحال انتشار و نهادینه شدن هستند.
بررسی تطبیقی آموزه‌های مولانا و مکتب تائوئیسم
نویسنده:
معصومه ایراف
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسئله انسان واسرار وجودی او از جمله مسائلی است که در همه مکاتب بشری والهی به آن توجه شده است و همه مکاتب سعی کرده اند درحد ظرفیت و توانایی خود پرده ای از راز و رمز این معمای هستی ارائه کنند و با معنایی که از آن ارائه می دهند. پایه های مکتب خود را محکم کنند. آموزه های مولانا در مثنوی ومعنوی و آموزه های تائو را می توان نمونه هایی شاخص در فرهنگ و تمدن شرقی به حساب آورد که باز گو کننده ی حقایقی برای تمدن بشری بودند،آموزه هایی که با تعریف رابطه انسان با خود و عالم بیرون از خود و روابط حاکم بر طبیعت و مافوق آن به کلید واژه هایی مشترک اشاره کرده اند و همچنین تاکید هر دو آموزه به منشاء ازلی و مطلق که ریشه در قدرتی فوق قدرت بشری وتفکر در آن را دارد نشان دهندهوجه اشتراک این دو آموزه است . در عرفان و تصوف تمام ادیان و مکاتب، انسان موجودیذومراتب و دارای ساحتهای وجودی مختلف است و اگر چه همه مکاتب بشری تمام سعی و تلاششان به نوعی تامین سعادت انسان و الیتام دردها ورنج های او می باشد اما در مقام عمل گاهی به جنبه های دینوی و بشری او اهمیت بیشتری دادهمی شود. و باید با تفکیکُ خود حقیقی و خود مجازی انسان و شناخت آثار زیانبار غفلت انسان از ساحت های الهی خویش، موانعی را که باعث این غفلت و دوری انسان از گوهر حقیقی خود است از میان برداشت که در اکثر این مکاتب فلسفی ، صرف نظر از پاره ای اختلاف ها در یک اصل کلی ،با هم اشتراک دارند که حقیقت آنها به یک واحد صادر می شود. امروزه مطالعات تطبیقی راه گشای درک بهتری از آموزه های معنوی و باورها و اعتقادات مذهبی ادیان در ادوار مختلف می باشد. گاهی این مطالعات با گشودندنیای جدیدی از تعالی روحی و معنوی انسان شناختی، دیدگاه تازه ای نسبت به مسائل قبلی به ما می دهند. همچنین به کمک مطالعات تطبیقی می توان نشان داد که چطور این مکاتب فلسفی از یکدیگر تاثیر پذیرفته اند و این امر چه تاثیر و تغییری در روند تعالی و رشد معنوی انسان در ادیان مربوطه به خود ایجاد کرده است. ومطالعه و مقایسه ی تطبیقی این آموزه ها نتیجه جالبی از تداخل اندیشه های آسمانی و ماورائی آن ها است. رساله ی پیش رو به موارد مشابه از این افکارعارفانه پرداخته است.
رنج و عشق از دیدگاه کرکه گور
نویسنده:
فائزه معینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کرکه‌گور نخستین فیلسوف بزرگ مکتب اگزیستانسیالیسم و یک الاهی‌دان قرن نوزدهم به‎شمار می‎آید. در اندیشه او دو مفهوم رنج و عشق جایگاه محوری دارند. رنج از نظر کرکه‌گور احساسی سوبژکتیو نسبت به وضعیت نامطلوب انسان در حیات مادی است. او بر اساس تعریفی از سه سپهر وجودی زندگی بشری یعنی سپهر زیبایی شناختی، سپهر اخلاقی و سپهر دینی، رنج‌های بشری را تعریف می‌کند. او بزرگ‌ترین رنج بشر را دوری از حقیقت مطلق می‌داند؛ اورنج را وجه گریزناپذیر زندگی بشر تلقی می‌کند و احساس تعلق شدید انسان به پدیده‌ای است که نسبت به آن در خود احساس شیفتگی و تسلیم می‌کند. او از میان ساحت‎های وجودی، بیش از همه به حضور رنج در سپهر دینی اشاره می‎کند. کرکه‌گور جویای عشق متعالی در سپهر دینی بود و مسیحی راستین را با رنج هم‌نشین می‌داند. از نظر او هرچه رنج شدیدتر باشد وصل مومن به سعادت محتمل‌تر خواهد بود. او که یک مسیحی پروتستان بود، رسالت دینی خود را چیزی جز این نمی‎دانست که «مسیحیت راستین» را به مسیحیان بشناساند و در این راه تلاش بسیار کرد. کرکه‌گور با توجه به سه سپهر وجودی زندگی بشری سه نوع عشق را از یکدیگر تفکیک می‌کند که آنها را به ترتیب اروس(Eros)، فیلیا (Philia) و آگاپه(Agape) می‌نامد، ولی در عین حال توجه عمده او به اروس و آگاپه است و باارزش‌ترین عشق را آگاپه معرفی می‌کند که مورد توجه مسیحیت نیز بوده است. او در پایان والاترین گونه عشق را عشق الاهی معرفی می‌کند.
روان شناسی عامه: نظریه ذهن یا شبیه سازی
نویسنده:
فرهنگ وصالی نوید
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
«روان شناسی عامه به عنوان یک نظریه ذهن» به عنوان دیدگاه غالب در روابط اجتماعی ما پذیرفته شده است و عموما به عنوان «نظریه روان شناسی عامه» از آن یاد می شود. این دیدگاه تا پیش از ارائه نظریه شبیه سازی تنها دیدگاه در این زمینه بود و شاید به همین علت «روان شناسی عامه به عنوان یک نظریه ذهن» همان «نظریه روان شناسی عامه» در نظر گرفته می شود. در این مقاله ما به پیروی از ماتیو راتکلیف این دیدگاه را به عنوان خوانشی از روان شناسی عامه در نظر می گیریم و به کلیه مطالعاتی که بررسی روابط بین فردی می پردازد «روان شناسی عامه» یا «روان شناسی فهم مشترک» می گوییم و هر جا از «نظریه روان شناسی عامه» استفاده کرده ایم منظور روان شناسی عامه به عنوان یک نظریه ذهن است. روان شناسی عامه یا فهم مشترک چیست؟ روان شناسی عامه مطالعاتی را در بر می گیرد که به روابط بین فردی می پردازد پرسش های محوری در روان شناسی عامه عبارت اند از اینکه ما چگونه به درک سایرین نائل می شویم؟ پیش بینی و تبیین رفتار دیگران چگونه انجام می شود؟ با چه شیوه ای پی به علل رفتار یا اعمال دیگران می بریم؟ و پرسش هایی از این دست. در این مقاله دو رویکرد متفاوت در پاسخ به این پرسش ها را از نظر می گذرانیم: روان شناسی عامه به مثابه یک نظریه ذهن و نظریه شبیه سازی. ابتدا «روان شناسی عامه به مثابه یک نظریه ذهن» را بررسی کرده و سپس انتقاداتی را که منجر به نظریه شبیه سازی می شود را بررسی می کنیم، آنگاه نظریه شبیه سازی را از نظر گذرانده و در بخش پایانی مقایسه ای را بین دو نظریه انجام می دهیم.
صفحات :
از صفحه 137 تا 155
رابطه عواطف و معرفت از منظر ملاصدرا
نویسنده:
نجف یزدانی، محمد سعیدی مهر، عباس ذهبی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
ساحت معرفت از مهم ترین ساحت های انسانی محسوب می شود و از این منظر، بررسی ابعاد دیگر انسانی که در ارتباط با شناخت و ادراک او هستند، اهمیت می یابد. یکی از این ساحت ها که به تازگی بیشتر مورد توجه روان شناسان و معرفت شناسان قرار گرفته است، بعد عواطف و هیجانات است. دو رویکرد کلی نسبت به عواطف را می توان در طول تاریخ تفکر مشاهده کرد. برخی همواره از نقش سلبی آن سخن گفته و عملکردهای منفی آن را نشان می دهند و بر حذف آن همت گماشته اند و عده ای دیگر عواطف را کمک کننده معرفت و عقل می دانند. سعی ما در این مقاله بر آن است که بعد از طرح این دو رویکرد، به بازخوانی نظر ملاصدرا، درمورد ارتباط عواطف با معرفت بپردازیم. در باب تاثیر سلبی عواطف و احساسات از نظر ملاصدرا، تاثیر احساسات در پذیرش باورها و عقاید تقلیدی، انس با محسوسات و تاثیر آن برشناخت، تاثیر شهوات در عدم سنخیت نفس با معارف الهی، نقش عواطف در روی گردانی از غایت مطلوب و تاثیر احوال بر علم حقیقی و حکمت مورد بررسی قرار گرفته و در مورد نقش ایجابی عواطف، به نقش عشق مجازی و حقیقی اشاره شده است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 52
جلوه‌های دنیا و آخرت در شاهنامه فردوسی
نویسنده:
زهرا هاشمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دو موضوع عمده‌ی دنیا و آخرت در این رساله بررسی شده است و در اهمیت و ارتباط دنیا و آخرت این نکته کافی است که دنیا به عنوان مزرعه‌ی آخرت معرفی شده است. معاد نیز یکی از اصول ادیان توحیدی محسوب می‌گردد و در دین اسلام هم یکی از اصول جهان بینی به شمار می‌آید. ایمان به دنیای پس از مرگ شرط مسلمانی است که هر کس آنرا انکار کند از زمره‌ی مسلمانان خارج است. از این رو بحث در مورد دو مقوله‌ی دنیا و آخرت بسیار حائز اهمیت است. شاعران و نویسندگان در ادوار مختلف ادب فارسی نیز از این امر غافل نبوده و در آثار منظوم و منثور خویش به آن پرداخته‌اند. از جمله‌ این شاعران، فردوسی شاعر بلند آوازه و حماسه سرای ایران است که در جای جای شاهنامه به ‌این امر پرداخته است. این رساله نشان می‌دهد که فردوسی در شاهنامه تا چه ‌اندازه به امور دنیا و آخرت توجه داشته و کدام یک در شعر وی جلوه‌ی بیشتری یافته است. در فصل اول مقدمه و کلیات آمده وفصل دوم به زندگی و فکر فردوسی اختصاص یافته است. فصل سوم بیان‌گر دنیا و آخرت از دیدگاه سایر ملل و ادیان آسمانی می‌باشد و در فصل چهارم دنیا در شاهنامه و در فصل پنجم آخرت در شاهنامه بررسی شده است. نتیجه‌ی حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که فردوسی با دیدی روشن بینانه آدمی را از دوستی دنیا و مکر و حیله‌ی آن برحذر می‌دارد؛ چون از دید او دنیا سرای ناز و نوش نیست؛ بلکه آکنده از درد و رنج است؛ فردوسی به دنبال ترویج عزلت از دنیا و تبلیغ رهبانیت مسیحی نمی‌باشد؛ بلکه در شاهنامه کار و فعالیت و کوشش و جوشش و رزم، در کنار بزم و شادی به وضوح دیده می‌شود و آدمی را به تحرک و جنبش وا می‌دارد. فردوسی چنان که آدمی را از دوستی و دل سپردن به دنیا برحذر می‌دارد، وی را به بهره‌گیری از زندگانی و دنیای گذران برمی‌انگیزاند. او به مسأله‌ی مرگ و حیات اخروی نیز با دیدی حکیمانه نگاه می‌کند. وی معتقد است که مرگ ادامه‌ی زندگی و مکمل و مرتبه‌ی کمال هستی آدمی است که اگر مرگ نباشد رشته‌ی هستی می‌گسلد و نظام زندگی دچار یک نوع از هم پاشیدگی و بی‌نظمی می‌شود.
جریان تفویض (مفوضه) در تاریخ کلامی و اعتقادی شیعه
نویسنده:
فاطمه احمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تشیع ، مانند هر مذهب و مکتب دیگری در گذر از تنگناهای تاریخی از انشعاب های داخلی مصون نماند و همین امر اشکالات بسیاری را به وجود آورد . نفوذ غلات در میان صفوف شیعیان ،‌ علی رغم طرد و لعن شدن توسط ائمه (ع‌) از مهمترین و بحث برانگیزترین مشکلات بوده است . جریان مفوضه ( به عنوان یک جریان فکری غالی ) که بیشترین ارتباط را با مجموعه ی اندیشه و عقاید شیعه امامیهداراست ، موجب انحرافات بسیاری در تاریخ کلامی و اعتقادی شیعه گردیده است .این جریان با محور قرار دادن مفهوم امامت و با قائل شدن ویژگی ها و اوصافی فرابشری برای ائمه همچون انتساب خلق و رزق برای ایشان و بالا بردن جایگاه آنان برخلاف آیات صریح قرآن و مبانی اندیشه ی شیعه امامیه ، شکاف عظیمی را در تاریخ شیعه موجب شده است که این پژوهش به دنبال موشکافی دقیق این جریان و میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آن ،‌ در تاریخ شیعه امامیه می باشد .
بررسی ارتباط مفاهیم اسلام، ایمان و یقین در تفسیر مجمع‌البیان طبرسی و أنوارالتّنزیل بیضاوی
نویسنده:
نعمت‌اله اکبری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
«ایمان» و ماهیّت آن و تفاوت آن با «اسلام» از کلیدی‌ترین مباحث اسلامی به شمار می‌رود که مورد توجّه بیشتر مفسّران و متکلّمان اسلامی قرار گرفته است. از سوی دیگر علاوه بر دو مفهوم «اسلام» و «ایمان»، مقوله‌ی دیگری که در احادیث معصومین علیهم السّلام از جایگاه والایی برخوردار است، مفهوم «یقین» می‌باشد. هدف از این پژوهش بررسی و تبیین مفهوم دقیق سه واژه «اسلام» و «ایمان»، «یقین» از دیدگاه دو مفسّر بزرگ شیعه و اهل سنّت می‌باشد. این تحقیق که از نوع پژوهش‌های بنیادی است با شیوه کتاب‌خانه‌ای به تحلیل و بررسی درون متنی دو تفسیر «مجمع البیان» فضل بن حسن طبرسی و «أنوار التّنزیل و أسرار التّأویل» بیضاوی می‌پردازد و با تکیه بر مطالب تفسیری این دو مفسّر در جست‌جوی موارد اشتراک و افتراق دیدگاه‌های آن‌ها درباره معنا و ماهیّت «اسلام»، «ایمان» و «یقین» و تفاوت آن‌ها با یک‌دیگر و تبیین و بررسی تقدّم و تأخّر مفهومی و ارکان و درجات و مراتب آن‌ها باشد. بنابر نظر طبرسی، «اسلام» به معنی «انقیاد» و «تسلیم» بوده و «ایمان» به معنی «تصدیق» می‌باشد. وی معتقد است که «ایمان» دارای دو رکن اساسی «معرفت» و «تصدیق قلبی» می‌باشد و قابل زیادت و نقصان نیست و «عمل» از حوزه مفهومی «ایمان» خارج است. طبرسی «یقین» را مرتبه عالی «ایمان» و به معنی علم دانستن مسائل مبهم می‌داند که بعد از استدلال نظر توأم با آرامش برای انسان فراهم می‌شود. در مقابل بیضاوی، «اسلام» را «انقیاد» و «دخول در سلامتی» و «اظهار شهادتین» دانسته و «ایمان» را «تصدیق توأم با آرامش» می‌داند و معتقد است که «عمل» جزء ارکان «ایمان» نیست. وی در تبیین ماهیّت «یقین» با طبرسی هم‌عقیده می‌باشد. بنابراین، از برخی جهات دیدگاه این دو مفسّر در تعارض با آیات الهی و روایات معصومین می‌باشد، به طوری که «اسلام» به معنی «اقرار به شهادتین» و «ایمان» به معنی «عقیده قلبی و رفتار عملی» طبق موازین دین شریف است. هم‌چنین ایمان ذو مراتب و امری مشکّک بوده و «یقین» به عنوان مرتبه عالی ایمان تلقّی می‌شود.
بررسی مقایسه‌ای ایمان دراندیشه مولوی و کی‌یرکگور
نویسنده:
مرضیه رضاییان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هنگامی‌که در تعریف منطقی انسان گفته می‌شود حیوان ناطق، منظور آنست که روح بشر گستره‌ی وسیعی دارد که اگر جهت پست و نازل آن را در نظر بگیریم، به طوری‌که مدام مشغول پرداختن به هواهای جسمانی و لذائذ نفسانی خود باشد، مقام و منزلتی جز مرتبه‌ی حیوانی نصیب او نخواهد شد. اما اگر دیگر قوا و توانایی‌های انسان شناخته نمی‌شد، اگر انسان‌هایی با شخصیت‌های برجسته و با کمالات در طول تاریخ ظهور نمی‌کردند، شاید به دنبال دیگر ابعاد وجودی‌اش که او را خلیفة‌الله می‌کند، نمی‌گشتیم و اگر طبع آدمی همیشه به‌دنبال بهترین چیزها در نوع خود میل نمی‌کرد از او انتظار نمی‌رفت که خود را با ممارست و ریاضت به مرتبه‌ی اعلی علیین برساند.ایمان، یکی از مراتب معرفتی بشر است که برای رسیدن به آن علاوه بر نیاز به تقویت پاره‌ای عوامل جهت تحقق‌ بخشیبه آن، مستلزم شناخت و جلوگیری از برخی موانع بر راه حصول آن است. برای این کار آدمی باید ابتدا به شناختی از خود دست یابد تا بداند چه قوا و استعدادهای پسندیده و یا مذمومی دارد. هر گامی که آدمی در جهت خودشناسی‌اش بردارد بی‌تأثیر در دیگر معارف او نمی‌باشد. مثلاً گفته می‌شود هر کس خود را بشناسد خدای خویش را خواهد شناخت. برای شناخت، انسان باید احساس نزدیکی با متعلق خویش داشته باشد. شناختی که غیر مستقیم و از طریق وسایط باشد آنطور که باید متعلق را به انسان نمی‌شناساند. ایمان از جمله معارفی است که فرد برای اظهار آن باید باوری قلبی به آن داشته باشد که این از طریق استدلال و براهین عقلی حاصل نمی‌شود. آن‌که دلش در برابرزرق و برق دنیوی سست شود، گامی فراتر از جایی که در آن قرار دارد بر نخواهد داشت. برای رهایی از آنچه در آن است تنها عشق و شور و سرسپردگی است که او را راه‌ گشاست. عشق رمز نجات آدمی است، هرچند او را اسیر می‌کند ولی این اسارت به مذاق او خوش می‌آید و آن عشقی است که در بطن ایمان نهفته است. عشق، او را تسلیم خواست و اراده‌ی الهی می‌کند که با این عشق زبانش بسته می‌شود و تن به هر قضای الهی می‌دهد و از آن چه برای او مقدر می‌شود راضی و خشنود است.
بررسی رابطه بین باورهای معرفت‌شناختی اثبات‌گرایی و پسااثبات‌گرایی و میزان اعتقاد به استفاده از ارزشیابی توصیفی در بین معلمان ابتدایی شهر اصفهان
نویسنده:
فاطمه‌السادات خدارحمی موسوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هدف از پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین باورهای معرفت‌شناختی اثبات‌گرایی و پسا‌اثبات‌گرایی معلمان مقطع ابتدایی شهر اصفهان و میزان اعتقاد به استفاده از ارزشیابی توصیفی در بین آن‌ها است. در این روش پژوهش از روش توصیفی از نوع همبستگی استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهر اصفهان که تعداد آن‌ها 5060 در سال تحصیلی 91-1390 بوده است. برای انتخاب نمونه از این جامعه روش طبقه‌ای نسبتی به کار رفته است، از هر ناحیه آموزشی به نسبت جمعیت معلمان و با توجه به حجم نمونه پژوهش، نمونه‌ها انتخاب شده است. تعداد نمونه‌های پژوهش در جامعه آماری384 نفر بوده است . برای گردآوری داده‌های مربوط به باورهای معرفت شناختی از «پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر»استفاده شد. روایی این پرسشنامه در پژوهش‌های قبلی از جمله پژوهشی توسط خالقی‌نژاد و دیگران در حد قابل قبول گزارش شده است. برای بخش ارزشیابی توصیفی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است.برای سنجش اعتبار آن از اعتبار صوری و به منظور سنجش پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شد و میزان آن 93% محاسبه گردید. به منظور تحلیل داده‌ها از روش‌های آماری آزمون همبستگی پیرسون، آزمون t، آنالیز واریانس و آزمون‌ تعقیبی دانکن استفاده شد. نتایج نشان داد: بین باورهای معرفت شناختی اثبات گرایی معلمان و استفاده از ارزشیابی توصیفی رابطه منفی وجود دارد.اما بین باورهای معرفت شناختی پسا اثبات‌گرایی و استفاده از ارزشیابی توصیفی رابطه مثبت وجود دارد. همچنین نتایج نشان داد که جنسیت بر باورهای معرفت شناختی معلمان و استفاده از ارزشیابی توصیفی تأثیرگذار نیست. نتایج آزمون F، نشان داد که بین باورهای معرفت‌شناختی و استفاده از ارزشیابی توصیفی بر حسب میزان تحصیلات تفاوت وجود دارد.