جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
بررسی تطبیقی رابطه «باید» و «هست» از نظر دیوید هیوم و علامه طباطبایی
نویسنده:
معصومه کوه‌گرد نصرآبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ديويد هيوم(1776-1711) فيلسوف اسکاتلندي که آراءاخلاقي او تأثير زيادي در فلسفه اخلاق معاصر داشته در «رساله ي طبيعت بشري» خود در فصل اول از کتاب سوم آن به بحث از رابطه ي «بايدها» و «هست ها» پرداخته است؛ هيوم در کتاب مزبور اين بحث را فرع بر اين موضوع قرار داده که تمايزات اخلاقي از عقل ناشي نمي شوند و منشأ آن ها احساسات دروني مي باشند و عقل تنها روابط تصورات و استنتاج امور واقع را بررسي مي کند. هيوم در عين حال، منکر رابطه ي منطقي بين «بايدها» و «هست ها» بوده او در اخلاق بيشتر به نتايج علمي مي انديشد.علامه طباطبايي فيلسوف مشرق زمين، نيز با طرح نظريه ي اعتباريات خود و تفکيک اعتباريات از حقايق به چنين بحثي مي‌پردازد و قائل به عدم رابطه ي منطقي ميان «بايدها» و «هست ها» مي‌باشد ولي در عين حال، ادراکات اعتباري را انشاي محض نمي‌داند بلکه آن ها را انشاي مبتني بر واقع تلقي مي‌کند، و به لحاظ همان واقعيت ها قابل بررسي مي‌شمارد.
بررسي نظريه نوميناليسم (نامگرايي) و نقد آن
نویسنده:
محمد رصافی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
بررسي و شناخت جريانهاي اصلي نام‌گرايي و نقد و بررسي مباني شناختي و و جودي آن موضوع اصلي اين رساله است. پس از مقدمه، ابتدا فيلسوفان برجسته و اثر گذارِ نام‌گرا و سپس برخي مباحث مرتبط با نام-گرايي مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد. قبل از فيلسوفان نام‌گرا، انديشه‌هاي افلاطون و ارسطو نيز که ربط مستقيمي با مباحث نام‌گرايي دارد و در حقيقت نام‌گرايي در تقابل با آراي آنان شکل گرفته است، مطرح مي‌شود. بجز آراء و انديشه‌هاي برخي از فيلسوفان قرون وسطي از جمله اکام، فيلسوفان تجربي انگليس از جمله هابز و هيوم و برخي از فلاسفه تحليلي و زباني، از جمله ويتگنشتاين و کارناپ و کواين نيز مورد بررسي قرار مي‌گيرند و در نهايت نظريات معاصر مربوط به نام‌گرايي و انواع نوميناليسم تبيين مي‌گردد. مسئله شباهت، رفتار-گرايي، مباحثي در باب ذهن و زبان، مثل افلاطوني، و کلي طبيعي، از جمله موضوعات مباحث پاياني رساله است. مبحث نام‌گرايي يک نحوه تفکر فلسفي کاملا متفاوت با روش تفکر عقل‌گراست. تجربه‌گرايي، نفي ذات و ذات‌گرايي، نفي ذهن مجرد و امور انتزاعي، و طرفداري از رفتار‌گرايي يا کارکردگرايي در تعليم و تعلم و در نتيجه طبيعت‌گرايي از جمله مؤلفه‌هاي اصلي اين طرز تفکر است. رسالت اين رساله برداشتن گامهاي اوليه در اين زمينه است. در خاتمه نيز ضمن بيان خلاصه‌اي از مهمترين مباحث و نتايج رساله، در نهايت عدم کفايت ادله و شواهد نام‌گرايان در اثبات ديدگاهشان به عنوان نتيجه نهايي مطرح شده است.
ترجمۀ سه فصل اول کتاب Introducing Persons
و گزارشی از دیدگاه‌های شیخ‌الرئیس ابوعلی سینا در باب نفس
نویسنده:
علی کوچکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
متن حاضر از دو بخش تشکیل شده است. مسأله بخش اول ترجمة سه فصل اول کتاب Introducing persons نوشتة پیتر کاروترز استاد فلسفه در دانشگاه مریلند است. مباحث این سه فصل ذیل سه عنوان، مسأله اذهان دیگر؛ دوگانه‌انگاری: بدن و نفس؛ و اینهمانی و نفس، طرح شده‌اند. در فصل اول بحث بر سر آن است که آیا می‌توان وجود اذهان دیگر و حالات ذهنی خارج از خود را ثابت کرد؟ در فصل دوم بحث حول این محور است که دوگانه‌انگاری دکارتی (دوگانه‌انگاری حداکثری) چه استدلالی بر وجود دو جوهر متفاوت در جهان دارد؟ در فصل سوم این بحث طرح می‌شود که با فرض دوگانه‌بودن جوهری بدن و نفس آیا باید ملاک و معیاری برای اینهمانی یک نفس در دو حالت و دو وضعیت مفروض داشته باشیم؟ اگر چنین ملاک و معیاری وجود نداشته باشد چگونه می‌توان یک نفس را از نفس دیگر بازشناخت یا متمایز ساخت؟ در بخش دوم این نوشتار گزارشی از سه مبحث نفس از دیدگاه شیخ‌الرئیس ابوعلی‌سینا ارائه شده است. بنابراین با ارائه تعریفی از نفس که از دید وی «کمال اول برای جسم طبیعی آلی» است چهار دلیل بر اثبات وجود و دو دلیل بر تجرّد نفس، در قالب دو فصل بیان شده است. عناوین ادلۀ اثبات وجود نفس عبارتند از برهان انسانِ معلّق در هوا؛ برهان حرکت یا برهان طبیعی؛ برهان ادراک؛ و برهان وحدت نفس، در ادلة اثبات وجود نفس؛ و دو دلیل تجرّد نفس یکی از طریق بساطت صور معقول و دیگری از طریق عدم کَلال نفس در صورت کَلال و فرسودگی جسم است. در آخرین فصل این بخش، اشاره‌ای اجمالی به ارتباط بدن و نفس شده است از آن جهت که نفس در ادراک چه احتیاجی به بدن دارد. در نهایت، شیخ، مدرَکات را به محسوس، متخیّل، متوهّم و معقول، تقسیم می‌‌کند و بر آن است که حتی در ادراکات حسی نیز ادراک آن‌گاه صورت می‌گیرد که صورت محسوس، تجرید شود. در پایان، جمع‌بندی‌ای با اشاره به مباحث دو بخش (بخش ترجمه و بخش گزارش) ارائه شده است.
ارتباط میان ذهنی در زیست جهان پدیدارشناسی هوسرل
نویسنده:
حیاوی فهد
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
آگاهی استعلایی اصل نخستینی است که بنای فلسفه ورزی فیلسوف بزرگی هم چون هوسرل بر آن بنیاد گشته است. وی با پژوهش در ساختار التفاتی این آگاهی، آن را چنان بنیادین اصل فلسفه ورزی می پذیرد و اصلا خود را نودکارتی دیگری می خواند. در این پژوهش تلاش می شود، با قرائت مستقیم تاملات دکارتی هوسرل، از سولیپسیم دکارتی به سوی فلسفه ای استعلایی گذر کنیم و سپس به تقوم ارتباط میان ذهنی و تقرر آن در زیست جهان و مراتب مختلف آن (ارتباط میان ذهنی و نسبت سوژه و ابژه ها) بپردازیم. موضوع محوری در چنین رهیافتی ساختاری پدیدارشناسانه است؛ یعنی عملکردی روشمند که ما را به سوی اصل نخستین امور که همان آگاهی است رهنمون می کند؛ همان روش و یقین ریاضی واری که در متن پدیدارشناسی هوسرلی به گونه ای جدی دنبال می شود. این همان راهی است که موجب تقوم چیزها و گذر به سوی من استعلایی و ایجاد ارتباطی میان ذهنی بین چیزهاست. در چنین طریقی می توان نتایج پدیدارشناسانه تحلیل تجربه آگاهی (من استعلایی) را در بر گرفت.
صفحات :
از صفحه 103 تا 135
تعریف و تشخیص انسان از نگاه ملاصدرا و کارل یاسپرس
نویسنده:
حسین کرمی
نوع منبع :
مقاله , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم)
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یاسپرس و صدرا گرچه به دو منظومه فکری متفاوت تعلق دارند ولی هر دو بر ضرورت شناخت انسان تاکید و به وجود هسته ای مرکزی به نام نفس اشاره دارند که به علت فعالیت و مدرک بودن و نیز حرکت و آزادی، غیرقابل تعریف و شناسایی حدی است. این حقیقت دارای تعین ها و تحصل ها و مراتب بی شمار است. اساسا انسان دارای ماهیتی از پیش تعیین شده نیست و هر فردی خود، نوع منحصر به فرد است. در نظام فکری صدرا نفس و بدن باهم ارتباط دارند و بدن، مرتبه نازله نفس و نفس، حقیقت تکامل یافته بدن است. نزد یاسپرس نیز وجوه انسان که عبارتند از دازاین آگاهی کلی، ذهن و نفس با هم در ارتباط و تعاملند.
صفحات :
از صفحه 89 تا 109
معرفت ‌نفس و بازتاب‌های اخلاقی آن از دیدگاه صدرالمتألهین
نویسنده:
عفت السادات خیاط نوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
وجود انسان ترکیبی از نفس (وجودی غیرمادی) و بدن (وجودی مادی) است، بنابر دیدگاه ملاصدرا نفس اصیل است و حاکم بر بدن، مشخصه نفس انسان به عقل اوست، لذا هم قوام نفس به اوست و هم او عامل تمییز انسان از دیگر موجودات شده است. کارکرد عقل، شناخت و فهم است؛ انسان با داشتن عقل عملی، بدن را تدبیر و کنترل کرده تا زمینه مناسب برای ارتباط عقل نظری با عالم غیر مادی و ملکوت فراهمشود، حاصل این حرکت عقل، «حریت و آزادگی» در حیطه عقل عملی و«علم وحکمت» در حیطه عقل نظری خواهد بود و غایت این حرکت،رسیدن به خداوند با استقرار در عبودیت است.بدین طریق، معرفت نفس حرکتی است علمی – عملی که همه ارکان وجودی انسان از اندیشه و انگیزه و عمل را، تحت تأثیر قرار می دهد. انسان در نگرش دگر بارهبه جایگاه خویش، هستی و خداوند به معرفت نوینی دست می یازد، این دیدگاه یا معرفت جامع اخلاقی با توجه به وصف عدل خداوند در حیطه ذات و افعال الهی، در مرحله اول ناظر به حیطه شناختاری است که در صدد تعریفی حقیقی از خویشتن، هستی،مبدء، معاد و نحوه ارتباط آنها با محوریت انسان سالک است. در مرحله بعدی ناظر به تحولات درونی سالک در عرصه انگیزه و انگیزش هاست، گرایش به کمال مطلق و شوق به استکمال در گام های نخست، و جذبه ذات کمال مطلق در ادامه مسیر، انگیزه ای می شود تا سالک بر انگیخته شود و در انگیزشی با تمامی ظرفیت های وجودی اش حرکتی شورآفرین و مشتاق داشته باشد.حرکت انسان، ظرافت های خاص خودش را دارد و همواره آسیب هایی آن را تهدید می کند. برای تنظیم و حفاظت آن، شناخت مراحل راه ونحوه سلوک انسان به نظامی نیاز مند است،نظام تربیت اخلاقی عهده دار این مهم است تا نخست انسان خود را تربیت نماید و در سلامت از انحراف و سقوط به مقصد برسد، در مرحله دوم، انسان در مقابل موجودات و هدایت آنها بسمت کمال مسئولیت اخلاقی دارد، این شأن انسان کامل است که مراحل سلوک معرفتی را به همراه آنان در پیش گیرد و در یک حرکت جمعی جهان هستی را بسمت کمال مطلق رهسپار شوند.
روش‌شناسی اجتماعی حضرت علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه
نویسنده:
زهرا صالحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تحقیق حاضر به دنبال استنباط روشی برای شناخت مسائل اجتماعی در میان معارف اجتماعی مطرح در نهج‌البلاغه می باشد . در بررسی مبادی و اصول بنیادین نهج البلاغه چنین استنباط می شود که ، اداره جهان به صورت تک قطبی با محوریت و اصالت خداوند سبحان است . این عالم یک کلیت یکپارچه است و بین جماد و گیاه و حیوان و انسان یک رابطه ارگانیک وجود دارد .و در واقعیک نگاه سلسله مراتبی به عالم وجود دارد یعنی عرصه های شناختی ، ارزشی ، اخلاقی ، احساسی و رفتاری از یکدیگرجدانیستند. در نهج البلاغه پدیده‌های جهان حائز سیر عمودی و ارتباط با مبدأ و معاد هستند. در واقع سخن از مبداء فاعلى و مبداء غایى سیر و تحول موجودات است. انسان در اندیشه نهج البلاغه موجودی استدو بعدی دارای هویت واحد و ثابت . بعد غیر مادیوجود انسان حکایت از شدت اتصال و ارتباط انسان با خداوند سبحان دارد. و این شرافت انسان را به مقامى مى‌رساندکه مسجود فرشتگان و خلیفه خدای سبحان می شود.از آنجایی کههستی شناسی در هر اندیشه ایی بر معرفت شناسی آن انعکاس دارد بر مبنای هستی شناسی توحیدی ، معرفت شناسی پدید می آیدکه ملهم از الهیات توحیدی می باشد . در نتیجه ابزار و شیوه معرفتی در نهج البلاغه نیز متأثر از این رویکرد است. نهج البلاغه از منابع معرفتی تغذیه می کند که در طول یکدیگر قرار دارند و به گونه ای در تعامل با یکدیگر واقع می شوند که ره آوردهای علمی آنها هرگز در تقابل با یکدیگر قرار نمی گیرند. در اندیشه حضرت علی ? نه تنها به یکی از شیوه های معرفتی اصالت داده نمی شود بلکه به نوعی ، هماهنگی و پیوندبین معرفت حسی و معرفت عقلی و معرفت شهودی و وحیانی برقرار است. از این منابع هماهنگ می توان برای فهم بهتر روابط و ساختارهای اجتماعی استفاده نمود.در ثانیاین هماهنگی و پیوند فرصت ظهور و بروز رویکردهای متنوع معرفتی رادر این اندیشه اجتماعی فراهم می‌کند. این اندیشه علاوه بر رویکرد توصیفی قابلیت رویکرد تبیینی را نیز دارد و نه تنها به سطح خرد می پردازد بلکه سطح‌کلان را هم لحاظ می کند.همچنین ظرفیت بروز رویکردهای دیگر از جمله رویکردهای کارکردی وتضاد ،‌ رویکرد انتقادی را هم دارد .
بررسی انتقادی رویکرد غزالی به فلسفه و نقد پی‌آمدهای تربیتی آن
نویسنده:
رسول صفرزایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
غزالی (ره) یکی از شخصیت ها و دانشمندان اثر گذار در افکار و اذهان انسان ها به خصوص مسلمانان می باشد، وی پس از تحصیل فقه و کلام به فراگیری فلسفه بدون استاد می پردازد و به دلیل فرا هم بودن شرایط و اوضاع و احوال به فلسفه حمله نموده و در بیست مسئله با فیلسوفان به مبارزه بر می خیزد، در سه مسئله حکم به کفر و در هفده مسئله حکم به بدعت و فاسق بودن آن ها می دهد. پی آمد مهم حمله غزا لی به فلسفه در جهان اسلام به رغم نگاه مثبت واهمیتی که ایشان برای عقل قائل بود، بدبینی نسبت به علوم فلسفی و عقلی و قوت گرفتن جریان ظاهرگراست، به طوری که فراگیری این گونه علوم نوعی گمرا هی پنداشته شده و در نتیجه علوم فلسفی به حاشیه رانده شده و افکار و اندیشه های ظاهرگرایی خود به خود تقویت گردیده که غالب شدن اندیشه های ظاهرگرایی پی آمدهایی برای تعلیم و تربیت به دنبال داشته که حتی خود غزالی به این پی آمدها اعتقادی نداشته و اگر ایشان در حال حاضر در قید حیات می بود به طور حتم با این پی آمدها به مبارزه بر می خاست، پی آمدهایی نظیر عدم توجه به تمام ابعاد وجودی انسان در تربیت و پرورش انسان های تک بعدی، عدم توجه به تفاوت های فردی در تربیت، متن محوری، بی توجهی و عدم اعتقاد به توانایی های فراگیران، سرکوب و نکوهش نقادی در تربیت، اجبار در تربیت، تاکید بر رفتارهای ظاهریدر تربیت و مانند این ها، که این موارد منجر به پرورش انسان هایی گردیده که نه تنها خلاق نبوده بلکه مانع پرورش خلاقیت نیز بوده و در نتیجه چیزی جز عقب ماندگی در عرصه های گوناگون علمی، فرهنگی و اقتصادیبه ارمغان نیاورده است.
بررسی مقایسه‌ای ایمان دراندیشه مولوی و کی‌یرکگور
نویسنده:
مرضیه رضاییان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
هنگامی‌که در تعریف منطقی انسان گفته می‌شود حیوان ناطق، منظور آنست که روح بشر گستره‌ی وسیعی دارد که اگر جهت پست و نازل آن را در نظر بگیریم، به طوری‌که مدام مشغول پرداختن به هواهای جسمانی و لذائذ نفسانی خود باشد، مقام و منزلتی جز مرتبه‌ی حیوانی نصیب او نخواهد شد. اما اگر دیگر قوا و توانایی‌های انسان شناخته نمی‌شد، اگر انسان‌هایی با شخصیت‌های برجسته و با کمالات در طول تاریخ ظهور نمی‌کردند، شاید به دنبال دیگر ابعاد وجودی‌اش که او را خلیفة‌الله می‌کند، نمی‌گشتیم و اگر طبع آدمی همیشه به‌دنبال بهترین چیزها در نوع خود میل نمی‌کرد از او انتظار نمی‌رفت که خود را با ممارست و ریاضت به مرتبه‌ی اعلی علیین برساند.ایمان، یکی از مراتب معرفتی بشر است که برای رسیدن به آن علاوه بر نیاز به تقویت پاره‌ای عوامل جهت تحقق‌ بخشیبه آن، مستلزم شناخت و جلوگیری از برخی موانع بر راه حصول آن است. برای این کار آدمی باید ابتدا به شناختی از خود دست یابد تا بداند چه قوا و استعدادهای پسندیده و یا مذمومی دارد. هر گامی که آدمی در جهت خودشناسی‌اش بردارد بی‌تأثیر در دیگر معارف او نمی‌باشد. مثلاً گفته می‌شود هر کس خود را بشناسد خدای خویش را خواهد شناخت. برای شناخت، انسان باید احساس نزدیکی با متعلق خویش داشته باشد. شناختی که غیر مستقیم و از طریق وسایط باشد آنطور که باید متعلق را به انسان نمی‌شناساند. ایمان از جمله معارفی است که فرد برای اظهار آن باید باوری قلبی به آن داشته باشد که این از طریق استدلال و براهین عقلی حاصل نمی‌شود. آن‌که دلش در برابرزرق و برق دنیوی سست شود، گامی فراتر از جایی که در آن قرار دارد بر نخواهد داشت. برای رهایی از آنچه در آن است تنها عشق و شور و سرسپردگی است که او را راه‌ گشاست. عشق رمز نجات آدمی است، هرچند او را اسیر می‌کند ولی این اسارت به مذاق او خوش می‌آید و آن عشقی است که در بطن ایمان نهفته است. عشق، او را تسلیم خواست و اراده‌ی الهی می‌کند که با این عشق زبانش بسته می‌شود و تن به هر قضای الهی می‌دهد و از آن چه برای او مقدر می‌شود راضی و خشنود است.
گذار از مفهوم نفس به مفهوم ذهن در فلسف? دکارت و پی آمدهای آن
نویسنده:
نسرین فیروز
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
دکارت به حق از طلایه داران عصر جدید به شمار می رود، زیرا فلسف? او جریان فلسف? غرب را دگرگون کرد. ما در این پایان‌نامه برآنیم که نگاهی هرچه تفصیلی تر و بنیادی تر به این دگرگونی داشته باشیم. این مهم را تحت عنوان «گذار از مفهوم نفس به مفهوم ذهن در فلسف? دکارت و پی آمدهای آن»که مدخل و منظری نو در حوز? مطالعات مربوط به فلسف? دکارت در زبان فارسی می-باشد، خلاصه کرده و پی می گیریم. بنا به ضرورت ذاتی تفکر، این گذار را با نگاهی تفصیلی تر به پیشینه و بستر تفکر دکارت نشان خواهیم داد، یعنی با نگاهی به معنای نفس در فلسفه های پیش از دکارت، و مسائل و بحران هایی که در زمان شکل‌گیری اندیش? دکارت گریبان گیر علم و دین و فلسفه بوده است. در واقع فلسف? دکارت و در رأس آن، این گذار را ــ که می توان آن را اصالت ذهن دکارتی نیز نامید ــپاسخی می دانیم به پیشینه و بستر اندیش? وی، که طبیعتاً پی آمدهایی را، هم در زمان? دکارت و هم در عصر حاضر، به‌دنبال داشته است. در پایان، چندی از این پی‌آمدها را تحت عنوان تغییری در معنای انسان و جهان و خدا تبیین خواهیم کرد.