مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 434
نظر فلاسفه تحلیلی نسبت به تقسیم قضایا در فلسفه کانت
نویسنده:
عباس پاشایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده یکی از عمده مسائلی که ذهنفلاسفه بزرگ را هموارهبه خود مشغول کرده است این است که آیا اساساً در فرایند کسب معرفت امور واضح ،بسیط ویا تحلیلی وجود دارند که بتوان آنها را مبنای معرفت بعدی قرار داد و یا اینگونه نیست ومعرفت ما صرفاً از تجربه حاصل می شود.این موضوع که بعدها به صورت قضایای تحلیلی /تالیفیمطرح شد بیش از پیش مورد توجه فیلسوفانی که دغدغه اصلی آنها نقد معرفت و چگونگی حصول به آن بود قرار گرفت.بنابر عقیده بسیاری از صاحب نظران پایه فلسفه کانتتقسیم بندی تحلیلی /تالیفیقضایا محسوب می شود.البته پیش از کانت فلاسفه دیگریمانند هیوم و لایب نیتس به این موضوع پرداخته بودند اما از آنجا که کانت به نقادی معرفت وحوزه امکان آن پرداخت، این تقسیم در فلسفه او اهمیت زیادی دارد وعلاوه بر این او نوع دیگری از قضایا تحت عنوان قضایای تالیفی ماتقدم مطرح نمود که مخصوص فلسفه او است وبحث های زیادی را به همراه داشت .فلاسفه تحلیلی که به تفسیری بی تاثیر از سنت فلسفه نقادی کانت نبوده اند، و شاید مهمترین شاخصه اصلی آنها نقادی معرفت و روش های معرفتی است، در مواجهه با تقسیم بندی کانت از قضایا، مواضع متفاوتی اتخاذ کرده اند.این پژوهش تلاش است برایبررسی رویکرد فلاسفه تحلیلی نسبت بهتقسیمقضایا در فلسفه کانتو اینکه آیافلسفه کانتبا این انتقادات پا برجامی ماند. پژوهش دارای چهار فصل می باشد .فصل اول به تاریخچه قضایایتحلیلی/تالیفی اختصاص دارد و به صورت کلی مسائلی که به نوعی با این تقسیم بندی در فلاسفه یونانی مطرح بوده پرداخته و سپس در فلسفه دکارت امر بسیط ومرکب ،در فلسفه لاک تصوراتبسیط ومرکب ،قضایای تحلیلی و تالیفی در لایب نیتس و در آخر تقسیم قضایا در فلسفه هیوممورد بررسیقرار گرفته است.فصل دوم به تقسیم قضایا در فلسفه کانت می پردازد.در این فصل، نظریه معرفتی کانت، تمایز تحلیلی/تالیفی،تقسیم احکام به ماتقدم/ماتاخر ،قضایای تالیفی ماتقدم، چگونگی امکان ریاضیات محض ،چگونگی امکان علوم طبیعی،جایگاه تقسیم بندی قضایا در قوام فلسفه کانت واهمیت احکام تالیفی ماتقدممورد بررسی قرار گرفته است.فصل سوم اختصاص به موضع فلاسفه تحلیلی در مورد تقسیم قضای دارد.در این فصل با نظر به کثرت فیلسوفانی که در این گروه قرار دارند بررسی هائی صورت گرفت و سعی شد ارای صاحب نظرانی از این گروه که بیشتر مطرح بوده اند و نظرات بیشتری از آنها دراین باره منعکس شده است مورد توجه قرار گیرند.آرای فیلسوفانی مانند فرگه ،راسل،ویتگنشتاین ،کارناپ،کواین و کریپکی در این فصل آورده شده است وسعی شده است که براساس نظرات این فیلسوفان به موضوع نگریسته شود.در این فصل به هریک از این فیلسوفان ،بخشی اختصاص یافته است و مبنای فلسفی ودیدگاه آنها در مورد تقسیم قضایا و قضایایی که در دیدگاه آنها مطرح است آورده شده است و در پایان هر بخش نیز جدولی تهیه شده وخلاصه دیدگاه هریک در جدول آورده شده است. در فصل چهارم و آخرین نیز به جمع بندی موضوعپرداخته شده وسعی شده به این سئوال پاسخ داده شود که با وجود اعتراضاتمطرح شده به تقسیم بندی کانت و با توجه به اینکه این تقسیم بندی برای فلسفه کانت اهمیت بسزائی داردآیا قوام فلسفه کانتبا این اعتراضاتبرقرار می ماند. کلید واژه ها: : تمایز تحلیلی/تالیفی، قضایای تالیفی مقدم بر تجربه، ضروری ،ممکن ،کلیت، اندراج
تحلیل انتقادی اخلاق سکولاریستی فلسفه کانت
نویسنده:
محمدمهدی حکمت مهر، ابوالحسن غفاری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با آغاز مدرنیته، انسان غربی با نگریستن به انسان، جهان و خدا از منظری بشرانگارانه، مناسبات و شئونی را رقم می زند که امری بی سابقه بوده است. رابطه اخلاق و دین در مدرنیته نیز وابسته به چنین رویکردی می شود. در حالی که در دوره های پیشین، بالاخص قرون وسطا، اخلاق ذیل دین تعریف می شد و فیلسوفان مدرنیته در تلاش بودند تا نگرش انسان گرایانه و سکولاریستی را به حوزه رابطه اخلاق و دین نیز تسری دهند. در این میان، کانت نقش برجسته ای در این پروژه ایفا می کند. او ابتدا دو مفهوم اساسی دین و اخلاق را که به ترتیب عبارتند از خدا و اختیار، در نقد عقل محض در هاله ای از ابهام قرار داد و غیر قابل شناخت دانست و سپس در تدوین نظام فلسفه اخلاق خویش، با قرار دادن دین و مفاهیم دینی ذیل اخلاق و ارزش های اخلاقی، دین را به صرف یک مفهوم درونی و شخصی، تحویل و تقلیل می دهد. این مقاله ضمن تبیین فلسفه اخلاق کانت و همچنین سکولاریسم منطوی در آن، به نقد و تحلیل آن نیز می پردازد.
صفحات :
از صفحه 29 تا 55
نسبت میان عقلانیت و کرامت انسان در فلسفه ملاصدرا و کانت
نویسنده:
سیما محمدپوردهکردی، رضا اکبریان، شهین اعوانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در فلسفه ملاصدرا و کانت، «عقل» عالی ترین قوه نفس و «معرفت عقلانی» بالاترین مرحله شناخت است. از نگاه هر دو فیلسوف، عقلانیت یا خردورزی بنیادی ترین ویژگی انسان و مبنای کرامت ذاتی اوست، با این تفاوت که ملاصدرا عقلانیت نظری، و کانت عقلانیت عملی را معیار اصلی می پندارند، یعنی از نظر ملاصدرا، شان و کرامت انسان به چیزی است که می داند، در حالی که از نظر کانت، شان و کرامت انسان به چیزی است که می خواهد. یکی از جلوه های عقلانیت در اندیشه این دو فیلسوف، خلاقیت یا همان آفرینشگری است. دو فیلسوف یاد شده خلاقیت را، هم در حوزه نظری (در محدوده قوه خیال و عقل) و هم در حوزه عملی، مورد توجه قرار داده اند، با این تفاوت که در حکمت صدرایی، آفرینشگری انسان در ارتباط با ماورای طبیعت و از راه اتخاذ با عقل فعال صورت می گیرد، در حالی که در فلسفه کانت، خلاقیت انسان در پیوندی عمیق با استقلال و خود بنیادی اوست، منشا و مبدا متعالی ندارد، و صرفا ریشه در انسانیت و استقلال اراده انسان دارد.
رابطه وجود و ماهیت در حکمت متعالیه ملاصدرا با نومن و فنومن در فلسفه نقادی کانت از منظر معرفت شناسی
نویسنده:
مرضیه اعتمادی فر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آیا ما از اشیای خارجی شناخت درستی داریم یا خیر؟ این سوال به بحث انطباق بین ذهن و عین بر می گردد که هر مکتب فلسفی با توجه به مبانی خود پاسخ مختلفی به آن ارائه می دهد.طبق اصالت وجود، وجود امری اصیل و محقق در خارج و ماهیت امری اعتباری است. از نظر ملاصدرا حقیقت وجود در ذهن نمی آید، بنابراین انطابق بین ذهن و عین در فلسفه ملاصدرا به نوعی به مسئله ماهیت و وجود بازگشت می کند. در نظام کانت انطباقی بین ذهن و عین وجود ندارد زیرا آنچه در ذهن ماست و ما آن را می شناسیم تنها فنومن و پدیدار اشیاست و ذهن ما راهی برای دسترسی به حقیقت اشیا و یا نومن ندارد.ما برای بررسی و مقایسه این دو مکتب بر آن شدیم که وجود را با معانی مختلف نومن و ماهیت را در هر کدام از معانی اصالت وجود با فنومن مقایسه نماییم.
قانونمندی تاریخ
نویسنده:
منوچهر صانعی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی,
چکیده :
واژه تاریخ را در زبان فارسی به دو معنا به کار می برند: 1- مجموعه فعالیت های مکتوب علمی، نظری و فکری مورخان که همان "علم تاریخ" نامیده می شود؛ 2- مجموعه حوادث و رویدادهای انجام شده توسط انسان که از آن تاریخ در معنای متعارف مستفاد می شود و بدون افزون کلمه "علم" به کار می رود. اگر بتوانیم نحوه کسب شناخت یا علم به تاریخ از نوع دوم، یعنی علم به تاریخ در معنای مجموعه رویدادها را مشخص کنیم، وجود چیزی به نام "علم تاریخ" نیز به اثبات خواهد رسید و آن گاه می توانیم بگوییم که علم تاریخ واقعا یک "علم" است. این مقاله با نظر به آرای اندیشمندان و مورخان از قدیم ترین روزگاران تا اوایل قرن بیستم، ضمن متمایز کردن دو مفهوم متفاوت از تاریخ، سیر تحول دیدگاه های موجود درباره تاریخ، قانونمندی و غایتمندی آن را پی می گیرد.
صفحات :
از صفحه 49 تا 75
بررسی امکان حکم: تأملـی در نقد عقل محض
نویسنده:
محمد باقر قمی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
کانت در نقد قوه حکم نوعی از حکم را به عنوان حکم تأملی معرفی می‌کند که تا پیش از این اثر سابقه‌ای در آثار او نداشته است. او حکم تأملی را در مقابل حکم تعینی به عنوان حکمی که در آن کلی داده نشده است معرفی می‌کند. اما اگر حکم اندراج جزئی تحت کلی است، چگونه حکم تأملی بدون حضور کلی ممکن است؟ حکم تأملی چگونه می‌تواند یک حکم باشد؟ امکان حکم تأملی به گونه‌ای که کانت آن را تبیین می‌کند و تمام بحث حکم زیباشناختی را بر آن مبتنی می‌سازد بسیار مورد تردید قرار گرفته است. مسئله اصلی، امکان سازگاری این حکم با مبادی فلسفه نقد عقل محض است. در این مقاله تلاش می‌کنیم دریابیم اولاً، حکم تأملی به چه معناست و تا چه اندازه می‌تواند معنادار باشد و ثانیاً، این مفهوم تا چه اندازه در قالب نقد اول قابل تبیین است. بدین منظور، پس از بررسی مختصری در خصوص معنای حکم نزد کانت، ابتدا به بررسی تأمل و تأمل استعلائی در نقد اول می‌پردازیم و نشان می‌دهیم که تأمل استعلائی در نقد اول تنها به عنوان بخشی از یک حکم تعینی قابل درک است و هرگز نمی‌تواند به عنوان قسمی از حکم در مقابل آن قرار گیرد. سپس به بررسی حکم تأملی چنانچه در نقد سوم تبیین شده است می‌پردازیم. آنچه از این بررسی حاصل می‌شود این است که حکم تأملی نه تنها با اصول فلسفه کانتی سازگار نیست بلکه به عنوان یک حکم نیز چندان قابل درک نیست.
صفحات :
از صفحه 85 تا 102
دروغ در فلسفه کانت: منازعـه کانت و کنستـان درباره «حق دانستنِ حقیقت»
نویسنده:
علی معظمی جهرمی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
در فلسفه اخلاق کانت مسئله دروغ به ‌عنوان نمونه‌ فعل غیر‌اخلاقی، مورد نسبتاً متمایزی است. کانت زمانی که می‌خواهد مفهوم امر تنجیزییا امر مطلق را در مبادی مابعد الطبیعه اخلاق برای نخستین بار صورت‌بندی کند از مثال دروغ بهره‌ می‌گیرد. به این ترتیب از همان ابتدا راستگویی و پرهیز از دروغ نه تنها به‌ عنوان «موردی» از امر مطلق معرفی می‌شود، بلکه مطلق بودن حکم اخلاقی راستگویی از نظر کانت موردی چنان مطمئن است که می‌توان صورت‌بندی امر مطلق را بر پایه مثالی درباره راستگویی توضیح داد. به این ترتیب بحث دروغ در فلسفه اخلاق کانت بحثی است که صرفاً به یک نمونه از فعل اخلاق / غیراخلاقی خلاصه نمی‌شود بلکه دامنه تأثیر بیشتری دارد. بحث کانت درباره نادرست بودن مطلق دروغگویی به قضاوت درباره کلیت فلسفه اخلاق او نیز انجامیده است. در این میان مقاله کوتاه کانت با عنوان) درباره حق ادعایی دروغگویی از سر انسان دوستی) (Kant, 1949). نقش مهمی در تفسیر دیدگاه او درباره دروغ و به واسطه آن دیدگاه او درباره اخلاق داشته است. مقاله مذکور را کانت در پاسخ به ایرادی نوشته که بنژامن کنستان (1767-1830) در نوشته خود با عنوان واکنش‌های سیاسی (کنستان، 1389) به او وارد کرده است. پاسخ کانت چنانکه خواهیم دید بسیار بحث‌برانگیز و از دیدگاه فلسفه اخلاق مشکل‌ساز می‌نماید و به همین دلیل تفسیرهای مختلفی درباره آن ارائه شده است. نوشته حاضر شرحی از منازعه قلمی میان کانت و کنستان درباره مسئله دروغ است. با توجه به تقدم نوشته کنستان، ابتدا به شرح استدلال‌های او در نقد کانت می‌پردازم. سپس به پاسخ کانت به کنستان. پس از آن دسته‌بندی‌ای از تفاسیر مختلفی را به دست خواهم داد که درباره پاسخ کانت در ادبیات فلسفی معاصر مطرح شده است. سپس در انتها نظر خود را در مورد بحث خواهم گفت.
صفحات :
از صفحه 103 تا 122
کانت و بازیابی خدا در اخلاق
نویسنده:
ابوالقاسم خوشحال، حسین سیدموسوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها : دانشگاه معارف اسلامی,
چکیده :
کانت با تحقیقاتش درباره اخلاق، خواسته است برای مسائل دشوار بشر راه حل مفیدی ارائه کند. کانت مسیر معمول رسیدن به الهیات را که از طریق عقل نظری حاصل می شود مسدود، و نتایج به دست آمده از آن را در قالب ماوراء الطبیعه زمانه بی اعتبار دانسته است. او در ازاء این کار مسیر دیگری را از منظر عقل عملی می گشاید و می خواهد از منظر اخلاق به الهیاتی نوین و علمی دست یابد. او هنگامی که اثبات وجود خدا و دیگر امور ماوراء حس را از طریق برهان های عقلی غیر ممکن می یابد، خدا را از طریق اخلاق و اصول قانونمند شده آن اثبات می نماید. این مقاله در بررسی چگونگی رسیدن کانت به این نتیجه و میزان اعتبار آن مسئله این مقاله است.
صفحات :
از صفحه 9 تا 38
نسبت نظریه عدالت جان رالز با فلسفه اخلاق کانت و فلسفه حق هگل
نویسنده:
عسکر دیرباز، هژیر مهری
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
اصفهان: دان‍ش‍گ‍اه‌ اص‍ف‍ه‍ان‌,
چکیده :
پس از کتاب معروف کارل پوپر در زمینه فلسفه سیاسی و در حمایت از آموزه های لیبرال با عنوان «جامعه باز و دشمنانش»، مشهورترین نظریه از جان رالز، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه‌ هاروارد است که در کتابی با عنوان «نظریه ‌ای در باب عدالت» در سال 1971 منتشر شد. این کتاب دربر گیرنده مقالات چندی است که نهایتا به شکل یک کتاب عرضه شده و مخاطبان پرشماری در دانشگاه و مجلات تخصصی، به ویژه در کشورهای انگلیسی زبان یافته است. کتاب رالز، بر اساس رهیافت اخلاقی - سیاسی به چالش با مباحث رایج، از جمله دیدگاه سودگرایان پرداخت. رالز از نظریات جان استوارت میل، دیوید هیوم و بحث اخلاقی سیجویک که مباحثی کاملا رایج و جا افتاده محسوب می ‌شد، فراتر رفت و بر اساس سنت اخلاقی قرار دادگرایی، نظریه وظیفه گرایی کانت و فلسفه حق هگل به طراحی نظریه خود پرداخت و مجددا مفاهیم هنجاری را در سنت فلسفه سیاسی غرب احیا نمود. کتاب «نظریه عدالت» به واسطه استناد وسیع به علوم مختلف اجتماعی، مخاطب ‌های بسیاری را به خود جلب کرد. این نظریه خوانندگان وسیعی از رشته ‌های مختلف، از روانشناسی گرفته تا اقتصاد و مباحث اخلاقی پیدا کرد. مبحث انتخاب شده از آن جهت است که رالز بارها در کتابش نظریه خود را کانتی خوانده و نامی از هگل نیاورده است، در این مقاله بر زوایای پنهان تاثیر فلسفه حق هگل در نظریه او و همچنین بر نظرهای برخی مفسران رالز درباره این تاثیرپذیری، متمرکز خواهیم شد.
صفحات :
از صفحه 53 تا 72
پذیرش و درک فلسفه کانت در ایران
نویسنده:
فرید مرادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهپژوهش اخیر در پی بررسی چگونگی حضور فلسفه کانت(1804-1724) در میان اندیشمندان و پژوهشگران ایران از ابتدا تا دهه اخیر می باشد. در واقع کانت به عنوان موثرترین فیلسوف در عالم غرب که از طرفی آراء و عقاید اسلاف خویش را در مکتب خویش نقد کرده، همچون مکتب عقل گرا و مکتب تجربی گرا، آراء نیوتون، لایب نیتس، ولف، ژان ژاک رسو و... و از طرفی دیگر اندیشه اخلاف خویش را نیز تحت تأثیر قرار داده، به گونه ای که در ردیف مهمترین فیلسوفان قلمداد می شود. اما نفوذ آراء و اندیشه های کانت تنها در جهان غرب مشهود نبوده، بلکه به خارج از عالم غربی، خاصه ایران، سرایت کرده است. متفکران ایرانی اندیشه کانت را بسط دادهتا آنجا که پژوهش های بسیاری در جهت تلفیق آراء کانت با آراء حکمای اسلامیمهیا شده است. بی راه نخواهد بود اگر ادعا کنیم که تفکر کانتی در ایران سبب رجوع گسترده و همه جانبه اندیشمندان جوان به بطن اندیشه های ایرانی- اسلامی شده است. اگر چه اندیشه کانت غربی و غیر ایرانی- اسلامی محسوب می شود، در واقع، آراء و عقاید وی متفکران ایرانی را بر آن داشته تا هرچه بیشتر عقاید وی را با فلاسفه اسلامی بررسی کنند تا شاید امکانات دیگری را در افق تفکر فلسفه بگشایند.
  • تعداد رکورد ها : 434