جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
تاثیر اخلاق در اندیشه و ادراک انسان
نویسنده:
عباس زاده جهرمی محمد
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
زمینه: توجه به رابطه بین اخلاق و علم اندوزی انسان می تواند در تعالی جایگاه مراکز علمی کشور نقش به سزایی ایفا نماید. اصل وجود این رابطه، طبق آنچه که از متون دینی استفاده می شود مسلم است؛ لکن کمتر مبانی فلسفی این رابطه بررسی شده است.روش کار: این پژوهش به صورت کتابخانه ای و توصیفی صورت پذیرفته است. بدین منظور، ابتدا نظریه قابل قبول در باب علم و روش علم اندوزی انسان تبیین شده و با نظر بر مبانی فلسفی اخلاق، نحوه تعامل و تاثیر اخلاق و رفتار انسان بر علم اندوزی بررسی شده است.یافته ها: برای بررسی مبانی فلسفی رابطه اخلاق و ادراک، لازم است که به نحوه ارتباط بین عقل نظری و عملی توجه نمود. از منظری دیگر می توان به نقش مزاج در این بین توجه نمود؛ تاثیرپذیری مزاج بدن انسان از اخلاق و رفتار انسان در فلسفه به اثبات رسیده است. از طرف دیگر مزاج نقش مهمی در تعلق نفس مجرد، که جایگاه علم است، به بدن مادی ایفا می کند، بنابراین مزاج می تواند نقش واسطه را بین این دو عامل اصلی در رشد و تعالی انسان به عهده گیرد.نتیجه گیری: تاثیرگذاری اعمال و اخلاق انسان به عنوان یکی از عوامل متعدد دخیل در ادراک و فهم او و برعکس، می تواند تاثیری شگرف در اخلاق داشته باشد، بدین منظور دستورات دین اسلام که تبیین کننده برنامه کامل سعادت انسان است، کامل ترین نسخه خداوند برای تعالی در دو بعد علم و عمل می باشد.
صفحات :
از صفحه 77 تا 84
مبانی عقلی ولایت در فلسفه ملاصدرا
نویسنده:
ندا درخواه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ولایت، حقیقتی است که هم بر خدا و هم بر انسان اطلاق می شود . ملاصدرا ولایت انسان را به ولایت عام و خاص تقسیم می کند که ولایت عام قرب اهل ایمان به خداوند است. قرب خاص، فنای ذاتی و صفاتی و افعالی انسان در حضرت حق است. از نظر ملاصدرا، مقام ولایت، مقام انسان کامل است که در قوس نزول با تنزل ولی یا انسان کامل، مراتب هستی ایجاد می شود. ملاصدرا این مقام را بر اساس مبانی وجود شناختی خود تبیین می کند که بر طبق مبانی چون اصالت وجود و تشکیک وجود و قاعده الواحد و وجود رابط و مستقل ، "ولی" به عنوان فیض منبسط، صادر اول بلاثانی است که مراتب هستی تنزلات وجودی او هستند .در قوس صعود نیز مبانی انسان شناختی ملاصدرا، ترسیم کننده حقیقت و جایگاه " ولایت" است . ولایت امری اکتسابی است و هر انسانی به میزان شناخت حقیقت وجودی اش و تلاش در جهت کمال عقل نظری و عملیخود در مرتبه ای از "ولایت" قرار می گیرد و متناسب با مرتبه وجودی اش، قرب به حضرت حق می یابد و انسان کامل که علت وجودی در قوس صعود و علت غایی در قوس نزول است در بالاترین مرتبه ولایت قرار گرفته است." ولی" به طور کلی،به عنوان خلیفه خداوند، واسطه فیض وجودی و کمالی موجودات است.
نسبت اخلاق لویناس با اخلاق کانت
نویسنده:
محمدرضا عبداله نژاد
نوع منبع :
مقاله
چکیده :
در این مقاله سعی شده که نسبت بین اخلاق لویناس و اخلاق کانت در قالب تفاوت ها و تشابه های موجود بین اخلاق این دو متفکر مورد بررسی قرار گیرد. این مقاله دو بخش دارد. در بخش اول به وجوه اشتراک اندیشه اخلاقی لویناس و کانت تحت عنوان «تقدم عقل عملی» و «احترام به شان انسانی» مورد بررسی قرار گرفته و نشان داده شده که فلسفه لویناس و کانت حامل روح اخلاقی مشترکی اند. این روح در نظام فلسفی هردو حضور دارد. در بخش دوم به وجوه افتراق اشاره شده که از جمله آنها می توان به خودآیینی اخلاق کانت در مقابل دیگرآیینی اخلاق لویناس اشاره نمود. علاوه بر این در اخلاق لویناس احساس و عاطفه جایگزین عقل کانتی می شود. همچنین سوژه اخلاقی کانت ماهیتا غیر از سوژه اخلاقی لویناس است. سوژه کانتی سوژه خودآیین و مختار و عقلانی است و سوژه لویناس در وهله اول در برابر دیگری و چهره او مسوول است. بنابراین می توان گفت که هم لویناس و هم کانت در نظام فلسفی خود یک رسالت بزرگ را برعهده دارند و آن رسالت اخلاقی است.
صفحات :
از صفحه 135 تا 155
رابطه دین و اخلاق ازدیدگاه آیت‌الله مصباح وکانت
نویسنده:
رسول صدوقی فرید
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رابطه دین و اخلاق و نسبت آن با یکدیگر، یکی از مباحثی است که در چند سده اخیر مورد توجه بیشتر پژوهشگران حوزه دین قرار گرفته است. درون دینی یا برون دینی بودن مفاهیم اخلاقی و کارکرد و اهداف آن و نیز هم‌پوشانی آن با برخی اهداف دین، از جمله مسائلی است که در این حوزه مورد توجه قرار گرفته است. مهمترین سوال اساسی در این رابطه ‌این است که چه نسبتی بین دین و اخلاق وجود دارد؟ آیا دین و اخلاق مستقل از یکدیگرند به این معنا که هیچ گونه پیوندی میان آنها نیست؟ یا این که غیر مستقل و وابسته به یکدیگرند. در صورت دوم آیا دین به اخلاق وابسته و نیازمند است یا اینکه اخلاق نیازمند دین است؟ خدمات دین و اخلاق به یکدیگر چگونه است؟ بدین منظور در این پایان نامه، دیدگاه دو اندیشمند و فیلسوف اسلامی و غربی (آیت الله مصباح و کانت) را به طور خاص و تفصیل مطرح کردیم و از بین دو دیدگاه نظریه آیت الله مصباح را به عنوان نظریه جامع و کامل‌تر بر گزیدیم. از دیدگاه آیت الله مصباح اخلاق، جزیی از دین به ‌شمار می‌آید؛ یعنی رابطه دین و اخلاق، رابطه‌ای ارگانیکی مانند رابطه تنه درخت با کل درخت است. ولی کانت اخلاق را هم در مقام شناخت و هم در مقام عمل، مستقل از دین می‌داند با اینکه ارتباط آن دو حقیقت را نیز ضروری می‌شمرد.
حرکت جوهری نفس از دیدگاه حضرت استاد جوادی آملی (زید عزه)
نویسنده:
اکرم عباسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر که موضوع حرکت جوهری نفس را از منظر حضرت استاد جوادی آملی مورد تدقیق و بررسی قرار می‌دهد، بر مبنای اصل اصیل حرکت جوهری بنا شده که مطابق آن، ذره ذره عالم هستی در سیلان بوده و جهان دم به دم نو می‌شود. نفس انسان به عنوان برترین موجود این جهان از این حرکت جوهری بی بهره نبوده و از بدو پیدایش، دائماً با خود و در خود گام می‌زند، از پوسته‌ی خویش بیرون آمده، پس از سپری نمودن مراحل آغازین وجود، به درگاه نفس ناطقه وارد شده و صاحب شریف ترین موجود این جهانی می‌گردد و آنگاه به سوی غایت و کمال خویش با سیلان جوهری اش روان می‌شود. نفس پس از ورود به نشئه‌ی پر تزاحم دنیا، با سرمایه های درونی اش که همانا دو بال نظری و عملی عقل او می‌باشد، در دورترین عوالم هستی سکنی گزیده و باید با تکاپو و حرکت اختیاری اش، به سوی مأوای دل آرامش گام بردارد. اگر چه نفس به عنوان موجودی مجرد می‌باشد، اما از آنجا که تجرد آن تام نبوده، با ماده در ارتباط است و غالباً افعال خویش را در عالم ماده و با ماده انجام می‌دهد، حرکت جوهری نفس مورد پذیرش بیشتری قرار می‌گیرد؛ اگر چه در رابطه با تکامل مجردات گروهی مخالفت می‌ورزند. برای تبیین این تکامل و حرکت، ابتدا مبانی بحث پیرامون حقیقت حرکت جوهری، نفس انسان و ویژگی‌های آن بسیار ضروری است. چرا که تنها با استمداد از این اصول و پایه‌ها می‌توان به اثبات حرکت در جوهر نفس انسان پرداخت. آنگاه باید اذعان داشت کهدو بال رسش انسان که همانا شریعت الهی و دو قوه علمی و عملی نفس ناطقه است، در کمال و به غایت متعال رسیدن نفس ناطقه بسیار ضروری است و وصول به غایت و نهایت حرکت نفس که همان سعادت این حرکت شریف است و معرفت به این حرکت الهی و وصول به سعادت، بر شرافت بحث می‌افزاید. آنچه این رساله در پی آن است، تبیین حرکت تکاملی و صعودی انسان در نشئه دنیاست؛ هرچند نفس در نشآت دیگر نیز حضور و ظهور دارد و این نکته فی الجمله مورد قبول دیگران نیز می‌باشد. البته اینکه آیا نفس به نفسانیت خود در نشآت دیگر حضور دارد یا به انحاء دیگر وجودی، بحث جدی و مفصلی دارد که این نوشتار در پی آن نیست.
نظریه آراء محموده و مبانی و پیامدهای آن در اندیشه ابن سینا
نویسنده:
فرزانه ذوالحسنی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابن سینا نظریه آراء محموده خویش را بر پایه تقسیم مبادی اقیسه و دقت در تداخل بین آنها، شناخت قوای انسان با تأکید بر عقل عملی و ارتباط‌های سه گانه آن با عقل نظری، بدن و نفوس اجرام سماوی و بررسی نقش آن در تولید مشهورات، و نیز روش شناسی در صناعت جدل به ویژه در مقایسه با برهان و توجه به جایگاه شهرت در فن جدل استوار ساخته است. آراء محموده از نظر ابن‌سینا مشهورات مطلقه‌ای هستند مانند «عدل خوب است» که عامه مردم با تکیه بر اذعان همگانی و متأثر از اسباب شهرت، آنها را بدیهی می‌انگارند و بدان‌ها جزمی در حد یقین دارند. این جایگاه، کارکرد مهمی درجهت مصالح اجتماعی به این قسم قضایا بخشیده است. از نظر ابن سینا تنها با آزمون فطرت عقل می‌توان خود را از اسباب شهرت فارغ انگاشت و آنگاه شک در آراء محموده و اولیات باب برهان را به عقل نظری عرضه داشت. در این شرایط عقل می‌یابد که قادر به تشکیک در آراء محموده هست ولی نمی‌تواند در اولیات عقلی شک کند و اینچنین جزم به آراء محموده از جزم به اولیات متمایز می‌گردد. البته ابن سینا صدق پذیری این قضایا را پذیرفته و بررسی آنها در باب برهان و حصول یقین نظری بدانها را میسر می‌داند. حاصل این دو نگاه شکل‌گیری دو سطح در اخلاق است. اخلاقی در سطح عامه مردم که از کلیات عقلی ناتوان هستند ولی به آراء محموده مانند اولیات یقین دارند. و اخلاقی شامل قضایای کلی یقینی معطوف به عمل در قلمرو عقل نظری که حکمت عملی ثابت و جاودانه را در سطح حکما رقم می‌زند.
شرح و تفسیر حدیث دوازدهم کتاب العقل و الجهل اصول کافی
نویسنده:
زینب پیر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عقل نیرویی در نهاد انسان و از بهترین هدیه‌های الهی به انسان است و نخستین پایگاه اسلام و اساسی‌ترین پایه‌های زندگی اوست .عقل ،اصل انسان، معیار ارزش، درجات کمال ، ملاک ارزیابی اعمال و میزان جزا و حجّت باطنی خداوند است و تعطیل و منزوی کردن عقل، نداشتن برترین نعمت‌هاست،عقل در واقع جداکننده‌ی انسان از سایر حیوانات نیز شمرده شده است که اگر انسان بر دیگر حیوانات برتری دارد به خاطر همین عقل است که به وسیله‌ی آن خوب و بد، حق و باطل، خیر و شّر، و درست از نادرست مشخص می‌شود وحقیقت عقل همان عطیّه‌ای الهی است که سبب فهم و شعور در انسان می‌شود به تعبیر دیگر کار عقل کاشفیّت است. بنابراین، عقل را به لحاظ متعلّقاتش یعنی آنچه به سبب نور عقل بر ما مکشوف می‌شود به دو دسته عقل نظری وعقل عملی تقسیم کرده اند. که بررسی اهمیّت و جایگاه عقل و بیان موارد عقل نظری وعقل عملی از موضوعات این پژوهش می‌باشد. در ابتدا جایگاه و ماهیّت ویژه عقل و اهمیّت و کاربرد آن را به صورت مشروح و مستدل بیان می‌کنیم و به این نتیجه می‌رسیم که در اسلام عقل از جایگاه ویژه و اهمیّت خاصی برخوردار است؛ چرا که قرآن نشان دادن آیات الهی از سوی خداوند را برای تعقّل انسان دانسته‌‌اند. در مرحله‌ی بعد به بررسی مواردی از عقل نظری یعنی آن دسته از معقولاتی که انسان به واسطه‌ی آن امور را ادراک نموده و آن هم اموری که از نوع شناختن و دانستن است یعنی به آیاتی که مربوط به توحید و خداشناسی است پرداخته شده و معنای آن این است که فهم توحید به عقلانیت بشر تکیه دارد، اگر عقل نباشد توحید اثبات شدنی نیست و بدون استمداد از عقل اثبات معاد هم ممکن نیست. در نهایت به بررسی عقل عملی یعنی ادراک اموری که در ارتباط با به کار بستن وعمل نمودن بوده مانند تواضع، صبر، تفکرو تقوا و...، می‌پردازیم. وحدیث دوازدهم کتاب العقل و الجهل اصول کافی به خلقت موجودی به نام عقل دلالت دارد که اولین مخلوق از موجودات مجرد است عقل در واقع جداکننده‌ی او از سایر حیوانات نیز شمرده شده است که اگر انسان بر دیگر حیوانات برتری دارد به خاطر همین عقل است و عقل، انسان را از همه‌ی موجودات فراتر برده و برتر ساخته لذا تعطیل و منزوی کردن عقل، نداشتن برترین نعمت‌هاست.
عقلانیت از منظر نهج‌البلاغه
نویسنده:
زهرا امینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
شناختِ عقلانیت از منظر نهج‏البلاغه، معرفتی در راستای شناسایی عقل از دیدگاه قرآن کریم و زمینه‏ساز بهره‏مندی صحیح، از این عطیۀ ارزشمند الهی است.چنین بهره‏وری از عقل، روشنگر راه رستگاری از گمراهی و یاریگرِ انسان در طی مسیر الی‏الله خواهد بود. مطالعه و تحلیلِ معانی، مراتب، آثار، آفات، جایگاه و نقشِ عقل لازمه بهره‏مندی صحیح از این حجتِ الهی است. کسب چنین معرفتی با دامنۀ بیان شده، ضرورتِ بهره‏گیری از قرآن کریم و دیگر منابع معتبر دینی را مطرح می‏کند. منابعی که حاوی سخنان رسول گرامی اسلام، وصی ایشان و دیگر ائمه معصوم باشد. در این راستا، کتاب گرانسنگ نهج‏البلاغه یکی از غنی‏ترین منابع، جهتِ دستیابی به کلام امیر سخن، علی7 است. سخنان امیر مومنان در این کتاب، همراه با سخنان شارحین نهج‏البلاغه، مهمترین منابع این پژوهش هستند.ساماندهی این رساله بر اساس فرضیاتِ زیر طراحی شده است:  در نهج‏البلاغه، تقسیمات و مراتبی برای عقل و عقلانیت مانندِ مطبوع و مسموع، معاش و معاد، وعایه و رعایه، پنهان و غائب، کامل و ناقص،... مشاهده یا برداشت می‏شود که می‏توان همه این تقسیمات و مراتب را در دو قسمِ عقل نظری و عقل عملی گنجاند.  از منظر نهج‏البلاغه، گرانبهاترین گوهر و ثروت آدمی عقل است و عقلانیت سبب دستیابی به شناخت حقیقی و عامل نجات انسان از اسارتِ هوای نفس و دنیاپرستی است. در نتیجه، عقلانیت از منظر نهج‏البلاغه، دارای جایگاه ارزشمندی در هدایت انسان و شناخت پروردگار بوده و نقش موثری در کسب مواعظ انبیا و اجرای احکام الهی دارد. از منظر نهج‏البلاغه عقلانیت سبب بروز آثاری مانند هوشیاری، ژرف‏اندیشی، پند‏پذیری، نگهداری و بهره‏مندی از تجربه‏ها، نظم در امور، مسئولیت‏پذیری، ... در زندگی فردی و اجتماعیِ انسان می‏شود. در نهج‏البلاغه، لغزشگاههایی مانند هوی نفس، آرزوهای دراز، ترک جهاد، غرور و خودپسندی، طمع، شوخی و مزاح گناه‏آلود، ...آفات عقل و عقلانیت معرفی شده‏اند. معنای لغوی عقل مانند حفظ و نگهداری و معنای اصطلاحی آن مانند قوه تشخیص و تعاریفی برگرفته از خواص عقل، در نهج‏البلاغه مشاهده می‏شود. فصل اول این رساله، به این معانی همراه با تعاریف متکلمین و فلاسفه از عقل اختصاص یافته است. در فصل دوّم، مراتب و اقسام عقلانیت با بررسی اقسام و مراتبِ عقل مانند وعایه(و رعایه) و روایه، مطبوع و مسموع، معاش و معاد، کامل و ناقص، حاضر و پنهان، عدل‏گرا، .... مورد بحث قرار گرفته است. در فصل سوم، جایگاه عقل در هدایت انسان و نحوه راه‏یابی به عقلانیت مورد کاوش قرار می‏گیرد. فصل چهارم به آثار عقلانیت در زندگی فردی و اجتماعی انسان از منظر نهج‏البلاغه تخصیص یافته است. برای بررسی این امر در حیطه زندگی فردیِ بشر، آثار عقل در بعد عبادی، تربیت اخلاقی، تأمین معاش و آسایش وی و برای کاوشِ این امر در زندگی اجتماعی انسان، این آثار در آدابِ معاشرت و برخوردهای اجتماعی و مبحثِ موضع‏گیریهای سیاسی بررسی شده‏ است. در فصل پنجم آفات عقلانیت یعنی هوی نفس، دنیا‏پرستی، آرزوهای دراز، ترک جهاد، غرور و خودپسندی،.. و همچنین نحوۀ حفظ و زنده نگاه‏داشتن عقل بررسی شده است.مهمترین نتایج و نظریه‏های حاصل از این پژوهش عبارتست از:هر یک از معانی عقل مانند عاقبت اندیشی، عدل،...، رفتار و عملکرد صحیحی را برای انسان تبیین می‏کند. هر یک از اقسام و مراتب عقل مانند عقول حاضر و پنهان، حامل دو پیام است. پیام اول، حکمتی است که در معنای آنها نهفته است و پیام دوم، دیدگاه و بینشِ مسببِ تقسیمات است که به مخاطب منتقل می‏شود.عقل از منظر نهج البلاغه دارای جایگاه ارزشمندی در هدایت انسان و شناخت پروردگار است. این حجت درون، همچنین نقش مؤثری در درک مواعظ پیامبران و اجرای احکام الهی دارد.پوشاندن عیوب اخلاقی، از بین بردن هوی نفس، پندپذیری از موعظه‏ها، تأمین معاش از نتایج و آثارِ مهم عقل در زندگی فردی آدمی است. مشورت با دیگران، حفظ اسرار، حلم و بردباری، عدالت، اعتدال در عمل، دوراندیشی از مهمترین آثار و نتایج عقل در زندگی اجتماعی بشر است.حفظ اسلام، دفع فتنه و شبهه و تردید و خرافات، تغییر نظام فاسد از مهمترین آثار و نتایجِ عقل در موضع‏گیریهای سیاسی، اجتماعی افراد یک جامعه است.
حقیقت عقل و نفس از دیدگاه ملاصدرا و کانت
نویسنده:
طوبی لعل صاخبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسأله‌ی نفس (خود) از جمله مسائل اساسی و آغازین ذهن بشر بوده است. در این میان برخی مکاتب رواشناسی و فلسفی به نحو ویژه به این مسأله پرداخته‌ند.این نوشتار در صدد بررسی نفس این محور بنیادی از دیدگاه ملاصدرا و کانت می‌باشد و در این راستا موضوعات پیرامون نفس و ارتباط آن با عقل، مبانی و نتایج هر یک را بدین ترتیب مورد تبیین و بررسی قرار می‌دهد: در گام نخست عقل و نفس از دیدگاه ملاصدرابررسی می‌شود. سپس دیدگاه کانت درباره‌ی عقل و نفس تبیین می‌گردد و در خاتمه به بیان و مقایسه‌ی دو دیدگاه پرداخته می‌ شود.
بررسی موضوع عقل و کارکردهای آن از دیدگاه شهید مطهری و مصباح یزدی
نویسنده:
مرتضی مرادی بیرون
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی موضوع عقل وکارکردهای آن از دیدگاه شهید مطهری و استاد مصباح یزدیشناخت عقل و عملکردهای آن یکی از مهمترین موضوعاتی است که از دیرباز مورد توجه فیلسوفان و متکلمان واقع شده است و به همین دلیل جایگاه مهمی در معارف بشری و الهی دارد.با شناخت عقل و مباحث محوری پیرامون آن و نیز کارکردهای آن، باورهای دینی و اعتقادی انسان رشد می کند و اینجاست که انسان در سایه رشد افکار و اندیشه های دینی و اعتقادیش به مرحله کمال می رسد. پژوهش حاضر در راستای بررسی کارکردهای عقل، کوشیده است دو کارکرد آن را که حائز اهمیت بیشتری هستند و عبارتند از:1- کارکرد عقل در معرفت شناسی 2- کارکرد عقل در حوزه اخلاق، از دیدگاه دو دانشمند عصر حاضر یعنی شهید مطهری و استاد مصباح یزدی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. این دو کارکرد، اهمیت موضوع عقل را بخوبی مشخص میکنند چراکه با شناخت عقل و عملکرد آن، انسان خود راشناخته و مسیر زندگی خود را تعیین می کند.نگارنده برای بررسی موضوع عقل و دو کارکرد آن، با مراجعه به آثار دو دانشمنداز دیدگاه آنها فیش برداری کرده و در نهایت با مقایسه تطبیقی دیدگاه ها، به اشتراکات و افتراقات دو دیدگاه پرداخته است.