مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 453
بررسی تطبیقی دیدگاه ویتگنشتاین و علامه طباطبائی در باب زبان دین
نویسنده:
عطا پاشائی انوریان؛ استاد راهنما: مهدی دشت بزرگی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی تطبیقی دیدگاه‌ ویتگنشتاین و علامّه طباطبائی در باب زبان دین می‌پردازد. فصل اول به کلیات و مفاهیم تحقیق پرداخت می‌کند. فصل دوم دیدگاه و مبانی ویتگنشتاین بررسی شده است. فصل سوم دیدگاه و مبانی علامّه طباطبائی بررسی شده است. فصل چهارم بررسی تطبیقی مبانی و نظرات این دو فیلسوف در باب زبان دین پرداخت شده است. ویتگنشتاین اول در رساله منطقی ـ فلسفی می‌گوید: زبان ابزاری برای تصور واقعیت است و قبل از زبان باید واقعیتی باشد تا گزاره‌ایی معنا دار تحقق یابد. وی در مباحث خداشناسی و مباحث اخلاق و متافیزیکی سکوت را بهترین مسیر در این وادی پیشنهاد می‌دهد. اما در فلسفه متاخر خود در کتاب پژوهش‌های فلسفی دین را امر معنادار می‌داند، وی می‌گوید دین در بازی‌های زبانی که تحت یک صورت زندگی معین است معنادار تلقی می شود. اما علامّه طباطبائی واقعگرا می‌باشد وامور دینی را معنادار می‌داند وی معتقد به صدق و عینیت گزاره‌های دینی و خصوصـاً گـزاره‌هـایی درباره ذات و صفات خداوند است. در مسئله زبان دین وی قائل به عرفی بودن گزاره های دینی است یعنی همانگونه که آحاد مردم برای استفاده از تفهیم و تفهّم مطلبی از یک نظام ادبیاتی و ساختار جمله بندی صحیح و واژگانی موجود استفاده می‌کنند، خداوند حکیم هم در انتقال این معارف به وسیله قرآن از این ابزار برای انتقال معانی استفاده کرده است.
بررسی مبانی معرفتی مدینه فاضله از دیدگاه افلاطون، آگوستین و فارابی
نویسنده:
زینب پیرداده بیرانوند؛ استاد راهنما: مهرداد امیری؛ استاد مشاور: عابدین درویش پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهوم "مدینه فاضله" به عنوان جامعه ای آرمانی که در آن عدالت، سعادت و فضیلت حاکم است، از دیرباز در کانون توجه فیلسوفان قرار داشته است. این مفهوم نه تنها بازتابی از آرزوهای بشر برای زندگی بهتر است، بلکه نشاندهنده تلاش فیلسوفان برای ترسیم چارچوبی نظری است که در آن انسان بتواند به کمال وجودی خود دست یابد. در این میان، افلاطون، آگوستین و فارابی به عنوان سه تن از برجسته ترین فیلسوفانی که به این موضوع پرداخته اند، هر یک با رویکردی خاص، مبانی معرفتی مدینه فاضله را مورد بررسی قرار داده اند. افلاطون در کتاب "جمهور" مدینه فاضله را بر پایه عدالت و حکومت فیلسوفان بنا می کند. از دیدگاه او، شناخت حقیقی و دستیابی به مُثُل، به ویژه مُثل خیر، شرط اساسی برای تحقق مدینه فاضله است. مبانی معرفت شناختی افلاطون بر این اصل استوار است که تنها از طریق عقل و فلسفه میتوان به حقیقت دست یافت و حکومت فیلسوفان، که به این حقیقت آگاهند، می تواند جامعه را به سوی سعادت هدایت کند. در این نظام، معرفت به عنوان ابزاری برای کشف حقیقت و تحقق عدالت در جامعه عمل می کند. آگوستین، در اثر خود "شهر خدا"، مدینه فاضله را در چارچوبی الهیاتی و مبتنی بر آموزه های مسیحی ترسیم می کند. از نگاه او، سعادت حقیقی انسان تنها در اتحاد با اراده الهی و زندگی در "شهر خدا" محقق می شود. مبانی معرفت شناختی آگوستین بر وحی و ایمان استوار است و او معتقد است که شناخت حقیقت و سعادت انسان، بدون توجه به عنصر الهی و لطف خداوند، ممکن نیست. در این دیدگاه، معرفت به عنوان موهبتی الهی در نظر گرفته می شود که از طریق ایمان و عشق به خداوند به دست میآید. فارابی، به عنوان فیلسوفی که اندیشه های یونانی و اسلامی را تلفیق کرده است، در کتاب "آراء اهل المدینه الفاضله" مدینه فاضله را به عنوان جامعه ای عقلانی و فضیلت محور معرفی می کند. از دیدگاه او، رهبری حکیم و فیلسوف، که به حقایق عقلی و وحیانی آگاه است، نقش محوری در هدایت جامعه به سوی کمال دارد. مبانی معرفت شناختی فارابی بر ترکیب عقل و وحی استوار است و او معتقد است که شناخت حقیقت و تحقق سعادت، نیازمند هماهنگی بین معرفت عقلی و وحیانی است. در این نظام، معرفت به عنوان ابزاری برای کشف حقیقت و هدایت جامعه به سوی فضیلت عمل می کند. با وجود مطالعات گسترده درباره مدینه فاضله، بررسی تطبیقی مبانی معرفتی این مفهوم در اندیشه افلاطون، آگوستین و فارابی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که مبانی معرفت شناختی مدینه فاضله از دیدگاه این سه فیلسوف چیست و چه وجوه اشتراک و افتراقی در نگاه آنها به این مفهوم وجود دارد؟ این پژوهش با تحلیل مبانی معرفتی همچون نقش عقل، وحی، عدالت و سعادت در شکل گیری مدینه فاضله، به دنبال تبیین این مسئله است که چگونه این فیلسوفان با رویکردهای متفاوت فلسفی و الهیاتی، به ترسیم آرمانشهری پرداختهاند که در آن انسان به کمال و سعادت حقیقی دست مییابد. این بررسی نه تنها به درک بهتر اندیشه این فیلسوفان کمک می کند، بلکه می تواند زمینه ساز بازخوانی مفهوم مدینه فاضله در جهان معاصر باشد.
بررسی معنایابی و معناداری زندگی در آراء محیی‌ الدّین ابن‌ عربی و سورن کی‌یرکگور
نویسنده:
امیر محمد طباطبائی واعظ؛ استاد راهنما: قدرت الله خیاطیان؛ استاد مشاور: عظیم حمزئیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
نظریه/ قاعدۀ میل و ملال در نگاه جلال‌الدین محمد بلخی و آرتور شوپنهاور
نویسنده:
مصطفی گرجی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بررسی نسبت طرز تلقی متفکران در طول تاریخ اندیشه، بستر مناسبی برای بحث در کشف تجربیات مشترک نویسندگان و شاعران است. یکی از مفاهیم مهم در عصر جدید، ملال و ملالت است که در دستگاه اندیشۀ متفکران انسان پژوه بازنموده شده است. در این میان «نظریه»ای به نام میل و ملال در نظام فکری «شوپنهاور» و «قاعدۀ» سیری و ملولی در تجربۀ زیستۀ مولوی، بحث محوری این پژوهش است که با توجه به زمینۀ گفت‌وگوی بینامتنی می‌تواند به کشف بهتر جهان‌نگری‌های مشترک منجر شود. این مقاله با رویکرد تحلیلی‌مقایسه‌ای درصدد تبیین ربط و نسبتِ میل به‌مثابۀ ساحت ارادی و ملال به‌مثابۀ ساحت عاطفی- احساسی در ژرف‌ساخت فکری این دو اندیشمند است. بررسی مقایسه‌ای این رهیافت نشان می‌دهد مولوی ـ البته نه در قد و قامت نظریه ـ بارها به این رابطه با عنوان‌هایی همچون «قاعده» توجه کرده است. نگاهی به ملال و واژگان همسو با آن نشان می‌دهد مولوی حداقل در 120 فقره به این ارتباط توجه کرده که برخی از این رهیافت/ رویکردها در ربط و نسبت با مفهوم دیگر در ساحت سوم یعنی میل ازنظر شوپنهاور قابل توجه است. این مقاله ضمن بحث دربارۀ ماهیت‌شناسی این مفهوم در ربط و نسبت با مفاهیم دیگر، به مهم‌ترین علت‌های این عاطفه و راه‌های برون‌رفت از آن در بحث وجودشناسی با تأکید بر دو غزل از مجموعه دیوان با توجه به نظریۀ شوپنهاور پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 109 تا 134
آموزه صلح از منظر خواجه نصیرالدین طوسی و امانوئل کانت: بررسی تطبیقی
نویسنده:
علینقی لزگی ، جواد زروندی ، عبدالله حسینی اسکندیان
نوع منبع :
مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله صلح از زمره‌ی مهم‌ترین مسائلی است که از دیرباز محل بحث و تأمل از سوی اندیشمندان مختلف با رهیافت‌های مختلف دینی و فکری بوده است. در این بین، خواجه نصیرالدین طوسی در جهان اسلام و همچنین امانوئل کانت در جهان مسیحیت بحث‌های عمیق و درخور تأملی را در این‌باره بیان داشته‌اند. صلح از منظر خواجه نصیرالدین، اصلی عمیق و بنیادی است که در تمام سطوح وجودی انسان، از نفس فردی تا جامعه و عالم هستی، تجلی می‌یابد. صلح در این دیدگاه، نه صرفاً نبود جنگ، بلکه تعادل، هماهنگی، عدالت و تلاش دائمی برای بهبود شرایط زندگی است. کانت نیز صلح را یک وضعیت مطلوب اجتماعی می‌داند که باید در آن حقوق بشر به‌طور کامل رعایت شده و زمینه‌های عدالت و خیر عمومی فراهم گردد. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین و تحلیل مسئله صلح از منظر خواجه نصیر و امانوئل کانت، به تبیین مشابهات و تمایزات فکری آنان در این‌باره پرداخته و مبانی و پشتوانه‌ی دینی و فکری این دو اندیشمند را در این زمینه مورد تأمل قرار می‌دهد. گفتمان خواجه در تبیین مقوله صلح مبتنی بر فطری بودن صلح و وجود زمینه‌های وحیانی آن جهت نیل به کمال و سعادت دنیوی و اخروی است، حال آنکه کانت به عنوان ضرورتی اجتماعی جهت نیل به رفاه دنیوی به صلح نگریسته و تبیینی لیبرالیستی و اومانیستی از آن دارد.
تحلیل وحدت ادیان و کثرت ادیان در افق معرفت دین سنت‌گرا و پسامدرن با تکیه بر اندیشه‌های سید حسین نصر و پیتر برن
نویسنده:
علیرضا نهری ، جعفر شانظری
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 7 تا 14
فراتر از خیر و زیبا: تحلیل تطبیقی اندیشه هگلی و نیچه‌ای در هنر، دین و فلسفه
نویسنده:
پدرام پورحسن ، علی مرادخانی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی دیدگاه‌های متضاد هگل و نیچه در مورد سه حوزۀ اساسی تفکر انسانی هنر، دین و فلسفه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این دو فیلسوف، هر یک از منظری متفاوت، به مسئلۀ تحقق خود، آزادی فردی و ارزش‌های سنتی نگریسته‌اند. هگل این سه حوزه را به‌عنوان مراحل تکامل آگاهی انسانی در مسیر رسیدن به حقیقت مطلق در نظر می‌گرفت و معتقد بود که هنر، دین و فلسفه به شکلی درهم‌تنیده، انسان را به‌سوی خودآگاهی و تحقق روح جهانی هدایت می‌کنند. در مقابل، نیچه این مفاهیم را ابزارهایی برای نقد ارزش‌های سنتی می‌دانست؛ او هنر را بالاتر از فلسفه و دین قرار داده و آن را عرصه‌ای برای بیان فردیت و رهایی از محدودیت‌های تحمیلی تلقی می‌کرد، درحالی‌که دین را نهادی سرکوبگر و مانعی برای ارادۀ فردی می‌دانست. این پژوهش با بررسی تطبیقی آرای این دو متفکر، سعی دارد نشان دهد که چگونه هگل و نیچه در تبیین نقش این مفاهیم در زندگی انسان، مسیرهای فکری کاملاً متفاوتی را پیموده‌اند. از یک سو، هگل بر پیوستگی این حوزه‌ها و ضرورت آن‌ها در مسیر تحقق خود تأکید می‌کند، و از سوی دیگر، نیچه آن‌ها را از دریچۀ فردگرایی و آفرینش ارزش‌های نوین می‌نگرد. در این مسیر، این مطالعه با اتخاذ رویکردی تحلیلی و تطبیقی، شباهت‌ها و تفاوت‌های اساسی اندیشه‌های آن‌ها را بررسی کرده و پیامدهای فلسفی آن‌ها را در زمینه‌های مختلف مورد بحث قرار می‌دهد.
صفحات :
از صفحه 67 تا 94
کتاب شفای ابن سینا و کتاب خلاصه الاهیات اکوئیناس: درباره وجود و ذات خدا
نویسنده:
پدیدآور: اسکات جان ویتکوویچ ؛ استاد راهنما: حمید رضا شریعتمداری ؛ استاد مشاور: سید جمال الدین میر شرف الدین
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
این پایان‌نامه به تحلیل تطبیقی سهم‌های فلسفی ابن سینا و توماس آکویناس می‌پردازد و تمرکز اصلی آن بر تأثیر کتاب «کفایت» ابن سینا بر آثار آکویناس از جمله «درباره وجود و ماهیت»، «خلاصه علیه کافران» و «خلاصه الهیات» است. موضوع محوری این پژوهش، انتقال و تطبیق مابعدالطبیعه ابن سینا، به ویژه تمایز بین «ماهیت (essentia) و «وجود» (esse) در «تعالیم مقدس» آکویناس است. این تمایز ابن سینایی که ابتدا در «درباره وجود و ماهیت» گنجانده شد، پایه‌ای شد برای اثبات وجود خدا در جلد اول «خلاصه علیه کافران» و «خلاصه الهیات» آکویناس. پایان‌نامه همچنین تأثیر متافیزیک ارسطو بر هر دو فیلسوف، ابن سینا و آکویناس را بررسی می‌کند. در این پژوهش تفاوت‌های تأثیر ارسطویی و ابن سینایی بر الهیات متافیزیکی آکویناس در «تعالیم مقدس» مورد تحلیل قرار گرفته است، از جمله در موضوع متافیزیک، تعریف خدا (یا نبود آن)، ماهیت و وجود خدا، اثبات وجود خدا، وحدت و یگانگی خدا، و تفکر و عقل الهی.روش‌شناسی این تحقیق ترکیبی از تحلیل تاریخی متون، تفسیر فلسفی و تحلیل مفهومی تطبیقی است که متن‌های اصلی به زبان‌های یونانی کهنه، عربی و لاتین همراه با ترجمه‌های معتبر انگلیسی مورد بررسی قرار گرفته‌اند و مسیر انتقال متافیزیک ارسطو و ابن سینا در متون آکویناس ردیابی شده است. همچنین، پژوهش با مطالعه گسترده آثار علمی قدیم و جدید درباره ارسطو، ابن سینا و آکویناس، استدلال‌های متافیزیکی آنها را در بستر تاریخی و فلسفی تفسیر کرده است.نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که متافیزیک ابن سینا نقش اساسی در فهم آکویناس از ذات خدا به عنوان «وجود ضروری» و «وجود قائم به ذات» داشته است، که ماهیت او با وجودش یکی است. این مفاهیم بر آموزه‌های آکویناس درباره سادگی و یگانگی الهی تأثیر گذاشته و در آموزه‌های بنیادی الهیات طبیعی و دگماتیک کلیسای کاتولیک ریشه دارد. این پایان‌نامه به فلسفه تطبیقی قرون وسطی کمک کرده است تا نشان دهد فلسفه اسلامی ابن سینا تأثیر عمیقی بر تومیسم داشته است. تعامل بین این دو فیلسوف بزرگ نمایانگر جهانی بودن پرسش‌های متافیزیکی است و اهمیت پایدار آن را برای اسلام شیعه و مسیحیت غربی به اثبات می‌رساند. ابن سینا و آکویناس اثر عمیقی بر فلسفه اسکولاستیک قرون وسطا گذاشتند و نشان دادند که متافیزیک ارسطویی فراتر از مرزهای زمانی، جغرافیایی، زبانی، فرهنگی و دینی در جستجوی حقیقت نهایی است.
فاعلیت خداوند از منظر ارسطو، ابن سینا و ملاصدرا
نویسنده:
نرگس علی یاری؛ استاد راهنما: حسین حجت خواه؛ استاد مشاور: عباس قربانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین مباحث فلسفی، تبیین چگونگی فاعلیت خداوند است. مسئله فاعلیت خداوند از ابتدای تاریخ اندیشه، توجه فلاسفه را به خود جلب کرده است و نظریه‌های گوناگونی را دراین‌باره در پی داشته است. از‌جمله اندیشمندانی که تعیین‌کننده‌ترین نظریه‌ها در این زمینه از جانب آنان مطرح شده‌ است، ارسطو، ابن‌سینا و ملاصدرا می‌باشند. این پایان‌نامه، درصدد بیان نظریات این اندیشمندان بوده تا با تبیین اندیشه آنان، مشخص شود کدام نظر به حقیقت نزدیک‌تر است. در بخش اول این پایان‌نامه، ضمن بیان لغات و مفاهیم اساسی پیش‌رو، تلاش شده ‌است که با بررسی پیشینه بحث علیت، انواع علت از منظر فیلسوفان یونان تا فلاسفه معاصر بررسی شود. در بخش دوم با بررسی علت فاعلی و انواع آن و به‌طور‌‌خاص فاعلیت خداوند، سعی بر بیان نظریات سه فیلسوف بزرگ یعنی ارسطو، ابن‌سینا و ملاصدرا شده است. فاعلیت خداوند در جهان هستی، در اندیشه ارسطو تحت عنوان علت یا محرک نخستین موردتوجه قرار گرفته ‌است. همچنین در فلسفه اسلامی، یکی از مسائل اساسی مورد بحث فیلسوفان، مسأله فاعلیت خداوند بوده است و یکی از نظریه‌های مهم در فلسفه اسلامی نظریه فاعلیت بالعنایه است که ابن‌سینا آن‌ را مطرح کرده است و البته در ادامه، ملاصدرا با برطرف کردن اشکالات نظریه‌های پیشین، با طرح فاعلیت بالتجلی و در نهایت، فاعلیت بالعنایه به معنای دوم، مسأله فاعلیت الهی را تعالی بخشیده است. بخش سوم این پایان‌نامه، با بیان این‌که ارسطو در نهایت یک محرک نامتحرک را در جهان اثبات می‌کند ولی ابن‌سینا با نظریه فاعل بالعنایه، فاعل هستی بخش و افاضه کننده وجود را به اثبات می‌رساند، درصدد بیان تفاوت‌های سه دیدگاه برآمده ‌است. در ادامه‌ این بخش، با بررسی تکمیلی نظریه ملاصدرا و بیان رفع اشکالات نظریه ابن‌سینا توسط صدرالمتألهین، کامل‌ترین و بهترین نظریه درباره نحوه فاعلیت خداوند بیان می‌شود. قابل ذکر است که پایان‌نامه پیش‌رو، با روش کتابخانه‌ای و تحقیق و تدبر در کتب و مقاله‌های مختلف گرد‌آوری شده ‌است.
بررسی تطبیقی رویکرد و مولفه های انسان شناسی از دیدگاه ابن سینا و توماس آکوئیناس
نویسنده:
علی حسینی؛ استاد راهنما: حسین سید موسوی، جهانگیر مسعودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بررسی مقایسه ایی نوع رویکرد و متدلوژی ابن سینا به عنوان یک فیلسوف مسلمان معتقد به مبانی دینی و آکوئیناس به عنوان یک فیلسوف مسیحی، به واسطه مشرب مشترک فلسفی آنها از موضوعات جذاب مطالعات تطبیقی فلسفی و کلامی محسوب می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی -تحلیلی، در صدد است تا به این مساله اصلیِ بررسی تطبیقی نوع رویکرد فلسفی این دو فیلسوف شرق و غرب در مواجه با شناخت ماهیت انسان و اینکه مبتنی بر رویکردشان به چه ویژگی های از انسان می پردازند و در نهایت به بیان نقاط اشتراک و افتراق رویکرد و نظریات آن دو بپردازد. با مطالعه مهم ترین آثار دو فیلسوف مذکور، روشن گردید که ابن سینا در وهله نخست در طرح مسائل انسان شناختی غالباً به روش عقلی تمسک می کند و مدعی رویکرد تطبیقی بود به این که آن چه توسط عقل فلسفی کشف می شود، عیناً توسط شرع تأیید می شود و بالعکس. اما وی در مواردی از جمله در طرح نظریه سعادت رویکرد تکمیلی و ترکیبی را برگزیده است. در مقابل آکوئیناس غالباً روش ترکیب بین عقل و نقل را پی می گیرد، به این نحو که آن چه توسط عقل اکتشاف می شود در واقع شرط لازم و نه کافی است و عقل نیازمند به مکمل است. مهم ترین مؤلفه های انسان شناختی که مورد تحلیل و تطبیق قرار گرفتند؛ ابعاد وجودی انسان، ویژگی های ذاتی انسان، مناسبات میان، ایمان، اراده و عقل در انسان و غایت وی می باشند.
  • تعداد رکورد ها : 453