مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 324
معنا و روش در الهیات [کتاب انگلیسی]
نویسنده:
Catherine Cornille
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
Wiley-Blackwell ,
چکیده :
چکیده ماشینی: اولین مروری نظام مند بر حوزه الهیات تطبیقی معنا و روش در الهیات تطبیقی ترکیبی از و طرحی برای حوزه نوظهور الهیات تطبیقی ارائه می دهد. این کتاب رویکردهای مختلف به این حوزه، تأثیر دیدگاه‌های دینی سایر ادیان بر نحوه انجام الهیات تطبیقی و ویژگی‌های هرمنوتیک تطبیقی الهیات را مورد بحث قرار می‌دهد. همچنین مروری بر انواع یادگیری و اهمیت الهیات تطبیقی برای الهیات اعترافی سنتی ارائه می دهد. اگرچه این کتاب عمدتاً از نمونه‌هایی از الهیات تطبیقی مسیحی استخراج می‌شود، اما چارچوب روش‌شناختی را ارائه می‌کند که ممکن است برای هر سنت دینی اعمال شود. معنا و روش در الهیات تطبیقی با تشریح تمایز اساسی بین رویکردهای اعترافی و فرااعترافی به الهیات تطبیقی آغاز می شود. این کتاب همچنین شش نوع ممکن از یادگیری الهیات تطبیقی را شناسایی و بررسی می‌کند و به پرسش‌های مختلفی در رابطه با رابطه بین الهیات تطبیقی و اقراری می‌پردازد. نگاهی منحصر به فرد و عینی به حوزه الهیات تطبیقی برای دانشمندان دین و متکلمان ارائه می دهد که می خواهند کار خود را در حوزه وسیع تری بفهمند یا قرار دهند. شامل سؤالات روش شناختی و رویکردهایی است که برای متکلمان تطبیقی از هر سنت دینی اعمال می شود. این رشته، در حالی که دیدگاه‌های منحصربه‌فردی را پیش می‌برد که ممکن است موضوع بحث‌های مستمر در میان متکلمان باشد. معنا و روش در الهیات تطبیقی، مبنای مهمی را برای محققان فراهم می‌کند تا کار خود را در حوزه وسیع‌تر الهیات تطبیقی قرار دهند و منبعی ضروری برای هر کسی است که به آن علاقه‌مند است. الهیات در گفتگو با سنت های دینی دیگر انجام می شود. فینالیست نثر 2021 در بخش الهیات و مطالعات دینی.
بررسی تطبیقی مراتب عقل انسانی و نحوه ارتباط عقل فعال با آن در آراء سهروردی و علامه طباطبایی
نویسنده:
نویسنده:سید یونس دهقانی الوار؛ استاد راهنما:عین‌الله خادمی؛ استاد مشاور :عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل انسانی مدرک معقولات و مدخل معرفت است لذا بدون شک مهم ترین مولفه و مشخصه نوع انسان است. در این پژوهش که با استفاده از منابع کتابخانه ای و به روش تحلیلی-توصیفی صورت گرفته است، بررسی تطبیقی مراتب عقل انسانی و نحوه ارتباط آن با عقل فعال از دیدگاه سهروردی و علامه طباطبایی مورد مداقه قرار گرفته و به تبع آن به پرسش‌های فرعی نظیر ماهیت، جایگاه، ادله و مبانی عقل انسانی و عقل فعال پرداخته شده است. وجه اشتراک سهروردی و علامه در این است که هر دو عقل فعال را یکی از عقول مفارق می دانند که دارای فعلیت تام و فاقد ماده است و همچنین علت موجده و مدبره عقل انسانی بوده که آن را پس از ایجاد به واسطه افاضه صور عقلی، از مرتبه هیولانی به مرتب بالمستفاد یعنی اتصال و اتحاد با عقل فعال می رساند. در این مرتبه عقل انسانی به سبب همان اتصال و اتحاد، مانند عقل فعال جامع جمیع حقایق می شود. اما وجوه افتراق دیدگاه سهروردی و علامه عموماً ناظر بر مصداق عقل فعال، ماهیت و ویژگی های آن است. توضیح اینکه سهروردی عقل فعال را یک عقل عرضی می داند که در نتیجه اشراقات و مشاهدات عقول طولی پدید آمده و فقط یک نوع مادی را ایجاد کرده و تحت تدبیر دارد. لذا هر نوع مادی یک عقل فعال اختصاصی دارد. اما تعریف علامه از عقل فعال فقط به یکی از عقول مفارق تعلق می گیرد که در انتهای سلسله بی شمار عقول طولی قرار دارد و همان یک عقل فعال تمام عالم ماده از جمله عقل انسانی را ایجاد و تدبیر می کند. بنابراین جنبه های فعلیت و تکثر در عقل فعال مد نظر نظر سهروردی بسیار کمتر از عقل فعال مد نظر علامه است. و تفاوت بعدی در نوع ارتباط عقل انسانی با عقل فعال است که بر اساس دیدگاه سهروردی نوعی اتصال حاصل می شود که به سبب شدت علاقع است نه یکی شدن با عقل فعال. در صورتی که علامه به واسطه اینکه عقل انسانی را معلول و عین الربط عقل فعال می داند، لذا معتقد است به هر میزان که عقل انسانی تکامل و شدت وجودی پیدا کند به همان میزان با عقل فعال متحد و یکی می شود.
بررسی رابطه ایمان و عقل از دیدگاه شهید مطهری و کرکگور
نویسنده:
نویسنده:دادرحیم بلوچی؛ استاد راهنما:علی زنگویی؛ استاد مشاور :سیدحسن حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ایمان و عقل در راستای رسیدن انسان به سعادت، از نقش و جایگاه تعیین کننده‌ای برخوردارند. نگرش به ایمان و عقل در الهیات از پیشنه‌ای دیرین برخوردار است. یکی از مسائلی که در ارتباط با این مسئله‌ همواره ذهن متفکران را به خودش مشغول داشته، رابطه این دو با یکدیگر می‌باشد. بر این اساس این سوال مطرح است که آیا عقل در فرآیند ایمان آوردن نقشی دارد یا خیر؟ گروهی ایمان را برتر از عقل دانسته و برخی دیگر عقل را منبع معرفتی برتر تلقی کرده‌اند و برخی دیگر راه میانه و اعتدال را در پیش گرفته‌اند. بر این اساس در تحقیق حاضر کوشیده شده است تا با استناد به آثار این دو متفکر، مبانی فکری آن‌ها درباره مفهوم ایمان و مفهوم عقل و نیز رابطه میان آن دو با یکدیگر مورد واکاوی قرار گیرد. در این پژوهش این مسئله یعنی تبیین رابطه عقل و ایمان در دو محور اسلام و مسیحیت از دیدگاه شهید مطهری و کرکگور مبنای تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و با توجه به چهارچوب مفهومی ‌طراحی شده تبیین شده است که کرکگور مهم‌ترین ویژگی ایمان را ماهیت ضد عقلی آن دانسته که فرد نمی‌تواند با تفکر عقلانی به ایمان دست یابد. ایشان ایمان و باوری را مطلوب می‌داند که بر پایه شواهد و دلایل قابل قبول نیست. باوری مرجح است که شخص آن را به شکل درونی و به صورت عملی انتخاب کند و انجام دهد. از سویی دیگر، شهید مطهری به ترسیم رابطه‌ای از عقل و ایمان می‌پردازد که می‌توان آن را با عنوان عقل گرایی اعتدالی بیان داشت. بدین معنی که عقل را به عنوان یک اصل و مبدأ پذیرفته و به رسمیت شناخته است و تضادی را در رابطه میان عقل و ایمان معتقد نیست؛ بلکه عقل را یک معیار در راستای پذیرش و سنجش افکار و اندیشه‌ها معرفی کرده است.
بررسی مقایسه‌ای جاودانگی انسان در مکتب اگزیستانسیالیسم الهی و حکمت متعالیه با تأکید بر آرای یاسپرس و کی یرکگارد
نویسنده:
نویسنده:منصور کریمی علویجه؛ استاد راهنما:عباس ایزدپناه,سیداحمدرضا شاهرخی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
پرسش هر انسانی که‌اندکی آشنایی با اطراف خود پیدا می‌کند و از لوازم زندگی کنونی سر در می‌آورد، این است که آیا پس از مرگ بدن باقی هست یا مرگ، پایان وجود اوست؟و اگر باقی هستیم کیفیت زندگی بعدی ما به چه نحوی است؟ اگر چند پرسش حساس در زندگی آدمی وجود داشته باشد، این پرسش یکی از برجسته ترین آن پرسش ها است. شاهد این سخن آن است که پرسش مذکور نه در دوره‌ای خاص از تاریخ محصور شده و نه در مرز خاصی از جغرافیا محدود گشته است. باورمندان به ادیان توحیدی به نغمه‌های جاودانگی انبیای خویش گوش فرا می‌دهند و بدان دل می‌سپارند و ایمان دارند. این ادیان وقتی کسی را مؤمن تلقی می‌کنند که به جاودانگی و رستاخیز باور داشته باشد. دیگر ادیان هم هر یک به نوعی به زندگی پس از مرگ قائل هستند.آنچه در پی می‌آید، تلاشی است که متفکران عرصه کلام و فلسفه در ارزیابی زندگی پس از مرگ و کیفیت آن بر فرض وجود، ارائه کرده‌اند. درست است که مؤمنان، به دلیل وحی، که بالاترین حجت و شاهد است، به زندگی پس از مرگ و جاودانگی انسان ایمان دارند ، اما متفکران مؤمن کوشیده‌اند تا در باب چگونگی و کیفیت آن به تأمل پبردازند. مسلّماً این تلاش در حد بشری است و از این رو در طول تاریخ با تغییرات و دگرگونیها و پیشرفتهایی قرین بوده است. پرسشهای فراوانی در این باره پیش رو قرار دارند که همگام با پیشرفتها در عرصه‌های دیگر به پاسخ نزدیک می شوند و هم زمینه‌ساز پرسشهای عمیقتر می‌گردند. هر پاسخی به پرسش یاد شده، متوقف بر دو مساله دقیق فلسفی است.مساله اول به این مطلی بر میگرددکه بدن ما آیا فقط این جسم مادی است یا اینکه یک بعد غیر مادی هم دارد و اگر بعد غیر مادی هم دارد، چه رابطه ای بین ساحت مادی و ساخت غیر مادی وجود دارد؟ این مساله از مهمترین مسائل در مور هویت انسان به شمار می‌آید، زیرا نه فقط تحقیق در مورد مساله «بقای فرد پس از مرگ جسمانی» بر موضوع یاد شده مبتنی است، بلکه بحثهای دیگر فلسفه ذهن همچون هویت شخصی و نقش ذهن در رفتارانسان نیز بر آن تکیه دارد. ماحصل این مساله در مبحث ما به دو پرسش منجر می شود:اول اینکه «حقیقت انسان چیست؟». که به مساله هویت شخصی معروف است.و سوال دیگر اینکه اگر قرار باشد که هویت انسان از دوساحت مادی و مجرد تشکیل شده باشد بر چه اساسی می‌توان گفت که فرد خاصی که در عالم دیگر وجود خواهد داشت همان فردی است که در این جهان به سر برده است تا بتوان از طریق ملاک این همانی اثبات کرد که انسان در عوالم مختلف همواره یک هویت دارد و لذا در تمام عوالم همواره زنده و جاویدان است.تحقیق پیش رو در صدد بررسی آرا و نظرات فیلسوفان و متفکران دو نحله ی فلسفی با دو خاستگاه و ریشه تاریخی متفاوت درباره موضوع حیات جاودانه انسان می باشد.نحله و مکتب اول ،مکتبی شرقی و برخواسته از متن شریعت وتعقل و عرفان اسلامی است که معروف به حکمت صدرایی و حکمت متعالیه می باشد و نحله و مکتب دوم برخواسته از جهان غرب بعد از جنگ جهانی دوم و بر گرفته از تعقل و اوضاع اجتماعی و روانی جامعه آن دوران یعنی مکتب اگزیستانسیالیسم است.
بررسی مقایساتی رابطه عقل وایمان از دیدگاه کیرکگور وعلامه طباطبائی.‏
نویسنده:
نویسنده:إبراهیم باه؛ استاد راهنما:محمدباقر قیومی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش در مفاهیم عقل و ایمان یکی از پژوهش های خطرناک در عرصه فکری و فرهنگی معاصر ‏است که تا زمانی که ذهن عقل باقی بماند، ایمان باور و انسان متفکر باشد، پیان نخواهد یافت. نمای ‏صورت رابطه بین آنها بسته به محل توجه و زمینه فکری که بیننده از آن شروع می کند متفاوت است. ‏در این رساله دیدگاه سورن کرکگور و علامه طباطبایی را درباره رابطه عقل و ایمان با هم مقایسه می ‏کنیم. در فصل اول، پس از تبیین واژگان تحقیق به دلیل اهمیت آن، به مبانی نظری و مبانی تحقیق برای ‏هر یک از دو دانشمند پرداختیم. دیدیم که از نظر مبانی معرفتی بین آنها تفاوت آشکاری وجود دارد که ‏علامه طباطبایی معتقد به نظام عقلانی و شناختی موزون است، در حالی که کرکگور بر علیه نظام حاکم ‏قیام کرده و آن را از برآوردن نیازهای انسان ناتوان می داند.‏ از نظر مبانی و اصول انسانی، گرچه بین این دو فیلسوف نقاط تقارب و سازگاری وجود دارد، مانند ‏مسئله اختیار و کمال که در ایمان اتفاق می‌افتد، اما بین این دو علم نیز سرچشمه‌های بسیاری وجود دارد ‏که مهم‌ترین آنها که نقش عقل در سعادت انسان است; زیرا کی یرکگور شادی را از طریق سخت شدن ‏ذهن می بیند در حالی که نشانه آن را تحت اطاعت عقل می بیند.‏ در مبانی و مبانی وجودی، این شباهت وجود دارد که می‌گویند وجود قابل تعریف نیست، اما تفاوت‌ها ‏بسیار است; کرکگور به وجود مطلق اعتقاد ندارد، بلکه به وجود انسان تحت عنوان فرد منفرد معتقد ‏است. بنابراین، وجود برای او وجود انسان است، در حالی که علامه معتقد به وجود مطلق دارای مراتب ‏شدت و ضعف هستند.‏ با استناد به این مبانی و مبانی نظری، دیدگاه هر یک از دو دانشمند در رابطه عقل و ایمان با دیگری ‏متفاوت بود و هر یک به نتایجی کاملاً متفاوت از نتایج دیگری رسید.‏ کرکگور برهین متعددی را ارزیابی می کند تا نشان دهد که شواهد افقی با ایمان بیگانه و حتی برای آن ‏مضر است و حقیقت امری انفسی شناختی است که از پیوند وجودی فرد و خدا سرچشمه می گیرد و ‏ویژگی اصلی ایمان، شور و شوق ناشی از ریسک کردن است. بنابراین نمی بیند که عقل در ایمان نقشی ‏دارد مگر اعتراف به عجز و ناتوانی در دخالت در عرصه ایمان. کمال ایمان در مخالفت آن با عقل ‏است.‏ علامه طباطبایی به حجیت عقل می رود; آنجا که ملاحظات و حجیت ایمان، علم دینی، ادله و ادله شرعی ‏را بر مبنای عقل بنا کرد و بر ذاتی بودن برهان عقل متمرکز شد. وی همچنین به عدم امکان هر گونه ‏تعارض عقل و ایمان پرداخت، زیرا هر دو پیامبر و منبع تشریع هستند، بنابراین می بیند که رابطه و ‏تأثیر و تأثیر متقابلی بین آنها وجود دارد.‏ در نهایت، چندین نتیجه مهم از این دو نظریه به دست آمد که مهمترین آنها عبارتند از; انزوای دین از ‏زندگی عمومی، از دست دادن توانایی آن برای تأثیرگذاری اجتماعی، و از دست دادن یک معیار کلی ‏برای ارزیابی مکاشفات شهودی، که عقل است نزد کرکگور.‏ به گفته علامه طباطبایی، عقلانی شدن ایمان مستقیماً به حفظ معارف ایمانی و گوارا و قابل هضم آن ‏برای فردی که دارای غریزه تفکر فلسفی، عقلانیت و تعقل است کمک می کند.‏ امیدواریم خداوند متعال با سخاوت خود این اندک را از ما بپذیرد و این رساله آغاز خوبی باشد برای ‏بحث گسترده و دقیق تر این موضوع باشد. ‏
انگاره معنایی عقل از دیدگاه علامه طباطبایی و الجابری و نقش آن در معرفت دینی
نویسنده:
نویسنده:محمد رستمی؛ استاد راهنما:محمد حسین مهدوی نژاد؛ استاد مشاور :افلاطون صادقی,محمد عرب صالحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بی گمان عقل در ایجاد و توسعه معرفت و بتبع آن در معرفت دینی نقش اساسی دارد اما اندیشمندان در چگونگی، حدود و ارتباط آن با معرفت وحیانی اختلاف نظر دارند. در این تحقیق، دیدگاه محمدعابد الجابری که از جمله جریانات فکری نوین معاصر است با دیدگاه علامه طباطبایی به صورت تطبیقی در این زمینه‌ها مد نظر بوده تا ظرفیت‌های هر کدام برای پاسخگویی به مسائل اجتماعی و سیاسی در حوزه دین سنجیده شود. براین اساس، موضوع پژوهش این چنین سامان‌ یافت؛ «انگاره معنایی عقل از دیدگاه علامه طباطبایی و الجابری و نقش آن در معرفت‌دینی» و با روش توصیفی- ‌تحلیلی در آثار هر دو اندیشمند پیش‌رفته و شاخصه‌های موثر در عقلانیت هر کدام را احصاء نموده و نقش عقلانیت هر کدام در معرفت دینی مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که شاخصه‌های موثر در عقلانیت عبارتند از: حرکت، تقوی، توحید، عدل توحیدی، فطرت، وحی، الهام الهی و الهام ذهنی و.... محمد عابد الجابری قدرت عقل از زمان جاهلیت عرب تاکنون را نامحدود، بلامنازع می شمرد. هندسه معرفتی الجابری را چهار بعد در بر می‌گیرد؛ پارادایم ساختاری، تاریخمندی، تفکر انتقادی و تفکیک معرفت از ایدئولوژی. علامه طباطبایی قدرت عقل از هنگام آفرینش تا نهایت را تحت هدایت الهی دانسته و بر آن است که قدرتش را از خداوند دریافت می‌کند. هندسه معرفتی علامه را سه بعد در بر می‌گیرد: طرح و نقشه الهی، آفرینش موجودات و فطرت توحیدی. در اندیشه الجابری، فرهنگ، جامعه، تاریخ در تکون عقل اصالت داشته ومنحصر در آن هاست ولی در نگاه علامه طباطبایی، دین، وحی و فطرت توحیدی اصالت داشته و نقش فرهنگ، جامعه و تاریخ در تکون عقل در چارچوب دستگاه آفرینش و تحت هدایت الهی نقش ایفا می‌نمایند.
مقایسه زمینه ها و نتایج اجتماعی و عینی عقلانیت نزد ابن خلدون و هگل
نویسنده:
نویسنده:محمدرضا براهوئی؛ استاد راهنما:حمید اسکندری؛ استاد مشاور :علی اکبر نصیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
این پژوهش به بررسی و مقایسه بین نظریات هگل و ابن خلدون پرداخته است. مقایسه ای که میزان نوآوری و سبقت اندیشه های هریک از دو فیلسوف را نسبت به یکدیگر، نمایان می‌کند و نقدها و رهیافت های برآمده از آن می‌تواند راهگشای برخی مسائل درجوامع معاصر ما نیز باشند. به‌ویژه که جوامع مسلمان امروزه بیش از دیگر جوامع به تفکرات انتقادی نیازمند هستند. یافته‌هاو دستاوردهای برآمده از تحقیق نشان می‌دهند که علاوه بر نوآوری و کارآمدی نظریات دو فیلسوف در روزگارشان، امروزه نیز ما نیاز به چنین نظریه‌های کاربردی در جوامع خویش داریم تا از عقیم شدن هرچه بیشتر آثار و نتایج تمدن سنت فکری خود جلوگیری کنیم. این پژوهش در فصول پایانی نشان می‌دهد چگونه با استفاده از رویکردهای عقل‌گرایی انتقادی، جهت‌دهی عقلانی، آگاهی و خودآگاهی و نمونه‌هایی از این قبیل، که از اشتراکات اندیشه دو متفکر به دست می آوریم، سنت فکری خود را در مسائل تاریخی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی به چالش بکشیم و چیزی عینی و انضمامی به دور از انتزاعات ناکجاآباد آرمانی، به دست آوریم.ازسویی در رهیافت های به دست آمده از اختلاف نظرهای دو متفکر درمی یابیم که یافتن صرف علت ها کافی نیست و نیاز به پیش بینی و البته یافتن جهت عقلی علت رویدادها داریم تا با پیش بینی و نه پیش گویی،جلوگیر رکود جوامع اسلامی در زمینه های فوق شد.
بررسی تطبیقی اثبات وجود خدا از دیدگاه ملاصدرا و عقل‌گرایان (دکارت، هگل، کانت)
نویسنده:
نویسنده:عباس ساعدی؛ استاد راهنما:مهین کرامتی فرد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف از این تحقیق، بررسی تطبیقی اثبات وجود خدا از دیدگاه ملاصدرا و عقل‌گرایان (دکارت، هگل، کانت)، می‌باشد. مسئله وجود خدا از بنیادی‌ترین مسائلی است که در زندگی هر انسانی وجود دارد و در سایه اعتقاد به وجود خدا است که اعمال و رفتار انسان صبغه خاصی پیدا می‌کند؛ اگر هم به خدا اعتقاد نداشت باز اعمال و رفتارش رنگ ‌و ‌بویی دیگر می‌گیرد. روش تحقیق، تحلیلی – توصیفی و نحوه تجزیه‌وتحلیل اطلاعات به‌صورت کیفی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که دکارت، اثبات خدا را طبق برهان‌های خود، بدیهی می‌داند که در برخی از مباحث مثل واجب‌الوجود و برهان امکان وجود بی‌شباهت با ملاصدرا نیست. فلسفۀ هگل، عمدتاً فلسفه‌ای است؛ مبتنی بر تجربه و وظیفۀ فلسفه شناخت خداست. هگل، برخلاف ملاصدرا که در اثبات خداوند دیدگاه متکلمان اسلامی را دارد؛ تنها از خداوند به خودآگاهی کلی (و معقول)، نام می‌برد و در نهایت با بیان روح‌القدوس، خدای فلسفی را اثبات می‌کند. ملاصدرا برخلاف کانت که سیر برهان‌های اثبات خدا را بر مسیر «براهین وجودی»، «براهین جهان‌شناختی» و در نهایت «براهین کلامی طبیعی»، می‌داند؛ با تمسک به ادله‌ای مثل برهان صدیقین، خود را «معتقدی جزمی» می‌داند که از منظر عقل نظری خداوند را اثبات می‌کند. فرض ضرورت وجود خداوند از منظر کانت، متناسب با عقل عملی و اخلاق است و خدای نظری را غیرقابل اثبات می‌داند. نتیجه تحقیق، نشان می‌دهد که برخی نظریات ملاصدرا با دکارت، قابل تطبیق است؛ ولی کلیات نظرات وی با هگل و کانت، تعارض‌های فراوانی که ناشی از توجه ملاصدرا به عقل نظری و متکلمی است؛ دارد.
جایگاه عقل در نظام اخلاقی علامه طباطبایی و کانت
نویسنده:
نویسنده:مریم قلاسی؛ استاد راهنما:محمد کاظم علمی سولا؛ استاد مشاور :مرتضی حسینی شاهرودی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل عملی و کارکرد آن یکی از کهن‌ترین مسائل تاریخ تفکر بشری است که تا عصر حاضر همواره مورد توجه و چالش اندیشمندان غربی، شرقی و اسلامی بوده است. این رساله، رسالت عقل در اخلاق را از جنبه‎های مختلف ازجمله تکون مفاهیم اخلاقی ، تأثیر انگیزشی آن و بررسی کفایت آن برای اخلاقمند شدن را از دیدگاه دو فیلسوف اسلامی و غربی، علامه طباطبایی و کانت، مورد بررسی و تحلیل و نقادی قرار می‌دهد. و مدعی است که علامه طباطبایی در حوزه اخلاق، چه در مقام شناسایی احکام و فضائل اخلاقی و چه در مقام عمل کردن بدان‌ها، علاوه بر عقل عملی، بر نقش دین تأکید می ورزد در نتیجه عقل بشر را برای اخلاقمند شدن کافی ندانسته و علاوه بر عقل، دین را در این زمینه راه گشا می‌داند. در حالیکه کانت در اخلاق چه در حوزه شناسایی و چه در حوزه انگیزشی قائل به خودبسندگی عقل عملی است و در نتیجه قائل به کفایت عقل در اخلاقمند شدن است و به این ترتیب به استقلال اخلاق از دین اذعان می‌کند. این رساله درصدد است با توصیف مستند و جامع وجوه تفارق و تشابه نظریات علامه طباطبایی و کانت درباره جایگاه عقل در اخلاق، به تحلیل و نقادی نظرآن‌ها پرداخته و معلوم دارد که ادعای کدام فیلسوف درباره چنین رسالتی برای عقل از استحکام بیشتری برخوردار است.
مقایسۀ رابطۀ عقل جزوی و کلّی از دیدگاه مولانا با تفکّر اوّلیه و ثانویه از دیدگاه گابریل مارسل
نویسنده:
طناز رشیدی نسب ، عظیم حمزئیان ، رستم شامحمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
توجه به انواع و مراتب عقل، به‌عنوان ابزار شناخت در فلسفه و عرفان از قرن‌ها پیش مطرح بوده است. در این میان مولانا نیز بر جایگاه و اهمّیت عقل و تمایز انواع آن تأکید داشته است. با دقت در مثنوی می‌توان دریافت که عقل جزوی و کلّی، شباهت های قابل تأمّلی با تفکّر اوّلیه و ثانویه‌،که گابریل مارسل، فیلسوف فرانسوی مطرح کرده است، دارند. مارسل دو سنخ تفکّر را از هم متمایز می‌کند؛ یکی تفکّر اوّلیه که ناظر به مسائل است و دیگری تفکّر ثانویه که ناظر به رازهاست. پژوهش حاضر به شیوۀ تحلیلی-مقایسه‌ای انجام شده و نتایج به‌دست آمده حاکی از آن است که مولانا و مارسل از دو دریچۀ متفاوت یعنی اولی عرفانی و دومی فلسفی، دریافته‌اند که حقایق ماورائی را از طریق تجربه و شهود واز طریق مواجهه می‌توان دریافت که در نهایت با معرفتی حیرت‌زا کشف می‌شوند. همچنین تقسیمات دو سنخی برای معرفت، آثار و نتایج اخلاقی دارد که البته هدف مارسل،کارکردهای اخلاقی و معنوی آنها مورد نظر بوده، ولی هدف مولانا رسیدن و پیوستن به حقیقت و اصل وجود است و عمل اخلاقی در مسیر معرفت به امور ماورائی، وسیله‌ای برای نیل به این حقیقت است. مولانا و مارسل در این تقسیم‌بندی‌ها، فلاسفه را به جهت استفاده از ابزار مادی درفهم امور ماورائی، مورد نقد قرار داده‌اند؛ با این حال در مورد امور ماورائی مولانا معتقد است، مسیر طریقت باید به مدد یک پیر واصل طی شود اما چنین مسئله‌ای در تفکر مارسل که فیلسوف است، مشاهده نمی‌شود.
صفحات :
از صفحه 49 تا 72
  • تعداد رکورد ها : 324