جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 32
مقایسۀ مفهومِ «تُهی» در اندیشۀ ناگارجونه با «عدم» در نزد ابن عربی
نویسنده:
معصومه فتح‌اللهی، محمودرضا اسفندیار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مفهومِ شونیه یا شونیتا[1] به معنای خلأ و تُهیگی، یکی از مفاهیم بسیار مهم در دین بودایی است. این نظریه در اصل ابتکار ناگارجونه، موسس مکتب مادهیه میکه (راه میانه)[2] است. این مفهوم را می‌توان از دو نگاه مورد تحلیل و بررسی قرار داد؛ در وهلۀ نخست، در نگاه به پدیدارهای عالم حس که در این رویکرد، همه چیز خالی و تهی از حقیقتِ وجودی است، زیرا همۀ موجودات جهان و پدیده‌های آن به هم وابسته بوده و هیچ یک دارای وجودِثابت، مستقل و قائم به ذات نیستند. این رویکرد با خیالی بودن جهان در عرفان ابن عربی قابل مقایسه است. در وهلۀ دوم، در نگاه به امر مطلق، تُهیّ و خالی بودن، صفت حقیقت مطلقی است که قائم به ذات و ورای این جهان هستی است و به سبب اطلاق و بی حدی اش در هیچ تعریف و توصیفی نمی گنجد، این وجود مطلق و لایتناهی عاری از هر گونه تقیید، تغییر نسبیّت و حد است و از آنجایی که با هیچ زبان و با هیچ صفتی توصیف شدنی نیست، بهترین سخن دربارۀ آن سکوت است. شبیه این رویکرد در عرفان ابن عربی برای اشاره به مرتبۀ ذاتِ حق دیده می‌شود. ابن عربی معتقد است، حق در مرتبۀ ذات، هیچ گونه احکام، صفت، خصوصیت و امتیازی ندارد و از آنجا که هیچ همسانی و سنخیتی با خلق ندارد قابل شناسایی نیست. در واقع مقام «لااسم و لارسم له» است. نوشتار حاضر به مقایسۀ مفهوم «تُهی» و «عدم» در اندیشۀ دو متفکرِ بزرگ مسلمان و بودایی پرداخته است.
صفحات :
از صفحه 150 تا 169
مقایسه تثلیت در آفرینش از دیدگاه ابن عربی و مسیحیت
نویسنده:
آلی لا عطار، عبدالرضا مظاهری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های فرعی :
چکیده :
در کلام جدید و فلسفة دین، جهان را علت غایی آفرینش در نظر می‌گیرند و رابطة جهان و خداوند را به گونه‌ای پس از آفرینش قطع می‌نمایند. دریافت فهم صحیحی از آفرینش و چگونگی رابطه خداوند با عالم و عدم جدایی این دو از یکدیگر از ضرورت‌هایی است که می‌بایست به اثبات برسد تا زندگی انسان در این عالم معنا پیدا کند. در اکثر سنت‌های مذهبی و نظام‌های فلسفی و برخی از ادیان، سه گانه‌هایی در ارتباط با نیروهای خداوند متعال می‌توان یافت که تثلیت را به عنوان یک نماد ظهور کامل قدرت الهی در جهان معرفی می‌نمایند. در ایمان مسیحیت تثلیت از آموزه‌های اصلی در الهیات مسیحی است که عیسی را مایة نجات بشر و روح القدوس را رابطة این نجات با ذات (پدر) معرفی می‌کند. در میان عارفان مسلمان ابن عربی در هستی‌شناسی خود نوعی تثلیت را در امر آفرینش الهی بیان می‌کند که از آن می‌توان پدیدة صدور کثرت از وحدت را تبیین نمود. ابن عربی علاوه بر بیان دیدگاه عرفا مانند بحث حقیقت محمدیه و عشق برای تبیین آفرینش از قضایای منطقی مانند صغری و کبری و حد وسط استفاده برده و محور اساسی کار خود را بر مبنای اسماء بنا نهاده است و به غیر از فاعل به قابل نیز پرداخته و نیمی از خلقت را به قبول همت قابل می‌داند. بدین لحاظ بحث فردیت و تثلیت را مطرح می‌کند تا چگونگی ظهور کثرت از وحدت را به نوعی بیان نماید و برای بیان این مطلب به مثال‌های مختلفی مانند علم و عالم و معلوم، عقل و عاقل و معقول، عشق و عاشق و معشوق، فعل و فاعل و مفعول اشاره می‌کند. او تثلیت را هم از طرف فاعل می‌گیرد و هم از طرف قابل و هر یک را مقابل یکدیگر قرار می‌دهد چنانکه ذات- اراده و قول را در برابر اعیان ثابته- پذیرش (سماع) و تسلیم می‌آورد و از این طریق چگونگی صدور کثرت از وحدت را تبیین می‌نماید.
صفحات :
از صفحه 170 تا 191
تصوف، قبالا و گنوسی در نگاه تطبیقی
نویسنده:
دکترحسین شهبازی
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: كتابفروشی و انتشارات زوار,
چکیده :
هر کدام از سه مکتب عرفانی قبالا، گنوس و تصوف در بستر فرهنگی و اجتماعی یکی از ادیان بزرگ الاهی (یهود، مسیح و اسلام) نضج یافته و به منصّه ظهور رسید. در این میان مکتبی چون گنوس از مسیحیت کمترین تأثیر را پذیرفت. تصوف به شدت تحت تأثیر مبانی شریعت اسلامی واقع شد هرچند برخی آموزه‌های صوفیه در قالب طریقت، خارج از محدودة شریعت تلقی ‌شد، ولی در کل تعالیم آن در مدار توحید باقی ماند؛ قبالا نیز در عین تکوین در بستر دین یهود، از مبانی و آموزه‌های گنوسی و تصوف متأثر شد. تصوف، قبّالا و گنوسی به دلیل تأثیرگذاری متقابل در یکدیگر و یا تأثیر یک سویۀ برخی از آنها بر دیگری و نیز اشتراک و یا قرابت در برخی از مبانی و آبشخورهای اندیشه، در عین داشتن وجوه تمایز و اختلاف چشم گیر، می‌توانند موضوع یک بحث تطبیقی واقع شوند. این پژوهش مبتنی بر فرضیۀ وجود تعامل و ارتباط میان تصوف، قبالا و گنوسی، در صدد تبیین وجوه تعامل و جنبه‌های ارتباط دوسویه یا چندسویه میان آنها است. برای نیل به این هدف، بررسی تطبیقی مؤلفه های اصلی اندیشه عرفانی آنها نظیرِ خداشناسی و غایات عرفانی، انسان شناسی و جایگاه انسان در نظام معرفتی، خیر و شر، ابلیس و ارتباط آن با نظام احسن، عقل، وحدت و کثرت، مراتب سلوک، استفاده از زبان رمزی و وجوه تمایز و اشتراک در نمادها و رمزها، میزان تأثیرپذیری از ادیان الاهی (یهود، اسلام و مسیحیت) و آیین‌ها و اندیشه‌های بشری (مانوی، نوافلاطونی و...)، وجهۀ همت نگارنده خواهد بود. مبنای بحث تطبیقی در این نوشتار، مکتب تطبیقی آمریکایی است که مقولات فرهنگی و ادبی را به مثابة یک کلیت، فراسوی مرزها می‌بیند و بدون اصالت قائل شدن به رابطة تاریخی، روابط فرهنگی و ادبی را فارغ از قید اثبات‌گرایی بررسی می‌کند. هرچند امروزه مطالعات تطبیقی، آن مفهوم محدود و سنتی را ندارد و در رشته‌های مختلف به قرائت‌های موازی آثار و مقولات فرهنگی اطلاق می‌شود. براساس یافته‌های تحقیق، قبالائیان در کاربرد سمبول‌ها و نمادهای عرفانی از جمله نماد برجسته قبّالا یعنی سفیروت (درخت زندگی)، تحت تأثیر کارکرد نمادین درخت عرفانی متصوفه و آثاری چون مقامات القلوب شیخ ابوالحسن نوری و شجرة الکون ابن عربی قرار داشتند. در مکتب گنوسی یهودی یا عرفان مرکبه، تشابه ساختار منازل سلوک عرفانی در قالب هفت هخالوت با هفت وادی عرفانی تصوف، مخصوصاً در سرمنزل نهایی یعنی قصر عرش، از نکات مشترک آموزه‌های هر دو آیین به‌دست آمد. وجه اشتراک عمدة گنوسی، قبالا و تصوف در نوع تلقی از صادر اول در قالب آنتروپوس، آدام قدمون، حقیقت محمدیه با تأکید بر روایت تورات و حدیث منقول اسلامیِ آفرینش انسان منطبق بر صورت الاهی است. هرچند به بیراهه رفتن گنوسیان یهودی (عرفای مرکبه) و غیریهودی در تفسیر روایت مزبور، آن‌ها را به ثنویت کشاند اما در تصوف و قبالا، تمایز بین خالق و مخلوق و در کل روح یکتاپرستی حفظ ‌شد. از دیگر یافته‌های تحقیق، می‌توان به نظریة وحدت وجود قبالای نبوی ابراهیم ابوالعافیه و نسخة مشابه آن در تصوف اسلامی اشاره کرد در این باب، علی‌رغم تفاوت‌های بنیادین، موارد مشابه زیادی نیز به‌دست آمد. نیز، طرح موضوع «تبعید و غربت روح» در تصوف و گنوسی از تأثیرپذیری متصوفه از آیین گنوسی حکایت دارد. هر چند، گنوسیان نیز در این زمینه از آبشخور فلسفة یونانی متأثر اند. طرح این ایده منجر به استفاده گنوسیان و متصوفه از زبان رمز و اشارت شده و پیدایش داستان‌های رمزی را در پی داشته است.
جلوه های عرفان در داستان کیخسرو
نویسنده:
اعظم جعفری ندوشن
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در شاهنامه فردوسی علاوه بر شرح دلاوری های پهلوانان ایران زمین موضوعات عرفانی به صورت رمزی ویا آشکار وجود داردکه حکیم طوس به نحوی رندانه وخردمندانه در کتاب ارزشمند خویش آورده است از جمله در داستان کیخسرو می توان جلوه هایی از عرفان را جستجو کردکه عرفای بزرگ نیز این جلوه ها را به صورت مفاهیم عرفانیدر کتب خودبیان داشته اند وبرای هر یک از آنها توضیحاتی آورده اند.
بررسی تطبیقی منازلِ سلوک عرفانی در تصوّف اسلامی و عرفان یهود (مرکاوا و قبّالا)
نویسنده:
محمدرضا عابدی؛ حسین شهبازی؛ احمد فرشبافیان نیازمند؛ محمد مهدی پور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
سلوک عرفانی، سیری انفسی و درونی در قلب عالم صغیر برای نیل به حقیقیت محض است. در مکاتب عرفانی این سیر در قالبِ مراحل و مقاماتی تبیین می‌شود. در این پژوهش، منازل سلوک در عرفان یهود و متصوفه اسلامی به‌صورت تطبیقی بررسی می‌شود تا به این پرسش بنیادی پاسخ داده شود که «جنبه‌های همسان و وجوه ناهمسان ساختارِ منازل سلوک در تصوف اسلامی و عرفان یهود کدام‌اند». روش کار مبتنی بر شیوۀ تطبیقی رنه ولک (مکتب آمریکایی) با تأکید بر وجوه اشتراک و اختلاف ساختاری و کلی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند میان منازل سلوک در عرفان یهود و متصوفه سه وجه مشترک اساسی وجود دارد. تشابه تعداد مقاماتِ سلوک، نخستین وجه مشترک است. کارکرد نمادین سمبول‌واره‌های این مقامات مخصوصاً سمبول «قصر عرش» - یعنی آخرین منزل سلوک در قبّالا و صوفیه - نیز از موارد مشترک به دست آمد. همچنین در هر دو آیین، سالک با دوری از آلایش‌های نفسانی، مراحلی را طی می‌کند تا در فقر و فنای تصوف و ارابوت قبالا و مرکاوا به اتحاد الاهی یا همان دِوِکوت برسد. عمده‌ترین تفاوت، تجسم خداوند در آخرین مرحلۀ سلوک عرفان یهود، در قالب پیکرۀ انسانی است؛ حال آنکه در تصوف تجسم ذات باری‌تعالی به این شکل مطرح نیست.
صفحات :
از صفحه 49 تا 66
ارزیابی مکتب یوگا در ترازوی قرآن، برهان و عرفان
نویسنده:
آسیه سید، عزیزالله سالاری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یوگا از ریشه یوج معادل فارسی یوغ به معنای پیوستن، مهارکردن و جفت کردن است. این آیین بر پایه‌های فلسفه سانک‌هیا بنا شده، با این تفاوت که یوگا خداباور است. پتانجالی- حکیم بزرگ هند- مؤسس یوگا بوده که کتاب «یوگاسوترا» تألیف سده‌های چهارم و یا پنجم پیش از میلاد، منسوب به او بوده و یوگا را توقف نوسان‌های فعالیت ذهنی تعریف می‌کند. یوگا نه یک نظام فلسفی، نه یک سامانه جامع عرفانی و نه یک دین است؛ بلکه انضباطی اخلاقی، بدنی و فکری به هدف آرامش جسم و جان است. اما نقدهایی چند از نظر روش‌شناسی و معرفت‌شناسی، خدامحوری و عرفان، سلوک سکولار و غیر وحیانی بودن آن و نیز عدم آرامش راستین، عدم تطابق با فطرت الهی و خلاصه نادیده‌گرفتن خطوط قرمز جنسی و مرزهای حلال و حرام بر آن وارد است که ما در این مقاله به اصول، آموزه‌ها و نیز نقد آن‌ها از نگاه قرآن، عرفان و برهان می‌پردازیم.
صفحات :
از صفحه 97 تا 117
گفتاری در عرفان از دید تطبیقی
نویسنده:
هایده قمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده ندارد.
تحلیل و بررسی مفاهیم عرفانی در طبقات الصّوفیه خواجه عبدالله انصاری
نویسنده:
مهدی منصوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
کتاب طبقات‌الصّوفیه مجموعه‌ای از سخنانِ مجالس درس خواجه عبدالله انصاری، صوفی نام‌آشنای اواخر قرن چهارم و قرن پنجم هجری است که یکی یا بیش ازیکی از مریدان آن‌ها را می‌نوشته و بعدها به صورت کتاب عرضه کرده است. خواجه عبدالله، پیرو مذهب حنبلی و حامی طریقت عرفانی‌ است. ذکر سفرهای او به نیشابور، سمرقند، مکّه و تبعیدهایی که با توطئ? بعضی مخالفان و دشمنان او انجام می‌شد و معرفی اساتید و دانش‌آموختگان مکتب این پیر فرزانه و همچنین معرفی آثار برجای مانده از او به خصوص کتاب طبقات‌الصّوفیه، از مباحث مطرح فصل ابتدایی این پژوهش است.ارزش‌های تاریخی کتاب طبقات‌الصّوفی? شیخ‌انصاری در مقایسه با کتاب عرفانی هم‌طراز آن، طبقات‌الصّوفی? عبدالرّحمان سُلَمی نیشابوری مورد ارزیابی قرار گرفت و مشخص شد که در املای این کتاب از منابع شفاهی و کتبی بسیار دیگری جز طبقات‌الصّوفی? سُلَمی نیشابوری استفاده شده است و مطالب کتاب طبقات سُلَمی جز اندکی از مطالب طبقات خواجه عبدالله را پوشش نمی‌دهد. چنانکه کتاب خواجه عبدالله انصاری گذشته از سخنان منقول از منابع عرفانی دیگر،پر است از نقد و نظر و تحلیل مسائل مهمی عرفانی که توسط خود خواجه عبدالله صورت گرفته است.طبقات‌الصّوفی? انصاری، از دیدگاه اطلاعات تاریخی دربار? صوفیان سرشار است ازبیان نکات، حکایات و مسائل متعددی همچون آداب و رسوم مخصوص صوفیان به گونه‌ای که صفحه‌ای یافت نمی‌شود که این موارد تاریخی در آن درج نباشد.اهمّیّت ادبی طبقات‌الصّوفیه، به واژه‌ها و ترکیبات زیبا، سجع‌ها و آرایه‌های پربسامدی است که در کتاب طبقات آمده است. در بحث ارزش‎های ادبی طبقات‌الصّوفیه به بررسی آرایه‌های ادبی و بیانی در دو سطح تناقضی و محاکاتی به ترتیب بسامد پرداخته شد. در میان آرایه‌های ادبی در طبقات‌الصّوفیه، بیشترین بسامد از آن «تشبیه» است، البته تشبیه «اسنادی» که ساختار جمله به صورت مسند و مسندالیه است. تشبیهات به کار رفته بیشتر در خلال مناجات‌ها و مباحث مربوط به یافت و توحید و معرفت نمود یافته‌اند. آرایه‌ها‌ی ادبی دیگر همچون «استعاره» نقش بسیار کم‌رنگی نسبت به نوع تشبیه در طبقات‌الصّوفیه دارند و کاربرد نوع «استعار? فعلی» در میان استعاره‌ها بیشتر است. تمثیل‌های به کار رفته در طبقات‌الصّوفیه اندک‌شمارتر از نوع استعاره است. غالب تمثیلات موجود در کتاب خواجه عبدالله از نوع «تمثیل‌استعاری» است. استعاره‌ها و تمثیل‌های کتاب خواجه عبدالله همچون تشبیه بیشتر در مناجات‌های او دیده می‌شوند.خواجه عبدالله نسبت به عرفایی همچون جنید و شبلی و بایزید و هجویری و قشیری و... بر موازین شرع تأکید بیشتری دارد و در مسائل شریعت مسامحه روا نمی‌دارد. همچنین خواجه عبدالله مسائل عرفانی را با شرح و بسط بیشتری همراه ساخته و نظریّات بدیع و جدیدی عرضه داشته‌است. برخی از عقاید و نقطه‌نظرات خواجه عبدالله انصاری برخلاف سایر عرفاست و یا در آثار سایر عرفا مشابه آن دیده نمی‌شود؛ از این جمله می‌توان به نظریات او پیرامون معرفت و شناخت، علم، دریافت و یافت، کرامت و ملامت اشاره کرد که خواجه عبدالله انصاری در هر یک از این مقولات صاحب نظریّات بدیع و بی‌نظیری است. به طور کلّی بیشتر سخنان خواجه عبدالله انصاری به ترتیب بسامد پیرامون بحث از معرفت و شناخت، علم، توحید، شریعت، طریقت وحقیقت، پیر و مسائل مربوط به پیر از قبیل زیارت و حرمت و خدمت پیران و مسائل تربیت مریدان، کرامت، سماع، ذکر و عنایت بوده است.سرچشمه‌های اصلی تفکر خواجه عبدالله، تعالیم قرآنی و احادیث نورانی نبوی و سیر? اولیای اسلامی است و تفکرات او چیزی خارج از عرفان اسلامی نیست. اندیش? او حول محور اسلام، قرآن و پیامبر عظیم‌الشأن اسلام، حضرت محمّدمصطفی می‌چرخد.
بررسی تطبیقی(حقیقت محمدیه)در عرفان محی الدین ابن عربی و عیسی مسیح در عرفان مایستر اکهارت
نویسنده:
امداد توران
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مدخل مفاهیم(دانشنامه مفاهیم) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
چکیده (فارسی): رساله حاضر تحت عنوان«بررسی تطبیقی حقیقت محمدیه در عرفان ابن عربی و عیسی مسیح در عرفان مایستر اکهارت» به بررسی جایگاه این دو مفهوم در اندیشه این دو عارف می پردازد. اهداف این رساله عبارتند از: ترسیم نظام وجودشناختی ابن عربی و اکهارت؛ تعیین جایگاه وجودی فرد انسان در نظام وجودشناختی ایشان؛ تعیین جایگاه وجودی حقیقت محمدیه و عیسی مسیح(علیه السلام) در نظام وجودشناختی ایشان و مقایسه بین آن دو. نتیجه رساله عبارت است از اینکه ابن عربی و اکهارت مفاهیم واحدی همچون «کلمه» و «صورت» را با درون مایه کم و بیش مشابه بر حقیقت محمدیه و عیسی مسیح(علیه السلام) اطلاق کرده اند، لکن بین جایگاه وجودیی که ابن عربی برای حقیقت محمدیه در نظر گرفته است و جایگاه وجودیی که اکهارت برای عیسی مسیح(علیه السلام) در نظر گرفته است فرقی اساسی وجود دارد: ابن عربی، در عین حال که حقیقت محمدیه را بالاتر از شخص پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) قرار می دهد، در نهایت آن را مخلوقی می داند که در بالاترین مرتبه ممکن برای یک مخلوق قرار دارد؛ در مقابل، اکهارت عیسی مسیح(علیه السلام) را خدا می داند و در مراتب الهی وجود قرار می دهد. اشتراک دیگر بین ابن عربی و اکهارت عبارت است از اینکه اولی حقیقت محمدیه را و دومی عیسی مسیح را واسطه فیض می داند. این رساله به لحاظ رویکرد وروش تاویلی و تطبیقی است. واژگان کلیدی: حقیقت محمدیه، عیسی مسیح، کلمه، صورت، کلمه، مراتب وجود
بررسی تطبیقی عرش در عرفان اسلامی و عرفان یهود
نویسنده:
فریبا تاج میرعالی، حمید محمودیان، علی اکبر افراسیاب پور
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
زنجان: دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان,
چکیده :
یکی از ویژگی های مشترک در دین اسلام و یهود موضوع عرش می باشد که در این تحقیق به شناخت و تشابهات و تفاوت آن در این دو دین می پردازیم. در عرفان اسلامی موضوع عرش، بسیار دقیق در آموزه های قرآنی روشن گردیده است و دیدگاه برخی از بزرگان صوفیه درباره عرش بدانجا رسید که عرش را قلب مومن می دانند و استوای الهی را بر این عرش حضور خداوند در دل مومن می انگارند و قلب انسان کامل را عرش الرحمن معرفی می کنند. عرفان مرکبه (عرفان عرشی) قدیمی ترین نوع عرفان بوده است که روح برای بازگشت به اصل خدایی باید از هفت آسمان یا هفت قصر یا هفت فلک عبور کند که نهایتا شهود خداوند بر عشر یا «ارابه» می انجامد. سالک در جستجوی خدا مانند شاهد درگاه شاهانه باید از راه ها و تالارهای باشکوه عبور کند تا به شهود عرش الهی نایل شود. کسی که مشتاق ورود به عرش و قصرهای ملائکه است می بایست روزهای متوالی روزه دار باشد و سرش را بین دو زانو قرار دهد، و مزمورات و ادعیه روحانی و سروده های ربانی تلاوت کند و در عرفان یهود توصیف انسان وار پروردگار در آن بسیار مشهود است.
صفحات :
از صفحه 181 تا 205
  • تعداد رکورد ها : 32