مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
 
شامل عبارت باشد
شامل عبارت باشد
تنها فراداده‌های دارای منابع دیجیتالی را بازیابی کن
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 453
مقایسه براهین ابن سینا و آکویناس در اثبات وجود خدا
نویسنده:
نسرین هونکزهی سورانی؛ استاد راهنما: حمید اسکندری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف ما در این تحقیق، بررسی دیدگاه‌های دو فیلسوف بزرگ، ابن سینا به عنوان فیلسوف اسلامی و توماس آکوئیناس به عنوان فیلسوف مسیحی، درباره‌ی اثبات وجود خداست. در فصل اول، خلاصه‌ای از زندگی‌نامه این دو فیلسوف و کلیاتی از پژوهش آورده شده است. در بخش دوم، نظرات و دیدگاه‌های ابن سینا برای اثبات وجود خدا مورد بررسی قرار گرفته است. ابن سینا دلایل متعددی برای اثبات وجود خدا ارائه می‌دهد که شامل امکان و وجوب، صحت صدق، حرکت، قدرت و فعل، مطابقت و علت فاعلی می‌شود. برهان امکان و وجوب او بر تحلیل امکان ذاتی ماهیت استوار است که شامل سه نوع گزاره است: لازم، محال و ممکن. برهان دیگر او، برهان وجودی است که بر اساس آن، موجودات جداگانه و مستقل وجود دارند. برهان حرکت ابن سینا نیز مبتنی بر برهان حرکت ارسطو است که می‌گوید هر حرکتی نیاز به محرکی دارد و علت حرکت باید غیر متحرک باشد. بنابراین، محرک باید غیر متحرک باشد. در بخش بعدی، دلایل توماس آکوئیناس مورد بررسی قرار گرفته‌اند. این دلایل شامل برهان حرکت، علیت فاعلی، وجوب و امکان، درجات کمال و علت غایی می‌شوند. توماس آکوئیناس، فیلسوف و دانشمند مسیحی قرون وسطی، برای اثبات وجود خدا از پنج روش ارسطویی استفاده می‌کند که به آن‌ها ",پنج طریق", می‌گویند. یکی از این طرق، طریق حرکت است که بر اساس آن، حرکت نشانه‌ای از وجود خداست. توماس این طریق را قوی‌ترین برهان می‌داند؛ زیرا معتقد است که حرکت یک مفهوم واضح و قطعی است و ما از طریق حواس خود آن را در موجودات مشاهده می‌کنیم. در بخش چهارم، دلایل اثبات وجود خدا از دیدگاه ابن سینا و توماس آکوئیناس مقایسه شده و نقاط اشتراک و تفاوت‌های آن‌ها بررسی شده است.
بررسی تطبیقی مبانی فلسفی و ادلّه ابن سینا و ملاصدرا در مسألە جاودانگی نفس
نویسنده:
صنم کیانی خانکندی؛ استاد راهنما: قربانعلی کریم زاده قراملکی؛ استاد مشاور: ناصر فروهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از اکتشافات باستان شناسی چنین مشخص شده است که مسئله جاودانگی و اعتقاد به جاودانگی ریشه در عمق حیات بشر دارد. جاودانگی و عدم جاودانگی از آن دسته مسائلی میباشد که درخور توجه فیلسوفان بوده است و عده ای قائل به جاودانگی و عدهای قائل به فنای نفس بوده اند.در میان فیلسوفان مسلمان، ملاصدرا با رویکرد جدید خویش به بحث جاودانگی و مسئله بقای نفس پرداخته است. فهم دقیق سخنان ملاصدرا در بحث نفس درگرو توجه به مبانی فلسفی او میباشد.چنین پرسشی مطرح میشود که ملاصدرا با استمداد از چه مبانی به بحث نفس و جاودانگی نفس پرداخته است؟در نگاه اول میتوان این اصول را تحت عنوان مبانی وجود شناختی فلسفه ملاصدرا به شمارو آورد. صدرالمتالهین شیرازی بر اساس مبانی خاص مانند اصالت وجود، اشتداد وجود، بساطت وجود، حرکت جوهری، تساوق وحدت و وجود، ،وحدت وجود، تساوق وجود و صفات کمالی،تقسیم عوالم به ماده، برزخ و عقول.صورت به عنوان ملاک شیئیت شی. به اثبات فناناپذیری نفس میپردازد. ابن سینا به مانند ملاصدرا برای نفس حیات جاودانه قائل است.ابن سینا ادله خویش را برای اثبات جاودانگی نفسبر اساس اصول و مبانی خاص خویش استوار کرده است.مبانی و اصول فلسفی ابن سینا برای اثبات فناناپذیری نفس عبارت است از: تعلق تدبیری نفس به بدن،نیازمندی نفس به عقل فعال، تجرد نفس، تعلق امور نامتناهی توسط نفس، عالم هستی به دو قسمت عقل و حس تقسیم میشود. ابن سینا و ملاصدرا دلایلی را برای اثبات جاودانگی نفس بیان میکنند که به صورت خلاصه مطرح میکنیم.استدلال اول و دوم ابن سینا در اشارات و تنبیهات میباشد که او چنین عقیده دارد نفس به بدن تعلق تدبیری دارد.در تعلق تدبیری حال،برای قوام خود به محل نیازمند نیست در نتیجه نفس برای قوام خود به بدن نیاز ندارد .نفس به علت ازلی خود نیاز دارد.علت ازلی نفس چیزی جز عقل بسیط نیست که فناناپذیر است.پس اگر علت تامه نفس فناناپذیر باشد در نتیجه نفس باقی است.استدلال دوم ابن سینا:نفس موجودی بسیط است که نمیتواند حال در چیزی باشد موجودی که حال در چیزی نیست پس بی نیاز از ماده است.پذیرش فسادپذیری امر حادث است و هرامر حادثی به ماده نیاز دارد که بتواند در آن حادث شود.اما نفس را نمیتواند امر مادی در نظر گرفت.ابن سینا عقیده دارد که نفس در بقای وجود، متکی به ذات است.نفس میتواند امور نامتناهی را درک کند.قوای امور جسمانی نامتناهی نیست.نفس با تکیه بر ذات خود میتواند امور نامتناهی را درک کند و به قوای جسمانی نیاز ندارد.تعقل،درک کردن از جمله فعل های نفس است.نفس در تمامی فعل های خود به ذات خود تکیه دارد بنابراین اگر بدن نابود شود نفس نابود نخواهد شد. ملاصدرا عقیده دارد نفس دو قسم میباشد:نفوسی که به درجه عقلی رسیده اند و نفوسی که نتوانسته اند به درجه عقلی برسند.اگر نفس بتواند به حد تعقل برسد در این دنیا صورت معقوله را کسب کند این نفس فناناپذیر است.او عقیده دارد نفوسی که میتوانند به حد تعقل برسند به دو دلیل فناناپذیرند.دلیل اول این است که نفس با مرگ بدنز نابود نمی شود و نمی میرد.دلیل دوم این است که نه مرگ بدن باعث مرگ نفس میشود نه هیچ عوامل دیگری.دلیل دوم:هرچیزی اگر بخواهد فاسد شود یا با ورود ضد فاسد میشود یا با از میان رفتن یکی از چهار علت فاعلی،مادی،صوری و غایی نابود میشود.نفسی که به درجه عقلی برسد ضدی ندارد که بتواند آن را نابود کند.استدلال دیگر ملاصدرا:او معتقد است نفسی که به یک جوهر عقلی تبدیل شده فناناپذیر است. او عقیده دارد موجودی که بسیط محض باشد نابودی نسبت به آن معنا ندارد به ویژه زمانی که علت افاضه کننده آن باقی باشد.حال تصور کنیم که میتوان نفس را امر عدمی در نظر گرفت.این سوال مطرح میشود این عدم ذاتی است یا از طریق شی دیگری بر آن تحمیل شده؟حالت اول غیرممکن است چون یک شی نمیتواند خود را نابود کند و حالت دوم نیز ممکن نیست چون علت برای ایجاد عدم معنایی ندارد بلکه عدم علت را میتوان تصور کرد.در نتیجه نفس امری جاودانه میباشد.
بررسی تطبیقی انسان شناسی ابن سینا و ابن طفیل بر اساس رساله های حیّ بن یقظان
نویسنده:
مسعود جعفری؛ استاد راهنما: حسن عباسی حسین آبادی؛ استاد مشاور: علی علم الهدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
داستان‌ حی‌بن‌یقظان - و نیز سلامان و ابسال - از مشهورترین آثار فلسفی ابن‌سینا است که به عروج عقلی انسان و شناخت خدا اشاره دارد. این کتاب به زبان عربی نگاشته شده و چون در قالبی رمزوار و واجد بیانی تمثیلی می باشد، درک آن چندان ساده و در دسترس نمی باشد. قهرمان داستان یکی «حیّ» و دیگری «یقظان» است. بیشتر شارحان این رساله، حیّ را همان عقل فعال می‌دانند و یقظان که پدر حیّ است عقل اول یا مبادی اول است. پس از ابن‌سینا، ابن‌طفیل اندلسی با وام گرفتنِ نام-عنوانِ رمزی-تمثیلی دو داستان حیّ بن یقظان و سلامان و ابسالِ ابن‌سینا، داستانی با عنوانِ «حی‌بن‌یقظان» پیرامون شخصیتی با همین نام پرورده که در نهایت راهگشای ورود شخصیتهایی با نام سلامان و ابسال نیز به این داستان می شود. داستانی که شاید بیش از هر چیزی نمایانگر امکان آدمی و موهبتی می باشد که در آغاز از ناتوانی دستان خود به آن راه می یابد وقتی فقدانِ خود را می جوید. به بیانی ساده تر، سرگذشت سلوک عقلانی و روحانی انسان و مراحل تکامل فکر و عقل و تنهایی انسان در طی این مراحل را بیان می‌کند تا به معرفت ذات و حقایق دست یابد. ابن‌طفیل نیز در داستان خویش مسیر سلوکی را نشان می‌دهد که حیّ در پیشاپیش خویش به آن راه می برد، ولی بر خلاف راویِ داستانِ إبن سینا که در مواجهه ناخواسته به فردی که خود را حیّ بن یقظان می شناساند، باری در این نیل ناخواسته به جایگاهِ خود راهیاب می شود، ولی إبن طفیل حیّ بن‌یقظان را در ابتدای مسیر قرار میدهد و تا رساندن پایانِ آن مسیر، چنان غایتی که ورای آن متصور نمی توان شد، خود به گزارش ماوقع می پردازد چنانکه گویا خود راهنمای حیّ، و حتّی خود راهِ حیّ می باشد. با این توصیف، این پرسش مطرح است : آیا چنین برداشتی درست است که «مراحلی که حی‌بن‌یقظان در ابن‌سینا شرح می‌دهد، حی‌بن‌یقظان ابن‌طفیل طی می‌کند» (رسولی، 1393: 79). پرسشی که پاسخ آن را نیز در این پژوهش می جوئیم. با این حساب، قصد داریم در این آثار داستانی و تمثیلی، فهمی نو از انسان‌شناسی در ابن‌سینا و ابن‌طفیل بدست دهیم و بیان کنیم انسان در این دو رساله چه ماهیت و تعریفی دارد؟ و چه قوا و ادراکاتی برای شناخت محیط پیرامونی و نیز شناخت عوالم دیگر دارد؟ و آیا برای خویش غایتی می یابد ؟ و آیا راه دستیابی به این غایت، در خود انسان است ؟و اگر آری، آِیا یافتن این غایت را باید ناشی از توانایی او دانست به گونه ای که بتوان گقت ",انسان غایت خویش است", ؟
علم دینی، مبانی، چالش‌ها و کارکردها از منظر آیت الله جوادی آملی، محمد نقیب العطاس و پلانتینگا
نویسنده:
علی قنواتی؛ استاد راهنما: عین الله خادمی؛ استاد راهنما: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در سالهای اخیر نظریه‌ی «علم دینی» به یکی از محورهای بحث‌های علمی در محافل فکری شرق و غرب تبدیل شده است. اندیشمندان و صاحب‌نظران بسیاری در پی کشف ماهیت این نظریه و ارائه راهکارهای عملی برای تحقق آن بوده‌اند. در این میان، اندیشمندانی همچون آیت‌الله جوادی آملی، سید محمد نقیب العطاس و آلوین پلانتینگا با رویکردی کاربردی به این عرصه وارد شده و تلاش کرده‌اند تا نظریه‌های جامع‌تری در باب علم دینی ارائه دهند. با این حال، ماهیت نظریه‌های علمی همواره در گرو امکان ابطال‌پذیری آن‌هاست و نظریه‌های این سه اندیشمند نیز از این قاعده مستثنی نیست و در این عرصه نیاز به تحقیق مفصل‌تر و کامل‌تری احساس می‌شود. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این نیاز و با بهره‌گیری از روش تحلیلی-توصیفی حول محور سوال اصلی آن «علم دینی، مبانی، چالش‌ها و کارکرد‌ها از منظر آیت الله جوادی آملی، محمد نقیب العطاس و پلانتینگا چگونه است؟» انجام شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از این بوده است که مقوله علم دینی از منظر جوادی آملی، نقیب العطاس و آلوین پلانتینگا، دارای مفهوم مشخص، مبانی دینیِ روشن و تأثیرپذیری قابل توجه از ارزش‌‌ها و آموزه‌های دینی است. علاوه بر این، تحقق علم دینی در نظرگاه این سه اندیشمند، با چالش‌‌ها و مشکلات عدیده‌ای، ازجمله آلایش علوم رایج با مظاهر تمدن غربی، وجود تفکر قارونی دانشمندان، تقابل عقل و نقل و در حاشیه بودن دین مواجه است که قابل رفع‌ورجوع هستند. گذشته از این، مشخص گردید که در صورت تحقق علم دینی، نتایج و کارکردهای متعددی از قبیل وحدت دین، وحدت علم، تکامل انسان، تحول در تمدن‌سازی، جامعیت منابع معرفت و دستیابی به حیات طیبه بر آن مترتب است. گرچه پلانتینگا در این راستا تحقق معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (باور دینی) را پیشنهاد کرده است تا بار دیگر دین از حاشیه به متن آمده و مومنان و شهر خدا غالب گردد.
معرفت شناسی تجربه دینی از نظر رودلف اتو و ملاصدرا
نویسنده:
مرتضی حسینی وردنجانی؛ استاد راهنما: پروین نبیان؛ استاد مشاور: محمد جواد صافیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این رساله بررسی معرفت‌ شناسی تجربه دینی از دیدگاه ردولف اتو و ملاصدرا است و با روش تطبیق و ارزیابی به بررسی مسائلی از قبیل عینیّت و فرا عقلانی بودن تجربه دینی و نسبت آن با وحی در سنت دینی اسلام و مسیحیت پرداخته ‌شده است. اتو با تاثیرپذیری از کانت و انتقادات او بر براهین طبیعی بر وجود خدا، با رویکردی پدیدارشناسانه و تفکیک نومن از فنومن و ابداع واژه‌ای به نام امر مینوی بر فراعقلانی بودن این تجربه تأکید می‌کند. وی با بیان عناصر موجود در تجربه امر مینوی از قبیل احساس مخلوقانه، راز هیبتناک و شوق بیان می‌کند که این عناصر ضرورتاً متوجه متعلّق خود هستند. اتو حقیقت امر مینوی را دارای عمق و باطنی می داند که برای عقل استدلالی دسترس‌ناپذیر است. وی فرآیند تجربه دینی و آگاهی عرفانی را یک امر بشری و معطوف به تکامل تاریخی دانسته، بیان می کند که تجربه امر مینوی در بستر زمان برای بشر شکل گرفته است. تکامل این تجربه در ادیان ابراهیمی خاصه مسیحیت تحقق یافته است. تبعیّت از سبک زیستن پیامبران که محصول این تجربه است باعث می‌شود که ما خود از طریق شهود و احساس، حضور خداوند را دریابیم. در فلسفه ملاصدرا فراعقلانی بودن امر قدسی را به معنای مشاهده حضوری، تقدم معرفت حاصل از شهود بر معرفت استدلالی، شدت ظاهر بودن این حقیقت دانست. ملاصدرا با بیان عناصری مانند فنا، اتحاد شهودی، احساس شوق و عظمت در مواجهه با امر قدسی، کمال نهایی انسان را فنا و استغراق دانسته که با پشت سر نهادن مراتب استکمالی، این مشاهده حاصل می گردد. از نظر وی انسان کامل، هم حامل وحی است و هم مهبط وحی است، و انسان با پیروی از قول و فعل پیامبر می تواند زمینه آن شهود را در خود متجلی کند.
چيستی زمان در فلسفه هيوم و حكمت متعاليه
نویسنده:
فاطمه عرب گورچوئي
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اگرچه هيوم به‌دليل انتقاداتي که بر علّيت و برهان‌هاي قياسي وارد کرد، آوازه بسياري در فلسفه دارد، اما ديدگاه‌هاي او درباره وجود و چيستي زمان، کمتر مورد دقت‌هاي فلسفي قرار گرفته است. مفسران فلسفه هيوم، در فهم معنايي که وي براي زمان قائل بود، هم‌داستان نيستند. اينکه آيا زمان، تصوري انتزاعي مشتق از توالي همه اقسام ادراکات است يا حالتي است که در اشياي واقعي به‌نحو متوالي خاصي پديدار مي‌شود. اما در حکمت متعاليه صدرا، مسئله زمان، با همه پيچيدگي ذاتي‌اي که دارد، با مباني فلسفي او همراه است و سيري تشکيکي را پيموده است. گرچه فهم هستي زمان با فهم معناي حرکت پيوندي عميق دارد؛ اما در نظر نهايي ملاصدرا، زمان، حقيقت وجود سيّال و شأني از شئون علت اولي است. اين مقاله با روش توصيفي- تحليلي درپي آن است که ضمن بررسي آراي مفسران هيوم درباره چيستي زمان، به اين نتيجه دست يابد که زمان چه به حالت موجود در اشيا معنا شود و چه مفهومي انتزاعي، با معنايي خاص در حکمت متعاليه نيز قابل پذيرش است؛ گرچه وضوحي که زمان در فلسفه صدرا مي‌يابد، در فلسفه هيوم يافت نمي‌شود.
صفحات :
از صفحه 95 تا 120
مقایسه اندیشه تأویلی خواجه نصیر الدین طوسی و صدرالدین شیرازی
نویسنده:
محمد حسین میردامادی، محمد بیدهندی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این مقاله ضمن برشماری مهمترین خصوصیات اندیشه تأویلی خواجه و صدرا به مقایسه این دو پرداخته‌ایم و با ذکر چند نمونه تأویلی از آثار خواجه و صدرا به نقاط مشترک و نقاط متمایز این دو نظریه تأویلی اشاره کرده ایم. ساختار کلی نظریه تأویلی خواجه مبتنی بر تأویل کلامی و تأویل باطنی عقلی وبر پایه تمثیل استوار است اما ساختار کلی نظریه تأویلی صدرا مبتنی بر تأویل شهودی و تأویل باطنی عقلی وبر پایه نظریه تأویل- تنزیل می‌باشد. اندیشه‌های تأویلی باطنی خواجه در کتاب‌های روضه التسلیم و آغاز و انجام او متمرکز است اما اندیشه تأویلی صدرا در همه آثار او وجود دارد و اصولاً او از تأویل به مثابه یک روش استفاده کرده است تا جایی که همه تأویل‌های او در تفاسیرش مبنامند می‌باشد. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و هدف آن بررسی مهم ترین شاخصه های تفکر تأویلی دو فیلسوف تأثیرگذار جهان اسلام است که می تواند آثار معرفتی و اجتماعی مهمی داشته باشد.
صفحات :
از صفحه 109 تا 125
بررسی تطبیقی آراء تجرد و بقای نفس از منظر افضل‌الدین مرقی و ملاصدرا
نویسنده:
مرجان عسگری بابادی ، زینب درویشی ، صادق خوشخو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی به­دنبال پاسخ‌گویی و تحلیل سؤال «نظر باباافضل و ملاصدرا دربارۀ تجرد و بقای نفس چیست؟» شکل گرفته است. تجرد، مهم‌ترین ویژگی نفس است، چرا که بقای نفس رابطه تنگاتنگی با بحث معاد دارد. در فرایند پژوهش مشخص شده است، دو فیلسوف هر کدام براساس مبنای فکری خود به اثبات تجرد و بقای نفس پرداخته‌اند. ملاصدرا، نفس را بر اساس حرکت جوهری، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء می­داند. از نظر باباافضل، مرگ نه فنا است نه عدم، بلکه تفریق صفت وصل است، به­گونه­ای که میان روح و جسم و میان ما و آنچه غیرماست، صفت وصل و میراندن است، نه اعدام و نه افناء. آنها معتقدند که نفس بعد از کمال به مرحله­ای می­رسد که به بدن نیاز ندارد و ذاتاً مستغنی و مستقل از بدن است، به همین دلیل در طول مسیر­ خود­ علاقه­اش به بدن به تدریج کم می­شود تا زمان مرگ که بدن را رها می­کند و به زندگی خود در جایی دیگر ادامه می­دهد. هر دو فیلسوف قائل به تجرد نفس می­باشند، با این تفاوت که ملاصدرا تجرد نفس را ذومراتب می­داند. در این مقاله ابتدا پیش‌فرض‌های این دو فیلسوف، مراتب نفس و این‌که نفس در کدام مرتبه خویش به تجرد کامل می­رسد، بیان شده، سپس ادله هر دو فیلسوف بر بقاء نفس با هدف تبیین و تحلیل تجرد و بقای آن از منظرافضل‌الدین کاشانی و ملاصدرا ارائه گردیده است.
صفحات :
از صفحه 295 تا 324
معرفت شناسی باور دينی از ديدگاه مرتضی مطهری و آلوين پلنتينگا
نویسنده:
علاء الدین ملك اف
نوع منبع :
کتاب
منابع دیجیتالی :
حکمت تطبیقی و مقارنه‌ای جلد 1
نویسنده:
یحیی کبیر
نوع منبع :
کتابشناسی(نمایه کتاب)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: بوستان كتاب قم,
  • تعداد رکورد ها : 453