مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
اخلاق پسامدرن (وابسته) اخلاق توصیفی (وابسته) اخلاق سنتی (وابسته) اخلاق مدرن (وابسته) اخلاق هنجاری (وابسته) رویکردهای اخلاقی علم اخلاق(وابسته) فلسفه اخلاق فلسفه اخلاق اسلامی فلسفه اخلاق مسیحی فلسفه اخلاق یهودی فلسفه علم اخلاق (وابسته) فیلسوف اخلاق (وابسته)
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 487
اصل تعمیم‌پذیری در فلسفه اخلاق کانت و هیر
نویسنده:
کورش مولایی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اصل تعمیم‌پذیری، که ما را ملزم می‌دارد تا در وضعیت‌های مشابه، داوری‌های مشابه داشته باشیم، به عنوان یک اصل مهم در فلسفه اخلاق مطرح است؛ اصل تعمیم‌پذیری جایگاه ویژه‌ای در فلسفه‌ی اخلاق کانت دارد، کانت با بیان امرمطلق و صورت‌های مختلف آن، معیاری برای اخلاقی بودن یک عمل به دست می‌دهد، وی معتقد است تعمیم‌پذیری مهم‌ترین بعد اخلاقی بودن یک عمل است و در واقع تعمیم‌پذیری به عنوان یک معیار گزینش احکام اخلاقی، تعبیری از امرمطلق کانت است که در صورت‌بندی قانون کلی تجلی می‌یابد. ریچارد مروین هیر نیز از فیلسوفانی است که تعمیم‌پذیری نقش کلیدی در فلسفه‌ی اخلاق وی دارد و آن را از ویژگی‌های حکم اخلاقی می‌داند؛ هیر معتقد به توصیه‌گرایی است و به باور وی، تفاوت بین توصیه‌های اخلاقی و غیر‌اخلاقی یا اوامر، در تعمیم‌پذیر بودن توصیه‌های اخلاقی است؛ هیر با ورود اصل تعمیم‌پذیری به فلسفه‌ی اخلاق، استدلال اخلاقی را موجه و راه ورود عقل به حوزه‌ی اخلاق را هموار می‌سازد و هم اینکه سهمی برای آزادی در نظر می‌گیرد. این دو فیلسوف احکام اخلاقی را تعمیم‌پذیر می‌دانند، اگرچه در روش و مبانی فلسفه اخلاق خود متفاوتند، هیر ناشناخت‌گرا و کانت شناخت‌گراست؛ هر دو تکلیف‌نگر و غیرواقع‌گرا هستند. روش کانت نقد شناخت و توانایی و کاربرد آن و پی‌افکندن اخلاقی فارغ از هرگونه اتکا به تجربه است و روشی که هیر به کار می برد تحلیل زبان است.
اخلاق نقد مذاهب
نویسنده:
قاسم جوادی (صفری)
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه علوم وحیانی معارج,
چکیده :
از آغاز یکی از مهم‌ترین اهداف انبیا، اصلاح اخلاق در سطح جامعه بوده است؛ همان اخلاقی که ایشان به بشریت عرضه داشته‌اند. متأسفانه بخشی از رهبران مذاهب و حافظان دین و شریعت و نیز پیروان ایشان، در مواجهه با دیگران اخلاق حسنه را رعایت نمی‌کنند؛ در حالی‌که تحقق کامل پیام انبیا در صورتی است که این اخلاق را ابتدا رهبران دینی در عمل آورند که الگوی پیروان ادیانند. توجه به اخلاق در همه جا و بر همگان لازم است، اما رعایت آن از جانب رهبران ادیان، ضروری‌تر به نظر می‌رسد. رعایت این اخلاق به ویژه در مواجهه با سایر مذاهب و به هنگام فهم و مطالعۀ مذاهب دیگر، اهمیت بسیار دارد. بررسی تاریخی مواجهۀ مذاهب با یکدیگر، تصویر مقبولی از این موضوع به دست نمی‌دهد. غالباً مطالعات ادیان، با نوعی بدبینی، بدفهمی و گاه اهانت به دیگران همراه بوده است. از این‌رو لازم است اخلاق مرتبط با مطالعۀ ادیان و مذاهب به دقت مورد بررسی شود تا زمینه برای عمل بدان فراهم شود. «رعایت انصاف»، «فهم درست» و «عدم توهین» از ضروری‌ترین اصول اخلاقی در مواجهۀ علمی با مذاهب است.
صفحات :
از صفحه 123 تا 146
عینیت ناگروی در اخلاق نسبی انگاری فرهنگی و شخصی انگاری اخلاقی
نویسنده:
جیمز ریچلز
نوع منبع :
مقاله , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
چکیده :
نسبی انگاری فرهنگی و شخصی انگاری اخلاقی، دو نظریه مخالف عینی گرایی اخلاقی اند. در این نوشته، جیمز ریچلز، نشان می دهد که نسبی انگاری فرهنگی مبتنی بر استدلالی نامعتبرست؛ پیامدهای جدی انگاشتن آن نامعقول اند؛ و اختلاف نظر اخلاقی را بیش از آن که هست، تصویر می کند. در عین حال بر آنست که می توان درسهایی از این نظریه آموخت.نویسنده، در ادامه، دو روایت شخصی انگاری اخلاقی را مطرح و نقد می کند؛ روایت اول را بدلیل آنکه منکر دو واقعیت خطاپذیری انسانها و اختلاف نظر اخلاقی آنهاست، مردود می شمارد (شخصی انگاری ساده)، و روایت دوم را بدلیل اینکه نمی تواند نقش عقل و استدلال را در اخلاق توضیح و تبیین کند، ناقص قلمداد می کند (عاطفه گروی). وی نشان می دهد که اقامه دلیل و استدلال در اخلاق ممکن و مطلوب است و به همین دلیل اخلاق، عینی است، نه تابع ذوق و سلیقه شخصی یا مقبولات فرهنگی یک جامعه خاص.
صفحات :
از صفحه 183 تا 215
نسبیت گرایی اخلاقی به عنوان موضعی معرفت شناختی (دیدگاه دیوید ونگ)
نویسنده:
مسعود صادقی علی آبادی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، انتشارات,
چکیده :
نسبیت گرایی معرفت شناختی در اخلاق، با پذیرش دست کم برخی تفاوت های اخلاقی به این تفاوت ها بر حسب ارزش های معرفتی مانند صدق و توجیه پذیری عطف توجه می کند. ارایه تحلیلی نسبیت گرایانه از گزاره های اخلاقی که هم اطلاق اصطلاحات معرفتی در آنها را بپذیرد و هم تفاوت های اساسی و اختلاف های حل ناشدنی را تبیین کند بخش محوری تلاش دیوید ونگ، فیلسوف چینی الاصل آمریکایی است که تحولات اخیر در فلسفه زبان را نیز مدنظر قرار داده است. این جستار در پنج بخش تنظیم شده است: مقدمه؛ تحولات اخیر در فلسفه زبان؛ نقص های نظریات نسبیت گرایانه پیشین؛ تحلیل نسبیت گرایانه ونگ از گزاره های اخلاقی؛ بررسی و نقد تحلیل نسبیت گرایانه ونگ.
صفحات :
از صفحه 149 تا 182
تبیین سعادت قصوی از منظر مسکویه
نویسنده:
عین الله خادمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه فرهنگی تحقیقاتی إسراء,
چکیده :
مسکویه، علاوه بر بیان دیدگاه خودش درباره سعادت قصوی، دیدگاه حکیمان سلف را درباره این مسئله گزارش می‌کند و دیدگاه‌های فیثاغورث، سقراط، افلاطون و ارسطو را برمی‌رسد. برای تبیین دیدگاه مسکویه درباره سعادت قصوی، می‌توان بیان او را به دو قسمت سلبی و ثبوتی تقسیم کرد: بر اساس بیان سلبی او، حصول سعادت قصوی در تمتع از لذات حسی نیست. بر اساس بیان ثبوتی او شش ملاک (رسیدن به افق فرشتگان، دریافت حکمت از ساکنان ملأ اعلی، حرکت شوقی و عشقی به سوی خدا، دستیابی به کمال نهایی در دو بعد نظری و عملی، رسیدن به نعم بی‌حد و حصر بهشت، و تقرب به خدا) وجود دارد. نگارنده بر این باور است که این ملاک‌ها مانعة الجمع نیستند، بلکه امکان جمع این ملاک‌ها وجود دارد. گرچه برخی از این ملاک‌ها قابل نقد هستند، اما در مجموع این ملاک‌ها، مبین تأثر شدید مسکویه از دین مقدس اسلام است.
صفحات :
از صفحه 171 تا 191
فضایل ورذایل اخلاقی دراندیشه ابن مسکویه و ملامحسن فیض کاشانی
نویسنده:
حجت اله گودرزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مباحث اخلاقی از نگاه فلسفی از دیرباز در تفکرات اندیشمندان اسلامی خصوصأ ابن مسکویه مطرح بوده است که تحت تأثیر تفکرات ارسطو بوده است با الهام از اندیشه های اسلامی تلاش برای بازسازی آن نموده است از طرفی اشخاصی مانند ملامحسن فیض کاشانی تلاش کردند تا وجهه اسلامی و روایی مباحث اخلاقی را تقویت نمایند و از آنجائیکه هر انسانی به حکم انسان بودن دارای وجدان می باشد و یکی از جنبه های وجدان در انسان وجدان اخلاقی می باشد یعنی این وجدان حکم می کند که کدام کار اخلاقی و کدام کار غیر اخلاقی (رذیلت) می باشد. این تحقیق بر آن است تا زمینه های اخلاقی ابن مسکویه و ملامحسن فیض کاشانی را در رابطه با فضائل و رذائل اخلاقیبررسی نماید و دیدگاه هایفکری این دو دانشمند ایرانی را مورد بررسی و تحقیق قرار دهد در این پژوهش آرای ابن مسکویه جنبه عقلی محض دارد که عقل را یگانه داور تعیین فضائل و رذائل اخلاقی می داند. آرای ملا محسن فیض کاشانی بیشتر جنبه روایی و دینی داشته که عقل و شرع را در تعیین فضایل و رذائل اخلاقی مکمل یکدیگر می داند و نقش هرکدام از آنها را بطور جداگانه در تعیین فضایل و رذائل اخلاقی ناقص می داند.کلیدواژگان: اخلاق، فضائل، رذائل، ارزش،نفس، فلسفه اخلاق، ابن مسکویه، فیض کاشانی
تحلیل و مقایسه آراء اخلاقی ارسطو و ابن مسکویه
نویسنده:
هادی میرصانع
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تاریخ تفکر اخلاقی در اسلام دانشمندان و متفکران بزرگی داشته است. اما به نظر می رسد مسکویه مهمترین و تأثیر گذارترین متفکر اخلاقی در جهان اسلام می‌باشد. وی که تحت تأثیر افلاطون، ارسطو، نو افلاطونیان و فیلسوفان مسلمان پیش از خود از جمله کندی و فارابی و ... بوده بر متفکران پس از خود مثل خواجه نصیر طوسی، غزّالی و ... تأثیرات مهمی گذاشته است.اما آیا نظام اخلاقی مسکویه یک نظام ارسطویی است؟ آیا اخلاق مسکویه علاوه بر عناصر تفکر ارسطویی دارای عناصر غیرارسطویی نیز هست؟ تفکر اخلاقی مسکویه دارای چه عناصری است؟ پرسشهای فوق ما را بر آن داشت تا در این زمینه، تحقیق کوتاهی انجام داده و با تطبیق میان نظام اخلاقی ارسطو و مسکویه، ویژگی های فکری- اخلاقی هریک را مورد کنکاش قرار دهیم. البته شایان ذکر است که مسکویه علاوه بر اینکه از ره آورد تفکر فلسفی در حوزه اخلاق تأثیر پذیرفته از منابع فکری دیگری مثل قرآن و سنت و نیز میراث فکری گذشتگان در فرهنگ ها و ملل دیگر بهره برده است. در این رساله برآنیم تا با تطبیق آراء اخلاقی ارسطو و مسکویه به بررسی عناصر نظام اخلاقی هر دو دانشمند پرداخته و میزان تأثیر ارسطو و نیز منابع فکری دیگر را بر مسکویه مورد بحث و بررسی قرار دهیم.
دیدگاه فخر رازی دربارۀ معیار حسن و قبح در گسترۀ افعال الهی؛ تأمّلی بر تفکیک معرفت‌شناسانۀ اخلاق الهی و بشری
نویسنده:
محمود صیدی، مصطفی موسوی اعظم، حسن اختر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه علوم وحیانی معارج,
چکیده :
بسیاری از دیدگاه‌های علم کلام و فلسفۀ اخلاق، مبتنی بر تعیین ملاک حسن و قبح است. فخر رازی معتقد است حسن و قبح در افعال بشری عقلی، و در افعال الهی شرعی است. دیدگاه او خاص و منحصر‌به‌فرد است. در این جستار، نخست ادلۀ فخر رازی را برای تفکیک جایگاه عقل در اخلاق بشری و الهی و چرایی روی آوردن او را به چنین دیدگاهی خواهیم گفت. دلایل فخررازی را در دفاع از شرعی بودن حسن و قبح افعال الهی در سه جهت طبقه‌بندی می‌کنیم: تکلیف، خلقت و جبر حاکم بر عالم. در گام بعدی، ادّله او را با رویکرد تحلیلی- انتقادی سنجیده و نقد می‌کنیم. در پایان، با ردّ دیدگاه فخر رازی نتیجه می‌گیریم ملاک معرفت‌شناختی در تشخیص حسن و قبح افعال انسانی و الهی یکسان است.
صفحات :
از صفحه 91 تا 108
مبانی فلسفه اخلاق اسپینوزا و مقایسه آن با فخر رازی
نویسنده:
سمیه سردار
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
مسأله جبرو اختیار از مسائلی است که ذهن اندیشمندان را از دیرباز تاکنون به خود مشغول داشته است. گروهی از متفکرین اراده و اختیار در افعال ارادی انسان را پذیرفته و براین باور هستند که انسان فاعل ارادی کردارهای خود می‌باشد. اما گروهی دیگر از اندیشمندان معتقد هستند که شرایط و عوامل بیرونی و درونی وجود دارد که بر افعال انسانی تأثیر می‌گذارد. از این رو انسان فاعل تام افعال اختیاری خود نیست.فخر رازی و اسپینوزا از جمله متفکرینی هستند که هر دو قائل به جبر پیرامون افعال انسانی هستند.اسپینوزا بر اساس مبانی جهان شناختیخود قائل به نوعی وحدت وجودی می‌شود از نظر وی فقط جوهر(خدا) وجود دارد و همه چیزحالات آن جوهراست. به اعتقاد وی هر چه در عالم رخ می‌دهد از جمله اراده انسان از طریق سلسله علت و معلول به خدا می‌رسد. و بر این باور است که چون همه چیز از ذات الهی ناشی می‌شود در نتیجه انسان آزادانه نمی‌تواند فعل خاصی را اراده کند. و نیز نمی‌تواند غیر از اراده خاصی که از او صادر شده اراده دیگری را پدید آورد. از این رو در عالم هستی همه چیز حتی افعال انسانی نیز بر اساس ضرورت و علت خاص خود رخ می‌دهد.فخر رازی دارای دو دوره حیات فکری است. فخر رازی متقدم در آثار مربوط به این دوره مثل « البراهین»و « المحصل» از نظریه جبر طرفداری می‌کند. اما فخر رازی متأخر با توجه به آثار این دوره مثل « تفسیر کبیر» معتقد به راهی میانه و متعادل می‌شود و بر این باور است که پذیرفتن جبر محض و یا قائل شدن به اختیار مطلق هر دو نادرست می‌باشد. و شیوه صحیح و درست، پذیرفتن راه میانه است. اگر چه نظریه افراطی و نظریه معتدل که همان کسب است نهایتاً به جبر منجر می‌شود.اسپینوزا و فخر رازی از این جهت که هر دو نگاه جبرانگارانه به افعال انسانی دارند دارای دیدگاه مشترک هستند. اما اسپینوزا اگر سخن از جبر می‌گوید دغدغه جهان شناختی دارد و در مقابل فخر رازی چنانچه نگاه جبرانگارانه دارد به خاطر دغدغه‌های خداشناختی است.در حوزه فلسفه اخلاق نیز چون هر دو قائل به جبر هستند افعال درست از نظر ایشان یعنی آنچه مطابق با سرنوشت و تقدیر انسان باشد و از سوی دیگر چون سرنوشت هر کسی با دیگری فرق دارد از این روی هر دو نسبی‌نگر هستند.
  • تعداد رکورد ها : 487