مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
اسماء تاویلی(حکمت اشراق) شیء(حکمت اشراق) عالَم(حکمت اشراق) قواعد اشراقی
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 699
تأثیر سهروردی بر نصیرالدّین طوسی در نظریّه علم خداوند به ماسوی
نویسنده:
محمّدامین شاهجوئی ، حامده راستایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
آنچه در این مقاله مطرح است، مقایسه نظریه خواجه نصیرالدین طوسی و شهاب­الدین یحیی سهروردی در مسأله علم خداوند به ماسوی، و بررسی تأثیری است که شیخ اشراق در این مسأله بر نصیرالدین طوسی، به عنوان حکیمی مشائی، گذاشته و به عقیده نگارنده باعث شده است که این حکیم مشائی در این بحث، نه در طراز یک متکلّم، و نه در چهره یک فیلسوف مشّائی، بلکه در قامت «حکیمی اشراقی» ظاهر شود و برخلاف نظر فیلسوفان مشّائی، صریحاً قائل به «علم حضوری خداوند» به ماعدی شود. بر این اساس، در مقاله حاضر، نخست، نقدهای خواجه بر مشی حکمای مشّائی در مسأله علم و نیز نظریّه اختصاصی او در این باب بازگو، و سپس میان آن­ها از یک سوی، و انتقادات شیخ اشراق بر دیدگاه فلاسفه مشّائی و نظر مختار سهروردی در این بحث از سوی دیگر، به نحو متناظر مقایسه خواهد شد تا در پرتو آن، میزان تأثیرپذیری خواجه نصیر از شیخ اشراق در هر یک از دو بخش یادشده به طور جداگانه و مقدار تطابق عبارات و انطباق مفاد دلایل خواجه بر تعابیر و ادلّه شیخ روشن شود.
وجود نزد سهروردی و فرگه
نویسنده:
حسین واله ، مینا شمگانی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
شیخ شهاب‌الدین سهروردی، بنیان­گذار فلسفه اشراق، نوآوری­هایی ریشه­ای در فلسفۀ اسلامی دارد از جمله در بحث­ از انواع انگاره‌ها (مفاهیم). در این بحث ضمن نقد نگاه مشائی، انگاره­ها را به دو بخش حقیقی و اعتباری تقسیم می‌کند و وجود را در دسته دوم قرار می‌دهد. دیدگاه فرگه در تقسیم انگاره‌ها به مرتبه یک و مرتبه دو و نظر او در باره انگاره وجود شباهت­های قابل توجهی به نظر سهروردی دارد. با این حال، تفاوت‌های مهمی بین این دو دیدگاه را در پیامدهای مابعد الطبیعی نمی‌توان نادیده گرفت. در حالی‌که هر دو فرق محمول وجود با دیگر محمول‌ها را برجسته ساخته و تبیین کرده‌اند، نقشی که به آن داده‌اند در دو نظام فلسفی متفاوت است. نزد سهروردی کارکرد مفاهیم اعتباری ممکن ساختن شناخت است و نزد فرگه دسته بندی انگاره‌های مرتبه یک به راستین و دروغین.
روی آورد بین رشته ای و هویت معرفتی فلسفۀ صدرایی
نویسنده:
احد فرامرز قراملکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اصالت تفکر فلسفی ملاصدرا و تبیین تعین معرفتی فلسفه او از مسایل بحث برانگیز است. صدراشناسان معاصر دیدگاههای گوناگون در این خصوص ادامه کرده اند. منکران اصالت تفکر فلسفی ملاصدرا او را به التقاط متهم کرده اند و قائلان به اصالت این فلسفه در تبیین آن، دیدگاه های مختلف ابزار داشته اند؛ عده ای آن را حکمت تلفیقی دانسته اند که در نظام و ساختار معرفتی ابتکاری است و عده ای ملاصدرا را ابن سینای اشراقی به سبک سهروردی دانسته اند و برخی فلسفه او را اصالتا «کلام» تلقی کرده اند و گروهی بر زبان و منطق برتر در حکمت متعالیه تاکید کرده اند. «تنوع ابزار در مقام گردآوری» و «هندسه نوین معرفتی» دو دیدگاه دیگر در تبیین هویت معرفتی فلسفه صدرایی هستند. مطالعه بین رشته ای تبیین روشنی از فلسفه صدرا است که در پرتو توجه به آفات حصرگرای روش شناختی قابل حصول است. اخذ روی آورده های گوناگون در تبیین پدیدارها نوعی کثرت گرایی روشی شناختی است که بر نظریه ذومراتب بودن حقیقت استوار است، نظریه ای که تمایز فلسفه متعارف و متعالیه را توضیح می دهد.
صفحات :
از صفحه 125 تا 136
تبیین و نقد راه حل ناسازگاری ظاهری در روش حکمت اشراق
نویسنده:
رضا (زهیر) حسینی لواسانی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
شیخ اشراق با ناقص دانستن روش مشائین در دستیابی به حقیقت، روش کشف و شهود را برمی‌گزیند؛ اما فکر و برهان چه جایگاهی در روش وی دارد؟ از برخی عبارات او برداشت می‌شود که فکر و برهان جایی در روش او ندارند و از برخی عبارات دیگر وی نتیجه عکس گرفته می‌شود. یکی از راه حل‌های این ناسازگاری ظاهری، تفکیک قائل شدن بین روش شخصی رسیدن به حقیقت و روش انتقال مفاهیم به غیر است. طبق این دیدگاه، روش رسیدن خودِ حکیم به حقیقت، کشف و شهود است و استفاده از فکر و برهان، تنها برای تعلیم دیگران است، نه برای اطمینان شخصی؛ اما با ذکر سه دلیل محدود کردن جایگاه فکر به جایگاه انتقال مفاهیم به غیر رد می‌شود. در نتیجه حکیم اشراقی در جایگاه رسیدن شخصی به حقیقت هم می‌تواند از روش شهودی استفاده نماید و هم از روش استدلالی و در جایگاه انتقال حقایق به غیر از روش استدلالی باید استفاده نماید.
صفحات :
از صفحه 9 تا 28
ماهیت تاریخی امکان و تحقق فلسفه اسلامی
نویسنده:
نجیب الله شفق، محمد فنایی اشکوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این مقاله به بررسی امکان فلسفه اسلامی، و توصیف ویژگی‌ها و گرایش‌های آن می‌پردازد. دیدگاه نویسندگان این است که مسئله امکان و تحقق فلسفه اسلامی اساسا ماهیتی تاریخی دارد؛ به این معنا که در پاسخ این پرسش که آیا فلسفه اسلامی امکان دارد، و اگر آری، آیا تحقق‌ یافته است یا نه، باید فلسفه را دانشی سیال در نظر گرفت که از زمان ورود به جهان اسلام تحولاتی را به خود دیده، و در این روند تاریخی قبض و بسطی در مصادیق آن پدیدار گشته است؛ گرایش‌ها، نظریه‌ها، و مسائل متفاوتی در آن ظهور کرده‌اند، برخی از آن‌ها اهمیت بیش‌تری پیدا کرده‌اند و برخی دیگر در انزوا قرار گرفته‌اند. این تحولات سبب شده است که برای فلسفه اسلامی هویت متمایزی شکل بگیرد. جامع‌نگری، یقین‌مداری، و خدامحوری سه ویژگی عام و اساسی فلسفه اسلامی است. در این مقاله، مشخصه‌های کلی مکتب مشا، اشراق، و حکمت متعالیه توصیف می‌شوند و تحلیل گفتمانی به عنوان بهترین راهکار برای بیان مشخصه‌های گرایش‌های فلسفی ارائه می‌شود. هدف اصلی این مقاله نشان‌دادن این نکته است که مفهوم فلسفه اسلامی منافی با سیر آزاد عقلانی نیست.
صفحات :
از صفحه 101 تا 123
سیر تحوّل اصطلاحات عرفانی از اسرارالتوحید تا عوارف‌المعارف سهروردی (اسرارالتوحید،حدیقة‌الحقیقة، تذکرةالاولیاء، عوارف‌المعارف)
نویسنده:
سمیرا شرفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
زبان عرفانی از لغات و اصطلاحات عرفانی که بار اصلی معنا را بر دوش می‌کشند و فهم صحیح ادبیات اصیل عرفان فـارسی در گرو تشخیص این اصطلاحات است، مشحون است. در این پژوهش تلاش می‌گردد تا چهار کتابِ عرفانی اسرارالتوحید، حدیقه‌الحقیقه، تذکره‌الاولیاء و عوارف‌المعارف بررسی شده و ضمن استخراج معانی بدست آمده از هر اصطلاح عرفانی و شواهد موجود در کتب مذکور، سیر تحوّل معانی آن تعابیر عرفانی با روش توصیفی- تحلیلی بررسی گردد. مطالعه در آثار فوق، بیانگر این مهمّ است که معارف صوفیان به مرور زمان تکامل یافته، در انتقال این معانی، قالب زبان نیز از نوعی سیر تکاملی تبعیت نموده است. عرفا برای بیان درست و دقیق مفاهیم و معانی تازه عرفانی، یا واژه‌هایی جدید آفریده و وضع کرده‌اند و یا بر تن واژه‌های متداول قدیمی، معانی جدیدی پوشانده‌اند.
نظام معرفت شناسی سهروردی
نویسنده:
سیده‌زینب موسوی‌نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهمباحث معرفت‌شناسانه سهروردی چنان نظام‌مند است که انسجام درونی ساختار فلسفی او را نشان می‌دهد. وی با اثبات ممکن بودن معرفت به وسیله پاسخ دادن به شواهدی نقض، ضمن رد شکاکیّت، معرفت را به معنای حضور و ظهور معلوم نزد عالِم یا نور مجرد می‌داند. او برای ایجاد سازگاری درونی نظام معرفت‌شناسی خود بر معرفهالنفس تأکید می‌کند و ابزار دستیابی به معرفت را قوای ادراکی آن معرفی می‌کند که شامل حواس ظاهری و باطنی و قوه عاقله می‌باشد. بر همین اساس او مراتب معرفت را ادراک حسی، خیالی و عقلی می‌داند که در نحوه تحقق معرفت در هریک از این مراتب، بر مبانی اشراقی خاص خود، یعنی حضور، شهود و اشراق تأکید می-کند. بدین معنا که ظهور ذات برای نفس همان هویت نوری اوست و ظهور غیر برای آن هم به نحو اضافه اشراقی او بر هر معلومی که به واسطه نور ذاتی یا عرضی ظاهر شده، می‌باشد، البته در مرتبه ادراک عقلی به برکت اشراق مُثل است که نفس به اندازه تجردش به درک حضوری و شهودی نور محض نائل می‌شود. لذا هویت معرفت اشراقی، حضور معلوم در پرتو اشراق نفس و سپس مشاهده آن توسط نفس می‌باشد. این نحوه توجیه، از یک طرف ارتباط عمیق نظام معرفت‌شناسی و هستی‌شناسی سهروردی را نشان می‌دهد و از طرف دیگر می‌توان معیار معرفت را حضور و شهود مستقیم به واسطه اشراق دانست. اما از این جهت که نفس تنها درصدد ثبوت معرفت برای خود نیست، بلکه به دنبال بازگویی و سنجش آن هم برمی‌آید، لذا معارف خود را در مقام اثبات قرار می‌دهد. در این صورت است که به معرفت حصولی منتقل می-شود، به طوری که به وسیله مفاهیم و قضایا به بازگویی و اثبات ادراکات حضوری در قالب تعریف یا استدلال، برای دیگری یا حتی برای خود می‌پردازد. برهمین اساس مباحثی چون صدق و کذب، نحوه توجیه خطاها و ملاک آنها و بحث تقابل یا عدم تقابل به میان می‌آید. با مبنا قرار گرفتن معرفت حضوری، معرفت حصولی مبتنی بر آن خواهد بود و از طرفی معرفت حضوری در صورت پیوند با معرفت حصولی می-تواند در مباحث معرفت‌شناسی مطرح شود.واژگان کلیدی: سهروردی، معرفت‌شناسی، معرفت حضوری، نور، شهود و اشراق، اضافه اشراقی
مقایسه‌ی نفس از دیدگاه سهروردی و کانت
نویسنده:
اسماء شاهمرادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رویکرد‌های سهروردی و کانت، به عنوان دو تن از برجسته‌ترین فیلسوفان شرق وغرب، به مسئله‌ی نفس تفاوت‌های بنیادین، و همزمان شباهت‌های جالب‌توجهی با هم دارند که بررسی آنها منوط به آشنایی با نظریه‌ی نفس هر دو فیلسوف است. اساس رویکرد سهروردی به نفس را تعریف او از «نور اسپهبد» تشکیل می‌دهد که بر طبق آرای او به عنوان مدبر جسم نسبت به خود «خودآگاه» است و این خودآگاهی را از علم حضوری خود نسبت به خویشتن خویش به دست می‌آورد. نظریه‌ی اشراقیِ نفس سهروردی بر نوعی تعریف نوافلاطونی نفس استوار است. این در حالی است که کانت، به عنوان یکی از بزرگ‌ترین مخالفان اندیشه‌های نوافلاطونی، اساساً با هر نوع علم حضوری مخالف است و نفس را در مقام یک چیزدرخود (شئ فی‌نفسه) یا نومن ناشناختنی می‌داند، زیرا از طرفی چونان یک نومن به شناخت درنمی‌آید و از طرفی ادراک حضوری انسان‌ها به «منِ» خود هیچ اعتبار شناختی‌ای ندارد. این «من استعلایی» که کانت تبار آن را در مابعدالطبیعه‌های سنتی پیش از خود، به‌ویژه در دکارت و هم‌مسلک‌های خردگرای او می‌جوید، هرچند شرط بنیادین تشکیل نظام مفاهیم پیشین فاهمه و بنابراین پایه‌ی انسان‌شناختیِ ادراک است، اماخود ادراک‌شدنی نیست و احکام آن را باید نه در حوزه‌ی شناخت یا عقل نظری، بلکه در گستره‌ی اخلاق و عقل عملی جُست. همین نکته بنیاد تفاوت ژرف دیدگاه دو فیلسوف به مسئله‌ی نفس را تشکیل می‌دهد. در کنار این تفاوت اصلی، اختلافاتی هم در مورد قوای نفس، ادراک عقلی و اساساً خودِ عقل، و نیز مفهوم علیت نزد دو فیلسوف می‌توان یافت. با این همه نگرش آنها شباهت‌هایی نیز با همدیگر دارد که از آن‌جمله می‌توان به همانندی‌های نسبی در برداشت‌های سهروردی و کانت پیرامون بقای نفس و همچنین لذتِ استکمالیِ نفس اشاره کرد.کلیدواژگان: سهروردی، کانت، نفس، علم حضوری، فاهمه، نور اسپهبد، عقل فعال، پدیدار، ذات معقول، من استعلایی
بررسی مسأله نفس و رابطه آن با بدن در اندیشه سهروردی و صدرالمتألهین
نویسنده:
مهدی عبدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از نظرحکماء، معرفت نفس از مهم ترین و اساسی ترین مسائل فلسفی است زیرا که شناخت نفس از شرایط اساسی شناخت خداوند و جهان هستی است. چنانکه رسول اکرم فرموده است "من عرف نفسه فقد عرف ربه” هر کس نفس خود را بشناسد خدا را می شناسد و اگر خدا را بشناسد جهان هستی را هم خواهد شناخت. پی بردن به حقیقت نفس، همواره از دغدغه‌های فیلسوفان مسلمان بوده است. از میان این فیلسوفان سهروردیو صدرالمتألهین عنایت ویژه ی به بحث نفس داشته اند و بر خلاف حکمای مشاء که از علم‌النفس در طبیعیات بحث کرده‌اند، این مسأله را در الهیات مطرح کرده اند.مشرب سهروردی در باب چیستی نفس، تقریباً همان مشرب حکمای مشّاء است و معتقد است که «نفس کمال بدن است و وجودش وابسته به آن است. البته ملا صدرا نیز در تعریف نفس درنهایت به همان تعریف ابن سینا از نفس می رسد. در فلسفه سهروردی نظری? علم حضوری برای اولین بار مطرح شده، از همین رو در خصوص ماهیت نفس نیز از این مبنا سود برده است. شیخ اشراق به مسأله نفس صورتی الهی بخشیده است. از نظر وی نفس، نوری از انوار حق‌تعالی است. از نظر ملاصدرا نفس، «جسمانیه الحدوث» و «روحانیه البقا» است؛ اما شیخ اشراق، معتقد است که نفس روحانیه الحدوث و البقاء است. سهروردی اتحاد جوهری میان نفس و جسم را نمی‏پذیرد و ارتباط آن دورا نوعی ارتباط شوقی محض می‏داند. وی بر این باور است که نور اسفهبدی که همان نفس مدبّر است. نمی‏تواند در برازخ تصرف کند، مگر این‌که مناسبتی میان آن ها باشد، و او این مناسبت را جوهر لطیفی به نام «روح » می‏داند. صدرالمتألهین در باب تبیین نوع و چگونگی ارتباط نفس با بدن و نفس با قوا، ابتکار بدیعی داشته و بدن و هم چنین قوا را با استفاده از مقوله حرکت جوهری که از ابتکارات ممتاز وی است، مراتب وجود واحد - یعنی نفس – معرفی می کند. به نظر می رسد که تطبیق آراء این دو فیلسوف بزرگ، زوایای پنهانی از انسان شناسی را برای ما آشکار خواهد کرد.
واکاوی نظریة معرفتی سهروردی و پاسخ به اشکالات
نویسنده:
رضا قاسمیان مزار
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
از نظر شیخ اشراق علم انسان به موجودات مادی، علم نفس به بدن و قوای آن، و علم به همه مبصرات حضوری است؛ معنای علم حضوری نزد سهروردی این است که انسان اگر بخواهد به هرچیزی علم پیدا کند حضوراً آن را می‌‌‌‌یابد و در ادراک نیازی به وساطت صور نیست بلکه صرف اضافه اشراقی کفایت می‌کند. گرچه او تصریح می‌کند که حضوری بودن معرفت بصری به جهان مادی و علم حضوری نفس به بدن و قوای بدنی خود در سایه شهود باطنی نفس و استعانت از برهان عقلی است، اما این نظریه درظاهر با برخی عبارات و مبانی وی هم‌خوانی ندارد؛ ازاین‌رو با اشکالاتی مانند: حاصل نشدن اثر علم حضوری در نفس؛ سیطرۀ وجودی نداشتنِ مدرِک بر مدرَک؛ انحصار حضور در مجردات و تصریح به حصولی بودن برخی از علوم، مواجه است. در این مقاله کوشیده ایم با استناد به مبانی شیخ اشراق و اثبات موارد زیر به اشکالات پاسخ دهیم: ۱. اثر، اعم از صورت ذهنی است، ۲. مراد از شرط سیطرۀ مدرِک در ادراک، خصوص علیت نیست، ۳. سبب ادراک مادی، وجود مادی نیست، بلکه خاصیت مظهریت جوهر مدرک است که سبب حضور ماده می‌شود، ۴. نفس می‌تواند از علم حضوری خود صورت‌گیری و آن را به علم حصولی تبدیل کند.
صفحات :
از صفحه 77 تا 96
  • تعداد رکورد ها : 699