جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
دیدگاه برگسون در مورد شهود و اشارات آن برای تعلیم و تربیت
نویسنده:
مجتبی سلیمان زاده مقدم
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در این پایان‌نامه با عنوان «دیدگاه برگسون درمورد شهود واشارات آن برای تعلیم وتربیت» کوشیده شده‌است تا با استفاده از روش «تحلیل فلسفی»، به دو سوال اصلی تحقیق، یعنی «تبیین ابعاد معرفت‌شناسانه دیدگاه برگسون در مورد شهود» و «دریافت اشارات دیدگاه برگسون درمورد شهود، برای تعلیم و تربیت» پاسخ داده شود. بدین منظور و در مورد پرسش نخست، در ابتدا ریشه‌های اندیشه‌های برگسون در فلسفه معاصر فرانسه مورد بررسی قرار گرفته و آبشخورهای اصلی آن تبیین گردیده و بر اساس آن مبانی معرفت‌شناسی برگسون معرفی شده‌است. سپس برای یافتن پاسخ پرسش دوم به تبیین مفهوم معرفت شهودی در نزد مربیان شهودگرای معاصر پرداخته شده و معرفت شهودی مورد نظر برگسون با آنها مورد مقایسه قرار گرفته‌است. بر این اساس نیز ابعاد کاربردی و اشارات تربیتی معرفت شهودی برگسون از میان این مطالب استخراج گردیده‌است. و در نهایت این نتیجه حاصل گردیده که تعلیم و تربیت مبتنی بر دیدگاه برگسون، بسیار فراگیر بوده و تمام ابعاد جسمی و روحی انسان را شامل می‌شود؛ بعبارت دیگر از این منظر انسان هم محتوی هم مبدأ و هم مقصد فرآیند تعلیم و تربیت می‌باشد.
کمال و سقوط انسان ازدیدگاه مولانا و مایستراکهارت
نویسنده:
علیرضا خواجه گیر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهرویکرد مولانا و مایستر اکهارت به مسئله انسان و سیر کمالی او متاثر از نگاه ذو مراتبی به حقایق هستی اعم از خدا و انسان است . انسان موجودی است دارای ساحت های ظاهری و باطنی که هرکدام منعکس کننده بخشی از حقیقت پنهان اوست .بنابراین کمال و سقوط او نیز با توجه به این سلسه مراتب وجودی او معنا می شود .اگرچه این دو عارف متعلق به دو سنت عرفانی جدا از یکدیگر بوده اند و تاثیر سنت های دینی شان در تعالیم عرفانی آنها منعکس شده ، امّا رویکرد عرفانی آنها به انسان و بویژه کمال و سقوط او از وجوه تشابه و تفاوت معناداری برخوردار است. از این جهت نگاه تطبیقی به مسئله کمال و سقوط در آموزه های این دو عارف ، هم از جهت مقایسه دو سنت عرفانی اسلام و مسیحیت بطور اعم و هم تحلیل و مقایسه نگاه عرفانی این دو عارف بطور اخص به مسئله مذکور ، قابل توجه می باشد. در این رساله مسئله کمال و سقوط انسان در دو مرحله اصلی که مشتمل بر مراحل فرعی تری است و همه مراحل با یکدیگر ارتباط متقابل دارند ، مطرح شده است .در مرحله اول که نقش معرفت و شناخت در کمال و سقوط انسان است ، این مسئله در سه سطح حسی ، عقلی و شهودی مطرح شده است. محدودیت و عدم توانایی معرفت حسی در درک حقیقت مستلزم گذر کردن از این مرحله و رسیدن به حواس باطنی است ، علاوه بر این گرفتار شدن انسان در دایره ی تنگ عقل جزیی در مرحله شناخت عقلی نیز مانع رسیدن انسان به مرتبه ی عقل کلی است ، که از محدودیت های عقل جزیی به دور است.آنچه می تواند مکمل این دو مرحله شود ، رسیدن به معرفت شهودی از حقیقت و درک بی واسطه آن است . رسیدن به این مرحله مستلزم از بین بردن موانع ارتباط برقرار کردن با حقیقت الهی خویشتن و رسیدن به خودشناسی حقیقی است، که در تعالیم عرفانی آنها این مسئله بسیار با اهمیت و برجسته است . رسیدن به این مرحله از کمال نیز مستلزم عبور کردن از موانعی است کهگاهی از سنخ دانستنی های کاذب و گاهی از سنخ بیماری های اخلاقی ، تعلقات عاطفی و عدم برخورداری از عنایت خداوند و رهبری معنوی است.رویکرد مولانا و اکهارت در معرفی و سلوک در این مراحل،برای رسیدن به کمال و رها شدن از سقوط معنوی، با تاکید بر عشق در تعالیم مولانا و وارستگی در تعالیم اکهارت قابل بررسی است.کلمات کلیدی: مولوی ، اکهارت ،خودشناسی،عشق،وارستگی،عقل،شهود،کمال،اخلاق
بررسی تطبیقی ملکوت در قرآن و اناجیل چهارگانه
نویسنده:
مهدیه کیان‌مهر
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
«ملکوت» از آموزه‌های مشترک و دارای حیطه‌ی معنایی وسیعی در قرآن و اناجیل است . در قرآن کریم ، «ملکوت» به معنای اولیه‌ی «مُلک عظیم» و معنای خاص «باطن» و بخش تدبیرکننده‌ و الهی نظام هستی است که مراتبی هماهنگ با مراتب نزول امر الهی دارد . در اناجیل ، «ملکوت» به معنای اولیه‌ی «امر ملوکانه‌» و «قلمرو حکومت الهی» و دارای دو جنبه‌ی اساسی حال و آینده است. ملکوت آینده با ظهور پسر انسان در آخرالزمان مرتبط است که با ماموریت عیسی و در شخص او آغاز شده و امروز از نظر روحانی وجود دارد . این رساله به مقایسه‌ی معنا و ویژگی‌های ملکوت و نیز عوامل و آثار دستیابی به آن پرداخته است . در خصوص مقایسه‌ی این اصطلاح شایان ذکر است که «ملکوت» در قرآن و اناجیل قابل دستیابی در حیات دنیوی و اخروی است . در قرآن از این امر با تعبیر «نظر» و «رویت» و در اناجیل با تعابیر «ورود»، «جستجو»، «مالکیت» و «دیدن» ملکوت یاد شده است . دستیابی به آن در قرآن با شهود قلبی و در اناجیل از طریق جسم میسر است .هر چند در تفاسیر عرفانی اناجیل که ملکوت را «وحدت با خداوند» می‌دانند این دستیابی از طریق شهود ممکن می‌شود. «ایمان» ، «عمل صالح» ، «احسان» و «تزکیه‌ی نفس» از عوامل مشترک دستیابی به ملکوت در هر دو حوزه استاما «فقر» و «رنج» از عوامل مختص اناجیل و «توحید» و «هدایت تکوینی» ، مختص حوزه‌ی قرآنی است. از آثار دستیابی به ملکوت ، «حیات جاوید» ، «شناخت خدا» و «نجات» را می‌توان نام برد که در قرآن و اناجیل مذکور است؛ در این میان «یقین» ، «ترفیع درجات تکوینی» و «توحید» از آثاری است که تنها در قرآن و «برقراری عدالت جهانی» و «بهره‌مندی از رابطه‌ی پدری» تنها در اناجیل آمده است. در قرآن ملکوت حقیقتی است ثابت ، ماوراء‌طبیعی و عاری از مکان و زمان و تنها برای خداست اما در اناجیل وابسته به زمان و شخص عیسی است .
جایگاه قلب در معرفت شناسی ملاصدرا
نویسنده:
حمزه عموشاهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
قلب معنوی در فلسفه و شناخت شناسی صدرالمتالهین اهمیت بسیاری دارد . او قلب معنوی را حقیقت انسان می داند که این حقیقتهماننفس آدمی است و درحال حرکت و تکامل به سوی نفس ناطقه ودر نهایت نیل به بالاترین مراتب عقل است که با طلب عقلانیات و معارف عقلی به هدف و غایت خود نائل می گردد. از سوی دیگر صدرالمتالهین در معرفت و شناخت اصالت را به علوم عقلی می دهد بدین معنا که ادراک حقیقتی مشکک وذومراتب است ومراحل مختلف ادراک – ازاحساس تا تعقل و از تعقل تا بالاترین مراتب شهود– مراتب مختلف حقیقتی واحد به نام عقل و تعقل را تشکیل می دهند به همین جهت احساس و تخیل را نوعی تعقل ضعیف و وحی را بالاترین مرتبه ی تعقل و بقیه ی علوم را مقدمه ای برای رسیدن به معقولات می داند. او در مورد تعقل و شناخت شناسی عقل دارای دو دیدگاه است که دیدگاه اوّل نظر اکثر فلاسفه است وتعقل را بدست آوردن مفاهیم کلی از راه تجرید که به وسیله ی عقل حصولی که پایین ترین مرتبه ی عقل است می داند . امّا نظر دوم دیدگاه اصلی اوست که شاهراه پیوند فلسفه وعرفان در مکتب متعالیه است . او تعقل را شهود حقایق مثالی و عقلی به وسیله ی مرتبه ی حضوری عقل و این که تعقل درمراتب بالاتر با شهود عرفانی متحد است بیان می کند. در نتیجه عقل را به سوی قلب پنجره هایی است قابل گشودن ومشهودات قلب می توانند پس ازشهود مکشوف عقل واقع شوند و به صورت علوم برهانی وخرد پذیر بیان شوند.
بررسی عقل‎گرایی از دیدگاه ملاصدرا و عبدالجبار همدانی
نویسنده:
محبوبه پهلوانی‎نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
همواره گرایش های فکری در عالم اسلام به دو قسم عمده گرایش های عقلی و نقلی تقسیم می شود. پیروان گرایش های نقلی، گروه های ظاهرگرایی چون اشاعره،مشبهه، مجبره و ... می باشند. در حالی که پیروان گرایش های عقل گرایانه را گروه هایی چون شیعه و معتزله تشکیل می دادند گذشته از نزاع تاریخی بر سر به کارگیری عقل یا نقل در فهم متون دینی در عالم اسلام،مسئله دیگر اختلاف گروه های عقل گرا در تفسیر گزاره های دینی بوده است که از آن میان می توان به فرقه معتزله در میان گرایش ها فکری عالم تسنن و برخی متکلمان و فلاسفه که خود را وامدار تفکر شیعی می دانستند اشاره نمود. در حقیقت، وجه بارز اشتراک میان این گروه ها اتفاق همه آنها بر موضع تاکید بر مسئله عقلانیت در حوزه دین بود به گونه ای که بسیاری از مستشرقان غربی(نک: مادلونگ،1375: 116، نیز نک: سبحانی،1383: 45) و به تبع ایشان برخی متفکران عرب (نک:سبحانی،1383: 34) به ریشه های مشترک فکری دو فرقه و تاثیر پذیری شیعه و معتزله از یکدیگر معتقد شده اند که در جای خود محل تامل و بررسی است. . بحث در پژوهش حاضر بر سر مسئله عقل گرایی در تفکر دو متفکر از دو فرقه شیعه و معتزله است. صدرالمتالهین متفکر شیعی و قاضی عبدالجبار متکلم معتزلی.از سویی در نظام تفکر وجود شناسانه صدرالمتالهین، عقل حقیقتی تشکیکی و دارای مراتب بوده که توانایی کشف تجلیات و ظهورات حقیقت هستی را دارد و اعلی مرتبه آن حضور در محضر معلوم و شهود عقلانی آن است و در این مرتبه است که حقیقت شرع با عقل پیوند می خورد . در حالی که در تفکر قاضی عبدالجبار عقل جلوه ای فربه و پررنگ داشته و نهایت مراتب آن معادل عقل استدلالی است. از این رو،عقل به کارگیری شده در نظام تفکری او عقلی محدود به فهم و تحلیل ظواهر بوده و وی همواره در پی هماهنگی گزاره های دینی با یافته های عقلانی خویش می باشد. برون داد اختلاف در نوع نگاه عقلانی به مسائل، شیوه عقل گرایانه قاضی و ملاصدرا را در تحلیل مسائل اساسی دینی به گونه ای واضح از یکدیگر متمایز می نماید. که در این نوشتار به آن خواهیم پرداخت. با بررسی دقیق جوانب و مبانی تفکری هر دو فرقه می توان گفت که تعریف عقل و جایگاه عقل گرایی در هر یک از مکاتب مذکور متفاوت است. به عبارت دیگر، در حالی که عقل گرایی معتزلی بیشتر حول محور پاسخ گویی به سئوالات مطروحه دیگر گروه های کلامی و جدل با ایشان شکل گرفته بود مسئله عقل در نظام تفکر شیعی از اهمیت اساسی و بالذاتی برخوردار است که روایات وارده از معصومین علیهم السلام بیانگر همین معنا است. آنچه در این نوشتار به آن پرداخته خواهد شد مقایسه دو اندیشمند از این دو گروه در مسئله عقل گرایی است.
بررسي و تفسير ديدگاه دين‌شناختي شلايرماخر
نویسنده:
مژگان گلزاراصفهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فريدريک دانيل ارنست شلايرماخر(1834-1768)، يکي از برجسته-ترينفلاسفه و الهي‌داناني است که به خاطر تلاش اثر گذارش بر الهيات جديد، بعد از عصر روشنگري، معروف است. وينه تنها، فيلسوف، بلکه همچنين، يک الهي‌دان به‌نام نيز بود. بيشتر آثار فلسفي او راجع به فلسفه دين بود و به خاطر تأثير ژرفي که بر انديشه‌ي مسيحي بعد از دوران خود گذاشت، «پدر الهيات پروتستان جديد» ناميده شد. شلايرماخر، مؤلفه‌هاي اصلي مسيحيت را در كتاب «درباره‌ي دين»، خطاب به تحقيركنندگان فرهيخته‌ي دين، دوباره تفسير مي‌كند. پروسه‌اي را كه در اين كتاب پيش مي‌گيرد، در واقع نجات دين از تحقير و اهانت روشنگري و مخصوصاً شكاكان رمانتيسيسم كه تحقيركنندگان فرهيخته‌ي دين مي‌باشند، است. او در اين كتاب،‌ منكر آن است كه دين را بتوان يكي از صور معرفت دانست يا مبتني بر متافيزيك و يا علم قرار داد. او نيز در كتاب ديگر خود به نام «ايمان مسيحي»، مهمترين مؤلفه‌هاي دينيرا به شيوه‌اي دقيق‌تر و جزئي‌تر توضيح داده است. در اين رساله تلاش بر آن است که نگاهي عميق و در عين حال منصفانه به انديشه فلسفي و ديني او داشته باشيم؛ ما مي‌خواهيم با تمرکز بر دو اثر مهم شلايرماخر، «درباره‌ي دين» و «ايمان مسيحي» به تفسير انديشه‌ي ديني او بپردازيم.
بررسی تفکر اشراقی در فلسفه ابن سینا
نویسنده:
سمیه نجفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ابن سینا به عنوان یکی از شارحان و معلمان بزرگ فلسفه ارسطویی بیش از هر چیز فیلسوفی عقل گراست که به استدلال و فلسفه استــدلالی – بحثی اهمیت زیادی می دهد؛ اما در بعضی آثار او رگه هایی از تمایل وی به اشراق یافت شده که جهت گیری او به سمت راه اشراق و شهود را نشان می دهد، از میان مهم ترین آثار ایشان با رنگ و بوی اشراقی می توان به رسائل رمزی شیخ، همچون حی ابن یقظان، رساله الطیر، سلامان و ابسال اشاره کرد.که البته از همه اینها مهمتر سه نمط آخر اشارات در بهجت و سعادت، مقامات العارفین و اسرارالآیات است. رویکرد اشراقی ابن سینا دارای منابع معرفتی ویژه ای است که غیر ازکتب و شرح و تفسیر های آرای ارسطو و یونانیان می باشد. او تنها راه رسیدن به اشراق را بی اعتنایی به امور مادی و سر سپردن به سیر و سلوک باطنی می پنداشته است. ابن سینا خود صریحاً به گرایش اشراقیش اشاره کرده و در مقدمه منطق المشرقیین که باقی مانده از حکمت مشرقی ایشان است از گرایش دیگر و جدا شدن از شریکان مشایی سخن می گوید.واژگان کلیدی: ابن سینا ، افلاطون، فلوطین، سهروردی، شهود، فلسفه مشائی، فلسفه اشراق
بررسی عالم ذر از منظر آیات و روایات
نویسنده:
مرتضی تولائی کوشه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
براساس جهان بینی توحیدی، سیر تکامل انسان محدود به این دنیای مشهود و مادّی نمی شود.بلکه انسان قبل از ورود به دنیا، عالم های دیگری را پشت سر می گذارد که آخرین وعلنی ترین آنها عالم جنینی است.همچنان که بعد از دنیا نیزعالم های دیگری همچون برزخ و قیامت را پیش رو دارد.البته بدیهی است که حضور انسان در هر مرحله متناسب با همان عالم موجود است. درباره ی حقیقت عالم ذر وکیفیّت حضور انسان بین اندیشمندان اختلاف نظر وجود دارد، برخی آن را به کلّی رد نموده وآن را حمل بر تمثیل کرده اند. ودرمقابل برخی آن را اثبات نموده اند.با توجّه به آیات و روایات وارده دراین موضوع نظریّه علّامه طباطبایی مبنی بر اینکه ملکوت محلّ شهود واشهاد است صحیح تر به نظر می رسد واز اشکالات کمتری برخوردار است.در نتیجه انسان در عالمی مقدّم بر این دنیا از حیث رتبه حضور داشته و با علم شهودی به پروردگار خود معرفت پیدا کرده است.وخداوند علاوه بر ربوبیّت خود بر رسالت پیامبر خاتم(صلی اللّه علیه و آله وسلم) و ولایت اهل البیت خاصّه امیرالمومنین(علیهم السلام) اقرار گرفته است.وهمه انسان ها با ندای «قالوا بلی» این اقرار را پذیرفته و تعهّد درمقابل آن را اعلام کرده اند.
بررسی اعتقادات شیعیان درباره ی رویت و شهود تا قرن چهارم
نویسنده:
اعظم سبزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهاز دیرباز تاکنون در تاریخ اندیشه فکر بشر و تاریخ ادیان درباره‌ی مسئله رویت و شهود خداوند دیدگاه‌های متفاوتی وجود داشته و پس از ظهور اسلام نیز این مسئله در اندیشه‌های کلامی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده است. در این پایان‌نامه با روش توصیفی تحلیلی سعی شده است نظریات شیعیان تا قرن چهارم در این زمینه استقرا و موردبحث و بررسی قرار گیرد. اجماع متکلمین امامیه بر این است که امکان رویت حسی خداوند منتفی است بلکه به‌صورت فراحسی تجلیات خداوند در شرایط ویژه‌ای قابل‌رویت و شهود است.در اینجا پس از تبیین آراء و نظریات شیعیان در این بازه زمانی با تأکید بر دیدگاه‌های کلینی، شیخ صدوق، شیخ مفید، سید رضی، سید مرتضی به معرفی قائلین دو نظریه‌ی رقیب مهم و بیان دلایل آن‌ها پرداخته و آنگاه آن‌ها را از دیدگاه موردنظر به‌نقد و چالش کشانده‌ایم. (مراد از این دو نظریه‌ی رقیب که موردنقد قرارگرفته‌اند عبارت است از نظریه امکان رویت حسی و نظریه رویت به‌طور مطلق می‌باشد).سپس مبانی دیدگاهی متکلمین امامیه تا قرن چهارم نظیر پذیرش تأویل (به‌ویژه در بحث صفات خبری) و اثبات بلاتشبیه پرداخته و مبانی نظریات رقیب را نیز (تأویل گریزی، ظاهرگرایی، تشبیه و ترسیم، تعطیل و تنزیه صرف) از دیدگاه موردنظر موردنقد قرارگرفته است.
مراتب علم از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا
نویسنده:
زهرا رسولی، محمدکاظم علمی سولا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مشهد: دانشگاه فردوسی مشهد,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مراتب علم در اندیشه عمده متفکران شرقی و غربی از جایگاه مهمی برخوردار است و متفکران بزرگ به بحث‌های دقیقی در این حوزه پرداخته‌اند. پژوهش حاضر این مسأله را از دیدگاه دو اندیشمند برجسته اسلامی و غربی، ملاصدرا و اسپینوزا مورد مداقه قرار داده است. و مدعی است که گر‌چه این دو اندیشمند به جریان‌های فکری متفاوتی تعلق دارند از جمله اینکه اساسا ملاصدرا بر خلاف اسپینوزا علم را از سنخ وجود بر می‌شمارد و نیز در بحث کلیات، ملاصدرا قائل به اصالت واقع (رئالیزم) و اسپینوزا از اصحاب تسمیه است، اما به رغم این اختلافات، در زمینه‌های خاصی نظریاتی اظهار داشته‌اند که می‌توان آن‌ها را مورد مقایسه قرار داد. از جمله در تقسیم مراتب علم که هر دو فیلسوف بر سه قسم دانسته‌اند، و نیز اینکه در هر یک از این سه مرتبه، مرتبه پیشین و فرو‌تر، خود مقدمه و وسیله تحقق مرتبه پسین و فرا‌تر می‌شود، و نهایتاً سعادت انسان از نظر هر دو متفکر با شهود عقلانی که بالا‌ترین مرتبه علم است، محقق می‌شود. در این جستار، تفصیل این موارد و نیز موارد دیگر از مشابهت‌ها و اختلاف نظرات این دو اندیشمند مورد کنکاش قرار گرفته است.
صفحات :
از صفحه 57 تا 81