مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
آدم نخستین آدم هفتمین اطفال انسان ارضی انسان الهی انسان حی انسان طبیعی انسان عقلانی انسان کامل (کلام) انسان لاهوتی انسان مادی انسان مثالی انسان محسوس انسان مختار انسان مضطر انسان معصوم انسان معقول انسان ممسوخ انسان میت انسان نفسانی
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1238
تلقی ملاصدرا از ماهیت انسان به عنوان نوع متوسط و نقش آن در حیات پس از مرگ
نویسنده:
باقر گرگین
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
سخن از هویت و حقیقت انسان در حکمت متعالیه رنگ و بوی تازه‌ای به خود می‌گیرد. ملاصدرا با تکیه بر نظریه‌ها و مبانیِ ویژۀ خود از جمله اصالت وجود، حرکت جوهری و جسمانیة الحدوث و روحانیةالبقا بودن نفس، که حکیمان پیش از وی را به آن‌ها راه نبوده، مباحثی را دربارۀ انسان به میان آورد که خواستگاه نوآوری‌هایی در نظام فلسفیِ او گشت. کرانه‌ناپذیر بودن ماهیت انسان و در حد منطقی گنجیده نشدن حقیقت انسان، از آن دست است که در مباحثی چون پیوستگی نفس و بدن، نحوۀ وجود نفس و بدن، تناسخ و معاد جسمانی و مسائل مرتبط با آن‌ها موجب به میان آمدن سخنان در خور درنگی شد.صدرالمتألهین بر پایۀ مبانیِ پیشین و اشاره به نحوۀ وجود خاص انسان سخن از دگرگونیِ نوعیِ انسان به‌میان آورد. بر این اساس حیوان ناطق نوع متوسط دانسته می‌شود و می‌تواند تحت اجناسِ بهیمی، سبوعی، شیطانی و ملکی واقع شود و از انواع گوناگون مندرج در این اجناس برخوردار شود. وی با تکیه بر دریافت خود از ماهیت انسان، به دگرگونیِ مسائل مهم حکمت پرداخت. از آن دست می‌توان به مسئلۀ ادامۀ زندگیِ انسان پس از مرگ، تناسخ و معاد نفس به بدن اشاره کرد. با مبنا قرار دادن نحوۀ وجود نفس انسانی و با نظر به برخورداریِ انسان از ساحت‌های وجودیِ سه‌گانه و اینکه نفس در همۀ مراتب از وجود یگآن‌های برخوردار است، زندگیِ پس از مرگ در حکمت متعالیه تبیین می‌شود. بر این اساس تناسخِ اصطلاحی (ملکی) به کلی از میان برچیده می‌شود و در برابر آن تناسخ ملکوتی مطرح می‌شود که تفاوتی جدی با تناسخ مشهور دارد و بر خلاف آن، رخ دادنش جایز شمرده شده است. از دیگر سو تفسیری نو از معاد جسمانی به میان می‌آید که در آن هم جسمانی بودن معاد توجیه می‌شود و هم عینیت بدن دنیوی و اخروی بر تبیینی فلسفی استوار می‌گردد.
تأثیرپذیری صدرا از قرآن و روایات در مسئله اختیار
نویسنده:
نرگس آموسی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این نوشتار با نگاه به مبانی قرآنی و روایی، به بررسی موضوع ‏تأثیرپذیری صدرا از قرآن و روایات در مسئله اختیار پرداخته است و این نتیجه حاصل شده که‏ وی میان رهیافتهای ‏قرآنی، عرفانی و فلسفی نوعی اتّحاد ایجاد کرده است؛صدرا،در حلّ مسئله ‏انسان‌شناسی و اختیار او، از ره آوردهای مختلف فلسفی، عرفانی،قرآنی و احادیث استفاده کرده،وی در راهیابی به تعریف مطلوب خود از انسان و اختیار او، به آموزه های شریعت توجّه داشته و یکی از مهمترین ویژگیهای انسان رااراده و اختیار او می داند.در قرآن انسان پرتوی از وجود خدا و جانشین او بر روی زمین است و درعین حال حرکت و اختیار او نیز، نادیده گرفته نشده، و عاملی مهم برای هدایت و ضلالت انسان به شمار آمده،و مشیّت الهی و اختیار انسان هر دو مورد توجّه قرار گرفته است.صدرا،با بهره گیری از قرآن و روایات به مساْله اختیار پرداخته، از سویی نقش عامل انسانی یعنی اراده و قدرت را در تحقّق افعال انسانی می پذیرد و از سوی دیگر همان فعل را مستند به خداوند می داند.قدرت الهی بر انسان و افعالش احاطه دارد ولی این احاطه و سیطره به نحوی نیست که موجب خدشه دار شدن آزادی و اراده انسانی گردد،زیرا اراده حق بر این تعلّق گرفته که افعال انسان به نحو اختیاری پدید آید.
سیمای انسان در مثنوی‌های سنایی غزنوی
نویسنده:
بهنام فتحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
موضوع تحقیق حاضر، انسان در مثنوی‌های سنایی است. برای این منظور، به بررسیِ انسانِ موجود در عصر سنایی، ویژگی‌هایِ اخلاقی، عرفانی و دینی و نیازهایِ انسان آرمانی، در حدیقه‌الحقیقه و مثنوی-های دیگر سنایی پرداخته‌ایم. در بخش اجتماعی و انتقادی، ویژگی‌های مثبت و منفیِ انسانِ عصر سنایی در قالبِ گروه‌های مختلف انسانی، نظیر طبیبان، منجّمان، خویشان، صوفیان، فقیهان و ... بحث و بررسی شده است. در بخش اخلاقی، از خصایصِ ویژه‌ای سخن گفته‌ایم که آدمی بدون آنها تحت هر شرایطی، با حیوان و حتی سایر موجودات، تفاوتی ندارد. نظیر عدالت، علم، احسان، ایثار، تواضع، قناعت و ... . همچنین از برخی رذایل مانند ظلم، جهل، بُخل، خشم و شهوت، هوی و هوس و ...سخنی به میان آمده است که انسان باید از آن ها مبرّا باشد. در بخش بعدی، ویژگی‌های انسان را از بُعدِ عرفانی با ورود به مباحثِ مقامات، احوال، هفت وادی عشق و پاره‌ای دیگر از اندیشه‌های عرفانی سنایی در حدیقه و مثنوی‌های او بررسی نموده‌ایم. در بخش آخر با طرح مباحثی چون: ضرورتِ ایمان آوردن و اطاعتِ آدمی از قرآن، رسول اکرم (ص)، تحقیق در دین، احساسِ تکلیف، اجرای فرایض و پرهیز از حرام، انجامِ عملِ صالح و ... به بررسیِ انسان از منظرِ دین پرداخته‌ایم. نتیجه آنکه آدمی آن نیست که تنها به ادایِ واجبات قیام نماید و یا به کسبِ علم و معرفتِ خالی روی بیاورد، بلکه باید به اخلاقِ خدایی آراسته گردد و به مرتبه‌ای برسد که پیوسته و بی‌اختیار، از وی نیکی و راحت به هم‌نوعانش ریزان باشد و بدون مزد و منّت به همه نیکی نماید و راستی و نیکی ذاتیِ او گردد.
دیدگاه ملاصدرا درباره چیستی مرگ و سرنوشت انسان
نویسنده:
علی صالح حاتمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر به منظور ارائه دیدگاه ملاصدرا درباره مرگ و سرنوشت انسان پس از آن فراهم آمده است.با توجه به این‌که از دیدگاه ملاصدرا، مرگ امری وجودی است که تنها انسان را از عالم فانی دنیوی، برای حیاتی ابدی به عالم جاوید اُخروی منتقل می‌کند، اهمیت مسأله مرگ در زندگی انسان و نیز سرنوشت انسان پس از آن به عنوان دو واقعیت مسلم و انکار ناشدنی آشکار و نمایان می‌شود، لذا این پژوهش در نظر دارد، به بیان دیدگاه این فیلسوف بزرگ اسلامی درباره مرگ و سرنوشت انسان پس از آن بپردازد. برای این منظور ابتدا دیدگاه ابتکاری ملاصدرا درباره چیستی، انواع و ضرورت مرگ بیان می‌شود و سپس به بیان سرنوشت انسان پس از مرگ از دیدگاه وی پرداخته می‌شود.مباحث مطرح شده در این رساله روشن می‌سازد که ملاصدرا براساس یک سری مبانی ابتکاری از جمله اصالت وجود، جسمانیه‌الحدوث و روحانیه‌البقاء بودن نفس، حرکت جوهری اشتدادی آن و... مرگ را به عنوان امری وجودی تعریف می-کند که تنها باعث انتقال نفس انسان از عالم دنیا به عالم آخرت می‌شود، نه باعث نابودی نفس انسان. وی مرگ را به سه نوع طبیعی، اخترامی و ارادی تقسیم می‌کند و در توضیح هر یک از آن‌ها می‌گوید: اگر خروج نفس از بدن در اثر استقلال نفس باشد، مرگ طبیعی، اما اگر خروج نفس از بدن در اثر استقلال نفس نباشد، بلکه در اثر خرابی بدن به خاطر حادثه‌ای باشد، مرگ اخترامی و اگر خروج نفس از بدن به اراده و اختیار انسان باشد، مرگ ارادی خواهد بود. سپس وی با اقامه دلایل عقلی و نقلی، تجرد نفس ناطقه انسانی و تبع آن، حیات پس از مرگ را اثبات می‌کند و حیات پس از مرگ را یا برزخی می‌داند یا اُخروی و معتقد است که انسان بعد از مرگ تا روز قیامت، در بهشت یا جهنم برزخی، به سر می‌برد. اما با برپایی قیامت، حیات اُخروی او آغاز می‌شود که وی از حیات اُخروی به معاد تعبیر می‌کند، معاد را نیز اعم از معاد روحانی و معاد جسمانی می‌داند و هر دو را با دلایل عقلی اثبات می‌کند.کلید واژه‌ها: صدرالمتألهین، چیستی مرگ، ضرورت مرگ، سرنوشت انسان، فرجام شناسی
روش‌های هدایتی قرآن کریم
نویسنده:
تقی جاویدان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قرآن کریم کتاب "هدایت و اعجاز " و به تعبیر صحیح تر، کتاب " اعجاز در هدایت "است . روش و اسلوب هدایتگری قرآن کریم، ایده‌اصلی و اساسی ترین جهت دراین پژوهش است . مادر صدد آن بوده‌ایم که این آیت بلند اعجاز و مکتوب وحی را از منظری دیگر (روش‌شناسی) مورد بررسی قرار دهیم. جایگاه مسلم متدولوژی در علوم مختلف و اهمیت و کاربرد وسیع آن در عرصه‌های گوناگون ما را برآن می‌دارد که از خود بپرسیم که آیا قرآن کریم و اسلام (بعنوان یک مکتب) نیز دارای روش و متدولوژی خاصی است ؟ و با این فرض آن روش‌کدام است ؟ و طرق استحصال آن چگونه‌است ؟ و .. دراین رساله با پیمودن سه طریق جداگانه (ادلهء نقلی، استقراء و ادله عقلی) نهایتا" حقیقت واحدی به اثبات رسیده و خط مشی جامع دعوت در اسلام ترسیم شده‌است . (حکمت ، موعظهء حسنه و جدال احسن، با تکیه برابعاد عملی دعوت). مفهوم، نحوهء ارتباط، تقدم و تاخر، جایگاه و کاربردهای وسیع روشهای هدایتی قرآن کریم در عرصه‌های گوناگون (آموزشی، پرورشی، مدیریتی، اجتماعی، سیاسی، تبلیغاتی (داخلی و خارجی) و ... در بخش‌های این رساله مورد اشاره قرار گرفته‌است .ویژگیهای روشهای هدایتی قرآن کریم - که بارزترین آن مبتنی بودن بر انسان شناسی بی‌بدیل و واقع بینانه و همه سونگراست - اسلام را بطور جدی از دیگر مکاتب ممتاز می‌سازد . امید آنکه اندیشمندان جامعه اسلامی با برداشتن گامهای استوار و متین، نهال تتبع دراین‌موضوع را به ثمر بنشانند تا در سایه آن انقلاب اسلامی استحکام یابد.
بررسی تطبیقی دیدگاه انسان شناسی مطهری با دیدگاه   انسان شناسی یاسپرس
نویسنده:
محبوبه دلاوری
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
انسان موجودی بسیار پیچیده و دارای جایگاه رفیع، در عالم وجود است که بخش اعظم ماهیت و ابعاد او هنوز ناشناخته باقی ماده است. مکاتب و دیدگاه?های متفاوت فلسفی از جمله ایده?آلیسم، رئالیسم، پراگماتیسم، اگزیستانسیالیسم و دیدگاههای مختلفی در زمین? انسان?شناسی ارائه داده?اند که گاهی با هم همپوشی و گاهی با هم متعارض اند. از این رو هدف از این پژوهش مقایسه تطبیقی دیدگاه?های دو صاحب?نظر دو مکتب اگزیستانسیالیسم و اسلام یعنی یاسپرس و مطهری در زمینه انسان?شناسی است. مولفه‌های مورد بررسی در این پژوهش عبارتند از: ابعاد وجودی انسان، ویژگی‌های انسان، نیازهای انسان و انسان کامل از دیدگاه مطهری و کارل یاسپرس و همچنین وجوه اشتراک و اختلاف ابعاد وجودی انسان، ویژگی‌های انسان، نیازهای انسان و انسان کامل از دیدگاه مطهری و کارل یاسپرس. در راستای دستیابی به اهداف فوق الذکر با استفاده از روش تحلیلی و تطبیقی دیدگاه های «مرتضی مطهری» و «کارل یاسپرس» در باب انسان شناسی به طور هدفمندانه از طریق مطالعه آثارشان یا آثاری که دیگران درباره دیدگاه‌های انسان‌شناسانه آنان به تصویر کشیده بودند،‌ مورد مطالعه و مقایسه قرار گرفتند. داده‌های حاصله با استفاده از روش بردی در چهار محور توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌های حاصله حاکی از آن است که برای هر دو اندیشمند شناخت انسان مهمترین مسأله است. هر دو اندیشمند برای انسان مراتبی قائلند. نزد یاسپرس وجوه انسان عبارتند از وجود تجربی، آگاهی کلی، ذهن و نفس که با هم در ارتباط و تعاملند. و در نزد مطهری نیز وجوه انسان عبارتند از بعد روحی و جسمی. بنابراین هر دو به وجود هسته‌ای مرکزی به نام نفس اشاره دارند که البته این حقیقت در نزد مطهری دارای تعین‌ها و تحصل‌ها و مراتبی است. وجوه تفاوت ایندو اندیشمند در این است که کارل یاسپرس هرگونه ذات و ذاتی را از انسان نفی می‌کند و معتقد به حقیقتی از پیش تعیین شده نیست در حالیکه مطهری قائل به فطرتی ملکوتی و الهی است که بصورت بالقوه در ضمیر انسان نهفته است. در نزد یاسپرس رسیدن انسان به خود اصیل تنها با آزادی، ایمان فردی بدون پیروی از وحی امکان پذیر است در حالیکه در نزد مطهری رسیدن به حقیقت انسانی، آزادی انسان بعنوان وسیله‌ای با پیروی از شریعت و ایمان مذهبی امکان پذیر است. وجوه شباهت هر دو متفکر در این است که هر دو از کانالهایی متفاوت برای رسیدن به یک نقطه و آن هم شناخت انسان در تلاش و تکاپو بوده اند
مبانی انسان‌شناسی رفتار سیاسی امیرالمومنین علیه‌السلام
نویسنده:
نگار ناصری جزه
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این تحقیق رهیافتی است به سیاست‌ورزیِ صحیح، در مبانی انسان‌شناسی علوی. پژوهش حاضر تلاش می‌کند،رفتارهای سیاسی امام علی (علیه‌السلام) از دیدگاه نهج‌البلاغه را، با بررسی متن و تحلیل محتوای روایات مرتبط کشف نماید. جهان‌بینی حاکم بر رفتار سیاسی امام علی (علیه‌السلام)، جهان‌بینی الهی ـ توحیدی است. در نگاه آن حضرت، حرکت جهان آفرینش به سمت خداست؛ جهانی که با همه چیزِ آن، برای انسان ـ این موجود فقیر بالذات ـ آفریده شده. بنابراین انسان‌شناسی الهی، محور همه‌ی امور خداست و خواسته‌ها و توانایی‌های انسان دارای اصالت نیست؛ زیرا مالک انسان، خداوند است. آدمی دارای ظرفیت و استعداد دریافت وحی و الهاماست و از این طریق، با خداوند متعال و فرشتگان الهی ارتباط دارد. انسان دارای بعد فرامادی است و از عوامل فرامادی، چه نیک و چه بد، مانند: دعا و نیایش یا وسوسه‌ و اغواگریِ شیاطین، تأثیر می‌پذیرد.
بررسی و تحلیل مرگ و زندگی انسان، حیوان (گاو) و گیاه در شاهنامه و مثنوی از منظر نمادگرایی
نویسنده:
زهرا فتحی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
اندیشه مرگ و زندگی یکی از مهم‌ترین اصول عقاید و باورهای آدمیان است. انسان از گذشته‌های دور تا کنون، بعد از آفرینش و مشاهده مرگ، همواره به دنبال جاودانگی و در آرزوی بی‌مرگی بوده‌است. از نظر مردمان گذشته و در اغلب آیین‌ها و دین‌ها، مرگ پایان زندگی و نابودی مطلق انسان نیست، بلکه می‌تواند عاملی برای زندگی بهتر و والاتر باشد. پژوهش حاضر با هدف بازشناسی نحوه ورود نمادهای اسطوره‌ای آفرینش در شاهنامه و مثنوی، و همچنین یافتن پیوند میان این عناصر اسطوره‌ای، شامل انسان، حیوان (گاو) و گیاه، و دریافتِ رابطه میان مرگ و زندگی مجدد آنها در این دو اثر صورت گرفته است، تا پاسخگوی این سوالات باشد که عناصر اسطوره‌ای، انسان، حیوان و گیاه، در شاهنامه و مثنوی چگونه نمود یافته‌اند؟ مرگ و زندگی این عناصر چه رابطه‌ای با هم دارند؟ تمایزات میان این آثار (شاهنامه و مثنوی)، در استفاده از این عناصر چگونه است؟این پژوهش با بررسی دو اثر مذکور با رویکرد نمادگرایانه و کهن‌الگویی و به شیوه بررسی توصیفی- تحلیلی به این نتیجه رسیده‌است که: عناصر اسطوره‌ای، انسان، حیوان (گاو) و گیاه در شاهنامه به صورت شاهان و پهلوانان و در مثنوی در ارتباط با انسان‌های جاودانه و همچنین به صورت نمادهای درون‌گرایانه نمود یافته‌است؛ ارتباط میان مرگ و زندگی این عناصر در هر دو اثر به صورت مستقیم است، به گونه‌ای که مرگ یکی موجب زندگی و زندگی (رشد) یکی دیگر از عناصر موجب مرگ دیگری می‌گردد. تمایزات میان این دو اثر ادبی، شاهنامه و مثنوی، به دلیل دو حوزه متفاوت حماسه و عرفان است که هر کدام به فراخور موضوع خود، به شیوه عینی یا ذهنی از اساطیر بهره برده‌اند؛ هر چند نمی‌توان به تمایز مطلق میان دو اثر نیز قائل شد، چرا که استفاده از «نمادها و اسطوره‌ها»، می-تواند عاملی برای اشتراک و همسانی شاهنامه و مثنوی باشد.
بررسی انسان از دیدگاه علامه اقبال
نویسنده:
مهدی محبتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از اساسی‌ترین مفاهیم و موضوعات مورد بحث در سراسر دورانهای پرفراز و نشیب ادبیات فارسی موضوع و مفهوم انسان است و چگونگی وجود و کیفیات روحی - روانی او. بیشترین بهره را در این جریان " ادبیات عرفانی " ما با بهره‌وری از سرمایه‌های فلسفی در اختیار دارد. در واقع، انسان مرکز تمام کاوشها و جستجوهای فلسفی - عرفانی است که در قالب‌های ادبی به ظهور رسیده است . بدین جهت طرح و پی اندازی نگاهی نو به سنت‌ها و ارکان انسان‌شناسی شاعران - که نوعا" متفکران ایران در گذشته بوده‌اند - لازم و ضروری است . بررسی انسان در آثار اقبال - که میراث دار فرهنگ عرفانی - فلسفی ما هم هست - با توجه به این بینش بوده است . این پایان نامه کوشیده است تا با درک و دریافت درست نظریات اقبال در کلیه آثار وی نوع نگاه متفکر فقید پاکستان را در باب انسان تبیین و ارزیابی کند و در این راه تا آن جا که در توان دارد از نظریات اندیشمندان و مولفان دیگر بهره جوید
روش قرآن در جذب عاطفی انسان
نویسنده:
حبیب عفیفی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهعواطفکه مجموع کشش‌ها و گرایش‌های نفسانیرا شامل می‌شود به دو دسته‌یفطری و حصولی تقسیم می‌شوندو در هندسه‌ی دورنی انسان‌‌ نقش کلیدیداشته تا آنجا کهسرنوشت او را در سایه‌سار خود رقم می‌زنند.مهندسی سازه‌واره‌هاینرم‌افزار درونی انسان به گونه‌ای است که برای تربیت، هدایت و مدیریت انسان ملاحظه عواطف وی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. از‌این‌رو قرآن در جذب انسان به سمت و سوی هدایت وسعادت، روش خاصی دارد که این پژوهش کوشیده است روشقرآن در جذب عاطفی انسانرا به صورت نظام‌مند بررسی کند.در این بارهبا مطالعه‌یچیستی، هستی، گستره‌یعواطف و ارزش آنهاو نیز میزان توجه قرآن به این ویژگی انسان و بیان اصول، مبانی و راهبرد‌های جذب عاطفیروش قرآن با نگاه ضمنی به راه‌کار‌های کلی و کاربردی آن، این پژوهش سامان یافته است.طرح بحث پیرامون معناشناسی واژگان عاطفی قرآنیبه ویژه واژگان عاطفی‌ایکه در رابطه با خداوند متعال در قرآن آمده است و تقریر چالش‌هایجدی پیرامون معنا و مفهوم آنها و نقل و نقد دیدگاه‌های اندیش‌وران و بیان زاویه‌ی پنهان نگره‌های بنیادینِ دیدگاه‌هایآنها از جنبه‌های نو در این پژوهش استاز‌این‌رو گوشه‌هایی از لغزش‌های معنا و مفهوم‌شناسان و لغت‌پژوهان در این عرصه را نمایانده و نیازهای پژوهشی مسئله را روشن کرده است.
  • تعداد رکورد ها : 1238