مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
آدم نخستین آدم هفتمین اطفال انسان ارضی انسان الهی انسان حی انسان طبیعی انسان عقلانی انسان کامل (کلام) انسان لاهوتی انسان مادی انسان مثالی انسان محسوس انسان مختار انسان مضطر انسان معصوم انسان معقول انسان ممسوخ انسان میت انسان نفسانی
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1238
بررسی جایگاه انسان درنظام هستی از نگاه  قرآن و انجیل
نویسنده:
نبی اله مرادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
تعیین جایگاه و منزلت انسان در نظام هستی، موضوع مهمی است که باید به آن توجه شود. هدف از انجام این تحقیق بیان جایگاه خاص انسان در نظام آفرینش بوده است که در اینجا با تکیه بر دو منبع ارزشمند آسمانی قرآن کریم و انجیل جایگاه واقعی انسان در نظام هستی به طور مقایسه ای تبیین گردیده. کتاب مقدس و قرآن هر دوآفرینش انسان را تجلی رحمت خداوند می دانند و او را خلیفه و جانشین خدا می دانند. در انجیلانسان آمیزه‌ای از روح و جسم می‌باشد و از خلقتی مادی و الهی بهره‌مند است. وقتی آدم گناه کرد ماهیت انسان خراب شد به طوری که اینک همه انسانها با ماهیتی گناه‏آلود به دنیا می‏آیند و نسل آدم همه وارث این گناه‏اند،ولی از نگاه قرآن انسان موجودى است که از یک سو فطرتى الهى و از سوى دیگر، طبیعتى مادى دارد، فطرت او را به سمت معارف بلند، معنویات، و خیرات دعوت مى کند و طبیعت او را به حضیض مادیّت، شهوات و شرور فرا مى خواند. در کتاب مقدس، روح‌القدس، مترادف جبرئیل یا فرشته‏ای از فرشتگان خدا و آفریده‏ای از آفریدگان او نیست، او در حقیقت خود خدا است که در قلوب مردم و جهان جای دارد و به عمل اشتغال دارددر حالی که موارد استعمال روح در قرآن بسیار متنوع است.از منظر انجیل، خداوند براى نجات و رستگارى انسان گناهکار چاره اى ندید جز آنکه خود را به صورت عیسى مسیح مجسم کند تا بتواند مستقیماً به هدایت و ارشاد آن ها همت گمارددر حالی که در قرآن خداوند به حکم قضاى حتمى خود، دو مسیر متفاوت جلوى پاى آن دو و فرزندانشان نهاد: مسیرى که به سعادت و رستگارى آدمیان منجر مى شد و مسیرى که به شقاوت و بدبختى آن ها مى انجامید.و این انسان است که با اختیار خود می تواند یکی از این دو مسر را برگزیند. در انجیل و قرآن انسان دارای کرامت است. در انجیل، فیض ازلی خداوندمی‌توانند رستگاری انسان را رقم بزنند.اما در قرآن انسان شخصیتی است دارای اختیار که قدرت تشخیص راه سعادت خود را دارد، ولی برای ادامه راه، نیازمند راهنماست.در انجیل ، ایمان و عشق به خدا، مهم‌ترین اصل اخلاقی و برترین فضیلت دینی دانسته شده است. درقرآن هم، ریش? ارزش‌های اخلاقی، ایمان است واعمال صالحه ثمرات ایمان هستند.
انسان کامل در مثنوی‌های عطار
نویسنده:
لیلا عاطفه پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
رساله حاضر نگاهی است به نظرگاه عطار در باب انسان، سعادت و کمل انسانی و نهایتاً ارایه تصویری از انسان کامل. نگارنده در این رساله که در 7 بخش تألیف شده است به بیان سیر روحانی برای رسیدن به مرتبه انسان کامل در جهان‌بینی عطار می‌پردازد. در بخش اول، پس از بیان مقدماتی درباره‌ی تصوف و ادبیات تصوف و چگونگی پیدایش آن به معرفی عطار بعنوان پلی میان حکمت و عرفان در ادبیات ایران پرداخته است. در بخش دوم به اختصار زندگی‌نامه و آثار عطار بعنوان یکی از قله‌های رفیع عرفان و در حقیقت یکی از بنیان‌گذاران طریقه‌ی مکتب کشف و شهودی بیان کرده است. در بخش سوم پس از بیان مقدماتی در باب انسان و انسان کامل در فرهنگ اسلامی به بیان آراء و نظریات بزرگان عرفان در باب انسان کامل و سابقه‌ی پیدایش این مفهوم در عرفان اسلامی اشاره شده است. بخش چهارم که در حقیقت بیان مرحله شریعت در جهان‌بینی عطار است، نگارنده به بیان آفرینش انسان و قدر و منزلت او در عالم امکان، اطوار وجودی انسان، فضایل و رذایل اخلاقی، دنیا و مرگ و سرانجام حقیقت آخرت پرداخته است. بخش پنجم که بیان مرحله‌ی طریقت در جهانبینی عطار است، با گروه‌های مختلف مردم در جاده‌ای سلوک و عذرهایی که هر یک در عرصه سلوک مطرح می‌کنند، آشنا می‌شویم و با آنها در وادی سلوک که عبارت از هفت وادی است گام می‌نهیم. در بخش ششم که بیان مرحله‌ی حقیقت در جهان‌بینی عطار است، پس از بیان مراتب سیر آفاقی و انفسی به بیان حقیقت فنا به عنوان تنها راه وصول به حقیقت اشاره کرده‌ایم. و سرانجام در بخش هفتم با انسان کامل در جهان‌بینی عطار و ویژگی‌ها و مراتب ار آشنا می‌شویم و در می‌یابیم که عطار نیز همچون این‌عربی انسان کامل را (حقیقت محمدی) می‌داند و تمام عالم را مظهر وجودی او می‌شمارد. اصل جان نور مجرد بود و بسیعنی آن نور محمد بود و بس. آن‌چه که انگیزه‌ی اصلی نگارنده در تألیف این مختصر بوده است، رسیدن به معرفتی از حقیقت خویشتن است. از کجا آمده‌ام آمدنم بهر چه بود؟به کجا می‌روم آخر ننمایی وطنم؟و جواب این سوال را در طبله‌ی عطار یافتم. با عطار دانستم که حقیقت انسان چیزی فراتر از تصور اوست. او حقیقتی یگانه با حق دارد، حال آنکه از این حقیقت در حجاب است. لذا باید قدم در راه بنهد و مسیر کمال را تا رسیدن به این حقیقت سپری کند و بداند که تمامی این عالم از برای او خلق شده‌اند و هدف خلقت چیزی جزء وجود او نیست. در این میان رسالت انسان شناخت حقیقت خویشتن است. تمام اصول شریعت و طریقت پله‌هایی برای رسیدن به این مرتبه از شناخت است این که انسان بداندکه خالقی خداگونه دارد و استعدادهای بیکرانی در او نهفته است که در عرصه معنویت قابلیت شکوفا شدن را نخواهند داشت. که چون خود دان شوی حق دان شوی تواز آن پی زود در پیشان شوی تو.
بررسی عشق در آثار عین القضات همدانی
نویسنده:
سیدقاسم محمدی هریکندیی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در عرفان والاترین صفت خدا عشق است. عشق عظیم‌ترین و ماورائی‌ترین نیرو در همه‌ی کائنات است و صفات الهی از مجرای عشق ظهور می یابند. درنظر عاشق، هر چیز نشانی از معشوق دارد که درگفتار عاشق با آن چیز، تجلّی می کند و نمودار می شود. عشق از منظر ارباب معرفت، مهم ترین رکن وپایه ی طریقت و مبنای وصول به بارگاه حقیقت باری تعالی است. برای وصول به مقام قرب و شهود جمال حضرت دوست، عقل پای بند است؛ ولی عشق؛ حلقه ی اتّصال عاشق و معشوق بوده و تنها توشه ی عاشق در سفرِ شهود و دیدار با معشوق به شمار می آید. عاشقِ حق، سنگلاخ طلب را با پای خسته می پیماید و سرانجام در بیابان حیرت، در حسرت یافتن قطره ای از چشمه ازلی حق، به تمام، محو و فنا می گردد: که وصال یار هم اینست.عین القضات همدانی، عارف قرن ششم، در میان ارباب معرفت، ویژگی های خاص دارد. از نگاه او این عشق است که انسان را به خدا می رساند و برای رسیدن به چنین مقامی، باید مجنون بود تا به جانب لیلی نظری افکند. طبق دیدگاه وی، عشق که جز به راز، نمی توان از آن سخن گفت، بر سه نوع است: عشق کبیر، صغیر ومیانه. عشق مجازی نیز در نظام فکری او –همچون بسیاری دیگر از عرفا – اهمیّت خاصّی دارد. عین القضات همدانی چون دیگر عُرفا، علاوه بر بیان عشق خدا به انسان و انسان به خدا، از عشق دیگری نیز پرده بر می دارد. امّا آن را به رمز گفته و نتیجه ی آن را به خواننده و اهل دل، واگذار کرده است. بعضی آن را «عشق حق به خود» تفسیر کرده اند. چرا که خود نیز فرموده، محبّت خدا با مصطفی از برای مصطفی نبود، بلکه این محبّت از بهرِ خود است.بدین ترتیب، نتیجه ی کلی به دست آمده، از این تحقیق نشان می دهد که عشق مورد نظر عین القضات، عشقی است که منجر به کمال اتّحاد و یگانگی می شود. روح انسان بعد از سپری شدن دوره هایی، به اصل خود برگشت می کند و به خدا وصل می شود و خودِ خدا می شود؛ زیرا روح انسان، از روح خداست.
بازتاب اندیشه های عرفانی فخرالدّین ابراهیم عراقی در آثار وی
نویسنده:
مریم اسدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از مطالعه و بررسی آثار فخرالدّین ابراهیم عراقی چنین برمیآید که به شدّت تحت تأثیر مکتبابنعـربی میبـاشد. او از پیروان ابنعـربی است و در بسیاری از موارد، مخصوصاً در مسأله? وحدت وجود به عقاید وی نزدیک میشـود، به گونهای که او را میتـوان میراث دار وحدت وجود ابنعـربی دانست. به طور کلّی، عرفان عراقی مبتنی بر وحدت وجود است و ندای «همه اوست» را در همه جا منتشر میسـازد. وی این اندیشه را در لمعات - که پس از استماع آرای ابنعـربی در مجلس درس قونوی تدوین گردید- با ظرافت خاصّی توجیه و تقریر نمودهاست.عراقی به هر چه مینـگرد، چهره? حق را میبـیند و جز او را نمیبـیند. وی وجود را امری واحد میداند که جز او حقیقت دیگری وجود ندارد. به اعتقاد او هنگامی که حجابهـا کنار رود، سالک به حقیقت مشاهده میکـند که جز او هیچ نیست. تأکید عراقی بر موضوع خودشناسی، در اینجـا معنا می?ـابد که انسان بداند وجودی جز وجود حق وجود نداشته و هر چه هست، اوست. در این مرحله، تمامی تضّادها از بین میرود و انسان، محلّ تجلّی اسما و صفات خداوند میگـردد. این پدیده، انسانکـامل است که نمونه? کامل آفرینش میبـاشد. او انسانکـامل را برتر از تمام موجودات هستی میداند. انسانکـامل عراقی، انسانی است که از اوصاف و صفات رذیله به دور باشد و عمل صالح انجام دهد. انسانکـامل او، انسان عاشق است و به عقیدهى او فقط عاشقان شایستهى رسیدن به چنین جایگاهی هستند. عراقی عشق خدا به ذات خود را سبب آفرینش هستی میداند و معتقد است هر چه در جهان هست جلوهای از همان حقیقت واحد میبـاشد. او در بیان وحدت وجود زبانی ویژهى خود دارد. همه میگـفتند جز خدا هیچ چیز وجود ندارد، امّا او میگـوید جز عشق هیچ چیز وجود ندارد. مقصود او از عشق، همان سرچشمهى وجود است. وی اسما و صفات حق را عین ذات او میداند ومیگـوید عالم مجموعهى اسمای تحقّق یافته است و هر موجودی، مظهر اسم مخصوص از نامهـای حق – تعالی- میبـاشد. او اسما و صفات را حجاب ذات خدا میداند و معتقد است ذات اقدس خداوند به وسیلهى صفات او پوشیده شده تا هیچ کس او را چنان چه هست، نبیند و نشناسد.او در بسیاری از اشعارش به تزکیه? درون و پالایش نفس و زدودن زنگارها اشاره کرده است و برای «دل» جایگاهی والا در نظر گرفتهاست و تمام ارکان عالم را متأثّر از احوالات دل میداند. در نگاه او هیچ موجودی به پای دل نمیرسد و تمام اسرار هستی را نقش بسته بر لوح دل میداند. در نگاه او، گمشدهى آدمی درون خود اوست و اگر با چشم حقیقتبـین خود نگاه کنیم، خدا را در وجود خود می?ـابیم.عراقی عارف جمالگـرا و شاهدبازی است که همه چیز را از دریچه? عشق مینـگرد و به گفته? خودش، آیین و مذهبی جز عشق ندارد. از این رو، در بیان هر مسأله? عرفانی از زبان عشق بهره میگـیرد و آن را به صورت عاشقانه- عارفانه مطرح میسـازد. به اعتقاد او، تمام عشق ها به عشق حقیقی ختم میشـود و در واقع عشق مجازی وجود ندارد و همهى عشقهـا، عشق به خداست.عشق از جمله اصلی و محوری عرفان عراقی و نگرش وحدت وجودی اوست که بدون درک و التزام آن، عملاً تمام عوامل دیگر منفعل میشـوند. از نظر او، عشق انواعی دارد و به عشق عام و عشق خاص تقسیم میشـود. او به سریان عشق در تمام موجودات عالم معتقد است و کاینات عالم را در جوش و خروش رسیدن به معشوق، اینگـونه به تصویر میکـشد:کرده عکس روی تو آیینه? دل گلشنــی
عوامل خطای انسان از دیدگاه قرآن کریم
نویسنده:
حمید فیروزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ازجمله مسائل مورد تحقیق از نگاه قرآن کریم ، عوامل خطاست.خطا یعنی اشتباه، خلاف، تقصیر، غلط، نادرست ، ناراست ، سهوو فعلی است که بدون اراده از مکلف صادر شود که به آن بازخواست نمی شود.عوامل خطای انسان از نگاه قرآن به معرفتی ، اخلاقی ، روانی و روش شناختی قابل تقسیم است.1 - عوامل معرفتی : مجاری معرفتی انسان عبارتند از: حس، عقل ودل که تمام آنها به نحوی خطا پذیر هستند .حس به دلیل جزئی ومحدود بودنش، شناخت را سطحی می کند و یقینبا آن حاصل نمی شود.عقل نیز به دلیل محدودیت آن به درکامور کلی، نمی تواند به تمام حقایق دست یابد. گاهی نیز به سبب نشستن غبارهایی برروی آن دچار خطا می شود.خطا پذیری دل نیز به دلیل نشستن غبارهایی از جمله هوی نفس برروی آن است.2- عوامل اخلاقی: برخی رذایل اخلاقی همچون تکبر پرده‏اى ظلمانى بر فکرانسان مى‏اندازد و قدرت تشخیص را از او مى‏گیرد، قلبش همچون یک ظرف مهر شده، مى‏گردد. ونیزپیروی از هوای نفس ، مانع به کارگیری صحیح قوای درک کننده انسان می شود. غفلت هم عارض برقوای ادراکی انسان شده و آن را مختل نموده ،کارایی آن را از بین می برد و راه را برای نفوذ شیطان باز می نماید.3 – عوامل روانی : عجله یکی از عوامل روانی خطاست که مراد از آن انجام کار به مجردخطور آن به ذهن و بدون تامل است. عجله موجب می شود که انسان نتواند میان خیر و شر فرق‏گذارد. همچنین مانع قضاوت صحیح می گردد. وابستگی مفرط به دنیا جزعوامل روانی است که سبب عدم تشخیص راه درست می شود. آرزوی طولانی واشتغال بیش از حد بدان ، سبب ازدسترفتن قوه تشخیصو قرین شدن با شیطان است. تعصب که وابستگی غیرمنطقی به شخص یا عقیده خاصی است و حجاب ضخیمى بر دیده عقل انسان مى افکند و سبب محروم شدن از درک حقایق می گردد. تقلید بی دلیل ازدیگران وپذیرفتن رأى آنان بدون درخواست برهان، از دیگر عوامل روانی خطا است. زنجیرى که اندیشه انسان را به بند مى کشد و به آدمى اجازه نمى دهد که درباره عقاید خود بیاندیشد. شخصیت گرایی یعنی پذیرش بی چون و چرای بعضی از اندیشه ها بدون مبنای علمی و عقلی، نیزسبب دربند کشاندن اندیشه ، اراده و زوال قدرت بصیرت و باز داشتن از حق گرایی می گردد. سیطره عوامل محیطی نیز بر انسان قدرت درست فکر کردن وگزینش راه درست را از وی سلب می کند. اثر پذیری ازشیطان که با سلاح وسوسه انجام می گیرد،درمقوله روانی می گنجد.این امر، سبب تصرف اندیشه و خیال انسان و مختل ساختن قوه تشخیص اومی گردد.4- عوامل روش شناختی : اعتماد به جهل درتقابل با علم وعقل ، سبب عدم تشخیص ارزش ها از ضد ارزش ها درانسان می گردد. اعتماد به ظن، موجب از دست دادن قدرت بصیرت، دوری از علم می شود. اعتماد به شک نیز، سبب مشتبه شدن در امور، مانع ادراک صحیح و تفکر، فقدان بصیرت و نفوذ شیطان درانسان است.
رساله امام هادی (ع) به اهل اهواز در توضیح حدیث «لا جبر و لا تفویض»
نویسنده:
میثم گویا
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این پژوهش با این هدف که:نگاه قران و ائمه علی الخصوص امام هادی? به مسئله جبر و اختیار چگونه بوده است و از آنجا که مسأله جبر و اختیار از مسائل مهم اعتقادی است و عقاید ما باید برگرفته از اعتقادات ارائه شده توسط ائمه هدی? باشد لازم به نظر می‌رسد این مسأله نیز از منظر این بزرگواران به تفصیل مورد بررسی قرار گیرد و چون درباره نامه امام هادی? به اهل اهواز کاری صورت نگرفته است ضرورت دارد درباره اش تحقیق شود پرسش اصلی این پژوهش که نگارنده در صدد پاسخ گویی به آن است چنین می‌باشد که آیا انسان در انجام اعمالش مختار است یا مجبور؟که تعاریفی چون جبر، تفویض، اختیار، بل أمر بین الأمرین، قضا و قدر، عدل و حسن و قبح عقلی با توجه به نامه امام هادی به اهل اهواز مورد بررسی قرار می‌گیرد و در نهایت نتیجه حاصل از بررسی نامه امام هادی? در توضیح حدیث لا جبر و لا تفویض آشنایی با سیره ائمه و نگاه آنها به مسئله فوق بوده است که نتایج ذیل از بررسی نامه فوق به دست می‌آید: 1-در اعمال، رفتار انسان نه جبر کامل و نه اختیار تام برقرار است 2- خداوند بر اساس اصل وجودیش بر همه چیز علم و آگاهی و اراده دارد 3-آزادی از جمله ارزش های است که قرآن کریم به آن اهمیت بسیار داده است4-عدالت از مفاهیم والایی است که قرآن کریم نیز آن را به عنوان یکی از اهداف بعثت انبیاء بیان نموده است 5- هدف از امتحان الهی شکوفا کودن استعدادهای بشر و آشکار نمودن باطن و حقیقت آدمی است.
تأثیر مثال‌های قرآنی درهدایت انسان
نویسنده:
ناهیدالسادات امامزاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از مباحث شیرین و زیبای قرآن مثل‌های وارد در سوره‌های مختلف آن است. از آن جا که انسان با امور محسوس و ملموس، انس بیشتری دارد، هرگاه یک رشته مفاهیم عقلی و معارف الهی، در قالب مسائل حسی ریخته شود، برای نوع مخاطبان، روشن‌تر جلوه می‌کند. بنابراین فلسفه مثل‌های قرآن، تنزل مسایل بلند و عمیق و بیان آنها در افق فکر مردم است.در واقع مثل با زبانی ساده و بیانی دلچسب، افراد یک جامعه را به فراگرفتن آداب و صفات پسندیده و فروگذاردن عادات و افعال نکوهیده دعوت می‌کند. به علاوه هر شنونده‌ای از زیبایی و خوش‌آهنگی مثلها لذت می-برد. همچنین باید گفت منظور حق تعالی از ذکر مثل آن است که بندگانش را به اندیشه کردن در امور زندگی و طبیعت وادار نماید تا هیچ گاه مسائل اجتماعی را تعبّدی قبول ننمایند؛ بلکه از روی فکر و عقل و استدلال پذیرای آن گردند و در این صورت است که می‌توان گفت شخص به ایمان واقعی دست می‌یابد؛چنانکه خداوند متعال در آیات متعدد علت ذکر امثال قرآنی را هدایت مردم، عبرت گرفتن انسان‌ها و اتمام حجت با مردم بیان فرموده است تا جای هیچ بهانه‌ای برای انسان‌ها باقی نماند.این امثال، طیف وسیعی از موضوعات متعدد را دربرمی‌گیرد؛ از گیاهان و نباتات گرفته تا حیوانات، حشرات، آدم‌های خوب و بد ،شهرها، پیامبران، زنان خوب و بد و حتی سنگها و ... تا از این طریق انسانها را تحت تأثیر جاذبه شگفت خود قرار داده و آنها را به صحنه عمل آورده و تحوّلی شگرف در نهاد آنها بیافریند.
بررسی جایگاه و نقش اختیار در تربیت انسان از نظر علامه طباطبائی
نویسنده:
ناصر قجری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
1-1-کلیات نگاه انسان به آزادی و اختیار ،به روزهای اولیه ی انسان نخستین، یعنی حضرت آدم و حوا بر می گردد .جبر و اختیار به عنوان آموزه ای مهم از نخستین مباحث عقایداسلامی، سهم زیادی از بحث های کلامی را از دانش دینی به خود اختصاص داده است . (قدردان قراملکی ،1384) در اهمیت مساله ی جبر و اختیار، باید در نظر گرفت کهتمام علوم مربوط به موضوع انسان، علوم روانی با اقسام گوناگونش ،علوم اقتصادی ،حقوقی ،اخلاقی ،سیاسی و ...زمانی می توانند خود را برای بهره برداری کامل، آماده کنند که مساله ی آزاد بودن یا مجبور بودن انسان و محدود? ی عمل او بطور نهایی روشن شده باشد .مساله ی جبر و اختیار از دیر گاه مورد توجه فلاسفه و دانشمندان بوده است .تاریخ ابتدای بحث معلوم نیست. از متفکرین گذشته، مشهورترین شخصیت علمی و فلسفی که این مساله را با اهمیت احساس کرده و بطور مفصل و منظم به آن پرداخته است، ارسطواست . پس آن که آفتاب فرهنگ یونانی غروب می کند، این مسأله نیز مانند سایر مسائل علمی و فلسفی، بایگانی می شود تا آنگاه که درخشندگی فرهنگ اسلامی به جوامع بشری می تابد .(جعفری ،1379) این مسأله از یک سو مسئله ای انسانی و از سوی دیگر الهی و یا طبیعی است. از آن جهت که موضوعش انسان است این سوال مطرح است که انسان، مختار است یا مجبور؟به این دلیل که طرف دیگر مسئله خدا یا طبیعت است، این سوال مطرح است که آیا اراده و مشیت (قضا و قدر الهی )و یا عوامل جبری (نظام علت و معلولی)طبیعت انسان را آزاد و یا مجبور نموده است؟ به همین اعتبار این مسئله یکی از عمومی ترین مسائل علمی بشری است. آدمیان همواره با این پرسش روبرو بوده اند که آیا در اعمال و رفتار خویش آزاد و مختار ند یا نه؟ در پاسخ به این پرسش ؛گروهی در ورطه جبر، فرو رفته و در پی انکار هر گونه آزادی عمل برای انسان بر آمده اند. در مقابل، جماعت دیگری بدین اعتقاد روی آورده اند که انسان در افعال و رفتار خویش از آزادی مطلق و بی قیدی برخوردار است. در این میان، گروهی تلاش نموده اند تا به دور از افراط و تفریط، تصویری معقول و خرد پسند از آزادی و اختیار آدمی، ارائه کنند. (سعیدی مهر ،1375) شایان ذکر است مسائل یاده شده با توجه به نقش بنیادین اختیار آدمی در رقم زدن سرنوشت و ساماندهی به زندگی انسان ها سبب شده تا مسأله اختیار آدمی در میان ملل مختلف و دانشمندان رشته های گوناگون علمی و پیروان و اندیشه وران ادیان به عنوان یک مسأله ی مهم و سرنوشت ساز همواره مورد توجه قرار گیرد. حاجت به بیان نیست که بحث جبر و اختیار با توجه به ماهیت آن می تواند مسئله ای نو و چالش برانگیز باقی بماند؛ از همین رو، مجموعه یافته ها و تالیفات تولید شده موید این امر است.1-2- بیان مسئلهتاکنون، کتب و مقالات مختلفی به موضوع تعلیم و تربیت اسلامی از جنبه های گوناگون پرداخته اند. تقریباَ در تمامی این کتب به یک سری از مسائل عمده در تعلیم و تربیت اسلامی اشاره شده است؛ مانند نقش عقل و خرد و اهمیت آن در اسلام، مبانی انسانی شناسی اسلامی، شیوه های تعلیم و تربیت، مراحل آن و از این نمونه ها؛ اما در این حوزه، پاره ای از مسائل اساسی همچنان بی پاسخ مانده است. از جمله این مباحث، می توان به موضوع رابطه و یا به عبارتی نسبت آزادی و تربیت در اسلام اشاره داشت. بنابراین، یکی از سوالات اساسی در حوزه ی تعلیم و تربیت اسلامی می تواند همین رابطه ی تربیت و آزادی باشد.(شمشیری ،2:1385 ).منظور از تربیت و عمل تربیتی در نظام چهارچوب آموزشی و پرورشی، فرایندی است که رکن اصلی آن، برنامه ریزی برای نیل به هدف تربیتی است. طبق این تعریف، می توان عمل تربیتی را عملی هدفدار دانست و عناصر آگاهی و اراده را در آن دخیل کرد. اگر عملی بدون برنامه ریزی و قصد قبلی، اثر تربیتی به جا بگذارد، نمی توان آن را عملی تربیتی شمرد. (اعرافی،110:1376).انسان در گستره هستی، تنها موجودی است که باید به مدد عناصری همچون عقل، دانایی و اختیار و آزادی در جولانگاه دنیا به تنظیم و تبویب امور خود بپردازد. میزان ارزش و اصالت اعمال او، بسته به آگاهی و بینش و انتخاب هایی است که در میان چند راهی ها از خود بروز و ظهور می دهد .در همه ی مکاتب و نحله های عقیدتی و فکری، خصوصاَ مکتب وحیانی اسلام، آن عملی مأجور و مثاب است که با مهندسی عقلانی و توأم با خواست واراده فرد باشد؛ بنابراین، عملی که از سر اتفاق و اکراه صورت پذیرد، فاقد هرگونه ارزش و توجهی است. در این میان، بدیهی است، تربیت که جوهره ی آن طلب و خواست فرد است، دارای اهمیت مضاعف است. درآموزه های شرع مقدس اسلام، شرط بهره مندی از حیات پاکیزه و پاداش کثیر و رسیدن به مقام رضا و قرب الهی ایمان (نیت، انگیزه) و عمل صالح یاد شده است .درحال حاضر، میان جامعه ی علمی کشور، اندیشمندان زیادی به بحث پیرامون اختیار و ارتباط آن با تربیت پرداخته اند؛ اما با بررسی و تحقیقی که از سوی نگارنده این پایان نامه به عمل آمده تاکنون پژوهشی پیرامون بررسی جایگاه و نقش اختیار در تربیت انسان از دیدگاه علامه طباطبائی صورت نگرفته است؛ از همین رو، موضوع از یک سوبا عنایت به اهمیت و حساسیت امر تربیت و نقش آن در سعادت انسان با بهره گیری از عنصر آگاهی و اراده، و از سوی دیگر، شخصیت کم نظیر علامه در جهان اسلام، محقق را برآن داشته است تا این موضوع رادر نظرگاه و اندیشه های علامه محمدحسین طباطبائی (ره)بررسی و جلوه های افکار او رادراین زمینه، برای جامعه ی تعلیم و تربیت روشن نماید.1-3-اهداف تحقیقهدف از انجام این تحقیق، بررسی و شناخت موضع و نظرگاه علامه طباطبائی (ره)در رابطه با نقش ، جایگاه و سهم اختیار و قدرت انتخاب در امر تربیت انسان است. محقّق بر آن است تا با بررسی آراء و نظرات علامه در حوز? ی جبر و اختیار، زمینه را برای درک بهتر اندیشه‌های وی در این خصوص، فراهم‌ نموده و در نهایت به ارائه‌ی چارچوبی مفهومی از تربیت انسان، در استناد به نقش و جایگاه مفاهیم جبر و اختیار بپردازد.هدف اصلیارائه چارچوبی مفهومی از تربیت از منظر علامه با ملاحظه ی نقش اختیار و قدرت انتخابگری انسان در زندگی.اهداف فرعی1.
ابتلاء از دیدگاه قرآن و سنت
نویسنده:
مجتبی بیگلری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ابتلاء یکی از سنتهای لایتغیر الهی است که منظور از آن امتحان خداوند در مورد همه انسانها، در همه زمانها ست ، ابتلاء خداوند برای استعلام و یادگیری و ارتفاع جهل و نادانی نیست زیرا او به همه‌چیز حتی قبل از ایجاد و آفرینش علم دارد، بلکه از آن جهت انسانها را می‌آزماید تا صفات درونی‌شان به منصه ظهور برسد و شئون باطنی و لیاقت ذاتی‌شان از کمال یا نقص ; سعادت یا شقاوت به مرحله فعلیت درآید تا آنان را بواسطه آنچه انجام می‌دهند پاداش دهد و یا مجازات کند نه براساس علم خود. شرط اصلی ابتلاء، اختیار است ، بنابراین امتحان تنها در مورد موجود مختار، یعنی انسان قابل تصور است ، زیرا اگر انسان را قدرت انتخاب و اختیار نبود که اطاعت کند یا عصیان ورزد، صابر باشد یا ناشکیبایی کند، ایمان آورد یا کافر شود .... امتحان و ابتلای او از حکمت بی‌انتهای پروردگار بدور بود. ابتلاء انسان از سوی خداوند، آثار بسیار مفید و ارزشمندی را در تکامل او دارد، زیرا صفات و سجایای اخلاقی آدمی تنها در معرکه امتحان به نعمتها و نقمتها، خوشیها و سختیها و به طور کلی در فراز و نشیبهای زندگی تکوین می‌یابند و تکمیل می‌شوند و لذا خداوند هر کس را بیشتر دوست می‌دارد بیشتر گرفتار و سخت‌تر امتحان می‌کند.
فرآیند تربیت از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام با تأکید بر فطرت
نویسنده:
زهرا السادات حسینی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیدهتمامی جنبه های زندگی انسان به گونه ای تحت تأثیر آفرینش او قرار دارد و تربیت نیز از این قاعده مستثنی نیست. از آن‌جا که انسان دارای دو جنبۀ روحانی و جسمانی است، زندگی وی نیز به دو بعد غیب و شهادت تقسیم شده است؛ معرفت و میل به بعد روحانی و غیبی که بخش اصیل وجود و زندگی انسان است در فطرتش نهفته است و حلقۀ اتصال انسان به جهان غیب همین فطرت است. از همین رو شیوۀ تربیت فطری، شیوۀ هدایت انسان به اصل خودش است و چون انسان در امر تربیت نیازمند الگوبرداری است پژوهش حاضر موضوع تربیت را با محوریت فطرت از دیدگاه یکی از کامل ترین الگوهای انسانیت، امیرالمؤمنین علی(ع) مورد تحقیق قرار داده است، که با بررسی سیره و سخنان ایشان در میان منابع حاضر از جمله نهج‌البلاغه و فیش برداری و تحلیل داده ها، درصدد پاسخگویی به چیستی و چگونگی تربیت فطری است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که تربیت فطری همان تربیت دین است و راه دین و فطرت از هم جدا نیست.کلمات کلیدی: انسان، تربیت، فطرت، امیرالمؤمنین، نهج البلاغه
  • تعداد رکورد ها : 1238