جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 903
مقایسه حکومت اقتدارگرا و جایگاه مردم در آن در اندیشه «امام محمد غزالی» و «توماس هابز»
نویسنده:
محمدعلی توانا، فرزاد آذرکمند
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی , نمایه مقاله
چکیده :
مقاله حاضر به بررسی نظریه امام محمد غزالی و توماس هابز درباره حکومت اقتدارگرا پرداخته است. به نظر می رسد هر دو متفکر، نظریه حکومت اقتدارگرایی خود را بر اساس طبیعت و سرشت انسان پایه ریزی می کنند. غزالی با توجه به صفات چهارگانه انسان سعی دارد تا انسانی الهی تربیت کند که تحت حاکمیت حاکم الهی به کنش منفعلانه مبادرت نماید. در مقابل، هابز معتقد است که انسان ها سرشتی جنگجو و قدرت طلب دارند و در وضعیت اولیه و طبیعی بشر، جنگ همه علیه همه در جریان بوده است و انسان ها به حکم عقل، درصدد رهایی از این وضعیت هستند و بنابراین با دوراندیشی خود به تاسیس حکومتی مقتدر حکم داده اند. به نظر می رسد مساله هر دو متفکر تا حدود زیادی یکسان است، اما شیوه پردازش آنان به مساله متفاوت است. بدین معنا که هر دو متفکر در دوره ای پرآشوب زندگی می کردند و نیاز به امنیت سبب می شود هر دو به حکومت اقتدارگرا متوسل شوند. از سویی دیگر، هر دو متفکر برای مردم نقش انفعالی قائل هستند؛ هر چند شیوه استدلال غزالی، شرعی و هابز، عقلی است. ضمن اینکه به نظر می رسد نظریه عقلانی هابز - با پذیرش امکان شورش- راه را برای فراتر رفتن از حکومت اقتدارگرا باز می گذارد، در حالی که نظریه شرعی غزالی به بازتولید گونه ای حکومت اقتدارگرا می انجامد.
صفحات :
از صفحه 49 تا 76
علیت از دیدگاه امام محمد غزالی و دیوید هیوم
نویسنده:
حسین نوروزی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
عقل و ایمان از دیدگاه غزالی، مولوی و علامه طباطبایی
نویسنده:
سلیمان حبیبی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این پایان نامه به بررسی عقل و ایمان از دیدگاه غزالی، مولوی و علامه طباطبایی پرداخته شده است. جان کلام اندیشه غزالی این است که علم و فلسفه حدود خاصی دارند. بنابراین اعتقاد و ایمان دینی را نمی توان با استدلال عقلی و فلسفی فهمید. اگر هم چنین کنیم این ایمان علم زده و عقل زده است و کاری از پیش نمی برد جز اینکه بر شک و حیرت می افزاید. بر این اساس وی به جنبة کشف و شهودی بودن ایمان تأکید می ورزد نه جنبة استدلالی و عقلانی آن. هر چند در این میان منکر عقل نیز نمی شود. مولوی نیز براساس دیدگاه عرفانی خود ایمان را کاملا از سنخ کشف و شهود و رابطة عاشق و معشوق قلمداد می کند و در نظام فکری او عقل جزئی و حسابگر و علوم حصولی استدلالی در کسب ایمان بی تأثیر و ناتوان هتنسد. وی در جای جای اشعار مثنوی بر ضرورت شهود و اشراق و برتر بودن این راه تأکید می ورزد. از طرف دیگر، علامه طباطبایی متفکر بزرگ شیعی، علاوه بر شهودی بودن ایمان، اعتقاد دارد که ایمان را باید با استدلال عقلی محکم و مبرهن ساخت تا بدین طریق راه بر موهومات و تخیلات و عواطف و احساسات بسته شود. و در نظام فکری او هیچ گونه تعارضی بین عقل و ایمان وجود ندارد. خلاصه اینکه: گرچه سخن غزالی در محدودیت قلمرو علم و فلسفه سخن صوابی است. و سخن مولوی در اینکه مؤمن رابطه عاشقانه با پروردگار خویش دارد، سخنان صواب هستند، اما نمی توان نقش عقل و برهان را در استحکام پایه های ایمان نادیده گرفت گرچه ایمان در تعالی خویش رابطه ای عاشقانه بین مؤمن و خدای سبحان برقرار می کند. بنابراین، مبانی عقیدة ایمانی از دیدگاه عقل نیز قابل توجیه است و کسی که به ایمان روی می آورد ضرورتی ندارد که حکم به درماندگی عقل کند و ناکارایی آن را بپذیرد.
فلسفه نقد و نقد فلسفی-گفتگو با استاد دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی
نوع منبع :
مقاله , مناظره،گفتگو و میزگرد , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
این مثاله گفتگویی با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی در باب فلسفه نقد و نقد فلسفی می باشد. همچنین بیان کننده عمق تفکر فلسفی می باشد. به علاوه بیان کنده این موضوع می باشد که حکما در برابر شبهات و شکوک دارای صبر و شکیبایی هستند و از این طریق موجبات عمق و گسترش مسائل فلسفی را ایجاد م کنند.
صفحات :
از صفحه 5 تا 10
سید مرتضی و استفاده از علوم زمانه در تفسیر قرآن
نویسنده:
محسن آرمین
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
تفسیر علمی همزمان با آشنایی مسلمانان با معارف و دانش های دیگر جوامع و رشد و شکوفایی علمی در قرون سوم و چهارم رونق زیادی داشته است. استفاده از دستاوردهای علمی بشری با هدف اثبات اعجاز قرآن و نیز فهم بهتر آیات الهی در میان مسلمانان امری پذیرفته شده بود و بسیاری از دانشمندان و مفسران مسلمان به همین شیوه عمل کرده اند. سید مرتضی (۳۵۵- ۴۳۵ ه.ق) یکی از قله های فقه و کلام و تفسیر و ادب شیعی است. او دانشمندی عقل گرا و پیرو مکتب اصالت عقل است. در نظر او عقل مبنا و ملاک معرفت و شناخت جهان است.پایبندی سید مرتضی به رویکرد عقلی به دین چنان است که در طرد هر گزاره یا عقیده دینی مغایر با دلیل مسلم عقلی تردیدی به خود راه نمی دهد. درنظر او عقل مقامی همچون وحی دارد تا آنجا که می توان گفت که خداوند به وسیله دلایل عقلی با ما سخن می گوید و به حقایق رهنمون می سازد. یکی از نتایج عقل گرایی سید مرتضی، التزام به دستاوردهای مسلم و قطعی علم تجربی در فهم آیات قرآن است.او را می توان یکی از معتقدان به تفسیر علمی به معنای معتدل آن دانست که از دستاوردهای علمی زمان خود در فهم آیات و روایات بهره برده است. اساسا یکی از ملاک های او در ضرورت تاویل یک روایت یا یک آیه، عدم انطباق آن با قواعدی بوده که از نظر عقل و دانش زمان خویش مسلم انگاشته می شده است.
صفحات :
از صفحه 27 تا 44
تحلیل مبانی معرفتی نظریه حسن و قبح شرعی غزالی
نویسنده:
زهرا (میترا) پورسینا
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه تهران,
چکیده :
شهرت اعتقاد غزالی به ناتوانی عقل در تشخیص حسن و قبح و نیازمندی به شرع برای حکم کردن به حسن و قبح امور بر کسی پوشیده نیست، اما این که این رای غزالی نه از سر اعتقاد به ناتوانی عقل در دست یابی به معرفت اخلاقی بلکه ناشی از اعتقاد وی به آسیب پذیری عقل از آلودگی های اخلاقی است چندان مورد توجه واقع نشده است. غزالی نه تنها به ناتوانی عقل در حوزه معرفت های اخلاقی اعتقاد ندارد بلکه به جد به کارآیی ساختاری اخلاقی عقل معتقد است. از دید او عقل در وضعیتی که از تاثیرات منفی ساحت های غیرعقیدتی بر کنار است، قادر به تشخیص حسن و قبح است به نحوی که در مرتبه نبوی قابلیت می یابد که خداوند حق را آن گونه که هست بدو بنمایاند. این رای در این مقاله با بررسی سه مبنا به اثبات می رسد: نخست این که به اعتقاد غزالی مرتبه نبوی معرفت مرتبه ای عقلانی است، دوم این که از دید او عقل فی نفسه قادر به تشخیص حسن و قبح امور است، و سوم این که در نگاه غزالی آلودگی های اخلاقی تاثیری به غایت عمیق بر توانایی عقل در دست یابی به معرفت های اخلاقی دارند.
صفحات :
از صفحه 27 تا 55
خلود نفس و تجسم اعمال از منظر غزالی، فخررازی و امام خمینی(ره)
نویسنده:
فهیمه کرم‌بخش
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
میل به جاودانگی یک میل جبلی و ذاتی نوع بشر است که انسان ها در همه دوران های مختلف قصد داشته‌اند این میل را در خود به ظهور برسانند. ایمان به جاودانگی در همه ادیان ابراهیمی، از ارکان باروهای دینی به شمار می رود و متکلمان مسلمان ضمن اینکه در اصل باور به جاودانگی و معاد اشتراک نظر داشته اند، در چگونگی معاد و کیفیت جهان پس از مرگ اختلاف نظر دارند. به طوری که برخی معاد را جسمانی، برخی روحانی و گروهی دیگر جسمانی و روحانی دانسته اند. هم چنین مسئله ی تجسم عمل و بهشت و جهنم اعمال، از مباحث مهم و مطرح در کلام و حکمت الهی است که به رغم دلالت آیات و روایات بسیار بر آن، تفسیرهای مختلفی از آن نشده، از این رو، این رساله به بررسی بحث خلود نفس و تجسم اعمال از دیدگاه این سه متفکر بزرگ اسلامی، امام خمینی، غزالی و فخر رازی اختصاص یافته است. امام خمینی با توجه به حرکت جوهری، اصل جاودانگی را پذیرفته و قائل به معاد جسمانی و روحانی شده و اثبات می کند که انسان با همین جسمی که در عالم طبیعت بوده، با تمام حیثیت ها و ویژگی ها، بدون کمترین تفاوت و بدون مثلیت بلکه به نحو عینیت، معاد و حشر خواهد داشت. غزالی حقیقت انسان و ملاک این همانی شخصیت انسان را روح می داند و با تمسک به عقل و نقل، اصل جاودانگی انسان را اثبات نموده و آن را جاودانگی در پرتو نفس مجرد و بدن جدید می داند، بدون اینکه مشکل تناسخ حاصل شود. فخررازی در حوزه معاد به شکلی دارای تعدد آراء است. در برخی آثارش بر معاد روحانی تأکید کرده، اما در بیشتر آثارش تصریح به جسمانی بودن معاد می کند. روش این رساله ضمن تبیین دیدگاه های این سه اندیشمند اسلامی، تحلیل و تطبیق آن است.
قلمرو دین در آرای غزالی و ابن سینا
نویسنده:
محمدصادق زاهدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
تهران: دانشگاه امام صادق (ع),
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
اگر چه پرسش از قلمرو دين و انتظار بشر از آن متعلق به دوران معاصر است اما ريشه های آن را می توان در آرای متفکران مسلمان متقدم واکاوی نمود. با نگاهی به آرای دو متفکر جريان ساز در جهان اسلام، يعنی ابن سينا و غزالی، رويکردهايی متفاوت در تبيين وجه نياز آدمی به دين آشکار می گردد. در حالی که ابن سينا در تحليل فلسفی خود بيشتر بر جنبه های حقوقی و کارکردهای اجتماعی دين تاکيد می کند، تمرکز غزالی بر ابعاد معنوی و اخلاقی دين بيشتر است. البته اين سخن به معنای ناديده گرفتن وجه معنوی دين از سوی ابن سينا و نيز حذف وجه اجتماعی دين نزد غزالی نيست، اما در يک نگاه کلان تر می توان تحليل ابن سينا از دين را به مدل جمع گرايانه دنيانگر، و تحليل غزالی از دين را به مدل فرد گرايانه آخرت نگر نزديک تر دانست.
صفحات :
از صفحه 95 تا 109
مقایسه مبانی فلسفی و آراء تربیتی فارابی با روسو
نویسنده:
سیف اله فضل الهی قمشی ,محمود امیدی ,حسن نجفی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مشهد: دانشگاه علوم اسلامی رضوی,
چکیده :
هدف اصلی این پژوهش، بررسی تطبیقی مبانی هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و ارزش شناسی فلسفۀ تربیتی فارابی و روسو است. روش پژوهش توصیفی-تحلیل اسنادی، و ابزار گردآوری اطلاعات فرم های فیش برداری بوده است. نتایج پژوهش نشان داد یکپارچگی هستی، امکان شناخت و درک حقیقت و معرفت از طریق حواس، آفرینش پاک انسان و برخورداری انسان از ارزش مهم در جهان، فضایل اخلاقی راه دست یابی به سعادت و استفاده از هنر و ذوق ابزاری برای کسب آرامش روحی از وجوه اشتراک به ترتیب ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و ارزش شناسی دو فیلسوف است.از سوی دیگر، تقسیم بندی جهان به مراتب مختلف، تقسیم بندی مختلف از علوم و معرفت، درجه بندی نفس آدمی، روش تربیت منفی و اکتسابی و انتسابی بودن اخلاق آدمی از وجه افتراق به تربیت در ابعاد هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و ارزش شناسی دو فبلسوف می باشد.
صفحات :
از صفحه 3 تا 25
  • تعداد رکورد ها : 903