جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
کتاب الجمع فارابی و نسبت آن با اثولوجیا
نویسنده:
حکمت نصراله
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
موضوع کتاب الجمع بین رایی الحکیمین نوشته حکیم ابونصر فارابی، با موضوع سایر آثار او- همچنین با موضوع همه آثار فیلسوفان مسلمان- کاملا متفاوت است. به نظر نگارنده تحلیل دقیق الجمع، می تواند افق وسیعی را در شناخت فارابی، در برابر ما بگشاید؛ رسیدن به این منظور، موقوف است به این که نقش اثولوجیا- که در روزگار فارابی منسوب به ارسطو بوده است- در الجمع روشن شود. زیرا در فارابی شناسی امروز- که فضای قالب برآن توسط مطالعات شرق شناسان حاصل شده- تکون الجمع مولود همان اشتباه تاریخی در انتساب اثولوجیا به ارسطو، دانسته شده است. وقتی روشن شود که اثولوجیا نقشی کاملا جنبی و حاشیه ای در تدوین الجمع داشته است، در آن صورت این پرسش به طور جدی مطرح خواهد شد که: چرا فارابی الجمع را نوشته است؟
صفحات :
از صفحه 27 تا 41
واکاوی مفاهیم «مله» و «فلسفه» در تفکر فارابی
نویسنده:
علیزاده روح اله, ذهبی سیدعباس
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
بعد از آنکه فلسفه وارد جهان اسلام شد متفکران مسلمان در ارتباط بین فلسفه و دین مواضع مختلفی اتخاذ کردند. برخی فلسفه را ترک کرده و به تحقیر آن پرداختند و برخی نیز فلسفه را بر دین ترجیح دادند. اما فیلسوفی مانند فارابی نظام فلسفی نوینی را بنیان نهاد که در آن، بین فلسفه و دین جمع شده و تعارض میان آنها مورد انکار قرار گرفت. او برای تبیین هر چه بهتر نسبت بین فلسفه و دین و هماهنگ سازی و جمع این دو به واکاوی و تحلیل دو مفهوم مله و فلسفه و تقدم و تاخر آنها پرداخت. از نظر فارابی مله و دین دو اسم مترادف اند و تفاوتی با هم ندارند. اما او تنها ملتی را بر حق و فاضله می داند که رئیس آن و هر کس که تحت ریاست اوست به دنبال سعادت قصوی بوده و مبتنی بر فلسفه برهانی باشد. فارابی پس از واکاوی مفاهیم مله و فلسفه به این نتیجه می رسد که حقیقت دینی و حقیقت فلسفی با وجود اختلاف صوری، از لحاظ عینی، حقیقت واحدی هستند. این عقیده او وفاق و هماهنگی میان فلسفه و اصول و مبانی اسلامی را میسر ساخت. او بدون شک نخستین اندیشمندی بود که بر اساس این هماهنگی، فلسفه جدیدی را بنیاد نهاد و فلاسفه بعد از او خطوطی را که وی رسم کرده بود پی گیری کرده و طرح او را تکمیل کردند.
صفحات :
از صفحه 79 تا 102
جایگاه فلسفی دعا از منظر فارابی و مقایسه آن با آموزه های قرآنی
نویسنده:
مرضیه پزشگیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دعا به عنوان یکی از آموزه های قرآنی، از جمله موضوعاتیست که موردعنایت فیلسوفان مسلمان واقع شده است. فارابی نیز که تا حدودی همت خویش را مصروف ایجاد توافق میان دین و فلسفه کرده، موضوع دعا را مد نظر قرار داده است. هر چند که فارابی، با نگرشی بدیهی انگارانه به موضوع دعا پرداخته واز این رو تنها درعبارتی کوتاه تعریف مختصری برای آن ارائه کرده، لکن با رویکرد به نظرات فلسفی او،می توان برداشت تفسیر گونه ای از این عبارت ارائه نمود که نشان دهنده کمال این تعریف درعین موجز بودنش است.
بررسی مقایسه‌ای نظریه کنفوسیوس و فارابی درباره انسان و جامعه
نویسنده:
بنفشه کاظمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
ادیان و مکاتب بشری بر آنند تا با پاسخ گویی به مسائل وجودی انسان ، طرح و برنامه ای برای ارتقاء و سعادت او در هر دو جهان ارائه دهند. از آن جایی که انسان به اقتضای طبیعتش موجودی اجتماعی است ، جامعه سالم از جمله عواملی است که برای بالندگی به آن نیاز دارد.کنفوسیوس و فارابی به منزله متفکرانی با تمایلات انسان گرایانه و جامعه شناسانه ،ضمن تبیین دقیق فلسفی نسبت وجودی این عالم با مراتب بالاتر و روحانی وجود و با تحلیل مسائل انسانی به ارائه مسیری برای تعالی وجود انسان پرداخته اند. در این رساله با تحقیق و تحلیل آراء و تعالیم کنفسیوس و فارابی در محورهای هستی شناسی، انسان شناسی و بررسی دیدگاه های اجتماعی ایشان، در میابیم که اگر چه نظریات این دو فیلسوف در زمینه انسان و جامعه شباهت های بسیاری دارند؛ اما تفاوتها نیز بنیادین است. نتایج حاصل از مطالب پژوهش نشان می دهد که اشتراک مهم و عمده هر دو اندیشمند، نظریه فطری بودن گرایش به نیکی و زیبایی در وجود انسان است. تاکید هر دو بر انسان دوستی، اندازه نگه داشتن، تحصیل فضایل ، دوری از رذایل و طبیعت اجتماعی انسان نیز از دیگر اشتراکات هستند. از آن جایی که هدایت انسان برای دست یابی به سعادت، غایت اصلی هر دو فیلسوف به حساب می آید، پرورش نفس و اهتمام به نظام خانواده و اصلاح اجتماع انسانی را راه حل مناسب آن می دانند. همچنین مشابهت های بسیاری در حیطه مسائل سیاسی و حکومتی از جمله حکومت بر اساس الگوی صاحب فضیلت میان آن ها وجود دارد. از تفاوتهای عمده این دو متفکر، ترکیب مباحث فلسفه و ماوراء طبیعی در تفکر فارابی و آخرت گرایانه بودن دیدگاه وی است. اما کنفوسیوس تمامی هم? خویش را صرف زندگی در این جهان و ارتقاء آن کرده است. این دیدگاه حتی بر فلسفه سیاسی آنان نیز موثر افتاده است و نتیجه آن است که رئیس فاضل حاکم بر مدینه فاضله فارابی فیلسوف و نبی است، حال آنکه امپراتور در شهر آرمانی کنفوسیوس انسانی شریف است که بر اساس حکم آسمان در این جایگاه قرار گرفته است.
تحلیل و بررسی جبر و اختیار از دیدگاه فارابی
نویسنده:
آسیه صفاری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
کلیدواژه‌های اصلی :
چکیده :
برای روشن شدن این مسئله پایان نامه در قالب 6فصل جمع آوری شده که سعی شده است از خلال بحث های مطرح شده ی فارابی آشکار کنیم که آیا حقیقتا چنانچه که خود معتقد به جب است، در حقیقت و واقع اینگونه است که براساس بررسی انسان شناسانه-هستی شناسانه و مدنی می توان نتیجه گرفت که وی به نوعی معتقد به امربین الامرین است.
بررسى تحلیلى مفاد قاعده ى بسیط الحقیقه نزد افلوطین وفارابی
نویسنده:
زوار حسین
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
چکیده هر علمی اصول و قواعد خاص خودش را دارد، وهیچکس نمی تواند بدون فهم دقیق این قواعد ادراک مسایل آن علم را داشته باشد. قاعده ى بسیط الحقیقه "بسیط الحقیقه کل الأشیاء ولیس بشئ منها" از جمله قواعد مهم و دشوار فلسفه الهی است که محتوا و مفادش این است که بسیط حقیقی از جهتی با همه اشیاء و موجودات یکی است، و از جهت دیگر هیچکدام از اشیاء عدمی نیست. پس با همه اشیاء از لحاظ وجود و کمال یکی است چون بسیط و عاری از هر نقص، عیب وترکیبی است وگرنه ترکیب ذاتش از وجود شئ و عدم شئ دیگر لازم می آید، و این محال است، و از لحاظ حدود و نقایص اشیاء با آنها مغایرت دارد. پس تمام کمالات موجوده و متصوره اشیاء را جامع است. اهمیت این قاعده بر آن کسی که با علم فلسفه در ارتباط است مخفی نیست.این قاعده از مفاخر مدرسه حکمت متعالیه به شمار می آید چونکه تنقیح، تحلیل و استفاده شامله از آن در این مدرسه تحقق یافت، مثل اینکه با این قاعده مسایل دشوار فلسفی حل شدند. این قاعده با مفادش کثرت در وحدت مورد نظر حکما و عرفا ى پیش از ملا صدرا بوده که برجسته ترین آنان شیخ یونانی و معلم ثانی هستند، بنابراین این پایان نامه قاعده ی بسیط الحقیقه را نزد این دو فیلسوف بررسی می کند. دانش پژوه این قاعده را نزد افلوطین بعد از مبانی وجودی اش و تحلیل عبارات مفیده آن بررسی کرده سپس نزد فارابی با تاکید بر مبانی وجودی و تحلیل کلماتش بررسی کرد. در نتیجه این قاعده در کلمات افلوطین از فارابی واضح تر دیده شد. بله. تصریح و اثبات و نتایج فلسفی آن در مدرسه حکمت متعالیه انجام شد چون ملا صدرا به تحقیق تفصیلی آن پرداخته و اشکالات وارده بر آن را به وجه احسن رفع ساخته است. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.کلید واژه: بسیط الحقیقه، حمل حقیقت و رقیقت، افلوطین، فارابی، ملا صدرا.
بررسی تطبیقی اصل علیّت از دیدگاه حکمای مشاء (فارابی،ابن سینا،ابن رشد)
نویسنده:
مریم سلامی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بدون شک مسئله علیّت، از همان آغاز، فکر بشر را به خود متوجه ساخته و او را به تفکر و اندیشه برای کشف معمای هستی وادار ساخته است. از آنجا که انکار یا تأیید این مسئله بر حوزه خداشناسی و جهان شناسی تاثیر مستقیم گذاشته است لذا مکتب های فلسفی مختلف با توجه به اصول و مبانی خود به آن مسئله پرداخته‌اند که یکی از آنها، مکتب مشاء است. در این رساله سعی شده است دیدگاه فلاسفه مشاء (فارابی، ابن سینا، ابن رشد ) و سیر نوساناتی که این فلاسفه در مورد مسئله علیّت داشته اند بیان شود. همچنین بیان خواهیم کرد که بذرهای مبحث علیّت را فارابی در بستر فلسفه اسلامی کاشته و شیخ الریئسبه رشد و نمو رسانید و ابن رشد نیز با وجود هم مکتب بودن با این دو فیلسوف، بخاطر وفاداری به ارسطو و مبنای فکری خاص خود به برخی از آراء شیخ الرئیس در مبحث علیّت سخت می‌تاخت. همچنین اشاره خواهیم کرد که اختلاف و تمایزی که بین فلاسفه مکتب مشاء در مورد فروعات اصل علیّت مثل قاعده الواحد وجود دارد به مبانی و اصول فکری این فلاسفه مثل زیادت وجود بر ماهیت و تفسیر آنها از علت فاعلی بر می‌گردد. بدین صورت که فارابی و ابن سیناآفرینش را نوعی جریان خلق و ایجاد می دانند و بر اساس همین نگرش،حوزه علیّت و سنخیّت بین علت و معلول را فراگیر می دانند؛ در مقابل، ابن رشد درآفرینش به فعل ایجادی قائل نیست بلکه فاعلیّت خداوند در عالم را به نحو اعطای حرکت و پیوند دادن صور به مواد می داند؛ لذا نمی تواند توجیه علّی از آفرینش داشته باشد و دامنه نفوذ قانون علیّت را فراگیر‌ کند. این رساله در پنج فصل تدوین شده است. در فصل اول به کلیات، در فصل دوم به دیدگاه فارابی، در فصل سوم به دیدگاه ابن سینا و در فصل چهارم به دیدگاه ابن رشد پرداخته شده است و فصل پنجم به نتیجه گیری و ارزیابی روش فلاسفه مشاء اختصاص دارد.
بررسی آراء و افکار فارابی و ابن سینا در امور اجتماعی
نویسنده:
زینب سادات اسدالهی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رساله حاضر سعی در تحلیل و بررسی دیدگاه های اجتماعی و سیاسی فارابی و ابن سینا به عنوان دو اندیشمند و نظریه پرداز اجتماعی دارد. در مسائل اجتماعی، این دو فیلسوف دیدگاه های حکیمانه ای دارند که متأثر از فلسفه نظری آنهاست. با توجه به انسجام اجزای نظام فلسفی هر کدام از این اندیشمند، ضروری است برای روشن شدن اندیشه اجتماعی شان در اولین گام به مباحث هستی شناختی و انسان شناسی ایشان پرداخته شود. فارابی علم مدنی را لازمه اداره حکومت فاضله می داند. ابن سینا نیز فایده حکمت مدنیه را تعالی بخش افراد در اداره کشور می داند. فارابی و ابن سینا هردو بر مدنی الطبع بودن انسان اتفاق نظر دارند. فارابی جوامع را بر اساس کمی و کیفی تقسیم می کند و به دنبال آن به شرح و توضیح مدینه فاضله و رئیس آن می پردازد. ابن سینا نیز لازمه برپا داشتن حکومت و لازمه تداوم نظم مدنی را قانون می داند. فلسفه سیاسی این دو فیلسوف در مبانی نگرشی و نظام معنایی و مفهومی متأثر از وحی می باشد و غایت آن را سعادت است که با سیاست و ریاست فاضله در مدینه فاضله دنبال می شود. فایده حکمت مدنی نزد ابن سینا با تعریف فارابی متفاوت است و نسسبتی که فارابی میان «عقل» و «وحی» برقرار کرده بود، در فلسفه ابن سینا دستخوش دگرگونی شده و سیاست همواره نزد شیخ اززاویه شریعت تحلیل شده است.
تبیین کثرت نزد فارابی و ملاصدرا
نویسنده:
فاطمه احمدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پرسش از آغاز هستی و از چگونگی بر آمدن هستی های متعدد در هر نحله فکری اعم از الهی و مادی اندیشه بشر را به خود مشغول کرده است. در فلسفه اسلامی طبق قاعده الواحد و اصل سنخیت از واجب الوجود واحد باید موجودی واحد صادر شود، بدین ترتیب سوال از چگونگی بر آمدن کثرات از باری تعالی به دغدغه اصلی فیلسوفان تبدیل شد. در این میان فارابی به عنوان موسس فلسفه اسلامی، با بهره گیری از اندیشه فلوطین و عقلانی کردن اندیشه وی بر اساس تمایز وجود از ماهیت، پاسخ این دغدغه را در نظریه فیض یافت. هفت قرن بعد صدرالمتالهین، با انقلاب اندیشه ای که مبتنی بر «نگرش وجودی» خاص وی بود، توانست به بسیاری از ابهامات فلسفه اسلامی پاسخ دهد و در برخی موارد هم پاسخ‌های جدیدی عرضه کند. ملاصدرا در باب صدور کثیر از واحد، همچون فارابی نظریه فیض را می پذیرد البته در چارچوب اصالت وجود و نیز بهره گیری از وحدت تشکیکی وجود و حرکت جوهری و حتی وحدت شخصی وجود، که به تبیینی جدید از این نظریه می انجامد؛ روشی که توانست در حل بسیاری از مشکلات دیگر فلسفی هم که به عقیده برخی لاینحل یا صعب می نمود، توفیق یابد و نقطه عطفی در روند تکامل فلسفه شود.
مقایسه بین نظریه عدالت فارابی و رالز
نویسنده:
شهیده عربی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عدالت، موضوعی است که دارای اهمیت به سزایی در میان تمامی اصول دنیا است؛ و دنیا، تنها با رعایت و تحقق آن، سامان می پذیرد و اصلاح می شود؛ و برای آن، تعاریف و اقسام گوناگونی، ذکر کرده اند؛ تعاریفی که با توجه به حوزه ای که در آن، مطرح شده، با یکدیگر، متفاوت هستند. در این میان، به علت اینکه موضوع مورد بحث ما، مقایسه بین نظریه عدالت فارابی و رالز، است، و حوزه نظریه عدالت این دو فیلسوف، فلسفه سیاسی، و هدف آن ها، تحقق عدالت، در میان افراد یک جامعه است؛ اما هر یک به طریق و شیوه خود، این پژوهش، بیشترین توجه را به عدالت سیاسی و اجتماعی از نظر این دو فیلسوف، مبذول داشته است.