جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 19
اتجاهات الفلسفية فی النقد الأدبی
نویسنده:
سعيد عدنان
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
لودفيغ فورباخ و نهاية الفلسفة الكلاسيكية الالمانية
نویسنده:
آناتولی واسیلیویچ كوزنتسوف؛ مترجم: الیاس شاهین
نوع منبع :
کتاب , ترجمه اثر , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
تحلیل و نقد فلسفی جسمانی بودن بدن مثالی از دیدگاه ملاصدرا
نویسنده:
جواد مرادپور دهنو
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
با وجود به اینکه موضوع تحقیق، تحلیل و نقد فلسفی جسمانی بودن بدن مثالی از دیدگاه ملاصدراست ولی بیان این نکته لازم است که اصل بدن مثالی از دیدگاه حکما و عرفا و متکلمان (مگر عده قلیلی از آنها) پذیرفته شده است ولی در نحوه وجود آن اختلاف دارند. از دیدگاه حکمت متعالیه و صدرالمتالهین بدن با تمام انحاء وجودی آن ظل نفس می‌باشد، به تبع آن بدن مثالی ظهور و نمود نفس است. از دیدگاه ملاصدرا بدن مثالی بدنی است مجرده از ماده ولی واجد بعضی از عوارض ماده است و بمراتب لطیف‌تر از بدن مادیست و میزان درک و شعور آن بسیار بالاست، بلکه عین درک و شعور است. ملاصدرا جسمانی بودن نشئه ثانی رابه صورت اعم و بدن مثالی را بصورت اخص با ارائه 7 اصل اساسی در آثار خود (که از جهت کمیت با هم اختلاف دارند) اثبات کرده است. اصل حرکت جوهری و اصل تجرد قوه خیال دو اصل اساسی و تاسیسی هستند که آخوند بواسطه آنها دیدگاه خود را تبیین کرده است. از بیان ایشان فهمیده می‌شود که حیثیت و اقتضاء بدن مثالی با عالم مثال یکی است. در ضمن برخی ازآیات و روایاتی که بدن مثال را تبیین می‌کند، بررسی شده. انتقاد و اشکال عده‌ای از حکما، مبنی بر روحانی بودن بدن مثالی و اخروی ملاصدرا آورده شده و جواب آنها هم ذکر شده، به این صورت که با توجه به اصولی که ملاصدرا در آثار خود تبیین کرده است، جسمانی بودن بدن مثالی و اخروی، نتیجه طبیعی آن اصول است و فهم درست آن انسان را به جسمانی بودن نشئه ثانی بصورت عمومی راهنمایی می‌کند.
تفکر یونان و نخستین فیلسوفان مسلمان در بوته نقد
نویسنده:
علی فلاح رفیع
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‌سره,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
كلمه «نقد» در لغت، به معناى «بهترين را برگزيدن» يا «اصل را از غير اصل تمييز دادن» است؛ چنانچه در لسان العرب آمده است: «نقد: تمييزُ الدّراهمِ و اِخراجُ الزّيفِ منها»؛ نقد، نظر كردن در دراهم و برگزيدن سره از ناسره را گويند. بر همين اساس، در اصطلاح، نيز «نقد» به بررسى سخنان و انديشه ها و محك زدن آن ها اطلاق مى شود. بنابراين، آنچه در عرف به نقد و نقادى شهرت يافته مبنى بر لزوم همراه بودن نوعى تعييب و تضعيف با نقد، معناى اوليه نقد نيست، بلكه اين كلمه از ديرباز در فارسى و عربى، بر وجه مجاز در مورد شناخت محاسن و معايب كلام به كار مى رفته است؛ چنان كه امروزه در زبان اروپايى لفظى كه براى همين منظور به كار مى رود، در اصل، به معناى راى زدن و داورى كردن است: در زبان فرانسوى، لفظ Critique و همچنين در انگليسى، Critic و در آلمانى، Kritik همه از ريشه يونانى Krinein به معناى قضاوت و داورى گرفته شده است. بنابراين، بدون شك، اين كار مستلزم معرفت درست و دقيق است تا نقاد بتواند نيك و بد و سره و ناسره را از هم بازشناسد. سقراط پيش تر از همه صاحب نظران متوجه اين نكته مهم شده است. وى در ضمن دفاعيه خويش، آن جا كه براى تأييد قول خدايان در باب خردمندى خويش سخن مى راند، چنين مى گويد: «از آثار شاعران، آنچه را بيش تر از روى انديشه و رويه مى نمود برايشان خواندم و معناى آن سخنان را پرسيدم، ليكن شرم دارم واقع را بگويم. اما چه چاره است، مى گويم كه همه كسانى كه آن جا بودند بهتر از خود شاعران سخنان آنان را تفسير مى كردند و در آن سخنان تحقيق مى نمودند. به زودى دانستم كه مايه كلام شاعران دانش نيست، سخنانشان از شور و ذوق برمى آيد.» در این مقاله پیرامون این موضوعات بحث می شود: بايسته هاى منتقد؛ نقد فلسفى در جهان اسلام؛ نخستين رويارويى فرهنگى در اسلام؛ مترجمان اوليه در جهان اسلام؛ فلسفه اسلامی و... .
تهافت التهافت
نویسنده:
محمد بن احمد ابن رشد؛ محقق: سلیمان دنیا
نوع منبع :
کتاب , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دارالمعارف,
چکیده :
«تهافت التهافت» از بزرگترین آثار کلامی – فلسفی ابن رشد به عربی است و جوابیه ای به «تهافت الفلاسفة» که در آن به بیان پریشان گویی و تناقض آرای حکما پرداخته شده بود و در بیست مسئله ادله آنان را نقد و بررسی کرده است. ابن رشد کتاب «تهافت التهافت» را در پاسخ به «تهافت الفلاسفة» غزالی به رشته تحریر درآورده است، تا نشان دهد که بیشتر آنچه غزالی در کتابش آورده است از ارزش تصدیقی و اقناعی برخوردارند و به مرتبه یقین و برهان نمی‌ رسند. غزالی در بیست مسأله بر فلاسفه خرده گرفته در سه مورد حکم به تکفیر ایشان داده است. ابن‌ رشد یک به یک این مسائل را طرح کرده و به مقابله با غزالی رفته است. او فحاشی‌ های غزالی را با فحاشی پاسخ داده، اما آنجا که پای انتقاد و استدلال در میان است در بسیاری موارد به غزالی حق داده است و ابن‌ سینا را به کج‌ فهمی متهم کرده است. به نظر او کتاب غزالی مباحث الهی را از محل ویژه خویش به در آورده و برای غیر اهل آن عرضه کرده است. همین امر باعث شده است که این مباحث حالت برهانی خود را از دست بدهند، و به‌ صورت سخنانی جدلی و خطابی درآیند. از اینجاست که او نه گزارش غزالی را از دیدگاه‌ های فیلسوفان می‌ پسندد و نه انتقاد او را از آنها. مسائل بیست گانه ای که غزالی به نظر خود به فیلسوفان خرده گرفته و ابن رشد آنها را رد کرده می توان این گونه تقسیم کرد: 1- اتصال خدا با عالم: شامل چهار مسئله اول کتاب (قدم عالم - ابدیت عالم و زمان – خدا فاعل و صانع عالم است - عجز فیلسوفان از اثبات وجود صانع) 2- یگانگی خدا و عجز فیلسوفان از اثبات آن (مسئله پنجم) 3- صفات خدا (از مسئله ششم تا دوازدهم را در بر می گیرد) 4- علم خدا به جزئیات (مسئله سیزدهم) 5- مسائل فلکی و طبیعی (از مسئله چهاردهم تا شانزدهم) 6- سببیت (مسئله هفدهم) 7- نفس انسانی (مسئله هجدهم و نوزدهم) 8- بعث اجساد و حشر ارواح (مسئله بیستم) ابن رشد از روش جدلی که در عهد موحدین شایع بود تاثیر پذیرفت و آن را به بهترین صورت در کتابش به کار برد. وی در ردیات خود بر غزالی به مسائلی که درباره قدم و ابدیت آن و نیز زمان، مکان، حرکت، وجود خالق و علم و ماهیت و صفات او، روان بشری و جوهر آن، عالم بالا و اجرام و افلاک آن و حشر موجودات است، می پردازد.
گزارش، تحلیل و نقد آراء میرزا مهدی اصفهانی
نویسنده:
جواد رقوی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
میرزا مهدی اصفهانی پایه گذار حرکتی است که امروزه «مکتب تفکیک» نامیده می شود. این جریان دعوی بیان معارف ناب اسلامی بدور از هرگونه آمیختگی با افکار بشری را دارد. از ویژگیهای میرزا مهدی مخالف شدید با فلسفه و عرفان است. هدف این نوشتار فراهم آوردن زمینه ای مناسب برای شناخت آراء ایشان می باشد. به این منظور سعی شده است آراء کلامی و الهیاتی میرزا مهدی گزارش، تحلیل و نقد گردد. این رساله با یک مقدمه در سه فصل تنظیم گردیده است. فصل اول بیانگر کلیات بحث نظیر تعریف مسأله، ضرورت و هدف تحقیق، زندگینامه میراز مهدی و... می باشد. در فصل دوم به بیان و تحلیل آراء میرزا و نقد آنها پرداخته شده است. این فصل در شش بخش تنظیم گردیده است؛ بخش اول روش شناسی، بخش دوم معرفت شناسی، بخش سوم وجود شناسی، بخش چهارم جهانشناسی، بخش پنجم خداشناسی، و بخش ششم انسان شناسی میرزا مهدی را واکاوی نموده است. فصل سوم با عنوان بررسی فلسفه و عرفان میرزا مهدی با نگاهی کلی به آراء میرزا در صدد است تا نشان دهد ایشان علی رغم مخالفت با فلسفه و عرفان از نوعی تلاش فلسفی و آراء عرفانی برخوردار بوده و فلسفه ای خاص را پی افکنده است. در این فصل روشن می گردد که میرزا دیدگاهی ایمان گرایانه در باب باورهای دینی داشته و در نهایت نوعی شهود را برای نیل به معرفت دینی لازم می داند. از منظر دیگر می‌توان میرزا مهدی را در باب گزاره های دینی ظاهرگرا دانست که هر گونه عدول از ظاهر روایات را جایز نمی شمارد، اگر چه در مقام عمل دست به تأویل برده و معانی خلاف ظاهری برای بعضی آیات و روایات بیان نموده است. در آخر فصل سوم به نتیجه بحث اشاره گردیده است.
بررسی و نقد فلسفی آراء فخر رازی و علامه طباطبایی در خصوص آیات مربوط به اهل بیت (ع) در تفاسیر کبیر و المیزان
نویسنده:
مرضیه داستانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر با عنوان «بررسی و نقد فلسفی آراء فخررازی و علامه طباطبایی در خصوص آیات مربوط به اهل بیت (ع) در تفاسیر کبیر و المیزان» به منظور تبیین و تشریح نظرات دو مفسر برجسته شیعه و اهل سنت، علامه طباطبایی و فخر رازی پیرامون آیات مربوط به اهل بیت(ع) تدوین شده است.میان تفاسیر شیعه و اهل سنت بخصوص در امور مربوط به اهل بیت(ع) بویژه مبحث ولایت اختلافاتی وجود دارد، از این دست تفاسیر می توان به المیزان و کبیر اشاره کرد، برای بررسی این موارد اختلاف، توضیح و تبیین مصداق اهل بیت(ع) در تفاسیر المیزان و کبیر ضروری به نظر می رسد.علامه طباطبایی اهل بیت(ع) را همان پنج تن آل عبا و ائمه معصوم از ذریه امام علی (ع) می داند ولی فخر رازی تنها پنج تن اصحاب کساء و زنان پیامبر(ص) را مصداق اهل بیت می داند.علامه طباطبایی بالغ بر چهل آیه را به اهل بیت (ع) استناد می دهد که از جمله آن ها می توان به آیات شریفه تطهیر، مباهله، اکمال، ولایت، تبلیغ، مودت، آیه ششم سوره حمد و... اشاره نمود.اما فخر رازی نه تنها به این گستردگی و توسع مصداق آیات را اهل بیت(ع) به معنای مشهور آن ندانسته است بلکه در مواردی هم که دلالت آیات با نصوص قطعی شیعه و اهل سنت در مورد اهل بیت(ع) آشکار است سعی در مبهم گویی و پرده افکنی داشته است از جمله آیات شریفه ولایت، اکمال، آیه یکم سوره کوثر، آیه 119 سوره توبه، آیه 8 سوره تکاثر و...
آثار العلوية
نویسنده:
محمد بن احمد ابن رشد؛ محقق: سهیر فضل الله ابو وافیه، سعادعلی عبدالرزاق؛ ناظر: زینب محمود خضیری؛ مقدمه نويس: ابراهیم مدکور
نوع منبع :
کتاب , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قاهره: ,
چکیده :
کتاب «الآثار العربیة» متن عربی تلخيصی است كه ابن رشد از كتاب ارسطو یعنی متئورولوگیا كرده است و در آن به مباحث طبیعی و جوی پرداخته شده است. آثار علوی، یا کائنات الجو، عنوانی است که فلاسفه اسلامی در مورد مباحث مربوط به پدیده‌ های جوّی به کار برده‌ اند. در نظر این دانشمندان، آثار علوی یکی از ۸ بخش اصلی دانش های طبیعی است که «باز نماینده و خبر دهنده بود از حادثه‌ هایی که در هوا پیدا شود چون رعد و برق و باران و برف و شگفتی هایی که بر زمین بود چون بیرون آمدن چشمه‌ ها و روان گشتن کاریزها و رودها از کوه ها و آن چیزها که در زمین تولد کند مانند جوهرهایی که آن را فلزات گویند و انواع کبریت (گوگرد) و زیبق (جیوه) و زاج و مانند این». زمینه اصلی این مباحث کتاب متئورولوگیای ارسطو است که توسط یحیی بن بطریق از مترجمان دوره مأمون عباسی، از سریانی به عربی ترجمه شده است. این کتاب از لحاظ ریشه‌ یابی عقاید مربوط به زمین‌ شناسی و هواشناسی و چگونگی تکوین نظریه‌ های مربوط به طبیعیات، در میان مسلمانان اهمیت بسزایی دارد و از سده ۳ق/۹م توجه اهل فن را به خود برانگیخته و اینان در توضیح و یا تکمیل آن کتاب ها نوشته‌ اند. ابن رشد با این استدلال که اگر اجرام سماوی دارای نفس بودند حرکت های یکنواخت و یک جهت نداشتند عالم نفوس فلکی یا ملکوت را از کیهان شناسی خویش حذف کرد و فضای صمیمیت و آشنایی مستقیم عقل و طبیعت را گستراند که نتیجه این پیوند را در تفسیر و برداشت ابن رشد از عقل فعال به خوبی و روشنی می توان دید. وی اگرچه عقل فعال را جوهر مفارق می داند لیکن آن را مغایر و مباین نفس انسانی (عقل انفعالی) نمی داند بلکه پیوسته به آن می داند به گونه ای که نفس انسانی از هم جوشی و هم سنخی با عقل فعال به شناخت و معارف عالیه دست می یازد. در این کتاب ابن رشد اشتباه های ابن سینا و ابونصر فارابی را در مورد آفرینش بیان می کند و سپس افاضه آن نیروی واحد را که پدیدآورنده همه پدیدگان می شود شرح می دهد.
نقد فلسفه در ایران
نویسنده:
رضا داوری اردکانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
اگر کسی گمان می­کند که نقد یک فلسفه ورود در جزئیات آراء و رد و اثبات آنهاست و من هم می­بایست در آراء فارابی چون و چرا کنم و آن را با میزان طبع و رأی خود یا با اقوال مشهور بسنجم و رد و ابطال و اثبات و تحکیم کنم، با من در معنی نقد اختلاف دارد. او نقد را مخالفت و موافقت و نفی و رد و اثبات می­داند و من آن را این می­دانم که معلوم کند آنچه نقد می­شود چیست و برای چه پدید آمده است و ما با آن چه نسبت و سر و کار داریم و راهش به کدام سمت است و بالاخره چه بر سر ما می­آورد و بر سرش چه می­آید؟ البته آنچه گفتم تلقی من از نقد نظرهاست ولی داعیه آن را ندارم که خود این راه را رفته­ام و منزل­هایی از آن را پیموده‌ام. به این جهت ما هنوز نقد نداریم. نه اینکه مقالاتی در نقد فلسفه­ها و کتاب­های فلسفه نوشته نشود اما این نقدها معمولاً در بهترین صورت متضمن تذکرهای صوری و جزیی است و اگر به مضمون بپردازند کارشان غالباً مخالفت و ردّ و نفی یا موافقت و اثبات و تحسین مطالب از موضع ایدئولوژیک است. پس نقد، حکم کردن درباره چیزها و قراردادن آن در جای معین است و این چنین حکم کردن اشراف و تصلع و ثبات عزم و رأی می­خواهد و صاحب آن، باید از خرد خودبنیادی بهره داشته باشد که جهان با آن ساخته و مسخّر شده است و می‌شود.
صفحات :
از صفحه 5 تا 10
  • تعداد رکورد ها : 19