مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
آیه 4 حمد آیه 5 حمد
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 99
تفسیر البیضاوی المجلد 1
نویسنده:
ناصرالدین ابی الخیر عبدالله بن عمر بن محمد الشیرازی الشافعی البیضاوی، اعداد و تقدیم: محمد عبدالرحمن مرعشی
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دار احیاءالتراث‌العربی‬‏‫,
چکیده :
أنوار التنزيل و أسرار التأویل، مشهور به «تفسير بيضاوى»، تأليف عبدالله بن عمر شيرازى شافعى بيضاوى (م 691ق)، از عالمان و متكلمان و مفسران معاصر علامه حلّى و خواجه نصيرالدين طوسى بوده است. بيضاوى، در مقدمه كوتاه کتاب، به‌اجمال از انگيزه نگارش آن سخن گفته است. وى به انگيزه فراهم آوردن تفسير فشرده و گویا، همراه با زبده انديشه‌هاى انديشه‌وران، دست به نگارش تفسير زده است. روش تفسيرى بيضاوى بدين‌ترتيب است كه در آغاز، از نام سوره، جايگاه نزول و تعداد آيات آن ياد مى‌كند و آنگاه به تفسير و تبيين واژه‌ها پرداخته و تفسير را ادامه مى‌دهد. اين کتاب در حقيقت، در برابر «كشاف» زمخشرى به نگارش درآمده و گرايش به فكر اشعرى از نكات بارز این تفسير است. مطالب تفسير بيشتر برگرفته از «كشاف» زمخشرى و تفسير كبير فخرالدين رازى است. یکى ديگر از منابع مورد استفاده بيضاوى، به‌ویژه در لغت و اشتقاق و بيان دقايق زبانى و ادبى قرآن كريم، تفسير راغب اصفهانى است. صاحب «كشف الظنون» همچنين ذيل مدخل «تفسير الراغب»، از آن به‌عنوان یکى از مآخذ «أنوار التنزيل» بيضاوى ياد مى‌كند. تفسير بيضاوى از جمله تفاسير مختصر، مفيد و محكم است كه به‌خاطر ویژگى‌ها و برجستگى‌هایى كه دارد، مورد توجه عالمان و حوزه‌هاى علوم اسلامى قرار گرفته و همت بسيارى از تفسيرپژوهندگان و محققان را به خود جلب كرده است؛ ازاين‌رو عالمان بسيارى به آن شرح نوشته و يا حاشيه و تعليقه نگاشته‌اند. «أنوار التنزيل»، از نظر حجم از تفاسير متوسط است؛ ازاين‌روى از مباحث طولانى و نقد و بررسى‌هاى طولانى و عرضه ديدگاه‌ها و ارزيابى آنها به‌طور گسترده در آن خبرى نيست. بيشترين همت مؤلف آن، تبيين واژه‌ها و تشريح جملات آيات و توضيح مفهوم آيات الهى است. او در این راستا به اقوال مختلف در كمال اختصار روى مى‌آورد و تفصيل و توسيع را برنمى‌تابد. بيضاوى غالباً معنايى را مى‌گزيند و به آن استدلال مى‌كند و پس از آن به گفته‌ها و يافته‌هاى ديگران روى مى‌آورد. او به‌جز آنچه را كه انتخاب كرده است، با تعبير «قيل»، «روى» و... مى‌آورد تا نشانگر تضعيف آن ديدگاه‌ها و يا عدم اعتماد وى به آنها باشد. مباحث مربوط به قرائت و تعيين دقيق قرائت‌هاى مشهور و اشاره به قرائت‌هاى ديگر، بخش ديگرى از محتواى تفسير او را تشكيل مى‌دهد. بااين‌همه بيضاوى از مباحث كلامى، فقهى، اخلاقى و بعضاً تاريخى نيز غفلت نمى‌كند، كه از آنها ياد خواهيم كرد. بيضاوى به پيروى از زمخشرى، پس از پایان تفسير سوره‌ها، رواياتى در فضيلت سوره و ثواب قرائت آن نقل مى‌كند. تفسير بيضاوى و به‌ویژه ارزش ادبى و تفسيرى آن در میان اهل فن و مفسران شيعى نيز مورد توجه بوده است. مولا فتح‌الله كاشانى (م 988ق) در مقدمه «زبدة التفاسير» كه به زبان عربى نوشته است، از «أنوار التنزيل»، به‌عنوان یکى از چهار منبع عمده خود ياد مى‌كند. نگاهى گذرا به مجلدات «بحار الأنوار» مجلسى نيز بيانگر استفاده مكرر او از تفسير بيضاوى است. میرزا محمد مشهدى قمى، از علماى امامى سده 12ق نيز در بحث‌هاى ادبى خود از «أنوار التنزيل» بيضاوى بسيار بهره برده است. تفسير بيضاوى، به‌ویژه در شناخت ملل مختلف نسبت به اسلام اثرى شگرف نهاد؛ برای نمونه در سده‌هاى 9 و 10ق / 15 و 16م، یکى از پرتداول‌ترين آثار اسلامى در آسياى جنوب شرقى، این تفسير بود. همچنين در اروپاى سده‌هاى 16م، به بعد، ترجمه این اثر نقطه عطفى در بالا بردن میزان آشنايى اروپاييان با دين اسلام بود. در سده‌هاى پسين نيز مترجمان قرآن كريم به زبان‌هاى اروپايى از این تفسير بهره‌هاى فراوان برده‌اند. از ديد حاجى خليفه پرفايده‌ترين و سودمندترين حاشيه كامل بر تفسير بيضاوى، حاشيه محيى‌الدين محمد بن مصطفى قوجوى، معروف به شيخ‌زاده (م 951ق) است. این حاشيه، از شروح مفصل ادبى و بيانى تفسير بيضاوى است كه برای طلاب و محصلان علوم قرآنى نگارش شده است. ذهبى، مشهورترين حواشى بر تفسير بيضاوى را حاشيه قاضى‌زاده، حاشيه شهاب و حاشيه قونوى مى‌داند . آقابزرگ نيز یکى از بهترين حواشى غير كامل بر تفسير بيضاوى را، حاشيه شيخ بهایى مى‌داند. تفسير بيضاوى، توسط برخى مختصر نيز شده است. حاجى خليفه از «الإتحاف بتمیيز ما تبع فيه البيضاوی» به‌عنوان مختصر تفسير بيضاوى توسط محمدبن يوسف شامى ياد مى‌كند. وى همچنين از مختصرى متعلق به محمد بن محمد بن عبدالرحمان شافعى قاهرى، معروف به امام الكامليه (م 874ق) ياد مى‌نمايد. شيخ عبدالرئوف مناوى، احاديث تفسير بيضاوى را مستنديابى كرده و آن را «الفتح السماوی بتخريج أحاديث البيضاوی» نام‌گذارى كرده است.
تفسیر الکبیر الفخر الرازی المجلد 1
نویسنده:
محمد الرازی فخرالدین ابن العلامه ضیاء الدین عمر الشهیر بخطیب الری
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بیروت: انتشارات دارالفكر,
چکیده :
تفسير فخر رازی، تفسيرى كلامى، نوشتهء فخرالدين رازى، متكلم و مفسر اشعرى قرن ششم و هفتم هجرى است. تفسير كبير مهم‏ترين و جامع‏ترين اثر فخر رازى و يكى از چند تفسير مهم و برجستهء قرآن كريم به زبان عربى است. اين كتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير كبير مشهور شده، ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است. فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، كه هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، به صراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نكرده، ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب كلامى ابوالحسن اشعرى(متوفى ٣٣۴) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است. يكى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير كبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى كه از محتواى تفسير كبير و روش آن استفاده كرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و رشيدرضا كه عالمى سلفى و پيرو ابن تيميّه است، در المنار از شيوهء استدلال و محتواى تفسير كبير بسيار استفاده كرده و طنطاوى نيز در الجواهر، قرآن را به همان شيوهء فخر رازى تفسير كرده است. اين اثر شامل سى و دو جلد مى‏باشد. هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير كبير گفته است كه آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم كرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير {/«اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم»/} پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذكر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز كرده، سپس با ذكر يك يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح كوتاهى دربارهء مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است. سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اكرم(ص)، صحابه يا تابعين دربارهء آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى كرده، يا به ذكر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى(مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به كوچكترين اجزاى مفهومى، تجزيه كرده و تحت عناوينى؛ چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف كلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اين‏ها به بررسى و تفسير آنها پرداخته و در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحث‏هاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يك مسئله، از ويژگى‏هاى بارز و منحصر به فرد تفسير كبير است. تفسير كبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و كلامى آورده‏اند. ذهبى آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى كلامى ذكر كرده و از طرف ديگر، تفسير متكلمان را تطبيق ناميده و رد كرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث كلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى كلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نكته اشاره‏اى نكرده و در وصيتنامه‏اش مى‏نويسد كه هيچ يك از اين روش‏هاى فلسفى و كلامى در كنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اين كه محور غالب مباحث كلامى، آيات قرآن كريم بوده است، در تفسير كبير كه صبغه‏اى كلامى دارد، مى‏توان مجموعهء نسبتا كاملى را از آراى كلامى اشاعره، معتزله، كراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه كرد و به يك دورهء كامل از مباحث كلامى دست يافت. برخى از مباحث كلامى - فلسفى كه فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏اند از: معرفت خداوند و اين كه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و اركان ايمان، كلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند، عدل الهى، جبر و اختيار و قضا و قدر، حدوث و قدم عالم، اعجاز قرآن، ارادهء خداوند، مفهوم استواى خداوند بر عرش، تجسيم، تثليث، عصمت انبيا، شفاعت پيامبر اكرم،عقيدهء شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح كه بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يك تن، و بحث معاد. در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران كوشيده است. از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن است، همچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذكر قرائت‏هاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است. غلبهء صبغهء كلامى - عقلى در تفسير كبير مانع از اين نشده است كه فخر رازى در مواردى، از شيوهء قرآن به قرآن، در تفسير آيات كريمه استفاده كند؛ ولى با وجود اشاراتى كه به احاديث پيامبر اكرم و امامان شيعه كرده و رواياتى كه از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندكى به احاديث داشته است. گفته مى‏شود كه او در نقل احاديث به شيوه‏اى كه در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذكر نكرده و نيز احاديثى را كه بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى،در فضائل سوره‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏كنند، نياورده است. در تفسير كبير استفاده از رواياتى كه از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندك است. براى نمونه ذيل آيهء «ن» در سورهء قلم، «ن» را به معناى نهنگى كه زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيهء مذكور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشكال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد كرده، بلكه از جنبهء ادبى و نحوى مردود دانسته اس. تفسير فخر رازى با وجود صبغهء كلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذكر طريق و شيوهء عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است. از ويژگى‏هاى بارز روش فخررازى در تفسير كبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن كريم است. وى تنها به ذكر يك مناسبت اكتفا نمى‏كند، بلكه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نكات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دورهء جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگى‏هاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود. وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از كشاف زمخشرى برده است. توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير كبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احكام، ابتدا آراى مكاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏كند و سپس به تفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، مى‏پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏كند. تفسير كبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث كلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرةالمعارف گونه كرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد كه وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن كاسته است. به گفتهء ابوحيّان غرناطى، (مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست كه در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته كه در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود. به عقيدهء سيوطى، اين تفسير مملو از سخنان حكما و فلاسفه است و بحث‏هاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّكان نيز مى‏گويد كه در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته‏اند و معتقدند كه تفسير كبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابوشامه مقدسى (متوفى ۶۶۵) معتقد است كه فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شكل مطرح كرده، ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است.
روح المعاني في تفسير القرآن العظیم و السبع المثاني المجلد 1 (ط. المنيرية)
نویسنده:
محمود شکری آلوسي بغدادي
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
لبنان/ بیروت: ادارة الطباعة المنيرية - دار إحياء التراث العربي,
چکیده :
روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني اثر شهاب الدین محمود بن صلاح الدین آلوسى به زبان عربى است. روح المعانى گسترده‌ترين و جامع‌ترين تفسير در نوع خود، ميان اهل سنت مى‌باشد. جامع آراء گذشتگان از روايت و درايت بوده، اقوال آنان را با كمال امانت و عنايت، بيان داشته است. كتاب خلاصه‌اى از تفاسير پيش از خود محسوب مى‌گردد، تفاسيرى همچون تفسير ابن‌عطيه، ابوحيان، كشاف، ابوالسعود، بيضاوى، فخر رازى و ديگران. آلوسى ضمن نقل نظرات متفاوت مفسرين برخى از آنها را به نقادى پرداخته است. بيش از همه از تفسير فخر رازى بهره برده و احيانا بخش‌هايى از منقولات رازى به‌ويژه مسائل فقهى آن را نقد كرده است. اين تفسير، تفسيرى است عقلى و اجتهادى كه روش بلاغى، بيانى و ادبى را پيش مى‌گيرد. آلوسى در تفسيرش دربارۀ مسائل اصول و فروع، نسبت به مذهب سلف تعصّب ورزيده و آشكارا آن را بيان مى‌دارد، به همين علت در بسيارى از موارد، ادب نويسندگى را رعايت ننموده است، به معتزله و شيعه بسيار مى‌تازد از جمله ذيل آيۀ 15 سورۀ بقره ج1 ص148 كه به زمخشرى مى‌تازد. وى شيوۀ بدبينى به شيعه و تهمت‌هاى نارواى سلف خويش را دنبال كرده، در هر مناسبت، تهمتهايى بيان نموده كه در كلام گذشتگان نبوده است. مانند، سورۀ ساختگى «الولاية» كه نويسندۀ زردشتى «دبستان المذاهب» بى جهت آن را به شيعه نسبت داده و در هيچ‌يك از منابع شيعه يافت نشده است، آلوسى با كمال جسارت آن را به «ابن شهر آشوب» نسبت مى‌دهد و مى‌گويد: «آن را در كتاب «مثالب» آورده است» (ج 1 ص 23 فائده ششم از مقدمه). با بررسى دو نسخه خطى از كتاب «مثالب» در كتابخانه‌هاى هند اثرى از آن يافت نشد، بلكه در بخشى از كتاب، مسألۀ تحريف با انكار شديد، مطرح شده بود. وى مسائل فقهى نيز به طور گسترده بيان مى‌كند و آراى فقها و مناقشات و مجادلات آنان را يادآور مى‌شود، چنانكه از تفسير به كتاب فقه تبديل مى‌شود مانند آيه 236 سورۀ بقره. در مسائل كلامى هم سخن را به درازا مى‌كشاند و تعصب خود را نيز ابراز مى‌دارد. در تفسير آياتى كه متعلق به طبيعت و آسمانها و زمين مى‌باشد، با نقل كلام اهل حكمت و هيئت چنان كلام را بسط مى‌دهد كه از مدار تفسير خارج مى‌شود و نظر خود را به اثبات مى‌رساند، مانند آيات 38-39 و 40 از سورۀ يس، و آيه 12 سورۀ طلاق. اسرائيليات و روايات دروغ و جعلى، يكى از مشكلات برخى تفاسير پيشينيان بوده است، آلوسى در اين باب ضمن نقل آنها، به نقد و بحث مى‌پردازد و دروغ بودن آنها را آشكار مى‌سازد مانند آيه 12 سورۀ مائده و رواياتى كه بغوى در اين مورد نقل مى‌كند. آلوسى متعرض قراءات نيز مى‌گردد، امّا مقيد به متواتر بودن آنها نيست. همچنانكه مناسبات بين سور و آيات را نيز بيان مى‌دارد. در روح المعانى، اسباب النزول آيات، مورد توجه قرار مى‌گيرد. در بحث‌هاى نحوى نيز آلوسى سخن را به دراز مى‌كشاند و جاى جاى تفسير آشكار است. وى از تفسير رمزى و عرفانى نيز چشم نمى‌پوشد و پس از تفسير ظاهرى آيات، در حدّ توان به آن مى‌پردازد، در اين مورد از تفاسير نيشابورى، قشيرى، ابن عربى و مانند آن، بهره مى‌گيرد و گاهى نيز در وادى خيال و وهم سرگردان مى‌ماند. خلاصه اينكه، روح المعانى، دايرةالمعارف تفسيرى طولانى و مفصل است كه تقريبا از حجم و حدود تفسيرى خارج شده است. مى‌توان گفت: تفسير آلوسى، گسترده‌ترين تفسيرى است كه پس از فخر رازى به شيوۀ كهن ظهور يافته است، بلكه نسخۀ دوم تفسير رازى است ولى با اندكى تغيير. روش كلى وى در ورود به تفسير بدين‌گونه است كه: ابتدا به نام سوره، مكى، مدنى بودن و اقوال موجود در اين قسمت، مى‌پردازد، سپس به ذكر فضل سوره و خواص آن همت مى‌گمارد، بعد از آن تفسير سوره را آيه به آيه و كلمه به كلمه، بيان مى‌دارد، كه در آن به لغت، ادبيات، قرائت، مناسبت بين آيات و سور و اسباب نزول، مى‌پردازد و در مباحث لغوى و ادبى به اشعار عرب استشهاد فراوان دارد. جلد اول به تفسیر سوره‌های حمد از آيه 1 تا 7 و بقره از آيه 1 تا 141 می پردازد.
عليّ المرتضى نقطة باء البسملة
نویسنده:
عادل العلوي
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قرآن بدون سوره فاتحه الکتاب، که ام الکتاب هم هست کامل نیست، سوره ام الکتاب هم بدون بسم الله الرحمن الرحیم ناقص است و بسم الله بدون تک تک حروف و نقطه هایش ناقص است... پس کل قرآن بدون باء بسم الله ناقص است. این قصه زندگی و فضایل امام علی علیه السلام می باشد که بدون امام علی ع دین ناقص است و با ایشان کامل می شود. کتاب حاضر به بررسی فضائل حضرت امام علی علیه السلام می پردازد...
بررسی محتوایی و اجمالی «مجمع البحار» محمدتقی مظفرکرمانی از منظر عرفانی
نویسنده:
مینا خادم الفقرا، نصرالله شاملی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
ظهور قرآن به عنوان معجزۀ پیامبر اسلام(ص) باعث پیدایش علوم بسیاری از جمله علم تفسیر شد. از انواع علوم تفسیری می‌توان به تفاسیر عرفانی قرآن مجید اشاره کرد که در دوره‌های مختلف، آثار زیادی در این باره خلق شده است. یکی از آثار ارزشمندی که در این زمینه نگاشته شده است، اثر ارزشمند «مجمع البحار» تألیف «محمدتقی مظفر کرمانی» ملقب به «مظفرعلیشاه» از علما و عرفای بزرگ اوایل قرن دوازدهم (هـ.ق) و از اجداد مرحوم «ناظم الاطبا» است. این اثر، تفسیر منثور عرفانی سورۀ مبارکۀ حمد است. قبل از این رساله، مظفر علیشاه مثنوی بحرالاسرار را که تفسیر عرفانی و منظوم سورۀ حمد است، سروده بود و بنا به گفتۀ خود او، در اواخر عمر، برای اینکه این اثر مورد استفادۀ عموم مردم قرار گیرد، تفسیر مذکور را به نثر تألیف کرد و آن را به «مجمع البحار» موسوم گردانید. در این مقاله به بررسی اجمالی و محتوایی این اثر، که یکی از تفاسیر مهم و ناشناختۀ عصر قاجار است، پرداخته شده و کوشش شده است تا جایگاه این تفسیر منثور عرفانی که بر اساس نظریۀ مکتب «وحدت وجود» است، بازشناسی شود.
صفحات :
از صفحه 48 تا 67
مطالب العالیة من العلم الالهی المجلد 9
نویسنده:
فخرالدین الرازی؛ تحقیق احمد حجازی السقا
نوع منبع :
کتاب , آثار مرجع
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دار‌الکتاب‌العربی‏‫,
چکیده :
الجزء التاسع في الجبر و القدر: اين جزء از يك مقدمه در مورد خلق افعال و اقوال متكلمين در اين زمينه و از 9 باب تشكيل يافته است. ابواب اين جزء عبارتند از: الباب الاول في تقرير الدلائل العقلية على ان افعال العباد كلها بتقدير الله و ان العبدغير مستقل بالفعل و الترك: مؤلف در اين باب طى 3 فصل اولا اثبات مى‌كند، انسان استقلالى در افعالش ندارد. ثانيا اثبات مى‌كند قدرت انسان تأثيرى در ايجاد چيزى ندارد كه براى اثبات هر يك از اين دو مطلب ده برهان اقامه مى‌كند. ثالثا با اقامۀ پنج برهان اثبات مى‌كند كه ايمان و كفر ممكن نمى‌باشد، مگر با تخليق خداوند. الباب الثانى في تقرير الدلائل القرآنية على ان خالق اعمال العباد هو الله: مؤلف در اين باب طى 4 فصل آياتى را كه مناسب جبر هست بيان كرده و آنها را توضيح مى‌دهد. الباب الثالث في الدلائل الاخباریة في مسألة خلق الافعال: اين باب از دو فصل تشكيل يافته: مؤلف در فصلى ابتداء متذكر مى‌شود كه آيا در اين مسأله مى‌توان به اخبار آحاد استناد كرد و يا نه و در فصل ديگر، اخبارى را كه حول قضاء و قدر است، بيان مى‌كند. الباب الرابع في الاثار الواردة عن علماء السلف في القضاء و القدر: مؤلف در اين باب اقوال و حكاياتى را از علماء سلف جبريه در مورد قضاء و قدر بيان مى‌كند. الباب الخامس في حكاية الشبه العقلية التى عليها تعويل قول المعتزله في قولهم الانسان يخلق أفعال نفسه: مؤلف طى 2 فصل در اين باب شبهات عقلى معتزله را بيان كرده و جواب مى‌دهد. الباب السادس في حكاية الدلائل القرآنية التى يتمسك بها المعتزله: مؤلف آياتى را كه معتزله در اثبات قدر به آنها استناد مى‌كنند را به 20 نوع تقسيم كرده و براى هر نوع مواردى از قرآن بيان كرده و به آنها جواب مى‌دهد. الباب السابع في تمسكات المعتزلة بالاخبار: رواياتى را كه معتزله براى اثبات قدر آورده‌اند، مؤلف در اين باب بيان كرده و نقد مى‌كند. الباب الثامن في شرح الآثار المروية عن الصحابة و التابعين التى تمسك بها المعتزله: مؤلف در اين باب كلمات صحابه و تابعين را كه معتزله براى اثبات قدر به آنها استناد كرده‌اند، نقل و نقد مى‌كند. الباب التاسع في بيان ان الله تعالى قد يمنع المكلف عن الايمان بالقهر و القسر: مؤلف در اين باب به يكى از مسائل قديمى كلام(بحث از هدايت و اضلال خداوند) مى‌پردازد.
توحيد في كلام الإمام الخميني المجلد 2
نویسنده:
روح الله خميني؛ مترجم: احمد بن حسین عبیدان احسائی
نوع منبع :
کتاب , درس گفتار،جزوه وتقریرات , ترجمه اثر , آثار مرجع , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دار الکرامه,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
کتاب حاضر تعریب شده کتاب «توحید از دیدگاه امام‎خمینی قدس سره» نوشته امام‌خمینی قدس سره می باشد که توسط احمد بن حسین عبیدان احسائی در دو جلد به عربی ترجمه گردیده است. در آثار امام خمینی(س) مباحث توحید، به معنای گستردۀ آن، به اثر خاصّی،‏‎ ‎‏اختصاص ندارد و سراسر آثار ایشان بحث از خدا و صفات و افعال حق و در جهت‏‎ ‎‏شناخت آن است و بحثهای فقه و اصول نیز جز تلاشی برای معرفت اوامر و نواهی‏‎ ‎‏حق تعالی نمی‌باشد.‏ ‏‏مباحث توحید، به معنای خاص، حجم گسترده ای از آثار امام(س) را در بر می‌گیرد،‏‎ ‎‏چنانکه اوّلین اثر قلمی ایشان ـ شرح دعای سحر ـ پیرامون شناخت اسما و صفات الهی‏‎ ‎ است و آخرین درس و بحث ایشان نیز در باب اسم و حمد و ثنای حق است، (تفسیر‏‎ ‎‏سوره حمد). و غیر آن دو نیز در آثار عرفانی و حکمی و اخلاقی و سخنان و پیامهای‏‎ ‎‏ایشان به تناسب از مباحث استدلالی توحید و بحثهای توحید فعلی و عملی و توجّه به‏‎ ‎‏حق سخن به میان رفته است.‏ ‏‏ در این مجموعه مباحث مربوط به علم توحید از آثار امام(س) گرد آمده و در اختیار‏‎ ‎‏محققان و علاقه مندان قرار گرفته است، و شرح و تفصیل آن و مقایسه و تمایز و تطابق آن‏‎ ‎‏با آرای بزرگان معرفت و حکمت از هدف این اثر و مقدّمه بیرون است. متن تمامی مطالب از حضرت امام(س) می باشد، ولی مقدمه، پاورقیها و فهرستها‏‎ ‎‏و ترجمه های متنهای عربی از تهیه کنندگان می باشد.‏ ترتیب بابها و فصلها و عناوین آنها با توجه به پیوستگی لازم بین مباحث توحید و‏‎ ‎‏مطالب موجود در آثار حضرت امام(س) فراهم گشته است.‏ مطالب این دفتر از آثار قلمی و سخنرانیها و پیامها و تقریرات درس امام(س)‏‎ ‎‏برگزیده شده است به همین دلیل دارای یکسانی در قلم و بیان نیست.‏ در گردآوری و تنظیم این مجموعه سعی بر استقرای تامّ مطالب یک عنوان از‏‎ ‎‏جمیع آثار حضرت امام(س) بوده است، اما آنچه ارائه شده جامع و نتیجه نظر ایشان در‏‎ ‎‏هر موضوع است به نحوی که دربردارندۀ تمامی نکات دیدگاههای ایشان باشد. به این‏‎ ‎‏جهت ممکن است خواننده و محقق دیگری، در آثار امام به مطالبی با همین محتوا‏‎ ‎‏برخورد نماید که برای جلوگیری از افزایش حجم و حذف مفاهیم و معانی تکراری،‏‎ ‎‏گزینش صورت پذیرفته که بی شک خالی از کاستی و نقص نیز نخواهد بود.‏ ‏‏امام خمینی(س) در بیانات خود ـ از گذشته های دور تا واپسین روزهای زندگی ـ ‏‎ ‎‏توجّه خاصّی به توحید عملی و افعالی و عبادی داشته اند، و ربوبیت حق را در جهان‏‎ ‎‏دیده و بازگو کرده و همۀ دگرگونیها و تحوّلات و... را از حق دانسته اند و انقلاب اسلامی‏‎ ‎‏را نیز جز از حق و عنایت او نشناخته اند و در این مقام برای هیچ کس نقشی را ندیده و‏‎ ‎‏نمی شناسند که همۀ عالم مظهری از تجلیات و مظاهر حق است.‏
سرود یکتاپرستی
نویسنده:
سید محمد حسینی بهشتی
نوع منبع :
کتاب , سخنرانی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید آیت الله بهشتی، تهران: *,
چکیده :
با وجود اينكه‌ اقامة‌ نماز به‌ عنوان‌ سنتي‌ ديني‌ در جوامع‌ اسلامي‌ قدمتي‌ بس‌ ديرينه‌ دارد، براي‌ بسياري‌ از مسلمانان‌ هنوز هم‌ پرسش‌هاي‌ بسياري‌ دربارة‌ اين‌ فريضه‌ وجود دارد كه‌ يا بي‌پاسخ‌ مانده‌اند و يا پاسخ‌ آنها به‌ زباني‌ بيان‌ نشده‌اند كه‌ انديشه‌هاي‌ جستجوگر را اقناع‌ كند. به‌راستي‌ چرا بايد نماز بخوانيم؟ «اين‌ ايستادن‌ و خم‌ شدن، اين‌ نشستن‌ و به‌ خاك‌ افتادن‌ و با هر يك‌ كلماتي‌ گفتن، چه‌ معني‌ دارد؟» درست‌ است‌ كه‌ برپايي‌ نماز، جامة‌ عمل‌ پوشاندن‌ به‌ فرمان‌ الهي‌ است، اما اگر از فلسفة‌ آن‌ آگاه‌ نباشيم، جز اين‌ نمي‌توان‌ انتظار داشت‌ كه‌ از آن‌ كالبدي‌ بي‌روح‌ و عادتي‌ بي‌ثمر بيش‌ نماند ـ چنانكه‌ براي‌ بسياري‌ از ما چنين‌ است. كتاب‌ “سرود يكتاپرستي” مجموعة‌ چهار گفتار و يك‌ نوشتار است‌ از شهيد آيت‌الله‌ دكتر بهشتي‌ دربارة‌ چيستي‌ و فلسفة‌ نماز و مسايل‌ مربوط‌ به‌ آن: دربارة‌ روح‌ و نقش‌ “سرود يكتاپرستي”. اولين‌ گفتار كه‌ عنوان‌ “فلسفة‌ نماز” بر آن‌ گذارده‌ شده، به‌ تاريخ‌ بيست‌ و دوم‌ رمضان ‌1386 هجري‌ قمري، برابر با چهاردهم‌ دي‌ ماه‌1345 هجري‌ شمسي‌ در مركز اسلامي‌ هامبورگ‌ ايراد شده‌ است. آيت‌الله‌ شهيد دكتر بهشتي‌ كه‌ خود از سرچشمة‌ فيضان‌ نماز بهره‌ها برده‌ بود، با مشاهدة‌ كم‌توجهي‌ به‌ اين‌ عبادت‌ انسان‌ساز، كه‌ بدرستي‌ ستون‌ دين‌ ناميده‌ شده‌ و منبع‌ حياتبخش‌ و نيروزاي‌ مستمر زندگي‌ مسلمان‌ مؤ‌من‌ محسوب‌ مي‌شود، به‌ تجزيه‌ و تحليل‌ نقش‌ نماز در زندگي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ مسلمانان‌ مي‌پردازد و با استفاده‌ از بديهيات‌ فطري، تلاش‌ مي‌نمايد تا روح‌ منور نماز را چنان‌ بر شنوندگان‌ بنماياند كه‌ آن‌ را به‌ مثابه‌ سرودي‌ با آهنگ‌ يكتاپرستي‌ بنيوشند و بازتاب‌ آن‌ در جاي‌ جاي‌ زندگيشان‌ آشكار باشد. رمز صلابت‌ مشهور و مشهود در شخصيت‌ آن‌ شهيد فرزانه‌ را بايد در چنين‌ فهمي‌ از نماز جست. آنان‌ كه‌ در پي‌ يافتن‌ راز راست‌ قامتي‌ وي‌ در سراسر زندگي‌ پرفراز و نشيب‌ اجتماعي‌ سي‌ سالة‌ او و مراحل‌ دشوار نهضت‌ اسلاميمان‌ هستند، بايد به‌ دركي‌ چنين‌ از نماز نايل‌ شوند و ثمرة‌ تعظيم‌ در برابر خالق‌ يكتا را در روابط‌ اجتماعي‌ لمس‌ كنند و ايمان‌ داشته‌ باشند كه‌ «مسلمان‌ در برابر هيچ‌كس‌ تعظيم‌ نمي‌كند». ثمرة‌ چنين‌ دركي‌ است‌ كه‌ به‌ مسلمان‌ جسارت‌ مي‌دهد تا بگويد: «من‌ شخصاً‌ تاكنون‌ در برابر هيچ‌كس‌ تعظيم‌ نكرده‌ و نخواهم‌ كرد. مسلمانم‌ و مسلمان‌ در برابر كسي‌ تعظيم‌ نمي‌كند» و «از هيچ‌كس‌ ستايشگري‌ نمي‌كند»؛ «نه‌ مرعوب‌ هيچ‌ چيز هستم‌ و نه‌ مجذوب»؛ چه‌ تنها خداوند است‌ كه‌ سزاوار ستايش‌ است. از همين‌ روي، اگر مسلمان‌ روزانه‌ در پنج‌ نوبت‌ اين‌ تمرين‌ را بكند و اين‌ سرود توحيد و يكتاپرستي‌ را بخواند اثري‌ چنان‌ ژرف‌ در روح‌ و جسم‌ و جان‌ او مي‌گذارد كه‌ او را در مقابل‌ سهمگين‌ترين‌ مصائب‌ و مشكلات، مقاوم‌ و استوار مي‌سازد. گفتار دوم، از سلسله‌ مباحث‌ تفسير قرآن‌ ايشان‌ برگزيده‌ شده‌ و به‌ تفسير آيات ‌142 تا 152 سورة بقره‌ كه‌ به‌ مناسبت‌ تغيير قبلة‌ مسلمين‌ از مسجدالاقصي‌ به‌ مسجدالحرام‌ نازل‌ شده‌ است‌ اختصاص‌ دارد. در اين‌ گفتار، نخست‌ به‌ زمان‌ و شأن‌ نزول‌ اين‌ آيات‌ پرداخته‌ شده‌ است. پس‌ از آن‌ به‌ جنبة‌ فقهي‌ تعيين‌ قبله‌ و نقش‌ عرف‌ و محاسبات‌ دقيق‌ علمي‌ عطف‌ نظر شده‌ است. محور سوم‌ بحث‌ بر حول‌ نقش‌ اجتماعي‌ و سياسي‌ تغيير قبله‌ در مرحله‌اي‌ حساس‌ از نهضت‌ اسلام‌ است‌ كه‌ در آن‌ نياز به‌ شفافيت‌ صف‌بندي‌ مسلمانان‌ در مقابل‌ غيرمسلمانان‌ پديدار مي‌شود و در تغيير قبله‌ نمود مي‌يابد. چهارمين‌ موضوع‌ مورد بحث، نقش‌ قبلة‌ واحد در يكپارچگي‌ و وحدت‌ كلمه‌ مسلمانان‌ است؛ يعني‌ «آن‌ نوع‌ جهان‌ پيوستگي‌ متمركز در محور اسلام‌ و تسليم‌ حكم‌ و آيين‌ خدا بودن‌ كه‌ شاخص‌ترين‌ صفت‌ امت‌ اسلامي‌ است. مردمي‌ كه‌ ايدئولوژي‌ واحد آنها را به‌ هم‌ پيوسته‌ و اين‌ ايدئولوژي‌ بر زندگي‌ آنان‌ تسلط‌ كامل‌ دارد، تصوير كنندة‌ جامعة‌ جهاني‌ اسلام‌ هستند». و از اين‌ رهيافت‌ است‌ كه‌ شهيد آيت‌الله‌ دكتر بهشتي‌ به‌ انتقاد از برخي‌ شيوه‌هاي‌ رايج، اما نادرست، در مجالس‌ بزرگداشت‌ معصومين‌- عليهم‌السلام‌- و بويژه‌ حضرت‌ فاطمة‌ زهرا- سلام‌الله‌عليها- مي‌پردازند و محتواي‌ آنها را مغاير با هدف‌ والاي‌ پيامبر، امامان‌ بزرگوار و گرامي‌ دخت‌ پيامبر مي‌خوانند. گفتار سوم، پاسخي‌ است‌ كه‌ در زمان‌ تصدي‌ ايشان‌ در مركز اسلامي‌ هامبورگ‌ به‌ پرسشي‌ دربارة‌ زبان‌ نماز داده‌ شده‌ است. شايان‌ تذكر اين‌ كه‌ يكي‌ از اموري‌ كه‌ ايشان‌ بدان‌ اهتمام‌ مي‌ورزيدند، ارتباط‌ با علاقه‌مندان‌ و جستجوگراني‌ بوده‌ است‌ كه‌ امكان‌ حضور در مركز مذكور را نداشته‌اند. اين‌ ارتباط‌ گاه‌ با ارسال‌ نامه‌ و گاه‌ با ارسال‌ نوار صوتي‌ حاوي‌ پاسخ‌هاي‌ ايشان‌ صورت‌ مي‌گرفته‌ است. تلاش‌ ايشان‌ در اين‌ پاسخگويي‌ بر آن‌ بوده‌ است‌ كه‌ با بياني‌ روان‌ و به‌دور از اصطلاحات‌ فني‌ فقهي، علت‌ وجوب‌ قرائت‌ نماز به‌ زبان‌ عربي‌ توضيح‌ داده‌ شود. اينجا نيز رد پاي‌ نقش‌ وحدت‌بخش‌ نماز به‌مثابه‌ سرود يكتاپرستي‌ قابل‌ مشاهده‌ است. گفتار چهارم‌ نيز از مباحث‌ تفسير قرآن‌ ايشان‌ استخراج‌ شده‌ است‌ كه‌ به‌ تفسير آية‌239 سورة بقره‌ كه‌ دربارة‌ نماز وسطي‌ است‌ اختصاص‌ دارد. ايشان‌ در اين‌ بحث‌ به‌ طرح‌ ديدگاه‌هاي‌ متفاوتي‌ كه‌ توسط‌ مفسرين‌ و فقها در اين‌ باب‌ ارايه‌ شده‌ مي‌پردازند و راه‌ حلي‌ را عرضه‌ مي‌كنند كه‌ از طريق‌ آن، جمع‌ بين‌ نظرات‌ مختلف‌ ممكن‌ باشد. پايان‌ بخش‌ كتاب‌ حاضر، نوشتاري‌ از آيت‌الله‌ شهيد دكتر بهشتي‌ است‌ كه‌ همزمان‌ با گفتار آغازين‌ اين‌ مجموعه‌ نگاشته‌ شده‌ و به‌صورت‌ دومين‌ نشريه‌ مركز اسلامي‌ هامبورگ‌ منتشر گرديده‌ است. اين‌ نوشتار در سال‌1347 براي‌ نخستين‌ بار با عنوان‌ “نماز چيست؟” در ايران‌ به‌ چاپ‌ رسيد. شهيد آيت‌الله‌ بهشتي‌ در اين‌ رساله، بار ديگر بر نقش‌ حياتبخش‌ نماز تأكيد نموده‌ است: «نماز، سرود توحيد و يكتاپرستي‌ و سرود فضيلت‌ و پاكي‌ است‌ كه‌ بايد فكر و روح‌ ما را در برابر عوامل‌ شرك‌زا و آلوده‌ كننده‌اي‌ كه‌ در زندگي‌ روزمره‌ با آنها سر و كار داريم‌ پاك‌ و يكتاپرست‌ نگهدارد.»
اختيارات ابن تيمية في التفسير ومنهجه في الترجيح المجلد 2
نویسنده:
محمد بن زیلعی هندی
نوع منبع :
کتاب , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مکتبه المزینی,
چکیده :
کتاب"اختيارات ابن تيمية في التفسير ومنهجه في الترجيح" درباره بیان و نکات تفسیری ابن تیمیه در سوره های فاتحه، بقره ، ال عمران و نساء می باشد. کتاب به بررسی نکات ابن تیمیه در ترجیح در تفسیر و شیوه های تفسیری ابن تیمیه می پردازد. بخشی از کتاب به بررسی ترجیحات ابن تیمیه در تفسیر می پردازد مثلا اینکه ایشان ظواهر الفاظ قرآن را ترجیح می دادند، یا ترجیح سیاق آیه ، ترجیح فهم سلف از مفسرین و...
  • تعداد رکورد ها : 99