جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

فارسی  |   العربیه  |   English  

در تلگرام به ما بپیوندید

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
عرفی‌گرایی و فرایند شکل‌گیری جمهوری اسلامی ایران
نویسنده:
محمدجواد نوروزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف تبیین عرفی گرایی و فرایند شکل گیري جمهوري اسلامی ایران، بر نقد و ارزیابی نطریه هاي عرفی گرایی در جمهوري اسلامی ایران متمرکز شده است و بر آن است تا دریابد که جمهوري اسلامی ایران تا چه میزان از عرفی شدن متاثر بوده است. در بررسی این امر، عرفی گرایی در سه ساحت باور، ساختار و رفتار مورد توجه قرار گرفته است. عرفی گرایان با تحلیل انفسی از اندیشه اسلامی در حوزه جمهوریت و اسلامیت در پی تفسیري سکولاریستی از فلسفه سیاسی اسلام و عرفی سازي نظام جمهوري اسلامی ایران هستند. در خلال مباحث، این نتیجه بدست آمد که نظام باور در جمهوري اسلامی ایران تمایزي اساسی با نظام باور در اندیشه سکولار داشته و نظام اندیشه گی جمهوري اسلامی ایران از عرفی گرایی تاثیر قابل توجهی نپذیرفته است. در سطح ساختار، هر چند جمهوري اسلامی ایران، بطور نسبی از عرفی گرایی تاثیر پذیرفته است، اما این ساختارها و نهادها که ناشی از تجربه بشري است، تحت اشراف و نظارت ساختار و نهادهاي دینی قرار دارند. و تحلیل برخی عرفی گرایان در این زمینه به طور نسبی و در پاره اي از ابعاد پذیرفته است. با بررسی دیدگاه عرفی گرایان در حوزه ساختار این نتایج به دست آمده است: برخلاف دیدگاه سکولارها، اسلام داراي نظام سیاسی، اقتصادي و فرهنگی است و این نظام ها با آن چه در اندیشه سکولاریستی مطرح است متفاوت است و بر اساس تجربه جمهوري اسلامی ایران می توان از مدل مردم سالاري با شاخص های؛ مشروعیت الهیمشارکت مردمی، آزادي، برابري، عدالت محوري و خدمت مداري سخن گفت. و در مقابل اندیشه عرفی گرایی با طرح دموکراسی بر شاخص هایی چون مشروعیت مردمی، کثرت گرایی سیاسی، آزادي و برابري تاکید دارد. هر یک از دو اندیشه اسلامی و عرفی گرایی داراي نظریه هاي متمایزي در زمینه توسعه و پیشرفت می باشند و طراحی نظریه پیشرفت با توجه به متغیرهایی چون شرایط بومی ایران، اندیشه اسلامی و دانش بشري امري ضروري است. تمایز دو نظام فکري در ساختار حقوقی نیز بیانگر مرجعیت اسلام در قانون گذاري است. در حالی که در تحلیل سکولارها حقوق بشر مرجع نهایی وضع و اجراي قانون به شمار می رود. قانون اساسی جمهوري اسلامی ایران داراي دو بخش قوانین ثابت و متغیر بوده و قوانینی که به اسلامیت نظام برمی گردد تغییر ناپذیر است. بررسی تاثیر عرفی گرایی بر حوزه رفتار در جمهوري اسلامی ایران، نیز نشان می دهد که عرفی شدن در حوزه رفتار فردي (نخبگان)موجب ریزش و رویش نیروها گردیده است. بر این اساس دیدگاه سکولارها در این زمینه به طور نسبی قابل پذیرش است. در ادامه دیدگاه عرفی گرایان پیرامون گروه ها، احزاب سیاسی و صورت بندي جریان هاي سیاسی؛ نقد و ارزیابی شده و میزان تاثیرآن بر رفتار شهروندان نیز مورد بررسی قرار گرفته است. نتیجه پژوهش این بخش نشان می دهد، عرفی گرایی در سه سطح رفتار نخبگان، احزاب سیاسی و شهروندان موجب ریزش و رویش گردیده است.
بصیرت دینی در آموزه‌های علوی
نویسنده:
حسین سهرابی طرقی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
عنوان پژوهش حاضر، «بصیرت دینی در آموزه‌های علوی» است. در این تحقیق جایگاه و اهمیت بصیرت از دیدگاه حضرت امیر (سلام الله علیه)، عوامل و آثار نیک بصیرت و همچنین مبانی جهل و کوته بینی و پیامدهای ناگوار آن مورد بررسی دقیق قرار گرفته است.بیانات امیر المومنین (علیه السلام) مبین آن است که اهل بصیرت فریفته دنیا نشده و با نگاه نافذ و بصیر به باطن آن نگریسته و با نگاه مقدمی به دنیا در جهت آخرتشان از آن بهره می-گیرند. ارزش انسان وابسته به علم و معرفت و آگاهی است و ایمان ملازم با بصیرت، برای مومن کارساز است.از دیدگاه حضرت «تقوی»، «زهد»، «عبرت»، «تفکر» منشا تعمیق بینش و آگاهی است و «دنیا طلبی»، «آرزوهای دور و دراز»، «هوا پرستی» منشا جهل و بی‌خبری و کوته بینی می‌باشد.از نتایج ارزشمند بصیرت «عبرت آموزی»، «عزت آفرینی»، «آسان شدن دشواری‌ها»، «تشخیص حق و باطل» و «شجاعت و پایداری بر حق» است و در مقابل از پیامد‌های مهلک عدم بصیرت «تردید»، «گمراهی»، «فتنه» و «سستی در تبعیت از فرامین خدا و رهبران الهی» می‌باشد.بررسی و تحلیل داده‌های تحقیق نشان می‌دهد که بصیرت در دیدگاه علی (علیه السلام) جایگاهی ممتاز در زندگی آدمی و جامعه دینی دارد و موجب تعالی و کمال دیدگاه انسان نسبت به خود و خالق و هستی می‌شود و تسریع و شتاب حرکت در مسیر حق را میسر می‌سازد. و فقدان این بینش باعث تزلزل و تردید و گمراهی گردیده و در نهایت زمینه بروز فتنه و حاکمیت نفاق و دورویی را در جامعه فراهم می‌آورد.
رابطه بین تقدیرگرایی و توسعه اجتماعی(با تاکید بر نویسندگان اجتماعی عصر دوم پهلوی)
نویسنده:
سپیده پشنگ
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در علوم اجتماعى یکى از مسائلى که بسیار مورد چالش قرار گرفته است،بحث توسعه اجتماعى و عوامل موثر بر آن مى باشد. دسته اى از تئورى ها به نقش عوامل فرهنگى نظیر دین بر روی این مقوله تاکید دارند. یکى از. مفاهیمى که در مبحث دین جای مى گیرد تقدیر گرایى و رویکرد تقدیر گرایانه نسبت به هستى و زندگى اجتماعى است. یکى از مشهورترین تئورى ها در این مورد، نظریه وبر میباشد که براساسآن،دریافت تقدیر گرایانه از هستى و نیز از خلقت و مشیت ازلى، موجب تشویق فعالیت هاى مختلفاجتماعی و اقتصادى مى گردد که خود آن منجر به رفاه، پیشرفت و بهبود زندگى مى گردد که از مقولات و شاخص هاى توسعه اجتماعى محسوب مى گردند. در این یپژوهش، بر یایه تئورى وبر به بررسی اندیشه هاى شش نویسنده اجتماعى ایرانى در سه گرایش اسلام گرا، سکولار و مارکسیست در عصر پهلوى دوم پرداخته شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل محتوا مى باشد. یافته هاى این پژوهش نشان مى دهد که این نویسندگان نوع تلقى هاى متفاوتى از تقدیرگرایى دارند و گرایش فکرى آنان بر دریافت آنان از این مقوله موثر است. بر این اساس شریعتى و مطهرى که از نویسندگان اسلام گرا به شمار مى آیند به تقدیرگرایی از نوع اصیل آن معتقد بوده و آن را عاملى مهم در ییشرفت و توسعه اجتماعىجوامع مى دانند. رحیمى که از نویسندگان سکولار محسوب مى شود، اصولأ به وجود و حضور جنین مقوله ای در زندگى اجتماعى انسان ها اعتقادی ندارد، و همه چیز را منوط به اراده و عمل انسان و آزادى وى در انتخاب مى داند. صادق هدایت، دیگر نویسنده سکولار، برعکس رحیمى همه چیز را از دیدگاه آن نوع از تقدیر گرایى میبیند که منجر به رخوت و سستى و یذیرش وضع موجود مى شود. در واقع تقدیرگرایى هدایت مانع توسعه اجتماعى محسوب مى گردد. طبرى، نویسنده مارکسیست، ریشه هاى پیدایش تقدیرگرایى را در عوامل اقتصادى و تقسیم طبقاتى مى داند و آن را مانع تغییر اوضاع و تکامل زندگى اجتماعى میپندارد و آریانپور، اصولأ ویژگى توسعه یافتگى و نو بودن را در عدم پذیرش تقدیر می داند. بطور کلى، ارتباط بین این دو مقوله در آثار ایشان به صورت مستقیم و آشکاری مطرح نشده است، اما بررسى دقیق این آثار و تحلیل محتوایشان، نوع نگرش آنها را به این موضوع آشکار کرده است.
یهود در قرآن، بازشناسی اندیشه و عمل بنی‌اسرائیل در زمان موسی (ع)
نویسنده:
سهیلا جلالی کندری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
قوم بنی‌اسرائیل در برهه‌ای از زمان از میان تمامی اقوام مشرک و کافر، به هدایت الهی اختصاص یافتند و موسی (ع) از میان آنها به پیامبری مبعوث شد و آنان را از ظلم فرعون رهانید و به سوی سرزمین فلسطین حرکت داد. آنان به سبب انزال نعمتهای فراوان برایشان و مشاهده معجزات بسیار و انزال تورات و شریعت آسمانی بر دیگر اقوام برتری داده شدند. حفظ این برتری تنها با اطاعت از خدا و رسول او و حق‌شناسی و سپاس از نعمتهای الهی ممکن بود، اما اکثر آنان کفران نعمت و ناسپاسی کردند و از فرمانهای الهی سرپیچی نمودند و به تحریف کتاب آسمانی پرداختند و در تجاوز و تعدی به حدود الهی از هیچ کوششی دریغ نورزیدند و فاسق شدند. به همین دلیل غضب و خشم خدا را برافروختند و خداوند آنها را از رحمت خویش دور کرد و ابتدا به عقوبتهای دنیایی دچار ساخت . شاید که متنبه گردند و به سوی خدا بازگردند. ولی آنان پس از چندی باز هم راه کفران در پیش گرفتند و نسلهای دیگر نیز یا به همان اعمال دست زدند و یا به اعمال گذشتگان خویش راضی بودند، گویی انجام منکرات و کفر و فسق و ناسپاسی و حیله‌گری و دنیاگرایی و ... جزء خلق و خوی آنان است و تنها اندکی از آنان از این اعمال و رفتار دوری می‌گزیدند. به همین دلیل به غصبی دوباره گرفتار شدند و آوارگی و سرگردانی و خواری همیشگی برآنها مقرر گشت و در آخرت عذاب سخت‌تری را خواهند چشید. و نیز از عنایات خداوند در آخرت بی‌بهره‌اند و شفاعت هیچکس در باره آنها پذیرفته نخواهد شد. این سنت الهی است که بر یهود جاری شد و هرکس به این اعمال دست زند و در گناه و فسق اصرار ورزد، به چنین فرجامی دچار خواهد شد. پس ما مسلمانان باید از گذشته یهود درس بگیریم و به اسلام تمسک جوییم و همواره از قوانین اسلام پیروی کرده و تقوای الهی را رعایت کنیم تا به سرنوشت آنان دچار نگردیم .
عوامل انقراض امت ها در قرآن و نهج البلاغه
نویسنده:
نصرت الله جمالی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
چکیده :
این پژوهش در دو بخش با این مباحث به نگارش درآمده است: بخش اول، تعریف واژگان عوامل، امت و انقراض و دیگر واژگان نزدیک به آنها؛ بخش دوم، عوامل انقراض امت ها: عدم اطاعت از رهبری، ظلم و بی عدالتی، ترک جهاد، تفرقه و اختلاف، استبداد رأی، دنیاگرایی سران امت، عبرت نگرفتن از انقراض امت های پیشین، فقر، برخورد، بار سنگین نهادن بر دوش مردم، جلوگیری از حق و گرایش به باطل، عدم شناخت حق از باطل، دورشدن از رحمت خدا
نقد و بررسی دین عرفی
نویسنده:
ناهید غیب‌نژاد
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
دین عرفی یکی از مهمترین چالشهای مطرح شده در حوزه دین شناسی است که باعتقاد اندیشمندان معاصر غرب، ظهور چنین پدیده ای، نتیجه رخت بر بستن تدریجی تبیین‌های قدسی و ماوراءالطبیعی از حوزه‌ی حیات اجتماعی و سیاسی و نیز حیات علمی است و دین نیز از این فرایند بی نصیب نمانده و به ناچار صبغه‌ی قدسی و ماوراءالطبیعی خود را از دست می‌دهد. علی رغم این مدعا ما در این رساله خاطر نشان کرده ایم که دو قرائت، از دین عرفی وجود دارد که یکی به معنای حذف ماوراءالطبیعه و زوال قدسیّت از ساحت زندگیو دیگری به معنای تغییر نگرش و به حاشیه راندن دین به عنوان برنامه جامع زندگی و فروکاستن آن به حوزه ی شخصی و خصوصی است. هیچیک از دو تعبیر مطرح شده درباره ی دین عرفی به معنای از بین رفتن دین قدسی نیست. بنابراین، با توجه به اینکه دین قدسی برنامه ای جامع ومجموعه ای از آموزه‌ها، احکام و اخلاق الهی است، نمی توان آن را به دین عرفی یا صرفاً اخلاقی فرو بکاهیم. ما در این پایان نامه بین دو قرائت متفاوت از دین عرفی فرق نهاده ایم. یکی جریانی که در برابر دین قدسی و الهی می ایستد و آن را مزاحم آزادگی و فرهیختگی بشر می شمارد(روایت نیچه ای ) و دیگری دین را از ساحت های مختلف زندگی به ساحت صرفاً شخصی و عاطفی فرو می کاهد. جمع بندی این رساله نقد هر دو جریان و تأکید بر عدم امکان جمع بین دین و سکولاریسم یا دین سکولار است.
بررسی رابطه دنیاگرایی و سلامت روانی
نویسنده:
الله رضا اکبری، علی فتحی آشتیانی
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هدف این پژوهش تبیین رابطه دنیاگرایی و سلامت روان است. برای سنجش سلامت روانی از پرسش نامه (GHQ-28) که گلدبرگ و همکاران برای اولین بار آن را تنظیم کرده بودند، استفاده شد. برای سنجش دنیاگرایی با استفاده از منابع اسلامی یک پرسش نامه شصت سؤالی تهیه کردیم که روایی و اعتبار هر دو پرسش نامه در سطح بالا و قابل قبولی است. این دو پرسش نامه در جامعه طلاب و دانشجویان، و در یک نمونه 276 نفری اجرا شد. نتایج حاصل از پژوهش نشانگر رابطه منفی و معنادار بین دنیاگرایی و سلامت عمومی است. همچنین بین دنیاگرایی و نوع تحصیلات (حوزوی، دانشگاهی) رابطه مثبت و معنادار به دست آمد که از بالاتر بودن سطح دنیاگرایی در دانشجویان در مقایسه با طلاب حکایت دارد. بین دنیاگرایی و وضعیت تاهل (متاهل، مجرد) نیز رابطه مثبت و معنادار به دست آمد؛ به این معنا که دنیاگرایی در افراد مجرد بیش از افراد متاهل است. نمونه آماری از طریق روش تصادفی خوشه ای برگزیده شد. برای بررسی فرضیه‎های پژوهش و تجزیه و تحلیل داده‎های به دست آمده، از روش های آماری آزمون t همبستگی پیرسن، محاسبه واریانس و محاسبه ضریب اعتبار با استفاده از برنامه نرم افزاری SPSS استفاده شد.
اومانیسم و اسلام
نویسنده:
سمیه محمدی سرخ بوزی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
در عرصه‌ی اندیشه بحث رویارویی مکاتببشری و الهی از جمله مسائل مهم می‌باشد در این راستا پژوهش ذیل سعی دارد به بیان کیفیت ارتباط اومانیسم با اسلام که هردو پیروان بسیاری دارند، بپردازد و اصول همگن و ناهمگن آن‌ها را بررسی نماید. از جمله مباحث مهم این دو رویکرد بررسی موقعیت انسان و توانایی‌هایش از جمله عقل است. اومانیسم سکولار که قسیم اومانیسم دینی و دین اومانیستی است این تأکید را تا حد حذف خدا و جایگزینی انسان به جای او پیش می‌برد. مسلم است که اسلام انسان‌محوری بدان معنا را نمی‌پذیرد چون اسلام دینی توحیدی است که در رأس آن خدامحوری است اما شأن انسان را تا مقام جانشینی خداوند بالا می‌برد که در عین حال فرع وجود خدا است. اسلام معتقد به کرامت ذاتی و اکتسابی انسان است. هر دو بینش بر لزوم به‌کارگیری توانایی‌های انسان و بهره‌برداری از دنیا و مواهبش تأکید وافر دارند، تفاوتشان تنها به شدت و ضعف انواع گرایش‌های آن‌ها است. بنابراین رابطه‌ی آن‌ها عموم و?خصوص من‌وجه است.
ساخت مقیاس سنجش دنیاگرایی (مسد) بر اساس متون دینی
نویسنده:
الله رضا اکبری، علی فتحی آشتیانی
نوع منبع :
کتابخانه عمومی , نمایه مقاله
چکیده :
پژوهش حاضر با هدف ساخت مقیاس سنجش دنیاگرایی (مسد) از دیدگاه اسلام انجام گرفته است. در این پژوهش با استفاده از آموزه های اسلام، پرسش نامه ای معتبر تهیه شده تا به منزله یک مقیاس علمی، دنیاگرایی افراد را سنجده شود. در این زمینه، پرسش نامه 60 ماده ای براساس مؤلفه های دنیاگراییِ استخراج شده از قرآن و روایات، تهیه و در سطح محدود به صورت پیش آزمون اجرا شد. ابتدا رَوایی محتوایی این مقیاس را ده تن از کارشناسان علوم اسلامی تایید کردند و سپس پرسش نامه یاد شده، در جامعه آماری (دانشگاه علامه طباطبایی، مؤسسه امام خمینی و دفتر تبلیغات اسلامی) در نمونه آماری 276 نفری اجرا شد. اعتبار آن با روش آلفای کرونباخ 892/. و با روش دوباره سنجی از هم بستگی پیرسون برابر 99/. و با روش تنصیفی از همبستگی955/. برخوردار است. نتایج پژوهش در گروه نمونه نیز نشان می دهد که دنیاگرایی در افراد مجرد، بیش از افراد متاهل و در افراد دانشگاهی، بیش از افراد حوزوی است.
نقد و بررسی نظریات امکان علم دینی
نویسنده:
قدرت‌الله قربانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
علم ذاتا موضوعی خنثی نیست زیرا آن در صورتی دارای هویت است که در عالمبه عنوان فاعل شناسایی قرار داشته باشد، یعنی وحدت و پیوستگی علم و عالم یک امر ذاتی و اولیه می باشد. از این رو علم بدون عالم وجود ندارد. با این ملاحظه هم علم سکولار امکان پذیر است و هم علم دینی، که بستگی به زمینه ها و عوامل گوناگونی دارد. لذا مسألهامکان علم دینی می تواند دارای اهمیت خاصی بوده و یکی از پرسش های مهم پیش روی ما باشد چرا که پاسخ به پرسشامکان علم دینی، نه تنها هویت جدیدی به علم تجربی مدرن داده ، حتی آن را از برخی بحرانها نجات می دهد،و هم یکی از کارکردهای دین را در زمانه ما آشکار می کند. علاوه بر این، این پاسخ بخشی از انتظاراتدینداران از دین را تامین می کند.بنابراین مسالهامکان علم دینی می تواند یکی از مشغله های اساسی فلسفه ، کلام و دانشمندان علوم تجربی در جهان کنونی باشد که البته هریک با پیش زمینه ها و روش ها و رویکرد های خاص خود به آن می نگرند. اما در این امر اشتراک دارند که امکان یا امتناع علم دینی در سرنوشت هر دو تاثیر مهمی دارد. از این رو نظریات موافق و مخالف مهمی درباره امکان یا امتناع علم دینی در جهان غرب، بالاخص جهان اسلام مطرح است.با توجه به تعدد نظریات امکان یا امتناع علم دینی مشخص می شود که در علم دینی متغیرهایی چون : موضوع، مبانی، نظریه، روش، فرضیه، مشاهده، آزمون، هدف و مسائلی از این دست دخالت دارند که هرگونه ویژگی هریک از اینها می‌توانند در ممکن یا ممتنع بودن و ماهیت علم دینی دارای نقش بسیار مهمی باشند.برای نمونه اگر تنها ذاتی بودن روش تجربی برای علم و فراتجربی بودنرا برایدین، در نظر بگیریم می‌توان ترکیب علم و دین را در قالب علم دینی در مواردی چون تجربی بودن روش علم و دینی بودن هدف و غایت آن، تجربی بودن روش و دینی بودن موضوع علم،تجربی بودن روش و دینی بودن پیش فرضهای متافیزیکی آن، تجربی بودن روش و دینی بودن فرضیه‌ها و نظریه‌ها،تجربی بودن موضوع و دینی بودن روش،تجربی بودن موضوع، و تجربی و دینی بودن روش، و تجربی بودن مقام گردآوری و دینی بودن مقام داوری ماحظه کرد.در این میان، برخی از طرفداران علم دینی ، بر نقش باورهای دینی و متافیزیکی در مقام داوری نسبت به گزاره های علمی، و نقش آنها در ایجاد پیش فرضها و ذهنیات ما، در مقام گردآوری و نیز اهمیت گزاره های دینی و متافیزیکی در ارزش سنجی داده ها و نتایج علمی تاکید دارند. بنابراین با در نظر گرفتن متغیر های فوق و ملاحظه ویژگی وحیانی دین و خصوصیت انسانی و تجربی علم،مسئله اصلی پیوند این دو در عبارت علم دینی است که به نظر می رسد این امر از نحوه نگرش به مسائلی مانندرابطه علم و دین، کارکردهای دین و علم ، و میزان انتظارات ما از علم، و بالاخص دین ارتباط مستقیمدارد. لذا بررسی این مسئله مستلزم پاسخ به سه پرسش فوق از دید نظریات امکان علم دینی از سوی فیلسوفان و دانشمندان مهم این دو حوزه است.با این ملاحظات سوال اصلی تحقیق این است که:نظریات امکان علم دینی دارای چه ویژگی هایی هستند؟ نقاط ضعف و قوت این نظریات در چه مواردی است و آیا با نظریات موجود می توان به الگویی از علم دینی که کاربردی باشد رسید؟ اهمیت این تحقیق، در تقریر واضح و ارزیابی نقادانه نظریات علم دینی برای مشخص کردن نقاط قوت و ضعف آنها به منظور تعیین این است که آیا اصلا اصطلاح علم دینی معقول و معنادار است یا نه ؟ اگر جواب بله است چه راه کارهایی را برای برطرف کردن نقص نظریات موجود یا ارائه یک نظریه بدیل می توان پیشنهاد کرد که پاسخ گوی نیازهای جامعه علمی ما باشد. چرا که پاسخ به امکان یا امتناع علم دینی دارای نقش و اهمیت کاربردی حداقل در جوامع دیندار می باشد.توصیف ، تحلیل و مقایسه به منظور کشف روابط پنهان یا پدیده های جدیدعلم دینی یک امر مسلم و امکانپذیر است، هرچند نظریات امکان علم دینی در تلفیق جامع و مانع از کارکردهای دین و علم، و انتظارات ما از آن دو گامهای موثری را برداشته اند، اما الگوهای ارائه شده آنها برای علم دینی نمی تواند کارایی چندانی داشته باشد.از این رو می توان با نقادی آنها به الگوی مناسبتری از علم دینی رسید یا الگوی بدیعی را ارائه داد.برای استدلال به امکان و سپس تحقق علم دینی بایستی از واقعیت های علم تجربی مدرن گذر کرد، یعنی توانمندی ها و محدودیت های آن را درنظر گرفت تا با کمک آموزه های دینی آنها را رفع کرده و علم مزبور را جهت دهی کرد.