مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احساس (ر.ک به شاخه راه های معرفت) استدلال (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تحلیل عقلی) تصدیق (ر.ک به شاخه علم حصولی) تصور(ر.ک به شاخه علم حصولی) تعریف (ر.ک به شاخه تصور نظری) تعقل (ر.ک به شاخه راه های معرفت) راه های معرفت رویکردهای معرفت شناسی صدق (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه قضیه صادق) علم به جهان خارج علم(حصولی و حضوری) فرا معرفت شناسی قضیه (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تصدیق) موانع معرفت
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1008
مبادی معرفت شناختی فارابی در رساله فصوص الحکمه و استنتاج دلالت های تربیتی آن
نویسنده:
محمدحسن میرزامحمدی
نوع منبع :
مقاله , آثار منسوب
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
مشهد: معاونت پژوهش و فناوری دانشگاه فردوسی مشهد,
چکیده :
هدف اصلی این پژوهش، توصیف و استنتاج اصول، هدف‌ها و روش‌های تربیتی بر اساس مبادی معرفت‌شناختی فارابی در رساله فصوص الحکمه می‌باشد. برای دست‌یابی به این هدف از روش پژوهش تحلیل اسنادی و استنتاجی بهره گرفته شد. یافته‌های حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که عالِم بودن واجب‌الوجود به تمام ممکنات، علم حق عین ذات اوست، علم حق مظهر قدرت اوست، عالم بودن واجب‌الوجود به کلیات و جزئیات، واحد بودن علم حق و کثیر بودن علوم دیگر، کُنه ذات حق قابل شناخت نمی‌باشد، و ظاهر بودن ذات حق و اعتباری بودن باطن او از مهم‌ترین ویژگی‌های علم الهی بر اساس رساله فصوص الحکمه به شمار می‌روند. همچنین، امکانی بودن شناخت انسان، ناکامل بودن شناخت انسان، تدریجی بودن شناخت انسان و متکثر بودن شناخت انسان از مهم‌ترین اصول تربیتی حاصل از شناخت واجب‌الوجود برای سالک بر اساس رساله فصوص الحکمه محسوب می‌شوند. علاوه براین، وصال حق، کمال نفس مطمئنه، کسب لذت و صدور کرامات به مثابه مهم‌ترین هدف‌های تربیتی، و سیر عقلانی برای شناخت حق، شهود عرفانی برای شناخت حق که خود شامل تجرد از تعینات، تأمل در حقیقت وجود، فنای در وجود مطلق، شهود علمی و عملی حق، شهود حق در مظاهر تفصیلی، درک حقیقت، و ریاضت نفس در زمره روش‌های تربیتی حاصل از شناخت واجب‌الوجود برای سالک بر اساس رساله فصوص الحکمه قلمداد می‌شوند.
صفحات :
از صفحه 89 تا 103
عقل و کارکردهای آن از منظر دیوید هیوم و شهید مطهری
نویسنده:
جواد میرمهدی‌پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پژوهش حاضر بحثی است بصورت تطبیقی بین آراء فلسفیِ دیوید هیوم، فیلسوف حسی که تاثیر بسزایی در فلسفه دوره جدید داشته است با آراء و نظریات شهید مرتضی مطهری، فیلسوفی مسلمان، عقل گرا و معاصر که از پیروان و مفسران بزرگ حکمت متعالیه می‌باشد، حکمتی که موسس آن صدر المتألهینِ شیرازی با تلفیق فلسفه و عرفان حکمتی متعالی از خود به یادگار گذارده است. در این تحقیق سعی بر اینست که نظرات هیوم را در رابطه با جایگاه عقل و کارکرد آن در حوزة نظری و عملی بیان کنیم . در حوزة عقل نظری، نظرات او را در اینکه آیا عقل تأثیری در یافته‌های مستقیم، با واسطه و در نحوه پیدایش این یافته ها، داشته است یا اینکه تماماً ادراکات و یافته‌های بشری از حس شروع شده و به خیال ختم می‌شود و عقل را غیر از فهمِ این یافته‌های جزئی جایگاهی نیست ؟ لذا به بررسی منشأ تصورات و تصدیقات می‌پردازیم، با بررسی در آثار هیوم به این نکته میرسیم که او معرفت بشری را در یافته‌های مستقیم از حس می‌داند، با این نگرش و مبنا، جوهر نفسانی و جسمانی، علیت ،مفاهیم کلی و مهمتر از همه مابعدالطبیعه که اساسی ترین معرفت بشری در گرو اثبات آن است در موضع تردید قرار می‌گیرد .همچنین به جهتِ تطبیقِ با آراء هیوم، نظرات شهید مطهری را در رابطه با جایگاه عقل و کارکرد آن در حوزة نظری بیان می‌کنیم که ایشان، تمام یافته‌های انسان را متّکی به عقل می‌دانند و عقل را مدرِک مفاهیم کلی، جوهر، معقولات اولیه و ثانیة منطقی و فلسفی می‌دانند، لذا راه برای اثبات فلسفی مابعدالطبیعه ممکن می‌شود .بعد از بررسی کارکرد عقل نظری از منظر هیوم به جایگاه و کارکرد عقل عملی در موضوعاتی مانند :رابطه عقل نظری با عقل عملی،فضیلت،عدالت ،اراده،آزادی،سودمندی، و عقل ابزاری از منظر هیوم می‌پردازیم و به این نکته می‌رسیم که هیوم رابطه ایی بین عقل نظری و عملی قائل نیست و مفاهیم ارزشی در اخلاق را اعتباری می‌داند و منشأ آن را در سودمندی و لذت طلبیِ انسان می‌بیند و در زندگی عملی انسان به عقلی معتقد است که انسان را برای رسیدن به خواهشهای طبیعی، غریزی و حیوانی، ابزار و راهنما باشد اما در مقابل با بررسی نظرات شهید مطهری در این موضوعات از عقل عملی، به این نکته می‌رسیم که ایشان عقل عملی را کاملاً با عقل نظری مرتبط می‌دانند و فعل اخلاقی را فعلی می‌دانند که قابل ستایش و تقدیس باشد و انسان را به خدا نزدیک گرداند لذا ارزش های اخلاقی را حقیقی می‌دانند و به همین جهت در زندگی عملی به عقلی معتقدند که سعادت ابدی را در پیراستن از رذایل و مادیات و پیوستن به حقیقت بی نهایت می‌دانند
بررسی رابطه‌ی عقل و دین از منظر مکتب تفکیک و نقد آن از منظر مرحوم علامه طباطبایی و استاد جوادی آملی
نویسنده:
میثم ابراهیمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
عقل نقش بارزی در تقویت دین داشته و دین نیز در ترویج تعقل گام های مؤثری برداشته است، بین این دو رابطه‌ی تنگاتنگی بر قرار است. اما به علت مطرح شدن برخی از موضوعات از جانب دین که یا از دسترس عقل خارج است و یا هر کسی ظرفیت فهم آنها را ندارد، به ظاهر نوعی ناسازگاری بین این دو منبع معرفت زا حاصل می شود. حل ناسازگاری ظاهری میان این دو، سبب پیدایش جریان های فکری هم‌چون «مکتب تفکیک» شده است. تفکیکیان بیان می کنند که اساساً میان معارف بشری – از هر قبیل که باشد- و معارف وحیانی تفاوت ماهوی وجود دارد از این رو هماهنگی میان عقل (فلسفی) با دین امری ناشدنی و غیر ممکن است. در مقابل، گروهی قائل به هماهنگی عقل ووحی در طریق کسب معرفت دینی هستند و معتقدند، بدون استفاده‌ی همگرا از این دو موهبت الهی، امکان رسیدن به شناخت متعالی دین وجود ندارد. دو حکیم متأله یعنی علامه محمد حسین طباطبایی و شاگردانشان و هم‌چنین استاد جوادی آملی به عنوان دو نماینده‌یِ تمام عیار گروه اخیر هستند. ضمن بیان دیدگاه مکتب تفکیک در خصوص رابطه‌ی عقل و دین، به نقد این دیدگاه با تکیه بر آراء این دو حکیم متأله می‌پردازیم. با توجه به اعتبار عقل از نظر دین و استحکام معرفتی بدیهیات عقلی می توان نحوه‌ای از استقلال برای عقل در حوزه دین قائل شد.
ارزش عقل و ادراکات آن از نظر ابن عربی و علامه طباطبایی
نویسنده:
هاجر پران‌سعدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
ابن عربی بر نقش دوگانه عقل که دارای دو حکم متفاوت است تأکید می‌ورزد. او معتقد است عقل از جنبه «فعل» متناهی و از جنبه «قبول» نامتناهی است. ابن عربی، میان عقل به عنوان ابزار شناخت و عقل به معنای منبع شناخت که وی آن را در معنای اخیر، «فکر» می‌نامد؛ تفاوت می‌نهد. به اعتقاد او، عقل در مقام فعل، از قلمرو محدود و معینی برخوردار است که درک بیش از آن برایش مقدور نیست و خود عقل مفکر به این عجز، اقرار دارد. عقل یا فکر، در این معنی در کنار حس و شهود و وحی یکی از منابع شناخت آدمی است اما عقل در مقام قبول، حد و مرزی ندارد و می‌تواند در پرتو قلب و وحی، منوّر گردد و حقایق را دریافت نماید. عقل در این وجه مقلد و تابع وحی و قلب است. او محصول نظر فکری را «علم العقل» و محصول چشیدن و ذوق حقایق را «علم الاحوال» می‌نامد و محصول دریافت موهبت‌های رحمانی از طریق روح القدس را که مختص نبی و ولی است «علم الاسرار».از دیدگاه علامه طباطبایی، عقل یکی از شریف‌ترین نیروهای انسان است که می‌تواند کلیات و حقایق را ادراک کند. اما ایشان عقل را به تنهایی قادر به تحصیل و درک همه حقایق نمی‌داند بلکه عقل را به عنوان ابزار معرفتی انسان، دارای قلمرو مشخص می‌داند. عقل انسان نیازمند وحی است تا به معارفی که خارج از دسترس اوست، راه یابد. عقل، نه آن مقدار ناتوان است که از فهم کتاب و سنت به نحو کلی عاجز باشد و نه آن مقدار توانمند است که بدون هیچ گونه محدودیتی بتواند به شناخت خداوند و حقایق، نایل گردد. از طرفی عقل دارای جایگاه والایی است. زیرا اعتبار و اصالت دین و معارف دینی بر پایه عقل استوار است. از نظر علامه، بین معارف وحیانی و ادراکات عقلی هماهنگی است و هیچ یک با دیگری در تضاد و تخالف نیست. به همین دلیل دین، هرگز به بی‌اعتباری عقل و احکام قطعی آن حکم صادر نمی‌کند. عقل و ادراکات آن ارزشمند است بدین معنا که می‌توان برای شناخت گزاره‌های وحیانی از آن بهره جست.
تفکر عقلانی از دیدگاه روایات
نویسنده:
علی احمد امیری
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
این تحقیق دارای یک مقدمه و شش فصل و یک خاتمه می‌باشد که هر فصل شامل مباحثی می‌باشد که به نحوی با فصل دیگر در ارتباط است. در مقدمه به یک سلسله مباحث کلی چون تبیین موضوع، پیشینه موضوع، سابقه تحقیق،‌ضرورت تحقیق،‌پرسش اصلی،‌پرسش های فرعی،‌فرضیه تحقیق، روش تحقیق،‌اهداف تحقیق بیان شده است. در فصول ششگانه ابتدا به معنا و مفهوم عقل در لغت،‌اصطلاح،‌ و روایات و مفهوم تفکر عقلانی پرداخته شده است و بیان شده است معانی که برای عقل در روایات مطرح شده است با معنای عقل در اصطلاح فلسفه نیز سازگاری دارد سپس دیدگاههای برخی فرق اسلامی، در مورد تفکر عقلانی بیان شده است و شیوه های تفکر عقلی و منطقی روایات مطرح شده و همچنین استدلالات که از دید روایات مردود می‌باشد مورد بررسی قرار گرفته است. به دنبال آن جایگاه تفکر عقلی از دیدگاه روایات مطرح شده است و نیز آثار وحجیت تفکر عقلانی مورد بررسی قرار گرفته است و ثابت شده است که در روایات روشهای مختلف عقلی و منطقی وجود دارد و ائمه در عرصه های گوناگون با آن روشها مسائل دینی را تبیین نموده اند. به این بیان که حجیت آن ذاتی است و روایات این حجیت را تایید نموده اند و به تفکر عقلانی اهمیت داده اند. و نیز به محدوده تفکر عقلانی در عرصه اعتقادات،‌احکام و سایر عرصه ها پرداخته شده است از دید روایات تفکر عقلانی در عصرهای فوق دامنه وسیعی دارد، بطوری که عقلانیت را عامل سلامت دینداری و افراط و تفریط در آن، و از آسیبهای دین مداران و درافتادن به انحرافات معرفی نموده اند و .... بعد از آن فصل پنجم این تحقیق رابطه تفکر عقلانی با وحی مورد توجه قرار گرفته و بیان شده است که روایات بررابطه ی وثیق طولی و عرضی تفکر عقلانی با وحی تاکید دارند و معصومین ع با رویکرد نظری و عملی بر این پیوند اهتمام ورزیده اند در اخیر هم موانع یا آسیب شناسی تفکر عقلانی و نیز عوامل رشد دهنده تفکر عقلانی از منظر روایات بحث شده است به این معنی یک سلسله امور باعث تقویت استدلال و ظرافت بینی انسان در درک حقایق میگردد و اموری نیز هستند که باعث محرومیت انسان از این کمالات می‌گردد در روایات راه بردها و راهکارهای برای این مساله تبیین شده‌است.
مبادی متافیزیک ویتگنشتاین متقدم و نقد آن از منظر علوم عقلی اسلامی
نویسنده:
حسین واله
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات) , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
نقد متافیزیک ویتگنشتاین متقدم از منظر علوم عقلی اسلامی نشان می دهد که اشتراک دیدگاه در مسائل متافیزیکی فراوانی وجود دارد و اختلاف دیدگاه ها ریشه در تفاوت پیشفرض های پایه ای در باب رابطه ذهن و عین دارد. در حالیکه ویتگنشتاین این رابطه را در وحدت صوری ذهن و عین می داند و میان صورت و ماده واقعیت ، قلمرو امکان خاص و قلمرو ضرورت ، نقش بیان کردن و نشان دادن زیان ، سمانتیک و سینتکس در منطق و زیان ، حوزه علم و حوزه فلسفه تمایز می گذارد و بدین سان تعریف جدیدی از فلسفه به مثابه فعالیت ارائه می کند در علوم عقلی اسلامی رابطه ذهن و عین از ناحیه ماده و مستند به واقع نمایی ذاتی معرفت است و این پیشفرض سبب شده که واژه معرفت مشترک معنوی تلقی شود و قلمرو های پیشگفته به یک معنا متعلق معرفت واقع گردند. لذا در حالیکه ویتگنشتاین معانی متافیزیکی را یاوه نمی داند بیان کردن آنرا ممتنع می داند اما در علوم عقلی اسلامی چنین محدودیتی دیده نمی شود . با پرداخت زیان شناسی نظری سازواری متخذ از مباحث زبانی مطروحه در علوم عقلی اسلامی می توان به نظامی نظری دست یافت که در چارچوب و جهتگیری عمومی ، با زبان شناسی نظری ویتگنشتاین متقدم تفاوت فاحشی ندارد هر چند در اثر اختلاف پیشفرض مذکور لاجرم تمایزهایی خواهد داشت . معرفت شناسی ، وجود شناسی و زبان شناسی در مبادی اولیه باید با یکدیگر متلائم باشند لذا بازخوانی نظریات در هر کدام از این حوزه ها با این هدف ضرورت دارد و باید در شمار اهداف بحث متافیزیکی قرار گیرد.
چیستی و چگونگی معرفت دینی از نظر ملاصدرا و میرزا مهدی اصفهانی
نویسنده:
مرتضی حسین زاده
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
معرفت دینی، به کار بردن روش و منطق صحیح برای فهم دین، و استفاده از منابع معتبر برای رسیدن به واقع دین است. منابع شناخت و معرفت دینی ، روش دین شناسی‌ای که ما را به حقیقت دین برساند و موانع پیش روی معرفت دینی، بحث از چگونگی معرفت دینی است. برای رسیدن به معرفت دینی باید روش دین شناسی داشت که دو مکتب مهم عصر حاضر یعنی مکتب متعالیه و مکتب میرزا مهدی اصفهانی (ره) هر کدام روشی خاص برای رسیدن به معرفت دینی ارائه می-دهند که با آشنایی با منابع شناخت و معرفت، موانع معرفت دینی هم مورد بررسی قرار می‌گیرد. بنابراین برای رسیدن به معرفت دینی حقیقی باید منابع معرفت دینی و موانع آن مشخص گردد. با بررسی منابع و روش دین شناسی و موانع معرفت دینی هر دو مکتب فکری این نکته مهم به دست می‌آید که مکتب متعالیه، منطق صحیح فهم دین را ارائه می‌دهد و اینکه عقل به عنوان مهمترین منبع معرفت دینی، در کنار قرآن و سنت قرار دارد و مانع دانستن آن بستن باب علم و تعطیلی معرفت نسبت به دین خواهد بود.
تاثیر گناه بر معرفت دینی در نهج البلاغه
نویسنده:
فاطمه گورجی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
از جمله مسائلی که امروزه در حوزه ی معرفت شناسی مطرح است،مساله ی تاثیرعوامل غیر معرفتی و از جمله ی آن ها گناه بر معرفت است. اعتقاد به تاثیر عوامل غیر معرفتی بر معرفت را می توان در طول تاریخ در آثار بسیاری از دانشمندان نظیر بیکن ،هابز،هیوم و… مشاهده نمود.این مساله مبتنی بر اعتقاد به چند ساحتی بودن وجود انسان است. قرآن کریم نفس انسان را دارای مراتب مختلف دانسته و وجود ساحاتی چون اراده ،عواطف و معرفت در وجود انسان را تایید نموده است و به تاثیر آن ها بر یکدیگر اشاره دارد.همچنین به مساله ی گناه و معرفت و آثار سوء گناه بر معرفت در قرآن نگاه ویژه ای شده است که در سخنان گهر بار علی(علیه السلام)درنهج البلاغه نیزبه تبعیت از قرآن کریم در فراز های متعدد به این مهم توجه شده است.از نظر علی (علیه السلام)گناه عمل سوئی است که انسان با ارتکاب آن بر عقل و قلب خود که از ابزار لازم جهت کسب شناخت خدای تعالی است، پرده ی ضخیمی از ظلمت و تاریکی می کشد و مانع تابش انوار قدسیه می شود .گناه به شیوه های مختلف از قبیل :فراموشاندن حقایق،سطحی نگر نمودن ،تحریف عقاید،ومردد وسرگردان نمودن انسان مانع کسب معرفت و یا ایجاد خلل در آن می گردد.گناه نور عقل را به خاموشی می گرایاند و انسان را از قرار گرفتن در جایگاه معرفت به حقایق باز می دارد. چرا که ضمیر شایسته و ظرفی به دور از آلودگی برای مظروفی چون درک حقایق و پند گیری از وقایع ،لازم است. و هر عقل سلیمی قرار گرفتنشربت زلال معرفت در ظرف آلوده را رد می کند.دریافت هرگونه وحی والهام از جانب خدا مشروط به دست شستن از گناهان و آزادی از بند معاصی است.و تنها افرادی قادر به جذب انوار معرفت اللهی هستند که با توبه وانابه، زنگار از آینه ی دل بشویند.
گزارش، شرح و نقد مقاله "مفاهیم مختلف عقلانیت" از ریچارد فولی با تأکید بر آرای حکیمان حکمت متعالیه
نویسنده:
اعظم‌السادات حسینی حسین‌آباد
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
چکیده :
فلسفه‌ی معاصر آکنده از مباحثات و نظریات گوناگون درباره‌ی عقلانیت است، اما چیستی و مفهوم کلی عقلانیت، هم‌چنان مبهم است. بدون مشخصه‌سازیِ عمومیِ عقلانیت، دستیابی به معیاری کلی برای داوری بین تبیین‌های متعدد دشوار است. مقاله‌ی "مفاهیم مختلف عقلانیت" در چارچوبی فرامعرفت‌شناسانه، با هدف ابهام‌زدایی از مفهوم مرکزی دعاوی عقلانیت که تمایل به ایجاز دارند، نگاشته شده است. ریچارد فولی، نویسنده‌ی مقاله‌ی مذکور با واکاوی مکاتب مطرح در معرفت‌شناسی و فلسفه‌ی علم، دو عنصر هدف و منظر را عناصر ثابتی معرفی می‌کند که در همه‌ی نظریات عقلانیت، اعم از عقلانیت عملی و نظری یافت می‌شود. هدف که امر مورد نیاز یا مطلوب فرد است، می‌تواند عملی یا نظری باشد. منظر مجموعه‌ای از عقاید است و انواع منظر در ارتباط با شخص یا اشخاصی که این عقاید را دارند، تعیین می‌شود. فولی با فرضِ هدف‌‌ـ‌محور بودن مفهوم عقلانیت و نفی منظر ممتاز و انحصاری، به طراحی مفهوم جامع عقلانیت می‌پردازد و به این نتیجه می‌رسد که بسته به اهداف و علایق، ارزیابی عقلانی می‌تواند از منظرهای متنوعی انجام پذیرد. بنابراین، دعاوی عقلانیت در واقع دارای موضوعاتی متفاوت بوده، رقیب به حساب نمی‌آیند. با وجود تمایل نسبی‌انگارانه در نظریه‌ی فولی، او تدارک طرح جامع عقلانیت را با رعایت دو شرط مناسب می‌داند؛ لحاظ همه‌ی اهداف و ممتاز ندانستن منظر اتخاذی. فولی در نیل به هدف خود و ارائه‌ی معیاری که نشان دهد دعاوی و مفاهیم مختلف عقلانیت نمودی از امری واحدند، ناموفق است. با توجه به تبیین عقلانیت در حکمت متعالیه که قرائتی از مبناگروی سنتی است، نکات قابل نقد دیگری نیز در مقاله‌ی فولی و مبانی نظری آن وجود دارد که مهم‌ترینِ آن‌ها عبارتند از: نسبی‌گرایی، تمایز بین نظریه‌های معرفت و عقلانیت، اهمیت ندادن به صدق و یقین، نگاه ابزاری به عقلانیت معرفتی و مدل عقلانیت، ابهام در عناصر و مفاهیم موثر در نظریه‌ی عقلانیت معرفتی و آسان‌گیری.
عقلانیت در اندیشه فلسفی ابن سینا
نویسنده:
معصومه اسماعیلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پایان‌نامه‌ی حاضر در چهار فصل به بررسی عقلانیت در اندیشه‌ی فلسفی ابن سینا پرداخته و روش عقلی ایشان را مورد بررسی قرار می‌دهد. جناب بوعلی به عنوان رئیس المشائین بزرگ‌ترین مفسّر فلسفه‌ی مشائی و ارسطوئی بوده و خود نیز در این زمینه صاحب نظری به نام است. گرایش جناب بوعلی به عقلانیت اشراقی در دورن متأخر زندگی و سوال بر سر گذر ایشان از معبر عقلانیت بحثی به سمت روش اشراقی و اختلافات اهل نظر در این رابطه، مهم‌ترین دلیل نگارش این رساله بود.بخش اول از رساله با عنوان مبانی بحث به بررسی فلسفه‌ی مشاء، جایگاه بوعلی در فلسفه‌ی مشاء و توضیحی راجع به زندگی و آثار بوعلی اختصاص یافته و کلیات این مباحث به قلم تحلیل و بررسی بیان می‌شود.بخش دوم از رساله با عنوان عقلانیت بحثی، مفاد عقلانیت بحثی اعم از ارسطوگرایی، اهمیت به منطق و برهان و بنیاد قرار دادن اولیات را مطرح کرده و اهمیت برهان و منطق را درفلسفه‌ی بوعلی به تصویر می‌کشد. در این بخش با بررسی ادراک و مراحل آن از منظر بوعلی به جایگاه و نقش ادراک عقلی پرداخته شده و این نوع ادراک را به عنوان مهم‌ترین نوع از شناخت مورد بررسی قرار می‌دهد. بخش سوم از این رساله با عنوان عقلانیت اشراقی به بیان گرایش جناب بوعلی به عقل اشراقی اختصاص یافته و مصادر اشراقی تفکر بوعلی از جمله مصدر افلاطونی، مصدر افلوطینی، مصدر هرمسی، مصدر شریعت و عرفان با توضیحی راجع به چگونگی تأثیر هر مصدر در تفکر اشراقی بوعلی شمرده شده است. در این بخش که شامل چند فصل می‌باشد مولفه‌های عقل اشراقی نیز بیان شده و جوانب اشراقی در رسائل عرفانی ابن سینا و سه نمط آخر اشارات مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بخش اخر در سه فصل به نتیجه‌گیری از کل تحقیق اختصاص دارد.ابتدا عقل دوره‌ی اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و در فصل دوم اشراق در فلسفه‌ی بوعلی بیان شود و در آخرین فصل، مولفه‌های عقل بحثی و عقل اشراقی جمع‌بندی شده و مورد بحث بررسی اجمالیقرار می‌گیرد. به طور خلاصه بررسی کرده که به عنوان نتیجه‌ی بخش سوم قلمداد می‌شود.این اثر با استفاده از کتب و رسائل بوعلی چون اشارات و تنبیهات، شفا، مبدأ و معاد، تعلیقات، حی‌بن یقظان، رساله الطیر، رساله العشق نگاشته شده و تمام رساله جز نقل قول‌های مستقیم با پردازش قلم نویسنده بوده است.
  • تعداد رکورد ها : 1008