مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
احساس (ر.ک به شاخه راه های معرفت) استدلال (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تحلیل عقلی) تصدیق (ر.ک به شاخه علم حصولی) تصور(ر.ک به شاخه علم حصولی) تعریف (ر.ک به شاخه تصور نظری) تعقل (ر.ک به شاخه راه های معرفت) راه های معرفت رویکردهای معرفت شناسی صدق (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه قضیه صادق) علم به جهان خارج علم(حصولی و حضوری) فرا معرفت شناسی قضیه (معرفت شناسی)(ر.ک به شاخه تصدیق) موانع معرفت
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 1738
خواجه نصیر الدین طوسی
نویسنده:
اکبر رهنما
نوع منبع :
مقاله , مدخل اعلام(دانشنامه اعلام)
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
صفحات :
از صفحه 1 تا 4
معنویت پژوهی در منظومه فکری دکتر دینانی
نویسنده:
احسان ابراهیمی دینانی؛ استاد راهنما: مهدی گنجور
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
یکی از مسایل بنیادی در حوزه علوم انسانی از جمله فلسفه، عرفان، الهیات و همچنین امروزه در روانشناسی و علوم تربیتی مسئله معنویت است. معنویت در واقع کوششی برای پرکردن خلأ معنا در زندگی بشر بویژه انسان مدرن می باشد. اما در این مسئله رویکردهای مختلفی وجود دارد و تعاریف متفاوتی از ماهیت و چیستی معنویت ارائه شده است. این پژوهش به بررسی چیستی معنویت و گستره افق آن، همچنین آثار فردی و اجتماعی اش در منظومه فکری دکتر دینانی می پردازد. استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی، فیلسوف و حکیم مسلمان معاصر، از شاگردان برجسته علامه طباطبایی محسوب می شوند. در دیدگاه ایشان، انسان به محض اینکه اندیشیدن به منشأ هستی و خویشتن را آغاز کرد، پا در وادی بی کران معنویت نهاده است. وی، تنها راه سلوک را ",تعقل", و معبدِ حقیقی را ",عقل", می دانند. از این رو نوشتار حاضر می کوشد به سبک مسئله محور و با روش توصیفی- تحلیلی از نوع استنتاجی به این موضوع بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که معنویتِ مد نظر استاد دینانی نه منحصر در شریعت خاصی است، چنان که پیروان ظاهری مسلک ادیان معتقدند و نه به مثابه اخلاق منهای دین است، آن طور که اندیشمندان سکولار ارائه می دهند. معنویت از دیدگاه دکتر دینانی، مساوق عالم معنی است؛ که امری نامتناهی و تشکیکی بوده و بالاترین مرتبه آن در ارتباط و پیوند با حق تبارک و تعالی تحقق می یابد. نتیجه دیگری که از پژوهش حاضر به دست می آید، معطوف به نسبت عقلانیت و معنویت در اندیشه ایشان است. از آنجا که معنویت، تعالی و فرا رفتن از عالم ماده و گام نهادن در وادی بی نهایتِ معنا و عالم حضور است، طریقی جز عقل و آگاهی ندارد. چرا که عقل نیز همچون معنا، امری فراحسی و باطنی است؛ لذا بر اساس سنخیت وجودی بین این دو، دکتر دینانی معنویت را جلوه ای از عقلانیت می دانند. طبق این تلقی هر نوع تعریفی از معنویت از قبیل عرفان های نو ظهور و غیره که با عقل، ناساز گار باشد، باطل بوده و انسان را به سر منزل مقصود نخواهد رساند. معنویت صرفا با تکیه بر عقلانیت می تواند انسان را از کثرت انگاری و دوئیت ها به عالم وحدت که وادی صلح و آرامش است، رهنمون گرداند. در این جهان بینی می توان عشق و معنویت را نیز مساوق دانست. چرا که همان طور که معنویت فرا رفتن از کثرات و رسیدن به وحدت است، عشق نیز گذشتنِ عاشق از خود و فانی شدن در معشوق و در نتیجه به وحدت رسیدن است.
فارابی و برساخت فلسفه دینی در عالم اسلام
نویسنده:
محسن حسيني؛ استاد راهنما: عین الله خادمی، عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
مؤسس فلسفه دینی فیلون یهودی است. کلمنت و اوریگن که هر دو از اهالی اسکندریه بودند نیز در عالم مسیحیت از این الگو پیروی کردند. در جهان اسلام نیز ابونصر فارابی به برساخت فلسفه دینی مبادرت ورزید. پرسش محوری تحقیق ما این است که چرا فارابی با وجود آشنایی با آثار افلاطون و ارسطو، به فلسفه دینی نزدیک شد؟ از این پرسش محوری سوالاتی منشعب میشود. یکم) فلسفه دینی چیست؟ و مصادیق آن در منظومه فلسفی فارابی کدام است؟ دوم) هویتی که فارابی از فلسفه و فیلسوف در مجموعه آثارش ارائه کرده چیست؟ سوم) غایت فلسفه از نظر فارابی چیست؟ و چهارم) اینکه نقش دین و فلسفه در اندیشه او چگونه ارزیابی میشود؟ یافتههای ما براساس تحلیلِ مبتنی بر دادههای احصا شده از متن آثار فارابی و شواهد موجود از فضای فکری عصر او، به دست آمده است. نتیجه نیز در حکم استنباط ما از مجموع شواهد و عوامل موجود، بدین قرار است: در الگوی فلسفه دینی، اصول اعتقادی هر یک از ادیان ابراهیمی برای پیروان هر کدام به عنوان اصل موضوعه در نظر گرفته میشود و از میان آموزههای فلسفی آنهایی که با این اصول تقابل نداشته باشند در برساخت یک نظام فلسفی با تنظیمی جدید و سازگار مورد استفاده قرار میگیرد. به گمان ما میتوان طرح اولیهای از نزدیک شدن فارابی به فلسفه دینی را در رساله «فی اغراض مابعدالطبیعه» مشاهده کرد. پیرو این الگو، هویت فلسفه و فیلسوف نیز در اندیشه فارابی همان حکمت و حکیم الهی است؛ در این نگرش حکمت و حکیم در معنای حقیقی به خداوند اختصاص دارد و مجازا برای انسان استعمال میشود. سیر مباحث فلسفی در اهم آثار فارابی از مبدا وجود آغاز میشود و به غایتِ شناخت خدا رهسپار میگردد. با این اوصاف فلسفه در اندیشه او نظر الهی در موجودات است. از عواملی که در نزدیک شدن این فیلسوف به فلسفه دینی نقش داشتند، میتوان به گفتمان فلسفی غالب عصر وی، اساتید او یوحنابن حیلان و متیبن یونس که شارح فلسفه اسکندرانی بودند و قرائت خاص وی از مابعدالطبیعه که متأثر از علائق وجودی-معرفتی او به آموزههای کتاب آسمانی مسلمانان بود، یاد کرد. بعلاوه درکی که از حقیقت داشت از اسباب دیگر تقرب به فلسفه دینی محسوب میشود.
فلسفه دین معلولیت نگر؛ الگوی اسلامی: بررسی آراء فلاسفه‌ی اسلامی با تأکید بر ابن سینا، ملاصدرا و و متکلمان اسلامی با تأکید بر فخر رازی و مطهری از چشم انداز مطالعات جدید معلولیت
نویسنده:
رقیه حق گویان؛ استاد راهنما: نعیمه پورمحمدی ماهونکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این پایان نامه سعی شده با روش ((تحلیل مضمون)) و نیز((مطالعه تطبیقی)) فلسفه و کلام اسلامی از منظر مطالعات معلولیت مورد بررسی قرار گیرد. اندکی پس از پیدایش رشته مطالعات معلولیت، دین نیز، به عنوان نهادی که مدعی در دست داشتن بهترین راه برای سعادت نهایی انسان و نیز به عنوان عاملی که خود را متولی فرهنگ سازی و تنظیم روابط بین انسان و خالق و نیز روابط بین انسان ها می‌داند، مورد توجه این رشته قرار گرفت. تلاش شد تا مشخص شود نهاد دین چه تاثیری بر هویت و زیست فرد دارای معلولیت و نیز تعامل وی با جامعه دارد، چگونه از منظر دین به هویت و جایگاه فرد دارای معلولیت در جامعه پرداخته شده است و کدام گزاره های دینی با حقوق فرد دارای معلولیت در تعارض است. هر چند در مسیحیت مطالعات قابل توجهی در این زمینه انجام شده است، اما در اسلام، و دست کم در رابطه با فلسفه اسلامی، تقریبا می‌توان گفت که هیچ پژوهش در خور توجهی صورت نگرفته است. در این پایان نامه، مشخص شد که گزاره های کلامی و فلسفی در موراد بسیاری با حقوق افراد دارای معلولیت در تعارض است و به نادیده گرفته شدن شأن انسانی وی میانجامد. و این به نوبه خود حق برابر فرد دارای معلولیت با سایر افراد در برقراری ارتباط با خدا را با دشواری مواجه میکند. وجود این تعارض ها گویای نیاز به عصری سازی گزاره های فلسفی و کلامی است. اصلاح، بازخوانی و رفع ابهام از این گزاره ها می‌تواند به بازنگری در دیدگاه دین نسبت به فرد دارای معلولیت به عنوان موجودی دارای شان انسانی و در نتیجه اصلاح دیدگاه جامعه و نیز همچنین بازتعریف وظایف دین و در نتیجه وظایف جامعه در قبال فرد دارای معلولیت بیانجامد.
نقد دیدگاه ریچارد داوکینز درباره دین و رابطه آن با علم با رویکرد کلام فلسفی
نویسنده:
اسد مهدیون؛ استاد راهنما: صمد بهروز؛ استاد مشاور: قربانعلی کریم زاده قراملکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد و بررسی کتاب
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تبیین دین و رابطه آن با علم از جمله‌ی مباحث دامنه‌داری است که در عصر حاضر توجه بسیاری از اندیشمندان را در فلسفه دین به خود جلب نموده و محل بحث و تضارب آراء است. در این بین، برخی با اذعان به حقیقت دین قائل به تمایز آن با علم، برخی دیگر قائل به مکمل بودن آن دو، گروه سوم با اذعان به حقیقت دین قائل به تعارض آن دو در برخی موارد و گروه چهارم، معتقدند دین، امری توهمی بوده و هیچ مرز مشترکی بین آن دو وجود ندارد. از جمله‌ افراد گروه چهارم می‌توان به‌ ریچارد داوکینر، رفتارشناس و زیست ‌شناس فرگشتی بریتانیایی اشاره کرد. به باور وی، دین محصول تصادفی نوعی کجروی در امری سودمند بوده‌ و چه بسا نظریه‌‌ مم‌ها ، به ویژه استعداد آدمیان برای پذیرش مِم‌های دینی، بتواند توضیح دهد چرا دین به عنوان یک امر وهمی می‌تواند مانند ویروس ذهنی در میان جوامع شایع گشته و برخلاف موازین و اصول علمی و عقلانی عمل کند. وی معتقد است دین از آنجائی که توهمی بیش نیست، بر سرراه پیشرفت های علمی مانع‌تراشی می‌‌کند و از همین رو این دو هیچ سنخیتی با همکدیگر ندارند. سوال تحقیق این است که ریچارد داوکینز دین و رابطه آن با علم را چگونه تبیین می‌کند و چه نقدهایی بر دیدگاه وی در این خصوص وارد است. در این تحقیق پس از تبیین و تحلیل دیدگاه ریچارد داوکینز در باب‌ دین و رابطه آن با علم، به نقد دیدگاه وی در این خصوص پرداخته می‌شود. کلمات کلیدی: ریچارد داوکینز، دین، رابطه علم و دین، کلام فلسفی امامیه.
معرفت شناسی تجربه دینی از نظر رودلف اتو و ملاصدرا
نویسنده:
مرتضی حسینی وردنجانی؛ استاد راهنما: پروین نبیان؛ استاد مشاور: محمد جواد صافیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
هدف این رساله بررسی معرفت‌ شناسی تجربه دینی از دیدگاه ردولف اتو و ملاصدرا است و با روش تطبیق و ارزیابی به بررسی مسائلی از قبیل عینیّت و فرا عقلانی بودن تجربه دینی و نسبت آن با وحی در سنت دینی اسلام و مسیحیت پرداخته ‌شده است. اتو با تاثیرپذیری از کانت و انتقادات او بر براهین طبیعی بر وجود خدا، با رویکردی پدیدارشناسانه و تفکیک نومن از فنومن و ابداع واژه‌ای به نام امر مینوی بر فراعقلانی بودن این تجربه تأکید می‌کند. وی با بیان عناصر موجود در تجربه امر مینوی از قبیل احساس مخلوقانه، راز هیبتناک و شوق بیان می‌کند که این عناصر ضرورتاً متوجه متعلّق خود هستند. اتو حقیقت امر مینوی را دارای عمق و باطنی می داند که برای عقل استدلالی دسترس‌ناپذیر است. وی فرآیند تجربه دینی و آگاهی عرفانی را یک امر بشری و معطوف به تکامل تاریخی دانسته، بیان می کند که تجربه امر مینوی در بستر زمان برای بشر شکل گرفته است. تکامل این تجربه در ادیان ابراهیمی خاصه مسیحیت تحقق یافته است. تبعیّت از سبک زیستن پیامبران که محصول این تجربه است باعث می‌شود که ما خود از طریق شهود و احساس، حضور خداوند را دریابیم. در فلسفه ملاصدرا فراعقلانی بودن امر قدسی را به معنای مشاهده حضوری، تقدم معرفت حاصل از شهود بر معرفت استدلالی، شدت ظاهر بودن این حقیقت دانست. ملاصدرا با بیان عناصری مانند فنا، اتحاد شهودی، احساس شوق و عظمت در مواجهه با امر قدسی، کمال نهایی انسان را فنا و استغراق دانسته که با پشت سر نهادن مراتب استکمالی، این مشاهده حاصل می گردد. از نظر وی انسان کامل، هم حامل وحی است و هم مهبط وحی است، و انسان با پیروی از قول و فعل پیامبر می تواند زمینه آن شهود را در خود متجلی کند.
سهروردی، شهاب‌الدین
نویسنده:
محبوبه موسیوند
نوع منبع :
مقاله , مدخل اعلام(دانشنامه اعلام)
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 1 تا 8
القرآن الکریم و موقعه فی النظام الفلسفیّ لمدرسة الحکمة المتعالیة
نویسنده:
محمود حیدر
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
صفحات :
از صفحه 281 تا 304
بررسي اعتبار شهود عرفاني در معرفت‌شناسي حكمت متعاليه
نویسنده:
حسين عمادزاده ، ‌مهدي ذاكري
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
يكي از مهمترين مباحث در معرفت‌شناسي، بحث از منابع معرفت است. بسياري از معرفت‌شناسان معاصر در غرب، شهود عرفاني را بعنوان منبع معرفت نميپذيرند اما ملاصدرا از جمله بزرگترين فيلسوفان الهي است كه شهود عرفاني را نيز يكي از منابع معرفتي مهم ميداند و معتقد است علاوه بر دلايل عقلي، متون ديني نيز بر اعتبار اين نظريه دلالت دارند. او برخي مسائل فلسفي را از دسترس عقل خارج دانسته و معتقد است اينگونه مسائل تنها بوسيلة شهود عرفاني قابل دستيابي‌هستند. بر اساس حكمت متعاليه، زماني شهود عرفاني محقق ميشود كه بين عالم و معلوم، اتحاد يا اتصال و پيوستگي وجودي باشد، عالم و معلوم هر دو مجرد باشند و عالم قائم به ذات باشد. در اين مقاله نخست به تبيين شهود عرفاني بر اساس علم حضوري ميپردازيم، ويژگيهاي آن را برميشمريم و تفاوت آن را با درون‌نگري نشان ميدهيم، آنگاه با بررسي چيستي شهود عرفاني و انواع آن، اعتبار و ارزش معرفتي آن را ارزيابي و ملاكهايي را كه ملاصدرا و شارحان وي براي تشخيص شهودهاي معتبر برشمرده‌اند، فهرست ميكنيم و در نهايت، به بررسي حد و حدود اعتبار آن ميپردازيم.
بررسی رویکرد علوم اعصاب به تجربه دینی از دیدگاه پاتریک مک‌‌نامارا و ارزیابی آن از منظر حکمت متعالیه
نویسنده:
نویسنده:مصطفی مرآتی؛ استاد راهنما:سیدمحمود موسوی؛ استاد مشاور :حسن عبدی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
همواره یکی از راه‌های مهم توجیه باورهای دینی از سوی دینداران، تجربه دینی بوده است؛ هرچند که این موضوع مخالفان و موافقان زیادی را هم داشته است، امّا به هرحال بررسی تجربه دینی از نگاه علوم اعصاب در قرن حاضر یکی از مباحث مهم به حساب می‌آید. این بررسی‌ ‌ها به این مسأله می‌پردازند که عامل اصلی وقوع تجربه‌های دینی "خود" است یا عصب‌های مغز؟ و در این پژوهش به مطالعه این موضوع از دیدگاه مک‌نامارا و ارزیابی نتایج او از منظر حکمت متعالیّه پرداخته شده است. دکتر پاتریک مک‌نامارا این موضوع را به خوبی مورد آزمایش قرار داده‌ و نتیجه بررسی ‌های خود را در آثار علمی مختلفی عرضه کرده است. همانگونه که در حکمت متعالیّه حقیقت انسان به نفس او نسبت داده می‌شود، دکتر مک‌نامارا نیز "خود" را به عنوان واحد اصلی وقوع تجارب دینی نگریسته و نقش وساطت عصب‌های مغز را در وقوع تجربه دینی به خوبی شرح داده‌است. قطعه‌های گیجگاهی راست و پیش‌پیشانی از جمله بخش‌های محوری هستند، امّا موارد متعدّد دیگری نیز در سیر بحث، بیان خواهند شد. آنچه که برای نتیجه این بررسی در نظر گرفته شده، این است که نفس یا به تعبیر مک‌نامارا "خود" مسئولیّت تحوّلات درونی انسان و حتّی تحریک مغز را به عهده دارد؛ برای این ادّعا نیز از دلایل عقلی و شواهد آزمایشگاهی بهره گرفته شده تا اتقان پژوهش بیشتر گردد. از جمله نقاط مثبت دکتر مک‌نامارا این است که یک نگاه متعادل به بحث علم و دین داشته و در صدد آشتی میان دینداران و بی‌دینان است. از نگاه صدرالمتألّهین نفس دارای مراتبی است که با حرکت جوهری به استکمال می‌رسد و با گذر از هر مرحله می‌تواند بتدریج به تجربه‌ها و حالات عرفانی نایل آید. دراینجا، مراتب نفس و حرکت جوهری ملاصدرا تا حدودی بر خودهای مورد نظر مک‌نامارا و رشد آن‌ها قابل تطبیق است.
  • تعداد رکورد ها : 1738