مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

مرور درختی موضوعات | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
ایمان و عقل جهان دیگر(فلسفه دین) دین و اخلاق(فلسفه دین) زبان دین (فلسفه دین) صورت دینی زندگی علم و دین (فلسفه دین) کثرت گرایی دینی(فلسفه دین) معرفت دینی مفهوم خداوند
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 3201
بررسی کیفیت معرفتی در مکاشفات روزبهان و مقایسه آن با تجربه دینی از دیدگاه ویلیام جیمز
نویسنده:
فرهاد فرضی، عبدالرضا مظاهری، انشاءالله رحمتی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
چکیده: در عرفان اسلامی – مکاشفه مساله مهم و مورد توجه خاص و ویژه ای بوده و هست زمانی که عارف بر اثر تهذیب نفس و ریاضتی که از سوی مرشد و پیر به اوالقا می شود و به حالات و مقاماتی دست یافت در واقع واحد مکاشفاتی شده است. کشف و شهود در عرفان به معنای اطلاع بر معنای غیبی و امور حقیقی است که در ماورای حجاب است، از روی وجود وجدان آن‌ها به گونه‌ای که مکاشف متحقق به حقیقت مکشوف گردد یعنی همان مقام حق الیقین و یا از روی شهود و رؤیت که همان مقام عین الیقین است.از مسائل مهم در فلسفه عرفان، شناخت تجربه عینی است. تجربه دینی مواجهه درونی و شهودی با امر قدسی است. ویلیام جیمز معتقد است که احساسات، ثابت‌ترین و بنیادی‌ترین عناصر هستند. در نگاه او تجربه دینی، تجربه‌ای است که فاعل، آن را دینی می‌فهمد. ویژگی‌های تجربه‌ دینی، براساس نظریۀ ویلیام جیمز عبارتند از: توصیف ناپذیری، کیفیت معرفتی، زودگذری و حالت انفعالی این تحقیق به بررسی یکی از مهم ترین این ویژگی ها یعنی کیفیت معرفتی در مکاشفات روزبهان و مقایسه آن با تجربه دینی از نگاه ویلیام جیمز خواهد پرداخت.روش تحقیق: روش این مطالعه توصیفی- تحلیلی می‌باشد و روش گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه‌ای است و از کتاب، مقاله، نرم‌افزار استفاده شد. همچنین ابزارگردآوری اطلاعات فیش‌برداری می‌باشد.
صفحات :
از صفحه 86 تا 111
عاطفه، اراده و معقولیت باور دینی (تقریری از نقد ویلیام جیمز بر «اخلاق باور» کلیفورد)
نویسنده:
زهرا رمضانلو
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
باورهای دینی و معقولیت آن مسئله ای است که با مدعیات فیلسوفان مدرن به مسئله‌ای جدی در فلسفه دین بدل شد. یکی از مناقشه‌برانگیزترین مواضع در این مورد قرینه‌گرایی است که تأکید دارد اعتقادات ما باید همراه با شواهد و قرائن باشد. در دوران معاصر کلیفورد با مطرح کردن ایده اخلاق باور قرینه‌گرایی را به افراطی‌ترین شکل خود مطرح کرد. ویلیام جیمز با مطرح کردن نقش اراده و عواطف در شکل گیری باور نظریه کلیفورد را نقد کرده و سعی در دفاع از عقلانیت باور دینی دارد. در این نوشتار سعی می‌شود به این پرسش پاسخ داده شود که جیمز چگونه با همان مبانی تجربه‌گرایانه قرینه‌گرایان به نقد کلیفورد می‌پردازد و آیا دیدگاه او توان پاسخ به نقدهای مطرح شده را دارد یا نه. تلاش می‌شود با روش تحلیلی و براساس داده-های کتابخانه‌ای نحوه مواجهه جیمز با قرینه‌گرایی از موضعی غیراز ایمان‌گرایی بررسی و ارزیابی شود. با توجه به دیدگاه‌های جیمز به ویژه در مقاله اراده معطوف به باور می‌توان دریافت موضع او در دفاع از عقلانیت باور دینی در مقابل قرینه‌گرایی نسبتا منسجم است. از نظر ویلیام جیمز موضع قرینه‌گرایی کلیفوردی برخلاف ادعا غیرعقلانی و جزم‌گرایانه است و میل و اراده منطقاً نقشی ضروری در حقیقت‌جویی بازی می‌کنند.
صفحات :
از صفحه 55 تا 75
فهم نوآورانه از دین از نظر استاد مطهری
نویسنده:
زهرا حاجی نیا؛ استاد راهنما: جهانگیر مسعودی؛ استاد مشاور: جعفر مروارید
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در عرصه‌ی نواندیشی دینی، یکی از کسانی که در جهان اسلام اندیشه‌های کمتر مورد توجه قرار گرفته است استاد مطهری می‌باشد. وی در کتاب اسلام و مقتضیات زمان با طرح پاره‌ای از مباحث نواندیشی و مطرح نمودن برخی دیدگاه های نو، تلاش کرده است تا بحث نوآوری در دین را مورد کنکانش و بازنگری قرار دهد. از جمله مباحثی که در آراء و اندیشه‌های استاد مطهری در عرصه‌ی نواندیشیِ دینی می‌تولن نام برد عبارتند از: تغییر در دین، معرفت دینی با نگاهی نو، تغییر باورهای معارفی مسلمان با نگاهی نو به گزاره‌های معرفتی دین، اجتهاد در تمامیت دین به همراه اجتهاد مشروع در حوزه‌ی احکام فقهی و نیز نوآوری‌های صحیح دینی در برابر بدعت‌های نامشروع آن با اینکه گذشتگان در برخی از این مباحث ورود پیدا کرده‌اند امّا نقطه‌ی قوت دیدگاه استاد مطهری در طرح مباحث نواندیشی دینی، محور قرار دادن معرفت و شناخت جدید از دین است. در رساله‌ی حاضر تلاش بر آن است تا بر اساس مبانی استاد مطهری ملاک‌های نوآوری و فهم نوآورانه از دین از نگاه ایشان با تکیه بر مباحث معرفت و شناخت تبیین و تحلیل گردد.
بررسی نظریه سنجش‌گرانه‌ اکتشافی شناخت و دلالت‌های آن در تبیین معرفت دینی
نویسنده:
رضا پوراسمعیل؛ استاد راهنما: حسن عبدی؛ استاد مشاور: حسن معلمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
نظریه «سنجش‌گرانه اکتشافی شناخت» یا «نقد عقل به عقل» توسط استاد علی عابدی شاهرودی در کتاب نقد قوه شناخت معرفی شده است. این نظریه بر این باور است که برخی آگاهی‌های پیشینی وجود دارند که پیش از حس و تجربه و استدلال هستند. این آگاهی‌ها که از آن به عنوان عقل عام یاد می‌شود، در تمامی موجودات دارای ادراک وجود داشته و اکتسابی نیستند. این نظریه ادعا می‌کند که عقل می‌تواند با بررسی خودش به طبیعت عقل عام دست یابد و این دانش همگانی و ضروری است. پژوهش حاضر در چهار فصل به معرفی و تحلیل نظریه، تطبیق با نظریات هم‌عرض و ایضاح دلالت‌های نظریه در معرفت دینی پرداخته است. با بررسی تحلیلی از منابع کتابخانه‌ای چنین نتیجه گرفته می‌شود که این نظریه بدیع و دارای ویژگی‌های انحصاری نسبت به نظریه‌های مشابه است. این نظریه با وجود دارا بودن اشتراکاتی با نظریات مطرح معرفت در فلسفه اسلامی و غرب همچون نظریه ادراکات فطری و نقادی عقل، نقدهایی را نسبت به آن‌ها مطرح می‌کند که نشان‌دهنده خصوصیت‌های ارزشمند در تبیین ساختار شناخت بشری است. البته نظریه با چالش‌هایی نیز مواجه است که مهم‌ترین آن‌ها را می‌توان در نحوه ارائه نظریه و ادبیات نظریه‌پردازی دانست. در معرفت دینی نیز این نظریه با روشن ساختن جایگاه عقل،‌ تاثیر شایانی در تبیین گزاره‌های دینی داشته است. بر اساس این نظریه می‌توان گفت که عقل خاص در شناخت دینی به دلیل امکانی بودن تلازمی با نفس‌الامر دین ندارد. اما این نکته به معنای نفی کلی عقل خاص در معرفت دینی نیست. عقل خاص در چارچوب اجتهاد می‌تواند شناخت حجیت‌داری از دین داشته باشد. بر اساس این نظریه می‌توان دلالت‌هایی را نسبت به خداباوری، ضرورت و ویژگی‌های نبی و امام، معاد باوری و برخی قوانین عملی استنباط کرد. با وجود پرداختن به دلالت‌های این نظریه در معرفت دینی، می‌توان پژوهش‌های گسترده‌تری را در دیگر لوازم این نظریه از جمله فلسفه‌های مضاف و علم دینی داشت.
«حجیت قطع» و پیامدهای کلامی آن در مسئله کثرت‌گرایی دینی
نویسنده:
محمود میرحسینی؛ استاد راهنما: حسین هوشنگی؛ استاد مشاور: مجید احسن
نوع منبع :
رساله تحصیلی
چکیده :
برخی مفاهیم مطرح در علم اصول‌فقه دارای لوازمی است که می‌تواند نتایج خاصی درباره کثرت‌گرایی دینی یا پلورالیسم داشته باشد. مفاهیمی چون حجّیتِ‌ قطع، تصویب و تخطئه، معذّریت و منجّزیت، جاهل قاصر و مقصر، حکم واقعی و حکم ظاهری، ذاتی بودن انکشاف برای قطع و یا عدم آن، نسبت احکام با مصالح و مفاسد واقعی، قبح عقاب بلابیان، حق الطاعه و... به نحوی دارای الزاماتی کلامی است که بسته به نوع تبیین، منجر به نتایجی در حوزه‌های مختلف کثرت‌گرایی‌دینی می‌شود. تقریر جناب شیخ انصاری در وجوب متابعت از قطع و حجیت ذاتی آن و خلف ید شارع از نفی این حجیت ذاتی، سبب شده تا پیامدهایی از علم اصول به علم کلام تسری کند. اهمیت این موضوع زمانی است که تاثیرات اصول فقه بواسطه تاثیر در علم فقه و افعال انسان‌ها(ملکفین)، دوچندان می‌شود. قطع از منظر اصولیان، باور جازم بوده و عنصر توجیه و صدق، در ثبوت حجت برای آن نقشی ندارد چراکه ذاتی آن است. این تقریر از حجیت ذاتی قطع، سبب می‌شود تا بن‌نگره عبد-مولا دست خوش تغییر شده و اگر فرد، قاطعانه عملی را انجام دهد، فارغ از مصیب یا مصیب نبودن، شخص نتنها در محضر شارع، دارای حجت و معذریت است بلکه بر شارع واجب است که او را جزا دهد چرا که حجت ذاتی قطع بوده و مکلف می‌بایست بر اساس آن عمل کند و این عمل لابشرط از صدق است و می‌تواند از هرطریقی حاصل شده باشد. این تقریر سبب بروز پیامدهای «این‌جهانی» و «آن‌جهانی» متعددی شده و ساختار مساله کثرت‌گرایی دینی را تغییر می‌دهد. کثرت‌گرایی را اللهیات تسامح نیز نامیده‌اند ولی پلورالیسم حاصل از حجیت قطع، لزوما سبب تسامح نخواهد شد بلکه به مراتب خشونت‌های دینی را افزایش خواهد داد.
زمان‌گرایی و فرازمان‌گرایی در فلسفه دین
نویسنده:
امیرپویا دانش؛ استاد راهنما: احمد عبادی؛ استاد مشاور: مهدی بیابانکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
چکیده :
پرسش از نسبت میان خدا و زمان یکی از بنیادی‌ترین و دیرپاترین مسائل در فلسفه دین و الهیات فلسفی به‌شمار می‌رود. تصور انسان از خداوند به‌عنوان موجودی متعالی، عالم مطلق و فاعل مختار، همواره در پیوندی نزدیک با درک او از زمان و سیر آن تعریف شده است. آیا خداوند خود در درون زمان قرار دارد و تجربه توالی وقایع را دارد؟ یا آنکه فراتر از زمان ایستاده و کل تاریخ را به‌نحو ایستا و یک‌باره درک می‌کند؟ این پرسش‌ها نه‌تنها از اهمیت نظری بالایی برخوردارند، بلکه در تبیین مفاهیمی چون علم پیشین الهی، پاسخ به دعا، وحی، مکاشفه، معجزه، تجلی صفات الهی و اراده آزاد انسان نیز نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. در این زمینه، دو دیدگاه عمده در متافیزیک دین، یعنی زمان‌گرایی (Temporalism) و فرازمان‌گرایی (Hypertemporalism)، پاسخ‌هایی متفاوت و گاه متعارض ارائه داده‌اند. زمان‌گرایی با تأکید بر حضور خداوند در بستر زمان، باور دارد که خداوند توالی رویدادها را تجربه می‌کند و نسبت به تحولات تاریخی واکنش نشان می‌دهد. این دیدگاه، تصویری دین‌گرایانه‌تر و شخص‌وارتر از خداوند ارائه می‌دهد که با متون دینی و نحوه رابطه شخصی با خدا سازگاری بیشتری دارد. در مقابل، فرازمان‌گرایی، که در برخی روایات آن توسط فیلسوفانی چون نلسون پایک (Pike, 1970, pp. 17-39) و جان لوکاس (Lucas, 1973, p. 298) مطرح شده، می‌کوشد از تصویری پیچیده‌تر و چندلایه از «زمان الهی» دفاع کند؛ تصویری که در آن، خدا نه صرفاً در زمان، بلکه در سطحی فراتر از زمان انسانی یا حتی فراتاریخی وجود دارد. این رویکرد می‌کوشد تعارضات کلاسیکی همچون جبر و اختیار، یا تقدم علیت الهی بر رخدادهای زمانی را حل‌وفصل کند. با وجود اهمیت گسترده این مباحث، در ادبیات معاصر فلسفه دین ـ به‌ویژه در زبان فارسی ـ هنوز پژوهشی جامع، تحلیلی و تطبیقی درباره زمان‌گرایی و فرازمان‌گرایی و پیامدهای آن‌ها ارائه نشده است. اغلب تحقیقات یا به تبیین‌های سنتی از خدای بیرون از زمان (atemporal) بسنده کرده‌اند، یا تنها به اشاراتی کوتاه به دیدگاه‌های نوین در متافیزیک زمان پرداخته‌اند. در این پژوهش، تلاش می‌شود تا با رویکردی علمی-فلسفی، و با در نظر گرفتن شاخه‌های مختلف علوم در حوزه فلسفه دین، فلسفه زمان، فیزیک و الهیات، شناختی ژرف از مفاهیم زمان‌گرایی و فرازمان‌گرایی در درک بشر و همچنین نزد خداوند و یک نگرش تطبیقی بین این دو به دست آید، به گونه‌ای که منجر به تدوین یک نظریه‌ی منطقی و علمی گردد. در این مسیر، به تحقیقات پژوهشگران حوزه‌های تخصصی مختلف استناد شده و بهره‌مندی از سنت‌های دینی، مد نظر قرار گرفته شده است. در این تحقیق، ابتدا به شکل روشمند، هر یک از مفاهیم به‌طور مجزا تعریف شده و صدق هر کدام بدون سوگیری و تعصبات فردی اثبات می‌گردد. در نهایت، نتیجه‌ی غایی در درک انسانی و منظر الهی تطبیق داده می‌شود. همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد، در این پژوهش برخی مفاهیم به دلیل ضعف در تحقیقات کامل، دچار نقصان‌هایی هستند که در تلاشیم پژوهشی شایسته و قابل تأمل در راستای تکمیل ساختار این مفاهیم، مطابق با دستاوردهای علمی بشر در قرن حاضر، صورت پذیرد. مفهوم زمان، در هم‌تنیده با رشته‌هایی مانند فلسفه زمان، فیزیک و متافیزیک است؛ بنابراین، نیازمند درکی صحیح و تفکیک‌شده از هر حوزه است و انطباق آن در دین و الهیات نیز نیازمند صرف وقت و مطالعات فراوان در هر حوزه می‌باشد.
بررسی و نقد پیامدهای تبیین باور دینی از منظر علوم شناختی دین با تأکید بر آراء پاسکال بویر و جاستین برت
نویسنده:
میثم فصیحی رامندی؛ استاد راهنما: منصور نصیری؛ استاد مشاور: سعید صباغی پور
نوع منبع :
رساله تحصیلی , نقد و بررسی کتاب
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این رساله به بررسی و نقد پیامدهای فلسفی تبیین باور دینی از منظر علوم شناختی دین (CSR) با تأکید ویژه بر آراء متضاد پاسکال بویر و جاستین برت می‌پردازد. مسئله اصلی پژوهش این است که یافته‌های این حوزه علمی نوپا، که منشأ باورهای دینی را در سازوکارهای شناختی تکامل‌یافته انسان جستجو می‌کند، چه تأثیری بر دو حوزه کلیدی «صدق هستی‌شناختی» و «توجیه معرفت‌شناختی» باور دینی دارد. این حوزه غالباً در دوگانه‌ی تقلیل‌گرایی علمی و انکار دفاعی گرفتار شده است و ضرورت این پژوهش در ارائه چارچوبی منسجم برای فراتر رفتن از این دوگانه و ایجاد یک گفتگوی سازنده میان علم و فلسفه نهفته است. این پژوهش با هدف ارائه یک تحلیل انتقادی عمیق، با اتخاذ یک روش تحلیلی-انتقادی و با ارائه یک چارچوب نظری نوین تحت عنوان «نظریه سه‌سطحی باور دینی»، به تحلیل و ارزیابی این پیامدها می‌پردازد. این نظریه، باورهای دینی را به سه لایه متمایز اما مرتبط تقسیم می‌کند: سطح اول باورهای شهودی (مانند باور به عاملیت فراطبیعی)، سطح دوم باورهای شهودی-الاهیاتی (مانند باور به خدای شخص‌وار و قادر و عالم مطلق)، و سطح سوم باورهای الاهیاتی پیچیده (مانند آموزه‌های کلامی نظام‌مند). یافته‌های پژوهش در حوزه هستی‌شناسی نشان می‌دهد که تبیین شناختی منشأ باور دینی، به خودی خود، دلالتی بر صدق یا کذب محتوای آن ندارد و استدلال‌های هر دو گروه موافق و مخالف خداباوری که از این یافته‌ها بهره می‌برند، از یک «پرش معرفتی» و خلط میان منشأ پیدایش باور و صدق محتوای آن رنج می‌برند و لذا فاقد اعتبار فلسفی لازم هستند. مهم‌ترین دستاورد این رساله، ارائه یک الگوی چندوجهی برای توجیه معرفت‌شناختی و معقولیت باور دینی است که بر اساس آن، هر سطح از باور نیازمند رویکردی متناسب با ماهیت خود است. بر این اساس، باورهای شهودی (سطح اول) با رویکردی برون‌گرایانه (مانند معرفت‌شناسی اصلاح‌شده و اعتمادگرایی) به بهترین شکل توجیه می‌شوند؛ باورهای شهودی-الاهیاتی (سطح دوم) نیازمند رویکردی ترکیبی یا دوپایه هستند که هم قابلیت اعتماد فرآیند شناختی و هم انسجام درونی و گواهی را در بر می‌گیرد؛ و در نهایت، باورهای الاهیاتی پیچیده (سطح سوم) با رویکردی درون‌گرایانه، مبتنی بر انسجام‌گرایی و استدلال‌محوری، ارزیابی می‌شوند. در نهایت، این پژوهش نتیجه می‌گیرد که ارزش اصلی علوم شناختی دین برای فلسفه و الهیات، نه در داوری نهایی درباره وجود خدا، بلکه در فراهم آوردن ابزاری قدرتمند برای فهم دقیق‌تر سازوکارهای شکل‌گیری، ماندگاری و انتقال باورهاست. این حوزه با آشکار ساختن پیچیدگی‌های پدیده دین، به ما کمک می‌کند تا از نگاهی یکپارچه به معقولیت دینی فراتر رفته و آن را به مثابه یک طیف چندلایه درک کنیم که از تعامل میان شهود طبیعی، تفسیر فرهنگی و عقل تأملی تنیده شده است.
فلسفه دین معلولیت نگر؛ الگوی اسلامی: بررسی آراء فلاسفه‌ی اسلامی با تأکید بر ابن سینا، ملاصدرا و و متکلمان اسلامی با تأکید بر فخر رازی و مطهری از چشم انداز مطالعات جدید معلولیت
نویسنده:
رقیه حق گویان؛ استاد راهنما: نعیمه پورمحمدی ماهونکی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در این پایان نامه سعی شده با روش ((تحلیل مضمون)) و نیز((مطالعه تطبیقی)) فلسفه و کلام اسلامی از منظر مطالعات معلولیت مورد بررسی قرار گیرد. اندکی پس از پیدایش رشته مطالعات معلولیت، دین نیز، به عنوان نهادی که مدعی در دست داشتن بهترین راه برای سعادت نهایی انسان و نیز به عنوان عاملی که خود را متولی فرهنگ سازی و تنظیم روابط بین انسان و خالق و نیز روابط بین انسان ها می‌داند، مورد توجه این رشته قرار گرفت. تلاش شد تا مشخص شود نهاد دین چه تاثیری بر هویت و زیست فرد دارای معلولیت و نیز تعامل وی با جامعه دارد، چگونه از منظر دین به هویت و جایگاه فرد دارای معلولیت در جامعه پرداخته شده است و کدام گزاره های دینی با حقوق فرد دارای معلولیت در تعارض است. هر چند در مسیحیت مطالعات قابل توجهی در این زمینه انجام شده است، اما در اسلام، و دست کم در رابطه با فلسفه اسلامی، تقریبا می‌توان گفت که هیچ پژوهش در خور توجهی صورت نگرفته است. در این پایان نامه، مشخص شد که گزاره های کلامی و فلسفی در موراد بسیاری با حقوق افراد دارای معلولیت در تعارض است و به نادیده گرفته شدن شأن انسانی وی میانجامد. و این به نوبه خود حق برابر فرد دارای معلولیت با سایر افراد در برقراری ارتباط با خدا را با دشواری مواجه میکند. وجود این تعارض ها گویای نیاز به عصری سازی گزاره های فلسفی و کلامی است. اصلاح، بازخوانی و رفع ابهام از این گزاره ها می‌تواند به بازنگری در دیدگاه دین نسبت به فرد دارای معلولیت به عنوان موجودی دارای شان انسانی و در نتیجه اصلاح دیدگاه جامعه و نیز همچنین بازتعریف وظایف دین و در نتیجه وظایف جامعه در قبال فرد دارای معلولیت بیانجامد.
علم دینی، مبانی، چالش‌ها و کارکردها از منظر آیت الله جوادی آملی، محمد نقیب العطاس و پلانتینگا
نویسنده:
علی قنواتی؛ استاد راهنما: عین الله خادمی؛ استاد راهنما: عبدالله صلواتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در سالهای اخیر نظریه‌ی «علم دینی» به یکی از محورهای بحث‌های علمی در محافل فکری شرق و غرب تبدیل شده است. اندیشمندان و صاحب‌نظران بسیاری در پی کشف ماهیت این نظریه و ارائه راهکارهای عملی برای تحقق آن بوده‌اند. در این میان، اندیشمندانی همچون آیت‌الله جوادی آملی، سید محمد نقیب العطاس و آلوین پلانتینگا با رویکردی کاربردی به این عرصه وارد شده و تلاش کرده‌اند تا نظریه‌های جامع‌تری در باب علم دینی ارائه دهند. با این حال، ماهیت نظریه‌های علمی همواره در گرو امکان ابطال‌پذیری آن‌هاست و نظریه‌های این سه اندیشمند نیز از این قاعده مستثنی نیست و در این عرصه نیاز به تحقیق مفصل‌تر و کامل‌تری احساس می‌شود. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به این نیاز و با بهره‌گیری از روش تحلیلی-توصیفی حول محور سوال اصلی آن «علم دینی، مبانی، چالش‌ها و کارکرد‌ها از منظر آیت الله جوادی آملی، محمد نقیب العطاس و پلانتینگا چگونه است؟» انجام شده است. یافته‌های تحقیق حاکی از این بوده است که مقوله علم دینی از منظر جوادی آملی، نقیب العطاس و آلوین پلانتینگا، دارای مفهوم مشخص، مبانی دینیِ روشن و تأثیرپذیری قابل توجه از ارزش‌‌ها و آموزه‌های دینی است. علاوه بر این، تحقق علم دینی در نظرگاه این سه اندیشمند، با چالش‌‌ها و مشکلات عدیده‌ای، ازجمله آلایش علوم رایج با مظاهر تمدن غربی، وجود تفکر قارونی دانشمندان، تقابل عقل و نقل و در حاشیه بودن دین مواجه است که قابل رفع‌ورجوع هستند. گذشته از این، مشخص گردید که در صورت تحقق علم دینی، نتایج و کارکردهای متعددی از قبیل وحدت دین، وحدت علم، تکامل انسان، تحول در تمدن‌سازی، جامعیت منابع معرفت و دستیابی به حیات طیبه بر آن مترتب است. گرچه پلانتینگا در این راستا تحقق معرفت‌شناسی اصلاح‌شده (باور دینی) را پیشنهاد کرده است تا بار دیگر دین از حاشیه به متن آمده و مومنان و شهر خدا غالب گردد.
بررسی تجربه معنوی در روان شناسی دین از نظر ویلیام جیمز و اندرو نیوبرگ
نویسنده:
شهربانو راستین؛ استاد راهنما: علی سنایی؛ استاد مشاور: عظیم حمزئیان
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
چکیده :
هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه معنوی در روان‌‌شناسی دین از نظر ویلیام جیمز و اندرو نیوبرگ است. روش تحقیق توصیفی-مقایسه‌‌ای می‌‌باشد و محقق با استناد به مقالات و کتب به بررسی متون در زمینه عنوان پژوهشی خویش پرداخته است. نتایج بررسی نشان داد که بر اساس نظر نیوبرگ، دین و مذهب با فیزیولوژی مغز مرتبط هستند و می‌‌توان تاثیر دین بر افراد را به واسطه اندازه‌‌گیری تغییرات مغزی و هورمونی مورد بررسی قرار داد. به همین دلیل، در مدل نیوبرگ، زمانی می‌‌توان به نتیجه قطعی از دین دست پیدا کرد که قابل آزمایش و بررسی باشد. نتایج این مطالعه نشان داده است که برخلاف ایده نیوبرگ، ویلیام جیمز معتقد است که دین و تجربه دینی قابل اندازه‌‌گیری نیست و تنها شخصی که آن را تجربه کرده قادر به توصیف برخی از تجارب خویش است. بر اساس این دیدگاه‌‌ها، این مطالعه کوشش کرده است تا تفاوت این دو رویکرد را به صورت دقیق‌‌تر و با جزییات بیشتری مورد بررسی قرار دهد و تمایزات و نقطه نظرات نیوبرگ و جیمز را برجسته‌‌تر سازد. به صورت کلی، نتایج به دست آمده نشان داد که جیمز و نیوبرگ بر اهمیت تجربه درونی و غیرعینی در شکل‌گیری باورهای دینی تأکید دارند. آن‌ها معتقدند که تجربه مستقیم و عمیق معنوی، نقش محوری در شکل‌گیری و تقویت ایمان افراد ایفا می‌کند. هر دو فیلسوف بر تنوع بسیار زیاد تجربیات مذهبی در سراسر جهان تأکید می‌کنند. آن‌ها معتقدند که یک تعریف واحد و جامع برای تجربه مذهبی وجود ندارد و این تجربیات می‌توانند بسیار متفاوت باشند. همچنین، معتقدند که تجربه معنوی تأثیر عمیقی بر زندگی افراد می‌گذارد و می‌تواند به آن‌ها معنا، هدف و آرامش بدهد. وجه اختلاف آنان نیز این است که رویکرد جیمز بیشتر فلسفی و روانشناختی است. او بر تحلیل و تفسیر تجربه‌های درونی و غیرعینی افراد تأکید دارد. اما رویکرد نیوبرگ بیشتر علمی و عصبی است. او از روش‌های علمی و تصویربرداری مغز برای مطالعه پایه‌های عصبی تجربه‌های مذهبی استفاده می‌کند. همچنین، تعریف جیمز از تجربه معنوی گسترده‌تر است و شامل طیف وسیعی از تجربیات می‌شود. اما تعریف نیوبرگ از تجربه معنوی بیشتر بر جنبه‌های عصبی و فیزیولوژیکی این تجربه تمرکز دارد. این موارد با تفصیل بیشتری در مطالعه حاضر مورد بررسی قرار گرفته است.
  • تعداد رکورد ها : 3201