جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 88
بررسی تطبیقی خاتمیت از دیدگاه روشنفکران دینی معاصر: اقبال لاهوری، شهید مطهری و دکتر سروش
نویسنده:
محبوبه سپهری نقندر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
یکی از ضروریات دین اسلام، مساله خاتمیت است، که براساس نص قرآن و روایات متواتر وجود مبارک پیامبر (ص) پایان دهنده سلسله پیامبران است. چنان‌که قرآن در این مورد می فرماید: « ما کان محمدا ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین»(احزاب:40) « محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست؛ ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است.» ظهور دین اسلام با اعلام جاودانگی و واپسین دین الهی بودن آن و پایان یافتن دفتر نبوت با آخرین فرستاده الهی همراه بوده است. در میان روشنفکران معاصر، افرادی مانند اقبال لاهوری، استاد مطهری و دکتر سروش با رهیافت های متفاوت به خاتمیت نگریسته اند و تفسیرها و تبیین های مختلفی درباره فلسفه ختم نبوت بیان نموده اند. نگارنده در این پژوهش سعی کرده ضمن ارائه کلیات در زمینه خاتمیت و لوازم آن، به تبیین و تطبیق دیدگاه‌های این روشنفکران، در مورد؛ سرشت وحی، فلسفه و راز ختم نبوت، ختم نبوت یا ختم دیانت، جایگاه دین خاتم در دوران عقل و علم بشری و جاودانگی و جامعیت دین خاتم بپردازد. اقبال، دیدگاه تجربه دینی در باب وحی را پذیرفته و دو دوران برای بشر قائل است؛ دوران کودکی و دوران بزرگسالی. وحی را از سنخ غریزهدانسته و آن را متعلق به دوران کودکی بشر قلمدادمی‌کند. در دوره بزرگسالی با تولد عقل استقرایی، عرصه بر غریزه تنگ شده و خود به جای آن نشسته است. دو رویکرد در باب تبیین فلسفه اقبال وجود دارد: رویکرد اول؛ هم گفتار و هم اعتقاد وی این است که ختم نبوت منجر به ختم دیانت می‌شود. رویکرد دوم؛ این است که با ختم نبوت بشر به آمدن پیامبر جدید نیاز ندارد، ولی به دین نیازمند است. وی دین و عقل را متتم و مکمل یکدیگر می‌داند. و معتقد است که عقل حقیقت را به تدریج در می‌یابد ولی دین به یکباره. و دین خاتم را جاودانه می‌داند و آن را به وسیله اصل حرکت در اسلام تبیین می‌کند و دین را جامع می-داند. استاد مطهری دیدگاه گزاره‌ای را در باب سرشت وحی می‌پذیرد، وی فلسفه خاتمیت را تحریف و تبدیل‌هایی می‌داند که در تعالیم و کتب مقدس پیامبران رخ داده است ولی بشر عصر خاتمیت به بلوغ و رشد فکری رسیده و می‌تواند مواریث علمی خود رااز تحریف حفظ کند، نیز علم ودین را متمم و مکمل یکدیگر می‌داندو ختم نبوت رابه این معنی می‌داندکه نیاز به وحی جدید و تجدید نبوتها رفع شده است ولی نیاز به دین وتعلیمات الهی برای همیشه باقی است. و می‌گوید: با پیشرفت علم و تمدن نیاز به دین رفع نمی‌شود. و معتقد است دین خاتم جاودانه است . علت آنهماهنگی با فطرت است و دین را جامع می‌داند و دیدگاه اعتدالی را می‌پذیرد. دکتر سروش دیدگاه تجربه دینی را در باب سرشت وحی می‌پذیرد. رهیافت‌های متعدد در باب فلسفه خاتمیت بیان می‌کند:الف- وحی هنوز برای مردم تر و تازه است و گویا بر مردم وحی می‌بارد.ب- دوران وحی سپری شده و مردم بی نیاز از آن هستند و باید به عقل جمعی رجوع کرد. ج- با بسط تجربه نبوی دیگر نیازی به تجدید نبوت نیست. بنا بر نظر وی، چراغ وحی خاموش شده و این عقل است که جای وحی را پر کرده است و منجر به ختم دیانت است نه ختم نبوتو می‌گوید؛در دوره خاتمیت برای بهبود دنیا باید انسانها به عقل جمعی رجوع کنند. وی معتقد است که بخشی از آیات متناسب با عصر رسالت و نیازهای مردم آن روز است لازمه این نگرش انکار جاودانگی دین خاتم است. وی جامعیت دین را به معنی حداقلی قبول دارد.پس از بررسی رهیافتهای این روشنفکران، اثبات شده است که بشر در تمام دوران به دین نیاز دارد. و این گونه نیست که دینمخصوص دوران غریزه باشد. و همچنین اثبات گردیده است که دین پیامبر خاتم جهانی،جامع و جاودانه است و بعد از پیامبر اسلام پیامبری نخواهد آمد.کلید واژه ها: اسلام،روشنفکر دینی،تجربه دینی، وحی، خاتمیت،
نقد نظریه انحصار معجزه پیامبر (ص) در قرآن با رویکرد به تفاسیر معاصر
نویسنده:
محمدعلی ایازی، محسن قمرزاده
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
خراسان رضوی: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم شعبه خراسان رضوی مرکز پژوهشهای علوم اسلامی و انسانی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
درباره پیامبر اسلام نظریه ای است که می گوید آن حضرت معجزه ای به جز قرآن نداشته است. نگارنده در این گفتار این نظریه را نقد و بررسی کرده و ناصحیح بودن آن را نتیجه می گیرد. در این گفتار ابتدا پیشینه طرح این نظریه در میان دو گروه دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان تحلیل شده است و آن گاه ادله قائلین به این نظریه در قالب سه گروه آیات قرآن ناظر به اقتراحات کافران، رد روایات معجزات پیامبر و شیوه دعوت پیامبر مورد بحث و نقد قرار می گیرد. در این مقاله نظرات برخی دانشمندان مانند قاضی عبدالجبار معتزلی، رشید رضا، سید محمد حسین فضل الله، محمد جواد مغنیه و برخی نویسندگان معاصر مانند علی دشتی، فندر آلمانی، ژورژ دوروی فرانسوی و گروهی دیگر بررسی می شود.
صفحات :
از صفحه 76 تا 99
بررسی تطبیقی خاتمیت از دیدگاه روشنفکران دینی معاصر اقبال لاهوری، شهید مطهری، دکتر سروش
نویسنده:
محبوبه سپهری نقندر
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
دانشگاه اصفهان,
چکیده :
چکیده یکی از ضروریات دین اسلام، مساله خاتمیت است، که براساس نص قرآن و روایات متواتر وجود مبارک پیامبر (ص) پایان دهنده سلسله پیامبران است. چنان¬که قرآن در این مورد می فرماید: « ما کان محمدا ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین»(احزاب:40) « محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست؛ ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است.» ظهور دین اسلام با اعلام جاودانگی و واپسین دین الهی بودن آن و پایان یافتن دفتر نبوت با آخرین فرستاده الهی همراه بوده است. در میان روشنفکران معاصر، افرادی مانند اقبال لاهوری، استاد مطهری و دکتر سروش با رهیافت های متفاوت به خاتمیت نگریسته اند و تفسیرها و تبیین های مختلفی درباره فلسفه ختم نبوت بیان نموده اند. نگارنده در این پژوهش سعی کرده ضمن ارائه کلیات در زمینه خاتمیت و لوازم آن، به تبیین و تطبیق دیدگاه¬های این روشنفکران، در مورد؛ سرشت وحی، فلسفه و راز ختم نبوت، ختم نبوت یا ختم دیانت، جایگاه دین خاتم در دوران عقل و علم بشری و جاودانگی و جامعیت دین خاتم بپردازد. اقبال، دیدگاه تجربه دینی در باب وحی را پذیرفته و دو دوران برای بشر قائل است؛ دوران کودکی و دوران بزرگسالی. وحی را از سنخ غریزه دانسته و آن را متعلق به دوران کودکی بشر قلمداد می¬کند. در دوره بزرگسالی با تولد عقل استقرایی، عرصه بر غریزه تنگ شده و خود به جای آن نشسته است. دو رویکرد در باب تبیین فلسفه اقبال وجود دارد: رویکرد اول؛ هم گفتار و هم اعتقاد وی این است که ختم نبوت منجر به ختم دیانت می¬شود. رویکرد دوم؛ این است که با ختم نبوت بشر به آمدن پیامبر جدید نیاز ندارد، ولی به دین نیازمند است. وی دین و عقل را متتم و مکمل یکدیگر می¬داند. و معتقد است که عقل حقیقت را به تدریج در می¬یابد ولی دین به یکباره. و دین خاتم را جاودانه می¬داند و آن را به وسیله اصل حرکت در اسلام تبیین می¬کند و دین را جامع می¬داند. استاد مطهری دیدگاه گزاره¬ای را در باب سرشت وحی می¬پذیرد، وی فلسفه خاتمیت را تحریف و تبدیل¬هایی می¬داند که در تعالیم و کتب مقدس پیامبران رخ داده است ولی بشر عصر خاتمیت به بلوغ و رشد فکری رسیده و می¬تواند مواریث علمی خود رااز تحریف حفظ کند، نیز علم ودین را متمم و مکمل یکدیگر می¬داند و ختم نبوت را به این معنی می¬داندکه نیاز به وحی جدید و تجدید نبوتها رفع شده است ولی نیاز به دین وتعلیمات الهی برای همیشه باقی است. و می¬گوید: با پیشرفت علم و تمدن نیاز به دین رفع نمی¬شود. و معتقد است دین خاتم جاودانه است . علت آن هماهنگی با فطرت است و دین را جامع می¬داند و دیدگاه اعتدالی را می¬پذیرد. دکتر سروش دیدگاه تجربه دینی را در باب سرشت وحی می¬پذیرد. رهیافت¬های متعدد در باب فلسفه خاتمیت بیان می¬کند:الف- وحی هنوز برای مردم تر و تازه است و گویا بر مردم وحی می¬بارد.ب- دوران وحی سپری شده و مردم بی نیاز از آن هستند و باید به عقل جمعی رجوع کرد. ج- با بسط تجربه نبوی دیگر نیازی به تجدید نبوت نیست. بنا بر نظر وی، چراغ وحی خاموش شده و این عقل است که جای وحی را پر کرده است و منجر به ختم دیانت است نه ختم نبوت و می¬گوید؛ در دوره خاتمیت برای بهبود دنیا باید انسانها به عقل جمعی رجوع کنند. وی معتقد است که بخشی از آیات متناسب با عصر رسالت و نیازهای مردم آن روز است لازمه این نگرش انکار جاودانگی دین خاتم است. وی جامعیت دین را به معنی حداقلی قبول دارد. پس از بررسی رهیافتهای این روشنفکران، اثبات شده است که بشر در تمام دوران به دین نیاز دارد. و این گونه نیست که دین مخصوص دوران غریزه باشد. و همچنین اثبات گردیده است که دین پیامبر خاتم جهانی،جامع و جاودانه است و بعد از پیامبر اسلام پیامبری نخواهد آمد. کلید واژه ها: اسلام،روشنفکر دینی،تجربه دینی، وحی، خاتمیت،
وحى و تجربه دینى از دیدگاه استاد مطهرى
نویسنده:
ابوالحسن حسنى
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‌سره,
چکیده :
مسئله «وحى» از مباحث مهم كلامى است كه هرچند در آثار متكلمان، فلاسفه و عرفا به آن اشاراتى شده است، اما اين بحث به طور مستقل و صريح در آثار پيشينيان مطرح نبوده، بلكه طرح و شكوفايى آن را در دوره معاصر و بيشتر توسط روشن فكران دينى شاهد هستيم. در اين ميان، بيش از همه، استاد مطهرى درباره اين موضوع بحث و بررسى كرده است. آنچه در اين نوشتار مى آيد، تحليلى است از ديدگاه هاى استاد مطهرى در باب «وحى». همچنين در اين مقاله، با استفاده از انديشه هاى ايشان، نظريات برخى از نوانديشان دينى معاصر در زمينه وحى، نقد و بررسى خواهد شد.
قرائت های نوین وحی در اندیشه آیت الله جوادی آملی
نویسنده:
مصطفی سلطانی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه فرهنگی تحقیقاتی إسراء,
چکیده :
وحی و مباحث مربوط به آن، همگام با نزولش کانون تحلیل متفکران قرار گرفته است، در فهم ماهیت وحی دو نوع تحلیل ارائه شده است. الف) تحلیلی الهی، ب) تحلیلی بشری. کسانی که تحلیل بشری از وحی ارائه می دهند آن را به دو بیان، سنتی و نوین، در دو دوره، عصر نزول و دوران معاصر مطرح کرده اند. پژوهش پیش رو ناظر به تفسیر تحلیل گران نوین وحی بوده به دنبال ارائه پاسخی به این پرسش است که دیدگاه استاد نسبت به قرائت های نوین وحی در اندیشه نومعتزلیان (تجربه نبوی) چیست؟ استاد جوادی آملی از منظر عقل و نقل به سؤال فوق پاسخ داده اند. ایشان معتقدند قرآن خود تنها مرجع صالح برای پاسخ گویی به این پرسش است. در اندیشه استاد، معرفت وحیانی و شعور پیامبری «حقیقتی فوق بشری» و «فراروانشناختی» دارد. پیامبر (ص) بوسیله «ارتباط خاص» خود با خداوند این معرفت را دریافت می کند. خداوند نیز کلام وحیانی خود را با واسطه یا بدون واسطه به پیامبر (ص) نازل می کند.
صفحات :
از صفحه 5 تا 28
مباني نظري غرب از ديدگاه استاد شهيد مطهري و علامه اقبال لاهوري
نویسنده:
‫احسان‌علي
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی
وضعیت نشر :
‫قم : ‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، جامعة المصطفی العالمیة,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
‫اومانيسم، عقلگرايي، علمگرايي، ماديگرايي، سکولاريسم و ليبراليسم، به عنوان عموميترين مباني نظري غرب مطرح هستند. اين پژوهش در چهار فصل به ديدگاه شهيد مطهري و علامه اقبال لاهوري درباره اين مباني پرداخته است. هر دو متفکر با پذيرش تأثير پذيري تمدن جديد غرب از تمدن اسلامي در بسياري از زمينههاي علمي، در عرصههاي مختلف هستي شناسي، معرفت شناسي، انسان شناسي، دين شناسي و... بر مباني غرب خدشه وارد کرده و ريشه بسياري از عقايد جديد غربي را فرهنگ مسيحي و شرايط اجتماعي حاکم بر آن قرار داده و حساب اسلام، از مسيحيت و غرب را کاملاً جدا ميدانند. از اين رو، انکار عالم غيب، انحصار هستي در محسوس و ماده، اثبات موجوديت زميني انسان در برابر خدا محوري، تأکيد بيش از حد به عقل تجربه مدار و علوم حسي، عدم دخالت دين در امور اجتماعي و سياسي، فردگرايي، پافشاري بر حقوق در برابر تکليف و... را به بوته نقد کشيدهاند. تأکيد هر دو بر اين است که جهان بيني اسلامي نه تنها همه ابعاد وجودي انسان، فرد، اجتماع و زندگي مادي و معنوي را در بر ميگيرد؛ بلکه از افراط و تفريطي که غرب در پيش گرفته، پرهيز کرده و مباني و انديشههاي واقعي تکامل و اصلاح بشريت را ارائه ميدهد. البته ميان ديدگاههاي اين دو، تفاوتهايي هم هست که بيشتر به نظام معرفتي و روش انديشيدن اين دو بازميگردد. اقبال نسبت به افکار غربي، از خود پذيرش نشان ميدهد و به عقل استقرائي و علوم و روش تجربي، اهميت زيادي ميدهد و با عقلگرايي محض فلسفي مخالفت کرده و آن را با روح قرآن کاملاً ناسازگار ميداند. ولي تأکيد اصلي شهيد مطهري بر اصالت و غناي فرهنگ اسلامي و به ويژه پويايي اسلام واقعي و معارف شيعي اهل بيت? است. ايشان روش تجربي را در امور دين شناسي کافي ندانسته و نقش بسيار مهم عقلگرايي فلسفي و روشهاي عقلي را يادآور ميشود. نتيجه اينکه، هر دو به خاطر اهداف و آرمانها، با غرب و مباني آن، فعالانه و منتقدانه مواجه شدند و تأکيد اصلي هر دو، بر شناخت اسلام و مباني و اصول آن است.
بررسي تطبيقي مسأله خاتميت در ديدگاه استاد مرتضي مطهري و اقبال لاهوري
نویسنده:
‫لياقت‌علي کشميري
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
‫قم : ‫مرکز اطلاعات و مدارک اسلامي، معاونت پژوهشي، دفتر تبليغات اسلامي,
کلیدواژه‌های اصلی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
‫مسأله خاتميت، از مسايلي است که به نص قرآن کريم از ضروريات دين اسلام است. تفسير و تبيين‌هاي مختلفي درباره فلسفه ختم نبوت ارايه شده، که در اين زمينه، پژوهش حاضر به بررسي و تبيين ديدگاه استاد مطهري و اقبال لاهوري پرداخته است. از نظر شهيد مطهري، پيامبر خاتم کسي است که همه مراتب را طي کرده و بعد از او پيغمبر ديگري نخواهد آمد، زيرا آن‌چه لازم بود تا از طريق وحي به بشر برسد، نازل گرديده، و نيازي نيست که پيغمبر ديگري مبعوث شود. استاد مطهري، با استناد به وجود رابطه معکوس ميان هدايت غريزي و هدايت عقلي، آن را دليلي بر عدم بلوغ عقلي و علمي بشر در دوره قبل از خاتميت مي‌داند، و معتقد است که بشر در دوره خاتميت، به مرحله‌اي از بلوغ عقلي و عملي دست يافته که مي‌تواند کليات وحي را حفظ نمايد. ولي از نظر اقبال لاهوري، عقل استقرائي و علم، جايگزين وحي است، و وحي مرتبط و متناسب با مقوله غريزه مي‌باشد. از سوي ديگر، درباره لزوم اصل اجتهاد، استاد مطهري به سنت و احاديث متعددي استناد نموده و آن را اثبات مي‌کند، اما اقبال، اصل اجتهاد در سنت را تنها ازحديثي از معاذ بن حبل استنباط مي‌کند. شهيد مطهري با استناد به آيات قرآن و سخنان اميرالمؤمنين در نهج‌البلاغه، صفات و ويژگي‌هاي برجسته و مثبتي را براي علماي دين بيان نموده، و آنان را منسوب به يک طبقه و نژاد نمي‌داند. او منابع اجتهاد دين خاتم را کتاب، سنت، اجماع و عقل مي‌داند؛ درحالي که اقبال لاهوري معتقد به روش تجربي مشترکي براي عموم بشر بوده، و علما را منسوب به نژاد يا طبقه خاص دانسته است. او بزرگ‌ترين منبع اسلامي را قرآن مي‌داند، و از عقل و قياس طبق عقايد اهل سنت استفاده مي‌کند. استاد مطهري يکي از علل جاودانگي دين خاتم را مسأله ولايت مي‌داند، که از پيامبر به امام معصوم منتقل مي‌شود؛ ولي اقبال با وجود آن‌که به اهل بيت پيامبر( عشق مي‌ورزد، به ولايت اثباتي عام اعتقادي ندارد.
نقد نظریه برهان ناپذیری وجود خدا
نویسنده:
محمدحسن قدردان قراملکی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
برخی از متکلمان اشاعره و عرفان و روشنفکران معاصر تحت تأثیر علوم طبیعی و تجربی مدعی اند که براهین فلسفی یا اصلا ناممکن یا فاقد کارکرد مثبت است. این مقاله به نقد این رهیافت می‌پردازد. ابتدا امکان شناخت خداوند و مکاتب گوناگون در آن را بررسی می‌کند؛ آن گاه بعد از اشاره به آرای منکران براهین فلسفی، ادله آنان را به نقد می‌کشد که مهم‌ترین آن عبارت از امتناع اقامه برهان برای خداوند به دلیل ماهیت و علت نداشتن است. واپسین دلیل مخالفان، تمسک به دلیل نقلی است که ارزیابی خواهد شد. فرضیه نویسنده در این مقاله، تعمیم برهان به برهان انی و شبه لمی مفید یقین است که اقامه آن برای اثبات خداوند امکان دارد.
صفحات :
از صفحه 181 تا 201
تحليل و بررسى آراء تربيتى علامه اقبال لاهوری با تأكيد بر اهداف و روش ها
نویسنده:
اكبر رهنما، محسن فرمهينى فراهانى، عبدالكريم مشكوتى تروجنى
نوع منبع :
مقاله , کتابخانه عمومی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمينی قدس‌سره,
چکیده :
علامه محمداقبال لاهورى به عنوان يكى از چهره هاى درخشان تاريخ مشرق زمين و دنياى اسلام، كوشيد تا انديشه هاى اصلاح گرايانه، آگاه كننده و هدايتگر خويش را بر اساس آموزه هاى دين مبين اسلام بنا نهد. در آثار وى، به موضوعات گوناگونى از جمله «تعليم و تربيت» برمى خوريم. ويژگى اصلى آراء تربيتى اقبال اين است كه علاوه بر اسلامى بودن، بر مفهوم فلسفى خاصى به نام «خودى»، به معناى انسان كامل بنا شده و در خصوص چگونگى تكامل ارزشى و اخلاقى «خودى» به تفصيل بحث كرده است. بر اين اساس، هر كسى بايد ابتدا به خود توجه داشته باشد، ارزش وجودى خود را بشناسد و سپس به امور ديگر بپردازد. اين خودى مى تواند محك اعمال نيك و بد انسان باشد. اين تحقيق نظرى است و سعى دارد با روش توصيفى ـ تحليلى، مهم ترين اهداف و روش هاى تربيتى مدنظر علامه اقبال لاهورى را بررسى كند.
صفحات :
از صفحه 71 تا 86
امامت و ولایت از دیدگاه شهید مطهری و اقبال لاهوری
نویسنده:
محمدمهدی گرجیان، گل حسین شاه نقوی
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: مجتمع آموزش عالی امام خمینی (ره),
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
از نظر شهید مطهری، امام همه شئونات پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جز دریافت وحی را داراست. ایشان اوصافی چون عصمت، علم، افضلیت، شجاعت، عدالت، اخلاق و... را برای امام بر می شمارند. شهید مطهری به انتصابی بودن امامت از ناحیه خداوند قائل است. ایشان ولایت را به ولایت مثبت و منفی تقسیم کرده، هر کدام را دارای اقسامی می داند. ولایت مثبت را به محبت، امامت، زعامت و تصرف و تکوین تقسیم کرده، امام معصوم علیه السلام را دارای هر چهار قسم ولایت می دانند و ولایت منفی را نیز ولایت شیطان و شیطانی قلمداد می کنند. علامه اقبال لاهوری نیز به عنوان یکی از متفکران بزرگ اهل سنت، ضرورت امام را بیان کرده، از دلیل عقلی در اثبات آن کمک می گیرد. مهم ترین شئون امامت از دیدگاه ایشان، رهبری جامعه، اتحاد ملت های مسلمان و جلوگیری از هرج و مرج در جامعه است. علامه اقبال، شجاعت، عدالت و راستگویی را از مهمرترین اوصاف امام می داند و به انتخابی بودن امام قائل است. ایشان ولایتی را که برای اهل بیت علیهم السلام مطرح می کند، برخلاف شهید مطهری فقط ولایت در محبت است و به بقیه اقسام ولایت قائل نیست.
صفحات :
از صفحه 79 تا 98
  • تعداد رکورد ها : 88