جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
جستجو در برای عبارت
مرتب سازی بر اساس و به صورت وتعداد نمایش فرارداده در صفحه باشد جستجو
  • تعداد رکورد ها : 5214
دیدگاه ملاصدرا در مورد حکمت عملی با تاکید بر اخلاق
نویسنده:
بتول صنعتی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده ندارد.
بررسی مبانی نفس شناختی و معرفت شناسی ملاصدرا و مقایسه ی آن با اندیشه های بارکلی
نویسنده:
ناصر مومنی محمد آبادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , کتابخانه عمومی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
پایگاه اطلاع رسانی حوزه: ,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
چکیده این رساله در بر گیرندة پنج فصل است که بر خی از آن ها چند بخش را شامل می شود.فصل اول،«مبانی نفس شناختی»صدرالمتالهین رادرپنج بخش به هم پیوسته مورد کاوش وتحلیل قرارمی دهد.دراین فصل،نشان داده می شودکه با محوریت حرکت در جوهر نفس، بسیاری ازاندیشه های نوین صدرا درزمینة علم النفس به دست می آید وبرخی از معضلات فکری ورخنه های معرفتی رفع می شوند.نتیجة کلی ای که ازاین فصل حاصل شده است،آن که فلسفة صدرایی دراین حوزه،باوجود برخی از انتقادها، مبنایی، سیستماتیک، ودارای پارادایم است وهرگز نمی توان انگارة التقاط رادرموردآن روا دانست. ازجمله مهمترین نتایج این مبانی، تحلیل ابتکاری ازحقیقت نفس ونفسانیت آن وبه تبع آن،بهترین تبیین ازمشکل بزرگ رابطة نفس وبدن به عنوان دو موجود کاملاً متفاوت وایجادهماهنگی بین اندیشه های افلاطون وارسطو وفیلسوفان مسلمان است.ازدیگرنتایج این مبانی، مسائل مربوط به حیات پس از مرگ، مانند: چگونگی مرگ طبیعی،بهترین استدلال برابطال تناسخ ارواح،بهترین تبیین ازمعادروحانی وجسمانی است، که به تفصیل موردبحث قرار گرفته اند. پیامدهای معرفت شناختی این مبانی عبارتند از: اتحاد مدر????ک ومدر?ک،اتحاد نفس باعقل فعّال وعقل های مجرد ومفارق وتنزّل وتعالی نفس به هنگام ادراک،صدوری بودن ادراک ووجود مجردبودن آن و... همچنان که درضمن بحث های فصل اول وسوم، این مسائل باتکیه برمبا نی پیش گفته اثبات شده اند،پاره ای ازآنها، بخصوص درفصل دوم بامحوریت نظریة مشابهت نفس با خداوند،آفتابی گردیده اند. یکی ازمسائلی که به نظر می رسد لازم است مورد بررسی وکنکاش قرار گیرد،نگاه به معرفت شناسی ملاصدرا بارویکردجدید ونقادی آن است که یک فصل به این امر اختصاص یافته است ونظرات متفاوت واحیاناً ناسازگار صدرا در دو حیطة ادراک های جزئی وکلی،تحلیل گردیده ودرنهایت مورد ارزیابی قرارگرفته است. ازبحث های بی سابقه دراین نوشتار، مقایسة نفس شناسی ومعرفت شنا سی ملاصدرا با اندیشه های بارکلی،فیلسوف ایده آلیست واز پیشگامان پدیدارشنا سی است.به همین مناسبت دریک فصل،نظریه های اودررابطه بانفس وادراک،از قبیل:جوهربودن،فعالیت وتجردوبساطت نفس وجاودانگی آن،رد نظریة بازنمایی ادراک وعدم تمایزبین کیفیت های اولیه وثانویه،انکارمفهوم عقلی انتزاعی و...موردکنکاش قرار گرفته ودرفصل پایانی با اندیشه های صدرالمتالهین،مقایسه شده اند
تحلیل متناقض نمایِ «ثبوت عقول مجرده درصقع ربوبی در عین اثبات ماهیت برای عقول»، از منظر صدرالمتالهین
نویسنده:
محمد حسین وفائیان، قاسمعلی کوچنانی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: موسسه فرهنگی تحقیقاتی إسراء,
چکیده :
بنابر قاعده ترکب هر ممکنی از وجود و ماهیت، ماهیت به معنای منطقی خود یا همان حد الشیء، برای تمامی ماسوی الله که ممکن هستند ثابت است. همچنین برهان های اثبات توحید واجب الوجود نیز، غیر از واجب الوجود واحد را متصف به امکان ذاتی می نمایند. با این حال و طبق تصریحات صدرالمتالهین، جایگاه عقول مجرده در صقع ربوبی بوده که طبق اذعان ایشان، مقام «أمر» و خلوّ از امکانات ماهوی است. مساله اصلی این پژوهش، تبیین دقیق این تناقض ظاهری بوده که بر اساس شیوه تحلیلی – توصیفی و در ضمن اشاره به کلماتی از صدرالمتالهین در اثبات و نفی ماهیت از مفارقات نوریه صورت می پذیرد. پس از تبیین تناقض ظاهری، سعی بر بیان رهیافتی برای جمع بین اثبات و نفی ماهیت از عقول مجرده می شود که همانا پیشنهاد معنایی متفاوت از ماهیت منطقی بوده که أعم از آن نیز می باشد. معنا مذکور «مطلق تعین وجودی» است که با استفاده از آن، مواضع اثبات و نفی ماهیت از عقول توجیه و تبیین می گردد.
صفحات :
از صفحه 101 تا 118
تبیین فلسفی وحی و نبوت در حکمت متعالیه ملاصدرا در مقایسه با توماس آکوئینی
نویسنده:
علیرضا فاضلی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
رساله‌یِ حاضر به تبیین فلسفی وحی و نبوت –نه رابطه‌یِ عقل و وحی-در نظام حکمت متعالیهو مقایسه‌یِ آن با آراء توماس آکوئینی در باب نبوت می‌پردازد، غرض اصلی بیان چگونگی پیدایش علمی الهی به طریقی غیر متعارف در شخص نبی است. نخست به مبادی تصوری بحث در دو سنت اسلامی و مسیحی پرداخته می‌شود تا زمینه‌ای مشترک برای تطبیق از منظری فلسفی یافته شود. پس از آن به تعالیم دینی که به نوعی راهگشای چگونگی توصیف علم نبوی است، اعتنا می‌شود. برخی زمینه‌یِ بحث نبوت را نظر یونانیان در باب پیشگویی در رویا دانسته‌اند؛ به این سبب رویا بینی نزد پیش سقراطیان، افلاطون و ارسطو بررسی شده است تا مشخص شود فیلسوفان اسلامی در این بحث راه ایشان را نپیموده اند. پس از آن فیلسوفانی که پیش قدم بحث نبوت بوده‌اند، مثل فارابی، ابن‌سینا و سهروردی مدّنظر قرار گرفته‌اند، تا سیر بحث و تطور آن آشکار شود. در فصلی جداگانه به مبانی روش شناختی، وجود شناختی و معرفت شناختی مرتبط به بحث نبوت، نزد آکوئینی و صدرالمتألهین پرداخته می‌شود. در قسمت اصلی بحث به آراء هر دو فیلسوف در خصوص نبوت پرداخته می‌شود و عناصر و مفاهیم آن بررسی می‌شود. ابتدا به هستی نبوت که اثبات آن است و براهین ضرورت نبوت در آکوئینی و ملاصدرا پرداخته می‌شود. پس از آن چیستی نبوت بررسی می‌گردد سخن توماس در این باب بیشتر سلبی است. و چیستی نبوت نزد ملاصدرا به مبحث کلام الهی پیوند دارد. مسأله‌یِ ویژه‌ای که در چیستی نبوت مورد اهتمام قرار گرفته است، دیگرگونی معرفت نبوی و غیر هم سنخی آن با سایر انحاء معرفت بشری است. سپس به نحوه‌یِ اتصال نبی به منبع وحی و نحوه‌یِ تلقی حسی، خیالی و عقلی معارف وحیانی پرداخته می‌شود. توماس در امتداد تمایز بین آموزه قدسی و ادراک تکوینی عقل طبیعی، نبوت الهی و نبوت طبیعی را از هم جدا می کند. این تمایز به طور ویژه بررسی می‌شود تا معلوم گردد که اطلاق تبیین طبیعی نبوت، بر نظرات فیلسوفان مسلمان روا نیست.در قسمت اصلی، بحثبه شکل موضوعیو اغلب مزجی پیش برده شده است تا همه جا امکان مقایسه فراهم باشد. در انتهای سخن به وحی در ساحت زبان پرداخته می‌شود مسأله‌ای که امروز مورد چالش بسیار است و سعی می‌شود با توجه به امکانات حکمت متعالیه وحی بودن الفاظ قرآنی اثبات گردد.
نقد و بررسی دلایل مشائیان بر ابطال تناسخ
نویسنده:
محمد تقی یوسفی
نوع منبع :
مقاله , نقد دیدگاه و آثار(دفاعیه، ردیه و پاسخ به شبهات)
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
قم: دانشگاه باقرالعلوم(ع),
چکیده :
تناسخ آموزه‌ای است که از دیرباز، فکر اندیشمندان را به خود معطوف داشته است؛ بحثی که هم در فلسفه نفس، بازتاب‌های درخور توجهی دارد و هم در دیگر مباحث فلسفی؛ علاوه بر اینکه نمی‌توان از بازتاب‌های کلامی آن نیز غافل شد. از اینرو اندیشمندان مسلمان به فراخور توان فکری خویش به بررسی آن پرداخته و عمدتا به امتناع عقلی آن گرایش نشان داده‌اند. فیلسوفان مشائی نیز بر امتناع عقلی تناسخ تأکید کرده‌اند و گاه تقریرهای جدیدی از دلایل گذشتگان ارائه نموده و گاه به دلایل جدیدی دست یافته‌اند. در این مقاله، تلاش شده تا دیدگاه مشائیان درباره تناسخ ارائه شود. ابتدا نگاهی به تاریخچه آموزه تناسخ، گرایش‌های گوناگون در این‌باره، اصطلاحات تناسخ و انواع آن می‌شود و در نهایت مبانی انکار تناسخ طرح می‌گردد. بررسی دلایل ایشان، تعیین مقدار دلالت آنها و نقد و بررسی هر یک از آنها محور بحث‌های‌ بعدی است.
صفحات :
از صفحه 175 تا 202
وجوه اشتراک و شباهت در دیدگاه های معرفت شناختی ملاصدرا و هوسرل
نویسنده:
علی حقی، محمدامین مداین شیشوان
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
فلسفه به عنوان دانشی که متکفّل مسائل زیر بنایی است؛ نیازمند اتصاف به صفت تیقّن و یقینی بودن است. در غیر این صورت به عنوان دانش پایه ای نمی تواند مسائل زیر بنایی سایر علوم را در قلمرو خود مورد بحث قرار داده و به وضوح تبیین کند.هوسرل و ملاصدرا دو فیلسوفی هستند که با وجود تفاوت در نظام فکری شان به مسئله تیقن و ماهیت یقین پرداخته اند. هوسرل با طرح فروکاهش ها «reduce» و اپوخه «epoche» و ملاصدرا با طرح مسئله « اتحاد عقل و عاقل و معقول» راه رسیدن به یقین و کیفیت یقین را شرح داده اند. ما در این نوشتار به وجه اشتراک میان دو فیلسوف از این جنبه معرفت شناسی خواهیم پرداخت.ملاصدرا با طرح نظریه اتحاد عقل ، عاقل و معقول و نیز پر اهمیت جلوه دادن فاعل انسانی در مسئله شناخت ؛ علم و نفس را از گونه مجردات دانستن و عدم غیبت مجردات از یکدیگر ؛ معنای ویژه ای از یقین را ارائه داده است که مسبوق به سابقه نیست. البته در این معنای یقین نباید جایگاه علم حضوری و ابتنای علم حصولی بر علم حضوری را فراموش کرد.همین معنای یقین در هوسرل نیز مشاهده می شود . وی آگاهی را ساحت سه جانبه – فعل آگاهی ،اگو، متعلق آگاهی- می داند که با عقل ، عاقل و معقول متناظر هست. و باز این سه امر در اندیشه هوسرل در اتصاف با یکدیگر قرار دارند.هوسرل چونان صدرالمتالهین نقش فاعل شنا سا به عنوان نقطه مرکزی می پذیرد؛ و از آن به عنوان (( اگوی استعلایی )) یاد می کند.
کیفیت تعامل معرفت عقلی و عرفانی در معرفت شناسی صدرا
نویسنده:
علی حقی، سمیه حسینی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
بررسی و تحلیل جایگاه خیال در حکمت متعالیه ملاصدرا در مقایسه با فلسفه کانت
نویسنده:
حسن مرادی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
در بحث جایگاه خیال، رویکرد ملاصدرا که هم وجود شناسانه است؛ هم معرفت شناسانه مستحکمتر از رویکرد کانت است که فقط معرفت شناسانه می باشد زیرا؛ بدون داشتن وجود شناسی قوی و نقادانه نمی توان کارکرد معرفتی نفس را که خود امری وجودی است به درستی شناخت. بعلاوه جنبه وجود شناختی این بحث که به اثبات تجرد قوه خیال، خلاقیت نفس و تحقق عالم خیال و تکثر آن می انجامد به توجیه اموری چون معاد جسمانی، تناسخ، چیستی وحی و تجارب عرفانی، رابطه نفس و بدن، چگونگی خلق اثر هنری و چیستی تأویل کمک بسیار می کند در حالیکه فقدان بحث در مورد عالم خیال در فلسفه غرب که ناشی از پیروی فلاسفه قرون وسطا از افکار ابن رشد است موجب شده تا کانت نیز به این عالم و امور معرفت شناختی مربوط به آن بی توجه بماند و فلسفه نقادی او قادر به پاسخگویی در مورد این نوع مشکلات فلسفی مهم نباشد.نظرات ملاصدرا و کانت در مواردی مثل تعامل فاعل شناسایی و متعلق آن در ایجاد شناخت، خلاقیت خیال و وساطت صور خیالی و شاکله ها بین کثرات حسی و مفاهیم محض به ظاهر مشابهت دارند؛ اما به واسطه تفاوتی که در مبانی و رویکردها دارند برداشتی متفاوت از این عناوین دارند. ملاصدرا با تکیه بر اصالت وجود و وحدت تشکیکی آن، به حقیقت وجود و ظهور آن در ذهن و عین توجه کرده؛ اما کانت فقط به پدیدار محدوده در ذهن و مفاهیم توجه دارد. برای مثال تعامل ذهن و عین در فلسفه کانت، با تعریف جدید او از عینیت که آن را انقلاب کپرنیکی می نامد منجر به ایجاد ایده آلیسم استعلایی و فاعل شناسای خود بنیاد می شود درحالیکه خلاقیت خیال در حکمت متعالیه نه به معنای تعامل ذهن و عین است، نه به معنای ایده آلیسم بلکه نفس بواسطه حرکت جوهری و اشتداد وجودی، علوم حسی و خیالی را از باطن خود که همان حقیقت وجود نفس است مطابق با ظهور عینی اشیا، انشاء می کند و امور مادی فقط در حد علت معدِّه می باشند.در برخورد با مسأله شناخت راه حل ملاصدرا بر اساس مبانی حکمت متعالیه دارای استحکام بیشتری است؛ زیرا نظریه وحدت تشکیکی وجود که شامل وجود نفس هم می شود، ضامن یکسان بودن ماهیت اشیاء در ذهن و عین و یکسان بودن ماهیت اشیاء در مراتب مختلف وجود ذهن است زیرا حقیقت وجود اشیاء، یک حقیقت است که در دو مرتبه ذهن و خارجو در مراتب مختلف وجود ذهن به یکسان ظهور کرده است. در فلسفه ملاصدرا نسبت مراتب ذهن، نسبت ظهور و بطون است که مشکلی برای انطباق آنها وجود ندارد اما در فلسفه کانت نمی توان مطمئن بود که قوه خیال بواسطه عمل شاکله سازی، حکایت درستی از مقولات دارد یا نه. ملاصدرا عالم ماده را ظهور عالم مثال و عالم مثال را ظهور عالم عقل می داند و بر همین اساس، انسان و قوای ادراکی او را نیز دارای سه مرتبه می داند. همان حقیقتی که اشیاء مادی را ظاهر می کند می تواند ظهوری ذهنی از آنها در ذهن نیز ایجاد کند تا مشکل انطباق ذهن و خارج حل شود. این حقیقت امری بیرون از انسان نیست تا امکان فریبکار بودن یا نبودن آن مطرح شود بلکه حقیقت انسان در مرتبه عقلی و مراتب بالاتر همان حقیقت هستی و حقیقت تمام حقایق یعنی خداوند است.
بررسی مقایسه ای دیدگاه ابن سینا و ملاصدرا در مورد حقیقت علم و اتحاد آن با عالم ومعلوم
نویسنده:
مجتبی فراهانی
نوع منبع :
رساله تحصیلی , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
بحث اتحاد عاقل و معقول که در فلسفه اسلامی سابقه‌ای طولانی دارد، در ذیل مباحث علم و ادراکمطرح می‌شود. در مسأله ماهیت علم که مقصود از آن در این پایان‌نامه، فرایند حصول علم برای نفس می‌باشد، نظر ابن‌سینا این است که در علم ذات به غیر، نسبت علم به نفس، نسبت عرض به موضوع است. یعنی علم عبارت است از کیف نفسانی که وقتی انسان علوم مختلف را کسب می‌کند، مرتباً بر اعراض نفس افزوده می‌شود بدون اینکه در ذات و جوهر نفس تغییری حاصل شود. و لذا شیخ در باب نظریه‌ی اتحاد عاقل و معقول، این نظریه را در علم ذات به غیر مردود دانسته و با آن مخالفت می‌کند و تنها در علم ذات به ذات است که قائل به اتحاد می‌باشد. اما صدرالمتألهین معتقد است که در فرایند ادراک، وقتی نفس تعقّل می‌کند، چنین نیست که «دارای این معلوم» می‌شود، بلکه «همان معلوم» می‌گردد. و به عبارت دیگر نفس وقتی علوم مختلف را کسب می‌کند با آن علوم متحد می‌شود. به این صورت که نفس در ابتدا علم به ذات خودش دارد و زمانی که علم به غیر پیدا می‌کند، نفس گسترش پیدا می‌کند یعنی نفس حقیقتی است که قابل توسعه و گسترش است. و البته این نظریه مستلزم مبانی از جمله: اصالت وجود، تشکیک در وجود، حرکت جوهری و... می‌باشد که عمدتاً مبتکر این مبانی خود صدرا است. و لذا تقریر صدرا از بحث یگانه است. البته ابن‌سینا در کتاب مبدأ و معاد سخنی دارند که مثبت نظریه‌ی اتحاد عاقل و معقول در علم نفس به غیر می‌باشد که در این نوشتار به این نتیجه رسیدیم که اگر چنانچه شیخ قائل به این نظریه هم باشد، باز نمی‌تواند آن چیزی باشد که مقصود ملاصدرا می‌باشد چرا که نظریه صدرالمتألهین مبتنی بر اصول و مبانی است که در زمان ابن‌سینا اصلاً مطرح نبود و با نظام فکری وی سازگاری ندارد.
بررسی تأثیر امکان فقری در تبیین هویت انسان از نظر ملاصدرا و گابریل مارسل
نویسنده:
حسین عصاران قمی
نوع منبع :
رساله تحصیلی
منابع دیجیتالی :
وضعیت نشر :
ایرانداک,
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
پرسشاز چیستی انسان، پرسشی است که از دیرباز مطرح بوده است. دانشمندان و فیلسوفان فراوانی هریک به فراخور فهم خویش پاسخی دربرابر این پرسش پیش نهاده‌اند. از جمله این فیلسوفان، ملاصدراست. ملاصدرا بزرگترین فیلسوف مسلمان است. وی بنابر نظریه‌ی امکان وجودی یا فقری، تمام ممکنات به ویژه انسان را عین فقر، ربط و افاضه‌ی واجب می‌داند و وقتی می‌خواهد از هویت انسان سخن بگوید، هویت وی را چیزی متمایز از هویت علتش نمی‌داند و با این مبنا قائل می‌شود که شناخت انسان جدای از شناخت پروردگار و علتش ممکن نیست. وی همچنین قائل است که واقعیت وجودی انسان، واقعیت سیالی است که مراحل مختلف را از پایین‌ترین تا بالاترین درجه‌ی وجود، سیر می‌کند و در گذر ازهر کدام از این مراحل، مرتبه‌ی وجودی برتری را کسب می‌کند و در عین کسب هر مرتبه‌ی جدید، مراتب قبلی نیز محفوظ می‌ماند. بالاترین مرتبه‌ی وجودی که برای انسان حاصل می‌شود، مرتبه‌ی الهی است. اصل و حقیقت انسان را این مرتبه تشکیل می‌دهد و ذات وی در این مرتبه، در ذات حق فانی می‌شود. گابریل مارسل از جمله فیلسوفانی است که دغدغه‌ی وی یافتن علت هستی‌شناختی بی‌قراری انسان جدید است. وی «نیاز مبرم به هستی» را علامت اینبی‌قراری می‌شماردو ریشه‌ی این مسئله را فروکاهش انسان‌ها به کارکردهایشان، می‌داند. وی راه رهایی از چنین وضعیتی را اندیشه‌ی ثانویّه می‌داند. این اندیشه در مقابل اندیشه‌ی اولیّه قرار می‌گیرد. اندیشه‌ی اولیّه معطوف به حل مسئله است؛ درحالی‌که اندیشه ثانوی در پی آن است که، با رجوع به وحدت تجاربی از قبیل قدرشناسی، وفا، ایمان که راز هستی در آنها درک می‌شود، فهمی گسترده‌تر و پرمایه‌تر از معنای وجود و حیات انسانی بدست آورد. وی همچنین به ریشه‌یابیِ علتِ بحرانِ هویت در عصر جدید می‌پردازد. وی این نکته را متذکر می‌شود که در گذشته، آئینه‌ی درونیِ انسان تصویری از او برایش منعکس می‌کرد که در آن انسان بی‌هیچ زحمتی قادر به بازشناسی خویشتن بود. انسان بدان سبب به چنین وضعیتی دچار شده است که مرجع الهی خود را از دست داده است.
  • تعداد رکورد ها : 5214