جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

جستجوي پيشرفته | کتابخانه مجازی الفبا

کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی کتابخانه مجازی الفبا،تولید و بازنشر کتب، مقالات، پایان نامه ها و نشریات علمی و تخصصی با موضوع کلام و عقاید اسلامی

فارسی  |   العربیه  |   English  
telegram

در تلگرام به ما بپیوندید

public

کتابخانه مجازی الفبا
کتابخانه مجازی الفبا
header
headers
پایگاه جامع و تخصصی کلام و عقاید و اندیشه دینی
جستجو بر اساس ... همه موارد عنوان موضوع پدید آور جستجو در متن
: جستجو در الفبا در گوگل
نویسنده:
علی نهاوندی ، محمد مهدی سعیدی ، مهدی شکری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
این پژوهش به بررسی اجتهاد به‌مثابه یک فضیلت عقلانی می‌پردازد. اجتهاد که از ارکان اساسی فقه اسلامی و استنباط احکام شرعی است، نه‌تنها به‌عنوان یک فرایند استدلالی، بلکه به‌عنوان یک ملکه نفسانی و فضیلت عقلانی مورد تحلیل قرار می‌گیرد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی به تبیین مبانی فلسفی ‌اجتهاد و رابطه آن با دیگر فضایل عقلانی و اخلاقی چون حُسن تعقل، سرعت فهم، صفای ذهن و ...، نیز حکمت عملی به مثابه اعتدال اخلاقی می‌پردازد. در این مقاله ابتدا به تعریف و جایگاه اجتهاد در فقه امامیه پرداخته شده است. سپس با بهره‌گیری از چارچوبی فضیلت‌محور، اجتهاد به‌مثابه فضیلت عقلانی بررسی شده و نقش حکمت عملی در این فرایند تبیین می‌شود. همچنین تأثیر حالات غیرشناختی و ویژگی‌های اخلاقی بر استنباط احکام شرعی و نحوه اعتماد شناختی به دیگری (تقلید معرفتی) تحلیل شده است. این پژوهش با تأکید بر مفهوم عدالت به‌عنوان حکمت عملی و شرط اجتهاد، تلاش دارد تا از استحسان مبتنی بر حالات غیرشناختی فاصله بگیرد و بر عقلانیت شیعی تمرکز کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اجتهاد فراتر از یک ابزار استنباط احکام، یک فضیلت عقلانی است که با تعادل میان عقل، تجربه و نصوص دینی شکل می‌گیرد. مجتهد با بهره‌گیری از فضایل در قلمرو فکر همچون دقت، تعقّل و ویژگی‌های اخلاقی، می‌تواند احکام شرعی را متناسب با شرایط زمان و مکان استخراج کند. این رویکرد به پویایی فقه اسلامی و انطباق آن با تحولات اجتماعی و فرهنگی کمک شایانی می‌نماید.
صفحات :
از صفحه 109 تا 130
نویسنده:
محمدعلی نوری
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
یکی از راه‌های شناخت ماهیت هر علم، شناخت اجزای تشکیلدهنده آن است. حکمت عملی در جایگاه یک علم برهانی، برخوردار از سه جزء موضوع، مسائل و مبادی است و آگاهی از این اجزاء، راه درک بهتر این علم را هموار می‌کند. در نگاشته حاضر، بر ماهیت‌شناسی مبادی دانش حکمت عملی و ارتباط این مبادی با موضوع و مسائل دانش مذکور از نگاه فارابی که یکی از بزرگترین فیلسوفان درگیر با مباحث حکمت عملی است، تمرکز شده تا تصویر روشنی از پایه‌های اثبات مسائل این دانش به دست آید و از این رهگذر، سنخ و هویت خود حکمت عملی و راه تعامل سازنده با آن نیز معلوم گردد. با تحلیل و تبیین سخنان فارابی تلاش می‌شود معنا و مفاد اجزای علم و ارتباط آنها با یکدیگر و به دنبال آن، مقصود از مبادی تصوری و تصدیقی حکمت عملی و اقسام آنها و نیز چگونگی نقش این مبادی در اثبات مسائل حکمت عملی روشن گردد. همچنین به تمایز مبادی تصدیقی حکمت عملی از قضایای مشهور که مبدأ تصدیقی در علوم جدلی واقع می‌شوند و نیز به نقش مشهورات در دو ساحت پدید آمدن حکمت عملی و فرهنگ‌سازی و تعلیم و تأدیب افراد جامعه بر اساس آموزه‌های این حکمت، التفات داده می‌شود.
صفحات :
از صفحه 151 تا 165
نویسنده:
محمدطاهر کریمی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
مسئله‌ تعریف، از مهم‌ترین مباحث منطقی در سنت منطقی ارسطویی است. این بحث در سنت اسلامی با توجه به اندیشه‌های منطقی ارسطو مطرح و پیگیری شده است. فلاسفه مشائی متأثر از اندیشه ارسطو، در خصوص تعریف، قائل به تعریف حدّی و رسمی شده‌اند. ایشان قائل‌اند که در تعریف حدّی باید ذاتیات شئ متعلق تعریف، بیان شود و در تعریف رسمی خاصه شئ را می‌توان در کنار برخی از ذاتیات آن ذکر کرد تا به شناخت شئ منتهی شود. مشائیان بر این باورند که این سلسله انواع و اجناس که در تعریف حدّی از آنها استفاده می‌شود باید به جنس‌الاجناس‌هایی ختم شوند که خود بدیهی و بی‌نیاز از تعریف حدّی هستند و از آنها به عنوان مقولات عشر یاد می‌کنند. سهروردی در این بین، بر این باور است که نمی‌توان برای شناخت اشیاء به تعریف حدّی آنها دست یافت و این دیدگاه مشائین را مورد نقد قرار می‌دهد و خود برای شناخت حقیقت اشیاء بر روی عنصر شهود تأکید می‌کند. در مقاله حاضر، در ابتدا به بررسی دیدگاه ابتکاری سهروردی در باب تعریف مفهومی و سپس به نقد آن پرداخته خواهد شد.
صفحات :
از صفحه 95 تا 107
نویسنده:
علیرضا ملااحمدی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تبیینِ شهید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (قدّس الله نفسه الزکیّه) از حقیقت «ولایت» متفاوت با تبیینِ رایج در میان علمای شیعه است؛ این تفاوت نه به‌معنای تهافت، بلکه از افقی متفاوت و با گستره‌ای بیشتر ارائه شده که تقریر مشهور را نیز زیر چتر خود می‌گیرد. در این تحقیق فارغ از مبانی قرآنی و حدیثیِ این تبیین، مسئله‌ اصلی این است که صورت‌بندی فلسفی این نظریه چگونه امکان‌پذیر است. برای پاسخ، «نظریه‌ نظام حق» به‌عنوان چارچوب نظری برگزیده و در ابتدا شرح مختصری از این نظریه ارائه می‌شود. در تحلیل هستی‌شناختی «حق» در ساحت تشریع، روشن می‌شود که «ولایت» تنها گزینه برای «ساختار توحیدی و حق‌بنیادِ جامعه» است. ولایت، تنزّل الوهیّت خداوند در مقام «فاعل بالعشق» در ساحت تشریع است. حقیقت وجودشناختی و تاروپودِ مناسبات اجتماعی در جامعه‌ توحیدی از جنس «ولایت» است که همان تجلّی نظام حق است. برای این تحقیق چهار ثمره‌ مهم می‌توان برشمرد: اوّلاً اتقان فلسفی و انسجام درونی و بیرونی این نظریه نمایان می‌شود؛ ثانیاً معنای بسیاری از معارف ثقلین درباره‌ اهمیت ولایت در حیات توحیدی، روشن‌تر می‌گردد؛ ثالثاً مبنای هستی‌شناسی جامعه در حیطه‌ فلسفه‌ علوم اجتماعی تبیین می‌شود و رابعاً گرهِ دوگانه‌ «اصالت فرد / اصالت جامعه» گشوده شده و با منحلّ‌شدنِ این دوگانه، راه برای امتداد نظری در علوم اجتماعی اسلامی، هموار می‌گردد.
صفحات :
از صفحه 39 تا 56
نویسنده:
محمدرضا ارشادی نیا
نوع منبع :
مقاله , مطالعه تطبیقی
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
مسئله توحید محوری‌ترین مقصد در حکمت اسلامی است. الهیات بالمعنی‌الأعم به مثابه قواعد تمهیدی برای ورود به مسائل خاص الهیات به ویژه مسئله توحید به‌شمار می‌آید. برخی از حکما تضلع خود را در کاربست این قواعد و اصول در مسئله توحید نشان داده‌اند. شیخ‌الرئیس در نگاشتن رساله مستقل درباره توحید به‌سان بسیاری از مسائل فلسفی در آغاز صف ایستاده و پیشگامی را برای خود مسجل کرده است. نخستین‌‌‌بار او «الرسالة العرشیة فی توحیده تعالی و صفاته» را به عنوان رساله مستقل نگاشت و این مدخل را برای آیندگان گشود. این مسیر رونده‌ای به خود ندید تا نوبت به حکمای متعالی رسید. آنان متناوب در این موضع قلم‌فرسایی کردند و تفاضل نگاره‌های خود را با سایر نگاشته‌ها پرتوافکن کردند. مقایسه محتوایی، کمّی و کیفی رساله «العرشیة» از ابن‌سینا به عنوان نخستین رساله با «رسالة فی‌التوحید» از علامه طباطبایی به عنوان نگارنده معاصر، جلوه‌گر تاریخ درخشان و رو به تصاعد حکمت اسلامی به ویژه حکمت متعالیه است. توجه حکمای متعالی به آموزه‌های غنی، درس‌آموز و الهام‌بخشِ آیات و روایات، غنای داده‌ها و آموزه‌های فلسفی را تضمین و دامنه آن را گسترده ساخته است. مهم‌ترین امتیاز، جهش از توحید وجوب به توحید تشکیکی وجود و فراتر به توحید شخصی وجود است. تمایز در مبانی و رهیافت‌ها در پردازش‌های توحیدی این حکیم شاخص حکمت متعالیه مشهود است. برجسته‌سازی این تفاضل و تصاعد، شبهه تهی پنداشتن فلسفه اسلامی از محتوای معارف الهی از سوی فلسفه‌ستیزان را دفع و محتوای مستند حکمت الهی را نمایان می‌سازد.
صفحات :
از صفحه 187 تا 198
نویسنده:
رحمت الله رضایی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
قیاس مختلط قیاسی است که جهات در مقدمات آن گوناگون باشند. درباره مختلطات شکل اول، ارسطو، فارابی، ابن‌سینا و فخر رازی، به درستی إنتاج از صغرای ممکن باور دارند و برهمین اساس، آنان حتی صغراهای سالبه‌ را نیز منتج می‌دانند؛ درحالیکه ایجاب صغرا شرط این شکل است. نتیجه مهم این دیدگاه، افزایش شمار مختلطات منتج این شکل است. اما منطق‌دانانی مانند خونجی، ابهری، کاتبی و تفتازانی با مطرح کردن فعلیت صغرا، نه‌تنها مختلط از صغرای سالبه و صغرای ممکن را عقیم می‌دانند، بلکه دیدگاه ابن‌سینا را ناسازگار با دیدگاه او در باب‌ عقدالوضع می‌دانند. درنتیجه، حداقل 26 مختلط از مختلطات شکل اول تنها به همین دلیل، عقیم دانسته می‌شوند؛ اما در میان متأخران، قطب رازی به دفاع قاطعانه از ابن‌سینا برخاست و آشکارا خونجی را به ناتوانی در فهم سخنان ابن‌سینا متهم کرد. بدین‌ترتیب، پرسش مهم این است که آیا چنین مختلطاتی منتج هستند یا خیر. این تحقیق، به منظور یافتن پاسخ این پرسش، کوشش دارد با بررسی دلایل هریک از دو طرف، به ارزیابی استدلال و نقدهای خونجی بپردازد. به نظر می‌رسد استدلال خونجی درعین‌حالی که مبتنی بر پیش‌فرض‌های مناقشه‌پذیر است، گرفتار چند اشکال بنیادین و تعمیم‌های ناصواب است؛ همان‌گونه که قطب رازی به برخی از آنها اشاره کرده است.
صفحات :
از صفحه 131 تا 149
نویسنده:
مهدی احمدی ، محمد رضاپور
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
فهرست گزیده متکلمان،فیلسوفان و عالمان شیعی :
چکیده :
وجود ذهنی و علم، در کتب متداول درسی حوزه علمیه، در دو باب مدوّن شده‌اند. تبویب مختلف آن دو، حاکی از افتراق آنهاست؛ اما از سوی دیگر، مشارکت هر دو در اصل معرفت و شناخت، حاکی از اشتراک آنهاست. همین افتراق در عین اشتراک، موجب عدم فهم عمیق این دو مسئله مهم فلسفی می‌گردد. مضاف بر اینکه کمتر فیلسوفی به صورت مستقل و تفصیلی به بررسی تقابلی وجود ذهنی و علم پرداخته است. از سوی دیگر، دیدگاه رایج درباره وجود ذهنی و علم، این دو را یک حقیقت با دو لحاظ و اعتبار قلمداد می‌کند؛ اما آیت‌الله جوادی آملی در تقابل با این دیدگاه، وجود ذهنی و علم را دو واقعیت متباین به حساب می‌آورند. دیدگاهی که کمتر به آن پرداخته شده است و حاوی مطالبی دقیق و ارزنده است. پس در این تحقیق، از یک سو دیدگاه آیت‌الله جوادی آملی بررسی می‌گردد و اصل نظریه ایشان به همراه چهار دلیل مستدل می‌گردد؛ سپس تأثّر سه مسئله فلسفی از این نظریه بیان می‌شود. آنچه در پایان به عنوان دستاورد این تحقیق به ثبت می‌رسد، تغایر وجودی علم و وجودی ذهنی است.
صفحات :
از صفحه 57 تا 74
نویسنده:
مهدی بابایی المشیری ، محمد نجفی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
تبیین حقیقت وحی یکی از موضوعات کلیدی در اندیشه حکمای مسلمان است. سؤال اصلی این است که آیا الفاظ وحی نیز به‌طور مستقیم از سوی خداوند نازل شده‌اند یا نه. ابن‌سینا فرایند نزول وحی را در سه مرحله توضیح می‌دهد: نخست، افاضه حقایق وحیانی از سوی فرشته وحی؛ دوم، دریافت این حقایق به‌صورت معانی معقول، کلی و بسیط به‌وسیله عقل پیامبر؛ و سوم، تبدیل یا تنزل آن معارف کلی به حروف و کلمات در قوه تخیل پیامبر به واسطه فرشته وحی. او در مرحله سوم می‌کوشد نشان دهد که وحی الهی تحت تأثیر قوای ادراکی پیامبر قرار نمی‌گیرد. این تبیین بر اساس مبانی فلسفه مشاء شکل گرفته است. اما در حکمت متعالیه به چالش کشیده شده و ملاصدرا به ارائه تبیینی عمیق‌تر از حقیقت وحی پرداخته است. او معتقد است قرآن در سیر نزولی، و انسان کامل در سیر صعودی خود، چهار مرحله را طی می‌کنند و در هر مرتبه ویژگی‌های آن مرتبه را به خود می‌گیرند و پیامبر در هرمرتبه، وحی را متناسب با آن مرتبه دریافت می‌کند. این پژوهش به بررسی مبانی فلسفی دو نحله و نقد تبیین مشائی به‌وسیله اصول حکمت متعالیه می‌پردازد و در نهایت قضاوتی میان آنها ارائه می‌کند.
صفحات :
از صفحه 75 تا 94
نویسنده:
سید محمد قاضوی ، سید مهدی قاضوی
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
هوش مصنوعی تمامی عرصه‌های زندگی اجتماعی انسان خصوصاً دینی را متأثر از خود کرده و خواهد کرد. عامل‌ هوشمندِ مصنوعی بر اساس کارکردی که یک عامل هوشمند طبیعی دارد (قدرت، احساس، یادگیری) ‌‌تعریف شده است. مسئله اصلی این است هنگامی که راه‌های کسب علم حصولی در انسان همانند مواردی است که هوش مصنوعی برای کسب اطلاعات و داده‌ها دارد، همچون تجربه، مشاهده؛ چگونه حقیقتِ آنچه برای انسان و هوش مصنوعی رخ می‌دهد، متفاوت خواهد بود؟ با بررسی دقیق مفاهیم به‌‌کار رفته در هوش مصنوعی می‌توان در پاسخ به شبهات و چالش‌هایی که هوش مصنوعی در برابر الهیات اسلامی قرار می‌دهد، گام مؤثری برداشت. همچنین آشکار خواهد شد که اساساً برای هوش مصنوعی هیچ‌گونه علمی ایجاد نمی‌شود و صرفاً یک اشتراک لفظی روی داده و هوش طبیعی، متمایز از هوش مصنوعی است. به همین ترتیب، نمی‌توان علم حصولی را به هوش مصنوعی نسبت داد چه برسد به علم حضوری. مثلاً در مفهوم اختیار نیز اشتراک لفظی روی داده است؛ هنگامی که رایانه بتواند در وضعیت‌های متفاوت، یکی را انتخاب کند و دیگری را ترک کند، از حالت پیش‌آمده به «اختیار» تعبیر می‌شود، اما این وضعیت غیر از حالت روانی اختیار است. این تحقیق بر اساس روش تحلیلی ـ توصیفی برخی واژگان کلیدی در هوش مصنوعی و علم‌النفس فلسفی را مفهوم‌شناسی می‌کند.
صفحات :
از صفحه 167 تا 185
نویسنده:
محمد حسین‌زاده (یزدی)
نوع منبع :
مقاله
منابع دیجیتالی :
چکیده :
نوشتار پیش رو به چیستی سوبژکتیویسم عرفانی یا شهود سوبژه، امکان و اعتبار آن اختصاص یافته است. از آنجا که سوبژکتیویسم عرفانی بحث‌های گسترده و دشواری را در فلسفة عرفان، معرفت‌شناسی عرفان، فلسفة دین معاصر و نیز معرفت‌شناسی دینی رقم زده است، شایسته و بلکه بایسته است آن را کانون بحث و پژوهش قرار دهیم. سوبژکتیویسم عرفانی یا شهود سوبژه، همچون سوبژکتیویسم معرفت‌شناختی یا صدق سوبژه، از تأثیرگذارترین و بنیادی‌ترین مبانی معرفتی است که در قلمرو دانش‌های پیش‌گفته و دیگر دانش‌های همگن نقشی اساسی دارد و نمی‌توان این نظریه یا رقیبش را نادیده انگاشت. از جمله تأثیرگذاری‌های آشکار این مبحث این است که در جهت‌گیری‌ها و بنای نظریه‌ها در این ساحت‌ها نقشی غیر قابل اغماض ایفا می‌کند. مهم‌ترین دستاورد این پژوهش این است که تا چیزی عقلاً ممکن نباشد، شهود آن امکان ندارد. از این رو، نمی‌توان دعاوی خرافی و تناقض‌آلود را از راه ایمان و شهود سوبژه تثبیت کرد. بر پایه نگرش برگزیده، وحدت شخصی وجود، عقل‌ستیز نیست. در نتیجه، طبقه‌بندی‌ مکاشفات یا تجربه‌های عرفانی در بادی امر به عقل‌پذیر، عقل‌گریز و عقل‌ستیز نادرست است. نوشتار پیش رو به چیستی سوبژکتیویسم عرفانی یا شهود سوبژه، امکان و اعتبار آن اختصاص یافته است. از آنجا که سوبژکتیویسم عرفانی بحث‌های گسترده و دشواری را در فلسفة عرفان، معرفت‌شناسی عرفان، فلسفة دین معاصر و نیز معرفت‌شناسی دینی رقم زده است، شایسته و بلکه بایسته است آن را کانون بحث و پژوهش قرار دهیم. سوبژکتیویسم عرفانی یا شهود سوبژه، همچون سوبژکتیویسم معرفت‌شناختی یا صدق سوبژه، از تأثیرگذارترین و بنیادی‌ترین مبانی معرفتی است که در قلمرو دانش‌های پیش‌گفته و دیگر دانش‌های همگن نقشی اساسی دارد و نمی‌توان این نظریه یا رقیبش را نادیده انگاشت. از جمله تأثیرگذاری‌های آشکار این مبحث این است که در جهت‌گیری‌ها و بنای نظریه‌ها در این ساحت‌ها نقشی غیر قابل اغماض ایفا می‌کند. مهم‌ترین دستاورد این پژوهش این است که تا چیزی عقلاً ممکن نباشد، شهود آن امکان ندارد. از این رو، نمی‌توان دعاوی خرافی و تناقض‌آلود را از راه ایمان و شهود سوبژه تثبیت کرد. بر پایه نگرش برگزیده، وحدت شخصی وجود، عقل‌ستیز نیست. در نتیجه، طبقه‌بندی‌ مکاشفات یا تجربه‌های عرفانی در بادی امر به عقل‌پذیر، عقل‌گریز و عقل‌ستیز نادرست است.
صفحات :
از صفحه 9 تا 37